🎧 جایگاه حسن‌اخلاق در تربیت اسلامی (شرح صحیفه‌سجادیه)
صوت کامل سخنرانی
1404/10/02
پست

🎧 جایگاه حسن‌اخلاق در تربیت اسلامی (شرح صحیفه‌سجادیه)

❗️"ترک گناه" و" تلاش در جهت تقویت اخلاق‌حسنه"، مهم ترین عمل ماه رجب
⚠️  "بداخلاق"، حتما "بی‌‌تقوا" است!
🕊 "بداخلاقی"، مانع اصلی به پرواز درآمدن انسان‌ها
💎 تنها دعایی که استجابتش ردخور ندارد! 
🔆 فلسفه "صلوات"
💡 در ترفیع درجه اهل‌بیت دخیل باش! 
💫 شیعه اهل "درجا زدن" نیست! 
✨ "کمال‌گرایی" برای شیعیان ضروری است! 
🔥 معدن "تندی" و "بداخلاقی"، دومی است! 
🥀 " نیت‌ بد" مردابی‌ست که مایه هلاکت است! 
⭐️ تجلّی اخلاص و حُسن‌نیت اهل‌بیت در سوره انسان! 
⚡️ بهترین‌نیت در همه کارها! 
🌒 "به رخ کشیدن خوبی‌ها"، مایه نابودی عمل و عامل!
✅ اخلاص را از مادرشهیدها یاد بگیر!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱ دی ۱۴۰۴

🎧 جایگاه حسن‌اخلاق در تربیت اسلامی (شرح صحیفه‌سجادیه)

🎧 جایگاه حسن‌اخلاق در تربیت اسلامی (شرح صحیفه‌سجادیه)

❗️"ترک گناه" و" تلاش در جهت تقویت اخلاق‌حسنه"، مهم ترین عمل ماه رجب
⚠️  "بداخلاق"، حتما "بی‌‌تقوا" است!
🕊 "بداخلاقی"، مانع اصلی به پرواز درآمدن انسان‌ها
💎 تنها دعایی که استجابتش ردخور ندارد! 
🔆 فلسفه "صلوات"
💡 در ترفیع درجه اهل‌بیت دخیل باش! 
💫 شیعه اهل "درجا زدن" نیست! 
✨ "کمال‌گرایی" برای شیعیان ضروری است! 
🔥 معدن "تندی" و "بداخلاقی"، دومی است! 
🥀 " نیت‌ بد" مردابی‌ست که مایه هلاکت است! 
⭐️ تجلّی اخلاص و حُسن‌نیت اهل‌بیت در سوره انسان! 
⚡️ بهترین‌نیت در همه کارها! 
🌒 "به رخ کشیدن خوبی‌ها"، مایه نابودی عمل و عامل!
✅ اخلاص را از مادرشهیدها یاد بگیر!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱ دی ۱۴۰۴

متن

حلول ماه مبارک رجب و اهمیت آمادگی برای ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

حلول ماه مبارک رجب و میلاد امام باقر (علیه‌السلام) هست. ان‌شاءالله خدا به همه‌مون توفیق مرحمت کند که از این ماه و ماه شعبان که در پیش رو داریم، بتوانیم به بهترین وجهی برای آماده شدن جهت مهمانی خدا در ماه مبارک رمضان استفاده کنیم.

تقوا و اخلاق حسنه؛ بالاترینِ عبادات

آن چیزی که مهم‌ترین عمل و کار هست برای انسان، که از همین ماه رجب نسبت به آن مراقبت داشته باشد و شروع کند، همین مسائلی هست که از نهج‌البلاغه و از دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد (علیه‌السلام) عرض می‌شود. مهم‌ترین عبادتی که انسان می‌تواند انجام بدهد، این هست که تلاش کند تقوا و اخلاق حسنه را در خودش پیاده کند؛ هیچ چیزی و هیچ عبادتی ارزشش به اندازه این نیست. بالاترین درجه را در پیشگاه خدای متعال کسانی دارند که گناهان را ترک می‌کنند (یک) و اخلاق نیکو را تلاش می‌کنند در خودشان پیاده کنند و از اخلاق بد دوری کنند (دو).

در ماه مبارک رمضان، وقتی پیغمبر اکرم خطبه‌ای خواندند برای اهمیت ماه مبارک رمضان، امیرالمؤمنین پرسیدند که: «بهترین کار در ماه مبارک رمضان چیست؟» با این همه عبادات بزرگی که در آن ماه بزرگ قرار داده شده، وقتی پرسیدند بهترین عبادت چیست، رسول خدا فرمودند: «بهترین عبادت، گناه نکردن هست.»؛ اینکه انسان در تمام این ماه مبارک رمضان تلاش کند از او خدای نکرده گناهی صادر نشود. اخلاق حسنه هم زمینه همین مسئله را فراهم می‌کند؛ اخلاق بد انسان را به گناه می‌اندازد. همه بحث اخلاق برای همین هست که انسان به هیچ گناهی نیفتد. هیچ انسان بداخلاقی نیست مگر اینکه حتماً بی‌تقواست و نمی‌تواند تقوا را مراعات کند؛ این‌ها با هم ملازم همدیگرند. بهترین عمل و کار در کنار همه عبادات بزرگ در این سه ماه بزرگ، همین مسئله مهم تقوا و اخلاق حسنه هست.

ورود به دعای مکارم‌الاخلاق صحیفه سجادیه

دوشنبه‌ها سر سفره امام سجاد (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) در صحیفه سجادیه قرار داشتیم. امشب یک چند کلمه‌ای می‌خوانیم؛ شاید یک عده‌ای روزه باشند، روز اول ماه رجب روزه‌اش خیلی مهم هست، شاید روزه باشند، سعی می‌شود ان‌شاءالله بحث طولانی نشود.

دعای بیستم صحیفه سجادیه، شاید مهم‌ترین دعای صحیفه همین باشد از جهت کاربردی و عملی و فوایدی که برای ما انسان‌ها دارد. تعبیری هم هست، حالا تعبیری که به عنوان این کتاب [برای] این دعا گذاشته‌اند، دعای مکارم‌الاخلاق هست؛ یعنی مجموع اخلاقی که انسان را از لئیم بودن، پایین بودن و پست بودن بالا می‌آورد. رشد می‌دهد انسان را، ظرفیت انسان را وسیع می‌کند، روح انسان را عظیم می‌کند، ایمان انسان را بلند می‌کند، همت انسان را عالی می‌کند؛ انسان را خلاصه از آن پایین می‌کشد بالا. از آن پایین، یعنی آنجایی که درگیر اخلاق بد هست، اعمال بد هست، گفتار بد هست، رفتار بد هست؛ بددلی، بدفکری، بدحالی، بدزبانی؛ از این‌ها نجات می‌دهد. این‌ها مثل غل و زنجیر به دست و پای انسان بسته شده و انسان را آن پایین نگه می‌دارد، نمی‌گذارد آدم پرواز کند، برود بالا، رشد کند و عظمت پیدا بکند. اخلاق بد انسان را به این درد مبتلا می‌کند؛ اخلاق خوب در نقطه مقابلش، روح انسان و ظرفیت انسان را عظیم قرار می‌دهد و انسان را از اینکه یک انسان پست و پایینی باشد، می‌آورد بالا. مکارم اخلاق یعنی اخلاقی که انسان را از پستی نجات می‌دهد و اوج می‌دهد.

عظمت ذکر صلوات و جایگاه آن در ادعیه

شروع دعا را ایشان با عبارت صلوات بر محمد و آل محمد قرار می‌دهند:

این دعا [شامل صلوات است که] بهترین ذکر بعد از ذکر شریف «لا اله الا الله» هست. بالاترین ذکر و دعا در عالم، ذکر شریف «لا اله الا الله» هست و بعد از آن هیچ ذکری به عظمت و بزرگی صلوات نمی‌رسد. صلوات در اجابت دعا، برآورده شدن حاجات و [رفع] گرفتاری‌ها مؤثر است و از همه مهم‌تر، ارتباط ایمانی و محبت‌آمیز ما را با اهل‌بیت زیاد می‌کند. لذا در این صحیفه زیاد می‌بینیم ایشان به ما یاد می‌دهند، این عمل را به ما تعلیم می‌دهند که شما وقتی دست به دعا برمی‌دارید، مقید باشید شروعش به صلوات باشد، انتهاش به صلوات باشد، بینش صلوات باشد. این‌ها آبرودارند پیش خدا؛ وقتی اسم‌شان زیاد برده می‌شود، یک تیر و چند نشان است. یکی از نشانه‌هایش همین است که دعای انسان مستجاب می‌شود؛ خدا به آبروی این‌ها دعای رد شده ما را می‌پذیرد، چون دعای صلوات دعای مستجابی است؛ از هر زبانی این دعا صادر بشه، اجابت می‌شود، خدا اجابت می‌کند. حالا این اول دعا، آخر دعا، وسط دعا، وقتی این نام مبارک این حضرات می‌آید، خدا به یمن و مبارکی این نام، دعاها را مستجاب می‌کند؛ مضاف بر ابراز ارادت و محبتی که انسان به این‌ها می‌کند با صلوات فرستادن. در آن ترفیع درجاتی که این‌ها دارند، ما با صلوات فرستادن دخیل می‌شویم. ما صلوات بفرستیم یا نفرستیم، این‌ها دائم خدا دارد براش‌ون صلوات می‌فرستد، مشمول تحیت الهی هستند، دارند از لحاظ ایمان و عظمت رشد می‌کنند، ولی وقتی ما صلوات می‌فرستیم، خودمونو دخیل می‌کنیم در این ترفیع درجه‌ای که خدا شامل حال این‌ها می‌کند.

می‌فرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ، وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ، وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»

ضرورت کمال‌گرایی و رشد مستمر ایمانی

چند تا مسئله خیلی مهم را مطرح می‌کنند ایشان. قبل از اینکه شروع بکنند آن مکارم اخلاق را بیان کنند، از یک اوجی این دعا را شروع می‌کنند و ذهن و فکر ما را با یک مسائل مهمی آشنا می‌کنند؛ چند تا چیز مهم را در ما دغدغه قرار می‌دهند.

اولین مسئله، می‌فرماید خدایا به من کمک بده، من چند تا چیز هست که باید خیلی این‌ها را رشد بدهم، بزرگش کنم، به یک اوجی برسانم. من باید در این ایمانم، در این مسلمانی، از این مسلمانی بهره ببرم، از این شیعه بودنم بهره ببرم؛ خدا هم این را خواسته. یک مسلمان و شیعه ثابت و کسی که فقط درجا می‌زند یا عقب می‌رود نباشم، رشد کنم. یعنی وقتی نگاه می‌کنم، ببینم من الان از گذشته بهترم؛ اوضاع روحی، ایمانی، اخلاقی‌ام [بهتر شده]. من قبلاً این نقطه ضعف‌ها را داشتم؛ عجول بودم، تند بودم، کم‌صبر بودم؛ حالا وقتی مقایسه می‌کنم با گذشته، می‌بینم خدا توفیق داده صبرم بیشتر شده، تندی‌ام کمتر شده، آن عصبانیتم قابل کنترل‌تر شده؛ این یعنی رشد. در دین از ما می‌خواهند ما رشد داشته باشیم، درجا نزنیم، چه برسد به اینکه عقب برگردیم. یک مؤمن دائم دارد رشد می‌کند، تلاش می‌کند رشد می‌کند؛ ایشان همین را همین اول یاد می‌دهند. کمال‌گرایی را در ما نهادینه می‌کنند که کمال‌گرایی یک امر بسیار مطلوب و بزرگ و مهمی است، باید انسان داشته باشد. ایمان یک حدی ما داریم، ما شیعه امیرالمؤمنینیم، از ایمان در این حد بهره‌مند هستیم، اما این کافی نیست.

ریشه گناه در ضعف ایمان و یقین

چرا کافی نیست؟ به دلیل آن شناختی که خودمان نسبت به خودمان داریم. من می‌دانم نقطه ضعف‌هایی دارم، این نقطه ضعف‌های اخلاقی رفتاری با ایمان به امیرالمؤمنین با هم جور در نمی‌آید. این جور در نمی‌آید، مشکل چیست؟ مشکل این است که این ایمان و باور در انسان ضعیف است. چون ضعیف است، گناه می‌کند؛ چون ضعیف است به خودش جرأت می‌دهد هر حرفی را بزند، هر اخلاقی را از خودش نشان بدهد. اگر ایمان به خدا قوی بود، اگر ایمان به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) قوی بود، جرأت نمی‌داد، خجالت می‌کشید انسان که به عنوان یک شیعه امیرالمؤمنین با آن عظمت، من مرتکب یک اخلاق‌هایی بشوم که اخلاق دشمن امیرالمؤمنین هست.

در اخلاق که وقتی بیان می‌کنند، می‌گویند امیرالمؤمنین اوج اخلاق الهی [است]، که در جنگ حاضر نشد دشمنش را و حریفش را به خشم شخصی خودش از بین ببرد؛ عمرو بن عبدود را رها کرد که به خشم و غضب الهی از بینش ببرد. نقطه مقابلش خلیفه دوم، از اخلاق تهی، بلکه اوج بی‌اخلاقی؛ که خودشان نقل می‌کنند که از خشونت و تندی و عصبانیت، «صیّرها فی حوزة خشناء»؛ امیرالمؤمنین می‌فرماید اولی خلافت را گذاشت یک جایی که اصل و اساس خشونت و تندی و بداخلاقی بود. حالا می‌خواهند ما اخلاق‌مان نرود به آن سمت، خیلی سمت بدی است. آنجا آن‌ها نشسته‌اند؛ اول و دوم و سوم آنجا نشسته‌اند. این طرف امیرالمؤمنین هست، این طرف رسول خداست، اخلاق اخلاق محمدی، اخلاق اخلاق علوی.

[صداى صلوات حاضرين]

هر چیزی در اخلاق که ما داریم، نقطه ضعیفش، نقطه بدش ما را می‌برد سمت دشمنان اهل‌بیت؛ هر چیزی از خوبی داریم ما را می‌کشد سمت این‌ها. این‌ها می‌خواهند ما به عنوان یک شیعه رشد کنیم؛ از خشونت، از تندی، از عصبانیت، از بددلی و بدحرفی و بدزبانی و بدفکری و بدحالی نجات [پیدا کنیم]، چون همه این‌ها مرکزش آن «حوزة خشناء» هست، آن نقطه مقابل امیرالمؤمنین هست. ما آن سمت نریم عملاً، برگردیم سمت، برگردیم سمت اخلاق علوی.

لذا می‌فرماید: «وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ»؛ خدایا من ایمانی که دارم ضعیف است، کنارش گناه می‌آید، کنارش بداخلاقی می‌آید، به من قوت ایمان بده. ایمان یک حدی برسد که من واقعاً باور داشته باشم تو هستی، می‌بینی. مرحوم امام فرمود: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» خب یک باوری دارد امثال ایشان، این باور و ایمان اجازه نمی‌دهد که گناه کند، اجازه نمی‌دهد خودش را رها کند؛ من آن باور را می‌خواهم، «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ». وگرنه این ایمان ضعیف که با اخلاق دشمنان اهل‌بیت هم جمع می‌شود که این در معرض آسیب است، این در معرض آسیبِ از بین رفتن است.

«وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ»؛ خدایا من خیلی چیزهایی هست که تو به ما یاد دادی، با عقلم، با آنچه که تو یاد دادی یقین دارم؛ یقین دارم تو هستی، یقین دارم دینی هست، یقین دارم پیغمبری بود، یقین دارم امیرالمؤمنینی بود، یقین دارم از ما یک چیزهایی می‌خواهند، این‌ها را من باور دارم یقین دارم، اما چرا موفق نمی‌شوم؟ چون این باورم ضعیف است، آن‌قدر نیست این یقینم که منو نگه دارد اینجا قرص و محکم بایستم پای کار، کم نیارم، صبر داشته باشم، تحمل داشته باشم، حلم داشته باشم؛ از تو خانه با همسر و فرزندم و بعد بیرون خانه با بقیه، با اخلاق الهی را داشته باشم. چرا نیست؟ چون ایمان، یقین، این‌ها در ما ضعیف است. این ضعف خودش را تو آن گناهان و بدی‌های اخلاقی‌مان نشان می‌دهد. هر جا کمبود داریم از لحاظ اخلاق، ضعف داریم، آنجا ایمان نیست. هر جا گناه می‌شود آنجا ایمان نیست، تهی است. وگرنه این ضعف ایمان یواش‌یواش مابقی را هم مثل آفت می‌خورد، از بین می‌برد.

اخلاص در نیت و دوری از غرض‌های نفسانی

«وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»؛ خدایا یک مسئله مهم دیگر این است که من کارهایی که انجام می‌دهم یک قصدی دارم؛ یک حرفی به یک کسی می‌زنم، یک رفتاری انجام می‌دهم، کارهای عبادی، غیر عبادی، این‌ها همه‌اش از یک قصد و نیتی ناشی می‌شود. گاهی وقت‌ها این قصد و نیت‌ها خوب نیست. یک حرفی من می‌زنم به یک کسی می‌خواهم مچشو بگیرم، یک حرفی می‌زنم به یک کسی ضایعش می‌کنم، یک حرفی می‌زنم به یک کسی تحقیرش می‌کنم؛ نیتم این است. نیت نیت خوبی نیست. می‌فرماید خدایا منو حرکت بده، رشد بده، از این لجن‌زار، از این منجلاب، از این مرداب حرکت کنم دربیام؛ آن‌قدر درگیر فکرهای بد نباشم، نیت‌های بد نباشم. اگر کسی هم یک رفتار بد و غلطی با من داشت، من در صدد و نیت مقابله به مثل برنیام، این مشکلو حل نمی‌کند، مشکلو تشدیدش می‌کند. نیتم را اصلاح کنم؛ کاری انجام می‌دهم فقط به خاطر خودت انجام بدهم، چون خدا گفته، چون خدا دوست می‌دارد، همین. دیگر اینکه بخواهم این را بفهمانم و آن را بگویم و آن باشد و آن نباشد، این‌ها نه. «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ»، ما هر کاری از عبادات و غیر عبادات انجام می‌دهیم، باید فقط مال خدا [باشد]، همین. اسمم هست، اسمم درمی‌آد، مشهور می‌شوم، می‌گویند، می‌فهمند، کسی به رو می‌آره، کسی تشکر می‌کند؛ نه، این‌ها نباشد، نیت برای خدا.

درس اخلاص از سوره انسان

خدا اهل‌بیت را در قرآن کریم چند جا بالا می‌برد، یکی‌ش سوره انسان است. چرا این سوره انسان نازل شد؟ خب همه می‌دانیم، این‌ها سه روز افطاری‌شان را دادند به مسکین و یتیم و اسیر، اما مسئله اصلی این نبود؛ مسئله اصلی این بود که خدا این را برجسته می‌کند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»، من اگر این طعاممو دادم به تو، من فقط و فقط و فقط به خاطر خدا دارم [می‌دهم]، نه عوضشو چیزی می‌خواهم، نه حتی تشکر می‌خواهم؛ تشکرم از شما نمی‌خواهم. ما یک وقت یک کاری می‌کنیم، چشم‌داشت داریم؛ این کارو کردیم، این زحمتی که کشیدم، حالا انتظار داریم، حالا بعدش هم که ما نیاز پیدا کردیم، آن هم حتماً کار ما را راه بیندازد. خب این توقع هست دیگر، اینجا از آن خلوص کم گذاشته شده، خلوص دیگر ناخالصی قاطی‌ش شد. توقع دارد تشکر کنند، توقع تشکر. خود اصل تشکر یک وظیفه‌ست که هر کسی باید نسبت به کسی که در مقابلش کاری انجام می‌دهد انجام بدهد، اما خود آن فرد نباید توقع تشکر داشته باشد. این آیه‌اش همینه‌: «لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»، ما یک تشکرم از شما نمی‌خواهیم؛ نگیم این همه من براش کار کردم یک تشکر خشک‌وخالی هم نکرد. این‌ها یقین ضعیف است، ایمان ضعیف است، نیت چطور است؟ ضعیف است. می‌فرماید برسان نیت منو به آن اوج، آن نیتِ «لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً». این [را] باید پیاده کنیم ببینیم من چقدر، مکارم اخلاق یعنی همین‌ها، من چقدر با این‌ها فاصله دارم. من چه جاهایی نیاز دارم، می‌خواهم، دنبالم، که یک کاری برای یک کسی کردم، این هم باید عوضش یک کاری انجام بدهد؛ توقعش را دارم، توقع تشکر دارم. این با آن نقطه مطلوب می‌فرماید فاصله‌ست. فاصله‌ست. «وَ انْتَهِ» یعنی برسان، نیتم را به بهترین نیت، قصدم را تو کارها بهترین قصدها. بهترین قصدها همین هست که در سوره انسان فرمود: «لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ». ما فقط و فقط چون خدا گفته و خدا دوست می‌دارد که به فقیر کمک کنیم، به فقیر کمک کردیم، چون خدا گفته. همه کارهای دیگر هم همین‌طور.

احترام به پدر مادر می‌زارم چون خدا گفته. احترام به بقیه مؤمنین می‌زارم، جلو پاشون پا می‌شوم، نه برای اینکه خودم عزت پیدا کنم تو ذهن این‌ها. پا می‌شوم پیش این‌ها، نه به خاطر این است که پیش این‌ها بزرگ بشوم، این‌ها نباید باشد؛ چون خدا دوست می‌دارد تعظیم مؤمن رو، تکریم مؤمن رو، به خاطر این پا می‌شوم. و کسی که برای خدا کار می‌کند، مهم نیست دیگر براش که تشکر می‌کنند، نمی‌کنند؛ اونا متقابلاً احترام می‌زارند، نمی‌زارند؛ اونا هم به رو می‌آرند، ابراز می‌کنند یا نمی‌کنند؛ کسی دید یا ندید؛ کسی فهمید که این کارو من کردم یا نه؟ یا همین‌طور تلاش دارم بفهمانم این کارو من کردم. یک کاری تو خانه انجام داده، همین‌طور به رخ بکشد، به رخ همسرش بکشد؛ کاری که وظیفه‌شه دارد انجام می‌دهد، به رخ همسرش بکشد، به رخ برادرش بکشد؛ این به رخ کشیدن‌ها، که نیت و قصد انسان الهی نیست، این‌ها می‌خواد درست کند.

اهمیت نیت الهی در پایداری مجاهدان

خیلی‌ها می‌بینیم تو در طول این سال‌ها جنگ رفتند، جهاد کردند، ولی بعداً همین نقاط ضعف، این‌ها را از بین برد؛ یعنی آن همه جهاد با عظمت، آن همه تلاش، مجاهدت با نیت خالص خوب انجام دادند در اصل انقلاب، در دفاع مقدس، در بعدش، کارهایی انجام دادند ولی بعد بعضاً ۱۸۰ درجه برگشتند. علت‌هاش چیست؟ علت‌هایی دارد. آن علتش که به خودشان برمی‌گردد به همین مسائل برمی‌گردد؛ اینکه روی نیتش کار نکرده، نیت برای خدا. بعضی مادر شهیدها، بعضی جانبازها، بعضی این‌ها می‌بینی، می‌گی خب این همه اذیت داری می‌کشی، زحمت می‌کشی چیزی نمی‌خواهی؟ می‌گوید: «من برای این‌ها نکردم، من برای خدا کردم. من برای کسی نکردم.» برای کسی نکردم که از این‌و‌اون بخواهم، نکردم که از این‌و‌اون بخواهم. این خیلی اوج دارد. می‌گوید: «برای خداست، با خدا هم محاسبه می‌کنم، با خدا طرف حساب منه»؛ این آدمو اوج می‌دهد. مکارم اخلاق یعنی این؛ آدمو از پایین می‌آورد بالا، اوج می‌دهد. می‌گوید با این‌و‌اون معامله نکن، از این‌و‌اون توقع نداشته باش. این‌و‌اون هم یک آدمای گرفتار و فقیر و محتاج مثل خود ماها، اگر بدتر از ما نباشند. از این‌ها نمی‌شود امید داشت، امید باید ببندد به خدا، خدا می‌فرماید صبر داشته باش، استقامت، میدم، تلافی‌شو چند برابر برات در می‌آرم. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً»، خدا همین قدر اشاره می‌کند من خیلی اینایی که جهاد کردند را بالا می‌برم، خیلی هواشونو دارم، خیلی با عظمت، اجر عظیم بهشون میدم، «دَرَجاتٍ مِنْهُ»، درجات می‌برد بالا. خب این‌ها صبر می‌خواهد، استقامت می‌خواهد، اصلاح نیت می‌خواهد. من برای این و آن و این سیستم و آن تشکیلات نرفتم، من برای خدا و برای تکلیفم رفتم. اینو اگه نگه دارد، خدا درستش می‌کند براش. اینو نگه دارد، امتحان‌ها سخته. امتحان‌ها سخته پیش می‌آید، اما اینو وقتی نگه دارد، خدا چند برابر می‌دهد؛ اما اگه بخواهد این مسئول و این کس و آن کس این‌ها بدهند، خب این‌ها که ازشان چیزی در نمی‌آید. این‌ها خیلی تلاش کنند همین چیزی که بهشان رسیده را حفظ کنند، از بینش نبرند؛ این‌ها دیگر ازشان...

به هر حال، چرا عده‌ای برمی‌گردند وسط راه؟ عاقبت‌شون به شر می‌شود؟ چون این مسائل مهم هست. نیت را روش کار نکرده، نیت برای خدا. بعضی وصیت‌نامه‌هاشون رو که می‌بینی، تو وصیت‌نامه‌هاشون حرف از چی بود؟ «ما رفتیم جبهه چون خدا گفته بود، چون امام گفته بود.» امام رو هم چون نگاه دینی و الهی بهش داشتند، نگاه الهی بهش داشتند، چون مرد الهی بود، نگاه الهی بهش داشتند. امام، خدا، دین، همین چیزها می‌چرخید؛ تو همین مسائل می‌گردید، همه‌اش یک ربطی و محورش به دین بود و این بود که حفظ کرد مملکت رو. اما اگه از این فاصله بگیریم، بیفتیم تو مسائل دیگری، اونا نه، اونا حفظ نمی‌کند، چون نیت باید برود بالا.

«وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»؛ عملم هم خدایا برسد به آنجا که بهترین عمل بشود. تو اعمالم اعمال خیر انجام بدهم، عملم در بست صالح باشد. یک عمل ناصالح درش جای ندَم، یک عمل بی‌اخلاص، یک عمل پر توقع، یک کار خیرِ با توقع و انتظار از من سر نزند. ان‌شاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کند به برکت این سه ماه مبارک و این فرصت پیش رو، توفیق به ما بدهد تلاش کنیم در مسیر اصلاح نفسمون و اصلاح اخلاقمون قدم بزرگ‌تر و مفیدتری برداریم.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد، «صل علی محمد و آل محمد» پروردگارا،

ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده، در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار، در صراط مستقیم بمیران، به آن هدفی که بر این صراط قرار دادی، ما را برسان.

اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، ارواح طیبه علما، شهدا، روح حضرت امام غریق رحمت بفرما. کسانی که خدمت می‌کنند به دین و دنیای مردم، یاری کن. کسانی که خیانت می‌کنند، شرّشون به خودشان برگردان. شرّ دشمنان ما، شیعه، مسلمونا به خودشان برگردان. مشکلات مادی، معنوی، دنیایی، آخرتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی همه را برطرف بفرما؛ اسباب حل این مشکلات فراهم بفرمای.

به ما توفیق استفاده از این سه ماه مبارک را عنایت بفرما. توفیق عمل صالح و خالص و اخلاق حسنه به ما عنایت بفرمای. مشکلات شخصی و اجتماعی‌مان برطرف بفرما. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما. امر فرج ولی‌ات (ارواحنا فداه) تسریع و تعجیل بفرما. ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده. ماه رجب را به ما توفیق عبادت و بندگی بیشتر عنایت بفرما، بالنبی و آله.

گزیده

۱. آمادگی در رجب و شعبان برای ضیافت رمضان

حلول ماه مبارک رجب و میلاد امام باقر (علیه‌السلام) است. ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توفیق مرحمت کند که از این ماه و ماه شعبان که در پیش رو داریم، بتوانیم به بهترین وجهی برای آماده شدن جهت مهمانی خدا در ماه مبارک رمضان استفاده کنیم. آن چیزی که مهم‌ترین عمل و کار هست برای انسان، که از همین ماه رجب نسبت به آن مراقبت داشته باشد و شروع کند، همین مسائلی هست که از نهج‌البلاغه و از دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد (علیه‌السلام) عرض می‌شود. مهم‌ترین عبادتی که انسان می‌تواند انجام بدهد، این هست که تلاش کند تقوا و اخلاق حسنه را در خودش پیاده کند؛ هیچ چیزی و هیچ عبادتی ارزشش به اندازه این نیست.

۲. حقیقت اخلاق؛ بستری برای دوری از گناه

در ماه مبارک رمضان، وقتی پیغمبر اکرم خطبه‌ای خواندند برای اهمیت ماه مبارک رمضان، امیرالمؤمنین پرسیدند که: «بهترین کار در ماه مبارک رمضان چیست؟» رسول خدا فرمودند: «بهترین عبادت، گناه نکردن هست.»؛ اینکه انسان در تمام این ماه مبارک رمضان تلاش کند از او خدای نکرده گناهی صادر نشود. اخلاق حسنه هم زمینه همین مسئله را فراهم می‌کند؛ اخلاق بد انسان را به گناه می‌اندازد. همه بحث اخلاق برای همین هست که انسان به هیچ گناهی نیفتد. هیچ انسان بداخلاقی نیست مگر اینکه حتماً بی‌تقواست و نمی‌تواند تقوا را مراعات کند؛ این‌ها با هم ملازم همدیگرند. بهترین عمل و کار در این سه ماه بزرگ، همین مسئله مهم تقوا و اخلاق حسنه هست.

۳. مکارم‌الاخلاق؛ بال پرواز انسان از پستی‌ها

دعای بیستم صحیفه سجادیه، دعای مکارم‌الاخلاق هست؛ یعنی مجموع اخلاقی که انسان را از لئیم بودن، پایین بودن و پست بودن بالا می‌آورد. رشد می‌دهد انسان را، ظرفیت انسان را وسیع می‌کند، روح انسان را عظیم می‌کند، ایمان انسان را بلند می‌کند، همت انسان را عالی می‌کند؛ انسان را خلاصه از آن پایین می‌کشد بالا. از آنجایی که درگیر اخلاق بد هست، اعمال بد هست، گفتار بد هست، رفتار بد هست؛ بددلی، بدفکری، بدحالی، بدزبانی؛ از این‌ها نجات می‌دهد. این‌ها مثل غل و زنجیر به دست و پای انسان بسته شده و انسان را آن پایین نگه می‌دارد، نمی‌گذارد آدم پرواز کند، برود بالا، رشد کند و عظمت پیدا بکند. مکارم اخلاق یعنی اخلاقی که انسان را از پستی نجات می‌دهد و اوج می‌دهد.

۴. صلوات؛ کلید مستجاب شدن دعاها

صلوات در اجابت دعا، برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاری‌ها مؤثر است و از همه مهم‌تر، ارتباط ایمانی و محبت‌آمیز ما را با اهل‌بیت زیاد می‌کند. شما وقتی دست به دعا برمی‌دارید، مقید باشید شروعش به صلوات باشد، انتهاش به صلوات باشد، بینش صلوات باشد. این‌ها آبرودارند پیش خدا؛ وقتی اسم‌شان زیاد برده می‌شود، یک تیر و چند نشان است. یکی از نشانه‌هایش همین است که دعای انسان مستجاب می‌شود؛ خدا به آبروی این‌ها دعای رد شده ما را می‌پذیرد، چون دعای صلوات دعای مستجابی است؛ از هر زبانی این دعا صادر بشود، اجابت می‌شود. خدا به یمن و مبارکی این نام، دعاها را مستجاب می‌کند؛ مضاف بر ابراز ارادت و محبتی که انسان با صلوات فرستادن می‌کند.

۵. پویایی ایمان و ضرورت رشد مستمر

اولین مسئله این است که خدایا به من کمک بده، من چند تا چیز هست که باید خیلی این‌ها را رشد بدهم، بزرگش کنم، به یک اوجی برسانم. من باید در این ایمانم، در این مسلمانی و از این شیعه بودنم بهره ببرم؛ خدا هم این را خواسته است. یک مسلمان و شیعه ثابت و کسی که فقط درجا می‌زند یا عقب می‌رود نباشم، رشد کنم. یعنی وقتی نگاه می‌کنم، ببینم من الان از گذشته بهترم و اوضاع روحی، ایمانی و اخلاقی‌ام بهتر شده است. در دین از ما می‌خواهند ما رشد داشته باشیم، درجا نزنیم، چه برسد به اینکه عقب برگردیم. یک مؤمن دائم دارد رشد می‌کند، تلاش می‌کند رشد می‌کند؛ کمال‌گرایی یک امر بسیار مطلوب و بزرگی است.

۶. گناه، نشانه ضعف در باور و یقین

من می‌دانم نقطه ضعف‌هایی دارم، این نقطه ضعف‌های اخلاقی رفتاری با ایمان به امیرالمؤمنین با هم جور در نمی‌آید. مشکل این است که این ایمان و باور در انسان ضعیف است. چون ضعیف است، گناه می‌کند؛ چون ضعیف است به خودش جرأت می‌دهد هر حرفی را بزند، هر اخلاقی را از خودش نشان بدهد. اگر ایمان به خدا قوی بود، اگر ایمان به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) قوی بود، جرأت نمی‌داد، خجالت می‌کشید انسان که به عنوان یک شیعه امیرالمؤمنین با آن عظمت، مرتکب یک اخلاق‌هایی بشود که اخلاق دشمن امیرالمؤمنین هست. یقین دارم تو هستی، دینی هست، پیغمبر و امیرالمؤمنینی بود، اما چرا موفق نمی‌شوم؟ چون این باورم ضعیف است. این ضعف خودش را تو گناهان نشان می‌دهد.

۷. مرزبندی اخلاق علوی با اخلاق دشمنان

در اخلاق، امیرالمؤمنین اوج اخلاق الهی است، که در جنگ حاضر نشد دشمنش را و حریفش را به خشم شخصی خودش از بین ببرد؛ عمرو بن عبدود را رها کرد که به خشم و غضب الهی از بینش ببرد. نقطه مقابلش خلیفه دوم، از اخلاق تهی، بلکه اوج بی‌اخلاقی؛ که امیرالمؤمنین می‌فرماید اولی خلافت را گذاشت یک جایی که اصل و اساس خشونت و تندی و بداخلاقی بود. حالا می‌خواهند ما اخلاق‌مان نرود به آن سمت؛ آنجا آن‌ها نشسته‌اند. این طرف امیرالمؤمنین هست، این طرف رسول خداست، اخلاق اخلاق محمدی، اخلاق اخلاق علوی. هر چیزی در اخلاق که ما داریم، نقطه ضعیفش ما را می‌برد سمت دشمنان اهل‌بیت؛ هر چیزی از خوبی داریم ما را می‌کشد سمت این‌ها.

۸. رهایی از منجلاب فکرهای بد و نیت‌های تلافی‌جویانه

خدایا نیت من را به بهترین نیت‌ها برسان. کارهای ما همه‌اش از یک قصد و نیتی ناشی می‌شود. گاهی وقت‌ها این قصد و نیت‌ها خوب نیست. یک حرفی من می‌زنم به یک کسی می‌خواهم مچش را بگیرم، ضایعش کنم یا تحقیرش کنم؛ نیت، نیت خوبی نیست. می‌فرماید خدایا من را حرکت بده، رشد بده، از این لجن‌زار و از این مرداب حرکت کنم دربیایم؛ آن‌قدر درگیر فکرهای بد و نیت‌های بد نباشم. اگر کسی هم یک رفتار بد و غلطی با من داشت، من در صدد و نیت مقابله به مثل برنیایم، این مشکل را حل نمی‌کند، مشکل را تشدیدش می‌کند. نیتم را اصلاح کنم؛ کاری انجام می‌دهم فقط به خاطر خودت انجام بدهم.

۹. کار برای خدا؛ بدون چشم‌داشت و توقع تشکر

درس اخلاص از سوره انسان این است: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»، من اگر این طعام را دادم به تو، من فقط و فقط به خاطر خدا می‌دهم، نه عوضش چیزی می‌خواهم، نه حتی تشکر می‌خواهم. ما یک وقت یک کاری می‌کنیم، چشم‌داشت داریم؛ توقع دارد تشکر کنند. خود اصل تشکر یک وظیفه‌ است، اما خود آن فرد نباید توقع تشکر داشته باشد. برسان نیت من را به آن اوج، آن نیتِ بدون چشم‌داشت. کسی که برای خدا کار می‌کند، مهم نیست دیگر برایش که تشکر می‌کنند یا نمی‌کنند؛ اونا متقابلاً احترام می‌گذارند یا نمی‌گذارند؛ کسی دید یا ندید؛ کسی فهمید که این کار را من کردم یا نه؟

۱۰. خدا، تنها طرف حساب در مجاهدت‌ها

کسی که برای خدا کار می‌کند، می‌گوید: «برای خداست، با خدا هم محاسبه می‌کنم، با خدا طرف حساب من است»؛ این آدم را اوج می‌دهد. می‌گوید با این و آن معامله نکن، از این و آن توقع نداشته باش. این و آن هم یک آدم‌های گرفتار و فقیر و محتاج مثل خود ماها هستند. امید باید ببندد به خدا، خدا می‌فرماید صبر داشته باش، استقامت، تلافی‌اش را چند برابر برات در می‌آورم. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً»، خدا درجات می‌برد بالا. خب این‌ها صبر می‌خواهد، استقامت می‌خواهد، اصلاح نیت می‌خواهد. من برای این و آن نرفتم، من برای خدا و برای تکلیفم رفتم. این را اگر نگه دارد، خدا درستش می‌کند براش.

فهرست

1️⃣ حلول ماه مبارک رجب و فرصت ضیافت الهی

◽️ برکت ماه‌های رجب و شعبان برای آمادگی ورود به ماه رمضان

◽️ مراقبت‌های آغازین ماه رجب بر پایه نهج‌البلاغه و مکارم‌الاخلاق

2️⃣ حقیقت تقوا و جایگاه اخلاق حسنه در عبادات

◽️ پیاده‌سازی تقوا و اخلاق نیکو به عنوان بالاترینِ عبادات

◽️ گناه نکردن؛ برترین عمل و بستر اصلی اخلاق محمدی و علوی

3️⃣ معرفی دعای مکارم‌الاخلاق صحیفه سجادیه

◽️ بال پرواز انسان و راه نجات از پستی‌ها و صفات رذیله

◽️ نقش صلوات در اجابت دعا، رفع گرفتاری‌ها و ارتباط با اهل‌بیت

4️⃣ ضرورت کمال‌گرایی و پویایی در ایمان و یقین

◽️ دغدغه رشد مستمر ایمانی و پناه بردن به کمال‌گرایی مطلوب

◽️ ریشه‌یابی گناه و بداخلاقی در ضعفِ باور و یقین انسان

5️⃣ اصلاح نیت و دوری از غرض‌های نفسانی

◽️ حرکت از منجلاب فکرهای بد و نیت‌های تلافی‌جویانه

◽️ درس اخلاص از سوره انسان؛ کار برای خدا بدون چشم‌داشت تشکر

6️⃣ راز پایداری مجاهدان و ثبات‌قدم در مسیر تکلیف

◽️ معامله با خدا و نفی توقع از انسان‌های گرفتار و محتاج

◽️ اهمیت نگاه الهی و نیت خالص در عاقبت‌به‌خیری مجاهدت‌ها

7️⃣ دعا، مناجات و طلب توفیق پایانی

◽️ طلب ثبات‌قدم در صراط مستقیم بندگی و فرج ولی‌عصر (عج)

◽️ توفیق عمل صالح، خالص و اصلاح نفس در ماه مبارک رجب

شرح صحیفه سجادیه - مسجد سیدالشهداء‌(ع) - 1404

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 جایگاه حسن‌اخلاق در تربیت اسلامی (شرح صحیفه‌سجادیه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی