🎧زندگی دنیا شوخی نیست!
صوت کامل سخنرانی
1404/08/30
پست

🎧زندگی دنیا شوخی نیست!

🚨 اشتغالات روزمره، عامل غفلت از هدف خلقت
🌇 زندگی‌هایی که بیشتر به "شوخی" شبیه است!
💎 تمامی تکالیف الهی؛ مصادیق "حق" هستند
🍁 "اشتغال به کارهای بیهوده" ؛ به‌کارگیری استعدادهای خدادادی در مسیر باطل!
💡  ای که دستت می‌رسد کاری بکن... 
🧮 "حَاسِبُوا قَبْلَ أن تُحاسَبُوا"
🔍 مو را از ماست بیرون می‌کشند!
✨ اصلی‌ترین وقت، برای عبادت است نه درس و اشتغالات مادی !
⚰️ تاثیر "باورمندی به معاد" در مراقبت!


🗓 ۲۹ آبان ۱۴۰۴

🎧زندگی دنیا شوخی نیست!

🎧زندگی دنیا شوخی نیست!

🚨 اشتغالات روزمره، عامل غفلت از هدف خلقت
🌇 زندگی‌هایی که بیشتر به "شوخی" شبیه است!
💎 تمامی تکالیف الهی؛ مصادیق "حق" هستند
🍁 "اشتغال به کارهای بیهوده" ؛ به‌کارگیری استعدادهای خدادادی در مسیر باطل!
💡  ای که دستت می‌رسد کاری بکن... 
🧮 "حَاسِبُوا قَبْلَ أن تُحاسَبُوا"
🔍 مو را از ماست بیرون می‌کشند!
✨ اصلی‌ترین وقت، برای عبادت است نه درس و اشتغالات مادی !
⚰️ تاثیر "باورمندی به معاد" در مراقبت!


🗓 ۲۹ آبان ۱۴۰۴

متن

بسم الله الرحمن الرحیم.

هدف از خلقت و جدیت برنامه الهی

در این آیات خدای متعال به یک مسئله مهمی اشاره فرمودند و آن این بود که ما برنامه جدی برای شما داریم. اگر شوخی بود، نیاز نبود شما را خلق کنیم. اگر بنا داشتیم کار را به بیهودگی و شوخی بگیریم، چیزهای دیگری بود که به عنوان شوخی درست کنیم. نیاز نبود شما انسان‌ها را خلق کنیم و نیاز نبود این‌طوری عالم را بیافرینیم؛ طور دیگری خلق می‌کردیم که متناسب با آن شوخی‌ای باشد که می‌خواستیم.

بنابراین خیلی هم جدی هستیم و برنامه و هدف داریم؛ منتها اکثریت مردم این را نمی‌فهمند. به خاطر اشتغالاتی که از جهت مادیات پیدا می‌کنند، به این مسئله توجه ندارند. زندگی‌شان شبیه به شوخی است، چون هدف درست و حسابی‌ای که خدا ترسیم کرده، در آن نیست.

اهمیت تشخیص درست در دوراهی‌های زندگی

انسان‌ها خیلی وقت‌ها در انتخاب بین صحیح و غلط، دچار انتخاب غلط می‌شوند؛ کار بد را انجام می‌دهند و اخلاق بد به خرج می‌دهند. خیلی وقت‌ها در انتخاب بین صحیح و مهم، آن مهم‌تر را نمی‌توانند انتخاب کنند و درجه پایین‌تر را برمی‌گزینند. آنجایی که دوراهی جلو پای آدم باز می‌شود و هر دو طرف هم مشکلی ندارد، اما یکی ضروری‌تر است، انسان این را نمی‌فهمد؛ در حالی که خدای متعال آنچه را برای انسان قرار داده، این است که به کمک عقل خود، به کمک عقل دیگران و به کمک دین تلاش کند تا در مواجهه با غلط و درست، همیشه مواظب باشد که هیچ‌وقت دچار غلط نشود؛ چون غلط یعنی باطل. باطل هم —که خدا در همین آیات فرمود— چیزی نیست که بشود به آن تکیه کرد؛ از بین رفتنی است. تکیه بر کار غلط و باطل و آنچه از نظر خدا مردود است، آدم را به جایی نمی‌رساند.

حقیقت تکالیف الهی و نسبت آن‌ها با حق و باطل

تمام تکالیفی که خدا مشخص کرده است، در درجه اول در نقطه حق قرار دارند در مقابل باطل. هر تکلیفی نقطه مقابلش باطل است؛ یعنی انسان را به سمت آن شوخی، لغو، لهو و این‌طور چیزها می‌کشاند. هر واجبی که خدا قرار داده، نقطه حقِ عالم است و هر [سرفه speaker] ترک واجبی، نقطه باطل. هر واجبی که از دست انسان ترک می‌شود، او را در نقطه باطل قرار می‌دهد و به آن شوخی و بیهودگی نزدیک می‌کند. هر گناهی که خدا قرار داده، نقطه باطلِ کار و از نقاط اصلی باطل است. در مقابل، آن نقطه‌ای که انسان موفق می‌شود گناه نکند، نقطه حق است.

نقش دوری از دروغ در تشخیص حق و باطل

کسی می‌تواند در زندگی‌اش، در مسیر بین درست و غلط و بین اهم و مهم درست تشخیص بدهد که در این نقطه خیلی حواسش را جمع کند: دروغ نگوید؛ دروغ چه در کلام و چه در رفتار. اینکه وانمود کنم کسی پشت سر من هست، در حالی که نیست، دروغ است. دروغ‌ها گاهی رفتاری است؛ چیزی را به کسی القا می‌کنیم در حالی که چنین واقعیتی ندارد، حالا یا با زبانمان یا با رفتارمان.

خدای متعال می‌خواهد ما از این چیزهای باطل دور بشویم. هرچه می‌شود، فکر، اعتقاد و عملمان را حق و مرّ حق تشکیل بدهد. هرچه حق در ذهن، فکر، باور و تصمیم آدم قوی‌تر شد، آدم در این مسیرِ درست و غلط و اهم و مهم بهتر پیش می‌رود؛ اما هرچه ضعیف شد، بیشتر دچار آن غلط‌ها می‌شود. در اهم و مهم هم، اهم‌ها را فدای مهم می‌کند؛ این حالت پیش می‌آید.

نگاه ابزاری به دنیا و مادیات برای تقویت روح

خدا می‌فرماید: اگر توجه بکنید، من جدی‌ام؛ پس مواظب باشید مسائل روزمره زندگی، شما را از آن برنامه‌های اصلی که برایتان تنظیم کرده‌ام بازندارد. شما مشغول درس هستید، مشغول شغلی هستید، مشغول هر کاری که هستید، باشید؛ آن‌ها دیگر مربوط به بُعد مادی‌تان است و به درد آخرت و معنویت نمی‌خورد؛ نه درس، نه شغل و کار. این‌ها برای این است که شما چیزهایی به دست بیاورید و زندگی مادی‌تان را طی بکنید. این وسط نباید فراموش کنیم که ماده هدف نیست؛ ماده وسیله‌ای است برای روح. بدنمان وسیله‌ای برای روح است تا روح با تقویت ایمانش، از این بدن در جهت تقویت ایمان استفاده کند. یعنی وقتی این بدن را در کارهای لهو، لغو و غلط خرج می‌کنی، نعمت خداست که دارد در مسیر باطل خرج می‌شود.

خدا به انسان چشم داده است تا با آن استفاده‌های معمول یا استفاده‌های مفید و خوبی داشته باشد. با این چشم، کار معمول زندگی‌اش را ببیند و انجام بدهد و با همین چشم به قرآن کریم نگاه کند؛ به آن چیزهایی که نگاه به آن‌ها عبادت است، نگاه کند. گوش هم همین‌طور، بقیه اعضا و جوارح هم همین‌جور؛ همه این‌ها حق و باطل دارند. نقطه مقابلش باطل است و نقطه صحیحش، نقطه حق.

هرچه انسان بر حق استوارتر باشد، وجود، فکر و باورش را حق بیشتر می‌گیرد؛ آن‌وقت از نتایج انتخاب حق هم بیشتر استفاده می‌کند. فکر، ذهن و باورش [قوی می‌شود]، و خدا کمکش می‌کند در تشخیص حق و باطل و در تشخیص اهم و مهم. خدا باید کمک کند؛ اصلش کمک خدای متعال است، منتها به این شرط که آدم خودش هم اهمیت بدهد و زندگی دنیا را شوخی نگیرد. خدا شوخی نگرفته است؛ خدای متعال جدی است و آدم را حساب‌رسی می‌کند. در حساب‌رسی هم مو را از ماست می‌کشند. فرموده‌اند همین‌جا خودتان به حساب کار خودتان برسید و اگر در این قسمت‌های کار، تا اینجایی از عمرgeneric‌تان که رفته، اشکالاتی ایجاد شده است، زود حلش کنید.

حقیقت جبران اخروی و سختی حساب‌کتاب

چون اگر این را شما حل نکنید، بالاخره یک روزی حل خواهد شد، ولی آن روز مال این دنیا نیست، مال آن‌ور است. آن‌ور هم حساب‌کتابش سخت است؛ اینجا راحت‌تر می‌شود حساب‌کتاب کرد و جبران نمود. آن‌ور حساب‌کتاب سنگین است؛ مثل مجرمی است که او را به دادگاه ببرند، جرمش را واضح کنند و محکومش سازند. خب این آدم اگر قبل از اینکه به دادگاه برود، به حساب خودش می‌رسید، کارش را درست و اصلاح می‌کرد، خودش بود و پیرامونش؛ اما وقتی کار به آنجا می‌کشد، سنگین می‌شود.

آدم دیگر آن‌ور وسیله جبران ندارد؛ آن‌ور یک دانه وسیله برای قضای نمازها هست، آن هم جهنم. آن‌ور یک چیز هست برای تمام خطاهایی که انسان کرده، که جبرانشان هم جهنم است. اینجا، نماز را می‌رود قضا می‌کند و توبه می‌کند؛ روزه را قضا می‌کند و توبه می‌کند؛ آبروی کسی را برده، می‌رود جبران می‌کند؛ این‌جوری است، اما آن‌ور دیگر این‌طور راه نمی‌آید. آن‌ور اگر خدا بخواهد این مشکلات آدم را جبران کند —چون همه را درست می‌کنند، همه را درست می‌کنند— منتها تنها درمانش با جهنم است. نماز قضا را با جهنم جبران می‌کنند، روزه قضا را با جهنم، دروغ را با جهنم، آبروی بقیه را بردن با جهنم، و تصمیمات غلط گرفتن را با جهنم.

در اهم و مهم‌ها هم انسان از آن درجات بالای بهشت محروم می‌شود؛ وقتی اینجا نتوانسته اهم‌ها را تشخیص بدهد، جهنمی نمی‌شود، اما گاهی وقت‌ها آن اهم‌ها چیزهایی است که در درجات بالاتر بهشت خدای متعال که ترسیم کرده، تاثیر دارد و از آن‌ها محروم می‌شود. اینجا هم درک می‌کند، آن‌ور هم دیگر درک می‌کند؛ آن اول در قیامت یک درکی می‌کند اما بعدش دیگر درک، نه، نه، نه، این‌جوری نیست؛ ولی محروم می‌شود، از خیلی چیزهای خوب و فلان محروم می‌شود. ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توفیق مرحمت کند.

بندگی خدا؛ هدف اصلی در تمام امور فردی و اجتماعی

حواسمان باشد آن چیزی که در زندگی اصل است، حفظ ایمانمان و تقویت ایمانمان است؛ بقیه چیزها فرع است، بقیه کارها و اشتغالات فرع است. این‌ها همه برای این است که انسان در نقطه بندگی خدا خوب قرار بگیرد، در این نقطه راسخ و ثابت بشود و ایمانش رشد کند؛ همه‌چیز برای همین است. کار فرهنگی برای همین است، برای اینکه مثلاً یک عده بهتر بشوند. حکومت اسلامی تشکیل دادنش برای همین است که اسلام در جامعه پیاده بشود و یک عده بهتر بشوند، یک عده بیایند در این مسیر. هدف همه این چیزها این است که یک عده بیشتری بیایند در خط بندگی خدا. حالا ما باید حواسمان باشد که آن هدف، فدای چیزهای دیگر نشود؛ هدف فدای کارمان نشود، هدف فدای درسمان نشود، هدف فدای سایر اشتغالاتمان نشود، چون آن‌ور افسوس می‌خوریم و دیگر کاری نمی‌شود کرد؛ خیلی چیزها را از دست می‌دهیم.

بنابراین آدم عاقل می‌نشیند فکر می‌کند؛ وقتی خدا این‌قدر جدی است، ما هم باید جدی باشیم. ببینیم چه چیزهایی در حالتِ ضعف ایمان در ما تاثیر دارد و باعث می‌شود ایمانمان کم‌رنگ بشود، از آن محکم دوری کنیم و تعارف نداشته باشیم؛ چون خدا جدی است و ما شوخی می‌گیریم. چه چیزهایی باعث تقویت ایمان آدم است، سفت دنبالش بدویم، سفت نگهش داریم، برایش جا باز کنیم، به آن اهمیت بدهیم و برایش وقت بگذاریم.

وقتی که خدا داده، در همین وقت هم باید اهم و مهم کرد که به چه چیزی می‌خواهیم اختصاصش بدهیم. هرچه در ایمانمان مؤثر است، باید وقت اصلی را به آن بدهیم؛ نه اینکه وقت اصلی برود واسه مقدمات و سرِ مقدمه هم خداحافظ شما! وقت اصلی مال مقدمات نباید باشد، مال ذیلِ مقدمه [و اصل هدف] است و هر چیزی که انسان را به آن نزدیک می‌کند. این را باید انجام بدهیم و حواسمان باشد تا یادمان نرود که کجا آمده‌ایم و برای چه آمده‌ایم موقتاً؛ که این حالت، منشأش هم اعتقاد به معاد و قیامت است. انسان اگر قیامت را جدی بگیرد، بفهمد و باور کند که خدا آن‌طوری از او حساب‌کتاب می‌کند و تاوانِ بدی‌هایش را هم باید آن‌طوری بدهد، این باور را که داشته باشد، خودش را جمع می‌کند.

دعا و صلوات پایانی

ان‌شاءالله خدا به همه‌مان این عقل و این ایمان را عنایت کند که بتوانیم آن‌طوری که خدا خواسته پیش برویم، خیلی هم جدی باشیم و هیچ‌وقت هم مسیر زندگی‌مان، شرح حال‌مان، شرح حال یک آدمی که زندگی را به شوخی گرفته و این‌ها، در نظر آدم‌های خوب نباشد ان‌شاءالله.

نثار ارواح طیبه همه انبیا و اوصیای انبیا و اولیا و علما و شهدا که زحمت کشیدند تا این راه را حفظ کنند تا به ما برسد، و نثار روح کسانی که ما را با صراط مستقیم آشنا کردند و کسانی که به ما کمک کردند که به مقصد این صراط برسیم، صلواتی بفرستیم. 

گزیده

۱. هدف از آفرینش؛ برنامه جدی خداوند برای انسان

در این آیات خدای متعال به یک مسئله مهمی اشاره فرموده‌اند و آن این است که ما برنامه جدی برای شما داریم. اگر شوخی بود، نیاز نبود شما را خلق کنیم. اگر بنا داشتیم کار را به بیهودگی و شوخی بگیریم، چیزهای دیگری بود که به عنوان شوخی درست کنیم. نیاز نبود شما انسان‌ها را خلق کنیم و نیاز نبود این‌طوری عالم را بیافرینیم؛ طور دیگری خلق می‌کردیم که متناسب با آن شوخی‌ای باشد که می‌خواستیم. بنابراین خیلی هم جدی هستیم و برنامه و هدف داریم؛ منتها اکثریت مردم این را نمی‌فهمند. به خاطر اشتغالاتی که از جهت مادیات پیدا می‌کنند، به این مسئله توجه ندارند. زندگی‌شان شبیه به شوخی است، چون هدف درست و حسابی‌ای که خدا ترسیم کرده، در آن نیست.

۲. دوراهی‌های زندگی و ملاک انتخاب بین «اهم و مهم»

انسان‌ها خیلی وقت‌ها در انتخاب بین صحیح و غلط، دچار انتخاب غلط می‌شوند؛ کار بد را انجام می‌دهند و اخلاق بد به خرج می‌دهند. خیلی وقت‌ها در انتخاب بین صحیح و مهم، آن مهم‌تر را نمی‌توانند انتخاب کنند و درجه پایین‌تر را برمی‌گزینند. آنجایی که دوراهی جلو پای آدم باز می‌شود و هر دو طرف هم مشکلی ندارد، اما یکی ضروری‌تر است، انسان این را نمی‌فهمد؛ در حالی که خدای متعال آنچه را برای انسان قرار داده، این است که به کمک عقل خود، به کمک عقل دیگران و به کمک دین تلاش کند تا در مواجهه با غلط و درست، همیشه مواظب باشد که هیچ‌وقت دچار غلط نشود؛ چون غلط یعنی باطل.

۳. حقیقت تکالیف الهی؛ مرزبندی دقیق حق و باطل

تمام تکالیفی که خدا مشخص کرده است، در درجه اول در نقطه حق قرار دارند در مقابل باطل. هر تکلیفی نقطه مقابلش باطل است؛ یعنی انسان را به سمت آن شوخی، لغو، لهو و این‌طور چیزها می‌کشاند. هر واجبی که خدا قرار داده، نقطه حقِ عالم است و هر ترک واجبی، نقطه باطل. هر واجبی که از دست انسان ترک می‌شود، او را در نقطه باطل قرار می‌دهد و به آن شوخی و بیهودگی نزدیک می‌کند. هر گناهی که خدا قرار داده، نقطه باطلِ کار و از نقاط اصلی باطل است. در مقابل، آن نقطه‌ای که انسان موفق می‌شود گناه نکند، نقطه حق است. هرچه حق در ذهن، فکر، باور و تصمیم آدم قوی‌تر شد، در این مسیر بهتر پیش می‌رود.

۴. آفت دروغ؛ چگونه باطل ما را از مسیر حق دور می‌کند؟

کسی می‌تواند در زندگی‌اش، در مسیر بین درست و غلط و بین اهم و مهم درست تشخیص بدهد که در این نقطه خیلی حواسش را جمع کند که دروغ نگوید؛ دروغ چه در کلام و چه در رفتار. اینکه وانمود کنم کسی پشت سر من هست، در حالی که نیست، دروغ است. دروغ‌ها گاهی رفتاری است؛ چیزی را به کسی القا می‌کنیم در حالی که چنین واقعیتی ندارد، حالا یا با زبانمان یا با رفتارمان. خدای متعال می‌خواهد ما از این چیزهای باطل دور بشویم. هرچه می‌شود، فکر، اعتقاد و عملمان را حق و مرّ حق تشکیل بدهد. هرچه حق در وجود آدم قوی‌تر شد، بهتر پیش می‌رود؛ اما هرچه ضعیف شد، بیشتر دچار غلط‌ها می‌شود.

۵. بدن و مادیات؛ ابزاری برای خدمت و تقویت روح

مواظب باشید مسائل روزمره زندگی، شما را از آن برنامه‌های اصلی که برایتان تنظیم شده بازندارد. مادیات مربوط به بُعد مادی‌تان است و به خودی خود به درد آخرت و معنویت نمی‌خورد؛ نه درس، نه شغل و کار. این‌ها برای این است که شما چیزهایی به دست بیاورید و زندگی مادی‌تان را طی بکنید. این وسط نباید فراموش کنیم که ماده هدف نیست؛ ماده وسیله‌ای است برای روح. بدنمان وسیله‌ای برای روح است تا روح با تقویت ایمانش، از این بدن در جهت تقویت ایمان استفاده کند. یعنی وقتی این بدن را در کارهای لهو، لغو و غلط خرج می‌کنی، نعمت خداست که دارد در مسیر باطل خرج می‌شود.

۶. حساب‌رسی دقیق اخروی و فرصت کوتاه جبران در دنیا

خدای متعال جدی است و آدم را حساب‌رسی می‌کند. در حساب‌رسی هم مو را از ماست می‌کشند. فرموده‌اند همین‌جا خودتان به حساب کار خودتان برسید و اگر اشکالاتی ایجاد شده است، زود حلش کنید. چون اگر این را شما حل نکنید، بالاخره یک روزی حل خواهد شد، ولی آن روز مال این دنیا نیست، مال آن‌ور است. آن‌ور هم حساب‌کتابش سخت است؛ اینجا راحت‌تر می‌شود حساب‌کتاب کرد و جبران نمود. آدم دیگر آن‌ور وسیله جبران ندارد. آن‌ور بخواهد خدا مشکلات آدم را جبران کند، تنها درمانش با جهنم است؛ نماز قضا را با جهنم جبران می‌کنند، روزه قضا را، دروغ را، و آبروی بقیه را بردن را با جهنم.

۷. بندگی؛ مغز و هدف اصلی تمام ساختارهای فردی و اجتماعی

در زندگی، حفظ ایمان و تقویت آن اصل است و بقیه کارها و اشتغالات فرع است. این‌ها همه برای این است که انسان در نقطه بندگی خدا خوب قرار بگیرد، در این نقطه راسخ و ثابت بشود و ایمانش رشد کند؛ همه‌چیز برای همین است. کار فرهنگی برای همین است، برای اینکه مثلاً یک عده بهتر بشوند. حکومت اسلامی تشکیل دادنش برای همین است که اسلام در جامعه پیاده بشود و یک عده بیایند در این مسیر. هدف همه این چیزها این است که یک عده بیشتری بیایند در خط بندگی خدا. حالا ما باید حواسمان باشد که آن هدف، فدای چیزهای دیگر و سایر اشتغالاتمان نشود.

فهرست

1️⃣ برنامه جدی الهی در خلقت انسان

◽️ هدف‌مندی آفرینش در برابر دیدگاه بیهودگی و شوخی

◽️ غفلت اکثریت مردم به دلیل اشتغال به مادیات

2️⃣ ملاک‌های انتخاب در دوراهی‌های زندگی

◽️ سقوط در انتخاب غلط در مرزبندی صحیح و غلط

◽️ ترجیح درجه پایین‌تر در دوراهیِ انتخاب «اهم و مهم»

3️⃣ حقیقت تکالیف الهی و مرزبندی حق و باطل

◽️ انطباق تکالیف و واجبات بر نقطه حقِ عالم

◽️ نزدیکی به بیهودگی و باطل با ترک واجبات و ارتکاب گناه

4️⃣ آثار وضعی دروغ در سقوط انسان

◽️ سلب قدرت تشخیص حق و باطل با دروغ کلامی و رفتاری

◽️ لزوم شکل‌گیری فکر، اعتقاد و عمل بر مدار «مرّ حق»

5️⃣ اصالت روح و نگاه ابزاری به بدن و مادیات

◽️ ماده و ابعاد مادی؛ وسیله‌ای موقت برای عبور از زندگی دنیا

◽️ خرج کردن اعضا و جوارح (چشم و گوش) در مسیر حق یا باطل

6️⃣ حساب‌رسی دقیق اخروی و حقیقت جبران با جهنم

◽️ ضرورت محاسبه نفس در دنیا پیش از کشیده شدن کار به دادگاه عدل

◽️ جهنم؛ تنها درمان و وسیله جبران خطایا، نمازها و روزه‌های قضا در آخرت

7️⃣ اصالت بندگی در تمام ساختارهای فردی و اجتماعی

◽️ هدف اصلی تمام کارهای فرهنگی و تشکیل حکومت اسلامی

◽️ هشدار درباره فدا شدن هدف اصلی (بندگی) پای درس، شغل و سایر اشتغالات

شهرک مهدیه - مسجد امیرالمؤمنین (ع) - 1404

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧زندگی دنیا شوخی نیست!

موضوع: صوت کامل سخنرانی