🎧 هشت خصلت مؤمن از نگاه امام صادق (علیه السلام)
صوت کامل سخنرانی
1403/12/26
پست

🌙۱۴۰۳ جلسه ششم ماه مبارک رمضان 

🎤 استاد محمدی

🎧 هشت خصلت مؤمن از نگاه امام صادق (علیه السلام) 

🎧 هشت خصلت مؤمن از نگاه امام صادق (علیه السلام)

🌙۱۴۰۳ جلسه ششم ماه مبارک رمضان 

🎤 استاد محمدی

🎧 هشت خصلت مؤمن از نگاه امام صادق (علیه السلام) 

متن

ویژگی‌های مؤمن در کلام امام صادق (علیه‌السلام)؛ وقار در سختی‌ها و ایستادگی بر مدار حق و صبر

مقدمه و ذکر صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا، حبیب اله العالمین، ابی القاسم محمد، و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

هشت خصلت مؤمن واقعی

در بیان صفاتی از مؤمن بودیم که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند یک مؤمن واقعی و مؤمنی که ایمانش در حد قابل‌قبولی هست، کسی است که تلاش کند به این نقطه برسد که این هشت خصلت را داشته باشد: «یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَکُونَ فِیهِ ثَمَانِی خِصَالٍ». هشت خصلت سزاوار است که در مؤمن باشد.

خصلت اول: وقار در گرفتاری‌ها و بزنگاه‌های زندگی

خصلت اول، «وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ»؛ مؤمن باید در گرفتاری‌ها، سختی‌ها و مشکلات، بتواند حالت وقار خودش را حفظ کند. حفظ کردن این حالت در انسان، به او کمک می‌کند که بتواند متناسب با شرایط و موقعیتی که در آن هست، تصمیم درست بگیرد.

یک مشکل ما انسان‌ها این است که در شرایط خاصی که در زندگی برامون پیش می‌آید — که گاهی شرایط سختی هست، تلخ هست و با مشکلاتی مواجه می‌شویم؛ چه در برخورد با بقیه و چه به طور طبیعی در مسائل زندگی که با آن‌ها درگیر هستیم — در این موقعیت‌ها نمی‌توانیم در آن لحظه تصمیم درست بگیریم. چون در آن لحظه حال انسان به هم می‌ریزد؛ این حال به هم ریختن مستقیماً روی عقل اثر می‌گذارد و نمی‌گذارد انسان درست فکر کند، عقلش را خوب به کار بگیرد و چیزی بر عقلش حاکم نشود تا بتواند نتیجه‌ی مناسبی بگیرد.

عقل‌گرایی در مواجهه با تلاطم‌های درونی

این به هم ریختنِ حال انسان می‌تواند به هر طوری باشد؛ در اثر هر مشکلی. همان تجربه‌ای که هر روز داریم که با پیش آمدن یک مسئله، حال‌مان گرفته می‌شود، به هم می‌ریزد، عصبانی می‌شویم، بدحال و بی‌حال می‌شویم، یا حالت بدفکری و بددلی به ما دست می‌دهد. این‌ها همه حالاتی است که باعث می‌شود عقل انسان دیگر به آن معنا کار نکند، ضعیف باشد و آن زوری را نداشته باشد که بتواند درست فکر کند و تصمیم صحیح بگیرد.

آدمِ عصبانی زود عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ داد می‌زند، عصبانیت به خرج می‌دهد و تندی می‌کند. انسانی هم که در یک شرایط خاص احساسی قرار گرفته و احساساتش — حالا چه به نحو مثبت یا به نحو منفی — تحریک شده، همین حالت را دارد؛ عقلش خوب نمی‌تواند کار کند، لذا زبانش به کار می‌افتد و کار را خراب می‌کند. فکرش به سمت غلطی می‌رود؛ آن‌طوری که نفس اماره‌ی آدم می‌خواهد، و در نتیجه تصمیم بد و غلطی می‌گیرد.

حقیقت وقار و خودکنترلی در بحران‌ها

اینکه به ما یاد می‌دهند تلاش کنید در سختی‌ها خودتان را نگه دارید، برای همین است. الآن یک خبری رسیده، یا با مسئله‌ای مواجه شده‌ام که سنگین و تلخ است؛ اینجا آدم مثل بشکه‌ی باروت منفجر می‌شود و عکس‌العمل‌های بدی اتفاق می‌افتد. نقطه‌ی اصلی و بزنگاه اصلی در زندگی، یکی‌اش همین‌جاهاست. یعنی فرق ما با انسان‌های بالا، والا و برتر، یکیش همین‌جاست؛ ما به‌دنبال آن حالت بد و احساس بد حرکت می‌کنیم و متناسب با همان عکس‌العمل نشان می‌دهیم، اما آن‌ها نه؛ نمی‌گذارند آن حالت بدی که آمده و دامنگیر انسان شده، برایشان تصمیم بگیرد که چه کار کنند و زمام عقل‌شان را به دست بگیرد. نمی‌گذارند؛ خودکنترلی دارند.

قاعدتاً در این موقعیت‌ها، انسان‌ها عکس‌العمل‌های تند، منفی و بدی نشان می‌دهند، اما این‌ها نه؛ این‌ها کظم غیظ می‌کنند. کظم غیظ یعنی فروبردن خشم؛ مثل جرعه‌ای [آب] که آدم فرو می‌برد، که در تعابیر هم آمده است. می‌خواهد رفتاری انجام بدهد یا حرفی بزند، اما خودش را نگه می‌دارد.

خب، این نتیجه‌اش برای خود انسان است؛ اثرش برای خدا که نیست و به درد خدا نمی‌خورد که ما عصبانی بشویم یا نشویم، سودش برای انسان است. انسان وقتی این حالت را پیدا کرد، بهتر می‌تواند از عقلش استفاده کند؛ فکر می‌کند که الآن بهترین کار چیست. واقعاً وقتی در این شرایط عقل کار بکند، بهترین راه — یا شاید بهترین راه ممکن — پیدا می‌شود که آن راه به نفع خود انسان هم هست. اما وقتی آدم عصبانی می‌شود، تندی می‌کند و حرف بد می‌زند، خودش را سبک می‌کند و عواقب بدی را در زندگی برای خودش درست می‌کند. ولی وقتی خودش را کنترل می‌کند، عقل به کار می‌افتد و راهی را پیش می‌گیرد که آن عواقب بد دامنگیرش نشود.

به این حالت می‌گویند «وقار». وقار حالتی است در انسان که می‌بینی آنجایی که همه به هم می‌ریزند، او آرام است؛ آنجایی که عکس‌العمل‌ها منفی است، عکس‌العمل او آرامش است. آنجا که آدم‌ها تحت تأثیر بد احساسات قرار می‌گیرند و به عکس‌العمل بد واداشته می‌شوند، عکس‌العمل او آرامش است، قرار است، ثبات دارد، ثُبات دارد. این حالت در او هست و در نتیجه می‌تواند بهتر تصمیم بگیرد. این یک خصلت.

خصلت دوم: صبر و ایستادگی در مواجهه با بلا

خصلت بعدی، «صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ» است؛ یعنی وقتی بلایی و گرفتاری پیش می‌آید، یا مشکلی در زندگی رخ می‌دهد — که تلخ و سنگین است و همان‌طور که عرض کردیم پیش می‌آید — در اینجاست که مهم‌ترین چیزی که به درد انسان می‌خورد، صبر است. صبر همین حالت است. قبلاً هم زیاد درباره‌اش حرف زدیم، روایاتش را هم زیاد خواندیم و در آیات هم زیاد به آن اشاره شده است. صبر امتیاز ویژه‌ای در زندگی دارد.

این صفات خوبی که از آن‌ها حرف می‌زنیم، همه در یک رتبه نیستند؛ بعضی‌ها خیلی بیشتر به درد می‌خورند، بعضی‌ها حیاتی و برای زندگی ضروری هستند، بعضی‌ها کمتر اهمیت دارند و بعضی بیشتر. صبر از آن صفت‌های درجه‌یک است که خیلی خیلی به درد انسان می‌خورد، خیلی برایش ضروری است و به آن نیاز دارد. در همه‌ی کارهای زندگی هم به آن نیاز دارد؛ چه در مقابل سختی‌ها و مشکلات، و چه در مسائل دیگر زندگی که مفید است و خوب است انسان بتواند مسیرش را ادامه بدهد و خوب هم ادامه بدهد.

هر کسی حتی در عباداتش، در شغلش و در آن کاری که به آن اشتغال دارد، همه جا به صبر نیاز دارد. صبر می‌خواهد تا آدم بتواند کار را ادامه بدهد. پایه‌ی اصلیِ ادامه‌ی کارهای خیر و خوب، صبر است؛ پایه‌اش صبر است. کسانی که در یک کار خوب خیلی موفق هستند و ادامه‌دار و مستمر پیش می‌روند، پایه‌ی اصلی کارشان صبر است. این‌طور نیست که همیشه همه‌چیز خوشایندشان باشد؛ نه، یک وقت‌هایی حتی آن کاری که خوشایند آدم هم هست، باز یک جاهایی تلخ و سخت می‌شود، اما این‌ها صبر دارند.

تمرین روزه‌داری؛ مکتبی برای پرورش صبر

همه جا صبر به درد می‌خورد. این روزه را هم که خدا قرار داده، یکی از آثارش برای انسان همین صبر است. انسان گرسنه و تشنه می‌شود، کارهایی که قبلاً برایش آزاد بود، حالا دیگر آزاد نیست و مجبور است صبر کند تا افطار برسد. این تمرین صبر است. از اول صبح تشنه و گرسنه می‌شود، نمی‌تواند هم که چیزی بخورد تا آخر روز؛ موقع افطار این ده ساعت، دوازده ساعت، یا پانزده ساعت را صبر می‌کند. این‌قدر تمرینِ صبر در روزه بالاست.

یعنی آدم در برابر چیزهایی که گاهی نمی‌تواند نیم ساعت یا یک ساعت برایشان صبر کند، در روزه‌داری نسبت به نیازهایی که نیاز بدن هم هست و همه هم درکش می‌کنند، خدا ما را به صبر تمرین می‌دهد؛ که یک ده دوازده ساعتی به صورت مستمر بتوانیم با این مسئله کنار بیاییم. فایده‌ی اصلی و مسئله‌ی اصلی در زندگی، صبر است. لذا شما هر وقت قرآن کریم را می‌خوانید، به کلمه‌ی صبر، صابرین و این تعابیر توجه کنید؛ یک امتیاز ویژه‌ای خدا برای این‌ها قرار داده است: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ». به این‌هایی که صبر دارند، بشارت بده به یک زندگی خوب؛ این‌ها هستند که به نحو درستی از زندگی بهره می‌برند.

صبر در برابر گناه و مصائب زندگی

همه جا این صبر به درد می‌خورد. در مقابل گناه هم صبر نیاز است؛ چون گناه خیلی شیرین و لذت‌بخش است، اونی که گناه نمی‌کند، دارد صبر می‌کند. گناه که ناخوشایند نیست. در مشکلات زندگی همین‌جور، در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها همین‌جور، در همه حال به صبر نیاز است. شما الآن همین کاری که می‌خواهید انجام بدهید، مثلاً تصمیم می‌گیرید بروید به یک مجلسی، اصل این کار صبر می‌خواهد، استمرارش صبر می‌خواهد و تقید به کارهای خیر صبر می‌خواهد. آن‌وقت نتایج این صبر برای انسان خیلی وقت‌ها نتایج بزرگی است؛ کسانی که نتایج بزرگی در زندگی می‌گیرند، به خاطر همین صبرهاست.

بیشترین نیاز انسان به صبر، در مشکلات است — حالا عرض کردیم فقط هم مشکلات نیست، اما بیشترین نیاز در مشکلات است — لذا بیشتر در روایات می‌گویند: «صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ». در بلا و سختی‌ها، از ویژگی‌های مؤمن این است که صبور است؛ نمی‌گویند صابر است، می‌گویند صبور است. یعنی صبر روی او کار کرده، ظرفیتش بالاست و دایره‌ی صبرش خیلی وسیع است. محدود نمی‌شود به اینکه مثلاً بگوییم تا این‌قدر صبر دارد، اما از این حد که یک ذره فراتر برود، دیگر صبر ندارد؛ یا در این مشکل زندگی تا اینجا صبر دارد، یا در وضعیت و نابسامانیِ خانه تا این حد باشد صبر دارد و از این حد که فراتر برود دیگر صبر ندارد. در همه‌ی مسائل دیگر هم همین‌طور است.

مرزهای بی‌انتهای ظرفیت وجودی انسان

مرز صبرِ انسان‌ها با هم متفاوت است؛ تا یک جایی صبر دارند و از یک جایی به بعد دیگر ندارند. این [روایات] تلاش می‌کنند به ما یاد بدهند که مرزهای این مملکتِ صبرمان را گسترش بدهیم؛ هر چه می‌توانیم وسیع‌ترش کنیم و ببریم عقب‌تر تا به نقطه‌ی دورتری برسیم. بعد از آن هم باز جلوتر برویم، تا جایی که دیگر هیچ نقطه‌ی دوری نباشد که وقتی به آن رسیدیم، صبرمان تمام بشود؛ به طوری که هر کاری کنند، نتوانند صبر را از ما بگیرند.

بعضی‌ها به این نقطه می‌رسند؛ یعنی هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن‌ها را از کوره به در ببرد و در برابر این فشارها و مشکلاتی که هست، آسیب ببینند. چون خدای متعال بالقوه قوه‌ی عظیمی در هر چیزی به انسان داده است؛ قدرت بزرگی به انسان داده، ولی این به صورت بالقوه در انسان هست و چون استفاده نمی‌کند، کم می‌آورد. این ظرفیت را داردها؛ یعنی همه‌ی انسان‌ها قوه‌ی صبر در برابر بالاترین حدِ مشکلی که یک انسان می‌تواند به آن مبتلا بشود را دارند، و حتی بیش از آن را هم دارند. صبری که خدا به انسان داده، بیش از همه‌ی مشکلات عالم است، حتی اگر همه‌ را یک‌جا جمع کنند. انسان این‌قدر این قوه‌ی عظیم را دارد و در نهان وجودش این ظرفیت هست، منتها استفاده‌اش کم است؛ یعنی به اندازه‌ای که حال دارد و دوست دارد، استفاده می‌کند. از یک جایی به بعد دیگر حالش را ندارد؛ چون یک ذره تلخ، مشکل و سخت است، و چون نمی‌خواهد زیر بار این سختی‌ها برود، ترجیح می‌دهد بی‌صبری کند تا اینکه صبر داشته باشد. انسان با بی‌صبری یک مصیبت بدتر درست می‌کند، اما عجیب است که به آن مصیبت بدتر راضی‌تر است تا به صبر!

دوراهی‌های عقل و گزینش‌های نفسانی

از شئون عقل انسان [مواجهه با] همین چیزهاست؛ که گاهی به بلا و مصیبتِ گناهان راضی‌تر است تا به صبر بر گناه. صبر بر گناه تلخ و سخت است. انسان حاضر نیست زیر بار این سختی برود — داستان همین است — اما حاضر است گناه کند و کوتاه‌مدت یا درازمدت، عواقب دنیایی و آخرتی‌اش را هم بچشد، ولی زیر بار این صبر نرود. آدمی خیلی عجیب است! در دوراهی‌ها می‌رود و راه بدتر را انتخاب می‌کند. ما فقط همان دَم و نقدِ کار را نگاه می‌کنیم؛ می‌بینیم نه، این یک ذره الآن تلخ و سخت است، پس رهایش می‌کنیم و می‌رویم آن راهی را انتخاب می‌کنیم که تلخی و سختیِ درازمدت، عمیق و شدیدی دارد، چون ظاهر این راهِ نقد، خوشایند است. گناه لذت دارد و آدم از انجامش لذت می‌برد؛ این لذتِ نقدِ راه را ترجیح می‌دهد به آن تلخیِ کوتاهی که تمام می‌شود و می‌رود. این‌جا اگر بخواهد گناه نکند، یک ذره تلخ است و فشار می‌آید، اما وقتی نکرد، راحت می‌شود و تمام می‌شود؛ این تمام شدنی است.

اما آن راهِ دیگر ادامه دارد؛ گناه را که آدم انجام داد، دامنگیرش می‌شود و بخواهد یا نخواهد، آثاری ادامه‌دار در انسان می‌گذارد. حالا گناه را کردی که کردی، اما آثار بعدی‌اش دیگر دست خودت نیست؛ عواقبش با خودت نیست. آن‌ها می‌آیند؛ حالا یا الآن یا بعداً، چه انسان متوجه بشود و چه نشود، آن عواقب خواهد آمد. آن‌وقت عقلِ [تحت اسارت نفسِ] انسان این‌طور به او نشان می‌دهد که مثلاً نه، همین راه را برو و نمی‌خواهد صبر کنی!

