

دعا، اظهار فقرِ انسان به خداست!
واقعیت دعا و حکمت دعا این است که انسان توجه کند و این باور در وجودش تقویت شود که همه وجود ما و همه آنچه که داریم و نیاز داریم و همه جهات و شئونی که ما را در بر گرفته، همه مربوط به خدای متعال است. هیچ چیز کوچک و بزرگی نیست که از دایره نیاز انسان به خدا متعال خارج باشد.
حکمت اصلی در دعا
مسئله اصلی در دعا، این نیست که ما چه چیزی از خدا متعال میخواهیم! بلکه حکمت اصلی در دعا، اظهار فقر و نیاز انسان به خدای متعال است . انسان وقتی احساس بینیازی میکند، به طغیانگری مشغول میشود. مسئله اصلی این است که انسان با دعا کردن زیاد، باور به فقر و نداری خود را در وجودش تثبیت کند و این باور را در خود تقویت کند که من محتاج خدا متعال هستم.
درمان تنهایی در مشکلات!
دعا باعث تثبیت باور فقر و نیاز به خدای متعال در انسان میشود و این ارتباط با خدا متعال ، گامی بزرگ در تقویت ایمان است. با تداوم دعا، ایمان انسان رشد میکند و در لحظات سختی و تنهایی، «باور به نیاز به خدا» به کمکش می آید. افرادی که دائماً با دعا به خدا متعال توجه میکنند، در مواجهه با مشکلات احساس بیکسی نمیکنند، زیرا ارتباط و اعتقادشان به خدا تقویت شده.
همۀ نیازمان را از خدا بخواهیم
انسان در همه چیز به خدا نیاز دارد، چه کوچک و چه بزرگ. نباید بگوییم که برخی چیزها گفتن ندارد؛ همه چیز را باید از خدا بخواهیم.
همانطور که در حدیثی قدسی، خدای متعال خطاب به حضرت موسی(ع)می فرماید: ای موسی! همۀ نیازت را از من بخواه حتی علف گوسفندان و نمک خمیرت را! (وسائل الشيعهج7ص32)
فلانی وسیله است! امیدت به خدا باشد.
وقتی گرفتار میشویم، برای حل گرفتاریمان به سراغ آقای فلانی میرویم و امیدمان به او بسته میشود. اما چرا این امید نباید متمرکز بر خدا متعال باشد؟ فلانی یک وسیله است که خدا متعال قرار داده؛اینکه مشکلت را حل کند یا نکند هم خدا به ذهن او میاندازد!
ناامیدی در امیدِ به مردم
خابَ الوافِدُونَ عَلى غَيْرِكَ
افرادی که امید به غیر تو بستند، ناامید شدند!
سراغ دوست و آشنا می روی و چیزی می خواهی؛ گاهی درگیر مشکلات نفسانی است و ممکن است دلش نخواهد بدهد، بخل داشته باشد، حال نداشته باشد، از تو ناراحت باشد و نخواهد کاری برایت انجام دهد. خُب اینها بشرند، مخلوقند و هر چه دارند، خدا متعال به آنها داده است. اگر این راه بسته شد، دست خدا متعال که بسته نیست؛ دست خدا باز است. این هم مخلوق خداست. اگر این نشد، یکی دیگر. اگر آن نشد، یکی دیگر. اگر نشد، شاید صلاح من نیست. لذا نقطه اصلی امیدمان باید به خدا متعال باشد، وقتی خدا بخواهد، کارها انجام میشود.
خدا بی اعتنایی نمی کند!
«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» آیه 60 سوره غافر
خدا متعال دستور داده است که مرا بخوانید و با من صحبت کنید، من نیز پاسختان را خواهم داد و به شما عنایت و توجه خواهم کرد. گاهی آنچه می خواهیم به صلاحمان نیست و خدا متعال در عوض، آنچه که به صلاحمان هست را در زمان مناسب و به قاعده خود به ما خواهد داد. خدا متعال به حکمت و علم خود میداند که چه چیزی در آینده ما و پیرامون ما اتفاق خواهد افتاد و آیا آنچه اکنون میخواهیم به صلاح ماهست یا نه. بنابراین، ممکن است آنچه ما میخواهیم الان به ما داده نشود، اما خدا متعال همیشه به ما پاسخ میدهد و بیاعتنایی نمیکند.
اگر دعا نکنیم...!
«ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ» آیه 77 سوره فرقان
اگر ما دعا نکنیم و از خدا متعال طلب نکنیم و دست نیاز به سوی او دراز نکنیم، خدا متعال به ما اعتنایی نمیکند و اهمیتی نمیدهد. چرا خدا متعال در قرآن کریم بر دعا کردن تاکید می فرماید؟! خدا متعال که به دعای ما احتیاج ندارد؛ علت این است که ما فقر و نیاز خود را به او عرضه کنیم. انسان وقتی ایمانش ضعیف است، احساس میکند که همه چیزش روبهراه است و اگر هم نیست، خودش می تواند آن را روبهراه کند؛ فکر میکند که خودش میتواند آستین بالا بزند و مشکلاتش را حل کند. این احساس خاصی است که انسان دارد و به کارهایی که خدا متعال میتواند انجام دهد، باور و اعتقادی ندارد. این مسئله در زندگی روزمره نیز به تدریج انسان را گرفتار میکند.







