🎧 غفلت‌ از آخرت و هدف خلقت (شرح نهج البلاغه)
صوت کامل سخنرانی
1404/09/10
پست

🎧 غفلت‌ از آخرت و هدف خلقت (شرح نهج البلاغه)

⛺️"دنیا"، اقامتگاه بین‌راهی
🧠 انسان عاقل به استراحتگاه بین‌راهی دل نمی‌بندد!
⛔️ نیاز تراشی ممنوع!
🌄 گردنه‌های هولناک قیامت!
🔍 مو را از ماست بیرون می‌کشند!
🦅 طعمه‌های غافل از شکارچی!
💎 تعلقات‌مان به دنیا را قطع کنیم!
🚨 علاقه به فرزند می‌تواند جهنمی‌مان کند!
💫 بهترین توشه آخرت!


🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۰ آذر ۱۴۰۴

🎧 غفلت‌ از آخرت و هدف خلقت (شرح نهج البلاغه)

🎧 غفلت‌ از آخرت و هدف خلقت (شرح نهج البلاغه)

⛺️"دنیا"، اقامتگاه بین‌راهی
🧠 انسان عاقل به استراحتگاه بین‌راهی دل نمی‌بندد!
⛔️ نیاز تراشی ممنوع!
🌄 گردنه‌های هولناک قیامت!
🔍 مو را از ماست بیرون می‌کشند!
🦅 طعمه‌های غافل از شکارچی!
💎 تعلقات‌مان به دنیا را قطع کنیم!
🚨 علاقه به فرزند می‌تواند جهنمی‌مان کند!
💫 بهترین توشه آخرت!


🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۱۰ آذر ۱۴۰۴

متن

خطبه ۲۰۴ نهج‌البلاغه؛ ندای الرحیل و تقوا

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. [صدای صلوات حاضرین]

چند دقیقه‌ای مهمان سفره امیرالمومنین (علیه‌السلام) در کتاب شریف نهج‌البلاغه هستیم ان‌شاءالله. خدا توفیق مرحمت کند تا از کتبی مثل نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه بتونیم در حد بضاعت خودمون استفاده کنیم.

یکی از خطبه‌هایی که در نهج‌البلاغه ذکر شده، خطبه ۲۰۴ نهج‌البلاغه هست. این خطبه را سید رضی که کتاب نهج‌البلاغه را جمع‌آوری کرده [انتخاب نموده است]؛ خب همه می‌دونند نهج‌البلاغه قسمتی از بیانات امیرالمومنین هست، نه همه‌اش. روی ملاک و معیار بلاغت، ایشون اومده اون سخنان امیرالمومنین را که بلاغتش خیلی بلند و عظیم بوده، انتخاب کرده.

یکی از این خطبه‌ها این خطبه هست که امیرالمومنین این‌طوری می‌فرماد؛ این خطبه را امیرالمومنین زیاد برای اصحاب می‌خوندند. در کتاب امالی آمده است که بیشتر شب‌ها، امیرالمومنین در همین مسجد کوفه که اقامه نماز می‌کردند، این خطبه را بعد از نماز عشاء بیان می‌فرمودند. جالب اینجاست که مطلب، یک مطلبه ولی تکرار می‌کردند. در روایت هست که این کار زیاد بوده و مردم این خطبه را از امیرالمومنین (علیه‌السلام) زیاد شنیدند.

غفلت از هدف اصلی در پیچ‌وخم زندگی روزمره

مضمون خطبه هم این هست که انسان‌ها را توجه می‌دند به این مسئله که در این پیچ و خم زندگی روزمره مواظب باشید؛ اشتغالاتی که دارید، شما را از اون هدف اصلی و برنامه اصلی که خدای تبارک و تعالی تنظیم کرده دور نکنه. یادمون نره کجا هستیم و بعد کجا باید بریم. یک جایی باید بریم؛ مسافری هستیم و باید توشه جمع کنیم.

ایشان در خطبه‌های دیگر هم این را خیلی بیان می‌کنند و تاکید دارند که این را تکرار کنند و جا بندازند که: آقا، این دنیا ته خط و پایان کار نیست. اینجا مثل یک گذرگاه هست، در حد یک منزلگاه بین راهی که باید ازش گذشت و زود رد شد و رفت.

تشبیه دنیا به منزلگاه و استراحتگاه بین راهی

تشبیه هم که بکنیم، به همون منزلگاه بین راهی می‌خوره. شما مسیر مشهد را که طی می‌کنید، بین راه می‌رسید به جاهایی که استراحتگاه و منزلگاه هست. خب آدم‌ها اونجا می‌ایستند تا یه چند دقیقه‌ای استراحت کنند، ناهاری، شامی، صبحانه‌ای یا چیزی بخورند و بعد هم حرکت کنند و بروند به سمت مقصد. دقیقا دنیا را به این مسئله تشبیه کردند که دنیا یه همچین حالتی داره.

خب فرقش با خونه‌مون چیه؟ اونجا استراحتگاهه، خونه هم استراحتگاهه؛ اما خونه‌مون، می‌آییم توش بساط‌مون را پهن می‌کنیم، به این حساب که بناست بمونیم و یه چند سالی بناست زندگی کنیم. اما در استراحتگاه بین راهی، بساط پهن نمی‌کنند؛ در حد همین مقداری که نیاز هست و ضرورت هست، ازش استفاده می‌کنند. اگه می‌خواد صبحانه بخوره، در حد همین صبحانه بساط پهن می‌کنه و بیش از اون هم نه؛ مختصری پهن می‌کنه، کارش که انجام شد، جمع می‌کنه و می‌ره.

اما منزل نه؛ منزل را آدم همه بساطش را پهن می‌کنه به امید اینکه سال‌ها زنده‌ است. فرش اون‌چنانی، پرده اون‌چنانی، بساط اون‌چنانی؛ چون سال‌ها فکر می‌کنه که هست. ولی اینجا می‌گه نیم ساعت، یک ساعت هستم، در حد همین.

حالا تشبیه می‌کنند دنیا را به این [منزلگاه] بین راهی که شما اومدید اینجا، در حدی که نیاز هست بهش بپردازید. دنیا را اسلام تعطیل نمی‌کنه، دنیادار هم هست اسلام؛ اما می‌گه در همین حدی که نیاز هست [به آن بپردازید]. بیش از اون پرداختن و اینکه انسان سرمایه‌هاش را خرج بکنه برای دنیایی که بنا نیست درش مدت زیادی بمونه، این عاقلانه نیست. لذا تاکید دارند، اصرار دارند و تکرار می‌کنند که این دنیا گذرگاهه.

تفاوت اساسی دنیا با استراحتگاه‌های مادی

یه فرقم داره؛ این مشابهت را داشت، یه فرق [هم] داره. فرقش هم اینه که ما تو اون استراحتگاه، استراحت می‌کنیم، ولی تو دنیا نمی‌شه استراحت کنیم. باید زاد و توشه جمع کنیم برای اون‌ور؛ چون هر چی بناست تو مقصد داشته باشیم، تو همین استراحتگاه بین راهی، یعنی تو دنیا باید فراهم کنیم، که دیگه اسمش هم استراحتگاه نیست.

باید مشغول شد و در این چند صباح جمع کرد؛ هر چی می‌تونه جمع کنه، جمع کنه، جمع کنه، جمع کنه. چون اون‌ور، هر چی را اینجا جمع کرد، می‌بره اون‌ور پهن می‌کنه و استفاده می‌کنه.

ندای «تَجَهَّزُوا» و «الرحیل» امیرالمومنین (علیه‌السلام)

لذا امیرالمومنین می‌فرماد، ما برای اینکه از وقت خوب استفاده کنیم، به بیان ایشون نورانی می‌کنیم مجلس را: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّه»؛ خدا رحمت‌تون کنه، جهاز بردارید، یعنی وسیله سفر؛ آماده سفر باشید. «فَقَدْ نُودِیَ فِیکُمْ بِالرَّحِیلِ»؛ در میان شما ندا دادند و ندای الرحیل در گوش‌ها نواخته می‌شه. آهنگش به گوش انسان می‌رسه که: الرحیل، الرحیل! جمع کنید می‌خوایم راه بیفتیم، می‌خوایم بریم.

چطور به گوش می‌رسه؟ همین‌طور که می‌بینیم دنیا با سرعت داره می‌گذره. اون چیزهایی که داریم و داشتیم، خیلی چیزها داشتیم که به تدریج از دست دادیم. یه چیزهایی هم مونده برامون، این‌ها هم عمر که می‌گذره، داره یواش‌یواش ازمون گرفته می‌شه. قدرت‌مون، توان‌مون، جوونی‌مون، سلامتی‌مون؛ خیلی چیزها یواش‌یواش داره ازمون گرفته می‌شه. جلو چشم‌مون می‌بینیم که دنیا رفتنیه. این داره با ما حرف می‌زنه؛ دنیا، این مسائل دنیا، این رفتن‌ها، موت، اموات، این‌ها داره با ما حرف می‌زنه. می‌گن گوش دل بسپارید و بشنوید که داره با شما حرف می‌زنه.

امیرالمومنین وقتی از یک خرابه‌ای می‌گذشتند، با اون خرابه حرف می‌زدند: «أین بانوک؟»؛ اونایی که تو رو ساختند کجایند؟ صد سال پیش تو رو ساختند، آجرها را روی هم چیدند، کجایند؟ اونایی که در تو ساکن شدند کجایند؟ کجا رفتند؟ چی شد این‌ها؟

لزوم تقلیل دلبستگی‌ها و آمادگی برای عقبه‌های سخت

«وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْیَا»؛ خیلی بساط زیادی پهن نکنید، وابستگی‌تون را به دنیا گسترش ندید. در حدی که نیاز هست زندگی مادی دنیا باید بچرخه، بچرخونید، ولی کم؛ اون مقدار ضرورت و نیازش را در نظر بگیرید. وابستگی‌ها را زیاد نکنید، بساط زیاد پهن نکنید، تعلقات را گسترش ندید. خیلی چیزها هست که آدم به همه‌اش دست نمی‌یابه، همه چیز را نمی‌تونه صاحب بشه. خیلی چیزها را باید ازش بگذره و فکرش را مشغول نکنه؛ که یه چیزی می‌بینه بقیه دارند، خوشش می‌آد، حالا این هم می‌خواد حتما به هر ضرب و زوری هست تهیه کنه، نه. اگه ضرورت نداره برای زندگی، نه.

«أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْیَا وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بحَضْرَتِکُمْ مِنَ الزَّادِ»؛ شما الان فرصت دارید زاد و توشه عمل صالح را جمع کنید. هر چی می‌تونید جمع کنید، هر چی می‌تونید جمع کنید. از هر موقعیت و فرصتی استفاده کنید؛ الان فرصت طلاییه که بعد اون‌ور غصه‌اش را می‌خوره انسان.

«فَإِنَّ أَمَامَکُمْ عَقَبَةً کَئُوداً»؛ در پیشِ رویِ شما در ادامه، یک گردنه سخت و دشواری هست. گردنه‌های سختی هست، سنگین هست. پناه می‌بردند انبیاء از هراس این گردنه‌ها به خدا. امیرالمومنین پناه می‌بره به خدا از هول و هراس این گردنه‌ها. مواقف داره، گردنه‌ها داره؛ پنجاه موقف که هر موقفی هزار سال مهلتشه، فرصتشه. هر موقفی هزار سال به سالی که ما حساب می‌کنیم طول می‌کشه و انسان معطلش می‌شه تا یکی‌یکی این مواقف را طی بکنه.

اهمیت حسابرسی از نفس پیش از قیامت

امام جواد (علیه‌السلام) فرمود حساب خودتون را برسید: «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا». شما بالاخره یه روزی باید حساب پس بدید؛ خودتون همین الان حساب خودتون را برسید راحت‌تره. چون اگه نرسی یکی دیگه می‌رسه، بعد طوری می‌رسند به حساب ما، که مو را از ماست می‌کشند. اینجا آدم به حساب خودش برسه راحت‌تره. فرمودند حساب‌رسی کنید و صافش کنید.

نماز قضامون مونده، همت کنه انسان و بخونه آروم‌آروم. اینجا حالا خدا توفیق داده می‌خونند، زحمت می‌کشند نماز قضا می‌خونند؛ آدم همت کنه و بخونه. روزه قضا داره، بگیره؛ الان روزهای سال کوتاه شده، هوا خوبه و وقت روزه گرفتنه. و بدهی داره، چیزی داره، وصیت باید انجام [بشه]؛ این‌ها واقعیاته، باید بدون تعارف بهش بپردازیم و الا یک روزی خواهند پرداخت. لذا گفتند خودتون به حساب خودتون برسید.

«فَإِنَّ أَمَامَکُمْ عَقَبَةً کَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً»؛ یک ایستگاه‌های ترسناکی هست، ایستگاه‌های هراس‌انگیزی هست که هول و ترس داره. آدم‌ها راحت نیستند اونجا؛ چی می‌شه؟ هر موقفی اگه نتونه آدم از حسابش بربیاد، زیر پاش خالی می‌شه و به جهنم می‌ره. «لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَیْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ چاره‌ای نیست، باید برید. نمی‌شه بگی من نمی‌رم؛ همه را از اون مواقف گذر می‌دند.

نگاه شکارگرانه مرگ به انسان

«وَ اعْلَمُوا»؛ دو سه خط دیگه بیشتر نیست، «وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَلَاحِظَ الْمَنِیَّةِ نَحْوَکُمْ دَائِبَةٌ»؛ بدونید، مرگ را دور نبینید. مرگ را تشبیه کرده به یک موجودی که نگاه خاصش را به انسان انداخته. فرمودند مرگ این‌طوری به هر کدوم‌تون نگاه می‌کنه؛ نگاه یک شکارچی به شکارش، که از دور نشونه گرفته، حرکت کنه، پرواز کنه و بیاد اون شکار را برش داره. حالا تا پرواز کنه و برسه به انسان، ممکنه نیم ساعت، یک ساعت، یک روز، چند روز، چند ماه طول بکشه؛ ولی نگاهش به مانه و ما آن به آن داریم به سمتش نزدیک می‌شیم و فاصله‌مون کم می‌شه.

«وَ کَأَنَّکُمْ بِمَخَالِبِهَا وَ قَدْ نَشِبَتْ فِیکُمْ»؛ اصلاً گویی این‌قدر نزدیکه و این‌قدر عمر زود می‌گذره و این‌قدر گرفتاریِ مرگ زوده، که انگار کأنه چنگال‌ش را دیگه انداخته و فرو کرده در جسم و جان شما؛ مونده برت‌ون داره و ببره. زود نشانه‌هاش ظاهر می‌شه.

بعد می‌فرماد: «فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْیَا»؛ این تعلقاتی را که به دنیا همین‌طور زیاد کردید، زیاد کردید، زیاد کردید، اینا را بچینید و قطعش کنید. دنیا یه جهت حلالی داره که انسان استفاده می‌کنه؛ اون جهت حلالش مالیه که در حد نیازش استفاده می‌کنه، همسره، فرزنده؛ خود اسلام خواسته نسبت بهشون محبت داشته باشه انسان و توجه داشته باشه، این‌ها سر جای خودش. اما علقه گاهی این‌قدر شدید می‌شه که آدم را از اون وظایف اصلیش باز می‌داره؛ یادش می‌ره باید چیکار بکنه. خدا همین فرزند ممکنه پدر مادری را جهنمی کنه؛ حب این فرزند ممکنه انسان را به جایی برسونه که پا روی حق بذاره. اگه بخواد مُرّ حق را رعایت کنه، باید از این حب یک جایی ممکنه صرف‌نظر کنه؛ خب باید بتونه.

اون کسی که خیلی این ریسمان محبت را شدید می‌بنده، اون‌وقت این را ترجیح می‌ده بر حق و اون چیزی که درسته. خیلی‌ها از این امتحانش خوب بیرون نیومدند؛ وقتی رسید به فرزند که باید از اون صرف‌نظر می‌کردند برای اجرای حق و عدالت، نتونستند. لذا فرمودند این علقه را طوری ایجاد نکنید که اگه یه زمانی باید ازش دل بکنیم، نتونیم. این مال، گاهی می‌آد، می‌ره، گاهی زیاده، گاهی کم می‌شه، گاهی این‌قدر آدم بهش وابستگی پیدا کرده و بسته که وقتی از دست می‌ره یا کم می‌شه، خیلی آسیب می‌بینه، سکته می‌کنه؛ که این‌قدر سرمایه‌اش مثلاً تنزل کرد. می‌گه خب این‌قدر نبندید بهش. یه چیزیه، هست، اون‌وقت که باشه استفاده می‌کنه؛ ولی ممکنه کم و زیاد بشه، ممکنه بره.

استعانت از تقوا؛ محکم‌ترین زاد و توشه

«فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْیَا وَ اسْتَظْهِرُوا بِزَادِ التَّقْوَى»؛ و برای اینکه بتونید تو این مسیر موفق باشید، حساب‌کتاب‌تون درست باشه، محاسبه بتونید بکنید خودتون را و بارتون سبک باشه، از این علقه‌ها بتونید به وقتش خوب نجات پیدا بکنید، یک راه بیشتر نداره و اون هم اینه که از تقوا و اطاعت فرمان خدا کمک بگیرید. اون چیزی را که خدا خواسته خوب انجام بدید؛ اگه اون چیزی را که خدا هر جایی تو هر موقعیتی از ما می‌خواد، اون چیزی را که بر ما واجب کرده، هر جایی جایش بود بگیم چشم. اون چیزی را که اعلام کرده حرامه و گناهه، هر جایی جایش بود بگیم چشم، انجام نمی‌دم. اگه این مسیر را آدم طی کنه، اون‌وقت می‌تونه؛ حساب و کتابش هم صاف می‌شه. از اون علقه‌های دنیا که دست‌وپاگیر آدم هم می‌شه، آدم راحت می‌تونه خودش را نجات بده.

«وَ اسْتَظْهِرُوا»؛ استظهار یعنی کمک بگیرید، قدرت بدید به خودتون، «بِزَادِ التَّقْوَى»؛ که خدا فرمود «إِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى». اونجا زاد و توشه خیلی نیاز هست اون‌ور. همه کارهای خیر زاد و توشه است؛ قرآن خوندن، نماز شب، همه اعمال صالح، زیارت، روضه امام حسین (علیه‌السلام)، همه این چیزها زاد و توشه است. اما خدا می‌فرماید از همه این زاد و توشه‌ها بالاتر، تقواست.

«زادٌ» امیرالمومنین می‌فرماد مُبَلِّغ؛ یه زاد و توشه‌ایه که خیلی زورش زیاده و اثر داره اون‌چنانی. از اول لحظه مرگ به داد انسان می‌رسه تا اون آخر که انسان را ببره بهشت. خدا فرمود: «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى»؛ زاد و توشه بردارید، بدونید بهترین زاد و توشه‌ای هم که می‌تونه انسان برداره اینه که تقوا داشته باشه. یعنی روزها، هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها باید بگذره، این‌قدر همت کرده که هیچ ترک واجبی ننوشتند، هیچ گناهی براش ننوشتند؛ این‌قدر محکم پیش رفته. این بهترین زاد و توشه برای انسانه.

زاد و توشه‌های دیگر هم هست، اونا هم خیلی ارزش داره، بالاست؛ اما بالاترینش اینه. امیرالمومنین هم می‌فرماد از تقوا بالاخص کمک بگیرید و همت کنید. این خطبه، این چند کلمه را امیرالمومنین زیاد شب‌ها بعد از نماز عشاء قرائت می‌کردند. ما هم ان‌شاءالله اگه خدا توفیق مرحمت کنه در این باب مطالبی ان‌شاءالله عرض خواهیم کرد. در خطبه‌های دیگری هم ایشون بیان می‌کنند که چرا من این‌قدر راجع به این مسئله حرف می‌زنم، این‌قدر راجع به این مسئله حرف می‌زنم و تاکید می‌کنم. ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مون این توفیق را مرحمت کنه که حواسمون باشه به خودمون، به مسیری که در زندگی داریم، به هدفی که داریم، به اون نهایتی که داریم و به قیامت و سرای دیگری که ان‌شاءالله بناست منتقل بشیم.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات قرار بده؛ ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار؛ ما را در صراط مستقیم بندگی‌ات بمیران.

کسانی که به گردن ما حق دارند و دستشون از این دنیا کوتاه شده، پدران، مادران، اموات، ذوی‌الحقوق، علما، شهدا، روح حضرت امام، غریق رحمت بفرما.

کسانی که به این مردم، به این دین، به دنیا و آخرت مردم خدمت می‌کنند، مخصوصاً رهبر معظم را یاری کن. کسانی که خیانت می‌کنند، شرّشون را به خودشون برگردان؛ شرّ دشمنان ما را به خودشون برگردان.

مشکلات ما، مشکلات مادی، معنوی، دنیایی، آخرتی، اقتصادی، فرهنگی، همه را اسباب رفعش را مهیا بفرمای. مریض‌هامون را شفا عنایت بفرمای.

امر فرج امام عصر را تعجیل بفرمای؛ ما را از اعوان و انصار ایشون قرار بده؛ عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرمای.

بالنبی و آله و عجل اللهم فی فرج مولانا.

گزیده

۱. دنیا؛ گذرگاهی میان‌راهی

اشتغالاتی که در زندگی روزمره دارید، شما را از آن هدف اصلی و برنامه اصلی که خدای تبارک و تعالی تنظیم کرده است دور نکند. یادمان نرود کجا هستیم و بعد از این کجا باید برویم. ما مسافری هستیم که باید برای خود توشه جمع کنیم. این دنیا ته خط و پایان کار نیست؛ اینجا مثل یک گذرگاه و در حد یک منزلگاه بین‌راهی است که باید از آن گذشت و زود رد شد و رفت. شما مسیر مشهد را که طی می‌کنید، بین راه به جاهایی می‌رسید که استراحتگاه و منزلگاه است. آدم‌ها آنجا می‌ایستند تا چند دقیقه‌ای استراحت کنند، ناهاری، شامی یا صبحانه‌ای بخورند و بعد حرکت کنند و به سمت مقصد بروند. دنیا دقیقاً چنین حالتی دارد.

۲. تفاوت منزل مانا با استراحتگاه موقت

در استراحتگاه بین‌راهی، کسی بساط پهن نمی‌کند؛ در حد همان مقداری که نیاز و ضرورت است از آن استفاده می‌کنند. اگر کسی می‌خواهد صبحانه بخورد، در حد همان صبحانه بساط پهن می‌کند و بیش از آن هم نه؛ مختصری پهن می‌کند و کارش که انجام شد، آن را جمع می‌کند و می‌رود. اما در منزل این‌گونه نیست؛ انسان همه بساطش را پهن می‌کند به امید اینکه سال‌ها زنده است؛ فرش و پرده و بساط آن‌چنانی فراهم می‌آورد چون فکر می‌کند سال‌ها ماندگار است. ولی در دنیا باید گفت نیم ساعت یا یک ساعت هستم و در حد همین نیاز باید به آن پرداخت. اینکه انسان سرمایه‌هایش را برای دنیایی خرج کند که بنا نیست در آن زیاد بماند، عاقلانه نیست.

۳. فرصت محدود چار صباح دنیا

ما در استراحتگاه مادی استراحت می‌کنیم، ولی در دنیا نمی‌شود استراحت کرد. ما باید زاد و توشه جمع کنیم برای آن‌ور؛ چرا که هر چه بناست در مقصد داشته باشیم، باید در همین استراحتگاه بین‌راهی، یعنی در دنیا فراهم کنیم. در واقع اینجا دیگر اسمش استراحتگاه نیست؛ باید مشغول شد و در این چند صباح زندگی جمع کرد؛ هر چه می‌توانیم باید جمع کنیم، جمع کنیم و جمع کنیم. چون در آن‌سو، انسان هر آنچه را که در اینجا جمع‌آوری کرده است، با خود می‌برد، آن‌ور پهن می‌کند و از آن استفاده می‌نماید. پس باید از این فرصتِ کوتاه نهایت بهره را برد.

۴. طنین ندای کوچ در گوش زمان

حضرت امیرالمومنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّه»؛ خدا شما را رحمت کند، جهاز و وسیله سفر بردارید و آماده سفر باشید. «فَقَدْ نُودِیَ فِیکُمْ بِالرَّحِیلِ»؛ در میان شما ندا داده‌اند و ندای الرحیل و کوچ در گوش‌ها نواخته می‌شود. آهنگ آن به گوش انسان می‌رسد که: الرحیل، الرحیل! جمع کنید که می‌خواهیم راه بیفتیم و بروم. چطور این ندا به گوش می‌رسد؟ همین‌طور که می‌بینیم دنیا با سرعت دارد می‌گذره. آن چیزهایی را که داریم و داشتیم، به تدریج از دست دادیم. چیزهایی هم که باقی مانده است، با گذر عمر یواش‌یواش از ما گرفته می‌شود؛ قدرت‌مان، توان‌مان، جوانی‌مان و سلامتی‌مان. جلو چشم‌مان می‌بینیم که دنیا رفتنی است و دارد با ما حرف می‌زند.

۵. عبرت از خرابه‌های تاریخ

این رفتن‌ها، موت و اموات، همگی دارند با ما حرف می‌زنند. باید گوش دل بسپاریم و بشنویم که دنیا دارد با شما سخن می‌گوید. امیرالمومنین (علیه‌السلام) وقتی از یک خرابه‌ای می‌گذشتند، با آن خرابه حرف می‌زدند و می‌فرمودند: «أین بانوک؟»؛ آن‌هایی که تو را ساختند کجایند؟ صد سال پیش تو را بنا کردند و آجرها را روی هم چیدند، اکنون کجایند؟ آن‌هایی که در تو ساکن شدند کجایند؟ کجا رفتند و چه شد این‌ها؟ این‌ها همگی نشانه‌های آشکاری است که جلو چشم ما قرار دارد و به ما یادآوری می‌کند که دلبستن به این دیارهای خراب‌شدنی و فانی، پایانی جز حسرت نخواهد داشت.

۶. تعدیل وابستگی‌ها و وسواس تجمل

«وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْیَا»؛ خیلی بساط زیادی پهن نکنید و وابستگی‌تان را به دنیا گسترش ندهید. در حدی که نیاز هست زندگی مادی دنیا باید بچرخه، آن را بچرخانید، ولی کم؛ آن مقدار ضرورت و نیازش را در نظر بگیرید. وابستگی‌ها را زیاد نکنید، بساط زیاد پهن نکنید و تعلقات را گسترش ندهید. خیلی چیزها هست که آدم به همه‌اش دست نمی‌یابد و نمی‌تواند صاحب همه چیز بشود. خیلی چیزها را باید از آن گذشت و فکر خود را مشغولش نکرد؛ نباید این‌گونه باشد که انسان هر چیزی را دست دیگران می‌بیند، دلش بخواهد و حتماً به هر ضرب و زوری که شده تهیه کند. اگر ضرورت ندارد، به آن نپردازید.

۷. فرصت طلایی عمل و گردنه سخت قیامت

«أقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْیَا وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بحَضْرَتِکُمْ مِنَ الزَّادِ»؛ شما الان فرصت دارید زاد و توشه عمل صالح را جمع کنید. هر چه می‌توانید جمع کنید و از هر موقعیت و فرصتی استفاده نمایید؛ اکنون فرصت طلایی است، چرا که انسان در آن‌ور غصه‌اش را می‌خورد. «فَإِنَّ أَمَامَکُمْ عَقَبَةً کَئُوداً»؛ در پیشِ روی شما یک گردنه سخت و دشواری قرار دارد. گردنه‌های سختی است که بسیار سنگین است. انبیاء الهی از هراس این گردنه‌ها به خدا پناه می‌بردند و امیرالمومنین نیز از هول و هراس آن به خدا پناه می‌برد. این راه مواقف و گردنه‌هایی دارد؛ پنجاه موقف که هر موقفی هزار سال به طول می‌انجامد تا انسان یکی‌یکی آن‌ها را طی بکند.

۸. خودارزیابی؛ پیش از حسابرسی بزرگ

امام جواد (علیه‌السلام) فرمودند حساب خودتان را برسید: «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا». شما بالاخره یک روزی باید حساب پس بدهید؛ اگر خودتان همین الان حساب خود را برسید بسیار راحت‌تر است. چون اگر شما نرسید، کس دیگری می‌رسد و آن‌وقت طوری به حساب ما می‌رسند که مو را از ماست می‌کشند. فرمودند حساب‌رسی کنید و آن را صاف نمایید. اگر نماز قضایی مانده است، همت کنید و آرام‌آروم بخوانید. اگر روزه قضا دارید، بگیرید؛ اکنون روزهای سال کوتاه و هوا خوب است و وقت روزه گرفتن است. اگر بدهی یا وصیتی هست، این‌ها واقعیات است و باید بدون تعارف به آن‌ها پرداخت، وگرنه یک روزی به اجبار خواهند پرداخت.

۹. کمند محبت فرزند و اموال در ترازوی حق

«فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْیَا»؛ این تعلقاتی را که به دنیا همین‌طور زیاد کرده‌اید، بچینید و قطعش کنید. دنیا یک جهت حلالی دارد که انسان از آن استفاده می‌کند؛ مال، همسر و فرزند که خود اسلام خواسته نسبت به آن‌ها محبت و توجه داشته باشیم. اما علقه گاهی این‌قدر شدید می‌شود که آدم را از وظایف اصلی‌اش باز می‌دارد و یادش می‌رود باید چه کند. حب فرزند یا اموال ممکن است انسان را به جایی برساند که پا روی حق بگذارد. اگر انسان بخواهد مُرّ حق را رعایت کند، باید بتواند از این حب صرف‌نظر نماید. تعلق را طوری ایجاد نکنید که اگر زمانی لازم شد از آن دل بکنیم، نتوانیم. مال می‌آید و می‌رود، کم و زیاد می‌شود و نباید این‌قدر به آن وابسته شد.

۱۰. تقوا؛ محکم‌ترین و برترین پشتیبان مسافر

«فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْیَا وَ اسْتَظْهِرُوا بِزَادِ التَّقْوَى»؛ برای اینکه در این مسیر موفق و بارتان سبک باشد و بتوانید از این علقه‌ها نجات یابید، راهش این است که از تقوا و اطاعت فرمان خدا کمک بگیرید. «وَ اسْتَظْهِرُوا» یعنی کمک بگیرید و به خود قدرت بدهید با زاد تقوا؛ چرا که خدا فرمود «إِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى». همه کارهای خیر مثل قرآن خواندن، نماز شب و زیارت، زاد و توشه هستند، اما خدا می‌فرماید بالاترینِ آن‌ها تقواست. زادِ تقوا مبلّغ است؛ یعنی توشه‌ای است که زورش خیلی زیاد است و از اولین لحظه مرگ تا ورود به بهشت به داد انسان می‌رسد. اینکه انسان چنان محکم پیش برود که هیچ گناهی برایش ننویسند، بهترین زاد و توشه است.

فهرست

1️⃣ جایگاه خطبه ۲۰۴ و یادآوری هدف خلقت

◽️ تکرار مداوم خطبه توسط امیرالمؤمنین (ع) پس از نماز عشا

◽️ غفلت‌زدایی در پیچ‌وخم اشتغالات زندگی روزمره

2️⃣ دنیا؛ استراحتگاه بین‌راهی و محل عبور

◽️ تفاوت توقف موقت در دنیا با اقامتگاه دائمی

◽️ ضرورت جمع‌آوری زاد و توشه برای مقصد نهایی

3️⃣ طنین «ندای الرحیل» و گذر سریع عمر

◽️ شنیدن آهنگ کوچ با از دست رفتن تدریجی جوانی و توان

◽️ عبرت گرفتن از خاموشی گذشتگان و ویرانه‌ها

4️⃣ کاهش تعلقات و آمادگی برای گردنه‌های قیامت

◽️ عمل به دستور «أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ» (کاهش وابستگی به دنیا)

◽️ ضرورت حسابرسی پیش از رسیدن به گردنه‌های دشوار (عقبه کئودا)

5️⃣ نگاه صیادگونه مرگ و قطع وابستگی‌ها

◽️ نزدیک بودن چنگال مرگ (ملاحظ المنیة)

◽️ بریدن علایق دست‌وپاگیر پیش از آغاز سفر آخرت

6️⃣ تقوا؛ امن‌ترین و بهترین زاد و توشه

◽️ استظهار و یاری جستن از تقوا برای عبور از مواقف خطرناک

◽️ تقوا (خیر الزاد)، نجات‌بخش انسان از لحظه مرگ تا بهشت

شرح نهج البلاغه - مسجد سیدالشهداء‌(ع)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 غفلت‌ از آخرت و هدف خلقت (شرح نهج البلاغه)

موضوع: صوت کامل سخنرانی