خصلت سوم: شکرگزاری در آسایش و بررسی سوره والعصر

«صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ»؛ «شَکُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ». حالا این صبر، خدای متعال یک جاهایی در قرآن — همان‌طور که عرض شد — امتیاز ویژه‌ای به آن می‌دهد. مثلاً در سوره‌ی والعصر؛ خیلی جاها بحث از «آمنوا و عملوا الصالحات» است و می‌فرماید کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، این‌ها بهترین انسان‌ها هستند و این امتیازات را دارند. اما این‌جا در سوره‌ی والعصر، وقتی خدا می‌خواهد بشمارد که چه کسانی دارند زیان و ضرر می‌بینند و آسیب می‌بینند، فقط به «آمنوا و عملوا الصالحات» اکتفا نمی‌کند، بلکه روی تواصوا تأکید می‌کند: «وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ».

این‌ها کسانی هستند که این ویژگی را هم دارند؛ یعنی فقط ایمان و عمل صالح ندارند که شرط اصلی است، بلکه یک قدم هم جلوترند؛ دلسوز آدم‌ها هستند، حرف می‌زنند، تلاش می‌کنند و خودشان را در راهی خرج می‌کنند که انسان‌ها را به حق، به کار درست، به رفتار درست و به تصمیم درست هدایت و توصیه کنند. تواصوا یعنی همین توصیه کردن به یکدیگر. یکی از ویژگی‌هایشان این است که همه‌اش حرف‌شان حق است و توصیه به حق دارند. هیچ‌وقت آدم را هل نمی‌دهند سمت تصمیم غلط؛ هیچ‌وقت آدم را هل نمی‌دهند سمت کار گناه، کار غلط و خلاف عقل. نمی‌گوید حالا برو جلو شوهرت بایست، جلو فلان کس بایست و جوابش را بده؛ جایی که جایش نیست و غلط است. یعنی نسخه‌ی بد نمی‌پیچند؛ «تواصوا بالحق». همیشه آدم‌ها را هل می‌دهند و تلاش می‌کنند آن‌ها را سوق بدهند سمت کار درست، تا تصمیم درست بگیرند. یکی خودشان را خرج این می‌کنند، و یکی دیگر از چیزهایی که خیلی در کلام‌شان و حرف‌شان هست، صبر است؛ نسخه‌ی مهمی است این صبر.

سنت‌های الهی و بیهودگیِ میان‌برهای وهمی

آدم‌ها می‌روند و مشکلی دارند، می‌خواهند این‌جا با یک نبات و قند، یا با یک ذکر و یک چیزی، این مشکل کن‌فیکون و حل بشود. خب، نه؛ همچین بنایی در کار نیست. آن چیزهایی که قصه‌اش را شنیده‌اید، استثنائاتی است و معلوم نیست ما جزو آن استثناآت باشیم؛ شاید چیز دیگری مقدر ماست. نمی‌توانیم همه‌اش دنبال نبات و قند و این ذکر و آن ذکر باشیم که بیاید مشکل ما را کن‌فیکون حل کند و تمامش کند. این‌ها راه‌هایی دارد؛ یکی از اصول ثابت این است که کنار آن راه‌هایی که انسان می‌خواهد برود، باید صبر داشته باشد. چون انسان در رسیدن به نتیجه و آن چیزی که دلش می‌خواهد، عجول است، ولی قانون این‌جور نیست؛ این‌جوری نیست، صبر می‌خواهد.

لذا این‌ها زیاد می‌گویند صبر. طرف می‌رود، به او می‌گویند صبر داشته باش، صبر، صبر داشته باش. و گاهی فرد هم نمی‌پذیرد؛ اصلاً می‌خواهد همین‌جا مشکلش همین الآن و در همین ساعت حل بشود. نه، خب نیست؛ قاعده این‌جوری نداریم. خدای متعال این‌جوری نخواسته، بقیه [قوانین تکوین] هم این‌جوری نخواسته است؛ چون خیلی آفت و آسیب دارد که ماها عقلمان به آن‌جاها قد نمی‌دهد و نمی‌کشد که بدانیم این راه، راه اصلی نیست. حوادث روزگار، مسائل و مشکلات گاهی باید مسیر طبیعی‌اش را طی کند؛ باید مسیرش طی بشود تا به نتیجه‌ی خودش برسد. آن چیزی که نیاز هست، صبر است؛ «تواصوا بالصبر».

صابرینِ حقیقی و تسلیم در برابر حاکمیت الهی

«و بشّر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة»؛ صابرین کسانی هستند که وقتی یک گرفتاری پیدا می‌کنند، یک مشکلی، یک سختی یا یک ناملایمی — مصیبت معنایش خیلی وسیع است؛ هر چیز ناخوشایندی که پیش بیاید مصیبت است — «اصابتهم مصیبة، قالوا انا لله و انا الیه راجعون». یعنی ما هیچ‌چیزی‌مان مال خودمان نیست، اختیار خیلی چیزها هم با ما نیست، همه‌اش مال خداست؛ خودمان مال خداییم و همه‌چیزمان مال خداست. حاکم مطلق خدای متعال است و به بهترین شکلی که خودش می‌داند و در حکمت و علمش هست، دارد اداره می‌کند و پیش می‌برد. اگر بنا باشد این مشکل این‌جا حل بشود، حلش خواهد کرد، و اگر هم بنا نباشد که حل بشود، نمی‌شود؛ باید با آن ساخت و کنار آمد. «انا لله» یعنی این معانی. «و انا الیه راجعون»؛ بعد هم باید برویم پیش خدا جواب بدهیم، حساب‌کتاب داریم.

تواصوا بالصبر؛ یکی از ویژگی‌هایشان این است که هی دنبال این نمی‌گردند که از این کارهای دیگر [میان‌برهای وهمی] بکنند. نه، آدم‌ها را بیشتر سوق می‌دهند سمت صبر. چون شما حالا این مشکلت هم حل بشود با یک نبات، مشکل دیگرت را می‌خواهی چه کار کنی؟ خب، صبری که رویش کار نمی‌کنی و همه‌ی زندگی به آن نیاز داری را می‌خواهی چه کار کنی؟ خب اونو که نیاز داری. حالا این را حلش کردی، بعدی چی؟ بدترش چی؟ همیشه انسان در زندگی به صبر نیاز دارد. با همه‌ی این مشکلات است که این قوه‌، این کوه صبری که خدا به او داده، می‌آید رو، می‌آید بالا و نمایان می‌شود. آن‌وقت این کوه صبر که می‌آید و در انسان نمایان می‌شود، در مشکلات دیگر زندگی — حالا چه آسان‌تر یا سخت‌تر — زمینه‌ی آدم بیشتر است و قوه‌ و قدرت آدم بیشتر می‌شود. این‌ها را می‌خواهد؛ «تواصوا بالحق، تواصوا بالصبر». دنبال یک راه‌های من‌درآوردی و نسخه‌های عجیب و غریب و این‌ها نیستند.

تلخی حق و لزوم پذیرش آن

حق را نشان می‌دهند و می‌گویند کار درست این است؛ شما این‌جا اشتباه کردی، حق با شما نیست، داری اجحاف می‌کنی، داری ظلم می‌کنی، داری بی‌انصافی می‌کنی. گاهی حق تلخ است، ولی آدم می‌رود و می‌خواهد فقط حق به جانب ما باشد؛ خب، همیشه که حق به جانب ما نیست! گاهی عین ناحقیم، عین باطلیم؛ در فکرمان، رفتارمان و تصمیم‌مان. حالا گاهی حقّیم، گاهی هم باطلیم. آن‌ها ویژگی‌شان این است که حق را می‌گویند، ولو برای آدم تلخ باشد. «تواصوا بالحق»؛ یک، درستِ کار را می‌گویند، ولو برای من تلخ باشد، ولو خوشایند من نیست.

و «تواصوا بالصبر»؛ حق را می‌خواهیم نگهش داریم، می‌خواهیم به آن پایبند باشیم و می‌خواهیم در زندگی‌مان ادامه‌اش بدهیم، این صبر می‌خواهد. لذا پشت‌بندش می‌گویند صبر داشته باشید، این مشکل یک‌روزه حل نمی‌شود. این مشکل از مشکلاتی است که ممکنه یک عمر باید با آن سپری کرد. قبلاً بارها عرض کردیم، بعضی مشکلات حل‌شدنی است، بعضی‌اش هم حل‌ناشدنی است؛ تا زنده‌ایم این مشکل هست. می‌خواهیم چه کار کنیم؟ می‌خواهیم بی‌صبری کنیم؟ خسارتش خیلی می‌رود بالا. یک سری مشکلات را باید دنبال راه حلش گشت، حلش کرد و سبکش کرد، یک سری مشکلات را هم هر انسانی در زندگی‌اش دارد، بلااستثنا، که این‌ها تا زنده است با اوست و حل‌شدنی هم نیست، راهی پیدا نمی‌شود. خب، من مأیوس بشوم از زندگی؟ من سرد بشم؟ من خودم را ول کنم و رها کنم؟ نه، راه درستش را باید پیدا کرد و رفت. بعضی‌هاش که حل نمی‌شود، باید با آن کنار آمد، با آن ساخت و با آن پیش رفت. چون اگر نسازی، «المصیبة للجازع اثنتان»؛ آدمِ اهل جزع و فزع، آدم بی‌صبر، کم‌صبر و کم‌تحمل، مصیبت برایش دو برابر است؛ یکی خود آن مشکل، و یکی اینکه حالا با این بی‌صبری‌اش چه کار کنیم؟ با این بی‌تابی‌اش، با این از کاه کوه ساختنش چه کار کنیم؟ این بدتر از خودِ آن مشکلش است.

دعا و صلوات پایانی

لذا به درد می‌خورد، خیلی به درد می‌خورد؛ «وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ». [صداى صلوات حاضرين] و «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ». صابرین کسانی هستند که وقتی یک گرفتاری پیدا می‌کنند، یک مشکلی، یک سختی یا یک ناملایمی — مصیبت معنایش خیلی وسیع است؛ هر چیز ناخوشایندی که پیش بیاید — «أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ، قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ».

عقلِ ما به آن‌جاها قد نمی‌دهد و نمی‌کشد که بدانیم این راه، راه اصلی نیست. حوادث روزگار، مسائل و مشکلات گاهی باید مسیر طبیعی‌اش را طی کند؛ باید مسیرش طی بشود تا به نتیجه‌ی خودش برسد. آن چیزی که نیاز هست، صبر است؛ «تواصوا بالصبر». ان‌شاءالله خدای متعال به ما کمک بدهد که بتوانیم این صبر را در خودمان بیشترش بکنیم. هر چه تلاش بکنیم امسال‌مان از سالِ قبل‌مان صبرمان بیشتر باشد، مرز صبرمان گسترده‌تر باشد، مملکت صبرمان وسیع‌تر و قلمروهایش بیشتر باشد ان‌شاءالله.

نثار ارواح همه‌ی کسانی که با صبر دین‌شان را حفظ کردند و این دین را حفظ کردند و به ما رساندند، مخصوصاً خاتم انبیاء، حضرات معصومین [(علیهم‌السلام)]، شهدا، امام شهدا و علما، سه صلوات بفرستید.

گزیده

1️⃣ وقار در سختی‌ها
🕊️ در گرفتاری‌ها و سختی‌ها، انسان باید قادر باشد که حالت وقار خود را حفظ کند. این حفظ آرامش به او کمک می‌کند تا بتواند تصمیمات درست و عاقلانه بگیرد. یکی از مشکلات انسان‌ها در شرایط دشوار این است که نمی‌توانند به درستی فکر کنند و عقل خود را به کار گیرند. هنگامی که احساسات تحت تأثیر قرار می‌گیرند، عقل ضعیف می‌شود و فرد ممکن است واکنش‌های ناگهانی و غیرمنطقی نشان دهد. در چنین مواقعی، وقار به انسان کمک می‌کند تا عقل خود را فعال کرده و از تصمیمات اشتباه جلوگیری کند.

2️⃣ صبر در برابر بلا
⏳ صبر یکی از ویژگی‌های برجسته‌ای است که در برابر مشکلات و بلایا به انسان کمک می‌کند. این ویژگی در همه جنبه‌های زندگی، از عبادات گرفته تا تعاملات اجتماعی و شغلی، لازم است. صبر پایه‌ای برای ادامه کارهای خیر و دستیابی به موفقیت است. در زندگی، وقتی با سختی‌ها و مشکلات مواجه می‌شویم، صبر به ما کمک می‌کند که مسیر خود را ادامه دهیم و از یأس و ناامیدی دوری کنیم. در مقابل گناهان هم صبر ضروری است، زیرا گناه به ظاهر شیرین است، اما در درازمدت عواقب بدی خواهد داشت.

3️⃣ شکر در زمان رفاه
🙏 شکرگزاری در زمان راحتی و رفاه از مهم‌ترین صفات مؤمن است. در هنگامی که انسان در آرامش و رفاه است، باید به یاد خدا باشد و نعمت‌های او را شکر کند. شکر در زمان رفاه نشان می‌دهد که انسان به یاد خداوند است و به چیزی که به او داده شده، راضی است. این شکرگزاری باعث تقویت ایمان و نزدیکی بیشتر به خداوند می‌شود و انسان را از دنیای مادی و خواسته‌های بی‌پایان آزاد می‌کند.

4️⃣ قناعت و رضایت از رزق الهی
💫 مؤمن باید از آنچه که خداوند برای او مقدر کرده است راضی باشد و از آنچه در اختیارش قرار داده شده، قانع باشد. قناعت یکی از بزرگ‌ترین گنج‌های روحی است که باعث می‌شود انسان در زندگی از هر چه که دارد راضی باشد و به دنبال خواسته‌های بی‌پایان دنیا نرود. با قناعت انسان به آرامش درونی می‌رسد و از اضطراب‌ها و نگرانی‌های مادی دور می‌شود.

5️⃣ عدم ظلم به دشمنان
⚖️ مؤمن نباید به دشمنان خود ظلم کند. در برخورد با دیگران، باید انصاف را رعایت کرده و هیچ‌گاه از اصول اخلاقی منحرف نشود. ظلم به دیگران، حتی در مقابل دشمن، سبب می‌شود که فرد از مسیر درست خارج شود. مؤمن باید در سخت‌ترین شرایط هم از ظلم و تعدی خودداری کند و رفتار و گفتارش با دیگران بر پایه عدالت و انصاف باشد.

6️⃣ دوری از تملق و تحمیل بر دوستان
🧑‍🤝‍🧑 یک مؤمن نباید به دوستان خود فشار بیاورد یا خواسته‌هایی را تحمیل کند. روابط باید بر اساس احترام و محبت باشد، نه اجبار و فشار. در روابط انسانی، کمک و حمایت باید بدون هیچ‌گونه انتظاری انجام شود و فرد باید به نیازهای دیگران احترام بگذارد.

7️⃣ تلاش برای آرامش و راحتی مردم
💪 مؤمن باید بدن خود را در خدمت دیگران قرار دهد و برای راحتی و آسایش مردم از خود فداکاری کند. این ویژگی نشان‌دهنده محبت و دلسوزی است. تلاش برای بهبود شرایط دیگران نه تنها یک اقدام اخلاقی است، بلکه به انسان حس رضایت و آرامش می‌دهد.

8️⃣ صبر بر مشکلات و بلایا
🛑 امام صادق (علیه السلام) تأکید می‌کنند که صبر در برابر مشکلات و بلایا امری ضروری است. این صبر باید به‌طور پیوسته در زندگی فرد مورد استفاده قرار گیرد. انسان باید یاد بگیرد که در برابر سختی‌ها مقاوم باشد و از مسیر خود منحرف نشود. مشکلات و بلایا بخشی از زندگی هستند، و انسان باید با صبر و شکیبایی به آن‌ها پاسخ دهد.

9️⃣ صبر و تقویت آن در زندگی
🌱 صبر از ضروری‌ترین ویژگی‌هایی است که باید در انسان تقویت شود. هیچ‌کس در زندگی بدون مشکلات نمی‌ماند، و در مقابل هر مشکلی که پیش می‌آید، صبر باید باشد. صبر در برابر مشکلات به انسان کمک می‌کند که از بحران‌ها عبور کند و از آن‌ها رشد و یادگیری بدست آورد. این ویژگی باید در همه زمینه‌های زندگی، از عبادات گرفته تا مشکلات اجتماعی، تقویت شود.

🔟 توصیه به صبر و حقیقت
📜 امام صادق (علیه السلام) به مؤمنان توصیه می‌کنند که در مواجهه با مشکلات، همیشه به حقیقت پایبند باشند و هیچ‌گاه از صراط مستقیم منحرف نشوند. حتی زمانی که مواجه با دشواری‌ها و تلخی‌ها هستند، باید به راه درست و اخلاقی پایبند باشند و از صبر و توصیه به دیگران برای انجام کارهای درست استفاده کنند. این رفتار نه تنها به خود فرد کمک می‌کند بلکه به دیگران نیز راهنمایی می‌دهد.

-----------------

۱. بزنگاه اصلی زندگی و عقل‌گرایی در بحران

فرق ما با انسان‌های والامقام در این است که ما به‌دنبال حالت بد و احساسات منفی حرکت می‌کنیم و متناسب با همان عکس‌العمل نشان می‌دهیم، اما آنان هرگز نمی‌گذارند حالت بدی که دامنگیرشان شده است، برایشان تصمیم بگیرد و زمام عقل‌شان را به دست بگیرد. آنان خودکنترلی دارند. > قاعدتاً در این موقعیت‌ها، انسان‌ها عکس‌العمل‌های تند، منفی و بدی نشان می‌دهند، اما انسان‌های برتر «کظم غیظ» می‌کنند. کظم غیظ یعنی فروبردن خشم؛ مانند جرعه‌ای آب که آدم فرو می‌برد. مؤمن واقعی با اینکه می‌خواهد رفتاری انجام بدهد یا حرفی بزند، اما در آن لحظه خودش را نگه می‌دارد.

۲. حقیقت وقار؛ آرامش در تلاطم‌ها

به این حالت می‌گویند «وقار». وقار حالتی است در انسان که می‌بینی آنجایی که همه به هم می‌ریزند، او آرام است؛ آنجایی که عکس‌العمل‌ها منفی است، عکس‌العمل او آرامش است. آنجا که آدم‌ها تحت تأثیر بدِ احساسات قرار می‌گیرند و به عکس‌العمل بد واداشته می‌شوند، عکس‌العمل او آرامش است، قرار است و ثبات دارد.

حفظ کردن این حالت در انسان، به او کمک می‌کند که بتواند متناسب با شرایط و موقعیتی که در آن هست، تصمیم درست بگیرد. وقتی انسان خودش را کنترل می‌کند، عقل به کار می‌افتد و راهی را پیش می‌گیرد که عواقب بد دامنگیرش نشود.

۳. عواقب تسلیم شدن در برابر احساسات آنی

یک مشکل بزرگ ما انسان‌ها این است که در شرایط سخت زندگی، نمی‌توانیم در همان لحظه تصمیم درست بگیریم. چون در آن لحظه حال انسان به هم می‌ریزد؛ این حال به هم ریختن مستقیماً روی عقل اثر می‌گذارد و نمی‌گذارد انسان درست فکر کند، عقلش را خوب به کار بگیرد و چیزی بر عقلش حاکم نشود تا بتواند نتیجه‌ی مناسبی بگیرد. > آدمِ عصبانی زود عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ داد می‌زند، عصبانیت به خرج می‌دهد و تندی می‌کند. انسانی هم که در یک شرایط خاص احساسی قرار گرفته و احساساتش تحریک شده، عقلش خوب نمی‌تواند کار کند، لذا زبانش به کار می‌افتد و کار را خراب می‌کند.

۴. صبر؛ صفت درجه‌یک و حیاتی مؤمن

صبر از آن صفت‌های درجه‌یک است که خیلی به درد انسان می‌خورد، خیلی برایش ضروری است و به آن نیاز دارد. در همه‌ی کارهای زندگی هم به آن نیاز دارد؛ چه در مقابل سختی‌ها و مشکلات، و چه در مسائل دیگر زندگی که مفید است و خوب است انسان بتواند مسیرش را ادامه بدهد و خوب هم ادامه بدهد. > هر کسی حتی در عباداتش، در شغلش و در آن کاری که به آن اشتغال دارد، همه جا به صبر نیاز دارد. صبر می‌خواهد تا آدم بتواند کار را ادامه بدهد. پایه‌ی اصلیِ ادامه‌ی کارهای خیر و خوب، صبر است؛ پایه‌اش صبر است.

۵. وسعتِ مرزهای صبر و ظرفیت وجودی انسان

مرز صبرِ انسان‌ها با هم متفاوت است؛ تا یک جایی صبر دارند و از یک جایی به بعد دیگر ندارند. روایات تلاش می‌کنند به ما یاد بدهند که مرزهای این مملکتِ صبرمان را گسترش بدهیم؛ هر چه می‌توانیم وسیع‌ترش کنیم و ببریم عقب‌تر تا به نقطه‌ی دورتری برسیم؛ به طوری که هر کاری کنند، نتوانند صبر را از ما بگیرند. > صبری که خدا به انسان داده، بیش از همه‌ی مشکلات عالم است، حتی اگر همه‌ را یک‌جا جمع کنند. انسان این‌قدر این قوه‌ی عظیم را دارد و در نهان وجودش این ظرفیت هست، منتها استفاده‌اش کم است.

۶. اسارت عقل در دوراهی‌های نفسانی

انسان با بی‌صبر‌ی یک مصیبت بدتر درست می‌کند، اما عجیب است که گاهی به آن مصیبت بدتر راضی‌تر است تا به صبر! از شئون عقل انسان [در مواجهه با گناه] همین چیزهاست؛ که گاهی به بلا و مصیبتِ گناهان راضی‌تر است تا به صبر بر گناه. > گناه لذت دارد و آدم از انجامش لذت می‌برد؛ این لذتِ نقدِ راه را ترجیح می‌دهد به آن تلخیِ کوتاهی که تمام می‌شود و می‌رود. این‌جا اگر بخواهد گناه نکند، یک ذره تلخ است و فشار می‌آید، اما وقتی نکرد، راحت می‌شود و تمام می‌شود؛ اما آن راهِ دیگر و عواقب گناه ادامه دارد.

۷. تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر؛ مرام مصلحان

در سوره‌ی والعصر، وقتی خدا می‌خواهد بشماره که چه کسانی دارند زیان و ضرر می‌بینند، فقط به «ایمان و عمل صالح» اکتفا نمی‌کند، بلکه روی سفارش به حق و صبر تأکید می‌کند: «وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ».

این‌ها دلسوز آدم‌ها هستند، حرف می‌زنند، تلاش می‌کنند و خودشان را در راهی خرج می‌کنند که انسان‌ها را به حق، به کار درست، به رفتار درست و به تصمیم درست هدایت و توصیه کنند. یکی از ویژگی‌هایشان این است که همه‌اش حرف‌شان حق است و نسخه‌ی بد برای دیگران نمی‌پیچند.

۸. بیهودگیِ میان‌برهای وهمی در سنت‌های الهی

آدم‌ها می‌روند و مشکلی دارند، می‌خواهند این‌جا با یک نبات و قند، یا با یک ذکر و یک چیزی، این مشکل کن‌فیکون و حل بشود. خب، نه؛ همچین بنایی در کار نیست. نمی‌توانیم همه‌اش دنبال این چیزها باشیم که بیاید مشکل ما را کن‌فیکون حل کند و تمامش کند. > حوادث روزگار، مسائل و مشکلات گاهی باید مسیر طبیعی‌اش را طی کند؛ باید مسیرش طی بشود تا به نتیجه‌ی خودش برسد. آن چیزی که نیاز هست، صبر است. انسان در رسیدن به نتیجه و آن چیزی که دلش می‌خواهـد، عجول است، ولی قانون این‌جوری نیست.

۹. تسلیم در برابر حاکمیت و حکمت الهی

صابرین کسانی هستند که وقتی یک گرفتاری پیدا می‌کنند، می‌گویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ». یعنی ما هیچ‌چیزی‌مان مال خودمان نیست، اختیار خیلی چیزها هم با ما نیست، همه‌اش مال خداست؛ خودمان مال خداییم و همه‌چیزمان مال خداست. > حاکم مطلق خدای متعال است و به بهترین شکلی که خودش می‌داند و در حکمت و علمش هست، دارد اداره می‌کند و پیش می‌برد. اگر بنا باشد این مشکل این‌جا حل بشود، حلش خواهد کرد، و اگر هم بنا نباشد که حل بشود، نمی‌شود؛ باید با آن ساخت و کنار آمد.

۱۰. مواجهه عاقلانه با مشکلات حل‌ناشدنی

حق را می‌خواهیم نگه داریم، می‌خواهیم به آن پایبند باشیم و می‌خواهیم در زندگی‌مان ادامه‌اش بدهیم، این صبر می‌خواهد. بعضی مشکلات حل‌شدنی است، بعضی‌اش هم حل‌ناشدنی است؛ تا زنده‌ایم این مشکل هست. یک سری مشکلات را هر انسانی در زندگی‌اش دارد که حل‌شدنی هم نیست و راهی پیدا نمی‌شود. > آیا من باید مأیوس بشوم؟ نه، راه درستش را باید پیدا کرد و رفت. بعضی‌هاش که حل نمی‌شود، باید با آن کنار آمد و ساخت. چون اگر نسازی، آدمِ اهل جزع و فزع، مصیبت برایش دو برابر است؛ یکی خودِ آن مشکل، و یکی این بی‌صبری و بی‌تابی‌اش.

فهرست

1️⃣ وقار در سختی‌ها
◽️ حفظ آرامش و ثبات در هنگام مشکلات
◽️ تأثیر وقار بر تصمیم‌گیری درست

2️⃣ صبر در برابر بلا
◽️ صبر به عنوان یکی از ویژگی‌های مؤمن
◽️ اهمیت صبر در زندگی روزمره و عبادات

3️⃣ شکر در زمان رفاه
◽️ شکرگزاری از نعمت‌ها و رفاه
◽️ تأثیر شکر بر تقویت ایمان

4️⃣ قناعت و رضایت از رزق الهی
◽️ راضی بودن به آنچه که خداوند داده
◽️ آرامش درونی از قناعت

5️⃣ عدم ظلم به دشمنان
◽️ حفظ انصاف در برخورد با دشمن
◽️ اجتناب از ظلم در هر شرایطی

6️⃣ دوری از تملق و تحمیل بر دوستان
◽️ احترام به نیازهای دیگران
◽️ اجتناب از تحمیل خواسته‌ها

7️⃣ تلاش برای آرامش و راحتی مردم
◽️ فداکاری برای رفاه دیگران
◽️ کمک به دیگران بدون انتظار

8️⃣ صبر و تقویت آن در زندگی
◽️ تقویت صبر در برابر سختی‌ها
◽️ صبر به عنوان یکی از ارکان موفقیت

9️⃣ توصیه به صبر و حقیقت
◽️ پایبندی به حقیقت حتی در شرایط دشوار
◽️ اهمیت صبر در مواجهه با مشکلات

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 هشت خصلت مؤمن از نگاه امام صادق (علیه السلام)

موضوع: صوت کامل سخنرانی