
بصیرت؛ ترمز اضطراری در برابر گناه
(سوره اعراف، آیه ۲۰۱)
(پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسههای شیطان شوند، به یاد [خدا و پاداش و کیفر او] میافتند؛ و ناگهان بینا میگردند.)
میفرماید متقین اینطور هستند: وقتی میبینند طرف مقابل عصبانی است، فاصله میگیرند؛ وقتی میبینند زمینه گناه دارد پیش میآید، حواسشان را جمع میکنند و از آن فاصله میگیرند؛ نمینشینند تا بروند در دلِ ماجرا.
۱. مدیریتِ لحظاتِ بحرانی
متقین میدانند: «الان من دارم با همسرم حرف میزنم، اگر یک مقدار دیگر ادامه پیدا کند، به دعوا میکشد»؛ لذا سکوت میکند و چیزی نمیگوید. یا با خودش میگوید: «من الان دارم با کسی حرف میزنم که اگر کمی دیگر ادامه پیدا کند، دعوا میشود، ناراحتی پیش میآید، به هم تند میشویم، این رگهای اعصاب به هم میریزد و سیمهای اعصاب قاطی میکند!» قبل از اینکه به این نقطه برسند، «تَذَكَّرُوا»؛ حواسشان را جمع میکنند، چشمانشان را باز میکنند و نمیگذارند کار به آن نقطه بحرانی برسد. متقین اینگونهاند که به گناه نمیافتند.
۲. اصرار بر لغزش در غیر متقین
اما بقیه چطور به گناه میافتند؟ مینشیند، بحث میکند، جلو میآید، ادامه میدهد، یواشیواش میبیند دارد به هم میریزد، دارد عصبانی میشود و تند میشود، ولی باز هم ادامه میدهد! داد میزند، میخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، کوتاه نمیآید و جواب میدهد؛ خب این فرد به گناه میافتد.
۳. فرار از «زمینههای» گناه
متقین آنجایی که میبینند «زمینه» گناه هست، مراقبت میکنند. مثلاً میبیند: «من زیاد به نامحرم نگاه میکنم»؛ خب آن وقتهایی که شلوغی است، مثلاً میخواهد برود حرم یا بازار، کمتر میرود، دیرتر میرود یا در خلوتی میرود. یا میداند: «من وقتی این زمینه گناه در گوشی موبایلم پیش میآید، دیگر به گناه میافتم.» خب نمیگذارد پیش بیاید؛ قبل از اینکه آن موقعیت پیش بیاید، بلند میشود و فرار میکند؛ از آن فضا فاصله میگیرد. متقین اینطور هستند که میشوند «با تقوا». ولی بقیه نه؛ مینشینند، جلو میآیند و وقتی گرفتار گناه شدند، دیگر نمیتوانند از چنگال گناه در بیایند.
نکته کلیدی: متقین آن «زمینهها» را از بین میبرند، اما بقیه در زمینهها باقی میمانند تا گرفتارِ خودِ گناه میشوند. این نتیجه تقواست.