🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا (جلسه چهاردهم) ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/22
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

⚠️ خطری که در کمین پولدارهاست...
💰 پولدار بودن ظرفیت می‌خواهد!
⛔️ همۀ پول‌هات مال خودت نیست!
⚔️ ثروتمندان، در خط مقدم مبارزه با انبیاء
🌲 مستضعفین، پای کار دفاع از دین و کشور

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

# 83 / ثروت و طغیان!

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا (جلسه چهاردهم) ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

⚠️ خطری که در کمین پولدارهاست...
💰 پولدار بودن ظرفیت می‌خواهد!
⛔️ همۀ پول‌هات مال خودت نیست!
⚔️ ثروتمندان، در خط مقدم مبارزه با انبیاء
🌲 مستضعفین، پای کار دفاع از دین و کشور

🔊 سخنران: استاد محمّـدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

متن

مقدمه و دعای آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ابالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

«وَ اَغْنِنِی وَ اَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ» [یا بِالْبَطَرِ]؛ «أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ».

ورود به بخش جزئی‌تر دعای مکارم‌الاخلاق

مطلب بعدی که امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند، به عنوان اولین دعایی است که ایشان وارد دعاهای یه مقداری جزئی‌تر می‌شوند. در قسمت‌های اول دعاها، مطالب اصلی و اساسی بود که همه جوانب زندگی را در بر می‌گرفت. اینجا دیگر هرکدام از این دعاها جهت خاصی را در بر می‌گیرد.

اولین چیزی که اشاره فرمودند، این بود که «خدایا به من وسعت روزی بده»؛ که روزیِ گسترده داشته باشم، وسیع داشته باشم؛ احتیاج و نیاز به این و آن نداشته باشم. خودم با کاری، با درآمدی، از راهی بتوانم خلاصه گلیم خودم را از آب بکشم بالا؛ به کس دیگری نخوانم احتیاج داشته باشم، نخوانم به او رو بزنم. محتاج نباشد آدم به کس دیگری؛ چون وقتی چشمش به دست کس دیگری باشد، این مشکلات را پیدا می‌کند، فکرش مشغول می‌شود. مسائل دیگری هم هست این وسط که بعضی از آن‌ها جلسه قبل اشاره شد. فرمودند روزیِ مرا وسیع کن؛ ما هم بالاخره از لحاظ مالی و مادی روزی‌مان گسترده باشد، وضع‌مان خوب باشد از لحاظ مادی.

بررسی واژه‌شناسی و چالش‌های نسخه‌برداری در متون کهن

اما اینجا یه چیزی را ایشان اشاره می‌فرمایند که: «خدایا! این وسعت روزی را که به من می‌دهی، گرفتار یه چیزی نشوم؛ وَ لَا تَفْتِنِّی». «تَفْتِنِّی» از فتنه می‌آید. فتنه یک چندتا معنا دارد؛ یکی از معانی‌اش امتحان است، یکی از معانی‌اش هم از راه درست و صحیح منحرف شدن و درآمدن و به راه باطل و غلط رفتن است؛ به این می‌گویند فتنه.

بعد، این قسمت دعا به دو صورت آمده است؛ چون وقتی این دعاها را قدیم می‌نوشتند، خیلی مشکلات بود؛ در نوشتن‌ش، و بعد در رساندن‌ش به بقیه و نسخه‌برداری‌ها. یه مقداری گاهی بعضی کلمات در دعاها، در اینکه دقیقاً این کلمه این است یا آن است، یه تفاوت‌هایی هست؛ چون گاهی نقطه نمی‌گذاشتند مثلاً. در خط کوفی نقطه نبود، همین‌طور کلمات را می‌نوشتند.

علت اینکه شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دایر مدار این شده که ۷۵ روز است یا ۹۵ روز، به خاطر همین بوده است؛ این‌ها نه دندانه درست و حسابی به حروف می‌دادند، نه نقطه می‌گذاشتند. یه طور خاصی بود خط کوفی؛ خط قدیم، خط ۱۴۰۰ سال پیش؛ پیشرفته نبود، خیلی ضعیف بود. لذا در اینکه مثلاً شهادت ۷۵ روز است یا ۹۵ روز، «سَبعین» و «تِسعین»، وقتی شما دندانه ندهی و نقطه هم نگذاری، عین هم است؛ «سَبعین» و «تِسعین» این‌ها یه حالتی عین هم است، شبیه به هم است. لذا این اختلاف شد که ۷۵ روز [یعنی] «سَبعین» یا ۹۵ روز [یعنی] «تِسعین»؛ این مشکل پیش آمد. حالا مشکلی هم به آن معنا نیست، چون بالاخره دو بار عزاداری می‌کنند مردم، خیلی هم خوب است.

اینجا هم همین‌طور است؛ اینجا اینکه این کلمه «لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ» هست یا «بِالْبَطَرِ»، هم آن می‌خورد به آن، هم این؛ هر دوتاش معنایش درست است. اگر «بَطَر» بگیریم، بَطَر یعنی آن حالتی که یه کسی از شدت روزی و پولداری، سر به طغیان برمی‌دارد، سر به کارهای خطرناک می‌گذارد، می‌آید شروع می‌کند در اثر پولداری می‌افتد به کارهای غلط. پولداری خودش آفتی می‌تواند باشد برای خیلی‌ها.

آفت پولداری؛ طغیان و احساس بی‌نیازی از پروردگار

نفسِ پولداری خوب است؛ الان حضرت فرمودند: «خدایا! ما هم وسعت رزق داشته باشیم، وضع‌مان خوب باشد از لحاظ مادی»؛ اما یه مشکلی که دارد این است که انسان این‌طوری است؛ وقتی از یک جهتی، مثلاً مثل همین جهت مادی و پول، خیلی تأمین شد، بیش از نیاز به او رسید، خیلی سرازیر شد روزیِ مادی و وضع‌ش خلاصه خیلی خوب شد، خیلی توپ شد، این‌ها معمولاً این‌طور می‌شوند که از راه درست، از کار درست، از در مسیر درست بودن منحرف می‌شوند.

اکثر پولداران، نه همه‌شان، اکثر پولداران آدم‌های درست و حسابی نیستند؛ آدم‌هایی هستند که هرچه پولدارتر شده، بدتر شده است؛ اکثرشان، نه همه‌شان، پولدارهای خیلی خوب هم داریم. اما اکثریت این‌طوری هستند؛ پولدار که شده، بدتر شده است. هم فقط به فکر این است که پولش را بیشتر جمع بکند، به فکر این است که راه‌های درآمدش را بیشتر کند، دیگر سیر نمی‌شود اصلاً. این ویژگیِ سیرناپذیری در انسان هست، که انسان هرچه داشته باشد، باز آن چیزی را که ندارد می‌خواهد.

بعد، پولدارها چون پول‌شان زیاد است، راه‌ها و شرایط زیادی جلو پای‌شان باز می‌شود با پول؛ نفوذ گسترده‌ای پیدا می‌کنند به خاطر پول. همه این‌ها زمینه‌ای می‌شود برای اینکه دست به کار خلاف بزنند، در راه‌های بد بروند؛ به خاطر گسترش ثروت‌شان، گسترش موقعیت‌شون، گسترش امکانات‌شان. خلاصه به یه همچین حالتی می‌افتند.

حالا در چیزهای دیگر هم هست؛ یعنی آدم کلاً این‌طوری است، سرمایه‌هایی که دارد، یه زمینه‌ای دارد که از بین برود. مثلاً یکی علمش خیلی زیاد است، خب زمینه این را دارد که یه مقدار مثلاً غرور بگیردش، تکبر بگیردش، چون علمش زیاد است. هر چیز خوبی، یه آفتی دارد؛ هر سرمایه مهم و خوب و مفیدی که انسان پیدا کند، یه آفتی پشتش هست، که الان در ادامه امام سجاد (علیه‌السلام) به همین‌ها و آفت‌ش اشاره می‌کنند. اینجا اشاره می‌کنند آفت سرمایه‌داری، طغیان است؛ که این در قرآن کریم هست. خدا می‌فرماید: «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى». انسان به طغیان می‌افتد؛ طغیان هم یعنی چی؟ یعنی دیگر به حق و حد خودش قانع نیست. کی؟ وقتی احساس کند دیگر نیازی به کسی ندارد.

این احساس وقتی به انسان دست داد، اولاً نسبت به خودش و اینکه همه‌اش خودش تلاش کرده، این‌طور می‌شود که: «من هرچه دارم خودم تلاش کردم، خودم به دست آوردم، همه چیزش با خودم بوده است». اول از همه از خدا فاصله می‌گیرد. نمی‌گوید خب من یه زمانی ممکنه هیچی نداشتم، خب خدا کمک کرد، خدا راه را به رویم باز کرد، خدا اسبابش را مهیا کرد، از قبل، از حالا، که من این‌قدر وضعم خوب شده است. وقتی این حالت را پیدا می‌کند، پولدار می‌شود، احساس بی‌نیازی می‌کند، اول از خدا فاصله می‌گیرد. آن کسی هم که با علم از خدا فاصله... [یعنی] از علم خیلی پر می‌شود، او هم همین زمینه را دارد؛ او هم اول از خدا فاصله می‌گیرد. همه سرمایه‌ها در انسان این‌طوری است. یعنی سرمایه در انسان، چون انسان این ظرفیتش متأسفانه کم است؛ «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى». وقتی نگاه می‌کند به خودش و می‌بیند دیگر نیازی به کسی ندارد، این را دیگر به خدا منتسب نمی‌کند که خدا کمکم کرد، خدا دستم را گرفت؛ از انسان‌ها که احساس بی‌نیازی می‌کند، از خدا هم می‌بُرد.

فلسفه تکالیف مالی و حقوق محرومان در اموال اغنیا

به او می‌گویی خب باید حالا خمس بدهی، می‌گوید: «خودم زحمت‌ش را کشیده‌ام، برای چی بروم به یکی دیگر بدهم؟»؛ باید زکات بدهی، می‌گوید: «خودم زحمت‌ش را کشیده‌ام، برای چی بدهم به کس‌های دیگر؟ حق کس‌های دیگر نیست، حق خودم است». اینجا خدا به او داده است؛ همان خدایی که می‌توانست مشکلی، مانعی، مصیبتی، گرفتاری‌ای درست کند که این به این حد نرسد، کمکش کرده، این نعمت بزرگ را به او داده است. این نعمت را حالا گرفته، خب همین خدا که همه چیز را برای آدم مهیا می‌کند، عوضش می‌گوید یه چیزی باید به بقیه بدهی.

وقتی خدا بچه به آدم می‌دهد، می‌فرماید حالا واجب نکردم ولی خیلی مهم است، عقیقه کند انسان. خب خدا یه بچه به انسان داده، نعمت به این بزرگی داده، می‌گوید خب عوضش شما برو یه قربانی انجام بده، گوشتش را بده به بقیه استفاده کنند؛ فقرا، کسان دیگری، آن‌ها بخورند استفاده کنند. عوضِ اینکه خدا این را به شما داده، شما یه چیزی بده.

پولی که خدا به پولدارها می‌دهد، عوضش گفته که: «من کمکتان کردم، موانعی ایجاد نکردم که پولدار بشوید، عوضش باید خمس بدهید، عوضش باید زکات بدهید، عوضش باید هوای فقرا را داشته باشید». یه بخشی از آن چیزی که من می‌خواهم برسانم به فقرا، از راه‌های دیگری صلاح نیست گاهی؛ راهش اینجاست، تو باید بدهی. حالا این خودش یه مطلبی است، بحثی دارد. بعضی از فقرا راه روزی‌شان از طریق اغنیا و ثروتمندان است؛ همه اغنیا بخشی از رزق و روزی‌شان مال فقراست، مال آن‌هاست؛ خدا این را قرار داده است. خدایی که تا اینجا کمکش کرده رسانده به این ثروت و مال.

تفاوت قشر مرفه و متوسط در همراهی با دین و انقلاب

خیلی‌ها تلاش کردند به ثروتی برسند اما نشد؛ در جامعه می‌بینیم دیگر، همه ثروتمند که نیستند؛ خیلی‌ها تلاش کردند به یه ثروتی برسند نشد به هر دلیلی. ولی اینجا شد، یه کسی به ثروت رسید، این ثروت تا اینجا مانع جدی‌ای پیش نیامده، موانع کنار گذاشته شده، رفع شده، خدا کمکش کرده، خدا این نعمت را به او داده است؛ می‌گوید خب حالا که بهت دادم، باید بدهی، همه‌اش مال خودت نیست.

اما متأسفانه پولدارها بدتر می‌شوند؛ می‌بینی فقرا، قشر متوسط به پایین، بهتر؛ یه جاهایی حتی صدقه می‌دهد، پول می‌دهد، خمس می‌دهد. اصلاً کلاً همیشه دین خدا را قشر متوسط به پایین یاری می‌کنند. عمده یاریِ دین خدا، راه خدا و همه چیزها با قشر متوسط به پایین است. کم هستند پولدارهایی که آن‌ها هم دخیل باشند در این مسئله؛ هستند، ولی محدودند.

اما بیشتر این‌ها، بیشتر این غُر را آن‌ها می‌زنند، همان پولدارها. همیشه بیشترین غُری که افراد می‌زنند روی اوضاع، مال همان‌هاست دقیقاً؛ همان‌هایی که بیشترین بهره را هم می‌برند، بیشتر از همه هم غُر می‌زنند. با خدا هم بدترند، نفع‌شان هم به هیچ‌کسی نمی‌رسد؛ همین‌طور سرمایه‌ها بالا می‌رود.

یک جایی من رفته بودم دیدم این بنده خدا این‌قدر سرمایه‌هاش زیاد بود، پولش اضافه کرده بود، فرش روی فرش می‌انداخت! یعنی خونه‌اش، کف‌ش، کأنّه تشک پهن کردی؛ از بس که این فرش‌ها را خریده بود، روی هم انداخته بود، روی هم انداخته بود؛ چند لایه فرش روی هم روی هم بود. یعنی فرش دوست داشت، می‌خرید، می‌انداخت روی قبلی‌ها؛ دوباره می‌خرید، می‌انداخت روی قبلی‌ها. وفور نعمت، نمی‌دانست چیکار بکند، نمی‌خواهد، دستش بسته‌تر شده است. یه فقیر صدقه می‌دهد در آن فقرش، راحت می‌رود یه چیزهایی را می‌دهد؛ اما پولدار که می‌شود، چسبندگی‌اش به مالش بیشتر می‌شود.

پولداران؛ خط مقدم مخالفت با پیامبران الهی

«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»؛ وقتی به یه حالتی می‌رسد، به طغیان می‌افتد. در صف اول دشمنان انبیاء پولدارها بودند، در قرآن کریم هست؛ در چندتا آیه، در دو جا خدای متعال می‌فرماید: «وَ کَذٰلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ...» هیچ پیغمبری نبود، همه انبیاء، همه انبیاء با این مشکل مواجه می‌شدند که وقتی می‌آمدند به مردم دعوت می‌کردند به راه خدا، «...إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ» پولدارها می‌گفتند: «حالا پدرهای ما هم همین کارها را می‌کردند، پدرهای ما این چیزی که تو می‌گویی را نداشتند؛ همین راهی که ما داریم الان می‌رویم، این‌ها همین راه را می‌رفتند، ما هم داریم راه همان‌ها را می‌رویم». بهانه می‌آوردند، می‌انداختند گردن سنت‌ها و رسوم آبا و اجدادی‌شان؛ که این را در قرآن کریم هم خدا زیاد اشاره می‌کند که وقتی به کفار می‌گویی بیایید در راه درست، می‌گویند: «خب پدران‌مان هم این راهی که ما تا حالا می‌رفتیم را رفتند، آن‌ها این کارها را می‌کردند، ما هم داریم راه همان‌ها را می‌رویم». این‌ها هم همین‌ها را می‌گویند: «...إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ». ما هم دنبال همان‌ها می‌رویم، ما این حرف‌ها را نداشتیم، قبلاً خمس نبود، زکات نبود، چنین چیزهایی نبود؛ این‌ها را از کجا درآوردید؟ از کجا آمده این‌ها؟ چنین چیزی نبود قبلاً.

همه انبیاء با این مشکل مواجه بودند؛ مترفوها، همین پولدارها. «قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ»؛ بعد آن پیغمبر به این‌ها می‌گفت خب این چیزی که من الان دارم بهتان می‌گویم خیلی بیشتر به صلاح‌تان است. خدا یه بخشی از پول را از شما می‌خواهد بگیرد، که این چسبندگی را هم از شما بگیرد؛ تعلق یه جایی آسیب می‌زند. «قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ»؛ وقت‌تان را... به انبیاء می‌گفتند: «وقت‌تان را معطل ما، صرف ما نکنید، معطل ما نشوید، ما هیچی از این حرف‌های شما را نمی‌پذیریم». دوباره یه جای دیگر قرآن کریم همینو خدا می‌فرماید که هرجا پیغمبری رفت، پولدارها اکثریت قریب به اتفاق این‌طوری بودند. لذا بیشترین کسانی که دور انبیاء بودند همین قشر ضعیف و مستضعف و این‌ها بودند؛ تا آخر هم همین‌طور بود، همین‌ها پای کارند. آن‌ها نه، آن‌ها اکثریت هرچی خورده... چون یه بخش زیادی از چیزهایی هم که خوردند از جاهایی که نبوده آوردند.

ما این حرف‌ها را که عرض می‌کنیم کلیت ندارد، مال هر پولداری نیست، ولی اکثریت است؛ این قاعده‌ای است که خدا در قرآن می‌فرماید، واقعیت را هم می‌بینیم؛ در خیلی جاها هم می‌بینیم. مناطق مرفه نشین امتیازات حتی ویژه‌ای هم دارند، پای دفاع از مملکت هم که می‌رسد، نیستند؛ پای دفاع از دین هم که می‌رسد، نیستند؛ پای خرجِ برای چیزی که به نفع مردم هست، به نفع دین هم می‌رسد، نیستند؛ اکثراً این‌طوری‌اند، بعضی‌ها هم نه. پولدارِ درجه یک، حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) بود، اما او هم از آن طرف نمونه یک، این‌طور بود که همه ثروتش را در راه خدا داد. اما این ویژگی انسان است.

پیامدهای طغیان ثروت در ترازوی قرآن و واقعیت‌های جامعه

لذا خدای متعال می‌فرماید اگر ما همه را... همه آدم‌ها را پولدار می‌کردیم، دیگر نمی‌توانستید روی این زمین زندگی کنید؛ خودِ همه که پولدار شدند چنان بلایی به سر همدیگه می‌آوردند که نمی‌توانستید روی زمین زندگی بکنید. «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ»؛ اگر همه آدم‌ها روزیِ گسترده‌ای داشتند و پولدار بودند، این به این نقطه می‌رسید که همه تجاوزگر می‌شدند، همه. حالا یه عده‌ای خاصی تجاوزگری‌شان زیاد است، این هم پولدارها؛ وگرنه اگر همه بودند، همه می‌شدند. «وَلَکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا یَشَاءُ»؛ آن‌قدری که خدا صلاح بنده‌هاش را می‌داند می‌دهد؛ «إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ». خدا بنده‌هاش را خوب می‌شناسد؛ ظرفیت را خیلی‌ها ندارند، خدا هم بهشان نمی‌دهد، لطف می‌کند بهشان نمی‌دهد؛ چون همه این ویژگی را دارند که اگر این‌طور شرایطی برای‌شان مهیا شود، خیلی در معرضِ از بین رفتنند.

الان در عالم این فساد و این ظلم و این جنایاتی که در عالم هست، ریشه‌اش می‌رسد به پولدارها. آن‌هایی که سرمنشأ این‌ها هستند، قشر ثروتمند و سرمایه‌دارند؛ در آمریکا و در اروپا و در جاهای مختلف، آن‌هایند که حتی با تولید دین و یک آیینی، می‌آیند کارهایی که صلاح می‌دانند را انجام می‌دهند، نقشه می‌کشند، برنامه می‌ریزند. همه این فسادی که در عالم هست، یک ریشه اصلی‌اش، یکی از ریشه‌های اصلی‌اش برمی‌گردد به همین‌ها، به چنین انسان‌ها. همه‌اش سرمایه‌داری.

نظام غرب هم بر همین اساس است؛ یعنی یک قشری که راه و رسمش را بلدند، به هر طریقی می‌توانند سرمایه‌دار بشوند، مابقی باید از بین بروند؛ که همین نسخه را در کشور خودمان بعضی مسئولین هر از گاهی بودند، گاهی هم الان هم هستند، اصلاً همین نسخه را می‌پیچند؛ که سرمایه‌های کشور باید برود دست آن کسی که عقلِ یا عرضه این را دارد که خودش را سرمایه‌دار کند، کارخانه‌دار باشد، بتواند کارخانه‌های آنچنانی بزند؛ ولی کسانی که این عرضه را ندارند، این تعبیر را می‌کردند، آن‌هایی که این عرضه را ندارند که پولدار باشند، ثروتمند باشند، سرمایه‌دار باشند، آن‌ها هم له بشوند در این تورم و گرانی و زیر چرخ توسعه، همان بهتر که له بشوند. اصلاً فکرشان اصلاً این است.

یک شب، یک روز مزه فقر را نچشیدند؛ مزه این که آدم جیبش خالی بشود در مقابل زن و بچه‌اش، نداشته باشد، شرمنده بشود، خب نچشیدند. این‌ها کیانند این نسخه‌ها را می‌پیچند؟ این‌ها اگر یک روز مزه فقر را چشیده بودند، به تجربه همچین نظری را نداشتند. کیانند این‌ها که این نظرها را دارند؟ همان‌هایند که اصلاً فقر را نمی‌فهمند یعنی چی؛ اصلاً نمی‌فهمند یعنی چی. شرمندگیِ یک مرد جلوی خانواده و زن و بچه‌اش را اصلاً درک نمی‌کنند یعنی چی؛ لذا این نسخه‌ها را هم می‌پیچند، دنبال همین نسخه‌ها هم هستند. اینکه مسئولین در رده‌های مهم، مهم است که این‌ها مزه فقر را چشیده باشند؛ آن رئیس جمهوری که فقر را چشیده باشد، وقتی گزارش به او بدهند، ببیند فقر را، یه جاهایی دلش می‌سوزد، ممکنه اذیت شود، خوابش نبرد؛ اگر اگر عوض نشده باشد، بعضی‌ها هم عوض می‌شوند. اما آنی که نچشیده، اصلاً زمینه‌اش نیست، ندارد، نچشیده؛ حالا چطور می‌تواند به داد مردم برسد؟ این حالت هست کلاً.

این ویژگی انسان است که وقتی سرمایه‌هاش گسترده می‌شود، متأسفانه سر به طغیان برمی‌دارد. لذا مفاسد عالم عمدتاً یکی از قشرهایی که در آن خیلی مؤثرند یا به عبارتی ریشه‌اش برمی‌گردد به ثروتمندان و قشر سرمایه‌دار. این‌ها به آنی که دارند قانع نیستند؛ یکی از راه‌های گسترش‌اش نفوذ در حکومت‌ها، در دولت‌ها، در سیاست‌های دولت‌هاست. می‌آیند می‌روند ایام انتخابات پشت سر یک کسی تمام سرمایه‌هاشون را جمع می‌کنند که این رأی بیاورد؛ بعد خب این که رأی بیاورد، سیاست‌ها را این‌ها دیگر می‌چینند، این‌ها می‌چینند. این‌ها هم وقتی سیاست بچینند، این‌ها دیگر دل‌شان به حال مردم و قشر متوسط و فقیر و مسکن‌شون و نون و آب‌شون، این‌ها نمی‌سوزد که؛ این فقط تلاش می‌کند هرچی که خودش در دستش، در کار دارد و می‌داند چه جاهایی چه موانعی براش هست و چه جاهایی چه سرمایه‌هایی کم دارد، آن‌ها را تأمین کند برای خودش، راه‌های قانونی‌اش را درست بکند. درک ندارد که فقیر چی دارد می‌کشد، آن کسی که کم می‌آورد چی دارد می‌کشد.

جمع‌بندی؛ رحمت پنهان در تقدیر الهی و دعای پایانی

لذا خدا به کسی که نداده خیلی، لطف در حقش کرده، از این جهت؛ چون انسان این‌طوری است. معلوم نیست ما جزو آن استثناءآت باشیم؛ اگر پولدار می‌شدیم، جزو استثناءها معلوم نیست می‌شدیم؛ شاید ما هم مثل آن اکثریت قشر پولدار می‌شدیم که از بین می‌رفتیم و از بین می‌بردیم و خسارت می‌زدیم. لذا خیلی‌ها که ندارند، از این جهت به نفع‌شان است، از این جهت؛ ولی به هر حال نداشتن لطف نیست، خیر نیست، فقر خوب نیست. در این دعا امام سجاد می‌فرماید: «خدایا به من بده، وسعت رزق بده، اما حواسم باشد از این وسعت رزقِ بعد، به سمت بدی نروم؛ حواسم را به این جلب کن؛ طغیان نکنم؛ حق تو را بدهم، حق بنده‌های تو را بدهم، حق فقرا را بدهم». این یه معنای این عبارت هست، معنای دیگر هم دارد که مربوط به «نظر» هست، ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند جلسه آینده عرض می‌کنیم.

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده؛ در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. وسعت رزق و روزی به ما مرحمت بفرما. ما را گرفتار آن مشکلاتی که در سرمایه‌هایی که داریم برای ما پیش می‌آید، مکن. دست ما را در هر شرایطی بگیر؛ ما را به حال خودمان وا مگذار. مشکلات مردم ما، مملکت ما، حکومت ما، مشکلات مسلمون‌ها، شیعیان، همه را برطرف بفرما. کسانی که خدمت می‌کنند به این مردم، دل‌شان به حال این مردم می‌سوزد خدمت می‌کنند، آن‌ها را یاری کن. کسانی که خیانت می‌کنند، کوتاهی می‌کنند، شرّشون را به خودشان برگردان. دشمنان مسلمین، آمریکا، اسرائیل، همه را شرّشان را به خودشان برگردان. مقام معظم رهبری، مراجع معظم تقلید محافظت بفرما. امر فرج امام عصر تعجیل بفرما. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما؛ بالنبی و آله. یا علی.

گزیده

۱. تفاوت قشر مرفه و متوسط در همراهی با دین

متأسفانه پولدارها بدتر می‌شوند؛ می‌بینی فقرا، قشر متوسط به پایین، بهتر؛ یه جاهایی حتی صدقه می‌دهد، پول می‌دهد، خمس می‌دهد. اصلاً کلاً همیشه دین خدا را قشر متوسط به پایین یاری می‌کنند. عمده یاریِ دین خدا، راه خدا و همه چیزها با قشر متوسط به پایین است. کم هستند پولدارهایی که آن‌ها هم دخیل باشند در این مسئله؛ هستند، ولی محدودند. اما بیشتر این‌ها، بیشتر این غُر را آن‌ها می‌زنند، همان پولدارها. همیشه بیشترین غُری که افراد می‌زنند روی اوضاع، مال همان‌هاست دقیقاً؛ همان‌هایی که بیشترین بهره را هم می‌برند، بیشتر از همه هم غُر می‌زنند. با خدا هم بدترند، نفع‌شان هم به هیچ‌کسی نمی‌رسد؛ همین‌طور سرمایه‌ها بالا می‌رود.

۲. ریشه فساد و جنایات جهان در نظام سرمایه‌داری

الان در عالم این فساد و این ظلم و این جنایاتی که در عالم هست، ریشه‌اش می‌رسد به پولدارها. آن‌هایی که سرمنشأ این‌ها هستند، قشر ثروتمند و سرمایه‌دارند؛ در آمریکا و در اروپا و در جاهای مختلف، آن‌هایند که حتی با تولید دین و یک آیینی، می‌آیند کارهایی که صلاح می‌دانند را انجام می‌دهند، نقشه می‌کشند، برنامه می‌ریزند. همه این فسادی که در عالم هست، یک ریشه اصلی‌اش، یکی از ریشه‌های اصلی‌اش برمی‌گردد به همین‌ها، به چنین انسان‌ها. همه‌اش سرمایه‌داری. نظام غرب هم بر همین اساس است؛ یعنی یک قشری که راه و رسمش را بلدند، به هر طریقی می‌توانند سرمایه‌دار بشند، مابقی باید از بین بروند.

۳. پیامد نگاه اشتباه به توسعه و له شدن ضعفا

در کشور خودمان بعضی مسئولین هر از گاهی بودند، گاهی هم الان هم هستند، اصلاً همین نسخه را می‌پیچند؛ که سرمایه‌های کشور باید برود دست آن کسی که عقلِ یا عرضه این را دارد که خودش را سرمایه‌دار کند، کارخانه‌دار باشد، بتواند کارخانه‌های آنچنانی بزند؛ ولی کسانی که این عرضه را ندارند، این تعبیر را می‌کردند، آن‌هایی که این عرضه را ندارند که پولدار باشند، ثروتمند باشند، سرمایه‌دار باشند، آن‌ها هم له بشوند در این تورم و گرانی و زیر چرخ توسعه، همان بهتر که له بشوند. اصلاً فکرشان اصلاً این است. یک شب، یک روز مزه فقر را نچشیدند؛ مزه این که آدم جیبش خالی بشود در مقابل زن و بچه‌اش، نداشته باشد، شرمنده بشود، خب نچشیدند.

۴. ضرورت چشیدن طعم فقر توسط مسئولین جامعه

این‌ها کیانند این نسخه‌ها را می‌پیچند؟ این‌ها اگر یک روز مزه فقر را چشیده بودند، به تجربه همچین نظری را نداشتند. کیانند این‌ها که این نظرها را دارند؟ همان‌هایند که اصلاً فقر را نمی‌فهمند یعنی چی؛ اصلاً نمی‌فهمند یعنی چی. شرمندگیِ یک مرد جلوی خانواده و زن و بچه‌اش را اصلاً درک نمی‌کنند یعنی چی؛ لذا این نسخه‌ها را هم می‌پیچند، دنبال همین نسخه‌ها هم هستند. اینکه مسئولین در رده‌های مهم، مهم است که این‌ها مزه فقر را چشیده باشند؛ آن رئیس جمهوری که فقر را چشیده باشد، وقتی گزارش به او بدهند، ببیند فقر را، یه جاهایی دلش می‌سوزد، ممکنه اذیت شود، خوابش نبرد؛ اگر اگر عوض نشده باشد.

۵. پشت‌پرده انتخابات و نفوذ زرسالاران در حکومت‌ها

ویژگی انسان است که وقتی سرمایه‌هاش گسترده می‌شود، متأسفانه سر به طغیان برمی‌دارد. لذا مفاسد عالم عمدتاً یکی از قشرهایی که در آن خیلی مؤثرند یا به عبارتی ریشه‌اش برمی‌گردد به ثروتمندان و قشر سرمایه‌دار. این‌ها به آنی که دارند قانع نیستند؛ یکی از راه‌های گسترش‌اش نفوذ در حکومت‌ها، در دولت‌ها، در سیاست‌های دولت‌هاست. می‌آیند می‌روند ایام انتخابات پشت سر یک کسی تمام سرمایه‌هاشون را جمع می‌کنند که این رأی بیاورد؛ بعد خب این که رأی بیاورد، سیاست‌ها را این‌ها دیگر می‌چینند، این‌ها می‌چینند. این‌ها هم وقتی سیاست بچینند، این‌ها دیگر دل‌شان به حال مردم و قشر متوسط و فقیر و مسکن‌شون و نون و آب‌شون، این‌ها نمی‌سوزد که.

۶. نگاه انحصارطلبانه سرمایه‌داری به قوانین کشور

وقتی سیاست بچینند، این‌ها دیگر دل‌شان به حال مردم و قشر متوسط و فقیر و مسکن‌شون و نون و آب‌شون، این‌ها نمی‌سوزد که؛ این فقط تلاش می‌کند هرچی که خودش در دستش، در کار دارد و می‌داند چه جاهایی چه موانعی براش هست و چه جاهایی چه سرمایه‌هایی کم دارد، آن‌ها را تأمین کند برای خودش، راه‌های قانونی‌اش را درست بکند. درک ندارد که فقیر چی دارد می‌کشد، آن کسی که کم می‌آورد چی دارد می‌کشد. لذا خدا به کسی که نداده خیلی، لطف در حقش کرده، از این جهت؛ چون انسان این‌طوری است. معلوم نیست ما جزو آن استثناءآت باشیم؛ اگر پولدار می‌شدیم، جزو استثناءها معلوم نیست می‌شدیم؛ شاید ما هم مثل آن اکثریت قشر پولدار می‌شدیم.

۷. طغیان؛ آفتِ چسبندگی انسان به ثروت و مادیات

نفسِ پولداری خوب است؛ الان حضرت فرمودند: «خدایا! ما هم وسعت رزق داشته باشیم، وضع‌مون خوب باشد از لحاظ مادی»؛ اما یه مشکلی که دارد این است که انسان این‌طوری است؛ وقتی از یک جهتی، مثلاً مثل همین جهت مادی و پول، خیلی تأمین شد، بیش از نیاز به او رسید، خیلی سرازیر شد روزیِ مادی و وضع‌ش خلاصه خیلی خوب شد، خیلی توپ شد، این‌ها معمولاً این‌طور می‌شوند که از راه درست، از کار درست، از در مسیر درست بودن منحرف می‌شوند. اکثر پولداران، نه همه‌شون، اکثر پولداران آدم‌های درست و حسابی نیستند؛ آدم‌هایی هستند که هرچه پولدارتر شده، بدتر شده است؛ اکثرشان، نه همه‌شون، پولدارهای خیلی خوب هم داریم.

۸. ریشه روان‌شناختی تکبر و فاصله‌گرفتن از خدا

این احساس وقتی به انسان دست داد، اولاً نسبت به خودش و اینکه همه‌اش خودش تلاش کرده، این‌طور می‌شود که: «من هرچه دارم خودم تلاش کردم، خودم به دست آوردم، همه چیزش با خودم بوده است». اول از همه از خدا فاصله می‌گیرد. نمی‌گوید خب من یه زمانی ممکنه هیچی نداشتم، خب خدا کمک کرد، خدا راه را به رویم باز کرد، خدا اسبابش را مهیا کرد، از قبل، از حالا، که من این‌قدر وضعم خوب شده است. وقتی این حالت را پیدا می‌کند، پولدار می‌شود، احساس بی‌نیازی می‌کند، اول از خدا فاصله می‌گیرد. آن کسی هم که با علم از خدا فاصله... [یعنی] از علم خیلی پر می‌شود، او هم همین زمینه را دارد.

۹. فلسفه تکالیف مالی و حقوق محرومان در اموال اغنیا

پولی که خدا به پولدارها می‌دهد، عوضش گفته که: «من کمکتان کردم، موانعی ایجاد نکردم که پولدار بشوید، عوضش باید خمس بدهید، عوضش باید زکات بدهید، عوضش باید هوای فقرا را داشته باشید». یه بخشی از آن چیزی که من می‌خواهم برسانم به فقرا، از راه‌های دیگری صلاح نیست گاهی؛ راهش اینجاست، تو باید بدهی. حالا این خودش یه مطلبی است، بحثی دارد. بعضی از فقرا راه روزی‌شان از طریق اغنیا و ثروتمندان است؛ همه اغنیا بخشی از رزق و روزی‌شان مال فقراست، مال آن‌هاست؛ خدا این را قرار داده است. خدایی که تا اینجا کمکش کرده رسونده به این ثروت و مال.

۱۰. عافیت‌طلبی قشر مرفه در بزنگاه‌های تاریخی

ما این حرف‌ها را که عرض می‌کنیم کلیت ندارد، مال هر پولداری نیست، ولی اکثریت است؛ این قاعده‌ای است که خدا در قرآن می‌فرماید، واقعیت را هم می‌بینیم؛ در خیلی جاها هم می‌بینیم. مناطق مرفه نشین امتیازات حتی ویژه‌ای هم دارند، پای دفاع از مملکت هم که می‌رسد، نیستند؛ پای دفاع از دین هم که می‌رسد، نیستند؛ پای خرجِ برای چیزی که به نفع مردم هست، به نفع دین هم می‌رسد، نیستند؛ اکثراً این‌طوری‌اند، بعضی‌ها هم نه. پولدارِ درجه یک، حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) بود، اما او هم از آن طرف نمونه یک، این‌طور بود که همه ثروتش را در راه خدا داد. اما این ویژگی انسان است.

فهرست

1️⃣ جزئی‌شدن فرازهای دعای مکارم‌الاخلاق

◽️ ورود به بخش‌های جزئی‌تر دعا با محوریت وسعت رزق

◽️ تبیین مفهوم وسعت مادی و بی‌نیازی از دیگران

2️⃣ مفهوم‌شناسی «فتنه» و چالش‌های نسخه‌برداری متون کهن

◽️ معنای لغوی فتنه؛ انحراف از مسیر حق و طغیان در اثر ثروت

◽️ ریشه‌یابی اختلاف نسخه‌ها (نظیر سبعین و تسعین) در خط کوفی

3️⃣ بررسی واژگانی «بالنظر» و «بالبطر» و آفت سرمایه‌داری

◽️ تبیین واژه «بطر»؛ سر به طغیان برداشتن در اثر ثروت

◽️ ویژگی سیرناپذیری انسان و انحراف اکثر پولداران از کار درست

4️⃣ ریشه‌یابی تکبر و روان‌شناسی فاصله‌گرفتن از خدا

◽️ پدیده انتساب موفقیت‌ها به خود و فراموشی لطف پروردگار

◽️ طغیان در علم و ثروت؛ آفت احساس بی‌نیازی انسان از خدا

5️⃣ فلسفه تکالیف مالی و حقوق فقرا در اموال اغنیا

◽️ چرایی تشریع خمس، زکات و عقیقه؛ آزمون چسبندگی به مادیات

◽️ رزق پنهان فقرا در اموال ثروتمندان از نگاه تقدیر الهی

6️⃣ تقابل قشر متوسط و مرفه در همراهی با دین و جامعه

◽️ پیش‌گامی قشر مستضعف و متوسط به پایین در یاری دین خدا

◽️ عافیت‌طلبی، غُر زدن‌های مداوم و بی‌خاصیتی اکثریت قشر مرفه

7️⃣ نفوذ زرسالاران در سیاست و لزوم چشیدن طعم فقر توسط مسئولان

◽️ نفوذ پولداران در انتخابات و دولت‌ها برای تغییر قوانین مادی

◽️ ضرورت درک طعم فقر و شرمندگیِ معیشتی توسط مسئولان جامعه

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهراء‌(س)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا (جلسه چهاردهم) ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی