🎧 جایگاه "نیت" در مسیر رشد ایمان (شرح صحیفه سجادیه)
صوت کامل سخنرانی
1404/10/09
پست

🎧  جایگاه "نیت" در مسیر رشد ایمان (شرح صحیفه سجادیه)

💎 ارزش هر عملی به کیفیت نیت است!
❗️ارزش مؤمن به قصد و نیت اوست نه عمل!
✨ شهداء، دنبال دیده‌شدن نبودند... 
💰 عملت رو به بهترین خریدار بفروش! 
💫 ترغیب به اوجِ "کمال‌گرایی" در صحیفه سجادیه
🧮 "محاسبه"، فوت کوزه‌گزی در مسیر رشد ایمان
🔆 انسان، لایق بهترین‌هاست! 
💡 "اخلاص"، مصداق کامل یک تیر و چند نشان
⚠️ کار خیرت رو با منت‌گذاشتن به باد نده! 
🔰 کیفیت، مهم تر از کمّیت
☘️ سلمان، فوت کوزه‌گری را بلد بود

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۸ دی ۱۴۰۴

🎧 جایگاه "نیت" در مسیر رشد ایمان (شرح صحیفه سجادیه)

🎧  جایگاه "نیت" در مسیر رشد ایمان (شرح صحیفه سجادیه)

💎 ارزش هر عملی به کیفیت نیت است!
❗️ارزش مؤمن به قصد و نیت اوست نه عمل!
✨ شهداء، دنبال دیده‌شدن نبودند... 
💰 عملت رو به بهترین خریدار بفروش! 
💫 ترغیب به اوجِ "کمال‌گرایی" در صحیفه سجادیه
🧮 "محاسبه"، فوت کوزه‌گزی در مسیر رشد ایمان
🔆 انسان، لایق بهترین‌هاست! 
💡 "اخلاص"، مصداق کامل یک تیر و چند نشان
⚠️ کار خیرت رو با منت‌گذاشتن به باد نده! 
🔰 کیفیت، مهم تر از کمّیت
☘️ سلمان، فوت کوزه‌گری را بلد بود

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۸ دی ۱۴۰۴

متن

برکت نیت و عمل پاک در صحیفه سجادیه

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیّما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عبارت صحیفه سجادیه رسید به اینجا که فرمودند: «وَ انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النِّیّاتِ وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الاَعْمالِ».

اهمیت قصد و نیت در ارزش‌گذاری اعمال

امام سجاد (علیه‌السلام) یک مطلبی را تذکر می‌دهند و توجه می‌دهند؛ و آن، مسئله قصد و نیت انسان است در کارهایی که انجام می‌دهد. قصد و نیت، تعیین‌کننده ارزش عمل است؛ ارزش عمل انسان به آن نیت کار انسان بستگی دارد.

اگر کسی یک کار خیری انجام می‌دهد ولی قصد و نیتش این است که خودش را مطرح کند، این پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. کار به عنوان کارِ ریا و کارِ مبتلی‌به [ناخالصی] در عمل است و از ارزش و اعتبار ساقط می‌شود. اگر به نحوی کاری را انجام می‌دهد که می‌خواهد منتی سر کسی بگذارد، یا می‌خواهد چیزی را به کسی اثبات کند که چیز خوبی هم نیست، یا می‌خواهد مسئله‌ای را به رخش بکشد؛ و هرچه از نیت‌ها و فکرهای بد که انسان‌ها دارند. کار گاهی کارِ خیر است، کارِ خوب است، عملی است که ظاهرش خوب است و ظاهرش ایراد ندارد، ولی قصد و نیت فرق می‌کند.

خدای متعال با آن قصد و نیت کار دارد. ارزش انسان را فرمودند به قصد انسان است، به نیت انسان است؛ ارزش مؤمن به نیتش است، نه به خودِ عملش. عمل می‌تواند همراه باشد با بی‌اخلاصی، خودنمایی و مطرح بودن «من»؛ اینکه «من» این وسط مطرح باشم. من می‌خواهم خودم را اثبات کنم، خودم را نشان بدهم به بقیه و این کار را انجام بدهم؛ این‌ها پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. چشم و هم‌چشمی از تویش درمی‌آید، گرفتاری‌های دیگر درمی‌آید.

اخلاص؛ شرط قبولی عبادات و زوال منیت

اصلاً خدای متعال یکی از مقاصد عبادات را که برای ما قرار داده، این است که این «منِ» انسان و این نفس انسان از بین برود؛ من‌من کردن و منیت در آدم‌ها زایل بشود و از بین برود. برای همین در عبادات، خدای متعال اخلاص را شرط عمل گذاشته است. عمل اگر یک مقدار ناخالصی تویش بیاید، یک جایی از این نماز قصد انسان از «برای خدا بودن» دربیاید و برود برای یک جهت دیگری، باطل می‌شود. چرا؟ از همین نماز، خدا دارد ما را تمرین می‌دهد که کار، مال خدا؛ عمل، برای خدا؛ چیز دیگری هم این وسط نباید باشد و هیچ نیت و قصد دیگری هم نباید باشد.

چرا؟ چون انسان‌ها این‌طوری‌اند، کاسبند؛ همه چیز را بر اساس منفعت شخصی حساب می‌کنند. هر کاری را، حتی عبادت را هم وقتی انجام می‌دهند که احساس کنند یک منفعتی دارد؛ اگر منفعتی پشتش نبینند، زیر بارش به این راحتی نمی‌روند. [باید] منفعتی در آن باشد. اگر خدا این منافع را می‌گذاشت کنار، بهشت و جهنم را هم می‌گذاشت کنار، آنجا دیگر کسی نبود برای عبادت و در میدان عبادت؛ همان‌طور که مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) فرمود که اگر بهشت و جهنمی نبود، من که معلوم نبود دو رکعت نماز برای خدا خوانده باشم. اگر بهشت و جهنمی نبود، معلوم نبود که ما حاضر بشویم بلند شویم و نماز بخوانیم.

همه چیز در انسان بر محور خودش و خودخواهی و منیت و برجسته شدن خودش می‌چرخد؛ این ویژگی انسان و خصوصیت انسان است. هر جا احساس کند که خودش مطرح است و دیده می‌شود، آنجا بیشتر تلاش می‌کند؛ هر راهی که احساس کند به او شهرت و اعتبار می‌دهد، بیشتر تلاش می‌کند و بیشتر در آن مسیر قدم برمی‌دارد. لذا کارهایی که در چشم نیست، کارهایی که هیچ‌کسی نمی‌فهمد، از کارهای خیر معمولاً آدم‌ها، بیشترشان زیر بارش نمی‌روند؛ حتی کارهای خیر. بیشتر، کارهایی را خیلی وقت‌ها آدم‌ها حاضر می‌شوند قبول کنند که زحمتی دارد ولی بیشتر در چشم است و دیده می‌شود. اما کار اگر سخت‌تر است یا اصلاً در چشم نیست، انسان زیر بار نمی‌رود.

در خیلی جاها مثل هیئات، مثل مساجد، گاهی وقت‌ها کارهایی که این ویژگی [دیده شدن] را دارد بیشتر مشتری دارد. اما یک کارهایی که نه، آنجا دیگر چشمی نیست که ببیند، مطرح نیست انسان آنجا؛ آنجا نه، کمتر کسی زیر بار می‌رود.

سیره شهدا و انسان‌های بااخلاص در کارهای پنهانی

و این، یکی از خصوصیات برجسته انسان‌های بااخلاص و خصوصیات برجسته خیلی از شهداست؛ اینکه وقتی زندگی‌شان را نگاه می‌کنیم، رفتند جاهایی را پر کردند و کارهایی را انجام می‌دادند که کسی حاضر نیست انجام بدهد؛ میدانش خالی است، بازارش کساد است، خلوت است. او می‌رود آنجا.

نقل می‌کردند بعضی شهدا را خانواده‌هایشان، که مثلاً این کلاً می‌رفته مسئولیت جاهایی را به عهده می‌گرفته و کارهایی را [انجام می‌داده] که هیچ مطرح نبوده، هیچ در چشم نیست، هیچ ترفیع درجه‌ای تویش نبوده که حالا این کار را انجام بدهد درجه‌اش برود بالا، مطرح بشود، یا اعتباری باشد. اصلاً شاید کاری را سال‌ها انجام داده و هیچ‌کسی هم نفهمیده اصلاً این کار به عهده این بوده، این کار را این انجام داده است؛ و بعدِ مرگ، بعدِ شهادت، حتی پدرانشان، مادرانشان، همسرانشان، فرزندانشان متوجه شدند که مثلاً پدر ما، فرزند ما، برادر ما این‌کاره بوده است؛ فلان کار بزرگ را در کشور این انجام داده، بعداً که مثلاً شهید شده فهمیدند.

خدا مشتری خیلی خوبی هست برای این‌جور کارها. وقتی آدم اهل این‌طور نیت‌ها باشد، این‌قدر ظرفیتش را بالا برده باشد که نیتش از کار و ورودش در کار، هیچ جنبه شخصی و منفعت شخصی و مطرح شدن شخص من تویش نباشد؛ این‌طور باشد، آن وقت خدا اینجا خریدار خوبی است. خدای متعال خوب می‌خرد از انسان اخلاص را، به جایش خوب جبران می‌کند، به جایش بلد است چطور ارزش کار انسان را بالا ببرد. البته این دنیا هم ظرفیتش را ندارد که بخواهد اجرش و مزدش داده بشود، عمده‌اش در آخرت است که داده می‌شود، ولی به هر حال خدا خوب می‌داند چطور جبران کند.

پله‌های کمال و ضرورت محاسبه نفس

لذا امام سجاد می‌فرماید: «وَ انْتَهِ». این «انْتَهِ» فعل امر است؛ یعنی در نهایت برسد نیت من در انجام کارها به یک چنین نیت‌هایی. انسان ضعیف است، پله‌پله، قدم‌به‌قدم می‌تواند حرکت کند تا به یک نقطه کمالی برسد. این عبارات اول صحیفه، اوج کمال‌گرایی است که در انسان قرار داده می‌شود. ایمان، افضل ایمان، اکمل ایمان؛ نیت، بهترین نیت. من دنبال آن نقطه باشم، خودم را ارزیابی کنم ببینم من آمدنم به مسجد برای چیست؟ نماز خواندنم برای چیست؟ اگر پولی، خدمتی به کسی می‌کنم، پولی می‌دهم، کمکی انجام می‌دهم به کسی، کاری را انجام می‌دهم، این نیتم چیست؟

آدم خوب است گاهی خودش را مطالعه کند. آخر شب موقع خواب، که فرمودند آخر روز بنشیند آدم خودش را محاسبه کند، برای همین است؛ محاسبه یعنی خودم را بریزم وسط، قصدم از اینکه آن حرف را به آن بنده خدا زدم چی بود؟ واقعاً من نیتم خیر بود، اصلاحش بود، یا می‌خواستم مچش را بگیرم؟ واقعاً من نیتم خیر بود، یا می‌خواستم خودم را نشان بدهم؟ مطالعه می‌کند انسان خودش را. کسی هم نیست که در رودربایستی باشد انسان با او؛ خودش هست و خدا. محاسبه می‌کند من کارهام برای چیست؟ این حرف که زدم برای چی زدم؟ چی تویش بود؟ این مطالعه، اینکه آدم خودش را مطالعه کند، محاسبه کند، خیلی مهم است.

در دین، یک سری ابعادش را همه دارند، آن‌هایی که دیندارند؛ نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند. اما یک مسائلی هست چون کنارش نمی‌آید، آن دیندارِ درست‌حسابی نمی‌شود، آن آدم متدینِ درست‌حسابی نمی‌شود؛ یک نقطه ضعف‌هایی در او می‌ماند. پنجاه سال نماز خوانده، عبادت کرده، در همان نقطه مانده، اگر عقب‌تر نرفته باشد؛ خیلی هنر کرده باشد عقب‌تر نرفته باشد. چرا؟ چون نماز را گرفته اما حساب‌کتاب کردن را نگرفته؛ نماز را گرفته اما اگر بگویی یک بار شما شده در طول عمر، یک بار، یک روز، یک دفعه انسان بنشیند خودش را محاسبه کند، یک عملش را برآورد کند، بررسی کند من قصدم، نیتم چی بوده این کار را انجام دادم، این حرف را زدم؟ اینجا آن بزنگاه‌هاست در رشد ایمان.

انسان وقتی این کار را و این مسئله را نسبت به خودش انجام می‌دهد، آن سوراخ‌هایی که به کیسه اعمالش وارد کرده [ترمیم می‌شود]؛ همین‌طور کار خیر وارد کیسه عمل می‌کند ولی از یک طرف چیزی تهش نمی‌ماند چون سوراخ است، می‌رود؛ این‌ها جبران می‌شود، این‌ها راه جبرانش را پیدا می‌کند.

ارتقای نیت از مرتبه خوب به احسن النیات

«وَ انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النِّیّاتِ»؛ نیت من از این نیت بد بیاید نیت بالاتر، نیت بد دیگر در کارم نباشد، حداقلش [این است]. قصدم، قصد بدی نباشد که این حرف را زدم، یا این کار را کردم. بعد از خوب وارد- از مرحله بد که وارد مرحله خوب شدم، حالا این تا انتهای کار نیست؛ این از اینجا باید رشد کنم بروم بالاتر، «بهتره» را پیدا کنم. بهتره می‌رسد به آن نقطه.

آدم یک وقت یک کاری را انجام می‌دهد، مشکلی را از کسی مثلاً می‌رود حل می‌کند؛ خب، هیچ منتی هم نمی‌گذارد، اذیتی هم نمی‌کند، این هم یک کار خیری است که حل مشکلی از این فرد می‌کند. اما سمت و سوی الهی به آن نمی‌دهد؛ یعنی این کار را دارد انجام می‌دهد، زحمت را می‌کشد اما نمی‌تواند بدهد به خدا. ته خطِ همتش همین است، واقعاً نیتش هم اشکال ندارد، خوب است که مشکل این بنده خدا حل بشود. اما پای خدا وسط نیست؛ پای خدای متعال وسط بودن یک چیز دیگر است. یعنی من چون خدا گفته و خدا خواسته این کار را انجام می‌دهم، آن وقت می‌شود یک تیر دو نشان. یک تیر دو نشان، می‌خواهند مؤمن یک تیر چند نشان باشد؛ یعنی این کاری که انجام می‌دهد، رفت زحمت کشید، خدمت کرد به مردم، به یک کسی مشکلش را حل کرد، اما از لحاظ ایمان و از لحاظ رشد ایمان و باور به خدا که اصل مطلب هم همین است، از این بهره‌ای نمی‌برد. کار خیر انجام می‌دهد اما رشد الهی و معنوی ندارد، پایین می‌ماند.

این، می‌خواهند نشان اول که تیر به آن اصابت کند، انجام آن عمل خیر [باشد]؛ خیلی‌ها موفق بشوند این را داشته باشند که یک کار خوبی را برای کسی انجام بدهند، بعد هم منت نگذارند، اذیت نکنند، ضایعش نکنند. اما یک عده‌ای به تعلیم دین می‌دانند که این را باید بدهم به خدا و طرف حساب، خدا باشد؛ نماند در همین مرحله. چون در همین مرحله بماند، ممکن است چند وقت بعد ضایع کند عملم را. خیلی وقت‌ها آدم یک کاری رفته برای کسی انجام داده، همان وقت هم نیت بدی نداشته، منت و اذیتی هم نداشته؛ بعد انجام داده، انجام داده، یک‌دفعه‌ای بعد از چند وقت، بعد از چند سال مشکلی، ناراحتی‌ای پیش آمده، حالا می‌آید انتظار دارد که این که برایش این‌همه کار کردم یک کاری برای من انجام بدهد و انجام نمی‌دهد؛ حالا بعد از ده سال که آدم برایش یک کاری کرد، می‌آید منتش را می‌گذارد؛ می‌گوید خب من این‌همه برایت فلان کار را کردم، من این‌همه برایت فلان کار را کردم. یعنی اول، از همان اول نیامد منت بگذارد، خرابش نکرد، با منت ضایع نکرد اجرش را، اما بعداً، ده سال دیگر؛ چون شیطان دست‌بردار نیست. یعنی بتواند این کارِ الانِ من را ده سال دیگر هم از من بگیرد، می‌گیرد؛ تلاشش را می‌کند، خیلی جدیت دارد در کارش.

پیوند عمل صالح با رشد ایمانی و معنوی

خب برای چی می‌گویند این را بده به خدا و به حساب خدای متعال؟ چون انسان با انجام یک کار خوب در مسیر رشدِ ایمان قرار بگیرد، ایمانش رشد کند، به آن خطر مبتلا نشود؛ وگرنه ده سال دیگر به رخ طرف می‌کشد، می‌گوید کی بود ده سال پیش آن کار را برایت کرد؟ اِ ضایعش کردی. بنا نبود منت بگذاری، این منت که مال همان لحظه نیست؛ ده سال بعد منتش را می‌گذارد، ضایع می‌شود. «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذىٰ»؛ شما اگر یک کار خیر برای کسی کردید، منت گذاشتید، اذیت کردید، باطل شد، هیچی، رفت؛ پیش خدا هیچی ندارید، صفر.

حالا احسن نیت این است که من که رفتم کار این را حل کردم، ذهنم را و فکرم را و نیتم را ببرم برای خدا، طرف حسابم خدا باشد. خدایا من برای تو کردم، نه برای هیچ‌کسی. آن وقت اینجا آدم در مسیر رشد قرار می‌گیرد، عقب‌گرد نمی‌کند. وگرنه خیلی‌ها بودند زحمت کشیدند در اسلام، در همین انقلاب، زحمت کشیدند، تبعید شدند، شکنجه دیدند، زندان رفتند، خونِ دل خوردند، فرزندشان شهید شد، کیا کِیاشون شهید شد، خودشان در جبهه مجروح شدند، اسیر شدند، این‌ها؛ ولی بعد، چون شیطان که دست‌بردار نیست، ول نمی‌کند تا آدم زنده است، یک کاری می‌کند که این کار بزرگی که انجام داده از او بگیرد. بعد امتحان‌هایی پیش می‌آید، مسائلی پیش می‌آید، دلخوری‌هایی پیش می‌آید، کمبودهایی پیش می‌آید، این‌ها می‌شود صحنه‌های امتحان؛ حالا او چیزی که داشت را دیگر، پیش خدا بنا بود بگذارد بماند، نگذاشته بود درست‌حسابی، تثبیتش نکرده بود، پس گرفت. شروع می‌کند منتش را بگذارد، شروع می‌کند طلبکاری بکتد، ضایع می‌کند اجرش را، برمی‌گردد. خیلی‌ها همین‌جور اجر آن مجاهدت‌ها ضایع می‌شود، به محض اینکه پای منت و اذیت می‌آید وسط.

حالا می‌خواهند ما رشد کنیم، بگوییم من کارم- من دادم مال خدا؛ مثل خیلی همین شهدا، خانواده‌هایشان، مثل خیلی همین جانبازان، ایثارگران. خیلی‌هایشان وقتی بهشان می‌گویی خب این‌همه داری رنج می‌کشی، اذیتی، ناراحت نیستی، چیزی نیست؟ خب آن‌ها هم گرفتاری دارند، مشکل دارند، اذیت دارند؛ گاهی مشکلاتشان بیشتر از مردم عادی هم هست. ولی بعضی‌هایشان این‌قدر عظمت دارند، نیت‌ها خالص و پاک، می‌گویند من که به این و آن ندادم، برای این و آن کار نکردم که؛ من این‌ها را به خدا دادم، بچه‌ام را با خدا معاوضه کردم، با خدا عوض کردم، پیش خدا حساب کردم. این‌ها رشد می‌کنند، این‌ها در مسیر صراط مستقیم می‌ماند. اما آن کسی که طرف حسابش درستش نکرده، خدا نیست و پایش ثابت‌قدم نمی‌ماند، پس می‌گیرد یک روز؛ هدیه داده را پس می‌گیرد. آن رنج کشیده شده را، آن پای مجروح شده را، آن بدن آسیب دیده را که پیش خدا خیلی اجر دارد، مزد دارد، پس می‌گیرد.

حقیقت احسن الاعمال در کلام امام صادق (علیه‌السلام)

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) اول در این دعا، قبل از اینکه شروع کنند مکارم اخلاق را بگویند، می‌گویند خدایا این چند تا چیز خیلی مهم است، این‌ها را به من کمک کن من داشته باشم؛ یکیش نیت و قصد انسان است. برسد به آن نقطه‌ای که بهترین قصد و نیت باشد، آن هم اینکه مال خدا و برای خدا و در راه خدا [باشد]؛ بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله. این‌ها همه‌اش بر مدار توحید و خدا می‌گردد، آن وقت انسان عظمت پیدا می‌کند، می‌آید بالا. از لجن‌زار این چیزهای پایین و پست رشد می‌کند، خودش را می‌کشد بالا، خودش را خرج پایین نمی‌کند، کارِ خیرش را با چیزهای کم‌ارزش عوض نمی‌کند. می‌گذارد پیش خدا محفوظ، آنچه که در پیشگاه خدا باشد «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَ اَبْقى»، «وَلَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ»؛ آنجا خدا درست‌حسابی تلافی‌اش را درمی‌آورد.

«وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الاَعْمالِ»؛ نیتم که بهترین نیت بشود، به تبعش عملم هم برسد به آن نقطه که در کارهام، رفتارم، مجموع چیزهایی که از من دارد صادر می‌شود، دیگر چیز بدی نباشد که هیچ، هر چیزی هست بهترینش باشد. خدایا به من کمک کن بهترین عمل را انجام بدهم. در اسلام نگاه اصلاً به این نیست که این کثرت [ملاک باشد که] خیلی اهل عمل است؛ یعنی خیلی عبادت می‌کند از لحاظ کمیت.

امام صادق (علیه‌الصلاة و السلام) همین‌جا که مطابق آیه هست «لِیَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» فرمودند: «لَیْسَ یَعْنی اَکْثَرَ عَمَلاً»؛ منظور نیست که کی عملش کمیتش، تعدادش بیشتر است. این بیشتر از آن یکی نماز خوانده پس این بیشتر پیش خدا ارزش دارد. بلکه اونی که عملش شایسته‌تر است، عمل درست‌تر را انجام داده. بعد عمل درست‌تر را تفسیر فرمودند: آنجایی که- او حالتی است، عملی است که مطابق فرمان الهی انجام می‌شود؛ تویش گناه و معصیت نیست، ملازم با خشیت الهی است. تویش گناه راه ندارد، تویش حالت بد، خلق بد، عمل بد راه نداده؛ یعنی یک‌دست خالص است با نیت خالص؛ «وَ النِّیَّةُ الصّادِقَةُ»، نیتش هم درست باشد، نیتش هم از این نیت‌های بد و پایین نجات پیدا کرده باشد.

الگوگیری از فوت کوزه‌گری سلمان در اخلاص و بندگی

این می‌شود یک کسی مثل سلمان. سلمان یک انسانی بود، یعنی غیر معصومین، یک انسانی بود مثل ما انسان‌ها؛ اما آن چیزی که از مطالعه زندگی ایشان برمی‌آید همین است، فوت کوزه‌گری در کارها بلد بود. این نبود که تمام شبانه‌روز دارد نماز می‌خواند؛ کارهای خیر مهمی را که روایاتی هست انتخاب کرده بود، انجام می‌داد، پایش هم ثابت‌قدم بود و اخلاص داشت؛ اخلاص خیلی مهم است. خدا مشتری خوبی است برای عملِ بااخلاص؛ عملی که نه از گناه و معصیت تویش خبری است، نه، آن که هیچ. خودِ عمل پاک شده، خالص شده از این ناخالصی‌ها و از این بدفکری‌ها و بددلی‌ها و بدنیتی‌ها، نیت‌های بد، نجات پیدا کرده؛ این می‌شود یک کسی مثل سلمان.

یعنی وقتی یک جا پیغمبر اکرم سؤال کرد کی شب تا صبح نماز می‌خواند، ایشان گفتند من. بقیه گفتند ما حالا ندیدیم ایشان فلان و فلان، شب تا صبح هم دارد نماز می‌خواند؛ بعد فرمود خودتان فرمودید مثلاً کسی که موقع خواب سه بار سوره توحید بخواند یا فلان کار را انجام بدهد، ارزش این را دارد. من هم انجام می‌درم، پای کار ثابتم؛ این را انجام می‌دهم، پایش ثابت‌قدم بود.

«وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الاَعْمالِ»؛ عمل من و کار من برسد به آن نقطه که بشود بهترین عمل. بهترین عمل کدوم است؟ دو ویژگی هست؛ یکی کنارش گناه و معصیت نیست، دو نیتش نیتِ درستی است؛ نیتش به او احسن نیت رسیده که کار مال خدا، نه حساب دیگری این وسط باشد.

درخواست ثبات قدم و تمامیت نیت از لطف الهی

بعد در فراز بعدی می‌فرماید، دوباره بحث نیت را می‌فرماید: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِیَّتی». حالا که به من- از تو خواستم نیتم درست بشود و اصلاح بشود، «وَفِّرْ» یعنی کامل و تام باشد، ناقص تصمیم نگیرم، ناقص نیت نکنم. بعضی‌ها تصمیم می‌گیرند به یک کار خیری، اما شل تصمیم می‌گیرند؛ بعضی‌ها ثابت‌قدمند، کامل است، تام است، پای کار ایستاده‌اند. یعنی تصمیم گرفته که من خلاف بندگی خدا کاری انجام ندم، نمی‌دهد، پای کار می‌ایستد. دوباره بحث نیت مطرح است؛ خدایا این قصدی که کردم که عملم خالص باشد، درست باشد، برای رضای تو باشد، تویش اذیت و منت و مطرح کردن خودم و نشان دادن خودم، این حرف‌ها نباشد، حالا پایش ثابت‌قدم بمانم، «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِیَّتی». خدایا به لطفت و کرمت به من کمک کن، از تو خواستم نیتم درست بشود و اصلاح بشود، حالا پایش ثابت‌قدم بمانم.

معنای لطف الهی، یعنی همین؛ خدای متعال اسباب و وسائل را یک طوری فراهم کند که آدم به این مقصد برسد. این معنای لطف الهی است که شامل یک بنده‌ای بشود، به طور خاص کمکش کند. می‌گویند لطف خدا شامل حالش شده، یعنی خدا یک نظر خاصی به او کرده است. «وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِیَّتی»؛ خدایا لطفت را، من صفت لطیف بودنت را واسطه قرار می‌دهم، تو را قسممت می‌دهم که کمک کنی که پای این نیتم ثابت‌قدم بمانم، کم نیارم.

دعای پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند که نیتِ خالص و عملِ صالح و نیتِ کامل داشته باشیم تا آخر عمر.

پروردگارا به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده.

ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

ما را در صراط مستقیم بمیران.

کسانی که ما را با این صراط آشنا کردند، بر علوّ درجاتشان بیفزا.

امواتمون، گذشتگانمون، حق‌دارانمون، پدران، مادران، کسانی که ذره‌ای گردن ما حق دارند، ارواح طیبه علما، شهدا، روح حضرت امام را غریق رحمت بفرما.

کسانی که به مردم خدمت می‌کنند یاری کن.

کسانی که خیانت می‌کنند شرّشان را به خودشان برگردان.

شرّ دشمنان اسلام، دشمنان این مردم، این مملکت، این انقلاب را به خودشان برگردان.

کسانی که خدمت می‌کنند، مخصوصاً رهبر معظم را یاری بفرما.

مشکلات ما برطرف بفرما.

اسباب حل مشکلات فراهم بفرما.

عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما.

امر فرج امام عصر را تعجیل بفرما.

ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده.

بالنبی و آله.

گزیده

۱. قصد و نیت؛ تعیین‌کننده ارزش واقعی اعمال

عبارت صحیفه سجادیه این است: «وَ انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النِّیّاتِ وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الاَعْمالِ». امام سجاد (علیه‌السلام) به مسئله قصد و نیت انسان در کارهایی که انجام می‌دهد، توجه می‌دهند. قصد و نیت، تعیین‌کننده ارزش عمل است و ارزش عمل انسان به آن نیت کار او بستگی دارد. اگر کسی یک کار خیری انجام می‌دهد ولی قصد و نیتش این است که خودش را مطرح کند، این پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. کار به عنوان کارِ ریا و کارِ مبتلی به ناخالصی در عمل است و از ارزش و اعتبار ساقط می‌شود. کار گاهی کارِ خیر است، کارِ خوب است، عملی است که ظاهرش خوب است و ظاهرش ایراد ندارد، ولی قصد و نیت فرق می‌کند و خدای متعال با آن قصد و نیت کار دارد.

۲. حقیقت ارزش مؤمن در خلوص نیت است

ارزش انسان به قصد انسان و به نیت اوست؛ ارزش مؤمن به نیتش است، نه به خودِ عملش. عمل می‌تواند همراه باشد با بی‌اخلاصی، خودنمایی و مطرح بودن «من»؛ اینکه «من» این وسط مطرح باشم. من می‌خواهم خودم را اثبات کنم، خودم را نشان بدهم به بقیه و این کار را انجام بدهم؛ این‌ها پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. چشم و هم‌چشمی از تویش درمی‌آید و گرفتاری‌های دیگر ایجاد می‌شود. اصلاً خدای متعال یکی از مقاصد عبادات را که برای ما قرار داده، این است که این «منِ» انسان و این نفس انسان از بین برود؛ من‌من کردن و منیت در آدم‌ها زایل بشود و از بین برود. برای همین در عبادات، خدای متعال اخلاص را شرط عمل گذاشته است.

۳. عبادتِ خالصانه، تمرینی برای زوال منیت

عمل اگر یک مقدار ناخالصی تویش بیاید، یک جایی از این نماز قصد انسان از «برای خدا بودن» دربیاید و برود برای یک جهت دیگری، باطل می‌شود. از همین نماز، خدا دارد ما را تمرین می‌دهد که کار، مال خدا؛ عمل، برای خدا؛ چیز دیگری هم این وسط نباید باشد و هیچ نیت و قصد دیگری هم نباید باشد. چرا؟ چون انسان‌ها همه چیز را بر اساس منفعت شخصی حساب می‌کنند. هر کاری را، حتی عبادت را هم وقتی انجام می‌دهند که احساس کنند یک منفعتی دارد؛ اگر منفعتی پشتش نبینند، زیر بارش به این راحتی نمی‌روند. اگر خدا این منافع را می‌گذاشت کنار، بهشت و جهنم را هم می‌گذاشت کنار، آنجا دیگر کسی نبود برای عبادت در میدان.

۴. آفتِ شهرت‌طلبی و گریز از کارهای پنهانی

همه چیز در انسان بر محور خودش و خودخواهی و منیت و برجسته شدن خودش می‌چرخد؛ این ویژگی و خصوصیت انسان است. هر جا احساس کند که خودش مطرح است و دیده می‌شود، آنجا بیشتر تلاش می‌کند؛ هر راهی که احساس کند به او شهرت و اعتبار می‌دهد، بیشتر تلاش می‌کند و بیشتر در آن مسیر قدم برمی‌دارد. لذا کارهایی که در چشم نیست، کارهایی که هیچ‌کسی نمی‌فهمد، از کارهای خیر معمولاً آدم‌ها، بیشترشان زیر بارش نمی‌روند. بیشتر، کارهایی را خیلی وقت‌ها حاضر می‌شوند قبول کنند که زحمتی دارد ولی بیشتر در چشم است و دیده می‌شود. اما کار اگر سخت‌تر است یا اصلاً در چشم نیست، انسان زیر بار نمی‌رود.

۵. سیره شهدا؛ پر کردن سنگرهای خالی و بی‌نشان

یکی از خصوصیات برجسته انسان‌های بااخلاص و خصوصیات برجسته خیلی از شهدا این است که وقتی زندگی‌شان را نگاه می‌کنیم، رفتند جاهایی را پر کردند و کارهایی را انجام می‌دادند که کسی حاضر نیست انجام بدهد؛ میدانش خالی است، بازارش کساد است، خلوت است. او می‌رود آنجا. مسئولیت جاهایی را به عهده می‌گرفته و کارهایی را انجام می‌داده که هیچ مطرح نبوده، هیچ در چشم نیست، هیچ ترفیع درجه‌ای تویش نبوده که حالا این کار را انجام بدهد درجه‌اش برود بالا، مطرح بشود، یا اعتباری باشد. اصلاً شاید کاری را سال‌ها انجام داده و هیچ‌کسی هم نفهمیده اصلاً این کار به عهده این بوده است و بعدِ شهادت متوجه شدند.

۶. ضرورت مداوم مطالعه و محاسبه نفس

انسان ضعیف است، پله‌پله، قدم‌به‌قدم می‌تواند حرکت کند تا به یک نقطه کمالی برسد. این عبارات اول صحیفه، اوج کمال‌گرایی است که در انسان قرار داده می‌شود. ایمان، افضل ایمان، اکمل ایمان؛ نیت، بهترین نیت. من دنبال آن نقطه باشم، خودم را ارزیابی کنم ببینم من آمدنم به مسجد برای چیست؟ نماز خواندنم برای چیست؟ آدم خوب است گاهی خودش را مطالعه کند. بنشیند آدم خودش را محاسبه کند؛ محاسبه یعنی خودم را بریزم وسط، قصدم از اینکه آن حرف را به آن بنده خدا زدم چی بود؟ واقعاً من نیتم خیر بود، اصلاحش بود، یا می‌خواستم مچش را بگیرم؟ واقعاً من نیتم خیر بود، یا می‌خواستم خودم را نشان بدهم؟

۷. آفتِ منت؛ نابودکننده مجاهدت‌های چندساله

خیلی وقت‌ها آدم یک کاری رفته برای کسی انجام داده، همان وقت هم نیت بدی نداشته، منت و اذیتی هم نداشته؛ بعد انجام داده، انجام داده، یک‌دفعه‌ای بعد از چند وقت، بعد از چند سال مشکلی، ناراحتی‌ای پیش آمده، حالا می‌آید انتظار دارد که او یک کاری برای من انجام بدهد و انجام نمی‌دهد؛ حالا بعد از ده سال که آدم برایش یک کاری کرد، می‌آید منتش را می‌گذارد؛ یعنی با منت ضایع می‌کند اجرش را. شیطان دست‌بردار نیست و بتواند این کارِ الانِ من را ده سال دیگر هم از من بگیرد، می‌گیرد؛ تلاشش را می‌کند. شما اگر یک کار خیر برای کسی کردید، منت گذاشتید، اذیت کردید، باطل شد و پیش خدا هیچی ندارید.

۸. ملاکِ الهی؛ شایستگی و کیفیت عمل، نه کمیت آن

در اسلام نگاه اصلاً به این نیست که این کثرت ملاک باشد که خیلی اهل عمل است؛ یعنی خیلی عبادت می‌کند از لحاظ کمیت. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: منظور نیست که کی عملش کمیتش، تعدادش بیشتر است؛ این بیشتر از آن یکی نماز خوانده پس این بیشتر پیش خدا ارزش دارد. بلکه اونی که عملش شایسته‌تر است، عمل درست‌تر را انجام داده. عمل درست‌تر عملی است که مطابق فرمان الهی انجام می‌شود؛ تویش گناه و معصیت نیست، ملازم با خشیت الهی است. تویش گناه راه ندارد، تویش حالت بد، خلق بد، عمل بد راه نداده؛ یعنی یک‌دست خالص است با نیت خالص و نیت صادق.

۹. فوت کوزه‌گری سلمان؛ ثبات قدم و اخلاص در بندگی

سلمان یک انسانی بود مثل ما انسان‌ها؛ اما آن چیزی که از مطالعه زندگی ایشان برمی‌آید همین است، فوت کوزه‌گری در کارها بلد بود. این نبود که تمام شبانه‌روز دارد نماز می‌خواند؛ کارهای خیر مهمی را انتخاب کرده بود، انجام می‌داد، پایش هم ثابت‌قدم بود و اخلاص داشت؛ اخلاص خیلی مهم است. خدا مشتری خوبی است برای عملِ بااخلاص؛ عملی که خودِ عمل پاک شده، خالص شده از این ناخالصی‌ها و از این بدفکری‌ها و بددلی‌ها و بدنیتی‌ها، نجات پیدا کرده است. بهترین عمل دو ویژگی دارد؛ یکی کنارش گناه و معصیت نیست، دو نیتش نیتِ درستی است و کار مال خداست.

شرح صحیفه سجادیه - مسجد سیدالشهداء‌(ع) - 1404

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 جایگاه "نیت" در مسیر رشد ایمان (شرح صحیفه سجادیه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی