
🌙۱۴۰۳ جلسه پنجم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
🎧 اهمیت ایمان در زندگی انسان

🌙۱۴۰۳ جلسه پنجم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
🎧 اهمیت ایمان در زندگی انسان
🌙۱۴۰۳ جلسه پنجم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
🎧 اهمیت ایمان در زندگی انسان
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
صحبت درباره اهمیت ایمان بود. عرض شد مهمترین نیاز روح انسان — که بعد اصلی وجود انسان هست و مثل جسم انسان تشنه و گرسنه میشه و احتیاجاتی داره، نیاز به تغذیه و تقویت داره — مهمترین نیاز روح انسان، ایمان هست. ایمان به خدا، باور به خدا و در ادامهاش توجه به خدا و یاد خدا، نیاز اصلی روح انسان هست؛ و بشر هر چه از یاد خدا و از بندگی خدا دور میشه، آفت و آسیبش براش شدیدتر و سنگینتر میشه و مصیبت بدتر هم اینه که علت مشکل و مصیبت را هم نمیتونه بفهمه.
چون خیلی از این مشکلات روحی انسان، نشئتگرفته از همین هست که انسان ارتباطش رو با خدا خراب کرده. این ارتباط آسیب دیده؛ به هر دلیلی و تحت هر شرایطی آسیب دیده و آسیبدیدن این ارتباط، باعث آسیبهایی برای روح انسان میشه. روح که آسیب ببینه، حتی جسم انسان هم آسیب میبینه و آن نیازهای اصلیاش تأمین نمیشه. وقتی آن نیازهای اصلی تأمین نشد، مشکلات پیش میاد. مسائل مختلفی که انسانها در اثر این نرسیدن به روح، رسیدگینکردن به روح و توجهنداشتن به روح دچارش میشن، همهاش به یه نحوی برمیگرده به این مسئله.
و عرض شد که بشر و انسان، با این همه پیشرفت علمی و با این همه تلاش، مطالعات و تحقیقاتی که داره، هنوز نتونسته به این نقطه برسه؛ و آنچه که بر فضای روانشناسی، انسانشناسی و علوم مربوط به این جهت حاکم هست، انسان وقتی میبینه، مشاهده میکنه که [دانشمندان] به این مسئله اصلی و اساسی توجه ندارن. چون توجه ندارن، آن درمان اصلی رو نمیتونن برای انسان پیدا کنن.
خدا و توجه به خدا و یاد خدا و درست کردن رابطه انسان با خدا، این نیاز اصلی هست، گرهگشای اصلی هست. آن فوت کوزهگری که نیاز هست برای هر کاری که انسان برای سلامت روحش میخواد انجام بده، آن نقطه اصلی و فوت کوزهگریاش همین هست که انسان توجه کنه ببینه کجاها ارتباطش با خدا آسیب دیده؛ چه کارهایی کرده، چه چیزهایی بوده در زندگیاش که به ارتباطش با خدا آسیب زده؛ چه گناهانی هست، چه گناهانی داره، چه اخلاق بدی داره، چه مشکلات روحی، رفتاری و اخلاقی داره که اینها اولاً به ارتباطش با خدا آسیب میزنه و به تبعش به روح انسان آسیب میزنه و آن آرامش، وقار، سکینه و اطمینان قلبی را از انسان میگیزه.
حالا هر چه انسان بشینه مطالعه کنه که مثلاً چه ویژگیهایی داریم ما انسانها، این مطالعات بد نیست، اما به آن نقطه اصلی و اساسی که همین مسائل هست نمیرسه. همهاش انسان غرق در خودش میشه، همهاش در صدد شناخت مسائل شخصی خودشه، ویژگیهای روحی و رفتاری خودشه، ولی آن درمان اصلی که بیرون از وجود خودشه و مرتبطه با وجود خودش هست، آن رو نمیتونه پیدا کنه. لذا نسخههایی که بشر میپیچه، خیلی که مفید باشه مسکن هست، اما درمانگر نیست.
خب، از اینجا پی میبریم به اهمیت ایمان به خدا و اینکه چرا اینقدر تو اسلام و تو ادیان الهی، آن چیزهایی که از جانب خدا — به عنوان کسی که واقعیات رو میشناسه، روح ما رو میشناسه، جسم ما رو میشناسه و خداست — اینقدر تو ادیان الهی، تو دین اسلام و تو قرآن کریم رو مسئله ایمان توجه شده؛ اینقدر این ایمان و «آمنوا» و «آمنوا و عملوا الصالحات» و مؤمن و اینها اینقدر پررنگه؟ چون ایمان اساس حل مشکلات آدمه. درمان اصلی و اساسی از راه ایمان میگذره، یعنی تقویت ایمان. هر چی که به تقویت ایمان میرسه و میرسونه انسان رو، مفیده و برای روح انسان هست؛ ارتباط ما رو با خدا درست میکنه، روح استفاده میکنه، روح نشاط واقعی پیدا میکنه و روح اطمینان و آرامش واقعی براش حاکم میشه.
هر چی هم ایمان آدم رو ضعیف میکنه و آسیب میزنه به ایمان انسان، انسان رو از آن آرامش واقعی دور میکنه؛ چون ارتباط ما رو با خدا خراب میکنه. اینها به هم متصلن؛ ارتباط که خراب شد، روح آسیب میبینه. روح که آسیب دید، آسیبپذیریاش بالا میره و آن وقت ازش مشکلات شدید و زیاد درمیاد و دچارش میشه. لذا زیاد توجه دادن ما رو در قرآن کریم — که کتابی است که برای هدایت ما آمده، برای قانونی است، برای روش زندگی کردن — توجه میده خدا به روح، به ایمان. حتی از روح هم خیلی حرف نمیزنه، مختصر ازش رد میشه؛ انسان رو متمرکز میکنه و توجه میده به ایمان و عمل صالح.
ایمان اساسه، از دل ایمان عمل صالح درمیاد. ایمان مولد عمل صالحه، ایمان باعث انجام اعمال صالح، کارهای خوب و اخلاق خوبه. هر چی عمل صالح، کار خوب و اخلاق خوب از انسان بیشتر بشه، ایمان بیشتر میشه. یعنی این دو تا با همدیگر، همدیگر رو بالا مییارن، همدیگر رو رشد میدن. روح و ایمان زمینه عمل صالحه، عمل صالح زمینه رشد روح و ایمانه. باز ایمان که رشد کرد، عمل صالح در انسان بیشتر میشه و اخلاق خوب در انسان عمیقتر میشه.
همه ما به صبر نیاز داریم، یه حدی از صبر رو هم همه دارند. هیچکسی رو خدا طوری نیافریده که هیچ صبر نداشته باشه، همه یه مقداری از صبر رو دارند. ولی این صبر کمه؛ گاهی در مسائلی تو زندگی و مشکلاتی که پیش میاد برای انسان، این صبر — جلسه قبل عرض کردیم این صفات خوب مثل صبر، مثل یک مثلاً دریایی میمونه، مثل یه رودی میمونه، مثل یه برکهای میمونه — در انسان وقتی این صبر کم باشه، این ساحلش خیلی نزدیکه، خیلی محدوده، وسعتش خیلی کمه. تا یه جایی صبر داره، به فلان نقطه که میرسه صبرش تموم میشه؛ رسید به ساحل، دیگه آب نیست، دیگه صبر نیست، آنجا دیگه از خود بیخود میشه و بیصبری میکنه.
حالا آن چیزی که خدا میخواسته همینه که با تقویت ایمان، این وسعت پیدا بکنه؛ دریای این صفات خوب انسان. از یک چشمه کوچک، از یک برکه کوچک، از یک حوض کوچک برسه، آنقدر این مرزهاش و ساحلش گسترده بشه که مثل یه دریا بشه، مثل یه اقیانوس بشه که هر چه از حوادث روزگار پیش میاد، این صبرش لبریز نمیشه، تموم نمیشه، به ساحل نمیرسه تموم شد، دیگه صبری نیست، به حدی نمیرسه. انسان اینقدر ظرفیت داره. این صبر ابتدا در انسان کمه، ولی خدا میخواد با عمل صالح، با کارهای خوب و کارهای خیر، این صبر زیاد بشه.
بقیه صفات هم همینطور. صبر تو زندگی خیلی نیاز هست. آن وقت هر چه انسان رویش سرمایهگذاری کنه، رو کارهای خیر سرمایهگذاری کنه، صبرش بیشتر میشه و مشکلات زندگی کمتر دیگه میتونه بهش آسیب بزنه. کمتر چیزی هست که بتونه صبر را از انسان بگیره و پیش بره. انسانهای عادی هم به این نقطه میرسند، نه فقط انسانهای خاص.
تقویت ایمان باعث این مسائل میشه؛ یعنی اول و اساسی فایدهاش برای انسان هست، ثمرهاش برای انسان هست، هیچیش هم به خدا نمیرسه. هیچ نفع و سودی خدای متعال از صبر ما نمیبره، از ایمان ما نمیبره، از عمل صالح ما عایدش نمیشه. هر چی گفته برای خود ما گفته، ولی راه داده.
هر چی ایمان بیشتر میشه، عمل صالح بیشتر میشه؛ هر چی عمل صالحمون رو بیشتر میکنیم، ایمانمون بیشتر میشه. باز هر چه ایمان بیشتر شد، عمل صالح بیشتر میشه. بیشتر شدنش یعنی چی؟ یعنی همین؛ یعنی صبر انسان، ظرفیت انسان و سعه صدر انسان بیشتر میشه، گسترش پیدا میکنه. اینو میخواد.
ما معلوم نیست در حوادث روزگار چه اتفاقاتی برامون بیفته، چه چیزهایی بعداً بناست پیش بیاد. نیاز داریم مجهز باشیم از قبل، آماده باشیم، ظرفیت مشکلات رو داشته باشیم. ظرفیت رو هم در مشکلات و چیزهای سخت داشته باشیم، هم ظرفیت رو در چیزهای خوب داشته باشیم. گاهی انسان تو چیزهای خوب هم خیلی ظرفیت نداره؛ مثلاً ظرفیت ندارد خیلی نعمتش زیاد بشه، ظرفیت نداره خیلی مالش زیاد بشه، روزیاش گسترده بشه. بعضیها آسیبشون تو همین چیزهاست اتفاقاً. وقتی گشایش و وسعت رزق و روزی پیدا میکنه، ظرفیتش رو از دست میده، میفته به کارهای غلط، به خرجهای غلط و به راههای غلطی رفتن تو زندگی.
عده زیادی — نه همهشون — عده زیادی از انسانهای سرمایهدار و پولدار، اینها اتفاقاً وضع ایمانیشون و اعتقادیشون از آدمهای فقیر یا متوسط، وضع آنها خیلی بدتره. با اینکه سرمایهدارند، ولی وضعشون بدتره. انسان میرسه به این نقطهای که ظرفیت چیزهای خوب رو هم نداره. یعنی خدا هر چی بهش بیشتر داده، اوضاعش بدتر شد؛ رابطهاش با خدا بدتر شده، نق زدن و غر زدنش بیشتر شده، شکرش کمتر شده و از بین رفته، صبرش هم کمتر شده. میبینی خیلی هم پولداره، اما خیلی هم شاکیه! از آن ور گاهی میبینی این کسی هست خیلی هم وضع آنچنانی نداره، مشکلاتی هم خیلی، خیلی مشکلاتی هم داره، اما کأنّ مشکلی به آن معنا نداره؛ اینقدر حالش خوبه، شاکره. اینها همه طور آدمی رو انسان میبینه دیگه. بعضیها ظرفیتهاشون این هست که در کار خیر و چیزهای خوب هم ظرفیت ندارند.
به هر حال، همه این حرفها و بحثها و ایمان برای این هست که انسان وسعت صدر پیدا بکنه، سعه صدر پیدا بکنه، ظرفیتش بالا بره. این ظرفیت بالا هم در چیزهای خوب و هم در اتفاقات، مسائل و مشکلات بد زندگی، انسان رو مقاوم میکنه. انسان به جزع فزع، به بیتابی، به کمصبری، به رفتارهای غلط، به رفتارهای سبک و به حرفهایی که نباید بزنه نمیفته، میتونه تحمل کنه.
از امام صادق (علیهالسلام) در کتاب شریف کافی روایت شده، فرمودند: «ینبغی للمؤمن» اینجا حرف رو مؤمنه؛ یعنی آی مؤمن که ایمان داری، ایمان رو باید رویش سرمایهگذاری کنی، توجه کنی، از دل ایمانت باید اینا دربیاد این صفتها. چی؟ سزاوار یک مؤمن هست که ایمانش، اینقدر رویش تلاش کنه، تقویت کنه، سرمایهگذاری کنه و همت کنه که به این نقطهها برسه. اینقدر رو این نقطهها سرمایهگذاری کنه که ایمانش رشد کنه، بتونه همینها رو گسترش بده. «ینبغی للمؤمن ان یکون فیه ثمان خصال» مؤمن هشت تا چیز رو سزاواره درش باشه دیگه تا بشه بهش گفت یه مؤمن تمیز، خوب و مطلوب.
یکی «وقوراً عند الهزاهز»؛ هزاهز یعنی سختیها. سختیها و مشکلات زندگی که همه دارند، هیچکسی استثناء نیست در این دنیا از سختیهای زندگی. سختیهای زندگی وقتی میاد، مشکلاتی میاد، مسائلی، گرفتاریهایی پیش میاد، آدمها در یک تقسیم کلی دو دستهاند طبیعتاً؛ یه دسته خب خیلی خودشون رو میبازند، خیلی میشکنند، شکسته میشن، خیلی آسیبپذیریشون بالاست. به هر حال، این چیزها درش هست دیگه؛ همین کمصبرند، کمطاقتند، ظرفیتشون کمه. خب میافتند به یه رفتارهای سبکی، یه رفتارهای زنندهای، تصمیمات غلطی، حرفهای ناپسندی ازشون درمیاد. تو متن آن مشکل که هست، خیلی آسیبش بالاست، آسیبزنندگیاش هم بالاست به بقیه. این مشکل براش پیش اومده، یه مصیبتی، گرفتاری؛ حالا مصیبتش هم واقعاً مشکلیهها، مصیبتها و سختیها رو که کسی انکار نمیکنه که سخته، بله سختی داره، ولی این سختیها برای همه هست، همه جا هم هست. اما بعضیها اینطوری میشن؛ یعنی خیلی شکسته میشن، خیلی آسیبشون بالا میره.
نقطه مقابلش بعضیها هستند نه، کمتر این حالت میشن؛ بعضیهای دیگه هستند نه، انگار خیلی صبرشون بالاست، خیلی مقاومت شکل زیاد است. اینجا تعبیر کرده به وقار. وقار او حالتیه در انسان — خودمون میفهمیم وقار یعنی چه، همونی که از وقار میفهمیم — یعنی یک حالت آرامش کامل، سنگینی و وزانتی در انسان باشه که به راحتی هر چیزی نتونه این رو تکون بده. هر مشکلی، هر سختی، هر مصیبتی نمیتونه این رو از جا بکنه، نمیتونه به همش بریزه، نمیتونه زلزله درش ایجاد کنه. اینو میگن وقار. میفرماید یکی از آثار ایمان و فایدههای ایمان و یکی از چیزهایی که سزاوار مؤمن بهش برسه — چون خیلی بهش احتیاج داره — این نقطه است که وقتی سختیهای زندگی، شدائد، سختیها و مشکلات میاد، خودش رو نبازه، متزلزل نشه، زلزله ایجاد نشه، کاه رو کوه نکنه، اینقدر شکستگی در خودش ایجاد نکنه، اعتماد به نفسش را آسیب نزنه، سرمایههایی که خدا بهش داده نادیده نگیره، نقاط ضعفش رو برجسته نکنه، بزرگ نکنه. اینها همه «وقوراً عند الهزاهز» میشه همه اینها، همه این مسائل، تا اینکه انسان به این نقطه برسه؛ تو این چیزهای مختلف، این آفتها و این مسائل و مشکلاتی که براش پیش میاد اینطوری باشد.
خب، گاهی ممکن تو زندگیمون افرادی رو دیدیم اینطوریان، گاهی هم ندیدیم ولی شنیدیم، ولی هستن؛ یه کسانی عادی هستن اینطوریان. «وقوراً عند الهزاهز» وقتی سختیهای زندگی پیش میاد، این شکنندگی نداره. سختی برای اون هم سخته، اما عکسالعملها فرق میکنه، آن راهی که انسان پیش میگیره فرق میکنه، چه راهی رو پیش میگیره. راه بیصبری و جزع فزع و بیتوجهی به یه چیزهایی که خدا بهش داده و نقاط ضعف و نقاط نقص و اینها رو برجسته کردن، هوچیگری و جزع فزع، این یه راهه. برای چنین کسی مصیبت دو تا چیزه؛ «المصیبة للجازع اثنتان». برای آدمهایی که صبور نیستند، اهل جزع و فزعاند، مصیبت دو تاست؛ یکی خود اون مشکل، یکی این بیصبریاش، این شکنندگیاش، این جزع و فزعش، این آسیبی که داره به اعتماد به نفسش میزنه، این سرمایههایی که خدا بهش داده و داره بهش بیتوجهی میکنه، نادید میگیره، این واقعیات را که انکار میکنه، همه اینها. و مصیبت برای چنین کسی دو تاست؛ یکی این حالتش، یکی هم خود اون مشکل. اون مشکل خودش به حد کافی هست، سخته، دو تایش دیگه نکنه آدم. «و للصابر واحدة»؛ برای آدم صابر و صبور، مصیبت یه چیزه اون هم خود اون مشکله. بله، خود اون مصیبت و مشکلی که پیش اومده هست، اما دیگه لااقل خودش قوز بالا قوز درست نمیکنه، یه مشکل رو بیشترش بکنه، چند برابرش کنه.
این بیتابی انسان، این شکنندگی انسان، گاهی از خود اون مصیبت سختتره؛ یعنی در مقایسه با خود اون مشکلی که پیش آمده، این خیلی سختتر و سنگینتره، آسیبش بیشتره. اینا چی میخواد؟ اینا تمرین میخواد، اینا همت میخواد، اینا تلاش خود انسان را میطلبه. خدا به همه انسانها یه کوهی از صبر رو بالقوه داده، ولی این کوهی از صبر مثل چی میمونه؟ مثل مثلاً تو دریا که انسان داره مسافرت میکنه یا تو قطب که داره حرکت میکنه، میگن گاهی این کوه و این تپهای که تو دریا انسانها میبینند عمدهاش اون زیر آبه. یا حتی این کوههای تو خشکی، گاهی میگن شما یه تپهای میبینید یا کوهی میبینید، ولی عمدهاش زیر زمینه، بخش عظیم و وسیع زیر زمین؛ یه نقطهای، تپهای، مختصری ازش رو داریم میبینیم. اینجاها هم همینطوره، همین ویژگی حاکم هست. باید اینها رو آدم توجه کنه؛ «وقوراً عند الهزاهز» وقتی سختیهای زندگی پیش میاد، این خودش رو حفظ میکنه، نمیذاره زلزله ایجاد شه تو زندگیاش، نمیذاره این آسیب بزنه به خودش و به اطرافیانش.
«صبوراً عند البلاء» وقتی بلا و مشکلی پیش میاد، مسئلهای پیش میاد، اولین چیزی که بهش توجه میکنه و تلاش میکنه، صبرشه. صبر یعنی آدم رو بازمیداره از رفتارهای غلط. وقتی آدم مبتلا میشه به یه مشکلی، اولین چیزی که از انسانهای معمولی صادر میشه رفتارهای غلطه، تصمیمهای غلط، حرفهای ناپسند؛ حالا چه سختی تو زندگی پیش بیاد، چه مشکلی در ارتباط با بقیه پیدا بکنه، اینها همهاش هست، فرق نمیکنه. حالا سختی و مصیبت گاهی اون چیزیه که به آدم رسیده، مریض شده، یه کسی رو از دست داده، یه مشکلی تو زندگیاش پیش اومده، گاهی اینه، گاهی هم مربوط به ارتباطهای انسانه با بقیه. از جانب یه کسی داره آسیب میبینه تو ارتباطی که داره، یه کسی دچار بدفکری شده، بدرفتاری شده، یه خلاصه بینشون شکرآب شده؛ اینجا دوباره صبر خیلی به درد آدم میخوره.
میشنوه به گوش آدم میرسه یا جلو چشم آدم پیش میاد یه رفتار غلطی. یه کسی یه رفتار غلطی داشته نسبت به انسان، یه حرف بدی زده، یه تصمیم غلطی گرفته. آدمِ کم، ضعیفالعقل، آدمِ کمصبر سریع چون عصبانی میشه، چون ناراحت میشه، خشمگین میشه، یه اقدامی انجام میده اون اقدام غلطه، یه حرفی میزنه اون حرف غلطه. صبر آدم رو از این حالتها درمیاره؛ میگه بله درسته الان اون یه تیری به سمت شما پرتاب کرده، اومده خورده به شما، ولی صبر کن بذار ببین الان بهترین کاری که تو این موقعیت میتونی بکنی چیه. آیا اینه که من هم برگردم همون تیرو برگردونم به خودش؟ من هم همون رفتاری که خودش کرد همین الان انجام بدم؟ من هم بدترش کنم؟ نه. مثل آدمی میمونه که تصادف کرده یا از یه جایی افتاده، این میگن چی؟ اونایی که مراقبتهای درمانی و این چیزها رو سراغ دارند میگن چی؟ میگن مواظب باشید ممکن این آسیب دیده به نخاعش، اینو نباید حرکتش بدید، به فلان حالت نباید دربیاد، در فلان حالت باید قرار بگیره.
اینجا هم همینطوره؛ ما یه تیری خوردیم یا آسیبی دیدیم، یه مشکلی برامون پیش اومده از مشکلات زندگی یا از مشکلاتی که تو ارتباط با آدمها هست، اون مراقبتی داره همون لحظه. اگه مراقبت نکنیم، آسیب سنگین میبینیم و میزنیم، باید مراقبت کنیم. چه بسا من اون لحظه نباید تکون بخورم، اون لحظه من نباید اقدامی انجام بدم، قطع نخاع میشم، آسیب میبینم، خودم بیش از اونی که هست آسیب میبینم. تصادف کرده هنوز قطع نخاع نشده، اما تکون بیجا میخوره، بد انتقالش میدن، بد حرکت میکنند میشه، اون اتفاق بد میفته. این تو همه مسائل زندگی هست. میگه صبور باش وقتی یه مشکلی پیش میاد. صبر آدم رو اینطوری نگه میداره که اول ببینه در مقابل این تیری که خوردی، این آسیبی که دیدی، این مسئلهای که پیش اومده کار درست چیه؟ من هم باید همان کار رو انجام بدم؟ من هم باید همون رفتار رو از رو عصبانیتم انجام بدم؟ نه. خودِ خودنگهداری در انسان ایجاد میکنه که صبر کن ببین، فکر کن رویش.
آن وقت عقل آدم هم اینجا ضمناً رشد میکنه. اینکه میگن همه چیزهایی که خدا گفته و از ما خواسته، یه اثر اساسیاش رو عقل انسانه، همینه. اینجا اون کسی که صبوره، خودنگهداری داره، صبر میکنه، فکر میکنه؛ فکر میکنه که چه کار باید بکنه، چه کار نباید بکنه، عقل رشد میکنه. این عقل حاکم میشه رو انسان، دیگه با خشم و غضب نمیاد تصمیم بگیره، اون خشم و غضب بَرِش سوار نمیشه، آدم رو ببره هر جایی خواست. ک عقل بر انسان سوار میشه، زمام انسان رو به دست میگره و تصمیم درست میگره. لذا خیلی حواستون جمع کنید؛ تو مسائل و مشکلاتی که تو ارتباطات با همه دارید، همسر و فرزندان و اطرافیان و مردم و اینها و مسائل و مشکلات زندگی و روحی و هر چی که پیش میاد، یکی از چیزها همینه. انسان در نقطه آغاز باید حواسش رو جمع کنه زلزله ایجاد نکنه؛ خودش اگه به هم ریخته، بقیه رو به هم نریزه، خودش اگر آسیب دیده، لااقل یه آسیب رو به بقیه نرسونه، ولی تلاش کنه فکر کنه، عقلش رو به کار بیندازه، صبرش رو به کار بیندازه، از قوه صبرش کمک بگیره. اون کوهی از صبر که خدا به انسان داده و این به چشم نمیاد و زیر زمین پنهان شده، زیر این آب و دریا پنهان شده، اون رو باید رفت سراغش، ازش استفاده کرد، زندهاش کرد، احیایش کرد، بیشترش کرد.
صفات دیگری هم هست انشاءالله جلسات بعد. انشاءالله خدا به ما این عقل رو بده و این ظرفیت رو بده و این درک و فهم رو بده که این حرفها رو زود بفهمیم، زود توجه کنیم، زود باور کنیم قبل از اونی که خسارتهای سنگینی تو زندگی به خودمون بخوره و خدای نکرده به اطرافیانمون. نثار ارواح طیبه همه کسانی که این حرفها رو زدند، یاد گرفتند و به ما رسوندند و به ما یاد دادند، مخصوصاً خاتم انبیاء، حضرات معصومین، شهداء، علماء، حضرت امام، سه صلوات بفرستید.
1️⃣ 💡 ایمان، نیاز اصلی روح انسان
مهمترین نیاز روح انسان، ایمان به خداست. همانطور که جسم به تغذیه نیاز دارد، روح هم به تقویت و تغذیه از یاد خدا و ارتباط با او نیازمند است. انسان هرچه از یاد خدا دور شود، آفتها و آسیبها بیشتر میشود. وقتی ارتباط انسان با خدا دچار آسیب میشود، مشکلات روحی و جسمی پدید میآید و او قادر به فهم علت این مشکلات نمیشود.
2️⃣ 💔 آسیب ارتباط با خدا، آسیب به روح انسان
هرچقدر انسان از خدا دورتر میشود، آسیبهای روحی بیشتری متحمل میشود. وقتی ارتباط انسان با خدا آسیب میبیند، به طور مستقیم روح آسیب میبیند و این آسیبها در نهایت به جسم نیز منتقل میشود. انسانهایی که به روح خود رسیدگی نمیکنند، دچار مشکلات مختلفی میشوند که در اصل به همین عدم توجه به روح برمیگردد.
3️⃣ 🧠 نگاه علمی به مشکلات انسان
با وجود پیشرفتهای علمی، بشر هنوز نتوانسته است به درمان اصلی مشکلات روحی دست یابد. انسانها در علوم روانشناسی به دنبال شناخت ویژگیهای فردی خود هستند اما نمیتوانند به درمان واقعی دست یابند. در حالی که راه حل اصلی در دین، یعنی توجه به ایمان و ارتباط با خدا، گرهگشا است.
4️⃣ 🌱 ایمان، اساس درمان مشکلات روحی
ایمان به خدا و توجه به یاد خدا، درمان اصلی برای مشکلات روحی است. این نکته اصلی در دین اسلام است که ایمان اساس حل مشکلات انسانهاست. تقویت ایمان، روح انسان را اصلاح میکند و باعث آرامش، اطمینان و نشاط واقعی در زندگی انسان میشود.
5️⃣ 💪 تقویت ایمان و عمل صالح
ایمان و عمل صالح دو رکن اصلی دین اسلام هستند که به یکدیگر وابستهاند. هرچه ایمان انسان تقویت شود، عمل صالح بیشتر میشود و اخلاق انسان بهبود مییابد. این دو با هم باعث رشد روح و ایمان انسان شده و در نتیجه انسان به آرامش و رشد اخلاقی دست مییابد.
6️⃣ 🌊 صبر، کلید مقابله با مشکلات
صبر یکی از مهمترین ویژگیهای انسان است که با تقویت ایمان افزایش مییابد. وقتی انسان صبر بیشتری داشته باشد، قادر است مشکلات زندگی را با مقاومت بیشتری تحمل کند. در حقیقت، هرچه ایمان تقویت شود، صبر انسان نیز افزایش پیدا میکند و ظرفیت او در مقابل مشکلات بیشتر میشود.
7️⃣ 🔑 ایمان و صبر، راه گشای مشکلات زندگی
ایمان و صبر به انسان قدرت مقابله با سختیها را میدهند. با تقویت ایمان، انسان قادر خواهد بود مشکلات زندگی را با آرامش بیشتری پشت سر بگذارد. در حقیقت، ایمان باعث میشود انسان در برابر مشکلات بزرگتر از آنچه که به نظر میآید، مقاومتر شود.
8️⃣ 🕊️ ایمان، عامل ایجاد آرامش در روح
ایمان به خدا، آرامش واقعی برای روح انسان به ارمغان میآورد. وقتی انسان ایمان خود را تقویت میکند، به آرامش درونی دست مییابد و قادر خواهد بود با مشکلات زندگی به شیوهای مناسبتر روبهرو شود. ایمان، عامل اصلی تسکین دل و پیدا کردن اطمینان در زندگی است.
9️⃣ 💬 تصمیمات صحیح با تقویت ایمان
ایمان به خدا باعث میشود انسان در برابر مشکلات تصمیمات درست بگیرد. وقتی انسان ایمان خود را تقویت میکند، از عقل و تفکر صحیح استفاده میکند و تصمیمات غلط را از خود دور میسازد. ایمان، انسان را به سمت انجام کارهای درست و اتخاذ تصمیمات مناسب هدایت میکند.
🔟 🛡️ ایمان، سپر دفاعی در برابر مشکلات زندگی
ایمان به خدا، مانند سپری در برابر مشکلات زندگی عمل میکند. انسان با تقویت ایمان، میتواند در برابر سختیها مقاومت کند و از آسیبهای روحی و روانی در امان بماند. این ایمان، انسان را از هرگونه افکار منفی و آسیبزا دور میکند و به او توانایی مقابله با مشکلات را میدهد.
------
مهمترین نیاز روح انسان که بعد اصلی وجود او است، ایمان میباشد. روح نیز همانند جسم انسان، تشنه و گرسنه میشود و نیاز به تغذیه و تقویت دارد. مهمترین نیاز روح انسان، ایمان به خدا، باور به خدا، توجه به خدا و یاد خدا است. بشر هرچه از یاد خدا و از بندگی او دورتر شود، آفت و آسیبش شدیدتر و سنگینتر میگردد. مصیبت بدتر این است که علت مشکل و مصیبت خود را نیز نمیتواند بفهمد؛ زیرا بسیاری از مشکلات روحی انسان، نشئتگرفته از این است که ارتباطش را با خدا خراب کرده است. وقتی این ارتباط تحت هر شرایطی آسیب ببیند، باعث بروز آسیبهایی در روح انسان میشود.
بشر با این همه پیشرفت علمی و با این همه تلاش، مطالعات و تحقیقاتی که دارد، هنوز نتوانسته است به نقطه اصلی درمان برسد. آنچه بر فضای روانشناسی و انسانشناسی حاکم است نشان میدهد که به این مسئله اساسی توجه ندارند و چون توجه ندارند، درمان اصلی را برای انسان پیدا نمیکنند. خدا، توجه به خدا و درست کردن رابطه با او، نیاز اصلی و گرهگشای واقعی است. آن فوت کوزهگری برای سلامت روح، این است که انسان ببیند کجاها ارتباطش با خدا آسیب دیده؛ چه گناهانی دارد و چه مشکلات روحی، رفتاری و اخلاقی دارد که اولاً به ارتباطش با خدا و به تبع آن به روحش آسیب میزند.
هرچه انسان بنشیند و درباره ویژگیهای روحی و رفتاری خود مطالعه کند، این مطالعات بد نیست، اما او را به آن نقطه اصلی و اساسی نمیرساند. انسان در این حالت غرق در خود میشود و در صدد شناخت مسائل شخصی خویش است، ولی آن درمان اصلی را که بیرون از وجود او و در عین حال مرتبط با اوست، پیدا نمیکند. لذا نسخههایی که بشر برای درمان خود میپیچه، خیلی که مفید باشد تنها یک مسکن است، اما درمانگر واقعی نیست. در مقابل، درمان اصلی و اساسی از راه تقویت ایمان میگذرد؛ چرا که ایمان اساس حل مشکلات آدمی است و با آن، اطمینان و آرامش واقعی بر روح حاکم میشود.
ایمان اساس است و از دل ایمان، عمل صالح درمیآید. ایمان مولد عمل صالح است و باعث انجام اعمال صالح، کارهای خوب و اخلاق نیکو میشود. هرچه عمل صالح، کار خوب و اخلاق خوب از انسان بیشتر سر بزند، ایمان او نیز بیشتر میشود. این دو دست در دست هم، یکدیگر را بالا میآورند و رشد میدهند؛ روح و ایمان زمینه عمل صالح است و عمل صالح، زمینه رشد روح و ایمان. باز هم وقتی ایمان رشد کند، عمل صالح در انسان بیشتر میشود و اخلاق خوب در وجود او عمیقتر میگردد. این ارتباط متقابل، مایه نشاط و آرامش واقعی روح است.
همه ما به صبر نیاز داریم و حدی از آن را همه دارند؛ خدا هیچکس را بدون صبر نیافریده است، اما این صبر کم است. در مشکلات زندگی، وقتی این صبر کم باشد ساحلش بسیار نزدیک، محدود و وسعتش کم است. انسان تا یک جایی صبر دارد و به فلان نقطه که میرسد صبرش تمام میشود؛ یعنی به ساحل میرسد و دیگر صبری باقی نمیماند. آنجا است که از خود بیخود میشود و بیصبری میکند. آنچه خدا از ما میخواهد این است که با تقویت ایمان، به این صفات خوب وسعت ببخشیم تا ساحلش آنقدر گسترده شود که مثل یک دریا و اقیانوس گردد و با حوادث روزگار لبریز نشود.
سزاوار است که مؤمن بر تقویت و سرمایهگذاری روی ایمان خود همت کند تا در سختیها و گرفتاریهای زندگی که هیچکس از آن مستثنی نیست، دارای «وقار» باشد. وقتی مشکلات میآیند، عدهای خود را میبازند، میشکنند و آسیبپذیریشان بالا میرود؛ در نتیجه به رفتارهای سبک، تصمیمات غلط و حرفهای ناپسند روی میآورند. اما وقار، آن حالت آرامش کامل، سنگینی و وزانتی است که به راحتی هر چیزی نمیتواند آن را تکان دهد و زلزله در آن ایجاد کند. برای انسان صبور، مصیبت فقط همان مشکل است، اما برای آدم بیصبر، مصیبت دوتاست: یکی خودِ مشکل و دیگری بیصبری و جزعوفزع او.
وقتی بلا و مشکلی پیش میآید، صبر انسان را از رفتارهای غلط بازمیدارد. وقتی تیر یا آسیبی از طرف کسی به ما میرسد، آدمِ کمصبر سریع عصبانی و خشمگین میشود و اقدام یا حرف غلطی میزند. اما صبر، خودنگهداری ایجاد میکند تا انسان ابتدا فکر کند که کار درست چیست. در این حالت، عقل انسان نیز رشد میکند؛ زیرا فرد صبور ابتدا فکر میکند و سپس عقل بر او حاکم میشود. با حاکمیت عقل، دیگر خشم و غضب بر انسان سوار نمیشود تا او را به هر کجا که خواست ببرد؛ بلکه عقل زمام انسان را به دست میگیرد و تصمیم درست را اتخاذ میکند.
1️⃣ 💡 اهمیت ایمان در زندگی انسان
◽️ ایمان به خدا، نیاز اصلی روح انسان است.
◽️ همانطور که جسم به تغذیه نیاز دارد، روح نیز به تقویت از یاد خدا نیازمند است.
2️⃣ 💔 آسیبهای دوری از خدا
◽️ دوری از خدا، مشکلات روحی و جسمی ایجاد میکند.
◽️ آسیب به ارتباط با خدا، باعث آسیب به روح و در نهایت جسم انسان میشود.
3️⃣ 🧠 ضعف نگاه علمی به مسائل روحی
◽️ بشر هنوز نتوانسته است به درمان اصلی مشکلات روحی دست یابد.
◽️ در علوم روانشناسی، توجه به ایمان و ارتباط با خدا نادیده گرفته میشود.
4️⃣ 🌱 تقویت ایمان و عمل صالح
◽️ ایمان و عمل صالح به هم پیوستهاند و هرچه ایمان تقویت شود، عمل صالح بیشتر خواهد بود.
◽️ این دو باعث رشد روح، اخلاق و آرامش در زندگی انسان میشوند.
5️⃣ 🌊 صبر، محصول ایمان
◽️ صبر یکی از نتایج تقویت ایمان است.
◽️ هرچه ایمان انسان بیشتر باشد، ظرفیت او برای تحمل مشکلات و صبر در برابر سختیها افزایش مییابد.
6️⃣ 🔑 ایمان و تصمیمات صحیح
◽️ ایمان به خدا، انسان را به سمت تصمیمات درست هدایت میکند.
◽️ تقویت ایمان باعث استفاده از عقل و فکر صحیح در مواجهه با مشکلات میشود.
7️⃣ 🛡️ ایمان، سپری در برابر مشکلات
◽️ ایمان، سپری برای مقابله با مشکلات زندگی است.
◽️ این ایمان انسان را از آسیبهای روحی و روانی حفظ میکند و به او توانایی مقابله با سختیها را میدهد.
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی