🎧 تقوا، مظهر ادای حقّ خداوند متعال (شرح نهج البلاغه)
صوت کامل سخنرانی
1404/09/29
پست

🎧 تقوا، مظهر ادای حقّ خداوند متعال (شرح نهج البلاغه)

❗️گاهی خدا بدهکار بنده‌اش می‌شود!
💫 به این میگن سعادت!
💥 بی‌حجاب شو!
🥀 گفتا تو خود حجابی، ورنه رُخم عیان است!
🧿 حرز تضمینی! 
🔆 آدم با تقوا گره را با دست باز می‌کند نه با دندان!
🌄 گناه کاه را کوه می‌کند ...
⚠️ کسی با گناه جذب دین نمی‌شود 
🔥 تاثیر تقوا و گناه بر نرمی و سختی قلب
💎 از خدا تا به خدا راه به جز تقوا نیست!
✨ بهشت را پیشکششان می‌کنند!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۸ آذر ۱۴۰۴

🎧 تقوا، مظهر ادای حقّ خداوند متعال (شرح نهج البلاغه)

🎧 تقوا، مظهر ادای حقّ خداوند متعال (شرح نهج البلاغه)

❗️گاهی خدا بدهکار بنده‌اش می‌شود!
💫 به این میگن سعادت!
💥 بی‌حجاب شو!
🥀 گفتا تو خود حجابی، ورنه رُخم عیان است!
🧿 حرز تضمینی! 
🔆 آدم با تقوا گره را با دست باز می‌کند نه با دندان!
🌄 گناه کاه را کوه می‌کند ...
⚠️ کسی با گناه جذب دین نمی‌شود 
🔥 تاثیر تقوا و گناه بر نرمی و سختی قلب
💎 از خدا تا به خدا راه به جز تقوا نیست!
✨ بهشت را پیشکششان می‌کنند!

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۸ آذر ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیت الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

سیره اخلاقی امیرالمؤمنین (ع) در مواعظ شبانه

بر سر سفره نورانی و پر برکت امیرالمؤمنین (علیه السلام و الصلاة) در صد و نود و یکمین خطبه نهج‌البلاغه قرار داشته‌ایم. صحبت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مربوط می‌شه به حکمت یکی از برنامه‌های ایشون. فرمودند من، همون‌طور که عرض شد، یکی از سیره ایشون این بود که شب‌ها بعد از نماز عشا یه چند کلمه‌ای مردم را نصیحت می‌کردند و موعظه می‌کردند. محتوای کلی این موعظه‌ها هم دعوت به تقوا بود؛ یعنی اهمیت اطاعت فرمان خدا را برای مردم برجسته می‌کردند.

ما متأسفانه یکی از مشکلات عمده‌مون این هست که این مسئله برامون اهمیتش باز نشده و جا نیفتاده. و چون اهمیت این مسئله برامون باز نشده و تو دلمون جا نیفتاده، نسبت بهش ممکنه دچار بی‌اهمیتی و کم‌اهمیتی بشیم. لذا ایشون حکمت این کارشون را فرمودند که چرا من این مطلب را زیاد اشاره می‌کنم.

تبیین حق الهی و وعده‌های تقوا

از ابتدای خطبه فرمودند که: «عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ» تقوا، گوش به حرف خدا دادن، حق خداست. اولین و اصلی‌ترین مسئله این هست که این حق الهییه. هر کسی به انسان لطفی می‌کنه، حقی بر انسان داره. خب خدا خیلی بیش از هر کسی به انسان لطف کرده؛ این حق داره و حقش هم به چی هست، ادای حقش؟ به اطاعتش. حالا مابقی، حقشون این هست که یه تشکری بشه و عوضش تلافی‌ای بشه و اون حق متناسب با خودش ادا بشه. نسبت به خدای متعال، حق خدا اطاعتش هست.

بعد می‌فرمایند: «وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ» اگه این حق خدا را شما ادا کنید، تازه شما گردن خدا حقی پیدا می‌کنید! و اون تمام چیزهایی هست که خدا برای انسان‌های با تقوا در قرآن کریم وعده داده. خدا وعده داده در قرآن برای آدم‌های با تقوا این مسائل هست؛ تضمینی هم هست. این‌ها حقوقی‌ست که خدا بر خودش قرار داده، گردن خودش قرار داده، که شما این حق منو که ادا کنید، عوضش من دوباره یه چیز دیگه‌ای به شما می‌دم. یعنی همه‌جا نهایتش اینه که حق یه کسی را ادا می‌کنیم تموم می‌شه می‌ره؛ مثلاً حق پدر را، حق مادر را، حق فرزند را، همسایه را، استاد را، حقش را به یه کاری هست متناسب با شأنش انجام می‌دیم، تموم می‌شه می‌ره. ولی خدای متعال تنها کسی‌ست که وقتی حقش را ادا می‌کنیم، تازه ادامه می‌ده! یعنی شروع می‌کنه به تشکر از انسان، شروع می‌کنه تلافی درآوردن به بهترین وجه برای انسان، که مثلاً این‌که بنده من شد و حرف منو خوب گوش داد، بندگی کرد، من حالا عوضش این‌همه چیز می‌خوام بهش بدم. این حق را که ادا کرد، این‌همه چیز که در قرآن کریم هست و اشاره شد، بهش می‌دم.

ضرورت استعانت از خدا و حقیقت سعادت

بعد مطلب بعدی که می‌فرمایند اینه: «وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ» باید از خدا کمک بگیرید برای رعایت تقوا. اگه کسی خودش تصمیم بگیره بخواد تقوا را مراعات کنه، موفق نمی‌شه تا خدا کمکش نده. یه مسئله‌ای‌ست همیشه ثابت هست؛ هیچ انسان با تقوایی نیست مگر این‌که در اون‌چه که از تقوا تونسته مراعات کنه خدا کمکش کرده. منتها زمینه کمک الهی، همت انسانه. همت می‌کنه، می‌خواد، پای کار صادقانه می‌ایسته، خدا کمکش می‌کنه. اگر اون همته نباشه، نمیشه و خدا کمک نمیکنه. اگر همته باشه و از خدا کمک نخواد، باز هم خدا کمکش نمیکنه. دو تا مسئله همیشه با همه؛ هیچ جا نیست در این مسائل انسانی بتونه موفق بشه مگر به توفیق الهی. این توفیق الهی هم استمداد می‌خواد: «تَسْتَعِينُوا»، استعانت؛ «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ». «نَسْتَعِينُ» یعنی خودت کمکمون کن. خودت کمکمون کن؛ از هیچ کسی دیگه‌ای هم کاری برنمی‌آد. لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید از خدا استمداد بجویید و دعا کنید برای تقوا.

چند بار ما این مسئله را دعا می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم؟ چقدر برای ما مهمه؟ امام حسین (علیه السلام) روز عرفه، می‌بینید در دعای عرفه، وقتی این دعا را می‌خونند اول به ادب دعا خدا را حمد و ستایش می‌کنند به یه نعمت‌های خیلی بزرگی. بعد نقل می‌کنند که همین‌جور که اشک از دیدگان ایشون جاری هست، شروع می‌کنند به دعا. بعد از حمد و سپاس خدا دعا می‌کنه؛ به چی داره اشک می‌ریزه و استمداد می‌کند از خدای متعال؟ «اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاكَ كَاَنّى اَراكَ وَاَسْعِدْنى بِتَقويكَ وَلا تُشْقِنى بِمَعْصِيَتِكَ» خدایا منو بدبخت نکنی با گناه‌ها! منو سعادتمند کن با تقوات. این فکر را اصلاح می‌کنه و به تبعش عمل اصلاح می‌شه. سعادت یه ملاک بیشتر نداره؛ سعادت از نظر خدا یه ملاکه، مال کسی‌ست که موفق می‌شه به طاعت خدا، همین.

حالا ما سعادت را تو خیلی چیزها به کار می‌بریم؛ مثلاً یه کسی توفیق خدا بهش داد عبادتی کرده، می‌گیم چه سعادتی. اشکالم نداره، اما اگر ما ذهن را تنظیم کنیم روی این‌که سعادت اصلی و حقیقی در گرو طاعت خداست، یعنی تا جایی و وقتی که انسان خدا را خوب بنده است، این اون سعادت اصلی را به دست آورده. اما اگر گناه کنه، ولو زیارت رفته، این سعادت بهش نمی‌گن. حقیقیش اینه.

جلوه‌های سعادت در منش و اخلاق انسانی

لذا بزرگانی را ما دیدیم کلمه سعادت را، هر چه انسان‌های عاقل و زیرک و باهوش تو حرف زدن‌های اینا دقت می‌کردند، می‌دیدند سعادت را یک کلمه بزرگی به حساب می‌آورند که هر جا خرجش نمی‌کنند. تو خیلی چیزها که مثلاً متدینین سعادت را خرجش می‌کنند و می‌گن چه سعادتی، اینا خرجش نمی‌کردند. سعادت را اون‌جایی خرجش می‌کردند و استفاده می‌کردند، که کسی به حسب شرایطش تونسته بود مشکلی را مثلاً با صبر طی کنه؛ توی موقعیتی گناه نکنه، که خیلی‌ها به گناه می‌افتند، اون گناه نکنه. خیلی‌ها توی این موقعیت دروغ می‌گن؛ این، ولو مقداری به ضررش بود، اما وایساد دروغ نگفت؛ اینو می‌گن سعادت. اون‌جایی که نباد دروغ بگه، نگه؛ این‌جا می‌شه سعادت.

اون‌جایی که عصبانی شده، عکس‌العملی می‌خواد نشون بده که این غلطه، تنده و عصبانیه، ما چقدر تو عصبانیت ایمانمون را به باد می‌دیم؟ حالا سعادت این‌جاست که یه کسی تونست به یه نقطه‌ای برسه که عصبانی شد، ایمانش را به باد نده؛ ایمانش را با یه زبون به باد نده. این مرحله را اگه کسی رد کرد اینو می‌گن سعادتمند، سعید، سعادتمند. نقطه مقابلش هم شقاوت. اینو کی یاد میده به ما؟ امام حسین (علیه السلام) که براش عزاداری می‌کنیم: «وَ اَسْعِدْنی بِتَقواکَ».

خدایا، سعادت جز به تقوا حاصل نمی‌شه؛ منو با تقوا سعادتمند کن. نقطه مقابلش شقاوت: «وَ لا تُشْقِنی بِمَعْصِیَتِکَ». هیچ عاملی بر شقاوت و بدبختی وجود نداره جز گناه و معصیت. حالا این‌جا امام حسین دعا می‌کنه (علیه السلام و الصلوات)، دعا می‌کنه؛ این دعا را به ما یاد میده. دست بلند کنیم اینو از خدا بخواهیم. در رأس دعاهامون باید این باشد: خدایا من بشم یه بنده خوب به درگاه تو. وقتی این بنده خوب به درگاه خدای متعال که تقوا خوب داره، [باشه] این دیگه خدا ازش راضی، پیغمبر اکرم راضی، امیرالمؤمنین راضی، همه این چهارده معصوم راضی، امام زمان راضی، صددرصد راضی؛ دیگه غمش نباشه.

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است

تقوا؛ حرز و سپر دنیا و آخرت

دنبال یه چیزی می‌گردیم که عیانه، منتها یه حجابی جلوی چشم ما و او قرار گرفته به نام معصیت. خود امام عصر فرمودند، فرمودند شما خیلی، به این مضمون، که خیلی دعاگاهی می‌کنید بعضی‌تون «العجل» می‌گید، اما پای گناه هم وایمی[استید]، پیش می‌آد گاهی می‌کنید. اگر نبود این گناهانتون، هر آیینه دیدار ما بر شما محقق بود قطعاً. یه حجاب ما داریم، اینم گناهه. حالا متناسب با انسان؛ هر کسی یه جور. یکی ظلم می‌کنه، حق مردم را می‌خوره؛ یکی هم دزدی می‌کنه، یکی هم اختلاس می‌کنه؛ یکی زور می‌گه، یکی بداخلاقی می‌کنه، یکی دروغ می‌گه؛ بالاخره هر کسی هر طور زمینه‌اش براش مهیا باشه. اما حجاب اینه. این رفع بشه همه‌چی رفع می‌شه.

ما هم باید این را جا بیندازیم؛ مسجد، قرآن، دعا، وقتی خیلی مطلوب و مفیده که انسان را از این چیزها دور کنه. و الا منی که می‌ام مسجد خیلی هم کار خوبی می‌کنم، نمازمو اول وقت می‌خونم خیلی کار خوبی می‌کنم، اما وقتی اخلاقم هیچ فرقی بنا نیست بکنه، وقتی هیچ تفاوتی نمی‌کنم، هیچ قدمی به جلو برنمی‌دارم، این دارم هم به خودم خسارت می‌زنم هم به مسجد؛ مسجدی را بدنام می‌کنم! باید یه طوری بشه که مردم بگن مسجد یعنی مرکز آدم‌سازی، اخلاق، یک به یک اخلاق، من در حد خودم.

حالا تا می‌گیم اخلاق، می‌گن گرونی هست. بله، اون هم عواملی هست، اما هر عاملی هم تو کار باشه وظیفه انسان را برنمی‌دوره. این‌که چه عواملی هست، اون عوامل در حد خودشون مقصرند، اشخاص مقصرند باید جوابشون هم بدن. اما من وظیفه‌ام برداشته نمی‌شه آخه؛ من وظیفه‌ام سر جای خودش هست، من اجازه ندارم بداخلاقی کنم، من اجازه ندارم دروغ بگم، من اجازه ندارم تهمت بزنم. این‌ها کمک خدا را می‌خواد؛ اگه خدا کمک نکنه نمیشه: «أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ». بعد هم شما اگه می‌خواید حق خدا را خوب ادا کنید، تنها راهش تقواست؛ راه دیگه‌ای هم نیست. حق خدا را چه جوری ادا کنی؟ انبیا همه‌ش منهای نبوتشون، اولیاء خدا، ائمه منهای شأن امامتشان و نبوتشان، دنبال این بودند که حق خدا را هر چه بیشتر ادا کنند. اصلاً همه‌ش شأنشون شأن امامت و نبوت نبود تعلیمی؛ یه بخشی از امورشان مربوط به ادای حق الهی بود. این عباداتی که برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل می‌کنند، این عباداتی که برای پیغمبر اکرم نقل می‌کنند، این عباداتی که برای حضرات نقل می‌کنند، این دیگه بحث تعلیم و این حرف‌ها نیست؛ یه حقی از خدا می‌بینند بر گردنشان، درک می‌کنند این را، وایمی‌ستند ادا کنند. قدم اول و اصلی و اساسیش تقواست: «أَنْ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ».

بعد یه جمله خیلی مهمی امیرالمؤمنین می‌فرمایند، خیلی جمله‌اش مهمه. می‌فرماید این تقوا که من دارم می‌گم یه فایده دیگه‌ای هم داره و اون چی؟ «إِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ» تقوا «فِی الْيَوْمِ» یعنی امروز، یعنی توی این دنیا، حالا که داریم زندگی می‌کنیم، همین‌جا، «حِرْزُ»، حرز هم می‌دونیم چیه؛ دنبال حرز می‌گردند آدما. حرز یعنی یه چیزی که آدم را از هر بلا و مصیبت و گرفتاری‌ای حفظ بکنه. «جُنَّةُ» هم یعنی سپر، محافظ، «جُنَّةُ»؛ «عَلِیٌّ حُبُّهُ جُنَّةُ». امیرالمؤمنین محبتش سپره، چون وقتی محبت به علی پیدا می‌کنیم این جمله‌ها را به ما یاد می‌ده؛ می‌فرماید: «إِنَّ التَّقْوَى الْجُنَّةُ الْحِرْزُ»، «إِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ». امروز اگه شما یه محافظی می‌خواید همه‌چیز، همه‌جهت شما را حفظ کنه، مصون بداره، هیچ چیزی نیست جز تقوا، هیچ چیزی نیست جز تقوا. حرز، حرزِ تقوا.

ما دنبال حرز می‌گردیم این‌ور و اون‌ور، بعضی‌هاش هم اشکال نداره خوبه طوری نیست، اما حرز اصلی را امیرالمؤمنین می‌فرماید تقواست. چقدر دنبال این گم‌شده می‌گرده انسان؟ «فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ». و فقط هم همینه‌. کسانی که زبان عربی بلدند می‌دانند که این جمله «التَّقْوَى الْحِرْزُ» محصور می‌کند، مختص می‌کند حرز را و محافظ را در یک چیز، اونم تقوا. این است و غیر از این نیست؛ هیچی دیگه انسان را حفظ نمی‌کنه. اون چیزی که انسان را حفظ کنه حالا از چی حفظ کنه؟ هر چی، هر چی، هر بلایی، هر مصیبتی، هر خطری؛ که بیشتر توی این‌ها منظور همین خطرات و فتنه‌هاست، که آدم به سلامت ازش رد بشه. نه این‌که تقوا وقتی بیاد آدم دیگه مریض نمی‌شه، آدم دچار مصیبت اموات و درگذشتگانش نمی‌شه، مالش دچار کمبود نمی‌شه؛ این‌ها نیست. بحث اینه که همه این‌ها را انسان به سلامت رد می‌کنه؛ اولاً همه‌ش رو، خیلی‌هاش از بین می‌ره پیش نمی‌آد، اون‌هایی هم که پیش می‌آد به سلامت رد می‌کنه، زمین نمی‌خوره. خیلی‌ها به خاطر پول زمین خوردند، به خاطر فرزند زمین خوردند، به خاطر مال زمین خوردند.

ثمرات فردی و اجتماعی تقوا در بستر جامعه

اون چیزی که ما را حفظ می‌کنه تقواست؛ زن و بچه‌مون را حفظ می‌کنه تقواست؛ یعنی هر چه بخواهیم اینا حفظ بشن، راهش این مسئله است، غیر از اینم نیست. جامعه را حفظ می‌کنه تقواست، غیر از اینم نیست. کار فرهنگی انجام می‌دن چقدر بودجه خرج می‌کنند که جامعه مثلاً از لحاظ فرهنگی فرهنگ دینی حتی درش پیاده بشه؛ حالا اون‌هایی که می‌خوان کار درست انجام بدن. اما همین کار فرهنگی گاهی می‌بینی تقوا را زیر پا گذاشته، خدا بهش اثر نمی‌ده.

می‌فرماید اگه شما می‌خواید حفظ بشید و حفظ کنید خودتون رو، یه محافظ تو همه‌چیز بیشتر وجود نداره، اونم همینه‌. که هر چی می‌تونید در خودتون و اطرافیانتون، دور و بری‌هاتون، زندگی‌تون، تقوا را بیشتر پیاده کنید؛ بعد هم تو جامعه. به جای این‌همه خرجِ خرج‌ها و بودجه‌ها و این‌ها به کارهایی که خیلی‌هاش نتیجه‌ هم نمی‌ده، می‌فرماید این را رشد بدید؛ و مصادیقش. ازدواج باید زمینه‌اش سهل بشه؛ ازدواج جزء تقواست، باید همه سهلش کنند، از حکومت گرفته تا خود مردم. رسم و رسومی می‌آرند وسط، اون رسم و رسوم ازدواج جوان را به تأخیر می‌اندازه، لاجرم به گناه می‌افته، شکی درش نیست. به گناه می‌افته؛ گناه، دیگه خسارت‌های بعدی‌ش هم داره. هر مصیبتی پیش می‌آد برمی‌گرده به همین مسئله. اون چیزی هم که جامعه را حفظ می‌کنه به فرموده امیرالمؤمنین، امام المتقین: «إِنَّ التَّقْوَى الْيَوْمَ فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ». اون چیز که آدم را حفظ می‌کنه تقواست؛ دعای انسان را مستجاب می‌کنه، از تو فتنه‌ها آدم را به سلامت رد می‌کنه: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً». تو فتنه‌ها آدم به سلامت رد می‌شه، امتحان پیش می‌آد درست رد می‌شه.

آدم با تقوا گره را با دست باز می‌کنه نه با دندون! آدم با تقوا کاهی را کوه نمی‌کنه؛ از کمترین چیزی طوفان درست نمی‌کنه. خیلی مسائلی پیش می‌آد تو زندگی‌ها، خانواده‌ها، بین آدم‌ها، زن و شوهرها، اقوام، برادرها، مسئله‌ای پیش می‌آد امتحان بابش باز شد؛ پدر از دنیا رفت، حالا سر تقسیم اموالش مشکل خوردند. اینا گره‌هایی‌ست با دندون بخوای بیفتی به جونش بازش بکنی که درست نمی‌شه که؛ خیلی‌هاش با دست میشه باز کرد، اما صبر می‌خواد، درایت می‌خواد، تحمل می‌خواد، به خرج نمی‌دیم، می‌گیم فقط حرف من! خیلی جاها این‌جوریه. اینکه خدا می‌فرماید متقین خدا کارشون را آسون می‌کنه چون خودشون خیلی گره‌ها را نمی‌ذارند مشکلات حاد بشه، از کاهی کوه نمی‌سازند؛ کاه در حد خودشه. اگر دقت کنیم خیلی بحران‌های زندگی که پیش می‌آد، واقعاً کاهی بوده به کوهی تبدیل شده. این‌ها خاصیت گناهه، آدم را این‌جوری می‌کنه.

نقش تقوا در هدایت عقل و اخلاق‌مداری

خب تقوا یعنی خود نگهداری؛ یه چیزی الان پیش اومده عصبانیم، نگم، نگم الان اون حرفه را نگم، اون کار را انجام ندم، خسارت به بار می‌آره، بعد هم نمی‌شه جمعش کرد! یه حرفی زده، یه کاری کرده، بعد هم نمی‌شه دیگه جمعش کرد، دیگه نمی‌شه جمعش کرد. یه عکس‌العمل غلطی داشته، نمی‌شه دیگه جمعش کرد، خسارت به بار آورده. تقوا عقل آدم را رشد می‌ده؛ این عقل مسلط می‌شه بر بقیه قوای انسان، بر شهوت انسان، بر غضب انسان، بر عجول بودن انسان، بر تند بودن انسان؛ این دست و پای همه این‌ها را می‌بنده، به جا خرج می‌کنه. اون چیزی امروز محافظه اینه. توی جامعه هم همین‌طور.

این‌که می‌خوان جامعه مصون بشه از تهاجم فرهنگی دشمن، از هر بلا و مصیبتی، باید سمت و سوی هر کاری منتهی بشه به این‌که نتیجه‌اش این باشد مردم، جوونا به سمت اون چیزی که خدا قرار داده تو دین خدا هست گرایش پیدا کنند، نه من کارهای اون‌چنانی بکنم، موسیقی‌های حرام درست بکنم رو کارم، می‌خوام جوونا را جذب بکنم؛ با حرام جذب دین کسی نمی‌شه. با راه غلط نمی‌شه کسی را آورد پای دین، کسی را جذب دین کرد. جذب دین دل و ایمان می‌خواد، اخلاق می‌خواد، همه‌ش به حرف و ادا نیست، اخلاقه. خلق منه که می‌تونه یه کسی را بکشونه سمت دین، خلق منه که یکی را از دین دفع می‌کنه.

منی که می‌آم مسجد باید بدونم دیگه پای خودم وسط نیست، پای این بنای مقدس وسطه، پای خونه خدا، بیت الله مطرحه این‌جا؛ بیت خداست، بعد من که بد بشم، به حساب بیت الله می‌ذارند، می‌گن مسجدی‌ها اینان، تندن. چون تندی که هست همه‌جا هست، از او که می‌ره مسجد یه انتظار دیگه‌ای هست؛ او باید بیشتر بتونه خودش را کنترل کنه، باید نرم‌تر باشد؛ مؤمن سهله، مؤمن لینه، نرمه: «وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ». تو اگر خشن بودی، سخت بودی، تند بودی، اینا دورت جمع نمی‌شدند، دین پا نمی‌گرفت: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لهم». تو به رحمت الهی که شامل حالت شده نرمی؛ این عقب‌ماندگی‌های اینا را تحمل می‌کنی، حرف‌های تندشون را می‌پذیری، طعنه و کنایه‌هاشون را گوش می‌دی، بی‌ادبی‌هاشون را تحمل می‌کنی.

نقل کردند بعضاً اینا می‌آمدند می‌نشستند تو مسجد پیغمبر اکرم، این پاها را به دیوار آویزون می‌کردند، می‌ذاشتند به دیوار، کف پا را؛ بعد در همین حال که ایشون وارد می‌شدند یه صدا می‌زدند بعضی‌شون ایشونو که بیا بشین برامون قصه بگو! بله. بعد ایشون هم می‌رفتند می‌نشستند، قصه می‌گفتند براشون. کدوم قصه؟ همین قصه‌ها و حکمت‌های الهی و قصه‌های قرآن. این مسائل را اینا برایشون می‌گفتند. این بی‌ادبی‌ها را تحمل کردند، این سختی‌ها را تحمل کردند، این اخلاق؛ این‌جوری کشوندن این بت‌پرست‌ها و این کسانی که این‌قدر اوضاعشون خراب بود، هیچ چیزی جز بی اخلاقی نمی‌فهمیدند؛ این‌ها را اومد نرم کرد، رام کرد؛ با چی؟ با اخلاق. «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ»، لین، لین، لین.

چی دل آدم را سخت می‌کنه؟ گناه. چی دل آدم را نرم می‌کنه؟ تقوا و اخلاق. دل که نرم شد، آدم تحملش بیشتر می‌شه، صبرش بیشتر می‌شه، عقلش پخته‌تر می‌شه؛ وقت زود از کوره در نمی‌ره. حالا یه مصیبتی پیش اومده، یه مقدار تحمل کن، یه مقدار صبر کن، زود اقدام نکن، زود دست به گوشی نبر، زود زنگ نزن به کسی چیزی بگی، زود پیام نده، زود حرف نزن؛ یه مقدار مزمزه کن، مزمزه کن، این شاید این حرف درست نباشه، اگر خراب باشه بعد نمی‌شه جمعش کرد، اما اگر نگیم، به جای ضرر نمی‌خوره؛ حالا الان نشد یه ساعت دیگه می‌گه مگه جاش می‌خورد؟ این‌طوریه: «إِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ». جز تقوا هیچ محافظی در برابر دشمن داخلی و خارجی و اقتصادی و فرهنگی و این‌ها نیست، که مسئولین، متولیان فرهنگی جامعه هم همین‌ها را باید بدونند؛ همه باید همین‌ها را بدونند. همه، ما که زندگی داریم خانواده داریم باید همین‌ها را بدونی؛ هر چه می‌تونیم باید خانواده‌مونو، اهل و عیالمونو، اطرافیانمونو با این مسئله آشنا کنیم، این را درشون بزرگ کنیم. هیچ چیز جز این نمی‌تونه، تو حکمت الهی چیزی به اندازه تقوا نمی‌تونه آدم را حفظ بکنه.

«فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ» فردا هم یه راه به بهشت بیشتر نیست، فردا «غَدٍ» یعنی فردا؛ فردا یعنی قیامت. یه راه بیشتر به بهشت نیست: «الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ»، راه فقط راه تقواست. از خدا تا به خدا جز به تقوا راهی نیست، هر که این راه رود بهجت دُردانه شود. راه به جز تقوا نیست؛ راه بهشتم همینه: «أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ». به تکریم و تعظیم انسان‌های با تقوا بهشت را می‌آرند براشون، بهشت را پیش‌کششون می‌کنند: «لَهُمُ الْأَمْنُ»؛ اینا در امن و امانند، آرامش دارند، آسایش دارند؛ هم این‌جا تو این دنیا آرامش، سختی دارند، مثل بقیه دچار امتحان می‌شند، مشکلات, سختی‌ها، گرفتاری‌ها تو زندگی همه هست، اون‌ها هم دارند، اما از کاه کوه نمی‌سازند، طوفان درست نمی‌کنند؛ خدا تو مشکلات کمکشون می‌کنه، نجاتشون میده، نمی‌ذاره آسیب‌های جامعه و آسیب‌های اقتصادی، فرهنگی، دینی این‌ها را از بین ببره، کمر این‌ها خم بشه، نگهشون می‌داره. راه تو این دنیا راه آرامش تقواست، تو آخرتم راه بهشت تقواست؛ و اصل و اساس بهشت را خدا برای متقین درست کرده. «وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ».

دعای پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مون توفیق مرحمت کنه این واقعیت این کلام و روح این کلام نورانی امیرالمؤمنین را بهتر و بیشتر بتونیم درک کنیم و بعد هم بتونیم پیاده بکنیم.

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.

در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

در صراط مستقیم بمیران.

اخلاق خوب، عمل صالح، عمل خالص به ما عنایت بفرما.

مشکلات ما، مشکلات فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، دنیایی، آخرتی، مشکلات جوونای ما، خدایا همه‌اش رو برطرف بفرمای.

اسباب حل این مشکلات فراهم بفرما.

اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، پدران، مادران، ارواح طیبه علما، شهدا، روح حضرت امام غریق رحمت بفرما.

هر کسی سر سوزنی حق گردن ما داره دستش از دنیا کوتاه شده، خدایا حقش را ادا بفرمای.

کسانی که به این مردم، به این دین خدمت می‌کنند، هر جایی هستند تو هر لباسی هستند، مخصوصاً رهبر معظم، یاری کن.

ما را قدردان نعمت ایشون قرار بده.

کسانی که به مردم ظلم می‌کنند، خیانت می‌کنند، کوتاهی می‌کنند، منصب را که لیاقت ندارند غصب می‌کنند، خدایا شرشون را به خودشون برگردون.

اگر قابل هدایت نیستند ریشه‌کن کن.

شر دشمنان اسلام، خط شیعه به خودشون برگردون.

مریضای ما شفا عنایت بفرمای.

امر فرج امام عصر تعجیل بفرمای.

ما را از اعوان و انصار ایشون قرار بده.

عاقبت همه ما ختم به خیر بفرما.

و النبی و آله.

گزیده

۱. حقیقت تقوا؛ ادای حق الهی

تقوا و گوش به حرف خدا دادن، حق خداوند است. این حق الهی، اولین و اصلی‌ترین مسئله محسوب می‌شود. هر کسی به انسان لطفی می‌کند، حقی بر گردن او دارد؛ خداوند متعال نیز بسیار بیشتر از هر کس دیگری به انسان لطف کرده است. بنابراین او بر ما حق دارد و ادای حق او نیز در اطاعتش نهفته است. در روابط انسانی، ادای حق با تشکر و تلافی متناسب همراه است، اما در نسبت با خدای متعال، حقیقت ادای حق خدا، تنها در طاعت و بندگی او خلاصه می‌شود.

۲. پاداش بی‌پایان خداوند برای متقین

خداوند متعال تنها کسی است که وقتی حقش را ادا می‌کنید، تازه پاداش را ادامه می‌دهد؛ یعنی شروع به تشکر از انسان و تلافی کردن به بهترین وجه می‌کند. به عنوان مثال می‌فرماید این بنده، مطیع و بنده من شد و حرفم را خوب گوش داد، من نیز اکنون در عوض، این‌همه پاداش به او عطا می‌کنم. هرگاه این حق الهی را ادا کنید، تمام آن وعده‌های تضمینی که خداوند در قرآن کریم برای انسان‌های با‌تقوا قرار داده است، پیش‌کش شما خواهد شد.

۳. ضرورت استعانت از خدا در مسیر تقوا

انسان برای رعایت تقوا باید از خداوند متعال کمک بگیرد. اگر کسی صرفاً با تصمیم شخصی خودش بخواهد تقوا را مراعات کند، موفق نخواهد شد، مگر اینکه خدا او را یاری دهد. این یک مسئله ثابت است؛ هیچ انسان با‌تقوایی وجود ندارد، مگر اینکه در مسیر مراعات تقوا، از کمک الهی بهره‌مند شده باشد. البته زمینه این کمک الهی، همت خود انسان است؛ یعنی وقتی صادقانه پای کار بایستد و بخواهد، خدا نیز او را یاری می‌کند.

۴. حقیقت سعادت؛ در گرو طاعت خدا

سعادت در نگاه خداوند تنها یک ملاک دارد و آن، مخصوص کسی است که در طاعت الهی موفق شود. ما گاهی سعادت را در امور متعددی به کار می‌بریم؛ مثلاً می‌گوییم فلان شخص توفیق عبادتی داشت، پس چه سعادتی! این درست است، اما اگر ذهن خود را تنظیم کنیم، متوجه می‌شویم که سعادت اصلی و حقیقی در گرو طاعت خداست. یعنی تا زمانی که انسان بنده خوبی برای خدا باشد، به آن سعادت واقعی دست یافته است؛ اما با ارتکاب گناه، دیگر نمی‌توان نام آن را سعادت گذاشت.

۵. تقوا؛ حرز و سپر انسان در زندگی دنیا

تقوا در زندگی امروز و در این دنیا، برای انسان به منزله «حرز» و «جُنّه» (سپر و محافظ) است. امروز اگر شما محافظی می‌خواهید که در همه جهات شما را حفظ کند و مصون بدارد، هیچ چیزی جز تقوا نیست. حرز اصلی، حرزِ تقواست. ما در زندگی به دنبال پناهگاه‌های مختلف می‌گردیم، اما امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند که محافظ واقعی تقواست. این جمله، حرز و محافظ حقیقی را تنها در یک چیز منحصر می‌کند و آن تقواست؛ این است و غیر از این نیست.

۶. آرامش با تقوا؛ گره‌گشایی با دست، نه با دندان!

آدم با‌تقوا گره‌های زندگی را با دست باز می‌کند، نه با دندان! او از کمترین چیزی طوفان درست نمی‌کند و کاه را به کوه تبدیل نمی‌نماید. در زندگی، خانواده‌ها و روابط میان افراد، مسائل و امتحان‌های مختلفی پیش می‌آید. این‌ها گره‌هایی هستند که اگر بخواهید با تندی و لجاجت به جانشان بیفتید، باز نخواهند شد. گشایش بسیاری از این مسائل نیازمند صبر، درایت و تحمل است؛ انسان متقی مشکلات را حاد نمی‌کند و از کاه، کوه نمی‌سازد.

۷. حاکمیت عقل بر غضب و شهوت در سایه تقوا

تقوا عقل آدم را رشد می‌دهد و این عقل، بر بقیه قوای انسان از جمله شهوت، غضب، عجله و تندخویی مسلط می‌شود. تقوا دست و پای این رفتارهای افراطی را می‌بندد و نیروها را به جا خرج می‌کند. امروزه محافظ واقعی انسان همین است؛ اینکه وقتی مسئله‌ای پیش آمد و عصبانی شدیم، خودنگهداری کنیم، حرف نادرستی نزنیم و کاری انجام ندهیم که خسارت‌بار باشد و بعداً نتوان آن را جمع و جبران کرد.

۸. جذب دل‌ها با اخلاق و خلق نیکو

برای مصونیت جامعه از آسیب‌ها، باید به سمت دین‌داری گرایش پیدا کنیم. جذب دین، دل، ایمان و اخلاق می‌خواهد؛ همه‌چیز به حرف و ادعا نیست، بلکه در اخلاق خلاصه می‌شود. این خلق و خوی من است که می‌تواند کسی را به سمت دین بکشاند یا او را از دین دفع کند. ما با راه‌های غلط و رفتارهای نادرست نمی‌توانیم کسی را جذب کنیم؛ جذب واقعی در سایه اخلاق‌مداری شکل می‌گیرد.

۹. مؤمن؛ آینه نرم‌خویی و سعه صدر

کسی که به مسجد می‌رود، جامعه از او انتظار دیگری دارد؛ او باید بیشتر بتواند خودش را کنترل کند و نرم‌خوتر باشد. مؤمن، سهل، نرم و با‌گذشت است. قرآن می‌فرماید اگر تندخو و سخت‌دل بودی، مردم از اطرافت پراکنده می‌شدند و دین پا نمی‌گرفت. پیامبر اکرم (ع) به برکت رحمت الهی، نرم‌خو بودند؛ تندمزاجی‌ها و بی‌ادبی‌ها را تحمل می‌کردند و با اخلاق نیکو، انسان‌ها را رشد می‌دادند. دلی که در سایه تقوا نرم شود، صبر و تحملش بیشتر می‌گردد.

۱۰. تقوا؛ تنها راه بهشت در روز قیامت

در روز قیامت نیز تنها یک راه به سوی بهشت وجود دارد و آن، راه تقواست. از مبدأ تا مقصد، راهی جز تقوا نیست. بهشت را به پاس تکریم و تعظیم انسان‌های با‌تقوا برای آن‌ها می‌آورند و پیش‌کش آنان می‌کنند. متقین در امن و امان، آرامش و آسایش هستند. در این دنیا نیز راه رسیدن به آرامش واقعی تقواست و در آخرت هم راه ورود به بهشت، تقوا خواهد بود؛ چرا که اصل و اساس بهشت برای متقین آفریده شده است.

فهرست

1️⃣ سیره مواعظ شبانه امیرالمؤمنین (ع)

◽️ تبیین حکمت خطبه‌های شبانه پس از نماز عشا

◽️ محوریت دعوت به تقوا و برجسته‌سازی اطاعت از فرمان خدا

2️⃣ حقیقت تقوا و پاداش بی‌پایان الهی

◽️ تقوا به عنوان اولین و اصلی‌ترین حق الهی بر گردن انسان

◽️ پاداش منحصربه‌فرد، تلافی مداوم و تحقق وعده‌های تضمینی خداوند

3️⃣ ضرورت استعانت از خدا و همت انسانی

◽️ ناتوانی انسان در مراعات تقوا بدون یاری و توفیق الهی

◽️ همت صادقانه انسان به عنوان زمینه جلب کمک خداوند

4️⃣ ملاک حقیقی سعادت و مرزبانی آن

◽️ انحصار سعادت واقعی در گرو طاعت و بندگی خدا

◽️ زوال سعادت و بروز بدبختی (شقاوت) در اثر معصیت و گناه

5️⃣ تقوا؛ حرز، سپر و پناهگاه دنیا

◽️ انحصار محافظ حقیقی انسان در «حرز و جُنّه» تقوا

◽️ مصونیت در برابر بحران‌ها، فتنه‌ها و خطرات گوناگون

6️⃣ گره‌گشایی و مدیریت بحران در سایه تقوا

◽️ گشودن گره‌های زندگی با دستِ صبر و درایت، نه با دندانِ لجاجت

◽️ تسلط عقل بر غضب، شهوت و رفتارهای خسارت‌بار

7️⃣ نرم‌خویی مؤمن و حقیقت مسیر بهشت

◽️ ضرورت سعه صدر، کنترل خویشتن و دوری از تندخویی

◽️ تقوا به عنوان تنها راه صراط مستقیم و ورود به بهشت در قیامت

شرح نهج البلاغه - مسجد سیدالشهداء‌(ع)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تقوا، مظهر ادای حقّ خداوند متعال (شرح نهج البلاغه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی