🎧جایگاه اخلاق و مکارم الاخلاق در دین اسلام (شرح صحیفه سجادیه)
صوت کامل سخنرانی
1404/09/25
پست

🎧جایگاه اخلاق و مکارم الاخلاق در دین اسلام (شرح صحیفه سجادیه)

🌳 ایمان، درختی با میوه‌های متنوع
💎 پایه‌های سه‌گانه ایمان ‌‌‌
✨ باارزش‌ترین عبادت در بین الصلاتین
💫 از نمازهای مستحبی باارزش‌تر است! 
💡 "یادگیری دین" ارزشمندتر از عبادت است!
🚨 توبه "بداخلاق" ، مرگ است! 
🍂 ایمانِ " بداخلاق"، در معرض خطر است! 
📷 لنز دوربین رو به سمت خودمون بچرخونیم! 
❇️ "کریم"، فقط بخشنده نیست
🔆 "مکارم الاخلاق"، اسباب اوج گرفتن و به پرواز درآمدن
❗️ "علامه طباطبایی" را نمی‌توان آزمود!
🌠 فرشتگان هم به او غبطه می‌خورند!
🎖 مایه افتخار اهل‌بیت باشیم...

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۴ آذر ۱۴۰۴

🎧جایگاه اخلاق و مکارم الاخلاق در دین اسلام (شرح صحیفه سجادیه)

🎧جایگاه اخلاق و مکارم الاخلاق در دین اسلام (شرح صحیفه سجادیه)

🌳 ایمان، درختی با میوه‌های متنوع
💎 پایه‌های سه‌گانه ایمان ‌‌‌
✨ باارزش‌ترین عبادت در بین الصلاتین
💫 از نمازهای مستحبی باارزش‌تر است! 
💡 "یادگیری دین" ارزشمندتر از عبادت است!
🚨 توبه "بداخلاق" ، مرگ است! 
🍂 ایمانِ " بداخلاق"، در معرض خطر است! 
📷 لنز دوربین رو به سمت خودمون بچرخونیم! 
❇️ "کریم"، فقط بخشنده نیست
🔆 "مکارم الاخلاق"، اسباب اوج گرفتن و به پرواز درآمدن
❗️ "علامه طباطبایی" را نمی‌توان آزمود!
🌠 فرشتگان هم به او غبطه می‌خورند!
🎖 مایه افتخار اهل‌بیت باشیم...

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۴ آذر ۱۴۰۴

متن

مقدمه: هدف غایی مؤمن و تمثیل درخت ایمان

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد]، وعلی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین، واللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

اگر خدا توفیق مرحمت کند، برخی شب‌ها در خدمت نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هستیم و برخی شب‌ها هم در خدمت صحیفه سجادیه امام سجاد (علیه‌السلام). اجمالاً عرض کنم که یک مؤمن و انسانی که خدای متعال توفیق ایمان را به او عنایت فرموده، در سه جهت باید خودش را به یک نقطه مطلوبی برساند. چون اگر در این سه جهت تلاش نکند و به یک نقطه مناسب و مطلوبی نرسد، مؤمن مطلوبی نیست؛ یعنی آنچه که خدای متعال از ایمان ما انتظار دارد، به دست نمی‌آید.

ایمان مثل درختی می‌ماند که هر چه رشد کند و تقویت بشود، میوه‌های مختلف و متعددی از آن به بار می‌آید. این میوه‌ها بستگی به این دارد که انسان چقدر از این نعمت ایمان بهره‌مند باشد. اگر ایمانش ضعیف باشد، مثل نهالی می‌ماند که اصلاً باروری و قدرت میوه دادن را ندارد؛ تاب و تحملِ میوه داشتن در آن نیست و زمینه‌اش را ندارد. ولی وقتی رشد کند و جلوتر برود، آرام‌آرام قدرت پیدا می‌کند و زمینه‌اش برای ثمر دادن بیشتر می‌شود. در قالب تشبیه، ایمان درختی است که وقتی به نقطه خاصی برسد، شروع به میوه دادن می‌کند. اما فرقش با سایر درختان این است که میوه‌هایش مختلف است؛ یعنی فقط یک نوع میوه نمی‌دهد. تمام صفات خوب اخلاقی، میوه‌های درخت ایمان‌اند که هر چه این ایمان در انسان قوت پیدا کند، این میوه‌ها را به بار می‌آورد.

سه پایه استوار ایمان

پایه اول و دوم: عقاید و احکام

خلاصه‌، سه مسئله به عنوان پایه‌های ایمان در انسان وجود دارد که اگر این سه مسئله درست نباشد، اشکال داشته باشد یا ضعیف و خراب باشد، آن پایه‌ها شکل نمی‌گیرد. مثل یک سه‌پایه است که زیر دیگ گذاشته می‌شود؛ هر کدام از پایه‌ها که نباشد، کارایی ندارد و نمی‌شود از آن استفاده کرد.

سه پایه ایمان استوار است بر: اول، «عقاید»؛ یک عقاید صحیح و درستی که در دین مشخص شده را انسان پیدا کند. دومین پایه ایمان برمی‌گردد به «اعمال»، که مسئله احکام است. احکام شرعی عهده‌دار تنظیم اعمال انسان است. کارهایی که انسان انجام می‌دهد و عباداتی که به جا می‌آورد، احکامش را باید بداند. اهمیت احکام در این است که وقتی انسان مسائل شرعی‌اش را خوب بلد نباشد و رساله توضیح‌المسائل مرجعش را مطالعه نکند، یک پایه ایمانش لنگ و ضعیف است و قدرت ندارد که ایمان را روی خودش نگه دارد.

این مسئله احکام است. اینکه در این مسجد توفیق هست و زحمت می‌کشند مسائل شرعی را بین‌الصلاتین بیان می‌کنند، ارزشش از نماز مستحبی که خوانده می‌شود بیشتر است. ما در روایات داریم وقتی دین تعلیم داده می‌شود، ارزشش از نماز مستحبی بالاتر است. شاید این روایات را شنیده باشیم، ولی متأسفانه گاهی در زندگی‌مان تطبیق نمی‌دهیم. روایات بسیاری از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و سایر حضرات معصومین داریم که می‌فرمایند جایی که دارند دین یاد می‌دهند - مثل همین مسائل شرعی که گفته می‌شود - اگر انسان برود بنشیند، گوش بدهد و یاد بگیرد، ارزشش از عبادت‌های دیگر بیشتر است.

[ابراز علاقه و اهمیت دادن به دیناموزی بسیار مهم است]. حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وارد مسجد شدند و دیدند یک عده در گوشه‌ای جمع شده‌اند و دارند مسائل دینی‌شان را به هم یاد می‌دهند، و عده‌ای هم آن طرف مسجد مشغول عبادت، نماز و قرآن هستند. حضرت رفتند آنجایی که مسائل دینی یاد می‌دادند نشستند و فرمودند: «اینجا پیش خدا ارزشش بیشتر است.» ما مؤمنین باید فکر و باورمان را با آنچه خدا از ما می‌خواهد تنظیم کنیم، نه با آنچه گاهی دل‌پسند خودمان است. علی‌أی‌حال، مجلسی و منبری که از آن احکام و مسائل دینی بیان می‌شود، ارزشش به مراتب پیش خدای متعال بالاتر از مجلسی است که در آن فقط عبادت می‌شود. با وجود همه اهمیت و ارزش عبادت، یادگیری دین مهم‌تر است.

چرا؟ چون گاهی انسان مسائلی از دین را درست بلد نیست؛ یک نکته‌ای را تو نمازش باید رعایت کند اما نمی‌کند. پنجاه، شصت سال نماز می‌خواند اما این نماز از لحاظ شرعی اشکال دارد. خب این نمازهایی که خوانده خراب است. لذا همیشه باید بدانیم، هر جا تعلیم و تعلم دینی هست، بر عبادت فضیلت دارد. خیلی وقت‌ها آدم می‌بیند کسانی روی منبرند و دارند مطالب دینی و احکام می‌گویند، اما شاید عده‌ای احساس کنند که «من الان نماز مستحبی‌ام را بخوانم مهم‌تر است». نه! آن کارِ خداپسندانه‌تر همین گوش دادن به احکام و مسائل دینی است. این‌قدر این مسئله مهم است که در نماز جمعه یکی از واجبات بر مستمعین و مأمومین همین است که خطبه‌ها را گوش بدهند؛ نه اینکه بلند شوند و نماز بخوانند. گاهی بعضی‌ها مسئله‌شان را بلد نیستند؛ امام جمعه دارد خطبه می‌خواند، او بلند می‌شود نماز می‌خواند! این شخص واجب را با یک مستحب ترک کرده است. این گم کردن سوراخ دعاست. ما باید خودمان را با دین تنظیم کنیم، نه اینکه دین را با خودمان.

علی‌أی‌حال، مسئله دوم که به عنوان پایه ایمان بسیار مهم است، «احکام» است. نماز قواعدی دارد، روزه قواعدی دارد، خمس و مسائل مالی قاعده دارد. معاملات و تجارت هم قواعد دارد. خدای متعال این قواعد را قرار داده و نفع همه آن‌ها هم به خودمان برمی‌گردد. حالا گاهی آدم‌ها می‌گویند: «آقا این احکام چیست که گذاشته‌اند؟ کار سخت می‌شود، روحانیون سختش کرده‌اند.» این‌ها که دست روحانیون نیست، تکلیفی است که تعیین شده. خدای متعال که بی‌نیاز از همه ماست، در خزانه علم و حکمتش می‌داند این چیزهایی که واجب قرار داده برای انسان ضروری است و آن چیزهایی که حرام کرده، بسیار مضر و خسارت‌بار است. حتی در این حد که به رکوع نماز یکی اضافه یا کم بشود. آنجا که می‌گوید واجب است، باید انجام دهیم و اگر انجام ندادیم حرام است؛ در این مسئله سرّ مهمی در علم الهی نهفته است. ما این‌ها را به علم و حکمت الهی واگذار می‌کنیم. این‌ها بازیچه نیست؛ خدا در امور و تکالیفش با انسان خیلی جدی است. پس پایه دومِ این سه‌پایه ایمان، احکام است.

پایه سوم: اخلاق، حلقه مفقوده ایمان

پایه سومش، «اخلاق» است. یک کسی عقایدش خوب است، شیعه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است و اصولی از اعتقادات را که در دین هست پذیرفته. احکامش هم خوب است، مسجد می‌آید، نمازش را هم طبق رساله می‌خواند، اما از اخلاق تهی است؛ این آدم آن پایه سوم ایمان را کم دارد. خدا به او توفیق داده مسجد می‌رود، نماز اول وقت می‌خواند، اما وقتی در اخلاقش یک نقطه ضعفی هست، این پایه سوم شکل نگرفته است. دین، اخلاق را هم به صورت کامل از ما می‌خواهد.

سه رکن در یک انسان مؤمن و الگو وجود دارد که حضرت بفرمایند: «إِنَّا لَنُحِبُّ مَنْ كَانَ...»؛ ما این‌جور آدمی را دوست داریم. کدام آدم؟ کسی که این سه مسئله در او باشد: عقاید، احکام و اخلاق. بحمدالله‌والمنه عقاید و احکام، کم‌وبیش در مجالس بیان می‌شود و این مقدار مقدور ارائه می‌گردد؛ اما مسئله بسیار اساسی و مهم، مسئله اخلاق است. وقتی اخلاق خراب باشد، همه آن چیزهای دیگر را هم با خود از بین می‌برد.

آدمی که عقایدش خوب است، احکامش خوب است، نمازش خوب است، اما بداخلاق است؛ بداخلاقی او را از درون تهی می‌کند و تبدیل به درختی می‌شود که از درون پوک است. نماز می‌خواند اما نمازش را از بین می‌برد. لذا فرمودند یک دسته‌ای هستند که هیچ‌وقت نمی‌توانند توبه کنند؛ چه کسی؟ آن کسی که بداخلاق است. آدم بداخلاق هیچ‌وقت نمی‌تواند توبه کند؛ می‌خواهد از یک گناهی دربیاید، می‌افتد در یک گناه دیگر. اگر روی اخلاق کار نشود، انسان آرام‌آرام به سمت بدی و در جهت مقابل حرکت می‌کند. من اگر روی صبرم کار نکنم و تلاش نکنم دایره صبرم را وسیع‌تر کنم، لاجرم به بی‌صبری و کم‌صبری سوق داده می‌شوم.

خیلی‌ها صفات خوبی دارند، مثلاً آدم وفادار و راستگویی هستند یا خوش‌اخلاق‌اند، اما در امتحانات جامعه مبتلا می‌شوند. در فلان سازمان، فلان اداره یا کوچه و خیابان با مشکلاتی مواجه می‌شوند و یواش‌یواش اخلاق را از دست می‌دهند. اخلاق که از دست رفت، ایمان از دست می‌رود. ایمان که از دست رفت، اثرش مستقیماً در زندگی انسان ظاهر می‌شود. اولین خسارت و آسیبِ آدم بداخلاق و کم‌صبر، به خودش و اطرافیانش برمی‌گردد. لذا امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه سجادیه، به‌خصوص در دو دعا، مسائل اخلاقی را شرح می‌دهند: یکی دعای بیستم (دعای مکارم الاخلاق) و دیگری دعای هشتم که درباره مفاسد اخلاقی است.

حالا ما سر سفره این دو دعا هستیم. در روایات فرموده‌اند مکارم اخلاق را ببینید و یکی‌یکی که یاد می‌گیرید، در خودتان تطبیق بدهید. این‌طور نباشیم که تا متوجه می‌شویم فلان صفت بد است، اول ذهنمان برود سمت برادرمان که: «آها ببین! این شخص این‌طور است و این‌قدر مشکل دارد.» ما گاهی خودمان مشکلی داریم اما آن را در خودمان خوب نمی‌بینیم، ولی در بقیه بسیار خوب تشخیص می‌دهیم. این دوربین، خیلی خوب از بقیه فیلم‌برداری می‌کند اما هیچ‌وقت برنمی‌گردد تا به خودش نگاه کند. با خود بگوید: «من که این‌قدر خوب می‌توانم عیب بقیه را ببینم و ناراحتی درست کنم، تا حالا چند بار عیب خودم را گرفته‌ام؟ چقدر از دست خودم ناراحت شده‌ام؟»

از این بالاتر، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنِ اشْتَغَلَ بِعَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ»؛ کسی که مشغول اصلاح عیوب خودش باشد، از اینکه به عیوب بقیه بپردازد و عیب‌جویی کند، اصلاً فارغ می‌شود و دیگر وقت و حوصله‌ای ندارد که بخواهد به این و آن گیر بدهد. این از دام‌های شیطان است که انسان مبتلا بشود به اینکه عیب بقیه را خیلی قشنگ بگیرد و ناراحتی درست کند، اما به خودش که می‌رسد زود چشمش را ببندد و رد بشود.

حضرت فرمودند مکارم اخلاق این‌هاست؛ یکی‌یکی در خودتان امتحان و ارزیابی کنید («اخْتَبِرُوا»). هر صفت خوبی را دارید، خدا را حمد کنید و هر چه را ندارید، تضرع و التماس کنید که: «خدایا به من بده!» نه اینکه یاد بگیریم تا مچ یکی دیگر را بگیریم؛ آدم اول باید مشغول خودش باشد.

حقیقت مکارم و معالی اخلاق

«مکارم»، جمعِ «مَکْرُمَة» است و از کرامت می‌آید. یکی از واژه‌های بسیار پرمحتوا در ادبیات عرب، واژه کرامت، کریم و کَرَم است. ما می‌گوییم امام حسن (علیه‌السلام) «کریم اهل‌بیت» و حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) «کریمه اهل‌بیت» هستند؛ یعنی بخشنده. «کریم» در مقابل «لئیم» است. لئیم بودن، یعنی انسان هر ویژگی، صفت، رفتار یا گفتاری داشته باشد که نشانه پستیِ اوست و او را پایین می‌آورد. انسان را از آن روح ملکوتی و الهی که خدا به او داده فاصله می‌اندازد و پست می‌کند. لئامت به هر صفت بدی که انسان را متصف به لئیم بودن کند، محقق می‌شود و دایره‌اش بسیار وسیع است. همه صفات بد در «لئیم» جمع شده و همه صفات خوب در «کریم».

کریم یعنی کسی که تمام صفات خوب اخلاقی را در خود جمع کرده و اوج گرفته است؛ از این مرداب فکر، عمل، خُلق و زبانِ بد، خودش را بیرون کشیده و ارتفاع گرفته است. مکارم اخلاق یعنی آن اخلاقی که منشأ کرامت در انسان می‌شود. اخلاقی که وقتی انسان آن را پیدا کند، بزرگ و عظیم می‌شود؛ به کارهای پست تن نمی‌دهد و شأنش را اجل از این می‌داند که حرف بدی بزند یا فکر بدی به خرج دهد.

امام سجاد (علیه‌السلام) در این دعا می‌فرمایند: «وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ»؛ معالی اخلاق، همان مکارم اخلاق است. «معالی» از عُلوّ می‌آید؛ یعنی اخلاقی که مرا بالا می‌برد، از منجلابِ حرف و فکر بد بیرون می‌کشد و باعث می‌شود در باتلاق دست‌وپا نزنم، بلکه بلند شوم و اوج بگیرم.

وقتی من پایین هستم، روی زمینم، مقداری که می‌بینم محدود به همین چهارچوب دور و برم است و تمام هم‌وغم و دغدغه‌ام هم می‌شود همین دنیای کوچک. اما وقتی ارتفاع می‌گیرم و بالا می‌روم، دیگر فکر و ذهنم را مشغول چیزهای محدود نمی‌کنم. در ارتفاع، دیدم وسیع می‌شود، عمق فکرم وسعت می‌یابد و دوردست‌ها را می‌بینم.

وسعت روح و صبر بی‌انتها در پرتو اخلاق

معالی‌الاخلاق یعنی اخلاقی که انسان را به انسانیت می‌رساند و از حیوانیت دور می‌کند؛ و در نهایت باعث می‌شود روح، فکر و قلب انسان آرام شود. انسان با وجود تمام مشکلات مالی و گرفتاری‌های زندگی، روحش آسیب نمی‌بیند و وسیع می‌شود. عظمت پیدا می‌کند و دیگر معلوم نیست چه چیزی این بشر را دچار بی‌صبری می‌کند. پیدا نمی‌شود چیزی که او را به بی‌صبری وادارد.

ما گاهی خیلی پایینیم و با کمترین چیزی صبرمان طاق می‌شود و به هم می‌ریزیم؛ اما بعضی‌ها مرز صبرشان آن‌قدر وسیع است که انتهایی ندارد. مثل حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) که یک انسانِ غیرمعصوم (به معنای مصطلحِ چهارده معصوم) بودند، اما صبرشان بی‌نهایت وسیع بود. مرحوم علامه طباطبایی هم این‌طور بودند. در آن برهه مختصری که ایشان فلسفه درس می‌دادند، عده‌ای که با فلسفه مخالف بودند، خیلی ایشان را اذیت می‌کردند. شاگردانشان نقل می‌کنند که وسط بحث علمی استاد، ناگهان یک نفر بلند می‌شد و سؤال کاملاً بی‌ربطی می‌پرسید تا ایشان را به هم بریزد. اما علامه با کمال حوصله و آرامش جواب می‌دادند، انگار نه انگار که کسی برای اذیت کردن آمده است. هیچ‌وقت آشفته، عصبانی یا ناراحت نمی‌شدند. مرز صبر ایشان چنان وسیع بود که معلوم نبود چه چیزی می‌تواند او را به هم بریزد.

ضرورت خودسازی اخلاقی و زینت اهل‌بیت بودن

ایمانی که مؤمن را به مسجد می‌آورد و به نماز اول وقت وامی‌دارد، باید یک قدم دیگر هم جلو برود و آن «اخلاق» است. اگر انسان این قدم را برندارد، اوج نمی‌گیرد. پنجاه سال نماز می‌خواند اما اخلاقش همان است که بوده، چه بسا بدتر هم شده باشد. نماز و مسجد لازم است، اما کافی نیست. فرموده‌اند حالا که خدا توفیق داده نماز می‌خوانید و روزه می‌گیرید، «حَسِّنُوا اَخْلاقَکُم»؛ اخلاقتان را ارزیابی و امتحان کنید. خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید؛ ببینید کدام صفت خوب را دارید و کدام را ندارید. صفتی را که ندارید با التماس از خدا بخواهید و آستین‌ها را بالا بزنید. خیلی از مسائل و درگیری‌های بین ما به خاطر همین ضعف اخلاق است که اگر تقویت نشود، ضعیف‌تر شده و از دست می‌رود.

اگر این پایه سوم را درست کنیم، می‌شویم همان مؤمنی که حضرات معصومین می‌فرمایند: «ما این فرد را دوست داریم و مشتاق دیدنش هستیم.» ملائکه به او مباهات می‌کنند و اعمال و رفتارش خداپسندانه می‌شود. ائمه (علیهم‌السلام) فرمودند: «کونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکونُوا عَلَیْنَا شَیْناً»؛ زینت ما اهل‌بیت باشید. این‌قدر اخلاقتان خوب باشد که مردم با دیدن رفتار شما، مجذوب ما اهل‌بیت و مجذوب مسجد بشوند. باید کسی باشیم که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ما افتخار کند و بگوید: «این شیعه ماست، این سلمانِ محمدی است» [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد]. این راه فقط برای سلمان نبود، برای همه باز است.

حسن ختام و دعا

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند. بحث طولانی می‌شود؛ از جلسات آینده ان‌شاءالله شروع می‌کنیم و دعای بیستم (دعای مکارم الاخلاق) را یکی‌یکی می‌خوانیم. از همین‌جا از خدای متعال استمداد می‌کنیم که دستمان را بگیرد تا در این مسیر و در برداشتن این قدم بزرگ موفق باشیم.

پروردگارا! به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیمِ بندگی خودت قرار بده.

در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

در صراط مستقیم بمیران.

اموات و گذشتگان ما، حق‌داران ما، پدران، مادران، علما و شهدا، و هر کسی که ذره‌ای به گردن ما حق دارد و دستش از دنیا کوتاه شده، خدایا همه آن‌ها را غریق رحمت بفرما.

مشکلات ما، مشکلات مردم و مملکت ما، مشکلات شیعه و مسلمانان عالم، همه را برطرف بفرما و اسباب حل این مشکلات را فراهم بفرما.

کسانی که به دین و دنیای مردم خدمت می‌کنند، همه را یاری فرما.

آن‌هایی که خیانت یا کوتاهی می‌کنند، اگر قابل هدایت نیستند، ریشه‌کن بفرما و شرّ دشمنان ما را به خودشان برگردان.

روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرما.

مقام معظم رهبری را محافظت بفرما، ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده و ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن.

عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما.

در امر فرج امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) تعجیل بفرما و ما را از یاران، اعوان و انصار ایشان قرار بده.

بالنبی و آله.

گزیده

۱. سه‌پایه استوار ایمان مؤمن

یک مؤمن و انسانی که خدای متعال توفیق ایمان را به او عنایت فرموده، باید در سه جهت خود را به نقطه‌ای مطلوب برساند. اگر در این سه جهت تلاش نکند، مؤمن مطلوبی نیست و آن انتظاری که خداوند از ایمان دارد، محقق نمی‌شود. بنای ایمان بر سه پایه استوار است: پایه اول «عقاید» است؛ یعنی انسان باورهای صحیح دینی را فرا بگیرد. پایه دوم «اعمال» است که به یادگیری و رعایت احکام شرعی برمی‌گردد. اما پایه سوم و حلقه پیونددهنده آن‌ها «اخلاق» است. آدمی که عقاید و احکامش کامل است اما از اخلاق تهی مانده، در واقع پایه سوم ایمان را کم دارد و هرگز نمی‌تواند ادعای کمال و رستگاری در مسیر بندگی داشته باشد.

۲. درخت ایمان و ثمرات اخلاقی آن

ایمان مانند درختی است که هر چه بیشتر رشد کند و تقویت بشود، میوه‌های مختلف و متعددی از آن به بار می‌آید. ثمردهی این درخت بستگی به این دارد که انسان چقدر از این نعمت بهره‌مند باشد. اگر ایمان ضعیف بماند، مانند نهال کوچکی است که اصلاً تاب و تحمل میوه دادن را ندارد. اما وقتی رشد کند و ریشه بدواند، آرام‌آرام قدرت پیدا کرده و زمینه‌اش برای ثمر دادن بیشتر می‌شود. تفاوت درخت ایمان با سایر درختان در تنوع میوه‌های آن است. تمام صفات برجسته و نیکوی اخلاقی، در واقع همان میوه‌های درخت ایمان‌اند که هر چه این باور در وجود انسان قوت یابد، این ثمراتِ شیرینِ اخلاقی بیشتر نمایان می‌گردد.

۳. فضیلت یادگیری دین بر عبادات مستحبی

مجلسی و منبری که در آن احکام و مسائل دینی بیان می‌شود، ارزشش در پیشگاه خدای متعال به مراتب بالاتر از مجلسی است که در آن منحصراً عبادت می‌شود. با وجود تمام اهمیت و ارزش عبادات، یادگیری دین جایگاه والاتری دارد. چرا؟ زیرا گاهی انسان به دلیل ندانستن یک مسئله فقهی ساده، شصت سال نماز می‌خواند اما نمازش از لحاظ شرعی باطل است. همواره باید بدانیم که تعلیم و تعلم دینی بر عبادات مستحبی فضیلت دارد. گاهی عده‌ای تصور می‌کنند خواندن نماز مستحبی در مسجد مهم‌تر است؛ اما کارِ خداپسندانه‌تر، نشستن و گوش سپردن به احکام و معارف دینی است. ما باید همواره خودمان را با دین تنظیم کنیم، نه اینکه دین را با سلایق خودمان بسنجیم.

۴. حکمت و جدیت در احکام الهی

نماز قواعدی دارد، روزه قواعدی دارد و مسائل مالی نیز نیازمند رعایت احکام است. خداوند متعال این قواعد را وضع کرده و نفع تمامی آن‌ها مستقیماً به خود ما برمی‌گردد. خداوند که از همه جهانیان بی‌نیاز است، در خزانه علم و حکمت بی‌کرانش می‌داند آنچه را که واجب کرده برای تکامل انسان ضروری است و آنچه را که حرام شمرده، بسیار مضر و خسارت‌بار است. آنجا که خداوند می‌فرماید عملی واجب است، باید اطاعت کنیم و کوتاهی در آن حرام است؛ چرا که در این اوامر سرّ مهمی نهفته است. احکام الهی بازیچه نیست و خداوند در امور و تکالیف بندگان بسیار جدی است. از این رو، پایبندی به این مقررات، پایه دوم و اساسیِ ایمان به شمار می‌رود.

۵. خطر ویرانگر بداخلاقی در مسیر بندگی

ضعف اخلاق وقتی بر وجود انسان سایه بیندازد، تمام دستاوردهای معنوی دیگر را نیز با خود نابود می‌کند. شخصی که عقایدش درست است و نمازش را اول وقت می‌خواند اما بداخلاق است، این رذیله او را از درون تهی کرده و به درختی پوک و توخالی تبدیل می‌کند. چنین فردی نماز می‌خواند اما با کج‌خلقی، پاداش اعمالش را تباه می‌سازد. انسانِ بداخلاق به سختی می‌تواند توبه واقعی کند؛ زیرا تا می‌خواهد از یک گناه فاصله بگیرد، به واسطه خشم یا بی‌صبری در گناهی دیگر می‌افتد. اگر انسان دایره صبرش را وسعت نبخشد و روی اخلاقش کار نکند، لاجرم به سمت تباهی سوق داده می‌شود و اولین و بزرگترین خسارت این بداخلاقی، متوجه خود او و نزدیکانش خواهد بود.

۶. عیب‌جویی از دیگران؛ دام خطرناک شیطان

در مسیر اصلاح مفاسد اخلاقی، نباید این‌گونه باشیم که با شنیدن نام یک صفت بد، فوراً ذهنمان به سمت خطاهای دیگران برود. ما معمولاً ضعف‌های درونی خودمان را نمی‌بینیم، اما در تشخیص عیوب دیگران مهارت بالایی داریم. گویی ذهن ما دوربینی است که فقط از خطای اطرافیان فیلم‌برداری می‌کند و هرگز به سمت درونِ خودمان نمی‌چرخد! امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «کسی که به اصلاح عیوب خودش بپردازد، از عیب‌جویی دیگران باز می‌ماند.» کسی که درگیر خودسازی باشد، اصلاً فرصت و حوصله‌ای برای خرده‌گرفتن از دیگران ندارد. تمرکز بر خطای دیگران و ایجاد ناراحتی، از دام‌های پنهان شیطان است. مؤمن واقعی باید پیش و بیش از هر کس، نفس خویش را زیر ذره‌بینِ نقد و اصلاح قرار دهد.

۷. تقابل کرامت انسانی و پستی (لئامت)

در ادبیات دینی، واژه «کریم» دقیقاً در نقطه مقابل «لئیم» قرار دارد. لئیم بودن بدین معناست که انسان دارای ویژگی، صفت یا رفتاری باشد که نشانگر پستی اوست و جایگاهش را تنزل می‌دهد. این صفاتِ ناپسند، انسان را از آن روح ملکوتی و الهی که خداوند به او امانت داده، دور می‌سازد. در حقیقت، تمام رذایل اخلاقی در واژه «لئیم» و تمامی فضایل در واژه «کریم» نهفته است. انسان کریم کسی است که با کسب صفات نیکو اوج گرفته و خود را از باتلاق افکار و گفتار ناپسند بیرون کشیده است. مکارم اخلاق، منشأ پیدایش همین کرامت است؛ انسانی که روحش بزرگ و عظیم می‌شود، دیگر به رفتارهای سخیف تن نمی‌دهد و شأن خود را والاتر از بدی‌ها می‌داند.

۸. وسعت دید و آرامش در سایه مکارم اخلاق

امام سجاد (علیه‌السلام) در مناجات خویش می‌فرمایند: «وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ»؛ معالی اخلاق همان فضائلی است که انسان را بالا می‌برد و از روزمرگی‌های پست رها می‌سازد. هنگامی که انسان در سطح زمین و درگیر مادیات است، دید او به همان چهارچوبِ محدودِ پیرامونش خلاصه می‌شود و تمام دغدغه‌هایش کوچک است. اما وقتی با بالِ اخلاق ارتفاع می‌گیرد، افق دیدش وسیع‌تر شده و مسائل پیش‌پاافتاده دیگر ذهن او را آشفته نمی‌سازد. معالی اخلاق، روح و روان انسان را به آرامشی عمیق می‌رساند؛ به گونه‌ای که حتی در برابر تندباد مشکلات مالی و گرفتاری‌های دنیوی، متزلزل نمی‌شود و دایره صبر و تحملش به قدری گسترده می‌گردد که هیچ مشکلی توانایی درهم‌شکستنِ او را نخواهد داشت.

۹. عبادت و نماز؛ شرط لازم اما ناکافی!

ایمان راستین که انسان را به مسجد می‌آورد و به اقامه نماز اول وقت فرامی‌خواند، نیازمند برداشتن گامی بلندتر به نام «اخلاق» است. اگر انسان این قدم نهایی را برندارد، هرگز در مسیر کمال اوج نخواهد گرفت. بسیارند کسانی که سال‌ها اهل نماز و روزه‌اند اما اخلاقشان تغییری نکرده و چه بسا تندخوتر نیز شده‌اند. عبادات و تکالیف شرعی ضروری و لازم‌اند، اما برای رسیدن به سعادت کافی نیستند. اکنون که خداوند توفیق ادای فرائض را عنایت کرده، باید فضایل اخلاقی خویش را زیر ذره‌بین ببریم و ارزیابی کنیم. بسیاری از تنازعات و تلخی‌های میان ما ریشه در همین ضعف اخلاقی دارد که اگر به سرعت درمان نشود، اندوخته‌های معنوی ما را نیز به تدریج از بین خواهد برد.

۱۰. زینتِ افتخارآمیز برای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشیم

اگر هر سه رکنِ عقاید، احکام و اخلاق را در وجود خویش نهادینه کنیم، به همان مؤمنِ محبوبی تبدیل می‌شویم که حضرات معصومین مشتاق دیدار اویند و فرشتگان الهی به وجودش مباهات می‌کنند. ائمه اطهار (علیهم‌السلام) فرمودند: «کونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکونُوا عَلَیْنَا شَیْناً»؛ مایه زینت و افتخار ما باشید، نه مایه سرافکندگی. مؤمن باید آن‌چنان به زیور حُسن‌خُلق آراسته باشد که اطرافیان با دیدن رفتار او، شیفته مکتب اهل‌بیت و مجذوب فضای معنوی مسجد شوند. رسالت ما این است که چنان زندگی کنیم تا رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ما افتخار کنند و ما را «سلمانِ» خویش بخوانند. این مسیرِ روشن و پرافتخار برای تک‌تک ما باز است تا مایه سربلندی اولیای الهی باشیم.

فهرست

1️⃣ پایه‌های سه‌گانه و استوار ایمان

◽️ عقاید، احکام و اخلاق؛ ارکان جدایی‌ناپذیر بندگی

◽️ تمثیل درخت ایمان و تنوع ثمرات اخلاقی آن

2️⃣ جایگاه والای احکام و تعلیم دین

◽️ فضیلت قطعیِ یادگیری مسائل شرعی بر عبادات مستحبی

◽️ ضرورت تسلیم در برابر حکمتِ اوامر و نواهی الهی

3️⃣ اخلاق؛ پایه سوم و نگهدارنده ایمان

◽️ خطر ویرانگر بداخلاقی در تباهی اعمال و انسداد راه توبه

◽️ پرهیز از عیب‌جوییِ دیگران و تمرکز بر اصلاح نفس خویش

4️⃣ حقیقت مکارم اخلاق و کرامت انسانی

◽️ مرزبندی دقیق میان انسانِ «کریم» و «لئیم»

◽️ رهایی از پستی‌ها و اوج گرفتن روح در پرتو «معالی اخلاق»

5️⃣ وسعت روح و تجلی صبر بی‌انتها

◽️ آرامش قلب و حفظ وسعت روح در تندباد مشکلات زندگی

◽️ الگوپذیری از وسعتِ صبر اولیای الهی و بزرگان

6️⃣ رسالت مؤمن؛ زینتِ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بودن

◽️ مجذوب کردن دل‌ها به مسجد و مکتب با حُسن خُلق

◽️ حرکت در مسیر افتخارآمیز و روشنِ «سلمان محمدی» شدن

شرح صحیفه سجادیه - مسجد سیدالشهداء‌(ع) - 1404

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧جایگاه اخلاق و مکارم الاخلاق در دین اسلام (شرح صحیفه سجادیه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی