
🌙1403 جلسه دوم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ نقش ایمان به خدا در تأمین نیازهای روحی انسان و تربیت الهی در برابر تربیت مادیگرای غرب

🌙1403 جلسه دوم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ نقش ایمان به خدا در تأمین نیازهای روحی انسان و تربیت الهی در برابر تربیت مادیگرای غرب
🌙1403 جلسه دوم ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ نقش ایمان به خدا در تأمین نیازهای روحی انسان و تربیت الهی در برابر تربیت مادیگرای غرب
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمین.
والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا، ابالقاسم محمد [صداى صلوات حاضرين: صلّی الله علیه و آله و سلّم] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
عرض شد دیروز یک مسئلهی مهم در مورد انسان و تربیت انسان، مسئلهی ایمان به خدا هست؛ یعنی اساسیترین چیزی که برای روح انسان نیاز هست، مسئلهی ایمان به خدا، توجه به خدا و باور نسبت به خدای متعال هست.
انسان دو جهت درش هست؛ یکی همین جسم و بدنش که مادی هست، یکی روحش که معنوی هست و مادی نیست. این دو، دو واقعیتاند و هر کدامشان نیازهای خودشان را دارند؛ هم جسم ما و بدن ما نیاز دارد، هم روح ما.
همانطور که جسم ما گرسنه میشود، روح ما هم گرسنه میشود. همانطور که جسم ما نیاز به مراقبت دارد، روح ما هم نیاز به مراقبت دارد. پس خیلی از این جهات مشترکاند؛ در اصلِ این نیازها که باید بهش توجه کرد.
منتها بشر جسم را میبیند و درک میکند، نیازهایش را درک میکند؛ اما روح را چون نمیبیند و احساسی نسبت بهش — احساس جسمی و مادی نسبت بهش — ندارد، توجه نمیکند و درک نمیکند. در حالی که همانطور که جسم ما وقتی گرسنهاش میشود، اذیت میشویم، روح ما هم همینطور است؛ وقتی نیاز پیدا میکند به چیزهایی برای تقویتش، اگر بهش توجه نکنیم، اون هم اذیت میشود و اذیتش را احساس میکنیم.
اما خیلی وقتها نمیفهمیم که این، نیازِ روح انسان است؛ یک. دو، حالا با چی این نیاز برطرف میشود؟ جسم را احساس میکنیم، گرسنه میشویم، میرویم [سراغ غذا]؛ یا مریض میشود جسم و بدن، میرویم دکتر، دردش را احساس میکنیم، میرویم دکتر دارو میدهد. اما روح را متأسفانه انسانها توجه ندارند که این روح هم نیاز به تقویت دارد، نیاز به تغذیه دارد، نیاز به مراقبت دارد، نیاز به تغذیه روح دارد؛ همهی این نیازها را دارد: تغذیه، تقویت، مراقبت، رشد.
این جسم یک روزی از بین خواهد رفت و تمام میشود؛ ولی روح دیگر باقیست و چون خدا خواسته، میماند و هست. نیازهایی که دارد و باید اینجا تأمین کنیم در این دنیا، این دیگر تا ابد براش خواهد ماند.
اون چیزی که انبیاء آمدند انسان را توجه بدهند، یکیش همین هست که شما روح خودت را — این که اصل وجودت هست و اصل وجودت هست و درک شما، احساس شما، همهی احساسات شما، همهی حواستان، اصل و اساسش به روح هست — این را باید بهش توجه کنید. اگر چشم هم میبیند، به واسطهی روح است؛ چون روح درش هست، میبیند. [در قبال، در بیان محسوسات] چون روح درش هست، میبیند. گوش انسان هم تا وقتی روح در بدن انسان باشد، میشنوه.
روح هم به وسیلهی گوش هست که این درک و شنیدن را دارد، به وسیلهی چشم هست که این دیدن را دارد. بدن و روح یک ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. بدن تا روح نباشد، میشود بدنِ میت و مرده. بدن مرده دیگر هیچ احساسی ندارد؛ همان چشم و گوش را دارد، اما دیگر درک و احساسی ندارد. چرا؟ چون روح درش نیست. اینقدر بدن برای این چشم، برای اینکه ببیند، به روح نیاز دارد؛ گوش برای اینکه بشنود، به روح نیاز دارد. وقتی میمیرد انسان، چشم و گوش و اعصابش همه سر جای خودش است، ولی دیگر نمیبیند، نمیشنود؛ چون روح نیست.
از اون طرف، روح هم برای اینکه ببیند — یعنی دیدنِ اینجایی — برای اینکه درک بکند مسائل اینجایی را و متوجه بشود، میبیند و درک میکند؛ ابزارِ روح هستند اینها در این دنیا. روح هم برای اینکه رشد کند، نیاز دارد به مراقبت؛ توجه میخواهد، تقویت میخواهد.
جسم را باز انسان میرود اینها را بررسی میکند که چه چیزهایی برای بدن نیاز هست، چه چیزهایی لازمه و چه مراقبتهایی؛ یک غذای خوب، یک آب خوب، موقعیت و مکانی، همهی اینها را بشر دستگیرش هست. تو این جهت نیاز ندارد که کسی بیاید به ما چیزی یاد بدهد، خودِ بشر [میداند].
اون چیزی که مهم هست، مسئلهی روح هست که اون واقعیت روح را بشر... اون واقعیتش، ماهیتش، با برکاتی که دارد، اصل وجودش هم روحش هست. ولی از اجزایِ کارهای خدای متعال، روح را بشر، اساس و اساسش همینه، روحش هست؛ ولی چون یک واقعیت دیگهای هست و شبیه اون چیزهای دیگر نیست، فراتر از اون نیازهایش، ممکنه درکش نکند؛ نیازهایی که دارد. اذیت میشود، اثر میبیند، چطور میشود؛ اینها ارتباط مستقیم با روح دارد و آثارش همهاش هست.
این واقعیت را باید بهش توجه کرد. در مورد روح، انسان نمیتواند خودش تشخیص بدهد که به چه نیازهایی دارد و چه مراقبتهایی میخواهد؛ اون خدای متعالی که خلق کرده انسان را، میداند. لذا انبیاء را فرستاده که تشخیصِ دو واقعیت را، ماهیتِ این بحثها را برای انسان روشن کند و باز کند.
این که توجهِ به خدا — که خودِ اصلِ وجودِ خدا و درکِ... — عرض کردیم این جهت هم، اونچه که نیازِ روح هست که به انسانها یاد بدهند و توجه بدهند، که روح شما نیاز به واقعیت دارد، تغذیه هست، رشد هست و مراقبت را میخواهد تا سالم بمونه، ایمانِ به خداست، باور به خداست و بعدش هم تقویتِ این ایمان. هرچه این ایمان در انسان تقویت بشود و رشد پیدا کند، روحِ انسان سالمتر میشود؛ روحِ انسان با طراوتتر میشود، این تغذیه را به دست میآورد و روح انسان رشد میکند. این در گروِ این مسئلهست؛ این بستگی به این مسئله دارد که انسان توجه کند روح، همه چیزش وابسته به خداست.
جسم حالا غذا میخواهد، میرویم غذا میگیریم میآوریم بهش میدهیم؛ این چیزهایی که داریم میبینیم. ولی روح، غذا و اینهاش که این چیزها نیست. روح غذای اصلیش، تغذیهی اصلیش، رشدش، تکاملش، تقویتش و سلامتش، همهاش به توجه به خداست، به ایمان به خداست. خدای متعال است که هرچه انسان ارتباطش را باهاش نزدیکتر بکند و بهش تقرب پیدا بکند، روح سلامتش بیشتر میشود. این یک واقعیتیست.
در تربیت الهی عرض کردیم این مسائل مطرح هست؛ یعنی همهاش میبینی انسان را دارند هُل میدهند به یک سمتی، دارند از یک خوابی که درش رفته بیدار میکنند، توجه میدهند، تذکر میدهند، موعظه میکنند انسان را به اینکه از خدای متعال دور نشود، از بندگیِ خدا دور نشود. چون خدا که نیاز ندارد که مثلاً یک احتیاجی داشته، لازم بوده ما را خلق کند که ما اون نیازِش را برطرف کنیم؛ اون که نیاز نداشته. ما را خلق کرده برای خودمون، برای اون فواید و منافعی که برای خودمون دارد. اون فایده و منفعت هم تو مسیرِ همین توجه به خداست، بندگی خداست، اطاعت خداست، یاد خداست؛ اینها همهاش تو این مسیره. این واقعیاته، اینها همه واقعیاته.
وقتی بشر این واقعیات را درک نکند یا نخواهد درک کند، راهِ دیگهای نیست؛ میشود همون تربیت غربی.
تربیت غربی چون هیچ شناختی نسبت به روح ندارند، منکر معنویاتاند، منکرِ خدایند، منکر روحاند، منکر خیلی از این چیزهایند؛ میخواهند با تقویتِ جسم، در بعدِ شدیدِ حیوانیش، به روحی که ما به عنوان یک واقعیت قبول داریم، نشاط بدهند. یعنی جسم را حسابی فربهاش کنند، بزرگش کنند، رشدش بدهند، تقویتش کنند، نیازهای جسمی و حیوانیش را در حدِ افراط و زیاد تأمین کنند تا مثلاً به یک آرامشی برسند.
آرامش مالِ روحه، نشاط مالِ روحه، اضطراب هم مالِ روحه، استرس هم مالِ روحه، آشفتگیِ فکر و خیال هم مالِ روحه؛ منتها انسان که نمیشناسد، مثل غربیها نسخهاش را در مثلاً حیوانیت میداند؛ یعنی خیلی بخورد انسان، متنوع هم بخورد، زیاد هم بخورد، یکی؛ بعد کارهای دیگهای، کارهایی که غربیها دارند، برود مثلاً بنشیند کنسرت گوش بدهد، روحش شاد میشود مثلاً، حالش جا میآید؛ و و و حتی کارهای خطرناک، کارهای آنچنانی، که از هیجان و بالا بردنِ هیجان ناشی میشود و باعثش میشود که مثلاً همهاش نهایتاً در اوجِ هیجان زندگی کند؛ چون احساس میکند هرچه این هیجان بیشتر بشود، روحش با نشاطتر میشود. اصلاً کلاً نسخهها را یک چیز دیگه میفهمند و میپیچند؛ اونوقت بدتر میشوند، یعنی اونجا همهاش حیوانیتر میشوند.
همین غربیهایی که ما میبینیم، در ظاهر میبینی علم خیلی پیشرفت کرده، صنعت، این مسائلِ علمی خیلی پیشرفت میکند، همهاش در جهتِ مصالح و منافعِ شخصی و حزبی و گروهیِ انسانهاست؛ انسان حیوانیتر شده، ولی علمش هم خیلی پیشرفت کرده. یک حیوانِ وحشی، که فقط به فکر منافع خودش است و دست به یک کارهای خیلی سبک، جلف و ناجور میزند.
مثلاً الان تو غرب چه برنامههایی میگذارند برای سرگرمیِ مردم، چقدر سبک، چقدر به انسان توهین میکنند، چقدر به زنها، شأنِ زنها را پایین میآورند، توهین میکنند؛ اسمش را هم برای اینکه یک وقت بهشون برنخورد، میگذارند آزادیِ زنها. اوجِ حقارت و پستی و سبکی را برای زنها میآورند به اسمِ آزادیِ زن و با آزادیِ زنها، زنها را یک حیواناتی قرار میدهند که فقط نگاه بهشون یک نگاهِ خاصِ در اوج مادیّت و شهوت هست. این به دردِ همین میخورد مثلاً. شأن و ارزش زن میآید پایین، شأن و ارزشِ همه چی میآید پایین، خانواده شأن و ارزشی ندارد، پدر و مادر شأن و ارزشی ندارند، هیچ حق و حقوقی کسی ندارد؛ نه استاد، نه معلم، نه پدر، نه مادر، نه همسایه، نه همشهری، نه هممسلک؛ هیچکسی هیچ حقی ندارد، ما آزادِ آزادیم، هیچ قیدی هم نداریم که حتماً بخواهیم مراقبت داشته باشیم نسبت به کسی، محافظت داشته باشیم نسبت به حقِ کسی، هیچ ندارند.
اصلاً همه چیز را زیر سؤال میبرند: مادر؟ مادر چیه؟ چه شأنی دارد؟ شأنی ندارد مثلاً، حریمی ندارد، حقی ندارد؛ پدر؟ اینجور؛ خانواده؟ اینجور؛ فرزند؟ اونطور؛ اصلاً خانواده این نیست که بخواهد شأن و حریمی داشته باشد، حد و حدودی داشته باشد. این میشود فرهنگ غربی.
در ظلم به انسانها، جنایت، اون واضحه دیگه؛ هیچ درکی دیگه از انسانیتِ انسان درشون نیست که مثلاً جایی دلشون رحم بیاید، بسوزد مثلاً، نکشند، آواره نکنند، از بین نبرند. اینها همه مظاهرِ تمدنِ غرب هست، که به اسمِ پیشرفتِ علمی و مادی راه را کلاً گم کردند، میخواهند اینطوری مثلاً بشر به یک آرامشی برسد. کدوم آرامش؟ چه آرامشی؟ اوج آرامشِ اینها در خودکشیه؛ یعنی خیلیهاشون هستند دیگه تهِ خط اند. این آمار بالای خودکشی که اونجا هست، خودکشی عواملی دارد؛ در اونجا درصدِ بالایی — حالا من آمار تو ذهنم و اینها نیست — بسیاری از خودکشیها کسانیاند که همه چیزشون تأمین بوده؛ یعنی مشکلی نداشتند، نه فقر، نه نداشتن، نه هیچ مشکلی نداشتند، بلکه همهی اونچه از امکانات مادی میخواستند، در اختیارشون بوده. اصلاً طرف رسیده به نقطهای که میگه من دیگه هیچ لذتی برام نمونده که تجربه نکرده باشم، دیگه چیزی نیست، تهِ خطه، بهترین کارش اینه مثلاً بروم از یک نقطهی مرتفعی بپرم پایین مثلاً، فرض بگیر این مثلاً هیجانش در اینه و بعد با این هم تأمین نمیشود، که مثلاً این کارها را هم میکنند، بعد دیگه اصلاً میگه خوبه خلاص کنیم خودمون، راحت میشیم؛ چون دیگه چیزی نیست برای اینکه من لذت ببرم، آرامش پیدا کنم، خوشایندم باشد، هیچی نیست. این میشود اوجِ نهایتِ یک انسان و ارزش و اهمیت و فکر و فهمش.
اما در تربیت الهی نه، اونها در تربیت الهی خدای متعال انبیاء، بهترین بندههای خدا، اینها آمدند ما را ببرند بیدار کنند بشر را، بکشند به اون سمت که ای بشر! شما که مادی هستی و همهاش تو مادیات مشغولی، یک حدیست، یک حدود برای این مسئله، نیازهاتو تأمین کن. دنیا را عرض کردیم اسلام دنیا را خط نزده بگذارد کنار؛ «لَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»، اون بهره و حظّت را از دنیا ببر، ولی فرموده: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ»، هدفت باید تأمین آخرت باشد، هدفت باید اونور باشد. از دنیا هم بهرهات را با اون هدف و در چارچوب اون هدف ببر. انسان نیازهای مادی دارد، نیازهای خدا در انسان قرار داده، باید تأمین بشود: خوردن، خوابیدن، ازدواج، تفریحهای سالم؛ این چیزها همه جزو نیازهای انسان هست. اینها را گفته داشته باش در این حد که این بدن محفوظ باشد، زندگیت درست پیش برود از جهت مادی؛ از جهت مادی گرفتاری، مشکلی، مریضی تا میشود پیدا نشود، اینها نباشد، که انسان بتواند قوت پیدا بکند برای آخرتش و آخرتش را آباد کند.
وقت آخرت را که بخواهی آباد کنی، دنیا هم آباد میشود؛ یعنی آدمی که دنبالِ آخرتش را آباد کند، بنا نیست از اولِ مرگ شروع کند کارهای انجام بدهد، از همینجا شروع میکند کارهایی انجام میدهد، همین کارهایی که شروع میکند انجام بدهد برای اینکه آخرتش آباد بشود، همینجا دنیاش را هم آباد میکند. یعنی خدای متعال خیلی چیزهاش یک تیر چند نشونه، یک تیر دو نشونهست؛ میگه آخرت را آباد کن، ولی آخرت را یک کسی آباد کند دنیاش هم آباد میشود. یعنی تو آخرتت را درست کن، دنیا هم درست میشود.
چون آخرت از چه راهی آباد میشود؟ از راهِ اعمالِ صالح، اخلاقِ خوب، کارهای درست؛ خب اینها دنیا را هم آباد میکند دیگر. منِ یک نفر وقتی کارم خوب باشد، در حدِ خودم کمک کردم به آبادانیِ دنیا؛ یعنی من هرجا بروم، اگر آدم خوبی باشم، در حدِ خودم این خوبی از من به بقیه سرایت میکند، لااقل بقیه از جانب من شرّی نمیبینند. پس هیچ جانبی از منی که تصمیم گرفتم آخرتم را درست بکنم، دیگر از من شرّی نمیبینند. من شاغل باشم، شغلم تو کارم خوب انجام میدهم، نیاز نیست مراقب باشد، حراست باشد، نمیدانم کی باشد که من مثلاً کارم را درست انجام بدهم؛ نه، یک آدمِ خوب هر شغلی، هر سمتی، هر موقعیتی داشته باشد، اون کار را درست انجام میدهد، امانتدار است؛ اینها را دارد دیگر خود به خود. حقِ بقیه را نمیخورد، ظلم نمیکند؛ خب دنیا هم آباد میشود.
پس تأمین نیازِ روح در توجهِ به خداست، در اطاعتِ خداست، در یادِ خداست، در هر آنچه که مربوط به خداست؛ در اینه. روح انسان تقویت میشود، درست میشود، تغذیه میشود، محافظت میشود؛ بعد روح که درست شد، اثر دارد رو جسم انسان، بعد اثر دارد رو جوانبِ انسان، رو حواشیِ انسان، رو کسانی که با انسان مرتبط اند. همه لااقل از شرِ انسان محفوظ اند، چون انسان تو مسیری میافتد برای ارتباطِ بهتر با خدا که مسیرش عملِ صالحه، کارهای خیره، کارهای خوبه، اخلاقِ خوبه و مخصوصاً ایمانه.
عملِ صالح هم که انجام میدهد، هم خیرِ اون عمل به خودش و بقیه میرسد، هم ایمانش رشد میکند؛ دوباره یک تیر دو نشون. این چیزها، کارهای خدا همهاش اینطوریه؛ یک تیر چند نشونه، همهی نشانههای خوب را هدف میگیرد. هر کارِ خیر که از ما خواستند انجام بدهیم، اینطوریه؛ دو تا اثر دارد: یکی خودِ اون کارِ خیر که انجام میدهیم و اثری که ممکنه برای خودمون داشته باشد تو زندگی یا برای بقیه داشته باشد، یکی هم اثری که در ایمانِ انسان دارد؛ ایمانِ انسان، رشدِ ایمانِ انسان، که او اصلیتر از همهست.
منافعی که ما داشته باشیم، من حتماً نفع ببرم توش — عرض کردیم مطرح نیست — اون مسئله اینه که ما به خدا، به خدای متعال نزدیکتر بشیم، اونوقت همهی منفعت برای انسان در همین توجه به خداست، ایمان به خداست و به خدای متعال تقرب پیدا کردن.
این کلیدِ اصلیِ همهی مشکلاتِ روحیِ انسانهاست؛ اونوقت انسان دیگه نیازی به خیلی چیزها ندارد، نیازِ روحی و جسمی به خیلی چیزها دیگه ندارد، بینیاز میشود، غنی میشود، در درونش یک منبعِ عظیمی پیدا میکند که تو همه چیز کمککارشه. تو مشکلات، صبوره انسان؛ سعهی صدر دارد، حلم دارد، وسعتِ فهم و فکر و درک و نظر دارد؛ تو خوشی و راحتی، شاکره؛ توجه دارد به نعمتها. تو مشکلات به آنچه خدا بهش داده هم توجه دارد، فقط چیزهایی که ندارد را نمیبیند، چیزهایی که دارد را هم توجه میکند. از پا در نمیآید، شاکره؛ در اوجِ مصیبت، شاکره؛ در اوج خوشی هم شاکره؛ در اوجِ مصیبت، صبوره؛ در هر حالی صبر دارد؛ اینها آثارِ چیه؟ آثارِ ایمان. ایمان که رشد کند، صبر در انسان تقویت میشود، شکر در انسان بیشتر میشود، بعد هرکدوم آثارِ خاصِ خودش را دارد.
انشاءالله خدا به همهمون توفیق و مرحمت کنه؛ هرطوری هست ایمانمون را حفظ بکنیم تو تصمیمگیریهامون، تو کارهامون، تو هر مسیری که انتخاب میکنیم، مبادا به راهی بریم، کاری انجام بدهیم که ایمانمون آسیب ببیند؛ چون ایمان اگر آسیب دید، خودمون آسیب میبینیم. این معیارِ بزرگیه برای خیلی از تصمیماتی که تو زندگی میخواهیم بگیریم که این کار را انجام بدهیم، این کار را انجام ندهیم، باید ملاکِ اصلی رو اینه من اگر تو یک راه بروم یا یک کار انجام بدهم، ایمانم حفظ میشود یا ایمانم آسیب میبیند؟ این ملاکِ مهمیست. انشاءالله خدا این توفیق را به همهمون مرحمت کنه.
نثارِ ارواحِ طیبهی همهی انبیاء که زحمت کشیدند و این چیزها را به ما رسوندند و به ما یاد دادند، مخصوصاً خاتمِ انبیاء و حضراتِ معصومین (علیهم السلام) و شهداء و علماء که همهشون زحمت کشیدند این چیزها را به ما رسوندند و یاد دادند، مخصوصاً روحِ حضرت امام، صلواتی بفرستید.
🌱 نیاز روح، تغذیهای فراتر از ماده
روح انسان مثل جسم، نیاز به تغذیه، مراقبت، تقویت و رشد دارد. همانطور که وقتی جسم گرسنه باشد، اذیت میشود، روح هم اگر تغذیه نشود، آسیب میبیند. بشر چون جسم را میبیند، به آن توجه میکند، ولی روح را چون نمیبیند، نیازهایش را هم درک نمیکند. در حالیکه اذیتهای روحی، بیقراریها، اضطرابها، همه ناشی از همین بیتوجهی به روح است. همانطور که برای جسم، غذا و درمان فراهم میکنیم، باید برای روح هم غذا و درمانی در نظر بگیریم. تفاوت فقط در محسوس بودن یا نبودن است.
🧠 ابزار درک، چشم و گوش یا روح؟
چشم و گوش انسان تنها زمانی کار میکنند که روح در بدن باشد. وقتی روح از بدن جدا شود، چشم و گوش همچنان هستند، ولی دیگر نمیبینند و نمیشنوند. پس درک، احساس و شعور، همه وابسته به روح است. از آنطرف، روح هم برای دیدن و شنیدن، نیاز به این ابزارهای بدنی دارد. بدن و روح یک ارتباط تنگاتنگ دارند؛ مکمل یکدیگرند. همانطور که بدن بدون روح بیجان میشود، روح نیز بدون ابزارهای بدنی برای شناخت و یادگیری، محروم میماند.
🕊️ روح، حقیقت ناشناخته انسان
بشر سالها با روح خود زندگی میکند، اما ماهیتش را نمیشناسد. اصل وجود انسان، روح اوست؛ اما نمیداند این موجود دقیقاً چیست. فقط وقتی نیازهای روحیاش برآورده نمیشود و دچار اضطراب یا بیقراری میشود، بهصورت غیرمستقیم آن را حس میکند. خداوند برای پاسخ به همین نیاز، انبیا را فرستاده تا به انسانها بگویند: این روح، حقیقت اصلی شماست و نیازمند مراقبت، رشد و تغذیه است. و بدون آن، انسان دچار سردرگمی و آسیبهای درونی میشود.
🛐 بهترین تغذیه روح، ایمان به خداست
روح انسان تغذیهای فراتر از خوراک مادی میخواهد. بهترین تغذیه روح، ایمان به خدا، باور به خدا و تقویت این ایمان است. هرچقدر ایمان انسان قویتر شود، روح او هم سالمتر و با نشاطتر میگردد. سلامت روح، در گرو نزدیکی به خداست. غذای جسم را از بیرون تهیه میکنیم، اما غذای روح از درون و از ارتباط با خدای متعال حاصل میشود. این ارتباط، سرچشمه آرامش، سلامت، رشد و تکامل انسان است.
📿 هدف انبیا: بیدار کردن روح غافل
انبیا نیامدهاند تا نیازهای مادی بشر را تأمین کنند؛ آمدهاند تا انسان را از خواب غفلت بیدار کنند، توجهاش را به روح، به خالق، به مقصد اصلی جلب کنند. انبیا آمدهاند بگویند: مبادا از خدا دور شوی؛ چون دوری از خدا، یعنی دوری از خودت، از اصلت، از هدفت. خدا نیازی به بندگی ما ندارد، بلکه این ما هستیم که با بندگی، به نفع خودمان قدم برمیداریم. مسیر بندگی، تنها راه تأمین واقعیترین نیازهای انسان است.
⚠️ فرهنگ غرب، انکار روح و معنویت
تمدن غربی بهخاطر انکار روح، برای آرامش انسان نسخههای غلط میپیچد. فکر میکنند با خوراک متنوع، موسیقی، سرگرمی، هیجان یا افراط در لذتهای جسمی میتوان به آرامش رسید؛ اما نشاط، آرامش، اضطراب، همه مربوط به روحاند. غرب، چون روح را نمیشناسد، راه رسیدن به آرامش را از راه حیوانیترین غرایز دنبال میکند؛ و نتیجهاش میشود پوچی، افسردگی، و آمار بالای خودکشی. روح را نمیتوان با ظواهر مادی آرام کرد.
👩👧👦 سقوط ارزشها بهنام آزادی
در فرهنگ غربی، ارزشها فرو ریختهاند: زن به اسم آزادی، تحقیر میشود؛ خانواده حرمت ندارد؛ پدر و مادر شأنی ندارند؛ هیچ مرزی برای روابط نیست؛ هیچ حقی برای همسایه، استاد، یا حتی مادر قائل نیستند. آزادی را بهانه کردهاند برای بیقیدی کامل. نتیجهاش میشود سبکسازی انسان، توهین به کرامت بشر، و حذف همه حریمهای اخلاقی. این سقوط ارزشها، نشاندهندهی تربیتی است که به روح انسان توجه ندارد.
🕌 اسلام: دنیا را نفی نمیکند، هدفمند میکند
اسلام دنیا را حذف نکرده، بلکه به آن جهت داده. فرمود: «لا تنس نصیبک منالدنیا»؛ بهرهات را از دنیا فراموش نکن. اما این بهرهبرداری باید در مسیر هدف اصلی انسان یعنی آخرت باشد. خوردن، خوابیدن، ازدواج، تفریح، همه نیازهای انسانیاند، ولی باید در حدّی باشند که بدن سالم بماند و انسان قدرت پیدا کند برای حرکت بهسوی آخرت. هرکس آخرتش را بسازد، دنیایش هم آباد میشود.
🔁 یک تیر و چند نشان در تربیت الهی
کارهای خوب در تربیت الهی فقط یک اثر ندارند. مثلاً عمل صالح هم دنیای انسان را آباد میکند و هم ایمانش را تقویت. کسی که آخرتش را میسازد، با همان اعمال دنیایش هم درست میشود. انسان مؤمن در هر موقعیتی، امانتدار است، اهل ظلم نیست، در شغلش درستکار است. همین رفتارها، دنیا را هم آباد میکند. راه خدا، همیشه چند نتیجه دارد: هم خیر فردی، هم خیر جمعی، هم رشد ایمانی.
🗝️ کلید آرامش: رشد ایمان و تقرب به خدا
هرچه ایمان بیشتر رشد کند، روح آرامتر، شاکرتر و صبورتر میشود. در سختی، صبر دارد؛ در نعمت، شکر دارد. کسی که ایمان دارد، نگاهش فقط به نداشتهها نیست؛ به داشتهها هم توجه دارد. غنی میشود، نیازش کم میشود، از درون قوی میشود. این قدرت درونی، کلید عبور از مشکلات است. پس باید مراقب ایمان بود؛ چون اگر ایمان آسیب ببیند، خود انسان آسیب میبیند. معیار مهم در تصمیمها همین است: آیا این کار، ایمانم را حفظ میکند یا از بین میبرد؟
-----------------------
عنوان: روح؛ حقیقت پنهان و اصیل وجود انسان
انسان دو جهت در خویش دارد؛ یکی جسم و بدن که مادی است، و دیگری روح که معنوی است و مادی نیست. این دو، دو واقعیت هستند و هر کدام نیازهای خود را دارند. هم جسم و بدن ما نیاز دارد و هم روح ما. همانطور که جسم ما گرسنه میشود، روح ما نیز گرسنه میشود و همانطور که جسم نیاز به مراقبت دارد، روح نیز نیازمند مراقبت است. پس جسم و روح در اصلِ این نیازها مشترک هستند و باید به آنها توجه کرد. منتها بشر جسم را میبیند و نیازهایش را درک میکند، اما روح را چون نمیبیند و احساس جسمی به آن ندارد، درک نمیکند. در حالی که اگر به نیازهای روح توجه نکنیم، آسیب میبیند.
عنوان: سرمایهگذاری برای جاوادانگی؛ جسم فانی و روح باقی
جسم انسان یک روزی از بین خواهد رفت و تمام میشود، ولی روح دیگر باقی است و چون خدا خواسته است، میماند و هست. نیازهایی که روح دارد و ما باید آنها را در این دنیا تأمین کنیم، دیگر تا ابد برای او خواهد ماند. آن چیزی که انبیاء آمدهاند تا انسان را به آن توجه دهند، همین است که شما روح خود را — که اصل وجود شماست و همهی درک، احساس، حواس و احساسات شما در اصل و اساس به آن وابسته است — مورد توجه قرار دهید. جسم برای دیدن و شنیدن به روح نیاز دارد؛ وقتی انسان میمیرد، چشم و گوش هست اما چون روح نیست، دیگر درکی وجود ندارد.
عنوان: چرا برای شناخت روح به راهنمایی انبیاء نیازمندیم؟
بشر به راحتی دستگیرش میشود که چه چیزهایی برای بدن و جسم او نیاز است؛ میداند غذای خوب، آب خوب، موقعیت و مکان مناسب لازم دارد و در این جهت نیازی به آموزش ندارد. اما در مورد روح، انسان نمیتواند خودش تشخیص بدهد که به چه نیازهایی دارد و چه مراقبتهایی را میخواهد. اون خدای متعالی که انسان را خلق کرده است، این نیازها را میداند و لذا انبیاء را فرستاده است تا تشخیص این دو واقعیت و ماهیت این بحثها را برای انسان روشن کنند و راه را باز نمایند. اساسیترین نیاز روح انسان، مسئلهی ایمان به خدا، توجه به او و باور نسبت به خدای متعال است.
عنوان: تقرب به خدا؛ تنها راه سلامت و تکامل روح
هرچه ایمان در انسان تقویت بشود و رشد پیدا کند، روح انسان سالمتر و باطراوتتر میشود و این تغذیهِ اصیل را به دست میآورد. روح غذای اصلی، تغذیهی اصلی، رشد، تکامل، تقویت و سلامتش، همهاش به توجه به خدا و به ایمان به خدا بستگی دارد. خدای متعال است که هرچه انسان ارتباطش را با او نزدیکتر بکند و به او تقرب پیدا بکند، روح سلامتش بیشتر میشود و این یک واقعیت است. تمام بندگی، اطاعت و یاد خدا در مسیر همین فواید و منافعی است که برای خودِ ماست؛ خدا نیازی به ما ندارد، بلکه ما برای رشد روحمان به او نیازمندیم.
عنوان: بنبست آرامش مادی؛ چرا رفاه غربی به خودکشی میانجامد؟
تربیت غربی چون شناختی نسبت به روح ندارد، منکر معنویات و روح است. آنها میخواهند با تقویت جسم در بعد حیوانی، به روح نشاط بدهند؛ یعنی جسم را فربه کنند و نیازهای مادی را در حد افراط تأمین کنند تا به آرامش برسند. در حالی که آرامش، نشاط، اضطراب و استرس همگی مالِ روح است. بشر غربی چون روح را نمیشناسد، نسخه را در امور مادی میپیچد و در نهایت آمار بالای خودکشی به وجود میآید. بسیاری از این خودکشیها متعلق به کسانی است که همهی امکانات مادی را داشتهاند، اما چون به تهِ خطِ لذت مادی رسیدهاند و روحشان گرسنه مانده، به پوچی رسیدهاند.
عنوان: فرمول اسلام؛ آخرتت را آباد کن، دنیا خود به خود آباد میشود
اسلام دنیا را خط نزده است؛ بلکه میفرماید بهرهات را از دنیا ببر، ولی هدفت باید تأمین آخرت باشد. وقتی انسان آخرت را هدف قرار دهد و آن را آباد کند، دنیا هم آباد میشود. آخرت از راه اعمال صالح، اخلاق خوب و کارهای درست آباد میشود و همین کارهایی که برای آخرت است، دنیا را هم زیباتر میکند. یک آدمِ خوب که ایمان دارد، در هر شغلی باشد امانتدار است، حق بقیه را نمیخورد و ظلم نمیکند؛ در نتیجه با اصلاح آخرت، دنیای جامعه نیز اصلاح میشود. تأمین نیاز روح و آخرت، در بندگی، یاد خدا و عمل صالح است.
عنوان: مهمترین سنجه در دو راهیهای زندگی؛ حفظ یا اتلاف ایمان؟
اعمال صالح و کارهای خیر، هم نفعشان به جامعه میرسد و هم ایمان انسان را رشد میدهد. ایمان که رشد کند، صبر در انسان تقویت میشود و شکر و سعهی صدر افزایش مییابد؛ آنگاه انسان در اوج مصیبت صبور است و در خوشیها شاکر. ما باید در هر مسیری که انتخاب میکنیم، ایمانمان را حفظ کنیم. این یک معیار بزرگ برای تمامی تصمیمات زندگی است که بپرسیم: «من اگر در این راه بروم یا این کار را انجام بدهم، ایمانم حفظ میشود یا ایمانم آسیب میبیند؟» اگر ایمان آسیب ببیند، تمام وجود و حقیقت ما آسیب دیده است. انشاءالله خدا این توفیق را به همه ما مرحمت کند.
1️⃣ نیاز واقعی انسان: جسم و روح
◽️ انسان دارای دو بُعد واقعی است: بدن مادی و روح معنوی
◽️ همانطور که جسم گرسنه و بیمار میشود، روح هم نیاز به تغذیه و مراقبت دارد
2️⃣ غفلت از روح، ریشه بسیاری از رنجها
◽️ بشر چون روح را نمیبیند، نیازهای آن را درک نمیکند
◽️ بسیاری از اضطرابها، بیقراریها و دردهای درونی، ناشی از بیتوجهی به روح است
3️⃣ رابطهی تنگاتنگ جسم و روح
◽️ دیدن چشم و شنیدن گوش در گرو حضور روح است
◽️ روح هم برای شناخت، به ابزارهایی چون چشم و گوش نیاز دارد
4️⃣ شناخت روح، فقط با هدایت الهی
◽️ انسان نمیتواند ماهیت و نیازهای روح را خودش تشخیص دهد
◽️ انبیا آمدند تا حقیقت روح و نیازهای آن را به بشر معرفی کنند
5️⃣ ایمان، تغذیه و درمان روح
◽️ بهترین تغذیهی روح، ایمان به خدا و تقویت آن است
◽️ هرچه ایمان بیشتر شود، روح سالمتر و قویتر میشود
6️⃣ انحراف غرب: پاسخ غلط به نیاز روح
◽️ غرب به جای شناخت روح، نیازهای جسمی را افراطی پاسخ میدهد
◽️ نتیجهاش افسردگی، خودکشی، و سقوط ارزشهای انسانی است
7️⃣ تربیت الهی: آبادانی دنیا و آخرت
◽️ اسلام دنیا را نفی نکرده، بلکه آن را در مسیر آخرت معنا کرده
◽️ با عمل صالح و ایمان، هم دنیا آباد میشود، هم آخرت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی