🎧ایمان به خدا؛ درخت پرثمر زندگی و غذای حقیقی روح انسان
صوت کامل سخنرانی
1404/01/02
پست

🌙۱۴۰۴ شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان

🎤 استاد محمدی

🎧ایمان به خدا؛ درخت پرثمر زندگی و غذای حقیقی روح انسان

🎧ایمان به خدا؛ درخت پرثمر زندگی و غذای حقیقی روح انسان

🌙۱۴۰۴ شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان

🎤 استاد محمدی

🎧ایمان به خدا؛ درخت پرثمر زندگی و غذای حقیقی روح انسان

متن

مقدمه و خطبه آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على سیدنا ونبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین واللعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

حقیقت سعادت و اهمیت تزکیه نفس در سوره والشمس

در آیات ابتدایی سوره مبارکه مؤمنون، خدای متعال اشاره می‌کنند به مسئله مهمی که در آیاتی از قرآن کریم، به طور دیگری آن را بیان کرده‌اند.

در سوره مبارکه والشمس، خدای متعال یازده قسم خورده بر اینکه: «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا، وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا، وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا، وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا، وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا». خدای متعال یازده قسم خورده تا یک مطلب را از دو جهت بیان کند.

یک، «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا»؛ کسانی که خدا به آن‌ها توفیق و مرحمت می‌کند و نفسشان را تزکیه می‌نمایند، این‌ها قطعاً به سعادت می‌رسند. در قرآن کریم ما «مفلحون» و «فلاح» داریم؛ این مسائل مطرح هست، یعنی سعادت. این‌که می‌گوییم «خوش به سعادتش»، سعادت حقیقی را خدای متعال در قرآن کریم برای کسی مقرر کرده که موفق می‌شود تزکیه نفس انجام دهد.

سایر سعادت‌ها، سعادت حقیقی و سعادت اصلی نیستند. توفیقی است که خدا به انسان می‌دهد، مثلاً زیارت می‌رود یا عبادت می‌کند، اما این‌ها آن سعادتی نیست که حقیقی و اساسی باشد؛ چون ممکن است منتهی بشود به شقاوت، یا ممکن است منتهی بشود به عاقبت‌به‌شری. حالا مسیر زندگی است دیگر، ممکن است خدا توفیق بدهد آدم کارهای خیری انجام بدهد ولی بعد هم خدای نکرده راه دیگری را انتخاب کند.

اما کسی را خدا فرموده به سعادت می‌رسد که موفق بشود نفسش را تزکیه کند. لذا این سعادت‌هایی که ما در عرف به هم می‌گوییم «خوش به سعادتش، خوش به حالش»، این‌ها آن سعادتی که خدا می‌گوید نیست؛ این‌ها سعادت اساسی نیست. از نظر خدای متعال، سعادت در یک چیز است و آن هم تزکیه [است]. اگر کسی موفق شد و نفسش را تزکیه کرد، از چیزهای بدی که درش هست و از عیوبش، از گناهانش و اشکالاتی که دارد [پاک شد]، این به سعادت رسیده است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا»، خدا قسم می‌خورد. این ذهن را اصلاحش کنید، عملتان را اصلاح کنید، فکر و باورتان را اصلاح کنید. آن چیزی که سعادت حقیقی است، به قول ما «والله به پیر، به پیغمبر»، آن سعادت حقیقی در اثر تزکیه است و مال کسی است که خودش را تزکیه کرده باشد؛ مال اوست.

«وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» قسم به خورشید می‌خورد، قسم به هر چیزی؛ یازده تا قسم خدای متعال می‌خورد تا این را به ما تفهیم کند که به قول خودمان «به پیر، به پیغمبر، این‌ها سعادت نیست که شماها فکر می‌کنید». به پول نیست، به پست نیست، به حتی عبادات و این‌ها نیست، به تزکیه است؛ که کمتر انسانی متأسفانه موفق می‌شود این مسئله را درست کند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا».

به هر حال، این یک مسئله‌ای است [که] در جاهای مختلف قرآن کریم هم خدا می‌فرماید: «أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ اینان که سعادتمندند، نه آن‌هایی که شماها فکر می‌کنید و می‌چینید در ذهنتون و در باورتون.

ویژگی‌های مؤمنین رستگار در سوره مؤمنون

در سوره مبارکه مؤمنون هم خدای متعال از این مسئله، یعنی یکی از مسائلی که در جهت تزکیه هست و از آثار تزکیه هست را می‌شمارد: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ». بسم الله الرحمن الرحیم. «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» قطعاً رستگار شدند کسانی که مؤمنند و ایمان به خدای متعال دارند. اما آیا همه مؤمنین؟ نه، مؤمنینی که این صفات را دارند. این‌ها در اثر تزکیه، صفات زیادی درشان تجلی پیدا می‌کند، یعنی واضح می‌شود. انسانی که تزکیه کرده نفسش را، آثار مهمی در او برجسته می‌شود؛ صفات خوب [آشکار گشته] و صفات بد و ناپسند هم از او دور می‌شود. آن‌ها هم کم‌کم کم‌رنگ و کم‌نور می‌شود، تمام می‌شود تا کلاً از بین برود. از این طرف، نور این صفات خوب روزبه‌روز درشان تجلی‌اش بیشتر و نمایان‌تر می‌شود و نورش بیشتر می‌شود.

۱. خشوع در نماز

«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»؛ مؤمنونی که در نمازشان خشوع دارند. وقتی به نماز می‌ایستند، در اثر ایمانی که به خدای متعال دارند، در حالت نماز چه از حیث ظاهری و شکل ظاهری فرد و چه از حیث قلبی خشوع دارند. حالت خشوع، اصلش قلبی است؛ یعنی انسان مواجه می‌شود با یک کسی که او را، آن فرد را، آن موجود را بزرگ می‌داند. این‌هایی که در مقابل یک بزرگی قرار می‌گیرند که در مقابلش احساس کوچکی می‌کنند، احساس حقارت می‌کنند، احساس ذلت می‌کنند، این حالت، حالت خشوعی است؛ یعنی قلب این احساس را دارد. توجه دارد به مخاطب، آن مخاطبی که در نظرش یک مخاطب عادی نیست، یک مخاطب برجسته است و خودش خیلی کوچک و پایین و حقیر است در مقابل او.

این‌ها هم این‌طوری‌اند؛ این مؤمنینِ «قَدْ أَفْلَحَ». این‌ها در اثر تزکیه این صفت درشان هست. این صفت هم بروز اصلی‌اش در دل و قلب انسان است، که در نماز، آدم در پیشگاه خدای متعال احساس خشوع می‌کند و این حالت را دارد؛ بزرگ می‌داند خدا را قلباً. لذا ظاهراً هم طبیعتاً این اثر درشان هست. چون این باور هست، دیگر در ظاهر لازم نیست کسی به او بگوید به سر و صورتت یا به لباست ور نرو، یا حواست پرت نباشه و چی نباشد؛ نه، خودبه‌خود آن‌طوری است. خودبه‌خود ظاهرِ ظاهر در نهایت خشوع و تواضع هست در پیشگاه خدای متعال. نه به سر و صورتش ور می‌رود، نه به لباسش ور می‌رود، نه حواسش این‌ور و آن‌ور است؛ شش‌دانگ حواسش پیش خدای متعال [است] که خدا دارد چه می‌گوید و من دارم چه می‌گویم. این‌طوری.

«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»؛ اولین تجلی آن تزکیه نفس و ایمان را خدای متعال در نماز قرار داده است.

۲. اعراض از لغویات و اداء زکات

«وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛ این‌هایند که وقتی نگاه می‌کنی، از لغو، رفتار لغو، حرف لغو، کار لغو، نگاه لغو و چیزهای لغو دورند. نگاهشان هم روی غرض و روی حساب است، حرفشان هم روی غرض و روی حساب است. حالا یا یک فایده دنیایی دارد یا یک فایده آخرتی دارد؛ کارهایشان روی حساب‌کتاب است. کارهای پرت و کارهای بی‌حساب‌کتاب و بی‌معنا و بدون هدف ندارند.

«وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ»؛ نسبت به اموالشان هم چسبندگی ندارند. آن‌جا که به گردنشان چیزی از حقوق مالی مثل زکات واجب بشود، می‌دهند. دنبال توجیه نیستند، دنبال ماست‌مالی نیستند. این چسبندگی را انسان دارد به مالش؛ دوست دارد رشد کند، دوست دارد برود بالا. خب، خدا در آن رشد قیمت، خمس را گذاشته، در چیزهایی زکات را گذاشته است؛ می‌دهند.

۳. پاکدامنی و محافظت بر امانت و عهد

«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ»؛ کسانی‌اند که نسبت به گناهان جنسی، محافظت دارند خودشان را.

«وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ»؛ صفت دیگرشان این است که این‌ها نسبت به دو تا چیز خیلی مراقبند. این‌ها وقتی نگاه می‌کنی به زندگی‌شان، در دو تا چیز هستند که خیلی یک مراقبت ویژه‌ای دارند. یکی امانت‌داری، امانت. نسبت به اماناتی که از مردم در اختیارشان قرار می‌گیرد خیلی مراقبند، خیلی حساسند. یک وقت این امانت در اثر کوتاهی من آسیب نبیند؛ به وقتش، زود، درست و خوب به صاحبش برسد و حفظ بشود. این از صفات مهم تجلی ایمان و تزکیه است که می‌بینی روی مال مردم حساس است. این مال، امانت مردم است؛ رویش حساس است، بی‌خیال نیست. امانت‌دارند، بلکه نسبت به امانات «رَاعُونَ»، این‌طور حالتی دارند.

«وَعَهْدِهِمْ»؛ نسبت به تعهداتی که دارند، این‌ها خیلی حساسند. تعهدی هست جایی. «عهد» را در قرآن کریم چند جا خدای متعال اشاره کرده است: «أَوْفُوا بِالْعَهْدِ»؛ خدا دستور می‌دهد به عهدتان وفادار باشید. عهد یعنی هر چیزی که انسان به یک نحوی تعهدی داده است، به آن می‌گویند عهد. حالا لازم نیست در محضر رفته باشد، نوشته باشد، انگشت زده باشد یا قسم جلاله خورده باشد؛ یک تعهدی داده است.

الان آمده‌اند شما را به ختم صلوات دعوت کرده‌اند، شما می‌گویی «می‌آیم»، بعد نمی‌روید؛ این می‌شود عهد نداشتن. این تجلی ایمان نیست، چون ایمان نیست. شما را وقتی یک جا دعوت می‌کنند، بعد که می‌گویید «می‌آیم»، باید پایش بایستید؛ نه اینکه بگویید می‌آیم، بعد نمی‌روید.

و مسائل دیگر. باید بگردد انسان و پیدا کند مصادیقش را در رفتارهایش و کارهایش، که ما چقدر نسبت به این تعهد [پایبندیم]... و نباید ببریم روی یک چیزهای مخصوص و خاصی که در عمرمان هم معلوم نیست چند بار پیش بیاید. همین چیزهاست که روزانه به هم می‌گوییم «من انجامش می‌دهم»، بعد می‌گوییم «کو؟» [می‌گوید]: «آه حالا ببخشید، بعداً، یادم رفت.» خب شما گفتی انجامش می‌دهم! شما گفتی می‌آیم، شما گفتی نمی‌آیم، شما گفتی فلان. پس ما تجلی ایمان اصلاً کجا بناست باشد؟ خب وقتی نیست، یعنی آن نیست. تقید دارند مؤمنینِ این‌طوری؛ در یک قیدوبندی خودشان را قرار می‌دهند، حساسند نسبت به امانات و نسبت به عهدی که دارند، هر عهدی، هر تعهدی؛ و عهد همان تعهد است، آن تعهد خودش. تعهد هم همین است که می‌گوید «میکنم، می‌آیم». این‌هاست، بعد وقتش می‌شود و نمی‌آید. چرا؟ شما کسی شما را دعوت می‌کند، تعداد حساب می‌کند، بعد شما می‌گویید می‌آیید؛ می‌رود مثلاً به زحمت می‌افتد، مثلاً غذا می‌پزد. می‌رود غذا می‌پزد، تعداد حساب می‌کند، بعد دَرب‌ودر می‌آوریم گاهی و نمی‌رویم. می‌گوید: «حالا من یک نفر نروم به جایی برنمی‌خورد». چرا، به جایی برمی‌خورد! بعد شما یک نفر که نمی‌شوی، هیچ‌کدام [که نمی‌روند] می‌بینیم نه تا شد. چرا این‌جور است؟ چرا به تعهد وفادار نیستیم؟ همین‌هاست دیگر.

خدای متعال به این چند تا صفت می‌شمارد و دست می‌گذارد روی این. چند جا در قرآن کریم [فرمود]: «أَوْفُوا بِالْعَهْدِ ۖ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا»؛ ما از تعهداتی که دادید حساب‌کتابتان می‌کنیم، که چرا آن‌جا عهد و آن تعهد را دادید بعد حساب نکردید، بعد وفا نکردید؛ چرا این‌جوری‌اید؟ یک قیدوبندی آدم باید داشته باشد، یک حساسیتی داشته باشد، یک تلاش و تکاپویی در او باشد که «من گفته‌ام کار را می‌کنم‌ها، باید بکنم؛ باید انجامش بدهم. من گفته‌ام فلان، باید انجامش بدهم، باید پایش بایستم». نه اینکه [بگوید]: «حالا پیش می‌رویم ببینیم چه می‌شود، شد شد، نشد هم نشد». «شد شد، نشد هم نشد» یعنی که ما تعهدی نداریم، یعنی قیدی نداریم، یعنی ایمان نیست، یعنی دارد یک جاهایی تقوا را زمین گذاشته‌ایم. نه تقوا هست، نه ایمان هست، نه چیز هست؛ این‌ها باید به آن توجه کرد. «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ». این‌ها نسبت به امانت، این در مواجهه با مردم است دیگر. این‌ها در ارتباطشان با مردم این‌طوری‌اند؛ به امانتشان و عهدشان حواسشان جمع [است]، مراقبت دارند، حرفشان حساب‌کتاب دارد، آره‌شان آره است، نه‌شان هم نه است. نه اینکه بگویند آره بعد حالا چه بشود، بگویند نه چه بشود.

۴. محافظت بر نمازها

«وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ»؛ دوباره خدای متعال بحث نماز را پیش می‌کشد، که یکی دیگر غیر از اینکه در نماز قلب خاشعی دارند، نسبت به نماز یک محافظت ویژه‌ای دارند نسبت به همه نمازهایشان. یک محافظت خاصی دارند، حفظ می‌کنند نمازشان را. یک چیز ارزشمندی است، این نباید آسیب ببیند، باید حفظ بشود، باید ادا بشود، درست هم ادا بشه، به حقش ادا بشود، آن‌طور که حقش هست ادا بشود. «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ»؛ نسبت به همه نمازهایشان یک مراقبت ویژه‌ای دارند. مراقبت، ویژه‌ است.

پاداش وارثان فردوس و دعای پایانی

«أُولَٰئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ، الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»؛ اینان که در جاهای مختلف، خدا در قرآن کریم می‌فرماید ارث می‌برند و این زمین با این پهنه گسترده‌اش به ارث به عنوان بهشت به این‌ها می‌رسد و بقیه محروم می‌شوند و ارث می‌برند فردوس برین را و درش هم ان‌شاءالله جاودانه‌اند، این دسته [هستند].

ان‌شاءالله امیدواریم که خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند که بتوانیم آثار ایمان را و تجلی ایمان را در رفتارمان و گفتارمان داشته باشیم و از یک مؤمن مدعی ان‌شاءالله گذر کنیم، برسیم به یک مؤمن واقعی در ظهور این صفات خوب در ما ان‌شاءالله.

گزیده

1️⃣ 💫 سعادت حقیقی در تزکیه نفس
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا»: کسانی که نفس خود را تزکیه کرده‌اند، به سعادت می‌رسند. این سعادت فراتر از عبادات و توفیقات موقت است، چرا که ممکن است به شقاوت منتهی شود. سعادت حقیقی در اصلاح درونی انسان است. کسی که موفق به تزکیه نفس می‌شود، از صفات بد و گناهان رهایی می‌یابد و به سعادت نهایی می‌رسد.

2️⃣ 🌟 تزکیه نفس؛ کلید سعادت
خداوند در قرآن می‌فرماید که سعادت حقیقی تنها برای کسانی است که موفق به تزکیه نفس خود می‌شوند. تزکیه به معنای اصلاح ذهن، عمل و باور است. این سعادت فقط در اثر تلاش برای تصفیه نفس و پاکسازی از عیوب است، نه در توفیقات ظاهری یا عبادات مقطعی.

3️⃣ 🔒 ایمان و خشوع در نماز
«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»: مومنانی که در نماز خود خشوع دارند، در برابر خداوند احساس کوچکی و تواضع می‌کنند. در این حالت، انسان در برابر بزرگی خداوند احساس حقارت و کوچکی می‌کند. این خشوع در قلب و ظاهر انسان نمایان می‌شود و نشانه ایمان واقعی است.

4️⃣ 💰 تزکیه در عمل؛ زکات و محافظت از اموال
«وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ»: مومنانی که در مسیر تزکیه گام برداشته‌اند، نسبت به اموال خود حساس هستند. آن‌ها هیچ‌گاه از پرداخت زکات و حقوق مالی دیگر مردم کوتاهی نمی‌کنند. این ویژگی نشانگر عدم چسبندگی به مال و تعهد به انجام وظایف مالی است.

5️⃣ 🛡️ مراقبت از امانات و تعهدات
مومن نسبت به امانات و تعهدات خود حساس است. «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ»: کسانی که امانات مردم را به درستی حفظ می‌کنند و در برابر تعهداتشان وفادارند. آن‌ها به هیچ‌وجه در برابر مسئولیت‌های خود بی‌توجه نیستند و به امانات و وعده‌های خود پایبند می‌مانند.

6️⃣ ⏳ وفاداری به تعهدات
«أَوْفُوا بِالْعَهْدِ»: مومن به هر تعهدی که داده است وفا می‌کند. تعهد به وعده‌ها و مسئولیت‌ها یکی از ویژگی‌های بارز افراد مومن است. آن‌ها نه تنها در گفتار بلکه در عمل به تعهدات خود پایبند هستند و در این مسیر، تلاش و دقت بسیاری به خرج می‌دهند.

7️⃣ 💫 محافظت از نماز
مومن نسبت به نمازهای خود محافظت ویژه‌ای دارد. «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ»: او تلاش می‌کند که نمازهای خود را در بهترین شکل و با دقت تمام به جا بیاورد. این مراقبت ویژه از نماز نشانگر ارزش و احترام به این عبادت است و در تمام زندگی فرد تجلی می‌یابد.

8️⃣ 🌍 ارث بهشت برین
«أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ»: مومنانی که صفات عالی انسانی و تزکیه نفس را در خود پرورش داده‌اند، به ارث بهشت برین و فردوس خواهند رسید. آن‌ها به خاطر ایمان و تزکیه نفس به پاداش‌های ابدی دست خواهند یافت و در آن جاودانه خواهند بود.

9️⃣ 🎯 تجلی ایمان در رفتار و گفتار
ایمان واقعی در رفتار و گفتار فرد نمایان می‌شود. مومن به گفتار و رفتار خود حساس است و هر تصمیمی که می‌گیرد، بر اساس ایمان و باورهای درست است. این ویژگی‌ها از دل ایمان راستین سرچشمه می‌گیرد و در تمام جنبه‌های زندگی او حضور دارد.

🔟 🌿 ایمان و صفات عالی انسانی
مومن به دلیل ایمان خود، صفات عالی انسانی را در رفتار و کردار خود به نمایش می‌گذارد. این صفات در اثر تزکیه نفس و اصلاح درونی فرد شکل می‌گیرند. هر انسانی که در مسیر تزکیه گام بردارد، به این صفات عالی دست می‌یابد و به سعادت واقعی نائل می‌شود.

--------

۱. معیار حقیقی سعادت انسان

سعادت حقیقی را خدای متعال در قرآن کریم برای کسی مقرر کرده که موفق می‌شود تزکیه نفس انجام دهد. سایر سعادت‌ها، سعادت حقیقی و اصلی نیستند؛ توفیقی است که خدا به انسان می‌دهد، مثلاً زیارت می‌رود یا عبادتی می‌کند، اما این‌ها آن سعادتی نیست که پایدار و اساسی باشد، چون ممکن است منتهی به شقاوت یا عاقبت‌به‌شری بشود. مسیر زندگی فراز و نشیب دارد و ممکن است خدا توفیق دهد آدم کارهای خیری انجام بدهد، ولی بعداً راه دیگری را انتخاب کند. اما کسی به سعادت واقعی می‌رسد که موفق بشود نفسش را تزکیه کند. این سعادت‌هایی که ما در عرف به هم می‌گوییم، آن سعادتی که خدا می‌گوید نیست. از نظر خدای متعال، سعادت در یک چیز است و آن هم تزکیه نفس است.

۲. حقیقت تزکیه و دوری از عیوب

اگر کسی موفق شد و نفسش را تزکیه کرد، یعنی از چیزهای بدی که در درونش هست و از عیوب، گناهان و اشکالاتی که دارد پاک شد، این فرد به سعادت حقیقی رسیده است. خداوند در قرآن کریم بر این مسئله مهم قسم می‌خورد. پس لازم است این ذهن را اصلاح کنید، عملتان را اصلاح کنید، و فکر و باورتان را تغییر دهید. آن چیزی که سعادت حقیقی است، در اثر تزکیه است و به کسی تعلق دارد که خودش را تزکیه کرده باشد. خداوند یازده قسم در سوره والشمس می‌خورد تا همین را به ما تفهیم کند که سعادت به پول، پست و مقام، و حتی عبادات ظاهری نیست، بلکه منوط به تزکیه نفس است.

۳. تجلی آثار ایمان در رفتار

قطعاً رستگار شدند کسانی که مؤمن هستند و ایمان به خدای متعال دارند؛ اما آیا همه مؤمنین به این مرتبه می‌رسند؟ خیر، تنها مؤمنینی که صفات خاصی را داشته باشند. انسان در اثر تزکیه، صفات زیادی در وجودش تجلی پیدا می‌کند، یعنی حقایق برای او واضح می‌شود. انسانی که تزکیه نفس انجام داده، آثار مهمی در او برجسته می‌شود؛ صفات خوب در او آشکار گشته و صفات بد و ناپسند هم از او دور می‌گردد. آن بدی‌ها کم‌کم کم‌رنگ و کم‌نور می‌شود و کلاً از بین می‌رود. از این طرف، نور صفات خوب روزبه‌روز در وجودشان تجلی بیشتر و نمایان‌تری پیدا می‌کند و نورانیت فرد بیشتر می‌شود.

۴. حقیقت خشوع قلبی در نماز

مؤمنون کسانی هستند که در نمازشان خشوع دارند. وقتی به نماز می‌ایستند، در اثر ایمانی که به خدای متعال دارند، در حالت نماز چه از حیث ظاهری و چه از حیث قلبی خاشع هستند. البته حالت خشوع، اصلش قلبی است؛ یعنی انسان با کسی مواجه می‌شود که او را بزرگ می‌داند. کسانی که در مقابل یک بزرگی قرار می‌گیرند، در مقابلش احساس کوچکی، حقارت و ذلت می‌کنند؛ این حالت را خشوع می‌گویند، یعنی قلب انسان این احساس را دارد. توجه مؤمن در نماز به مخاطبی است که در نظرش یک مخاطب عادی نیست، بلکه یک موجود برجسته است و خودش را در مقابل او خیلی کوچک و پایین می‌داند.

۵. اثر باور قلبی بر ظاهر انسان

صفت خشوع در اثر تزکیه در وجود مؤمن شکل می‌گیرد و بروز اصلی‌اش در دل و قلب انسان است؛ یعنی آدم در پیشگاه خدای متعال احساس خشوع می‌کند و قلبش خدا را بزرگ می‌داند. وقتی این باور قلبی وجود داشته باشد، ظاهراً هم طبیعتاً این اثر در رفتار فرد نمایان می‌شود. دیگر در ظاهر لازم نیست کسی به او بگوید به سر و صورتت یا به لباست ور نرو، یا حواست پرت نباشد؛ بلکه خودبه‌خود ظاهر او در نهایت خشوع و تواضع در پیشگاه خدای متعال قرار می‌گیرد. شش‌دانگ حواس چنین انسانی در نماز پیش خدای متعال است که خدا دارد چه می‌گوید و خودش دارد چه می‌گوید.

۶. سبک زندگی مؤمن و دوری از بیهودگی

مؤمنین کسانی هستند که از لغو، رفتار بیهوده، حرف لغو، کار لغو و نگاه لغو دوری می‌کنند. نگاه آنان روی غرض و روی حساب است، حرفشان هم روی غرض و روی حساب است؛ یعنی کارهایشان یا یک فایده دنیایی دارد یا یک فایده آخرتی دارد. تمام رفتارهای آنان روی حساب‌کتاب است. کارهای پرت، رفتارهای بی‌حساب‌کتاب، بی‌معنا و بدون هدف در زندگی آن‌ها جایی ندارد. همچنین نسبت به اموالشان چسبندگی ندارند و آن‌جا که به گردنشان چیزی از حقوق مالی مثل زکات واجب بشود، پرداخت می‌کنند. این افراد در زندگی مالی خود دنبال توجیه و ماست‌مالی کردن حقوق الهی نیستند و از گناهان نیز محافظت می‌کنند.

۷. امانت‌داری و مسئولیت‌پذیری مؤمن

مؤمنین نسبت به دو چیز خیلی مراقب هستند و مراقبت ویژه‌ای دارند؛ یکی امانت‌داری است. نسبت به اماناتی که از مردم در اختیارشان قرار می‌گیرد خیلی مراقب و حساس هستند که یک وقت این امانت در اثر کوتاهی آسیب نبیند؛ تلاش می‌کنند به وقتش، درست و خوب به صاحبش برسد و حفظ بشود. این از صفات مهم تجلی ایمان و تزکیه است که می‌بینی فرد روی مال مردم حساس است. مال مردم را امانت می‌داند، رویش حساس است و بی‌خیال نیست. صفت دوم عهد است؛ مؤمنین نسبت به تعهداتی که دارند خیلی حساس هستند. عهد یعنی هر چیزی که انسان به یک نحوی تعهد آن را داده است.

۸. وفای به عهد، نشانه‌ی ایمان واقعی

خدا دستور می‌دهد که به عهدتان وفادار باشید؛ «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا»، ما از تعهداتی که دادید حساب‌کتابتان می‌کنیم که چرا تعهدی را دادید و بعد به آن وفا نکردید. یک قیدوبندی آدم باید داشته باشد و یک حساسیتی در او باشد که وقتی گفتم کاری را می‌کنم، باید انجامش بدهم و پایش بایستم. نباید بگوییم حالا پیش می‌رویم ببینیم چه می‌شود، شد شد، نشد هم نشد! این رویکرد یعنی ما تعهدی نداریم و ایمان و تقوا را زمین گذاشته‌ایم. مؤمنین در ارتباطشان با مردم این‌طوری هستند؛ به عهدشان حواسشان جمع است، حرفشان حساب‌کتاب دارد، آره‌شان آره است و نه‌شان هم نه است.

فهرست

1️⃣ تزکیه نفس؛ کلید سعادت
◽️ مفهوم «فلاح» و سعادت حقیقی
◽️ تزکیه به معنای اصلاح درونی

2️⃣ خشوع در نماز؛ نشانه ایمان
◽️ تاثیر خشوع قلبی در نماز
◽️ تجلی خشوع در ظاهر و رفتار

3️⃣ دوری از لغو و بی‌هدفی
◽️ اعمال هدفمند و حساب‌شده
◽️ دوری از رفتار و گفتار بی‌فایده

4️⃣ تزکیه در عمل؛ زکات و اموال
◽️ پرداخت زکات و حقوق مالی
◽️ عدم چسبندگی به مال

5️⃣ وفای به عهد و محافظت از امانات
◽️ وفای به تعهدات شخصی
◽️ حفظ امانات و حساسیت نسبت به آن‌ها

6️⃣ مراقبت ویژه از نماز
◽️ حفاظت از نماز و اهمیت آن
◽️ ادا کردن نماز با دقت و احترام

7️⃣ پاداش‌های ابدی و ارث بهشت برین
◽️ رسیدن به فردوس برین
◽️ اهمیت صفات عالی انسانی در رسیدن به پاداش‌های الهی

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧ایمان به خدا؛ درخت پرثمر زندگی و غذای حقیقی روح انسان

موضوع: صوت کامل سخنرانی