🎧 تقوا در آینۀ نهج البلاغة
صوت کامل سخنرانی
1404/07/06
پست

💧 نهج البلاغه، عصارۀ بیانات مهمّ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
📜 «تقوا»، پررنگ‌ترین و بارزترین سفارش امیرالمومنین (علیه‌السلام)
⚠️ یکی از بزرگترین اشتباهات مبلغان دین؛ "تقوا را که همه می‌دانند"!
🚨 "علم بدون عمل"؛ وبال و مایه گرفتاری در روز حساب... 
🔅 "دعوت به تقوا"، محتوای سخنرانی هر شب امیرالمومنین!
💎 بزرگانی که وسایل زندگي‌شان را به مرور، کم‌تر می‌کردند!
💡 انکارِ "وجود خداوند"، انکار بدیهی‌ترین مسئله عقلی و عقلایی است.

🕌 مسجد امیرالمؤمنین‌‌ (علیه‌السلام)
🗓 ۶ مهر ۱۴۰۴

تبلیغ دین
تقوا در سخنان امیرالمومنین
فطری بودن توحید
# 73 / 🚨 مشکل اصلی در همان چیزی است که ما مسلّم گرفته‌ایم!
# 69 / ⁉️ چرا نماز‌هایی که می‌خوانیم در ما تغییری ایجاد نمی‌کند؟
# 71 / 🔥 تعطیلی عقل در مواقع عصبانیت
# 67 / ⚠️ کوچ کنید!

🎧 تقوا در آینۀ نهج البلاغة

💧 نهج البلاغه، عصارۀ بیانات مهمّ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
📜 «تقوا»، پررنگ‌ترین و بارزترین سفارش امیرالمومنین (علیه‌السلام)
⚠️ یکی از بزرگترین اشتباهات مبلغان دین؛ "تقوا را که همه می‌دانند"!
🚨 "علم بدون عمل"؛ وبال و مایه گرفتاری در روز حساب... 
🔅 "دعوت به تقوا"، محتوای سخنرانی هر شب امیرالمومنین!
💎 بزرگانی که وسایل زندگي‌شان را به مرور، کم‌تر می‌کردند!
💡 انکارِ "وجود خداوند"، انکار بدیهی‌ترین مسئله عقلی و عقلایی است.

🕌 مسجد امیرالمؤمنین‌‌ (علیه‌السلام)
🗓 ۶ مهر ۱۴۰۴

متن

مقدمه و خطبه درود بر پیامبر (ص) و خاندان او

بسم الله الرحمن الرحیم. والحمد لله رب العالمین. والصلاة والسلام علی سیدنا ونبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

قالب‌ها و تنوع محتوایی نهج‌البلاغه

کتاب شریف نهج‌البلاغه اجمالاً معرف حضور هست و احتیاج به توضیح خاصی در حال حاضر ندارد. محتوای خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاةوالسلام) قالب‌های مختلفی دارد؛ چرا که ایشان این خطبه‌ها را در شرایط مختلفی انشاء فرموده‌اند.

گاهی قالب خطبه‌ها یا حتی نامه‌ها، قالب اخلاقی به خود می‌گیرد؛ گاهی قالب تاریخی به خود می‌گیرد و سایر قالب‌های دیگری که پیدا می‌کند. طبیعتاً در شرح و توضیح نهج‌البلاغه، بستگی به اینکه در چه قسمتی و کدام خطبه یا نامه قرار بگیریم، آن محتوا تقریباً قالب برنامه را تعیین می‌کند. گاهی این مطالب به شدت حالت موعظه دارد و حالت اخلاقی به خود می‌گیرد؛ گاهی هم نه، قالب مسائل دیگری [است] که گاهی از این جهت و حالت خیلی هم فاصله دارد. به هر حال.

به نظر می‌رسد یکی از چیزهایی که باید در مورد نهج‌البلاغه به آن توجه کنیم، این مسئله است که ببینیم چه موضوعاتی در این کتاب شریف بیشتر به چشم می‌خورد و چه مسائلی بیشتر پیرامونش صحبت شده است؛ تا مقداری بیشتر به آن‌ها پرداخته شود. به فراخور مناسبت نیز گاهی مطالب دیگری به آن ضمیمه بشود.

جایگاه تقوا و لقب «امام المتقین»

یکی از ویژگی‌های امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این است که به ایشان «امام المتقین» گفته می‌شود؛ یعنی امام کسانی که اهل تقوا هستند و طبیعتاً در این خط و راه قرار دارند. راهشان، ترسیمش و ویژگی‌اش به قالب و محتوای تقوا است. در مورد این مسئله، ایشان مطالب مفصل زیادی دارند و گاهی هم مطالب کوتاهی دارند؛ که حالا متناسب با این کتاب [مطرح می‌شود]. چون این کتاب بالاخره عصاره‌ای از مطالبی است که امیرالمؤمنین فرموده‌اند. بعضی‌ها تلاش کردند و سعی نمودند این خطبه‌ها را، مقدار بیشتری از آن را که در نهج‌البلاغه آورده نشده، جمع کنند؛ مقداری هم جمع کردند. حالا ما هستیم و این کتاب. این عصاره و قسمتی از مطالبی است که ایشان فرموده‌اند؛ در قالبی که از نظر سید رضی، قالب بلاغتش از سایر قسمت‌ها بیشتر بوده است.

یکی از چیزهایی که خیلی به چشم می‌خورد همین مسئله است؛ در نهج‌البلاغه ایشان بیانات خیلی مهم و مفصلی درباره این مسئله دارند. حالا یک بُعدش برمی‌گردد به خود ما که شخصاً از این مطالبی که گفته می‌شود استفاده کنیم؛ و چون طلبه هم هستیم، طلبه‌ها بالاخره طبیعتاً یک نگاهی هم به قالب تبلیغ و رساندن دین به بقیه جامعه دارند. حالا غیر از اینکه مطالب این خطبه‌ها مطالبی است که برای فرد و در زندگی فردی‌اش، شخصی‌اش و رفتار اجتماعی‌اش خیلی به درد می‌خورد، مضاف بر آن، برای تبلیغ صحیح دین هم خیلی به درد می‌خورد. راه و روش تبلیغ صحیح دین را هم امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاةوالسلام) با همین قالب خطبه‌ها یاد می‌دهند؛ نه اینکه [فقط] در صدد این بوده باشند، بوده یا نبوده باشند ما در صدد تفسیر چنین معنایی نیستیم، ولی عملاً وقتی نگاه می‌کنیم، حتی وقتی به این خطبه‌ها توجه می‌شود، به انسان چیزهای خیلی زیادی در این زمینه هم یاد می‌دهد.

مسئولیت صنف روحانیت و اهمیت تذکر تقوا

یکی از آن‌ها همین خطبه است. ما نگاه اول‌مان باید برای خودمان باشد. سؤالاتی و مسائلی در ذهن همه هست و از ما هم که طلبه هستیم در بیرون می‌پرسند. یک اسم ما «روحانی» است؛ یعنی مخصوصاً با جنبه‌های روحی و معنوی انسان‌ها کار داریم. این بُعد نیاز به یک توجه ویژه‌ای دارد. یکی از منابع اصلی‌اش همین نهج‌البلاغه است که ایشان در امثال این خطبه‌ای که خوانده می‌شود، خیلی از این مسائلی را که برای خود ما پیش می‌آید و برای مردم پیش می‌آید بیان فرموده‌اند؛ خیلی از این مسائل را.

یکی از این خطبه‌ها، خطبه ۱۹۸ است در نسخه صبحی صالح. حالا در نسخه‌های دیگر گاهی عدد این خطبه‌ها فرق می‌کند. در این خطبه، ایشان حکمت و علت اینکه این‌قدر مردم را سفارش به تقوا می‌کردند، بیان می‌کنند. چون یکی از ویژگی‌های امیرالمؤمنین این بود که به خلافت و حکومت ظاهری چند سالی مستقر شدند، قرار گرفتند و حق غصب‌شده ایشان، یک چهار پنج سالی به ایشان برگشت. این فرصتی بود برای خطبه خواندن برای مردم، اقامه نماز جمعه، سخنرانی و این حرف‌ها در شرایط مختلف. ایشان یکی از مطالبی را که خیلی زیاد درباره‌اش حرف می‌زدند، برخلاف بعضی از ما طلبه‌ها که خیلی کم حرف می‌زنیم، این مسئله تقوا بود؛ خیلی عنایت داشتند به این مسئله. حالا ما گاهی کم عنایت داریم به این مسئله. دستوراتی در دین هست که برای یک انسان عاقل و فهیم کفایت می‌کند تا بفهمد چقدر این مسئله اهمیت دارد؛ گفتنش، دعوت به آن و سفارش به آن.

یکی از آن‌ها نماز جمعه است. نماز جمعه را می‌دانیم چطور است، چه شکلی است و چه چیزهایی در آن واجب است. یکی از واجباتی که بر گردن امام جمعه است چیست؟ این است که باید سفارش کند به تقوا. یک انسان عاقل و فهیم از این واجب خیلی حرف‌ها می‌فهمد. اما یک انسانی که ممکنه مسئله هم می‌داند، مسائل دینی هم می‌داند، لباس روحانی هم به تن دارد و این را هم می‌داند، اما ممکنه عمیق نباشد و این‌ها را نفهمد؛ اما ما باید بفهمیم. چرا در این اجتماع نماز جمعه، خدا به امام جمعه هیچ چیز دیگری را به این معنا و به این شکل واجب نکرده است؟ اما گفتن و سفارش به تقوا یکی از واجبات بر گردنش است. اگر واجب نبود شاید بعضی از ماها ممکن بود گاهی اصلاً به آن نپردازیم و کاری نداشته باشیم.

عمومیت ابتلا به ضعف تقوا در میان همه صنف‌ها

چرا [به تقوا کم‌توجهی می‌شود]؟ چون این را مسلم می‌گیریم؛ چرا؟ چون این را به اصطلاح می‌گوییم خب آن مفروغ‌عنه است؛ این‌جوری به آن نگاه می‌کنیم. در حالی که این‌قدر که در قرآن کریم راجع به این مسئله حرف زده شده یا در نهج‌البلاغه حرف زده شده است، یک چیز دیگری باید بفهمیم. نباید بفهمیم یک چیز واضحی است و این‌ها تکرار کرده‌اند؛ باید بفهمیم یک چیز مهمی است که اکثریت‌مان در آن مشکل داریم، کما اینکه از مجموع مطالب و روایات همین فهمیده می‌شود. از همین خطبه امیرالمؤمنین این فهمیده می‌شود که ما اکثریت‌مان مشکل داریم، مشکل جدی هم داریم؛ از لحاظ روحی، اخلاقی و معنوی. تعارف هم با خودمان نباید بکنیم، ناراحت هم نباید بشویم.

اینکه این‌قدر تکرار می‌کنند روی این مسئله و حرف می‌زنند، حکمتش همین هست. این مسئله اصلی آدم‌هاست؛ چون مشکل اصلی همین است. مشکل اصلی اکثر [مردم]، اکثریت، مشکل‌شان سر این است که در میان‌شان کم انسان با تقوا و بنده خدا پیدا می‌شود. روحانی و غیر روحانی هم ندارد؛ این صنف و آن صنف هم ندارد. اینجا جایی است که شیطان هیچ خط قرمزی ندارد در آن؛ مثلاً بگوید روحانیون، طلاب، علما، فقها، مراجع، اساتید، کی‌ها کی‌ها، این‌ها نه، این‌ها دیگر اینجا در این محدوده نفوذ من نیستند؛ نه، همه هستند. همه هم شامل حال این مسائل هستند؛ مگر آن‌هایی که تلاش کنند خودشان را نجات بدهند از این مسئله. تجربه هم نشان داده فرقی نمی‌کند؛ از مردم عوام هستند، از بزرگان هم هستند، از داخل حوزه هست، بیرون حوزه هم هست، همه جا هم هست. ممکنه کسی به مقام مرجعیت هم برسد، اما از امتحاناتی و مسائلی که برایش پیش می‌آید و دچارش می‌شود و شده ــ و تجربه هم نشان داده ــ آدم می‌بیند علم در حد بالا، اما تقوا ضعیف و مشکل‌دار [است].

تلازم تقوا و علم و تمثیل بال‌های پرواز

خدا هم معیار را روی این چیده، روی این قرار داده است؛ ارزش پیش خدا به تقواست. ارزش‌های دیگر در درجات بعدی قرار دارد؛ اول به تقواست، بعد حالا انسان با تقوایی که عالم باشد دیگر نور علی نور [است]؛ یک کمال بزرگی را داراست، یک کمال دیگری را هم پیدا می‌کند. دو بال بزرگ برای پرواز کردن و عده‌ای را دنبال خود بردن؛ مثل مرحوم امام. عمل، تقوا و علم. اما هر کدام از این دو تا منهای آن یکی، یک بال ناقص است، یک بال را ندارد، نمی‌تواند پرواز کند و نمی‌تواند بقیه را هم دنبال خود به پرواز دربیاورد؛ نمی‌شود. علم تنها، وبال می‌شود. عمل و تقوای منهای علم هم به درد بقیه نمی‌خورد؛ آن انسان عامی که تقوا دارد ولی علم ندارد، خب این می‌تواند گلیم خودش را از آب بکشد، کسی را نمی‌تواند نجات بدهد. اما این پیش خدا ارزش دارد چون تقوا دارد. اما عالمی که تقوا ندارد، آن خیلی بارش سنگین است که می‌دانید و روایاتش را زیاد دیده‌اید.

بررسی خطبه ۱۹۸ و هشدار نسبت به دلبستگی به دنیا

ایشان در این خطبه، علت اینکه زیاد سفارش می‌کردند به تقوا را می‌فرمایند. بیان‌شان هم خیلی بیان ــ حالا هر تعبیری به کار ببریم ــ جامعی است، بیان عجیبی است، بیان خاصی است؛ از جهات مختلف وارد می‌شوند و این مسئله را باز می‌کنند. اینکه گفتیم اصلاً حتی به درد تبلیغ دین ما هم می‌خورد که از ایشان الگو بگیریم و یاد بگیریم، وقتی این خطبه کامل خوانده بشود در این قسمت، دقت هم که بکنیم از این جهت می‌بینیم که چقدر ایشان از حیث تبیین این مطلب از جهات مختلف، چقدر قوی و محکم وارد شده‌اند؛ چقدر جامع، مطلب را حقش را ادا کرده‌اند. می‌فرمایند: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ». من مستمراً شما را سفارش به تقوا می‌کنم. ما در جاهایی داریم و نقل می‌کنند خیلی زیاد، گاهی نقل می‌کنند هر شب، گاهی نقل می‌کنند بیشتر شب‌ها ایشان حتماً چند کلمه‌ای صحبت می‌کردند برای مردم: «تَجَهَّزُوا، رَحِمَكُمُ اللهُ، فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ، وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ انْقَلِبُوا بِخَيْرِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ» و ادامه‌اش.

که مردم، حواستان باشد این دنیا گولتانی نزند؛ خیلی سفت نگیرید دنیا را، موقتی است، باید رد بشوید زود. یک جای موقتی آمده‌اید، زود باید رد بشوید بروید. جدی نگیرید: «وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا». عُرجه یعنی یکی مثلاً می‌خواهد در یک خانه‌ای سکونت اختیار کند، چطور بساطش را پهن می‌کند؟ به آن می‌گویند عرجه. ایشان می‌فرمایند این‌طوری نباشید؛ مثل این استراحتگاه‌های بین راهی هست، آدم وقتی می‌رسد به آن می‌خواهد استراحت کند بساط زندگی‌اش را نمی‌برد آنجا پهن بکند، در حدی که یک نیم ساعت، یک ساعت استراحت کند بعد پاشود برود. زیاد نکنید زندگی‌تان را، وابستگی‌هایتان را، تعلقات‌تان را به دنیا اینجا زیاد نکنید. حتی بعضی بزرگان ما را که می‌دیدیم جهت زهد در آن‌ها نمایان بود، همین بود؛ ما در تلاشیم همین‌طور وسایل و چیزهای زندگی‌مان را زیاد می‌کنیم آروم‌آروم، این‌ها کم می‌کردند، کم می‌کردند؛ نه اینکه زیادش کنند، هی بیشترش کنند؛ به هر چیزی دوست دارد، میلش کشید بدو برو بخرش، به هر چیزی که یک ذره خوشش آمد، چیز ضروری هم نیست حالا، اما بدو برو تهیه کند، نه برعکس؛ نگاه متفاوت است. یکی نگاهش این است که تا می‌توانی کمش کن، حساب‌کتاب دارد، بده برود؛ یک نفر نگاهش اصلاً این نیست، می‌گوید اینجا را درستش کن.

جامعیت و اتمام حجت بیانات امیرالمؤمنین (ع)

ایشان این مطالب را زیاد می‌فرمودند نسبت به دنیا، نسبت به تقوا؛ زیاد سفارش می‌کردند. به چند تا بیان این مطلب را باز می‌کنند؛ در چند قسمت این خطبه این را تشریح می‌کنند که چرا؟ می‌فرمایند این تقوا که ما می‌گوییم تقوای خداست اولاً؛ یک آدم با تقوا در مقابلش خدای متعال [است] و این رابطه‌ای که من با خدا دارم که اسمش هست تقوا، بندگی. هر کدام از این دو جهتِ مقابل انسان را توضیح می‌دهند. اولاً این خدا کیست که می‌گوییم باید به حرفش گوش داد؟ در این جهت ورود می‌کنند و مطالبی می‌گویند. بعد خب حالا این تقوا چه فایده‌ای دارد؟ ورود می‌کنند و مطالب... باز دوباره مطالبی می‌فرمایند، باز دوباره مطالبی می‌فرمایند، باز دوباره مطالبی می‌فرمایند از چند جنبه و جهت. دیگر چیزی نمی‌ماند برای انسان مبهم و مخفی؛ دیگر هیچ حرفی هم بعدش نمی‌ماند.

یعنی مثل آن فردی که آمد پیش رسول خدا و ایشان مثلاً سوره زلزال را، آن یکی دو آیه آخر را شنید، خواندند و رفت گفت من همه چی فهمیدم، این خطبه هم از همان‌هاست که اگر آدم متوجه بشود حضرت چه می‌فرماید، کفایت می‌کند برای همه اشکالاتی که دارد، همه سؤالاتی که دارد، همه مشکلاتی که دارد؛ به همه جواب می‌دهد، بعدش هم دیگر حرفی تهش نمی‌ماند؛ کلاً همه چیز بیان می‌شود. هیچ چیزی تهش نمی‌ماند؛ می‌ماند ما و بار سنگینِ یادگیری این مسئله و فهمیدن این مسئله. که حالا که این مسئله را فهمیدیم، وقتی در عمل کم بگذاریم دیگر مشکل می‌شود کار. اگر نمی‌فهمیدیم مشکل بود، حالا که فهمیدیم اگر عملم نکنیم باز کار مشکله؛ هر طرفی برویم کارمان مشکله، باید انجام بدهیم و باید برویم جلو.

تبیین برهان نظم و شناخت مخترع و آفریدگار انسان

ابتدا خدا را توضیح می‌دهند، خدای متعال را؛ که ما که می‌گوییم تقوای خدا، خدا کیست؟ این را در چند جمله مختصر و کامل بیان می‌کنند؛ بیش از این هم خیلی حرفی نیست. شبیه بعضی آیات قرآن هم هست. می‌فرمایند: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ الَّذِي ابْتَدَأَ خَلْقَكُمْ». خدا این صفات را دارد؛ خدایی که من می‌گویم تقوایش را داشته باشید، حرفش را گوش بدهید و اطاعت فرمانش کنید، چون این ویژگی‌ها را دارد. این‌ها، هر کدام از این‌ها کفایت می‌کند برای اینکه انسان بفهمد باید به حرف خدا گوش بدهد.

یکی از مسائل، خلقت انسان است، خلقت انسان؛ خدا آدم را خلق کرده پس باید به حرف خودش گوش بدهیم ببینیم چه صلاح‌مان است. مثال زدیم قبلاً؛ عاقل‌ها، آدم‌های عاقل چیکار می‌کنند؟ یکی از چیزهایی که میان‌شان هست، وسایلی است که مثلاً ما می‌رویم از بازار می‌خریم، وسیله برقی مخصوصاً هر چه پیچیده‌تر، یک اختراعی وقتی به جامعه بشری عرضه می‌شود، مخترع آن اختراع، خالقش، مخترعش چیکار می‌کند؟ کنارش دفترچه راهنما قرار می‌دهد. همه انسان‌های عاقل هم از همان کسی که ساخته این را انتظار دارند بگوید فوت‌وفن این وسیله چیست؛ این ساخته، این می‌داند این وسیله چطور راه می‌افتد، چه چیزهایی به صلاحش است، چه چیزی به ضررش است، چه کاری عمرش را طولانی می‌کند، چه کاری عمرش را کم می‌کند. این همان چیزی است که همه عقلا بین خودشان دارند. حالا انسان را کی آفریده؟ خدا خلق کرده، خدا اختراع کرده؛ همه عالم را هم خدا اختراع کرده است. این مخترع حق دارد؟ و باید که چی؟ خودش تعیین بکند چه چیزی به صلاح ماست، چون او می‌داند چه چیزی به صلاح ماست؛ بعد هم هر عاقلی وقتی عقلش درست کار کند، می‌فهمد خب مخترع باید بگوید چه چیزی به صلاحه. ما این وسیله برقی‌مان وقتی خراب بشود، نمی‌رویم به هر کسی که بلد نیست بگوییم درستش چیست؛ اول و اساسش با آن کسی است که این را درست کرده، او می‌داند راه و چاهش چیست، او می‌داند چه چیزی به صلاحش است و چه چیزی نیست. این مسئله بدیهی بین عقلا، در بدیهی‌ترین بدیهیات نسبت به وجود خدای متعال [است که] حالا بعضی دچار شبهه و ابهام می‌شوند که اصلاً خدایی وجود دارد؟

چطور هیچ‌کسی نمی‌پذیرد ما بگوییم این ساختمان و این وسیله برقی خودبه‌خود سر پایش بود؟ هیچ عاقلی این را نمی‌پذیرد. یک وسیله برقی بیاید اینجا قرار داده بشود بگوییم کی ساخت؟ می‌گوییم کسی نساخت؛ صبح پاشدیم دیدیم این آهن‌ها سر هم شد، شد این وسیله؛ هیچ عاقلی نمی‌پذیرد، کمونیستش هم نمی‌پذیرد. اما نسبت به این عالم، نسبت به انسان با این عظمت، گاهی انسان را آن غبار غفلت و خطا چنان می‌پیچد [و] عقلش را می‌گیرد که وسیله برقی‌اش را بی‌مخترع نمی‌پذیرد، اما خودش را و همه عالم را می‌گوید مخترع ندارد مثلاً.

خب امیرالمؤمنین می‌فرماید خب خدا خلق‌تان کرده، خدا اختراع‌تان کرده؛ او می‌داند راه و چاه‌تان چیست. «بِتَقْوَى اللهِ الَّذِي ابْتَدَأَ خَلْقَكُمْ». اختراع شما، ابتداء خلق یعنی اختراع؛ همان بیان خودمان. او شما را اختراع کرده بدون هیچ نمونه و مثال و مشابه قبلی. شما را خلق کرده او می‌داند چه چیزی به صلاح شماست، چه خیری از شما در آن است؛ این وسیله طول عمرش به چیست؟ و چه چیزی عمرش را کم می‌کند؟ چه کاری به صلاحش است، چه کاری به صلاحش نیست؟ این حالت در انسان، بین انسان‌های عاقل هست؛ این واقعیت [است]. خب به حرف خدا گوش بدهید چون خودش مخترع‌تان است.

پیوند توحید و معاد و لزوم پاسخگویی انسان

«وَ إِلَيْهِ يَكُونُ مَعَادُكُمْ». بعد هم این برنامه‌ای که برای شما درست کرده در خلقت و آفریده شما را، یک هدفی دارد که به دنبال تأمین آن هدف و رسیدن به آن هدف، یک برنامه دیگری برای شما قرار داده و آن مسئله معاد هست، مسئله قیامت هست. پشت‌بند مسئله توحید، مسئله قیامت [است]؛ خیلی جاها در قرآن کریم مطرح می‌شود: «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ». توحید، معاد؛ توحید، قیامت. حساب‌کتاب هم دارد؛ مثل آن وسیله نیست مخترع بدهد دست شما بگوید هر کار دلت خواست دیگر باهاش بکن دیگر، تمام شد، دیگر بقیه‌اش با من نیست؛ بعد تهش دوباره می‌گوید باید بیایید حساب‌کتاب پس بدهید که از این وسیله چطور استفاده کردید؛ حالا باید حساب‌کتاب هم پس بدهی. ۳۰ سال، ۵۰ سال، ۶۰ سال، ۷۰ سال در این دنیا زندگی کرده‌اید، از این حیات که من بهتان داده‌ام استفاده کرده‌اید، بعد باید فاکتورش را تحویل بدهید؛ ریز مسائلش را باید توضیح بدهید که چیکار کرده‌اید. این هم مسئله دوم هست؛ و صفت‌های دیگری که از خدای متعال اینجا اشاره می‌فرمایند، بعد آثار خود تقوا را بیان می‌کنند که به خاطر همین آثار هم می‌ارزد انسان به حرف خدا گوش بدهد.

جمع‌بندی و دعای پایانی

حالا برای اینکه بحث خیلی طولانی نشود، تا همین جا بسنده می‌کنیم؛ ان‌شاءالله خدای متعال اگر توفیق داد، عمر داد، بقیه‌اش را جلسه‌های بعدی ان‌شاءالله [مطرح می‌کنیم].

پروردگارا، به محمد و آل محمد به ما توفیق درک این معارف و فهم عمیق این معارف دینی را عنایت بفرمایید.

در سایه فهم و معرفت، توفیق عمل کامل و درست به ما عنایت بفرمایید.

مشکلات همه ما را برطرف بفرمایید.

اموات و گذشته‌گان ما، ارواح کسانی که به گردن ما حق دارند، ارواح طیبین شهدا، علما، روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرمایید.

کسانی که خدمت می‌کنند به اسلام و به این مردم، در هر لباسی، در هر جایگاه و مقامی، در هر موقعیتی هستند، مخصوصاً مقام معظم رهبری را محافظت بفرمایید.

ما را بر دشمنان‌مان پیروز کن؛ شر دشمنان‌مان را به خودشان برگردان.

در امر فرج امام عصر تعجیل بفرمایید؛ عاقبتِ امر ما را ختم به خیر بفرمایید.

بالنبی و آله.

گزیده

1️⃣ چرا تقوا این‌قدر تکرار می‌شود؟

💡 یکی از واجبات امام جمعه این است که باید سفارش کند به تقوا. یک انسان عاقل فهیم، عین واجب خیلی چیزها را می‌فهمد. چرا در این اجتماع نماز جمعه، خدا به امام جمعه هیچ چیز دیگه‌ای را به این معنا به این شکل واجب نکرده جز سفارش به تقوا؟ این که انقدر تکرار می‌شود و حرف زده می‌شود، حکمتش همین است. مشکل اصلی اکثر مردم سر همین است که کم هستند انسان با تقوا و بنده خدا. تعارف با خودمان نباید بکنیم، ناراحت نباید بشویم. مشکل اصلی اکثریت، مشکلشان سر این است.


2️⃣ شیطان برای همه خط قرمز ندارد

⚠️ اینجا جاییه که شیطان هیچ خط قرمزی نداره توش. مثلاً نمی‌گوید روحانی‌ها، طلاب، علما، فقها، مراجع، اساتید، اینا دیگه در این محدوده نفوذ من نیست. نه، همه هستند. عمل شامل حال این مسائل می‌شود. تجربه هم نشان داده فرقی نمی‌کند، از مردم عوام هستند، از بزرگان هم هستند، از داخل حوزه هست، بیرون حوزه هم هست، همه‌جا هست. ممکن است کسی به مقام مرجعیت هم برسد اما از امتحانات و مسائلی که برایش پیش می‌آید دچار مشکل شود.


3️⃣ معیار ارزش نزد خدا

🎯 خدا معیار را روی تقوا گذاشته، روی این قرار داده. ارزش پیش خدا به تقواست. ارزش‌های دیگر در درجات بعدی قرار دارد. اول به تقوا، بعد حالا انسان با تقوایی که عالم باشد دیگه نور علی نور. یک کمال بزرگی را دارد، یک کمال دیگری را هم پیدا می‌کند. دو بال بزرگ برای پرواز کردن و عده‌ای را دنبال خودش بردن. مرحوم امام می‌فرمود: تقوا و علم. اما هر کدام از این دو تا منهای اون یکی، یک بال ناقص است، یک بال را ندارد، نمی‌تواند پرواز کند.


4️⃣ علم بدون تقوا، وبال است

📚 علم تنها وبال می‌شود. تقوای منهای علم هم به درد بقیه نمی‌خورد. آدم عامی که تقوا دارد ولی علم ندارد، خب این می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد، اما کسی را نمی‌تواند نجات بدهد. این پیش خدا ارزش دارد چون تقوا دارد. اما عالمی که تقوا ندارد، اون خیلی بارش سنگین است که می‌دانید روایاتش را، زیاد هست. ایشان در این خطبه علت اینکه زیاد سفارش می‌کردند به تقوا را می‌فرمایند. بیانشان خیلی خاص است، از جهات مختلف وارد می‌شوند.


5️⃣ دنیا را جدی نگیرید

🌍 هر شب ایشان حتماً چند کلمه‌ای صحبت می‌کردند برای مردم: «مردم حواستان باشد، این دنیا گولتان نزند، خیلی سفت نگیرید دنیا را، موقتی است، جای موقتی آمدین، زود باید رد شویم برویم، جدی نگیرید.» مثل استراحتگاه‌های بین راهی است که آدم وقتی می‌رسد می‌خواهد استراحت کند، بساط زندگیش را نمی‌برد آنجا پهن کند. در حدی که یه نیم ساعت یه ساعت استراحت کند بعد برود. زیاد نکنید زندگیتان را، وابستگی‌هاتان، تعلقاتتان به دنیا، اینجا زیاد نکنید.


6️⃣ نگاه بزرگان به دنیا

✨ بعضی از بزرگان ما را دیدیم که جلوه زهد درشان نمایان بود، همین بود. ما در تلاشیم که همین‌طور وسایل و چیزهای زندگی‌مان را زیاد کنیم، آرام آرام اینها کم می‌کردند، کم می‌کردند. ما زیادش می‌کنیم، بیشترش می‌کنیم، به هر چیزی دوست داریم میلمان کشید بدویم بخریم و هر چیزی که یه ذره خوشمان آمد، چه ضروری هم نیست حالا، بدویم تهیه کنیم. نه، برعکس. نگاه متفاوت است؛ یکی نگاهش این است که تا می‌توانی کمش کن، حساب کتاب دارد.


7️⃣ خدا مخترع انسان است

🔬 خدا که من می‌گویم تقوایش را داشته باشید، حرفش را گوش کنید، اطاعت فرمانش کنید، چون این ویژگی‌ها را دارد. یکی از مسائل، خلقت انسان است. خدا آدم را خلق کرده، پس باید به حرف خودش گوش دهیم، ببینیم چه چیز صلاحمان است. آدم‌های عاقل چیکار می‌کنند؟ وقتی وسیله برقی می‌خرند، مخترع آن اختراع کنارش دفترچه راهنما قرار می‌دهد. همه انسان‌های عاقل هم از همانی که ساخته این را انتظار دارند بگوید فوت و فن وسیله چیست، چه چیزهایی به ضررش است.


8️⃣ تناقض عجیب انسان

🤔 هیچ کسی نمی‌پذیرد ما بگوییم این ساختمان و این وسیله برقی خود به خود سرپا شد. هیچ عاقلی اینو نمی‌پذیرد. یه وسیله برقی بیاید اینجا قرار داده شود بگوییم کی ساخت؟ کسی نساخت، صبح پا شدیم دیدیم یه آهن‌ها سر هم شد شد وسیله، هیچ عاقلی نمی‌پذیرد، کمونیستش هم نمی‌پذیرد. اما نسبت به این عالم، نسبت به انسان با این عظمت، گاهی انسان آن غبار غفلت چنان عقلش را می‌گیرد که وسیله برقیش را بی مخترع نمی‌پذیرد اما خودش را و همه عالم را، مخترع ندارد.


9️⃣ معاد و حساب‌رسی

⚖️ این برنامه‌ای که برای شما درست کرده در خلقت و آفریده شما را، یه هدفی دارد که به دنبال تامین اون هدف، رسیدن به اون هدف، یک برنامه دیگری برای شما قرار داده. این مسئله معاد است، مسئله قیامت است. توحید و قیامت، توحید و معاد، حساب کتاب هم دارد. مثل اون وسیله نیست که مخترع بدهد دست شما بیاید هر کار دلت خواست باهاش بکنید، دیگه تموم شد. نه، بعد هم باید بیایید حساب کتاب پس دهید که از این وسیله چطور استفاده کردید.


10️⃣ وظیفه طلاب در برابر تقوا

🎓 ما که طلبه هستیم، طبیعتاً یک نگاهی هم داریم به قالب تبلیغ و رساندن دین به بقیه جامعه. مطالب این خطبه‌ها یک مطالبی است که برای فرد در زندگی فردیش و شخصی و رفتار اجتماعیش خیلی به درد می‌خورد. مضافاً بر آن، برای تبلیغ صحیح دین هم خیلی به درد می‌خورد. راه و روش تبلیغ صحیح دین را هم امیرالمومنین با همین قالب خطبه‌ها یاد می‌دهند. ما که نام روحانی داریم، یعنی با جنبه‌های روحی و معنوی انسان‌ها مخصوصاً کار داریم. این بعد نیاز به یک توجه ویژه‌ای دارد.

---------------------

۱. تلازم تقوا و علم؛ بال‌های پرواز انسان

ارزش پیش خدا به تقواست. ارزش‌های دیگر در درجات بعدی قرار دارد؛ اول به تقواست، بعد حالا انسان با تقوایی که عالم باشد دیگر نور علی نور است؛ یک کمال بزرگی را داراست، یک کمال دیگری را هم پیدا می‌کند. دو بال بزرگ برای پرواز کردن و عده‌ای را دنبال خود بردن؛ مثل مرحوم امام. عمل، تقوا و علم. اما هر کدام از این دو تا منهای آن یکی، یک بال ناقص است، یک بال را ندارد، نمی‌تواند پرواز کند و نمی‌تواند بقیه را هم دنبال خود به پرواز دربیاورد؛ نمی‌شود. علم تنها، وبال می‌شود. عمل و تقوای منهای علم هم به درد بقیه نمی‌خورد؛ آن انسان عامی که تقوا دارد ولی علم ندارد، خب این می‌تواند گلیم خودش را از آب بکشد، کسی را نمی‌تواند نجات بدهد. اما عالمی که تقوا ندارد، آن خیلی بارش سنگین است.

۲. ریشه‌یابی مشکلات؛ چرا به تقوا کم‌توجهی می‌شود؟

چرا به تقوا کم‌توجهی می‌شود؟ چون این را مسلم می‌گیریم؛ چون این را به اصطلاح می‌گوییم خب آن مفروغ‌عنه است؛ این‌جوری به آن نگاه می‌کنیم. در حالی که این‌قدر که در قرآن کریم راجع به این مسئله حرف زده شده یا در نهج‌البلاغه حرف زده شده است، یک چیز دیگری باید بفهمیم. نباید بفهمیم یک چیز واضحی است و این‌ها تکرار کرده‌اند؛ باید بفهمیم یک چیز مهمی است که اکثریت‌مان در آن مشکل داریم، کما اینکه از مجموع مطالب و روایات همین فهمیده می‌شود. از همین خطبه امیرالمؤمنین این فهمیده می‌شود که ما اکثریت‌مان مشکل داریم، مشکل جدی هم داریم؛ از لحاظ روحی، اخلاقی و معنوی. تعارف هم با خودمان نباید بکنیم، ناراحت هم نباید بشویم. این مسئله اصلی آدم‌هاست؛ چون مشکل اصلی همین است.

۳. دام شیطان و عمومیت ابتلا به ضعف تقوا

مشکل اصلی اکثر مردم، اکثریت، مشکل‌شان سر این است که در میان‌شان کم انسان با تقوا و بنده خدا پیدا می‌شود. روحانی و غیر روحانی هم ندارد؛ این صنف و آن صنف هم ندارد. اینجا جایی است که شیطان هیچ خط قرمزی ندارد در آن؛ مثلاً بگوید روحانیون، طلاب، علما، فقها، مراجع، اساتید، این‌ها نه، این‌ها دیگر اینجا در این محدوده نفوذ من نیستند؛ نه، همه هستند. همه هم شامل حال این مسائل هستند؛ مگر آن‌هایی که تلاش کنند خودشان را نجات بدهند از این مسئله. تجربه هم نشان داده فرقی نمی‌کند؛ از مردم عوام هستند، از بزرگان هم هستند، از داخل حوزه هست، بیرون حوزه هم هست، همه جا هم هست. ممکنه کسی به مقام مرجعیت هم برسد، اما آدم می‌بیند علم در حد بالا، اما تقوا ضعیف و مشکل‌دار است.

۴. هشدار امیرالمؤمنین (ع)؛ این دنیا گولتانت نزند!

امیرالمؤمنین مستمراً شما را سفارش به تقوا می‌کند. نقل می‌کنند خیلی زیاد، گاهی نقل می‌کنند هر شب، گاهی نقل می‌کنند بیشتر شب‌ها ایشان حتماً چند کلمه‌ای صحبت می‌کردند برای مردم: «تَجَهَّزُوا، رَحِمَكُمُ اللهُ، فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ، وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ انْقَلِبُوا بِخَيْرِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ». که مردم، حواستان باشد این دنیا گولتانی نزند؛ خیلی سفت نگیرید دنیا را، موقتی است، باید رد بشوید زود. یک جای موقتی آمده‌اید، زود باید رد بشوید بروید. جدی نگیرید؛ زیاد نکنید زندگی‌تان را، وابستگی‌هایتان را، تعلقات‌تان را به دنیا اینجا زیاد نکنید. نگاه متفاوت است؛ یکی نگاهش این است که تا می‌توانی کمش کن، حساب‌کتاب دارد، بده برود؛ یک نفر نگاهش اصلاً این نیست، می‌گوید اینجا را درستش کن.

۵. تمثیل استراحتگاه بین‌راهی؛ دنیا را سفت نگیرید!

«وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا». عُرجه یعنی یکی مثلاً می‌خواهد در یک خانه‌ای سکونت اختیار کند، چطور بساطش را پهن می‌کند؟ به آن می‌گویندن عرجه. ایشان می‌فرمایند این‌طوری نباشید؛ مثل این استراحتگاه‌های بین راهی هست، آدم وقتی می‌رسد به آن می‌خواهد استراحت کند بساط زندگی‌اش را نمی‌برد آنجا پهن بکند، در حدی که یک نیم ساعت، یک ساعت استراحت کند بعد پاشود برود. زیاد نکنید زندگی‌تان را، وابستگی‌هایتان را، تعلقات‌تان را به دنیا اینجا زیاد نکنید. حتی بعضی بزرگان ما را که می‌دیدیم جهت زهد در آن‌ها نمایان بود، همین بود؛ ما در تلاشیم همین‌طور وسایل و چیزهای زندگی‌مان را زیاد می‌کنیم آروم‌آروم، این‌ها کم می‌کردند، کم می‌کردند؛ نه اینکه زیادش کنند، هی بیشترش کنند؛ به هر چیزی دوست دارد، میلش کشید بدو برو بخرش، نه برعکس.

۶. اتمام حجت خطبه‌های نهج‌البلاغه برای انسان

مثل آن فردی که آمد پیش رسول خدا و ایشان مثلاً سوره زلزال را، آن یکی دو آیه آخر را شنید، خواندند و رفت گفت من همه چی فهمیدم، این خطبه هم از همان‌هاست که اگر آدم متوجه بشود حضرت چه می‌فرماید، کفایت می‌کند برای همه اشکالاتی که دارد، همه سؤالاتی که دارد، همه مشکلاتی که دارد؛ به همه جواب می‌دهد، بعدش هم دیگر حرفی تهش نمی‌ماند؛ کلاً همه چیز بیان می‌شود. هیچ چیزی تهش نمی‌ماند؛ می‌ماند ما و بار سنگینِ یادگیری این مسئله و فهمیدن این مسئله. که حالا که این مسئله را فهمیدیم، وقتی در عمل کم بگذاریم دیگر مشکل می‌شود کار. اگر نمی‌فهمیدیم مشکل بود، حالا که فهمیدیم اگر عملم نکنیم باز کار مشکله؛ هر طرفی برویم کارمان مشکله، باید انجام بدهیم و باید برویم جلو.

۷. دفترچه راهنمای خلقت؛ چرا باید به حرف خدا گوش داد؟

یکی از مسائل، خلقت انسان است؛ خدا آدم را خلق کرده پس باید به حرف خودش گوش بدهیم ببینیم چه صلاح‌مان است. عاقل‌ها، آدم‌های عاقل چیکار می‌کنند؟ وسایلی که مثلاً ما می‌رویم از بازار می‌خریم، وسیله برقی مخصوصاً هر چه پیچیده‌تر، یک اختراعی وقتی به جامعه بشری عرضه می‌شود، مخترع آن اختراع، کنارش دفترچه راهنما قرار می‌دهد. همه انسان‌های عاقل هم از همان کسی که ساخته این را انتظار دارند بگوید فوت‌وفن این وسیله چیست؛ این ساخته، این می‌داند این وسیله چطور راه می‌افتد، چه چیزهایی به صلاحش است، چه چیزی به ضررش است، چه کاری عمرش را طولانی می‌کند، چه کاری عمرش را کم می‌کند. این همان چیزی است که همه عقلا بین خودشان دارند. حالا انسان را کی آفریده؟ خدا خلق کرده، خدا اختراع کرده است.

۸. غبار غفلت؛ چگونه بدیهیات جهان را فراموش می‌کنیم؟

ما این وسیله برقی‌مان وقتی خراب بشود، نمی‌رویم به هر کسی که بلد نیست بگوییم درستش چیست؛ اول و اساسش با آن کسی است که این را درست کرده، او می‌داند راه و چاهش چیست، او می‌داند چه چیزی به صلاحش است و چه چیزی نیست. این مسئله بدیهی بین عقلا، در بدیهی‌ترین بدیهیات نسبت به وجود خدای متعال است. چطور هیچ‌کسی نمی‌پذیرد ما بگوییم این ساختمان و این وسیله برقی خودبه‌خود سر پایش بود؟ هیچ عاقلی این را نمی‌پذیرد. یک وسیله برقی بیاید اینجا بگوییم کی ساخت؟ می‌گوییم کسی نساخت؛ صبح پاشدیم دیدیم این آهن‌ها سر هم شد، شد این وسیله؛ هیچ عاقلی نمی‌پذیرد. اما نسبت به این عالم، نسبت به انسان با این عظمت، گاهی انسان را آن غبار غفلت و خطا چنان می‌پیچد و عقلش را می‌گیرد.

۹. پیوند توحید و معاد؛ لزوم پاسخگویی و حساب‌کتاب انسان

«وَ إِلَيْهِ يَكُونُ مَعَادُكُمْ». بعد هم این برنامه‌ای که برای شما درست کرده در خلقت و آفریده شما را، یک هدفی دارد که به دنبال تأمین آن هدف و رسیدن به آن هدف، یک برنامه دیگری برای شما قرار داده و آن مسئله معاد هست، مسئله قیامت هست. پشت‌بند مسئله توحید، مسئله قیامت است؛ خیلی جاها در قرآن کریم مطرح می‌شود: «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ». توحید، معاد؛ توحید، قیامت. حساب‌کتاب هم دارد؛ مثل آن وسیله نیست مخترع بدهد دست شما بگوید هر کار دلت خواست دیگر باهاش بکن دیگر، تمام شد، دیگر بقیه‌اش با من نیست؛ بعد تهش دوباره می‌گوید باید بیایید حساب‌کتاب پس بدهید که از این وسیله چطور استفاده کردید؛ حالا باید حساب‌کتاب هم پس بدهی. ۳۰ سال، ۵۰ سال، ۶۰ سال، ۷۰ سال در این دنیا زندگی کرده‌اید.

۱۰. فاکتور نهایی زندگی؛ ریز مسائل را باید توضیح داد!

۳۰ سال، ۵۰ سال، ۶۰ سال، ۷۰ سال در این دنیا زندگی کرده‌اید، از این حیات که من بهتان داده‌ام استفاده کرده‌اید، بعد باید فاکتورش را تحویل بدهید؛ ریز مسائلش را باید توضیح بدهید که چیکار کرده‌اید. این صفت‌های دیگری که از خدای متعال اینجا اشاره می‌فرمایند، بعد آثار خود تقوا را بیان می‌کنند که به خاطر همین آثار هم می‌ارزد انسان به حرف خدا گوش بدهد. پروردگارا، به محمد و آل محمد به ما توفیق درک این معارف و فهم عمیق این معارف دینی را عنایت بفرمایید. در سایه فهم و معرفت، توفیق عمل کامل و درست به ما عنایت بفرمایید. مشکلات همه ما را برطرف بفرمایید. اموات و گذشته‌گان ما را غریق رحمت بفرمایید. عاقبتِ امر ما را ختم به خیر بفرمایید. بالنبی و آله.

فهرست

1️⃣ نهج‌البلاغه و محوریت تقوا

◽️ قالب‌های متنوع سخنان امیرالمؤمنین (ع): اخلاقی، تاریخی و سایر موضوعات

◽️ امام المتقین و تأکید عمیق بر تقوا در نهج‌البلاغه

2️⃣ حکمت سفارش مکرر به تقوا

◽️ واجب بودن سفارش به تقوا در نماز جمعه

◽️ مشکل اصلی اکثریت: کمبود تقوا و بندگی خدا

◽️ شیطان در حوزه تقوا هیچ خط قرمزی ندارد

3️⃣ معیار ارزش نزد خداوند

◽️ تقوا معیار اصلی ارزش پیش خدا است

◽️ علم و تقوا دو بال پرواز انسان هستند

◽️ علم منهای تقوا وبال، تقوا منهای علم ناقص است

4️⃣ زهد در دنیا و کم کردن تعلقات

◽️ دنیا موقتی است؛ مانند استراحتگاه بین راه

◽️ بساط زندگی و وابستگی‌ها را زیاد نکنید

◽️ نگاه بزرگان: کم کردن وسایل زندگی، نه افزایش آن

5️⃣ خداشناسی و خالقیت الهی

◽️ خدا مخترع انسان است؛ صلاح را او می‌داند

◽️ انسان عاقل برای وسیله برقی مخترع می‌پذیرد، اما برای خود و عالم نه

◽️ باید به حرف خالق گوش داد؛ مانند راهنمای وسیله برقی

6️⃣ معاد و حساب‌رسی

◽️ خلقت انسان هدفمند است و برنامه دارد

◽️ قیامت: روز حساب‌کشی از نحوه استفاده از زندگی

◽️ توحید و معاد؛ ایمان به خدا و روز قیامت

7️⃣ وظیفه طلاب و روحانیون

◽️ استفاده از نهج‌البلاغه برای زندگی فردی و تبلیغ صحیح دین

◽️ روحانی یعنی توجه ویژه به جنبه‌های روحی و معنوی انسان‌ها

◽️ نگاه اولیه به خود و پاسخ به سؤالات اساسی مردم

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 تقوا در آینۀ نهج البلاغة

موضوع: صوت کامل سخنرانی