
حیات قلب و واعظ درونی
بعضیها هستند که خودشان چشمه دارند؛ یعنی از درونشان چشمهی گرمِ «واعظٍ مِن نَفسِهِ» (واعظی از درون خودشان) در وجودشان جوشان است. اما خیلیها نه، اینطور نیستند. اشتغالات دنیا این افراد را زود از واقعیاتی که در عالم هست، از یاد خدا و توجه به بندگی خدا دور میکند.
۱. موعظه؛ داروی احیای قلب
انسان اینگونه است که به هر چه مشغول میشود، از یاد خدا و آخرت فاصله میگیرد. این دور شدن نباید زیاد شود که خطرناک است؛ زیرا قلب زود میمیرد. وقتی قلب مُرد، آدم بد اخلاق میشود؛ وقتی مُرد، آدم کمصبر و بیحوصله میشود.
(نهجالبلاغه، نامه ۳۱)
(قلبت را با موعظه زنده کن)
قلب زود میمیرد؛ وقتی میمیرد ایمان از بین میرود، حالت روحی بد میشود و روح از ایمان تهی میگردد. به تبعِ آن، صبر و حوصله و حال خوشتان را از دست میدهید. اینها یعنی روح مرده است و میگوید حالا زندهاش کن.
چقدر نیاز دارید؟ هر قدر که این قلبِ مرده زنده شود. دیگر زمان روی آن نگذاشتهاند که بگویند هفتهای یکبار یا هر روز؛ بلکه آدم باید مثل دارویی که سرِ مریضیاش مصرف میکند، حواسش باشد. اولیای دین در صدد این بودند که تفهیم کنند شما میمیرید، قلبتان میمیرد؛ نگذارید این حالتِ مردگی دوام پیدا کند، زود زندهاش کنید.
۲. ایمان مستقر در برابر ایمان عاریهای
اما در مورد نشانه آنهایی که چشمه دارند؛ آنها کسانی هستند که با فراز و نشیبهای زندگی، ایمانشان پایین و بالا نمیرود. ایمانشان «عاریهای» نیست، بلکه ایمانشان «مستقر» شده، قشنگ ریشهدار شده و ماندنی است.
اگر مقداری حالش بد شود، مقداری اعصابش به هم بریزد یا کسی ناراحتش کند، ایمان را از دست نمیدهند، بدحال و بیحال نمیشوند. چشمه ایمان در انسان وقتی بجوشد، این عوارض انسان را از کار نمیاندازد و او راهش را ادامه میدهد.
اما آنهایی که این چشمه را ندارند نه؛ ایمانشان عاریهای است؛ میآید و میرود، میآید و میرود. الان میآید مسجد نماز میخواند و مثلاً هست، اما ده دقیقه دیگر که با خانمش دعوایش میشود، دیگر نیست! اینگونه میرود و برمیگردد.