🎧مهمترین عبادتی که خداوند از ما خواسته! (شرح نهج البلاغه)
صوت کامل سخنرانی
1404/10/06
پست

🎧مهمترین عبادتی که خداوند از ما خواسته! (شرح نهج البلاغه)

💫 "تقوا"، مظهر کامل حق‌شناسی و حق‌گرایی
⚠️ حق خدا را به جای نیاوردی!
🔥 "گناه‌"، همه چیز را به آتش می‌کشد
💎 "تقوا"، تنها راه رسیدن به بهشت
🔍 "متّقین" به بهشت نمی‌روند! 
✅ ... بهشت را برایشان می آورند! 
💡راه خدا، مبهم و پیچیده نیست! 
🥀 انسان‌ها در متن خسارت‌اند!
🛤 در ریل تقوا قرار بگیر!
💧 گناه ایمان را آبکش می‌کند!
💰شیخ عباس قمی، تاجر کاربلد!
🍂 تقوای ما به درد خدا نمی‌خورد!
📢 هشدار اموات از اعماق قبرها
⁉️ با عظمت تر از تقوا؟
🔰 دنبال شفاعت اهل بیت نباشیم!
🖤 گناه ما قلب اهل بیت رابه درد می‌آورد

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۵ دی ۱۴۰۴

🎧مهمترین عبادتی که خداوند از ما خواسته! (شرح نهج البلاغه)

🎧مهمترین عبادتی که خداوند از ما خواسته! (شرح نهج البلاغه)

💫 "تقوا"، مظهر کامل حق‌شناسی و حق‌گرایی
⚠️ حق خدا را به جای نیاوردی!
🔥 "گناه‌"، همه چیز را به آتش می‌کشد
💎 "تقوا"، تنها راه رسیدن به بهشت
🔍 "متّقین" به بهشت نمی‌روند! 
✅ ... بهشت را برایشان می آورند! 
💡راه خدا، مبهم و پیچیده نیست! 
🥀 انسان‌ها در متن خسارت‌اند!
🛤 در ریل تقوا قرار بگیر!
💧 گناه ایمان را آبکش می‌کند!
💰شیخ عباس قمی، تاجر کاربلد!
🍂 تقوای ما به درد خدا نمی‌خورد!
📢 هشدار اموات از اعماق قبرها
⁉️ با عظمت تر از تقوا؟
🔰 دنبال شفاعت اهل بیت نباشیم!
🖤 گناه ما قلب اهل بیت رابه درد می‌آورد

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۵ دی ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا، ابوالقاسم المصطفی محمد [صلوات حضار]. و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین، سیّما بقیة الله فی الأرضین، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

جایگاه مبنایی تقوا در هندسه عملی اسلام

صحبت در توضیح صد و نود و یکمین خطبه‌ی نهج‌البلاغه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌الصلوة‌و‌السلام) بود. تا اینجا ایشان فرمودند این سفارش به تقوا، چند جهت در آن مطرح است که وقتی انسان به این جهات توجه می‌کند، هیچ مسئله‌ای اهمیت این مسئله را ندارد. یعنی اگر از ما بپرسند در تمام مسائل عملی اسلام، مهم‌ترین مسئله که هیچ مسئله‌ای به اهمیت آن نیست چیست؟ در مسائل عملی اسلام، آن مسئله‌ی تقوا است.

لذا امیرالمؤمنین فرمودند من که زیاد شما را سفارش به تقوا می‌کنم، چند جهت در آن است: تقوا حق خداست بر شما، و تقواست که حقوقی را از جانب شما بر خدا استوار می‌کند. خدا به واسطه‌ی تقوای شما تضمین داده و تعهد داده است به اینکه کار شما را راه بیندازد، مشکل شما را حل کند و نجات [تان] بدهد. بعد فرمودند از خدا کمک بگیرید، دعا کنید و از خدا بخواهید تقوا را. از دعاهای مهم و اصلی‌تان، خواستن این مسئله باشد.

تقوا؛ تنها راه ادای حق الهی

در عبارت بعدی هم فرمودند و چیزی که بخواهید با آن حق خدا را ادا کنید نیست، جز تقوا. یعنی اگر انسان، انسانِ حق‌شناسی باشد — که عرض شد دین، ما را حق‌شناس بار می‌آورد — [متوجه این معنا می‌شود]. حق، انسان مؤمن دایره‌مدار حق است. حق‌شناسی، حق‌طلبی، حق‌گرایی، این‌ها در انسان مؤمن که روی مسیر صحیح ایمان حرکت کند رشد پیدا می‌کند.

یکی از مسائلی که مؤمنِ واقعی پیدا می‌کند، حق‌شناسی است؛ حق پدر و مادر را خوب ادا کند، حق فرزند، حق همسر، حق همسایه، حق خدا، حق اولیاء خدا، حق برادر مؤمن، حق محیط زیست، حق سایر انسان‌ها، حق سایر موجودات، حق همنشین، حق کسی که در صف جماعت کنار دستم نشسته؛ حق هر موجودی که به نحوی انسان با آن ارتباط دارد. مؤمنی که دارد در مسیر درست ایمان حرکت می‌کند، یکی از خصلت‌هایش این است که این حقوق برایش بزرگ می‌شود و ارزشمند می‌شود.

