🎧 سفارش به تقوا و بیان فوائد آن (شرح نهج البلاغه)
صوت کامل سخنرانی
1404/09/14
پست

🎧 سفارش به تقوا و بیان فوائد آن (شرح نهج البلاغه)

💡 "گرفتاری و سختی"، جزء جدایی ناپذیر زندگی دنیا
🚨"اشتغال به کار و درس" ؛ عامل غفلت از هدف خلقت! 
🍁 آثار زیان‌بار ضعیف‌شدن روحِ ایمان!
✨ تنها توشه سفر هولناک آخرت! 
☘️ "لحظه مرگ"، اولِ خوشی و آرامش متّقین! 
🔆 "سفارش به تقوا" ؛ برنامه همیشگی امیرالمؤمنین!
⚠️ دنبال فواید تقوا نباش! 
💫 " تقوا" تجلّی حق‌شناسی در وجود انسان
❗️ ریشه حق‌نشناسی انسان‌ها نسبت به یکدیگر
❌ مقابل دستورات الهی "چرا" نداشته‌باش! 
🔰 حق متقین بر گردن خداوند! 
🌷 متقین "بُن‌بَست" ندارند! 
📝 روزی بی حساب کتاب...! 
💎 خدا گره‌ها را از کار متقین باز می‌کند! 
🔍 انتخاب صحیح در دوراهی‌ها، میوه تقوا
⚠️ امتحانات روزمره رو دست کم نگیر!
🥀 رابطه ضعفِ‌ایمان با بداخلاقی

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۴ آذر ۱۴۰۴

🎧 سفارش به تقوا و بیان فوائد آن (شرح نهج البلاغه)

🎧 سفارش به تقوا و بیان فوائد آن (شرح نهج البلاغه)

💡 "گرفتاری و سختی"، جزء جدایی ناپذیر زندگی دنیا
🚨"اشتغال به کار و درس" ؛ عامل غفلت از هدف خلقت! 
🍁 آثار زیان‌بار ضعیف‌شدن روحِ ایمان!
✨ تنها توشه سفر هولناک آخرت! 
☘️ "لحظه مرگ"، اولِ خوشی و آرامش متّقین! 
🔆 "سفارش به تقوا" ؛ برنامه همیشگی امیرالمؤمنین!
⚠️ دنبال فواید تقوا نباش! 
💫 " تقوا" تجلّی حق‌شناسی در وجود انسان
❗️ ریشه حق‌نشناسی انسان‌ها نسبت به یکدیگر
❌ مقابل دستورات الهی "چرا" نداشته‌باش! 
🔰 حق متقین بر گردن خداوند! 
🌷 متقین "بُن‌بَست" ندارند! 
📝 روزی بی حساب کتاب...! 
💎 خدا گره‌ها را از کار متقین باز می‌کند! 
🔍 انتخاب صحیح در دوراهی‌ها، میوه تقوا
⚠️ امتحانات روزمره رو دست کم نگیر!
🥀 رابطه ضعفِ‌ایمان با بداخلاقی

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۴ آذر ۱۴۰۴

متن

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد [صلوات حضار] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة‌الله فی الارضین، و اللعنة الله علی اعدائهم اجمعین.»

سر سفره‌ی پربرکت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بودیم. عرض کردیم طبق آنچه در روایات نقل شده، یکی از سنت‌های ایشان این بود که بسیار اتفاق می‌افتاد بعد از نماز عشا چند کلمه‌ای صحبت می‌کردند. در خطبه‌ای که جلسه‌ی قبل خوانده شد، عرض شد که در روایت هست ایشان زیاد این مطلب و این خطبه را می‌خواندند. مضمون کلی‌اش هم این بود که تذکر و هشدار می‌دادند که ای آدمیزاد! در این زندگی دنیا که انسان به کار، زندگی و مسائل روزمره‌اش مشغول است، حواسش باشد یک‌وقت آن برنامه‌ی اصلی و اساسی را گم نکند.

هشدار نسبت به وابستگی‌های دنیوی

ما وقتی به کارهایمان، درسمان، زندگی، شغل و گرفتاری‌هایمان مشغول می‌شویم، باید بدانیم که این‌ها همیشه هست؛ بالاخره تا بوده، سختی و گرفتاری بوده. مسائل و مشکلات، ولو به شکل‌های مختلف، همیشه بوده و هست. این‌ها جزئی از برنامه‌ی زندگی است. خوشایند ما نیست، ولی جزئی از زندگی است؛ «دارٌ بِالبَلاءِ مَحفوفَةٌ». این دنیا دنیایی است که با بلا و گرفتاری عجین و پوشیده شده است.

مضمون این خطبه این بود که ایشان هشدار می‌دادند: «تَجَهَّزوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَد نودِيَ فيكُم بِالرَّحيلِ». خدا رحمتتان کند، جهاز بردارید، آماده بشوید، حواستان باشد اینجا مسکن و مأوای اصلی آدم نیست. مسکن اصلی انسان جای دیگری است. اینجا موقت و چند صباحی است، بعد هم [انسان] بخواهد یا نخواهد، می‌برندش. اما آن چیزی که مهم است این است که آدم هرچه می‌تواند از اوقات زندگی‌اش، از توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی که خدا به او داده بیشتر استفاده کند. اگر الان نعمت جوانی را دارد، ببیند از این نعمت چطور باید استفاده کند که بعداً وقتی می‌رود آن‌طرف، ببیند در ازای این جوانی یک چیز درست‌وحسابی از خدا گرفته است. اگر نعمت سلامتی دارد، همین‌طور؛ هر نعمتی که دارد، همین‌طور. به این موضوع باید توجه کرد؛ جهاز بردارید و تعلق و وابستگی به دنیا را به [حد] ضرورت برسانید.

تعادل میان دنیا و آخرت در نگاه اسلام

خیلی چیزها هست که ضرورت ندارد و چیزهایی هم هست که در زندگی دنیا ضرورت دارد. دین اسلام به بُعد مادی و زندگی دنیایی هم اهمیت می‌دهد. برخلاف دین مسیحیت که عمده‌ی مسائلش معنوی است، و برخلاف دین یهودیت که عمده‌ی مسائلشان مادی است، اسلام هم مادی است و هم معنوی؛ هم دنیا دارد و هم آخرت. «وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا»؛ حواست باشد بهره و آن چیزی را که از دنیا نیاز داری از دست ندهی، استفاده کن و فراموش نکن. انسان یک حدی از مسائل دنیایی را برای خودش، بچه‌هایش و اطرافیانش نیاز دارد؛ یک قدری را باید داشته باشد و بتواند تأمین کند. اما این اشتغال به دنیا و کارهایی که آدم دارد، نباید باعث شود مقصد اصلی از یادش برود.

زنده نگه‌داشتن دل با موعظه

لذا ایشان زیاد هشدار می‌دادند. انسان است دیگر؛ زیاد یادش می‌رود، فراموش می‌کند، با مسائلی درگیر می‌شود و از آن هدف اصلی بازمی‌ماند. ایشان زیاد هشدار می‌دادند و زیاد موعظه می‌کردند. تأکید هم داشتند آدم باید زیاد موعظه گوش بدهد. به فرزندشان امام حسن (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ». این دل در میان مسائل روزمره می‌میرد؛ این چیزهایی که آدم به آن‌ها اشتغال دارد، دل را زنده نمی‌کند. خیلی وقت‌ها دل مرده است، ولی مشغول هم هست. مردگی دل به چیست؟ به این است که حال و روح ایمان و معنویت در آدم ضعیف یا خشک می‌شود. آدم زود از کوره درمی‌رود، زود عصبانی می‌شود، زود به هم می‌ریزد و مشکلات زندگی زود کمرش را خم می‌کند.

در اختلافاتی که ممکن است بین آدم‌ها پیش بیاید، در کوچه و خیابان، یا بین قوم‌وخویش، انسان زود دچار تنش می‌شود. با این و آن گرفتار فکر بد، رفتارهای بد و تصمیم‌های بد می‌شود. این‌ها همه به خاطر این است که روح ایمان در انسان ضعیف است، افول می‌کند، از بین می‌رود و خاموش می‌شود. چون دل می‌میرد، انسان صبر ندارد؛ در خانه و زندگی جلوی همسر و فرزندان، یا بیرون از خانه در گرفتاری‌های جامعه و با آدم‌هایی که ارتباط دارد کم می‌آورد و خیلی به هم می‌ریزد. فرمودند همه‌ی این‌ها به خاطر ضعف روح ایمان است. لذا تأکید کردند: «أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ»؛ این دل مرده‌ات را با موعظه زنده کن. آدم باید دنبال این باشد که موعظه بشنود.

تقوا؛ یگانه توشه‌ی عبور از سختی‌ها

موعظه گاهی چیز جدیدی در خود ندارد؛ همان چیزی است که می‌دانستیم. کمااینکه خدای متعال هم وقتی در قرآن کریم موعظه می‌کند، گاهی وقت‌ها حرف‌ها تکراری است؛ قبلاً گفته، ولی دوباره می‌گوید. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هم همین کار را می‌کردند. ما که شیعه‌ی ایشان هستیم [باید بدانیم] یکی از سنت‌هایشان این بود که مرتب می‌فرمودند: مردم! راه و هدف را گم نکنید؛ جهاز بردارید، جهاز بردارید. بعد از اینکه این زندگی دنیا رد شد، از لحظه‌ی مرگ به بعد دچار «عَقَباتٍ كَئوداً» می‌شوید؛ گردنه‌هایی خیلی سخت، ترسناک و سنگین. از حالا باید جهازش را بردارید تا بتوانید آن پیچ‌های خطرناک و گردنه‌ها را رد کنید. بعد در پایان خطبه فرمودند: «وَ تَزَوَّدوا بِزادِ التَّقْوى». اگر دنبال توشه‌ای هستید که خیلی به دردتان بخورد، هیچ‌چیزی جز تقوا نیست. هیچ‌چیز به اندازه‌ی تقوا به درد آدم نمی‌خورد. تقوا براتِ انسان است برای اینکه لحظه‌ی مرگ، لحظه‌ی خوشی برایش باشد. یعنی کسانی که باتقوا هستند، در این دنیا سختی‌ها را دارند، اما از لحظه‌ی مرگ دیگر اولِ آسایش و آرامششان است. از آن لحظه، حساب متقین خاص و ویژه است.

تقوا و ادای حق الهی

فرمودند زاد و توشه‌ی تقوا بردارید. دأب ایشان این بود که زیاد روی این مسئله حرف می‌زدند. این‌طور نبود که آدم‌ها ندانند و بلد نباشند، ولی ایشان مرتب تکرار می‌کردند. این‌قدر گفتند که تعبیر «امام المتقین» را به همین اعتبار به ایشان اطلاق کردند. گاهی در صحبت‌ها و خطبه‌هایشان علت آن را هم بیان می‌کردند. می‌فرمودند: «منِ علی که این‌قدر شما را به تقوا سفارش می‌کنم و از تقوا حرف می‌زنم، برای چیست؟» ما چند خطبه در نهج‌البلاغه داریم که ایشان حکمت همین مسئله را بیان کرده‌اند؛ یکی از آن‌ها خطبه‌ی ۱۹۱ نهج‌البلاغه است. برای اینکه بحث طولانی نشود، من وارد قسمت‌های اصلی این خطبه می‌شوم. فرمودند: «عِبادَ اللَّهِ، أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ»؛ بنده‌های خدا! من مستمراً شما را به تقوا سفارش می‌کنم. بیشترین حرفی که از علی می‌شنوید و بیشترین ندایی که مردم در ایام حکومت امیرالمؤمنین در مسجد کوفه و جاهای دیگر شنیدند، سفارش به تقوا بود.

این خطبه قبل از جنگ جمل (یا به گفته‌ی بعضی‌ها قبل از جنگ صفین) مطرح شده است. لشکر را مجهز و آماده کرده‌اند و مردم هم حضور دارند؛ در مسجدی که معمولاً نیروها را آنجا جمع و سازماندهی می‌کردند. ایشان در حین آماده‌سازی برای جنگ، باز همین مطلب را بیان می‌کنند: «منِ علی شما را خیلی به تقوا سفارش می‌کنم؛ چرا؟ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ». تقوا قبل از اینکه ببینیم چه فایده‌ای برای ما دارد، اولین مسئله‌اش این است که حق خداست. خدای متعال ذاتاً انسان را در حالت عادی حق‌شناس بار آورده است. حالا ممکن است انسان به‌تدریج این حق‌شناسی را از دست بدهد و ناشکری و ناسپاسی بر او غلبه کند، اما خدا وقتی انسان را آفرید، یکی از صفات خوبی که در او قرار داد، همین حق‌شناسی بود.

انسان وقتی می‌بیند کسی برایش کاری انجام داده، نعمتی داده یا زحمتی کشیده، به دنبال جبران است. کأنه حقی به گردن خود می‌بیند و می‌گوید: «این‌همه زحمت کشیدی، من لااقل یک تشکر و سپاسگزاری بکنم؛ کاری که از دستم برمی‌آید برایش انجام بدهم.» حضرت ابتدا این جهتِ حق‌شناسی را در انسان زنده می‌کنند. حق‌شناسی و سپاسگزاری چیزی است که همه‌ی ما به آن احتیاج داریم. پدری که ممکن است از دست فرزندش ناراحت شود، گاهی در دلش می‌گوید: «حق‌نشناس! چقدر برایش زحمت کشیدیم، تلافی‌اش را چطور درآورد!» در جامعه هم آدم‌ها حقوقی به گردن هم پیدا می‌کنند و همه دوست دارند حق‌شناسی بشود. اما این انتظار چه زمانی به‌جاست و انسان چه زمانی این قوت را پیدا می‌کند که واقعاً حق‌شناس باشد؟ زمانی که اول و اساساً حق‌شناسی نسبت به خدا را در خودش پیاده کند.

رابطه‌ی بندگی و انجام تکالیف شرعی

هرچه انسان بندگی خدا را بیشتر کند، حق‌شناسی‌اش نسبت به بقیه هم بیشتر می‌شود؛ این یک لازمه است. چرا انسان‌ها نسبت به هم حق‌ناشناس و ناسپاس‌اند؟ چون میانه‌شان با خدا خوب نیست. این هم برمی‌گردد به ایمان انسان. وقتی میانه با خدا خوب نباشد، نمی‌تواند حق دیگران را هم درست ادا کند. لذا اولین مسئله‌ای که ایشان می‌فرمایند این است که تقوا حق خدا بر شماست. خدایی که این‌همه نعمت داده (که حتی قابل‌شمارش و درک نیست)، فقط یک چیز از ما خواسته است. فرموده: «در ازای این حقی که من به گردن شما دارم، می‌خواهم بنده‌ی خوبی برای من باشید.» وقتی یک مسئله‌ی شرعی گفته می‌شود که فلان چیز جایز نیست یا فلان چیز واجب است، همان‌جا با خدا درگیر نشویم که «این حرف‌ها چیست؟ کی گفته؟». از دین است دیگر؛ خدا گفته این واجب است و [سودِ] هیچ‌چیزش هم در جیب خدا نمی‌رود؛ گفته حرام است و [انجامش] هیچ ضرری هم به خدا نمی‌رساند.

باید حق خدا را درست بشناسیم. نمی‌شود از آن‌طرف برای امام حسین (علیه‌السلام) خوب عزاداری کنیم [اما در بندگی لنگ بزنیم]. امام حسین (علیه‌السلام) اگر می‌خواست مثل ما باشد که با کوچک‌ترین دستوری از خدا بگوید «کی این‌ها را گفته؟ برای چیست؟»، که درست نمی‌شد. اولیا و ائمه (علیهم‌السلام) به امتحانات سخت مبتلا بودند، ما به چهار تا واجب و حرام ساده مبتلاییم. خدا خط‌مشی‌هایی قرار داده و می‌گوید از این حدود تجاوز نکنید. امام حسین (علیه‌السلام) هیچ‌وقت به خدا نگفت «چرا من باید با این وضعیت، با زن و بچه و اهل‌وعیال بروم؟» یک کلام سؤال مطرح نکرد. انبیای الهی هم همین‌طور؛ خدا آن‌ها را به وظایف سنگین مبتلا می‌کرد و هیچ‌کدام نمی‌گفتند «چرا من باید این کار را انجام دهم؟».

آثار و برکات تقوا در زندگی دنیوی و اخروی

در ادامه‌ی خطبه می‌فرمایند: «فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ». این تقوا باعث می‌شود شما هم بر خدا حقی پیدا کنید. این از آن چیزهای عجیب و مهم است! خدا می‌خواهد در ازای نعمت‌هایی که داده، ما گوش‌به‌حرفش باشیم. وقتی حرفش را گوش دادیم، می‌گوید: «حالا که حرف من را گوش دادی، تازه یک حقی به گردن من پیدا می‌کنی و من باید به تو چیزی بدهم.» تمام خیر تقوا به خود ما می‌رسد، اما با همه‌ی این خیرها، خدا می‌گوید: «من هم هوایت را دارم.» این باعث می‌شود حقوقی بر خدا پیدا کنیم. آن حقوق چیست؟ همان‌هایی است که در قرآن کریم آمده. یکی از حقوق این است که خدا فرموده کسانی که موفق بشوند تقوا را مراعات کنند، هیچ‌وقت به درِ بسته نمی‌خورند و در بن‌بست نمی‌مانند: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا».

این‌ها همان حقوقی است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند خدا ضمانت کرده به شما بدهد. اگر کسی تقوا داشته باشد، «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ خدا از جایی که فکرش را هم نمی‌کند روزی‌اش را می‌رساند. نه فقط از آنجایی که روی آن حساب باز کرده، بلکه از جاهایی که حساب نمی‌کند هم روزی می‌رسد؛ شرطش فقط همین است. یعنی خدا یک برنامه‌ی جدایی برای آدم‌های باتقوا دارد. آدم‌هایی که وقتی گفته می‌شود این واجب است، می‌گویند چشم؛ این گناه است، می‌گویند چشم. همه‌ی تقوا هم در همین انجام واجبات و ترک محرمات است و اوج رضایت خدا نیز در همین دوتاست. خدا کارهای سخت را برای آدم‌های باتقوا سهل و آسان می‌کند: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا». بقیه با سختی و مکافات به حل مشکلاتشان می‌رسند، اما خدا گره‌ها را جلوی پای این‌ها باز می‌کند.

قرآن می‌فرماید: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ ... يُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا». کسی که تقوا داشته باشد، خدا به نمازش و روزه‌اش چند برابر مزد می‌دهد. درجات و ثواب‌های عبادات بین ما مساوی نیست، به مقدار تقوایمان بستگی دارد. آن‌که تقوایش بیشتر است، نمازش چندین برابر پیش خدا ارزش و اجر دارد. همچنین می‌فرماید: «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا». همه دلشان می‌خواهد وقتی در مسئله‌ای گیر می‌کنند و نمی‌دانند چه کنند، نیازی به استخاره یا آزمون‌وخطا نداشته باشند؛ بلکه خدا قوه و قدرتی در آن‌ها قرار دهد که راه درست را تشخیص بدهند. «فُرقان» یعنی همین که در دوراهی‌ها بفهمی الان باید چه‌کار کنی. در همین مسائل معمول زندگی که مردد و مضطرب می‌شویم، خدا این وعده را داده است. فرقان یعنی انسان چشمی پیدا می‌کند که در دوراهی‌ها مسیر درست برایش نورافشانی می‌کند. او را به‌سوی راه درست هُل می‌دهند و مسیرش را طوری تنظیم می‌کنند که سر از راه درست دربیاورد.

دوری از گناه و شکوفایی حُسن خُلق

خدا این وعده را فقط برای افراد باتقوا داده است، نه همه. تقوا یعنی چه؟ یعنی من باید خیلی مستحبات انجام بدهم؟ نه، شرطش مستحبات نیست. تقوا یعنی انجام واجبات و ترک گناهان. واجبات و محرمات ما هم خیلی زیاد نیست. گاهی یک امتحانی پیش می‌آید؛ کسی پا می‌گذارد روی سیم اعصاب آدم. در خانه (همسر یا فرزند) یا بیرون از خانه، درِ این امتحان باز می‌شود. امتحان انبیا آن‌طور بود، امتحان ما هم در همین چیزهاست؛ بغل دستمان و کنار دستمان است. پایمان را از مسجد می‌گذاریم بیرون، با یک نفر اختلافی پیش می‌آید. داریم رانندگی می‌کنیم، یکی می‌پیچد جلوی ما، اعصابمان به هم می‌ریزد و می‌خواهیم برویم طوری حالش را بگیریم که بفهمد! از همین فکر و نیت بد، بددلی، و بدحرفی امتحان شروع می‌شود.

اما خدا می‌خواهد از این بدی‌ها دربیاییم و خوش‌قلب باشیم. الان اخلاق در جامعه‌ی ما چقدر مرده است! خدا می‌خواهد ما منبع اخلاق بشویم. منبع اخلاق، ایمان است و ایمان از تقوا سرچشمه می‌گیرد. یک جاهایی که آدم خدای‌نکرده حواسش را جمع نمی‌کند، مرتکب خطایی می‌شود؛ درحالی‌که باید صبر کند. انسان می‌خواهد جواب طرف مقابل را بدهد، اما خدا می‌گوید: «جواب نده، هیچ‌چیزی نگو، ساکت باش. او در دامی که شیطان پهن کرده افتاده، شما نیفت!» با این کارها روح ایمان در قلب آدم رشد می‌کند. آن‌وقت است که اخلاق الهی یواش‌یواش در وجود انسان شکوفا می‌شود؛ خوش‌اخلاق، صبور، حلیم و خوش‌قلب می‌شود. جامعه‌ی ما به این‌ها خیلی نیاز دارد. اگر یکی نمی‌خواهد خوب باشد، خب نخواهد؛ اما من چرا بدقلب باشم؟ من چرا از این حالِ بد و ایمانِ کم آسیب ببینم؟

دعای پایانی

«وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ»؛ این خطبه مفصل است و ما فعلاً همین دو جمله را بحث کردیم. ان‌شاءالله قسمت‌های بعدی برای جلسات بعد. خدای متعال به همه‌ی ما توفیق مرحمت کند که این بیانات امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، که از دل و روح پُرایمانِ ایشان ناشی شده، در ما اثر بگذارد. اگر باتقوا هستیم، خدا توفیق بدهد بتوانیم این مسیر را ادامه بدهیم و اگر خدای‌نکرده بهره‌ی زیادی از تقوا نداریم، ما را بیدار کند و کمکمان کند تا بتوانیم در مسیر بندگی‌اش خوب قدم برداریم.

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده [آمین حضار]. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را به هدف صراط مستقیم برسان. اموات، گذشتگان، حق‌داران، ارواح طیبه‌ی علما، شهدا و کسانی که ذره‌ای به گردن ما حق دارند و دستشان از این دنیا کوتاه شده، همه را غریق رحمت بفرما. پدران و مادران ما که ایمان و تشیع را به ما رساندند، بر درجاتشان بیفزا و گناهانشان را ببخش و بیامرز. معلمین، اساتید و هرکسی که برای دین و دنیای ما زحمت کشید، حقشان را ادا بفرما. کسانی که زنده‌اند و برای دین، مملکت، دنیا و آخرت ما زحمت می‌کشند، مخصوصاً مقام معظم رهبری را محافظت بفرما. مشکلاتمان را برطرف بفرما. مریضانمان را شفا عنایت بفرما. در فرج امام عصر (عج) تعجیل بفرما. ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده. عاقبت امر ما را ختم‌به‌خیر بفرما؛ بِالنَّبِيِّ وَ آلِهِ. [آمین حضار]

#تقوا,        #امیرالمؤمنین,        #نهج_البلاغه,        #موعظه_اخلاقی,        #سبک_زندگی_اسلامی,        #اخلاق_عملی,        #آرامش_در_زندگی,        #حق_شناسی,        #ایمان_و_عمل,        #گشایش_مشکلات,        #یاد_آخرت,        #بصیرت_و_فرقان

گزیده

۱. زندگی موقت و مسکن اصلی ما

ما وقتی به کارهایمان، درسمان، زندگی، شغل و گرفتاری‌هایمان مشغول می‌شویم، باید بدانیم که این‌ها همیشه هست؛ بالاخره تا بوده، سختی و گرفتاری بوده. مسائل و مشکلات، ولو به شکل‌های مختلف، همیشه بوده و هست. این‌ها جزئی از برنامه‌ی زندگی است. خوشایند ما نیست، ولی جزئی از زندگی است؛ «دارٌ بِالبَلاءِ مَحفوفَةٌ». این دنیا دنیایی است که با بلا و گرفتاری عجین و پوشیده شده است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هشدار می‌دادند: «تَجَهَّزوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَد نودِيَ فيكُم بِالرَّحيلِ». خدا رحمتتان کند، جهاز بردارید، آماده بشوید، حواستان باشد اینجا مسکن و مأوای اصلی آدم نیست. مسکن اصلی انسان جای دیگری است. اینجا موقت و چند صباحی است. تعلق و وابستگی به دنیا را به حد ضرورت برسانید.

۲. زنده نگه‌داشتن دل‌ها در هیاهوی روزمره

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) زیاد هشدار می‌دادند. انسان است دیگر؛ زیاد یادش می‌رود، فراموش می‌کند، با مسائلی درگیر می‌شود و از آن هدف اصلی بازمی‌ماند. ایشان تأکید داشتند آدم باید زیاد موعظه گوش بدهد. به فرزندشان امام حسن (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ». این دل در میان مسائل روزمره می‌میرد؛ این چیزهایی که آدم به آن‌ها اشتغال دارد، دل را زنده نمی‌کند. خیلی وقت‌ها دل مرده است، ولی مشغول هم هست. مردگی دل به چیست؟ به این است که حال و روح ایمان و معنویت در آدم ضعیف یا خشک می‌شود. آدم زود از کوره درمی‌رود، زود عصبانی می‌شود، زود به هم می‌ریزد و مشکلات زندگی زود کمرش را خم می‌کند. این دل مرده را باید با موعظه زنده کرد.

۳. ریشه‌ی بی‌قراری‌ها و ضعف در برابر مشکلات

در اختلافاتی که ممکن است بین آدم‌ها پیش بیاید، در کوچه و خیابان، یا بین قوم‌وخویش، انسان زود دچار تنش می‌شود. با این و آن گرفتار فکر بد، رفتارهای بد و تصمیم‌های بد می‌شود. این‌ها همه به خاطر این است که روح ایمان در انسان ضعیف است، افول می‌کند، از بین می‌رود و خاموش می‌شود. چون دل می‌میرد، انسان صبر ندارد؛ در خانه و زندگی جلوی همسر و فرزندان، یا بیرون از خانه در گرفتاری‌های جامعه و با آدم‌هایی که ارتباط دارد کم می‌آورد و خیلی به هم می‌ریزد. امیرالمؤمنین فرمودند همه‌ی این‌ها به خاطر ضعف روح ایمان است. لذا تأکید کردند: «أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ»؛ این دل مرده‌ات را با موعظه زنده کن.

۴. تنها توشه‌ی عبور از گردنه‌های سخت

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مرتب می‌فرمودند: مردم! راه و هدف را گم نکنید؛ جهاز بردارید. بعد از اینکه این زندگی دنیا رد شد، از لحظه‌ی مرگ به بعد دچار «عَقَباتٍ كَئوداً» می‌شوید؛ گردنه‌هایی خیلی سخت، ترسناک و سنگین. از حالا باید جهازش را بردارید تا بتوانید آن پیچ‌های خطرناک را رد کنید. در پایان خطبه فرمودند: «وَ تَزَوَّدوا بِزادِ التَّقْوى». اگر دنبال توشه‌ای هستید که خیلی به دردتان بخورد، هیچ‌چیزی جز تقوا نیست. تقوا براتِ انسان است برای اینکه لحظه‌ی مرگ، لحظه‌ی خوشی برایش باشد. کسانی که باتقوا هستند، در این دنیا سختی‌ها را دارند، اما از لحظه‌ی مرگ دیگر اولِ آسایش و آرامششان است. از آن لحظه، حساب متقین خاص و ویژه است.

۵. تقوا؛ نخستین حق خداوند بر انسان

تقوا قبل از اینکه ببینیم چه فایده‌ای برای ما دارد، اولین مسئله‌اش این است که حق خداست. خدای متعال ذاتاً انسان را در حالت عادی حق‌شناس بار آورده است. انسان وقتی می‌بیند کسی برایش کاری انجام داده، نعمتی داده یا زحمتی کشیده، به دنبال جبران است. کأنه حقی به گردن خود می‌بیند. حضرت ابتدا این جهتِ حق‌شناسی را در انسان زنده می‌کنند. حق‌شناسی و سپاسگزاری چیزی است که همه‌ی ما به آن احتیاج داریم. اما این انتظار چه زمانی به‌جاست و انسان چه زمانی این قوت را پیدا می‌کند که واقعاً حق‌شناس باشد؟ زمانی که اول و اساساً حق‌شناسی نسبت به خدا را در خودش پیاده کند.

۶. راز ناسپاسی انسان‌ها نسبت به یکدیگر

هرچه انسان بندگی خدا را بیشتر کند، حق‌شناسی‌اش نسبت به بقیه هم بیشتر می‌شود؛ این یک لازمه است. چرا انسان‌ها نسبت به هم حق‌ناشناس و ناسپاس‌اند؟ چون میانه‌شان با خدا خوب نیست. این هم برمی‌گردد به ایمان انسان. وقتی میانه با خدا خوب نباشد، نمی‌تواند حق دیگران را هم درست ادا کند. لذا اولین مسئله‌ای که ایشان می‌فرمایند این است که تقوا حق خدا بر شماست. خدایی که این‌همه نعمت داده، فقط یک چیز از ما خواسته است. فرموده: در ازای این حقی که من به گردن شما دارم، می‌خواهم بنده‌ی خوبی برای من باشید. باید حق خدا را درست بشناسیم و با دستورات او مقابله نکنیم.

۷. بن‌بست‌شکنی در زندگی به واسطه‌ی تقوا

این تقوا باعث می‌شود شما هم بر خدا حقی پیدا کنید. این از آن چیزهای عجیب و مهم است! خدا می‌خواهد در ازای نعمت‌هایی که داده، ما گوش‌به‌حرفش باشیم. وقتی حرفش را گوش دادیم، می‌گوید: حالا که حرف من را گوش دادی، تازه یک حقی به گردن من پیدا می‌کنی و من باید به تو چیزی بدهم. تمام خیر تقوا به خود ما می‌رسد، اما خدا می‌گوید: من هم هوایت را دارم. یکی از حقوق این است که خدا فرموده کسانی که موفق بشوند تقوا را مراعات کنند، هیچ‌وقت به درِ بسته نمی‌خورند و در بن‌بست نمی‌مانند: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا». خدا از جایی که فکرش را هم نمی‌کند روزی‌اش را می‌رساند.

۸. فرقان؛ چراغ مه‌شکن در دوراهی‌های زندگی

قرآن می‌فرماید: «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا». همه دلشان می‌خواهد وقتی در مسئله‌ای گیر می‌کنند و نمی‌دانند چه کنند، نیازی به استخاره یا آزمون‌وخطا نداشته باشند؛ بلکه خدا قوه و قدرتی در آن‌ها قرار دهد که راه درست را تشخیص بدهند. «فُرقان» یعنی همین که در دوراهی‌ها بفهمی الان باید چه‌کار کنی. در همین مسائل معمول زندگی که مردد و مضطرب می‌شویم، خدا این وعده را داده است. فرقان یعنی انسان چشمی پیدا می‌کند که در دوراهی‌ها مسیر درست برایش نورافشانی می‌کند. او را به‌سوی راه درست هُل می‌دهند و مسیرش را طوری تنظیم می‌کنند که سر از راه درست دربیاورد. خدا این وعده را فقط برای افراد باتقوا داده است.

۹. تقوای عملی در میدان زندگی و اجتماع

تقوا یعنی چه؟ یعنی من باید خیلی مستحبات انجام بدهم؟ نه، شرطش مستحبات نیست. تقوا یعنی انجام واجبات و ترک گناهان. واجبات و محرمات ما هم خیلی زیاد نیست. گاهی یک امتحانی پیش می‌آید؛ کسی پا می‌گذارد روی سیم اعصاب آدم. در خانه (همسر یا فرزند) یا بیرون از خانه، درِ این امتحان باز می‌شود. امتحان ما در همین چیزهاست؛ بغل دستمان و کنار دستمان است. پایمان را از مسجد می‌گذاریم بیرون، با یک نفر اختلافی پیش می‌آید. داریم رانندگی می‌کنیم، یکی می‌پیچد جلوی ما، اعصابمان به هم می‌ریزد و می‌خواهیم برویم طوری حالش را بگیریم که بفهمد! از همین فکر و نیت بد، بددلی، و بدحرفی امتحان شروع می‌شود. تقوا یعنی عبور از همین بدی‌ها.

۱۰. سکوت در برابر وسوسه‌ها؛ مسیر شکوفایی اخلاق

منبع اخلاق، ایمان است و ایمان از تقوا سرچشمه می‌گیرد. یک جاهایی که آدم خدای‌نکرده حواسش را جمع نمی‌کند، مرتکب خطایی می‌شود؛ درحالی‌که باید صبر کند. انسان می‌خواهد جواب طرف مقابل را بدهد، اما خدا می‌گوید: «جواب نده، هیچ‌چیزی نگو، ساکت باش. او در دامی که شیطان پهن کرده افتاده، شما نیفت!» با این کارها روح ایمان در قلب آدم رشد می‌کند. آن‌وقت است که اخلاق الهی یواش‌یواش در وجود انسان شکوفا می‌شود؛ خوش‌اخلاق، صبور، حلیم و خوش‌قلب می‌شود. جامعه‌ی ما به این‌ها خیلی نیاز دارد. اگر یکی نمی‌خواهد خوب باشد، خب نخواهد؛ اما من چرا بدقلب باشم؟ من چرا از این حالِ بد و ایمانِ کم آسیب ببینم؟

فهرست

1️⃣ دنیا؛ مسکن موقت و پربلاء

◽️ هشدار نسبت به وابستگی‌ها و آمادگی برای رحیل

◽️ لزوم حفظ تعادل میان بهره‌های دنیوی و اخروی

2️⃣ زنده نگه‌داشتن دل در هیاهوی روزمره

◽️ مردگی قلب‌ها در اثر روزمرگی و ضعف روح ایمان

◽️ ضرورت احیای دل به وسیله‌ی شنیدن موعظه

3️⃣ تقوا؛ یگانه توشه‌ی گردنه‌های سخت

◽️ ضرورت تجهیز برای عبور از «عقبات کئودا»

◽️ تقوا به مثابه برات آرامش از لحظه‌ی مرگ

4️⃣ ادای حق الهی؛ ریشه‌ی حق‌شناسی

◽️ بندگی خدا؛ پیش‌نیاز حق‌شناسی در جامعه

◽️ تسلیم محض در برابر واجبات و محرمات الهی

5️⃣ آثار و برکات بی‌نظیر تقوا در زندگی

◽️ بن‌بست‌شکنی، گشایش امور و وسعت رزق

◽️ دریافت «فُرقان» برای تشخیص مسیر در دوراهی‌ها

6️⃣ تجلی تقوا در میدان عمل و اخلاق

◽️ مراقبت از نفس و پرهیز از گناه در امتحانات روزمره

◽️ کنترل خشم، سکوت در برابر وسوسه‌ها و شکوفایی حُسن خُلق

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 سفارش به تقوا و بیان فوائد آن (شرح نهج البلاغه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی