🎧 بدی را با خوبی جواب بده!
صوت کامل سخنرانی
1404/07/26
پست

🎧 بدی را با خوبی جواب بده!

🔥 حسادت، گناهی خانمان‌سوز
🗡 دشمنان نعمت!
⁉️ با حسود چگونه رفتار کنم؟
⛔️ مقابله بمثل ممنوع!
✋ همرنگ جماعتِ بداخلاق و معصیت کار نشو!
⚠️ با طناب دیگران در چاه نرویم
❓ بدی را با بدی جواب بدیم؟!
🥀 مراقب مُردابِ بداخلاقی باش!
🌄 بدبینی، جاده‌ای بی انتها

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۵ مهر ۱۴۰۴

🎧 بدی را با خوبی جواب بده!

🎧 بدی را با خوبی جواب بده!

🔥 حسادت، گناهی خانمان‌سوز
🗡 دشمنان نعمت!
⁉️ با حسود چگونه رفتار کنم؟
⛔️ مقابله بمثل ممنوع!
✋ همرنگ جماعتِ بداخلاق و معصیت کار نشو!
⚠️ با طناب دیگران در چاه نرویم
❓ بدی را با بدی جواب بدیم؟!
🥀 مراقب مُردابِ بداخلاقی باش!
🌄 بدبینی، جاده‌ای بی انتها

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه‌السلام)
🗓 ۲۵ مهر ۱۴۰۴

متن

مقدمه و اهمیت روایت امام کاظم (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

در روایتی که چند شب پیش خدمتتان عرض شد، از امام کاظم (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) هست؛ در این روایت، ایشان در مواجهه با افرادی که حسادت می‌ورزند نسبت به انسان و موقعیتی که انسان دارد [رهنمودهایی فرموده‌اند]. خب هستند بالاخره، در یکی از صفات بد بین انسان‌ها مسئلهٔ حسادت هست. حسود، چشمِ دیدنِ یک نعمتی را، یک فرصتی، موقعیتی، یا شرایط ویژه و ممتازی را در کسی ندارد.

ریشه‌ها و نشانه‌های حسادت

مسئلهٔ اصلی و اولش خودش نیست؛ مسئلهٔ اصلی و اولش این است که چرا او دارد؟ چرا این چیز را دارد؟ این موقعیت... مثلاً یک کسی بوده با آدم هم‌کلاسی بوده، هم‌درس بوده‌اند، موقعیتمان تقریباً یکی بوده، حالا او الان رسیده به یک رتبهٔ خیلی بالایی، یک مسئولیتی پیدا کرده، من هم آن مسئولیت را خب ندارم؛ یا یک ثروتی پیدا کرده، یک بالاخره شرایط خاص و خوبی پیدا کرده، من آن را ندارم؛ ناراحتم، بهم برخورده که چرا این دچار... این چنین موقعیتی را توانسته پیدا بکند.

شروع می‌کند آدمی که حسادت دارد، یک حرف‌هایی می‌زند؛ مثلاً برمی‌گردد می‌گوید که: «آره، این اصلاً درس نمی‌خواند»، نمی‌دانم «این اصلاً فلان بود»... حالا یک حرفی بزند، یک چیزی بگوید که این را تحقیرش کند، پایینش بیاورد. حرفی می‌زند، رفتاری می‌کند که شأن این طرف را بیاورد پایین؛ که یعنی اینکه الان حالا فلان پست را پیدا کرده، فلان موقعیت را پیدا کرده، پولدار شده، فلان شده، این مثلاً حالا کأنّ اهلش نبوده، لیاقتش را نداشته. این وقت‌ها آدم‌هایی که حسادت دارند، حرفی می‌زنند، کاری می‌کنند که این نشان از حسادت هست و خود این حرف‌ها و کارها گناه است.

مرز بین حسد قلبی و رفتار گناه آلود

خود حسادت، تا در دل انسان است گناه نیست، اما وقتی می‌آید به یک چنین حرفی می‌رسد، می‌شود گناه؛ یک چنین عکس‌العملی که: «بله، من این را می‌شناختمش، من می‌دانم»، کأنّ این لیاقتش را ندارد، مثلاً «حالا کسی نبود، چیزی نبود، حالا فلان شده برای ما».

یا در ارتباطات خانوادگی، مثلاً دو تا یک نسبتی با هم دارند؛ دو تا برادرند، دو تا باجناقند، دو تا جاری هستند؛ یک کسی یک موقعیت ممتاز و ویژه‌ای پیدا کرده به هر دلیلی، آن یکی چشمِ دیدنِ این شرایطِ این [فرد] را ندارد. گاهی هست دیگر در خانواده‌ها، این اذیت می‌شود که چرا مثلاً برادرش، چرا باجناقش، چرا جاری... جاری‌هایش، جاری‌اش، فلان جاری، این بله موقعیت را پیدا کرده، این ثروت را پیدا کرده، فلان تغییر را در زندگی‌اش داده، فلان شرایط خاص را پیدا کرده، آدم ناراحت می‌شود. بعد یک حرف‌هایی می‌زند، اذیت می‌کند، حرف‌های بدی می‌زند، حرف‌های درستی ازش صادر نمی‌شود.

دستور اسلام: صبر و عدم ورود به دام شیطان

این را در روایات گاهی تعبیر کرده‌اند «اعداء النعم»، یعنی کسانی که دشمن نعمتی هستند که خدا به انسان داده؛ چشمِ دیدنش را ندارد. خب این‌هایی که حسادت به انسان می‌ورزند، فرمودند... یکی از مطالبی که فرمودند همین بود: «اصبر علی اعداء النعم»؛ صبر داشته باش بر هر حرف و رفتاری که این‌ها دارند.

یک حرفی می‌زند، دام شیطان پهن شده، خودش رفته وسط این دام نشسته، منتظر... خودش گرفتار این دام شده، منتظر [است] بقیه را هم در این دام بکشد. لذا فرمودند کسی که نسبت به شما دچار رفتار غلطی می‌شود، عکس‌العمل غلطی می‌شود، مثل همین حسادت و مسائل دیگر، این بهترین کاری که شما می‌توانید نسبت بهش داشته باشید این است که شما در دامش نیفتید؛ بلکه شما ببینید خدای متعال آنجا چه دستور داده، آن را انجام بدهید.

سیره اخلاقی اهل بیت (ع) در مقابله با بدی‌ها

چون مسائل مختلفی پیش می‌آید... این صحیفه را یکی به من بدهد، زحمت [بکشید]... در شرایط مختلف برای آدم پیش می‌آید یک چنین حالتی؛ کسانی نسبت به انسان رفتار غلطی را شروع می‌کنند. یک چیزی پیش آمده، برداشت بدی کرده، ناراحت شده، ارتباطش را کم می‌کند، قطع می‌کند رابطه‌اش را، بدبینی می‌کند. فکرهای بدی می‌آید این وسط، نمی‌گذارد این خوش‌قلب بماند؛ از یک حرفی، حالا به‌جا حتی یا بی‌جا. گاهی هم به‌جاست، یعنی ممکن است واقعاً یک کسی حرفی که زده اشتباه بوده است.

ولی اینجا به ما فرموده‌اند بنای مقابله به مثل نداشته باشید، مثل همین روایتی که بین صلاتین عرض شد. شما بنایتان روی عفو باشد، بنایتان روی ارتباط باشد. روایاتش را خواندیم، نه «صلوا مَن قَطَعَنا» است، «صِل مَن قَطَعَک»؛ کسی که با شما قطع رابطه کرده، شما دنبال [این] و بنایت بر این باشد که نه، رابطه را نگه دارید. فلان قوم و خویش رابطه‌اش را قطع کرده، کم کرده، بنایتان بر این باشد رابطه را نگه دارید.

فلان کس به من ظلمی کرده، من بنایم بر این نباشد که من هم ظلم بهش بکنم، من هم از راه غلطی مرتکب کار غلطی نسبت به او بشوم. کار من به او گره خورد، نیامد گره کار را باز کند، حالا کار او به من گره خورده؛ بالاخره می‌گویند دنیا دارد مکافات، گاهی پیش می‌آید دیگر. یک زمانی کار انسان به کسی گره می‌خورد، ممکن است خدا ورق را برگرداند، کار او به انسان گره بخورد. اینجا صحنهٔ امتحان ماست؛ صحنهٔ امتحان ما همین‌جاست.

حالا بله، او آن روزی که می‌توانست فلان کار را برای ما انجام بدهد، نداد، اشتباه کرد؛ خودش چوبش را خواهد خورد یا می‌خورد بالاخره، ولی من دیگر نباید گرفتار دامی که او دچارش شد [بشوم]، من هم در همان دام بیفتم. من دیگر این‌جوری نباید بشوم. لذا فرمود: «صِل مَن قَطَعَک»؛ قطع کرد، شما وصل کن، نگهش دار. او آن سرِ رشته را قطع کرده، شما... این‌ها اخلاق الهی است. همهٔ این حرف‌های اخلاق برای این است که اخلاق ما و ایمان ما و معرفت ما به خدا بالا برود، اخلاق الهی پیدا کنیم. خدای متعال اخلاقش نسبت به بنده‌هایش این است؛ آن‌ها قطع می‌کنند، خدا قطع نمی‌کند. آن‌ها مسیر کفر را می‌روند، مسیر گناه را می‌روند، عمداً هم می‌روند، می‌دانند گناه است، انجام می‌دهند؛ می‌داند درست نیست، نمی‌خواند، نمازش را نمی‌خواند، حجابش را نمی‌خواهد، می‌داند خدا نمی‌پسندد، اما انجام می‌دهد. این‌ها قطع می‌کنند، اما خدا قطع نمی‌کند. حالا این اخلاق الهی را می‌خواهند ما پیدا کنیم، خدا هم دوست دارد ما پیدا کنیم. او قطع کرده، شما قطع نکن. «صِل مَن قَطَعَک»؛ وَصَلَ یَصِلُ، وصل؛ او قطع کرد، شما وصل کن. «وَ اعفُ عَمَّن ظَلَمَک»؛ او به شما ظلم کرد، شما بگذر. و «وَ أَعطِ مَن حَرَمَک»؛ او محروم کرد شما را از حق خودتان، شما بهش بده.

بررسی دعای مکارم الاخلاق امام سجاد (ع)

در همین کتاب شریف صحیفهٔ سجادیه، در دعای بیستم، دعای مکارم الاخلاق، اگر خدمتتان هست... دعای مکارم الاخلاق دعای بیستم هست. مجموع اصول اخلاقی را امام سجاد (علیه‌السلام) در این صحیفه‌هایی که در دست ما هست، صفحهٔ ۱۱۶، از اینجا شروع می‌شود. قسمت به قسمت این دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) مطالب مهمی می‌فرمایند. متناسب با این بحث، صفحهٔ ۱۲۱ را... قسمت هفتم، این‌طوری می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْرِ وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ»

[صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد]

حالا ترجمه‌اش هم هست. «خدایا، بر محمد و آل او درود بفرست»، بعد این‌طور ترجمه کرده‌اند: «مرا طوری استوار گردان تا با کسی که با من حیله می‌کند، با خیرخواهی مواجه شوم». «أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ»؛ او خیر من را نمی‌خواهد مجموعاً، آدم خیرخواهی نسبت به من نیست، می‌دانم خیرخواه نیست، نیتش نسبت به من خوب نیست. دیگر واضح است؛ گاهی آدم مواجه می‌شود با یک‌جور افرادی که خیر آدم را خیلی نمی‌خواهند، حالا به هر دلیلی، مشکلی دارد، کلاً این‌طوری است، با انسان به طور خاص دچار این مشکل شده، بتواند یک آسیبی یک‌طوری به انسان بزند، می‌زند. می‌فرماید: «خدایا، این‌هایی که این‌جورند، من این‌طوری نباشم که حالا که نوبت من شد، من هم بددلی و بدخواهی کنم نسبت بهش. من هم یک کاری بکنم، یک حرفی بزنم که از سر خیرخواهی نیست، بدخواهی است». کسی که با من حیله می‌کند، با خیرخواهی مواجه شوم.

«و کسی را که از من برید، با نیکویی پاداش دهم»؛ «وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ». یک کسی با من قطع رابطه کرده است، هَجَرَ، هَجَرَنی؛ با من رابطه‌اش را قطع کرده به هر دلیلی، من چه‌کار کنم؟ من نه‌فقط... حالا خیلی جالب است این قسمت‌های دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید من نه‌فقط رابطه‌ام را باهاش قطع نکنم، بلکه بهش احسان و نیکی هم بکنم. او قطع می‌کند، من قطع نکنم، که اگر خیری هم از دستم برمی‌آید براش انجام بدهم.

«وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ»؛ «کسی را که مرا محروم نمود، با بذل و عنایت جزا دهم». کسی آمد حق من را به من نداد، یک جایی حق من را خورد، شیطان گولش زد، حق من را خورد. من چه‌کار بکنم؟ نه، آن وقت که نوبت من می‌شود و کار دست من می‌افتد، من بهش بدهم. من مقابله به مثل برای من این‌طور باشد که او نداد، من بدهم. ما همرنگ جماعت بی‌اخلاق و معصیت‌کار نباید بشویم؛ همرنگ آن جماعت نباید بشویم.

«و کسی را که با من قطع رحم نموده با صلهٔ رحم جواب دهم»؛ «وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ». من جوابم به او این باشد؛ او قطع رحم کرده، در مقابلش خب من هم نمی‌روم... نه، من بروم. نگاه نکنیم بگوییم... می‌گوییم فلانی خبر داری؟ می‌گوید من قبلاً تماس می‌گرفتم، سراغش می‌رفتم، او هیچ‌وقت سراغ من نمی‌آمد، من هم دیگر ولش کردم. خب این همین‌جا امتحان ماست. وقتی کار خیری را شروع می‌کنیم، باید به یک انتهایی برسانیم و باید صبر داشته باشیم و استقامت. استقامت که می‌گویند، مال اینجاست. من سراغ می‌گیرم، من تماس می‌گیرم، من بهش سر می‌زنم، این نه. حالا ما هم بگوییم که چون سراغ نمی‌گیرد، من هم نمی‌خواهم دیگر بگیرم؟ خب ما که نباید همرنگ او بشویم. او دارد ایمانش، اخلاقش آسیب می‌بیند، من که دیگر نباید در دام او بیفتم، من که نباید اخلاق و ایمانم را از دست بدهم آسیب ببیند. این برای من دیگر درست نیست. او یک روزی جواب کارهای خودش را باید بدهد دیگر در پیشگاه خدا، من هم باید بدهم. من فردا این برایم عذر نیست که بگویم چون او تماس نگرفت، سراغ نگرفت، من هم دیگر نگرفتم؛ این را خدا نمی‌پذیرد در قیامت، نمی‌پذیرد. می‌گوید او نکرد، چوبش را خواهیم زد یا خورد در دنیا؛ تو چرا نکردی؟ تو چرا با طناب او در چاه افتادی؟

«و کسی را که غیبت من را نموده است، با یاد نیکو پاسخ دهم»؛ «وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْرِ». به گوشمان رسید فلانی غیبتمان را کرده است؛ اِ؟ برگشته این را گفته؟ خب، حالا خودش هم آخه فلان است... برمی‌گردیم در ازای اینکه او آمده یک حرف غلطی پشت سر ما زده غیبت کرده، ما هم می‌گوییم خب من هم حالا یک چیزی می‌گویم رسوایش می‌کنم. من هم یک... دارم براش، یک چیزی بگویم می‌دانم ازش، می‌گویم که آبروش را می‌برد. خب این که مثل او شدیم دیگر. می‌گوید مثل او نباش. شأن تو اجلّ از این است که همرنگ یک آدم بی‌اخلاق باشی، همرنگ یک آدم غیبت‌کننده باشی، همرنگ یک آدم گناهکار باشی؛ شأن ما اجلّ از این است. ایمان، مؤمن، شأن خودش را و شأن ایمانش را با همرنگ آدم گناهکار و بداخلاق شدن ضایع نمی‌کند، پایین نمی‌آورد. ببینید کسی که غیبت کرده، امام سجاد (علیه‌السلام) نسخه می‌پیچند؛ از کی دیگر نسخه بگیریم؟ نسخه‌ است دیگر این... کسی که غیبتم را کرده با یاد نیکو... خیلی مهم است، دارد ایشان یک قدم هم می‌برد جلو. حالا یک وقت او غیبت من را کرده، من هیچی نمی‌گویم، اما یک وقت می‌فرماید نه، حسن الذکر؛ آن وقت که شما بنا شد حرفی راجع بهش بزنی، بتواند انسان بدش را نگوید، غیبت او را نکند. آن کسی که غیبت من را کرد، من غیبتش را نکنم، بلکه خوبی‌اش را بگویم. خیلی مجاهدهٔ نفس می‌خواهد، خیلی؛ امتحان انسان در رشد ایمان در همین چیزهاست. نه آن وقت که حالمان خوش است؛ آن وقت که یک چیزی به گوشمان می‌رسد، حالمان می‌ریزد به هم، اعصابمان به هم می‌ریزد. فلانی این را راجع به من گفته؛ می‌ریزیم به هم، آن وقت شیطان آماده است، پیشانی انسان را می‌بوسد، می‌گوید حالا شما هم این را بگو عوضش. آن تا حالا یک چیزی بود می‌دانستی، حالا رسوایش کن.

«و اینکه نیکویی را تشکر نمایم»؛ «وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ». یک صفت خوب دیگری که داشته باشم این است که... بعضی‌ها این صفت را دارند، خیلی‌ها این را ندارند. خیلی سپاسگزاری و شاکر بودن و قدرشناسیشان زیاد است. هر خیری از کسی بهشان می‌رسد، می‌بینند، نگه می‌دارند، تشکر می‌کنند، زبانشان به تشکر می‌چرخد، قدرشناسند. می‌فرماید من هم این‌جوری باشم همیشه. اگر یک کسی لطفی به من کرده، نگویم حالا... حالا مگه چه‌کار کرد؟ حالا ما این همه کار براش کردیم، این هم یک کار برامون کرد. این‌ها همه آن بزنگاه‌های رشد ایمان آدم است. «أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ».

«این هم اخلاقم باشد که از بدی چشم‌پوشی کنم»؛ حالا کسی مرتکب کار غلطی به من شد، دیگر بگذرم دیگر. در این لجن... مرداب، در این لجن‌زار نمانم، چون تمام این حالات بدِ اخلاقی مثل مرداب می‌ماند، آدم را همین‌طور در خودش می‌کشد، همین‌طور آدم را بدتر می‌کند؛ از یک جایی که شروع شد، مثل آن لحظه‌ای است که آدم پایش به مرداب می‌خورد. اگر سریع دست به کار نشود خودش را نجات ندهد، بکشد، می‌کشد و این دیگر روز به روز بدتر می‌کند آدم را. هر کدام از این صفات خوب و بد این‌طوری هستند، صفات بد این‌طوری هستند؛ اگر در دمش افتادیم، به یک حدی انسان نمی‌ماند، همین‌طور بدتر می‌شود. این بدفکری از یک جایی شروع می‌شود، مثل ویروس منتشر می‌شود، زیاد می‌شود. تا دیروز نسبت به این آقا بدبین بود، نسبت به آن خانم بدبین بود، از امروز شده‌اند دو تا، سه تا، چهار تا... بعد مدت زمانی می‌بینی اصلاً کلاً بدبین است؛ هر چیزی را بد می‌بیند، بد می‌فهمد، هر حرفی را بد می‌گیرد، هر رفتاری را بد حمل می‌کند نسبت به نزدیکانش، نسبت به دور، غریبه، آشنا و این حالات. این یک قسمتی از این دعای شریف مکارم الاخلاق امام سجاد (علیه‌السلام) بود که مطابق با مضمون همین آیات و این روایاتی بود که عرض شد.

جمع‌بندی و دعا

آن قاعدهٔ کلی این هست که انسان در مواجهه با بداخلاقیِ بداخلاقان، گناهِ گناهکاران، مواظب باشد در دام آن‌ها نیفتد. یکی از امتحانات ما، همین امتحانات است، همین‌جاهاست. امتحان همیشه به بلا و مصیبتِ مال و فرزند و این‌ها نیست؛ از آن‌ها گاهی سخت‌تر، از جهاتی، امتحان در همین شرایط خاصی است که پیش می‌آید و اخلاق آدم دگرگون می‌شود. با طناب بقیه در چاهی می‌رود که گاهی دیگر نمی‌تواند دربیاید.

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در مسیر بندگی خودت، در مسیر تحصیل اخلاق حسنه یاری بفرمای. ما را در این مسیر ثابت‌قدم بدار. مشکلات فردی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، همه را نسبت به فرد فرد ما و جامعهٔ ما برطرف بفرمای. ما را در راه تحصیل رضایتت یاری بفرمای. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را در صراط مستقیم بمیران. ما را با کسانی که در صراط مستقیم بوده‌اند محشور بگردان. اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، پدران، مادران، ارواح طیبهٔ علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام، غریق رحمت بفرمای. کسانی که به این مردم، به این دین خدمت می‌کنند، همه‌شان را مخصوصاً مقام معظم رهبری یاری بفرمای. کسانی که خیانت می‌کنند به دین، به مردم، به دنیای مردم، به آخرت مردم، خدایا اگر قابل هدایت نیستند ریشه‌کن بفرمای. شرشان را به خودشان برگردان. شر دشمنان ما را به خودشان برگردان. امر فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعجیل بفرمای. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرمای. بالنبی و آله.

گزیده

۱. ریشه و نشانه اصلی حسادت

«مسئلهٔ اصلی و اولِ حسود، خودش نیست؛ مسئلهٔ اصلی و اولش این است که چرا دیگری دارد؟ چرا این چیز را دارد؟»

مثلاً یک کسی با آدم هم‌کلاسی و هم‌درس بوده و موقعیتشان تقریباً یکی بوده است؛ حالا او به یک رتبهٔ خیلی بالا یا مسئولیتی رسیده که من آن را ندارم، یا ثروتی پیدا کرده که من ندارم. آدمِ حسود ناراحت می‌شود و بهش برمی‌خورد که چرا او توانسته چنین موقعیتی پیدا کند. شروع می‌کند یک حرف‌هایی می‌زند؛ مثلاً می‌گوید: «آره، این اصلاً درس نمی‌خواند» یا «اصلاً فلان بود» تا او را تحقیر کند و پایین بیاورد. حرفی می‌زند یا رفتاری می‌کند که شأن طرف را پایین بیاورد؛ یعنی بگویند لیاقت این موقعیت را نداشته است. این حرف‌ها و کارها نشان از حسادت دارد و گناه است.

۲. مرز گناه؛ حسد قلبی یا رفتار بیرونی؟

«خودِ حسادت، تا زمانی که در دل انسان است گناه نیست؛ اما وقتی به حرف یا عکس‌العملی خاص می‌رسد، تبدیل به گناه می‌شود.»

مثلاً شخص می‌گوید: «بله، من این را می‌شناختمش و می‌دانم چه کسی است»، کأنّ او لیاقت این جایگاه را ندارد یا می‌گوید: «حالا کسی نبود، چیزی نبود، حالا برای ما فلان شده است». یا در ارتباطات خانوادگی، مثلاً دو برادر، دو باجناق یا دو جاری نسبت به هم؛ یک کسی موقعیت ممتاز و ویژه‌ای پیدا کرده و دیگری چشمِ دیدنِ این شرایط را ندارد. در خانواده‌ها، شخص اذیت می‌شود که چرا فلان جاری یا فلان برادر، این موقعیت یا ثروت را پیدا کرده و تغییر در زندگی‌اش داده است. آدم ناراحت می‌شود، حرف‌های بدی می‌زند و حرف درستی از او صادر نمی‌شود.

۳. کیمیای صبر در برابر دشمنانِ نعمت

«خداوند به بندگان دستور می‌دهد: در برابر کسانی که حسادت می‌ورزند و دشمنِ نعمت‌های شما هستند، صبر داشته باشید.»

این افرادی را که حسادت می‌ورزند، در روایات گاهی تعبیر کرده‌اند به «اعداء النعم»؛ یعنی کسانی که دشمنِ نعمتی هستند که خدا به انسان داده است و چشمِ دیدنش را ندارند. یکی از مطالبی که دربارهٔ آن‌ها فرموده‌اند همین بود: «اصبر علی اعداء النعم»؛ یعنی بر هر حرف و رفتاری که این‌ها دارند، صبر داشته باش. حسود حرفی می‌زند؛ دام شیطان پهن شده و خودش رفته وسط این دام نشسته است. او خودش گرفتار این دام شده و منتظر است بقیه را هم در این دام بکشد. بهترین کار این است که شما در دام او نیفتید؛ بلکه ببینید خدای متعال چه دستور داده، آن را انجام بدهید.

۴. قانون طلایی اهل‌بیت (ع): عفو و ارتباط به‌جای مقابله‌به‌مثل

«در شرایط مختلف که کسانی رفتار غلطی با انسان شروع می‌کنند و ارتباطشان را قطع می‌کنند، بنای ما باید بر عفو و ارتباط باشد، نه مقابله‌به‌مثل.»

گاهی کسی برداشت بدی کرده، ناراحت شده و ارتباطش را کم یا قطع می‌کند، بدبینی می‌کند و فکرهای بدی می‌آید این وسط که نمی‌گذارد خوش‌قلب بماند. ولی به ما فرموده‌اند بنای مقابله‌به‌مثل نداشته باشید؛ بنایتان روی عفو و ارتباط باشد. در روایات آمده است: «صِل مَن قَطَعَک»؛ یعنی کسی که با شما قطع رابطه کرده، شما بنایت بر این باشد که رابطه را نگه دارید. اگر فلان قوم و خویش رابطه‌اش را قطع یا کم کرده، بنایتان بر این باشد رابطه را نگه دارید. اگر فلان کس به من ظلمی کرده، بنایم بر این نباشد که من هم به او ظلم بکنم و مرتکب کار غلطی بشوم.

۵. گره‌گشایی از دشمن؛ بالاترین صحنهٔ امتحان انسان

«اگر ورق برگشت و کارِ کسی که روزی به شما بدی کرده بود به شما گره خورد، بدانید که این‌جا دقیقاً صحنهٔ امتحان شماست.»

کار من به او گره خورد و نیامد گرهِ کار را باز کند؛ حالا کار او به من گره خورده است. دنیا دارِ مکافات است و گاهی پیش می‌آید که خدا ورق را برمی‌گرداند و کار او به انسان گره می‌خورد؛ این‌جا صحنهٔ امتحان ماست. او آن روزی که می‌توانست فلان کار را برای ما انجام بدهد، نداد و اشتباه کرد؛ خودش چوبش را خواهد خورد. ولی من دیگر نباید گرفتار دامی که او دچارش شد بشوم و در همان دام بیفتم. من دیگر این‌جوری نباید بشوم، بلکه باید رابطه‌اش را نگه دارم. همهٔ این اخلاق برای این است که اخلاق الهی پیدا کنیم؛ آن‌ها قطع می‌کنند، اما خدا قطع نمی‌کند.

۶. تفاوت اخلاق الهی با منطقِ قطع رابطه

«خدای متعال اخلاقش نسبت به بنده‌ها این است که آن‌ها قطع می‌کنند، اما خدا قطع نمی‌کند؛ ما نیز باید این اخلاق الهی را پیدا کنیم.»

بندگان مسیر کفر و گناه را می‌روند، عمداً هم می‌روند و می‌دانند گناه است و خدا نمی‌پسندد، اما انجام می‌دهند؛ این‌ها قطع می‌کنند، اما خدا قطع نمی‌کند. خدا دوست دارد ما هم این اخلاق را پیدا کنیم که اگر او قطع کرد، ما قطع نکنیم. «صِل مَن قَطَعَک»؛ او قطع کرد، شما وصل کن و نگه‌اش دار. «وَ اعفُ عَمَّن ظَلَمَک»؛ او به شما ظلم کرد، شما بگذر. و «وَ أَعطِ مَن حَرَمَک»؛ او شما را از حق خودتان محروم کرد، شما وقت نوبتت شد به او بذل و عنایت کن. ما نباید همرنگ جماعت بی‌اخلاق و معصیت‌کار بشویم.

۷. پاسخ به حیله با خیرخواهی؛ سیرهٔ سجادی

«حضرت امام سجاد (ع) به ما می‌آموزد: در برابر کسی که با شما حیله و بدخواهی می‌کند، با خیرخواهی و حسن‌نیت مواجه شوید.»

امام سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق می‌فرماید: «وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ»؛ مرا استوار گردان تا با کسی که با من حیله می‌کند، با خیرخواهی مواجه شوم. او خیر من را نمی‌خواهد و نیتش خوب نیست، آدم مواجه می‌شود با افرادی که خیر آدم را خیلی نمی‌خواهند و اگر بتوانند آسیبی بزنند، می‌زنند. اما من نباید این‌طوری باشم که حالا که نوبت من شد، من هم بددلی و بدخواهی کنم و کاری بکنم یا حرفی بزنم که از سر خیرخواهی نیست. همچنین می‌فرماید کسی را که از من برید، نه‌فقط رابطه‌ام را با او قطع نکنم، بلکه به او احسان و نیکی کنم و اگر خیری برمی‌آید براش انجام بدهم.

۸. بهانه‌های قطع رابطه و ملاکِ استقامت در کار خیر

«نگویید چون او هیچ‌وقت سراغ من نمی‌آمد، من هم دیگر ولش کردم؛ این‌جا دقیقاً همان نقطه‌ای است که امتحان می‌شوید.»

نگوئید: «من قبلاً تماس می‌گرفتم و سراغش می‌رفتم، او هیچ‌وقت سراغ من نمی‌آمد، من هم دیگر ولش کردم»؛ این همین‌جا امتحان ماست. وقتی کار خیری را شروع می‌کنیم، باید به انتهایی برسانیم و صبر و استقامت داشته باشیم. استقامت مال این‌جاست؛ من سراغ می‌گیرم، تماس می‌گیرم و سر می‌زنم. ما که نباید همرنگ او بشویم؛ او دارد ایمان و اخلاقش آسیب می‌بیند، من که نباید در دام او بیفتم و اخلاقم آسیب ببیند. فردا این برای من عذر نیست که بگویم چون او تماس نگرفت، من هم نگرفتم؛ این را خدا در قیامت نمی‌پذیرد. می‌گوید او نکرد، چوبش را خورد؛ تو چرا با طناب او در چاه افتادی؟

۹. غیبت را با یادِ نیکو پاسخ دهید؛ اوجِ مجاهدهٔ نفس

«اگر شنیدید کسی غیبت شما را کرده است، شأن شما اجلّ از این است که همرنگ او شوید؛ پاسخش را با یاد نیکو بدهید.»

امام سجاد (ع) می‌فرماید: «وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْرِ»؛ کسی را که غیبت من را نموده، با یاد نیکو پاسخ دهم. به گوشمان می‌رسد فلانی غیبتمان را کرده؛ در ازای این کار، ما نباید بگوییم من هم چیزی می‌گویم که آبرایش را ببرد، چون مثل او می‌شویم. شأن تو اجلّ از این است که همرنگ یک آدم بی‌اخلاق، غیبت‌کننده یا گناهکار باشی. مؤمن شأن خودش را با همرنگ آدم بداخلاق شدن ضایع نمی‌کند. امام نسخه می‌پیچد که غیبت او را نکنی، بلکه خوبی‌اش را بگویی؛ این خیلی مجاهدهٔ نفس می‌خواهد. رشد ایمان در همین چیزهاست، نه آن وقت که حالمان خوش است.

۱۰. بدفکری مثل ویروس منتشر می‌شود؛ از مردابِ بداخلاقی فرار کنید

«حالات بدِ اخلاقی مثل مرداب است؛ آدم را در خودش می‌کشد و بدتر می‌کند. بدفکری از یک‌جا شروع می‌شود و مثل ویروس زیاد می‌شود.»

اگر کسی مرتکب کار غلطی شد، بگذر و در این مرداب و لجن‌زار نمان. حالات بدِ اخلاقی مثل مرداب می‌ماند و آدم را در خودش می‌کشد و بدتر می‌کند؛ مثل لحظه‌ای که پای آدم به مرداب می‌خورد، اگر سریع خودش را نجات ندهد، او را می‌کشد و روز به روز بدتر می‌کند. صفات بد این‌طوری هستند که اگر در دمش افتادیم، بدتر می‌شویم. بدفکری مثل ویروس منتشر و زیاد می‌شود؛ تا دیروز نسبت به یک نفر بدبین بود، از امروز شدند دو تا، سه تا، چهار تا و بعد از مدتی می‌بینی اصلاً کلاً بدبین شده است. هر چیزی را بد می‌بیند، بد می‌فهمد و بد حمل می‌کند.

فهرست

1️⃣ مفهوم حسادت و ریشه‌های روانی آن

◽️ تمرکز بر داشته‌های دیگران و رنج از نعمات آنان

◽️ تحقیر، تخریب و زیر سؤال بردن لیاقت افراد

2️⃣ مرز میان خطورات قلبی و رفتار گناه آلود

◽️ عدم حرمت حسادتِ پنهان در دل انسان

◽️ ورود به محدودهٔ گناه با بروز زبانی و عکس‌العمل‌های بیرونی

3️⃣ سیرهٔ اعداء النعم و وظیفهٔ مؤمن در برابر آنان

◽️ دشمنی حسودان با موهبت‌ها و نعمت‌های الهی

◽️ لزوم صبوری و عدم ورود به دام شیطان

4️⃣ دستورالعمل اهل‌بیت (ع) در مواجهه با قطعِ روابط

◽️ قانون طلایی «صِل مَن قَطَعَک» در روابط خویشاوندی

◽️ پرهیز از مقابله‌به‌مثل و لزوم استقامت در کار خیر

5️⃣ مواجهه با ظلم و محرومیت بر اساس اخلاق الهی

◽️ گذشت و عفو در برابر ستمِ ستم‌کاران

◽️ بذل و عنایت به محروم‌کنندگان در بزنگاه‌های امتحان

6️⃣ اصول دعای مکارم‌الاخلاق در برابر رفتارهای ناهنجار

◽️ پاسخ به حیله‌گری با خیرخواهی و حسن‌نیت

◽️ تلافی کردن غیبت و بدگویی با «حسن الذکر» و یاد نیکی

7️⃣ مرداب بداخلاقی و سرایتِ ویروس بدفکری

◽️ سرایت و انتشار سوءظن به کل ارکان زندگی

◽️ لزوم چشم‌پوشی از بدی‌ها و تقویت روحیهٔ شکرگزاری

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 بدی را با خوبی جواب بده!

موضوع: صوت کامل سخنرانی