مهم‌ترین حق که هیچ حقی به گرد پایش هم نمی‌رسد، حق الهی است. راه ادای این حق چیست؟ امیرالمؤمنین می‌فرماید این راه یک راه بیشتر نیست، آن هم تقواست. انسان سعی کند تقوای الهی را خوب مراعات کند و خوب ادامه بدهد. اگر بنده‌ای خیلی هم اهل عبادت باشد، اهل نماز باشد، اهل روزه باشد، اهل انفاق باشد، اهل کار خیر باشد، اهل صدقات باشد، اهل هرچه باشد، اما تقوا نداشته باشد، آن حق الهی را ادا نکرده است. اما اگر کسی تقوا داشته باشد، ولی دستش کوتاه است از سایر مسائل، وضع مالی‌اش خوب نیست و نمی‌تواند خدمت مالی بکند به خلق یا خیر مالی برساند، و در جهات دیگر نمی‌تواند کاری انجام بدهد و دستش از همه‌چیز خالی است، اما حق خدا را ادا می‌کند و تقوا را ادا می‌کند، این به نحو احسن توانسته این کار را انجام بدهد.

تقوا؛ دژ استوار حفظ ایمان در فتنه های آخرالزمان

بعد فرمودند — توضیح این‌ها داده شد — بعد فرمودند تقوا امروز تنها چیزی که انسان‌ها را، و ما را، و ایمان‌مان را، و فرزندان‌مان را، و ایمان‌شان را، و دنیاشان و آخرت‌شان را تضمین می‌کند و حفظ می‌کند، آن هم یک چیز بیشتر نیست، آن هم تقواست. یعنی ما اگر بخواهیم خودمان حفظ بشویم، ایمان‌مان حفظ بشود در این فتنه‌ها، امتحان‌ها و بلاهای سختی که در آخرالزمان پیش می‌آید [باید به تقوا چنگ بزنیم]. انسان‌ها به سرعت و به شدت ریزش می‌کنند از لحاظ ایمان؛ سرعت ریزش ایمان هرچه رو به آخرالزمان برویم سریع‌تر می‌شود.

اگر بخواهیم در این فتنه‌ها، گرفتاری‌ها و سختی‌ها خودمان، نسل‌مان، اولادمان، دور و بری‌هایمان، و خانواده‌مان حفظ بشوند، باید تقوا را در جمع‌مان، در خانواده‌مان، در گفتارمان، رفتارمان، کردارمان، عمل‌مان و اعتقادمان بیشتر پیاده کنیم. یک طوری زندگی را پیش ببریم که گناه، کم‌کم کم‌کم تمام بشود؛ تمامش و آثارش، و نماند در زندگی ما و اطرافیان‌مان. آنجایی که از دست من برمی‌آید این کار را بکنم.

گناه یک چیزی نیست که فقط خدا فرموده گناه است و والسلام. آن چیزی را که خدا به عنوان معصیت اعلام کرده، خانمان‌سوز است، جامعه‌سوز است، دنیا را می‌سوزاند، آخرت را می‌سوزاند و همه را از بین می‌برد. آن کسی می‌تواند موفق باشد و عاقبت به خیری‌اش را در جهت تضمینش حرکت کند، و عاقبت به خیریِ یک نسلش را در جهت تضمینش حرکت کند، که بتواند تقوا را در زندگی‌اش بیشتر پیاده کند. گناه نکن، تن به گناه نده، نگو حالا یک شب هزار شب نمی‌شود، یک گناه که به جایی برنمی‌خورد؛ یک گناه خیلی بزرگ است. یک شب و دو شب هم ندارد، یک بار و دو بار هم ندارد، سنگین است بار معصیت.

حرز دنیا و شاهراه بهشت

فرمودند: «إنَّ التَّقوی فِی الیَومِ الحِرزُ وَ الجُنَّةُ وَ فِی غَدٍ الطَّریقُ إلَی الجَنَّةِ». تنها چیز، حرزی که انسان را در این دنیا حفظ می‌کند تقواست؛ حرز، یعنی حصار. آن حصاری که می‌کشیدند یک شهر را از هر بلا و مصیبتی حفظ بکنند، از شر دشمن. می‌فرماید تنها حفاظ شما تقواست، هیچ چیزی مثل تقوا نمی‌تواند حفظ‌تان کند.

فردای قیامت هم تنها راه به بهشت تقواست؛ آن راهی که خدا قرار داده و بارها در قرآن کریم فرموده است: «أُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقینَ»، «تِلکَ الجَنَّةُ الَّتی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیّاً». این بهشت مال متقین است. به پیشگاه‌شان بهشت پیشکش می‌شود، به احترام‌شان بهشت آورده می‌شود در محضر متقین. «أُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقینَ»؛ آن‌قدر شأن این‌ها بالاست که بهشت نمی‌برند این‌ها را، بهشت را می‌آورند پیش این‌ها، بهشت را به محضر متقین می‌آورند. «وَ فِی غَدٍ الطَّریقُ إلَی الجَنَّةِ»، تنها راه بهشت الهی تقواست.

روشنی مسیر سالکان و تجارت پرسود با پروردگار

«مَسلَکُها واضِحٌ»؛ حالا تقوا چیست؟ امیرالمؤمنین می‌فرماید واضح است. راه — مسلک یعنی راه — ماهیتش، راهش، واضح است. تقوا چیست؟ انجام واجبات، ترک گناهان، به صورت ادامه‌دار؛ ادامه‌دار. بایستد انسان پای این مسئله، محکم پایش بایستد، حاضر نشود حق خدا را با هیچ‌چیز عوض کند. خشم خدا را با رضایت مخلوق نخرد و معاوضه نکند. آنجایی که یک چیزی گناه است، اعلام شده گناه است، من بخواهم ترک کنم یکی از دست من ناراحت می‌شود، [انسان بسنجد که] این ناراحتی و این غضب الهی سنگین‌تر است یا ناراحتی این فرد؟

«مَسلَکُها واضِحٌ»؛ راه تقوا واضح است، خدا راه مبهم و پیچیده‌ای جلو پای انسان باز نکرده است. واجباتی را مشخص کرده، گناهانی را. این‌ها هم در رساله‌های عملیه ذکر شده است. واجب هست خواندن رساله تا جایی که انسان درست کند این نماز و روزه‌ها و کارهایش را و تنظیم کند.

این راه واضح است و «سالِکُها رابِحٌ»؛ کسانی که در خط تقوا حرکت می‌کنند این‌ها هستند که فقط سود می‌برند. سود اصلی و ربح اصلی با این‌هاست، غیر از این‌ها هیچ‌کس نیست. ما در فرهنگ قرآن کریم، خدا می‌فرماید انسان‌ها همه دارند خسارت می‌بینند: «إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسرٍ». انسان‌ها در متن خسارتند. چرا؟ چون همین‌طور سرمایه‌ها دارد مصرف می‌شود. خسارت اینجاست که سرمایه دارد می‌رود ولی عوضش چیز درست و حسابی گیر آدم نیامده است؛ این را می‌گویند خسارت در معامله. در معامله سود را چه کسی می‌برد؟ آن کسی که سرمایه‌ای را که داده، چند برابرش را گرفته و از دست نداده است. خدا می‌فرماید: «إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسرٍ»؛ آی بشر شما در خسارتید. بله خسارت، چرا؟ عمرتان دارد می‌رود، چه عوضی برای آن پیش خدا داریم؟

انسان خودش را مقایسه کند با آن کسانی که در راه ایمان و جهاد و عمل به وظیفه چه زندگی‌ای داشتند و چه زندگی‌ای دارند؛ همه‌اش در حال تلاش و کوشش در بندگی خدا، در جهاد در راه خدا. خب خسارت آدم دارد می‌بیند چون دارد عمر می‌دهد، معلوم نیست این عوض این عمر چه چیزی دارد از خدا می‌گیرد. سلامتی دارد یواش‌یواش می‌رود، پیری و عوارضش دارد می‌آید، عوض این سلامتی‌ای که داشت چه از خدا گرفت؟ امنیت بود چه از خدا گرفت؟ عمر بود چه از خدا گرفت؟ جوانی بود، جوانی‌اش را با چه معاوضه کرد؟ حالا که از دست داده، پیش خدا می‌بیند جوانی‌اش که رفته چه گرفته است؟ از آن دست جوان‌هایی بوده که ملائکه به آن‌ها مباهات می‌کند به خاطر بندگی خدا در جوانی؟ لذا خدا می‌فرماید همه در زیانند، «لَفِی خُسرٍ».

امیرالمؤمنین می‌فرماید: «سالِکُها رابِحٌ»؛ اگر انسان یک کار را حواشش را جمع کند، دیگر از این خسر و زیان درمی‌آید، دیگر خسارت نمی‌بیند؛ چه‌کار کند؟ تقوا. اگر زندگی‌اش را روی ریل تقوا حرکت بدهد و پیش ببرد، این دیگر خسارت نیست. چرا؟ چون این عمر همین‌طور دارد سپری می‌شود، خب این هم مثل بقیه دارد عمرش می‌رود، اما این عمر که دارد می‌رود پیش خدا به عنوان یک ذخیره‌ی عبادی بزرگ محفوظ است و می‌ماند. جوانی‌اش در چه خرج شده؟ در بندگی. سلامتی‌اش در چه خرج شده؟ در بندگی. نعمت‌های دیگر را در چه خرج کرده؟ در بندگی. چشمش را در چه خرج کرده؟ در بندگی؛ آن چیزی که خط قرمز بوده نگاه نکرده است. آن گوشش را در چه خرج کرده؟ بندگی؛ آن چیزی که خط قرمز بوده گوش نداده است. «سالِکُها رابِحٌ»؛ کسی که در خط تقوا باشد، از آن «لَفِی خُسرٍ» بودن درمی‌آید. این دیگر ضرر نمی‌کند، هرچه می‌خواهد باشد، هرکه می‌خواهد باشد، در هر موقعیتی می‌خواهد باشد.

رخنه گناه در کیسه اعمال خیر

با گناه آدم اعمال خیرش را به باد می‌دهد. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود طرف کلی عمل خیر جمع می‌کند، این گناه مثل یک سوراخی می‌ماند که به این کیسه‌ی پر از عمل خیرش سوراخ می‌کند دیگر؛ همین‌طور دارد از این کیسه می‌ریزد، می‌ریزد. گناه دوم، سوراخ دوم؛ گناه سوم، سوراخ سوم. دیگر می‌شود مثل آبکش، چیزی دیگر تهش نمانده است.

کلی آدم بعد در قیامت می‌رود می‌بیند من که حالا بالاخره نمازی می‌خواندم، مسجدی می‌رفتم، روزه می‌گرفتم، اما چرا این‌قدر دستم خالی است؟ این‌قدر دستم خالی است؟ این است که خب یک گاهی آن حواشش جمع نبوده، مراقبت نکرده، یک حرفی زده، یک چیزی گفته، یک تندی‌ای کرده، یک رفتاری کرده، سوراخ کرد. تا آمد بیاید مسجد و برگردد خانه، آمد بیاید یک مستحب انجام بدهد، ده تا گناه کنارش کرد و برگشت رفت.

شیطان هم که دست‌بردار نیست؛ یعنی وقتی می‌بیند این رفت مسجد، خب زورش به مسجد رفتن این نرسیده، می‌گوید خب حالا از یک راه دیگری وارد می‌شوم. این چجور آدمی است؟ آدم تندی است، طوری نیست حالا در راه، در مسجد، یک زمینه پیش می‌آورم با یکی تندی کند. حالا من که نتوانستم مسجد را ازش بگیرم، نماز را ازش بگیرم، یک طور دیگری کیسه‌اش را سوراخ می‌کنم. یکی کسی را مسجد را ازش می‌گیرد، نمی‌گذارد می‌گوید مسجد نرو، او هم می‌گوید نمی‌روم؛ یکی می‌گوید نماز نخون، نمی‌خوانم. اما یک کسی زورش دیگر نمی‌رسد مسجد را ازش بگیرد، نماز را بگیرد، از یک راه دیگر وارد می‌شود. به خاطر همین این‌قدر می‌گویند تقوا تقوا تقوا؛ این تقوا همه‌ی این سوراخ‌ها را پر می‌کند، نگه می‌دارد، هرچه وارد کیسه و مخزن عمل خیرمان شد نگهش می‌دارد.

امانت‌داری پروردگار و پاداش عظیم اخلاص

«سالِکُها رابِحٌ وَ مُستَودَعُها حافِظٌ». مستودع یعنی کسی که امانت پیشش می‌گذاری، به این می‌گویند مستودع، از ودیعه می‌آید. ودیعه یعنی امانت. مستودع، کسی که امانت پیشش می‌گذاری. حافظ هم یعنی حفظ می‌کند. می‌فرماید آن که تقوا را پیشش شما امانت می‌گذاری، حافظ خوبی است، این تقوای شما را خوب حفظش می‌کند و نگهش می‌دارد. آن کسی که تقوا را پیشش امانت می‌گذاریم کیست؟ خود خدای متعال. خدا تقوای ما را به امانت پیش خودش نگه می‌دارد تا بعد چند برابر بهمان تحویل بدهد، چند برابر تحویل بدهد.

خب چرا این جمله را فرمودند؟ چون گاهی انسان پیش می‌آید، می‌خواهد گناهی را نکند، می‌خواهد واجبی را انجام بدهد، خب حالا بالاخره احساس می‌کند خب من این کار را انجام دادم کسی ندید، کسی متوجه نشد. خب انسان است دیگر، دوست دارد بقیه هم بدانند. خدا خوشش نمی‌آید، خدا می‌فرماید کار را برای من انجام بدهید، به این و آن که مثل خودتانند ندهید، اخلاص داشته باشید. نمی‌ارزد خرج پایین کنید، می‌ارزد که خرج بالا بکنید، با خود خدا محاسبه کنید. من یک کار خیلی [بزرگ] کردم هیچ‌کس هم نفهمید که من این کار را کردم، اما خدا که می‌داند، خدا نگهش می‌دارد، نگهش می‌دارد، سر وقتش درست تلافی می‌کند. به شرطی که حفظش کنی، بلده چطور تلافی کند، بلده.

جلوه پاداش الهی در تاریخ؛ از یوسف نبی تا منازل‌الآخره

یک حضرت یوسفی یک جایی گناهی فراهم شد برایش، نکرد، خدای متعال چند صد سال بعد در آخرین کتاب آسمانی‌اش این را ذکر می‌کند به طول و تفصیل؛ داستان یوسف نبی را، که این تا قیامت بماند، در آخرین کتاب الهی بماند. یک سوره دربست به نام ایشان، قصه‌ی ایشان، مظلومیت‌های ایشان، امتحان‌های ایشان؛ چرا؟ چند جا می‌شد گناه کند نکرد. گناه‌های سخت و سنگین را نکرد، سپرد به خدا، مصیبت‌هایش را هم کشید. وقتی گناه نکرد پشتش زندان رفت، به خدا هم نگفت آخه خدایا این هم رسمش است؟ من به تو گفتم چشم، من بندگی‌تو کردم، من گناه نکردم، این رسمش نبود که تازه بعد اینکه گناه نکردم بیفتم زندان، شکنجه ببینم، عذاب بکشم، مصیبت ببینم. حالا ما بودیم، بالاخره می‌زدیم از این حرف‌ها؛ که آدم به حرف خدا گوش داده گوش داده، تازه عوضش چیزی که ندیده هیچ، زندان هم ببرندش، شلاقش هم بزنند، هفت هشت ده سال شاید زندان باشد به خاطر اینکه حاضر نشد گناه کند. خب این تقوا را پیش خدا به ودیعه گذاشت، خدا، خدای متعال بزرگش کرد، عظمت بهش داد، شد جزء انبیای بزرگ، غیر از انبیای اولوالعزم، جزء آن‌ها که خدا تمجید کند، تعظیم کند، تکریم کند، بفرماید این قصه‌ی یوسف بهترین قصه‌ است که ما در این قرآن برایت داریم می‌گوییم؛ این بهترین قصه‌ است، از این بهتر قصه نداریم. خدا حفظ کرده، برای امت آخرالزمان، پیغمبر آخرالزمان، یوسف را باید زیاد بگویند، بخوانند، به خاطر این.

می‌فرماید «مُستَودَعُها حافِظٌ»؛ خدا اگر تقوا را پیشش ودیعه بگذاری، نگران نباشی که حالا کسی از من تشکر نکرد، کسی ندید، کسی متوجه نشد که من این کار خوب را کردم، چه می‌شود خب؟ نیاز نیست، خدا خیلی کار ازش می‌آید، خیلی بلده چه‌کار کند. می‌داند کجا به چه شکل جواب بدهد.

داستان مفاتیح‌الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی را، آن کتاب منازل الآخره‌ی ایشان، داستانش را همه شنیده‌اید، یک چیزی که همه جا هم نقل می‌کنند؛ که این کتاب را وقتی ایشان در سن جوانی نوشته بود، خب امام جماعت محل روی منبر می‌خواند، پدر ایشان هم از این مسجدی‌ها، می‌رفت گوش می‌داد می‌آمد خانه به ایشان می‌گفت که آخه آشیخ عباس تو چه شیخی شدی؟ اگر لااقل کتاب نمی‌توانی بنویسی، لااقل مثل این امام جماعت بیا بشین، از این کتاب‌ها بخوان برای مردم. حالا کتابی که خود این نوشته بوده! حالا ایشان می‌گوید من دیدم اینجا بین خدا و پدرم ماندم، چه‌کار کنم؟ من آن اخلاصی که می‌خواستم داشته باشم این را دربست بگذارم برای خدا، نمی‌توانم [حرفی بزنم]. هیچی نمی‌گوید، این را تحمل کند، نگه دارد، نگه دارد، نگه دارد، بعد خدا چجوری برایش تلافی می‌کند؟ خدا چطور برایش تلافی می‌کند؟ اسمش را، که اسمش باشد، کتابش باشد در خانه‌ها، در مساجد، همه جا. خدا اینطوریه، اگر کسی خوب با خدا معامله کند، خدا معامله‌گر خوبی است، به شرطی که طاقت بیاورد آدم، صبر داشته باشد، نگهش دارد. «مُستَودَعُها حافِظٌ»، خدا حافظ تقوای شماست.

تقوا؛ منشور جاودان پروردگار برای تمامی امت‌ها

«لَم تَبرَح عارِضَةً نَفسَها عَلَی الأُمَمِ الماضینَ مِنکُم وَ الغابِرینَ لِحاجَتِهِم إلَیها غَداً». این تقوا مال شما امت آخرالزمان نیست، این تقوا یک چیزی است مال همه‌ی امت‌ها بوده است. خدا هرجا پیغمبری فرستاد و هرجا کتاب الهی فرستاد همین حرف را زد. امیرالمؤمنین می‌فرماید همواره — «لَم تَبرَح» یعنی همواره — «عارِضَةً نَفسَها»، یعنی عرضه کرده تقوا خودش را «عَلَی الأُمَمِ الماضینَ»، بر امت‌های گذشته «وَ الغابِرینَ»، و امت‌های آینده؛ به همه‌ی گذشتگان و آیندگان تقوا را خدا عرضه کرده، گفته من این را از شما می‌خواهم.

آیاتش هم در قرآن کریم هست و خیلی هم آیاتش عجیب است. خدای متعال می‌فرماید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، «وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ وَ لَقَد وَصَّینَا الَّذینَ أُوتُوا الکِتابَ مِن قَبلِکُم وَ إِیّاکُم أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ إِن تَکفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ وَ کانَ اللَّهُ غَنِیّاً حَمیداً وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً». خدا می‌فرماید فکر نکنید من به این تقوای شما احتیاج دارم، هیچ احتیاجی من ندارم. سه بار خدا این جمله را تکرار می‌کند: همه‌ی آسمان و زمین مال من است، من به تقوای شما هیچ احتیاجی ندارم. یک بار اول می‌فرماید همه‌ی آسمان‌ها و زمین مال من است، همه آنچه که در آسمان و زمین است مال من است، من هیچ به تقواتان احتیاج ندارم. شما همه هم معصیت کنید به دامن کبریایی من خللی وارد نمی‌شود. اما من شما و همه‌ی امت‌های قبل‌تان را سفارش به یک کلمه کردم، آن هم تقوا. اگر هم گوش ندهید، «وَ إن تَکفُروا»، اگر تقوا را مراعات نکنید، «فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ»، من هیچ احتیاجی به تقوای شما ندارم، همه‌اش برای خودتان است، همه‌ی فایده‌ی تقوا در جیب خودتان می‌رود. «وَ کانَ اللَّهُ غَنِیّاً حَمیداً». باز دوباره می‌فرماید: «وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ»، همه‌چیز مال خداست، هیچ احتیاجی خدا به تقوای شما ندارد.

سه بار یک مطلب را خدا تکرار می‌کند که بفهماند آی بشر، من که این‌قدر به تو و همه‌ی امت‌های قبل تو گفتم اتقوا الله، اتقوا الله، اتقوا الله، چون این است که خیلی به دردتان می‌خورد و همه‌ی فایده‌اش هم مال خودتان است، سر سوزنی برای من نفعی هم ندارد. و خدا ابراز عظمت می‌کند، که همه‌چیز مال من است، من هیچ احتیاجی ندارم، اگر هم گوش ندادید، همه‌ی ضررش برای خودتان است، من به دامن کبریایم سر سوزنی خدشه وارد نخواهد شد. این طبق همین آیه امیرالمؤمنین می‌فرماید این تقوا همواره همه‌ی امت‌های گذشته این حرف را ما بهشان زده‌ایم و بعدی‌ها هم خواهیم زد. چرا؟ «لِحاجَتِهِم إلَیها غَداً»؛ چون همه به این تقوا احتیاج دارند، فردای قیامت همه می‌بینند هیچ‌چی به اندازه تقوا به درد نمی‌خورد.

شهادت اهل قبور بر برتری زاد و ولد تقوا

باز خود امیرالمؤمنین فرمودند — از یک قبرستانی رد می‌شدند، ایستادند شروع کردند با اهالی قبرستان حرف زدند، مطالبی را فرمودند با صدای بلند، اصحاب شنیدند، در همین نهج‌البلاغه هست؛ مطالبی را فرمودند بعد راوی می‌گوید حضرت ساکت شدند، سکوت، در سکوتی فرو رفتند. بعد برگشتند رو به اصحاب فرمودند — اگر این‌ها خدا بهشان اجازه می‌داد، این اموات حرف بزنند، «لَأَخبَروکُم بِأنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی». همه‌ی این اموات بهتان می‌گفتند که آقا، آدم‌ها، فلانی، فلانی، پسر، پدر، رفیق، هیچ‌چی به اندازه تقوا و ورع به درد نمی‌خورد، هیچ‌چی کارایی تقوا را ندارد، هیچ‌چی به اندازه تقوا گره‌گشا نیست، هیچ‌چی به اندازه تقوا در برزخ آدم‌ها را نجات نمیدهد. «لَأَخبَروکُم»؛ حتماً بهتان می‌گفتند اموات‌تان «بِأنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی»، چون آنجا می‌بینند این‌هایی که تقوا دارند چقدر خوشند، این‌هایی که تقوا ندارند چقدر ناخوشند، چقدر گرفتارند.

بی‌نیازی از شفاعت در قیامت در پرتو پارسایی

«لِحاجَتِهِم إلَیها غَداً»؛ همه خیلی به آن احتیاج داریم، هیچ چیزی در همه‌ی چیزهای مهم و بزرگ به عظمت تقوا نمی‌رسد، یعنی بندگی خدای متعال. اهل‌بیت می‌فرمایند ما همه، همه‌ی هستی‌مان را و وجودمان را و اهل‌بیت‌مان و همه را خرج کردیم برای اینکه شما با تقوا بشوید؛ همه‌چیز را دادیم برای اینکه شما با تقوا بشوید، شما یعنی به خدا، به خدای متعال لبیک بگویید، پای این لبیک‌تان هم بایستید، ثابت‌قدم باشید. بعد هم فرمودند همه‌ی نفعش برای خودتان است، نه به ما نفعی می‌رسد، نه به خدا.

ولی ما اذیت می‌شویم از گناه‌شان، اذیت می‌شویم، ناراحت می‌شیم. فردای قیامت هم که نیاز به شفاعت دارید به زحمت می‌افتید. لذا فرمودند یک کاری کنید به شفاعت ما محتاج نشوید، یک کاری کنید به شفاعت ما محتاج نشوید، ما را با شفاعت به زحمت نیندازید. «لا تُعَنّونا فِی الطَّلَبِ وَ الشَّفاعَةِ لَکُم فیما قَدَّمتُموهُ وَ یَومَ القِیامَةِ». روز قیامت یک جوری باشید، از در این دنیا کاری کنید که روز قیامت هیچ احتیاجی به شفاعت ما نداشته باشید.

چه کسانی می‌توانند این کار را انجام بدهند؟ متقین. این متقین یک برائت و بلیت گذر از همه‌ی سختی‌های قیامت و ورود به بهشت دارند، دیگر لازم نیست حضرات بیایند پیش خدا ریش گرو بگذارند که خدایا این را ببخشش، خدایا این هم برود بهشت، این هم. حضرت فرمود نه دیگر، خودتان درستش کنید، نیاز نباشد به این مسئله. «لَأَخبَروکُم بِأنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی».

ان‌شاءالله خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند این کلام امیرالمؤمنین، این کلام اهل‌بیت، این ندای الهی در گوش‌مان باقی بماند، در عمل‌مان خودش را نشان بدهد، در باورمان خودش را نشان بدهد، در اخلاق‌مان، در رفتارمان، در منش‌مان، زندگی‌مان، همه‌جا بتواند این مسئله و اهمیت تقوا خودش را نشان بدهد ان‌شاءالله. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

گزیده

۱. تقوا؛ مهم‌ترین مسئله در مسائل عملی اسلام

اگر از ما بپرسند در تمام مسائل عملی اسلام، مهم‌ترین مسئله که هیچ موضوعی به اهمیت آن نیست چیست، پاسخ آن «تقوا» است. امیرالمؤمنین (ع) زیاد ما را به تقوا سفارش می‌کردند؛ چرا که تقوا حق خداست بر شما و حقوقی را از جانب شما بر خدا استوار می‌کند. خداوند به واسطه‌ی تقوای شما تضمین و تعهد داده است که کارتان را راه بیندازد، مشکل‌تان را حل کند و شما را نجات دهد. پس از خدا کمک بگیرید، دعا کنید و تقوا را از او بخواهید. باید خواستن این مسئله از دعاهای مهم و اصلی شما باشد، چرا که هیچ راهی برای ادای حق الهی جز تقوا وجود ندارد.

۲. حقیقت مؤمن واقعی و رشد حق‌شناسی در دین

دین، انسان را حق‌شناس بار می‌آورد. انسان مؤمن دایره‌مدار حق است و حق‌شناسی، حق‌طلبی و حق‌گرایی در وجود مؤمنی که در مسیر صحیح ایمان حرکت کند، رشد می‌یابد. یکی از خصلت‌های مؤمن واقعی این است که حقوق برایش بزرگ و ارزشمند می‌شود؛ حق پدر و مادر، حق فرزند، همسر، همسایه، حق خدا و اولیای الهی، حق برادر مؤمن و حتی حق محیط زیست و همنشین. مهم‌ترین حق نیز که هیچ حقی به گرد پایش نمی‌رسد، حق الهی است. راه ادای این حق یک چیز بیشتر نیست و آن این است که انسان سعی کند تقوای الهی را به خوبی مراعات کند و ادامه دهد.

۳. تقوا؛ ملاک اصلی قبولی اعمال عبادی

اگر بنده‌ای خیلی هم اهل عبادت، نماز، روزه، انفاق، صدقات و کارهای خیر باشد اما تقوا نداشته باشد، حق الهی را ادا نکرده است. در مقابل، اگر کسی تقوا داشته باشد اما دستش از سایر مسائل کوتاه باشد، مثلاً وضع مالی خوبی نداشته باشد که بتواند خدمت مالی به خلق کند یا خیرش به دیگران برسد و دستش از همه‌چیز خالی باشد، اما تقوا را رعایت کند، به نحو احسن توانسته است کار خود را انجام دهد و حق خدا را ادا کند. تقوا همان ریل اصلی زندگی است که به تمام رفتارهای انسان ارزش و اعتبار واقعی می‌بخشد.

۴. تنها حرز و سپر محافظ در فتنه‌های آخرالزمان

تقوا تنها چیزی است که انسان‌ها، ایمان‌شان، فرزندان‌شان، دنیا و آخرت‌شان را تضمین و حفظ می‌کند. اگر بخواهیم در فتنه‌ها، امتحان‌ها و بلاهای سختی که در آخرالزمان پیش می‌آید و انسان‌ها به سرعت و به شدت دچار ریزش ایمان می‌شوند، خودمان و خانواده‌مان حفظ شویم، باید تقوا را در گفتار، رفتار، کردار، عمل و اعتقادمان بیشتر پیاده کنیم. گناه چیزی نیست که فقط بگوییم خدا فرموده گناه است و تمام؛ آنچه خدا به عنوان معصیت اعلام کرده، خانمان‌سوز و جامعه‌سوز است و دنیا و آخرت را از بین می‌برد. کسی موفق است که تقوا را در زندگی‌اش پیاده کند.

۵. مسیر واضح تقوا و پرهیز از معامله با خشم الهی

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید مسیر تقوا واضح است و خدا راه مبهم و پیچیده‌ای جلوی پای انسان باز نکرده است. تقوا یعنی انجام واجبات و ترک گناهان به صورت ادامه‌دار. انسان باید پای این مسئله محکم بایستد و حاضر نشود حق خدا را با هیچ‌چیز عوض کند. نباید خشم خدا را با رضایت مخلوق معاوضه کرد. آنجایی که کاری گناه است و اگر آن را ترک کنیم کسی از ما ناراحت می‌شود، باید بسنجیم که غضب الهی سنگین‌تر است یا ناراحتی آن فرد؟ راه تقوا واضح است و واجبات و گناهان آن در رساله‌های عملیه به روشنی ذکر شده است.

۶. خروج از زیان و خسارت عمر در پرتو تقوا

خداوند در قرآن می‌فرماید تمام انسان‌ها در متن خسارت و زیان هستند، چون سرمایه‌ی عمرشان دارد می‌رود و در عوض چیزی به دست نمی‌آورند. سلامتی و جوانی یواش‌یواش می‌رود و پیری می‌آید. اما امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید کسانی که در خط تقوا حرکت می‌کنند، سود می‌برند و از این زیان درمی‌آیند. اگر زندگی روی ریل تقوا باشد دیگر خسارت نیست؛ زیرا این عمر که سپری می‌شود، پیش خدا به عنوان یک ذخیره‌ی عبادی بزرگ محفوظ می‌ماند. کسی که در خط تقوا باشد، در هر موقعیتی که باشد دیگر ضرر نمی‌کند و جوانی و سلامتی‌اش در بندگی خرج می‌شود.

۷. هشدار درباره رخنه و سوراخ شدن کیسه اعمال خیر

انسان با گناه، اعمال خیرش را به باد می‌دهد. امام صادق (ع) فرمودند فرد کلی عمل خیر جمع می‌کند، اما گناه مانند سوراخی در کیسه‌ی اعمال خیر او عمل می‌کند و حسناتش می‌ریزد. گناه‌های بعدی سوراخ‌های بیشتری ایجاد می‌کنند تا جایی که کیسه مثل آبکش می‌شود و چیزی ته آن نمی‌ماند. در قیامت انسان می‌بیند با اینکه نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت، اما دستش خالی است؛ چون مراقبت نکرده و با یک تندی، حرف یا رفتار اشتباه، اعمالش را هدر داده است. تقوا تنها چیزی است که همه‌ی این سوراخ‌ها را پر می‌کند و اعمال خیر را نگه می‌دارد.

۸. خدا؛ بهترین امانت‌دار و پاداش‌دهنده به اخلاص

خداوند تقوای ما را به عنوان امانت پیش خودش نگه می‌دارد تا بعداً چند برابر تحویل دهد. گاهی انسان گناهی را ترک می‌کند یا واجبی را انجام می‌دهد که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند؛ انسان دوست دارد بقیه بدانند، اما خدا می‌فرماید کار را برای من انجام دهید و اخلاص داشته باشید. معامله با خود خدا ارزش دارد. اگر کاری انجام دادی و هیچ‌کس نفهمید، نگران نباش؛ خدا می‌داند، آن را حفظ می‌کند و سر وقتش به بهترین شکل تلافی خواهد کرد. اگر کسی به خوبی با خدا معامله کند، خداوند معامله‌گر بسیار خوبی است، به شرطی که آدم طاقت بیاورد و صبر کند.

۹. تقوا؛ سفارش بی‌نیازانه خداوند به تمامی امت‌ها

تقوا مخصوص امت آخرالزمان نیست و خدا به تمام امت‌های گذشته و آینده آن را سفارش کرده است. خداوند در قرآن سه بار تکرار می‌کند که همه‌ی آسمان‌ها و زمین مال من است و من هیچ احتیاجی به تقوای شما ندارم؛ اگر همه هم معصیت کنید، به دامن کبریایی من خللی وارد نمی‌شود. اما اینکه این‌قدر سفارش به تقوا شده، چون فایده‌ی آن تماماً به جیب خودتان می‌رود و سر سوزنی برای خدا نفع ندارد. اگر هم آن را مراعات نکنید، ضررش برای خودتان است و به پیشگاه الهی هیچ خدشه‌ای وارد نخواهد شد.

۱۰. کلام اموات از برزخ: هیچ توشه‌ای بالاتر از تقوا نیست

امیرالمؤمنین (ع) در قبرستان رو به اصحاب فرمودند اگر خداوند به این اموات اجازه می‌داد حرف بزنند، حتماً به شما می‌گفتند که هیچ توشه‌ای به اندازه‌ی تقوا و ورع به درد نمی‌خورد و کارایی ندارد. هیچ‌چیز به اندازه تقوا گره‌گشا نیست و آدم‌ها را در برزخ نجات نمی‌دهد؛ چرا که آنجا می‌بینند انسان‌های با تقوا چقدر خوش و گرفتارها چقدر ناخوشند. اهل‌بیت (ع) تمام هستی خود را خرج کردند تا ما با تقوا شویم و به خدا لبیک بگوییم. پس باید کاری کنیم که در قیامت با تقوا عبور کنیم و محتاج شفاعت و زحمت دادن به آن‌ها نشویم.

شرح نهج البلاغه - مسجد سیدالشهداء‌(ع)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧مهمترین عبادتی که خداوند از ما خواسته! (شرح نهج البلاغه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی