
🌙جلسه اول ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ جایگاه و نقش روزه در تربیت روحی و عبادی انسان

🌙جلسه اول ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ جایگاه و نقش روزه در تربیت روحی و عبادی انسان
🌙جلسه اول ماه مبارک رمضان
🎤 استاد محمدی
♦️ جایگاه و نقش روزه در تربیت روحی و عبادی انسان
انسانها در طول ایام سال، مشغول زندگی و اشتغالات خود هستند و هر کسی بههرحال کاری دارد. از آنجا که دو جهت در انسان وجود دارد؛ یکی جسم و دیگری روح. غیر از این که تأمین نیازهای جسمی برای انسان ضروری است، روح انسان هم احتیاج دارد. روح انسان هم گرسنه میشود، روح انسان هم نیاز به تقویت، تغذیه و توجه دارد. اینها همه هست.
روح یک واقعیتی در انسان است. ما در حالت عادی، فقط آنچه را که با چشم و گوش میبینیم، میشنویم، احساس میکنیم و با آن سر و کار داریم، قبول داریم. روح را چون انسان با چشم نمیبیند، لذا یک عدهای آن را انکار میکنند و نمیپذیرند. ولی وجود روح در انسان واضح و محسوس است. همین مردن، در واقع جدا شدن روح از بدن است. احساساتی که انسان دارد و خیلی چیزهای دیگر [نشاندهندهٔ روح است]؛ حالا بحث ما در اینجا بحث علمی نیست.
بههرحال ما روح را داریم. خدای متعال هم چون میداند که انسان هم جسم دارد و هم روح، برای اینکه هر دو تا تقویت بشوند و هر دو جهت انسان در او تقویت بشه و بتواند رشد کند، دستوراتش را تنظیم کرده است. دین اسلام هم یکی از مزیتهایش نسبت به دینهای قبلی همین است که هم به جسم توجه دارد و هم به روح. هم به بعد مادی توجه دارد و هم به بعد معنوی. فقط یکبعدی نیست.
در دین یهود، اصلاً زمینهٔ مسائل معنوی و روحی در میانشان نبود؛ لذا عمدهٔ مطالب دینیشان مادی بود. دین مسیح و مسیحیت، آنها به عکس، مسائل مادی در آن نیست. اما در اسلام هر دو جهت هست؛ هم توجه به مادی وجود دارد و هم توجه به معنوی. هم برای مادی توجه قائل شدهاند، عنایت دارند و قاعده میدهند، و هم برای مسائل معنوی انسان.
در قرآن کریم هم هست؛ خدای متعال فقط دعوت به آخرت نکرده، بلکه نسبت به دنیا هم توجه داده است؛ البته به اندازهای که انسان بهرهاش را ببرد و نیازش را برطرف کند. توجه به جسم هست، اما جسم آن مقصد و مقصود اصلی نیست. جسم وسیلهای برای روح است؛ یک ابزاری است برای روح، برای تأمین بعضی نیازهای روحی، جسم وسیلهٔ آن است. هم این جسم باید حفظ بشود و هم روح.
خدای متعال دستوراتی که به انسان میدهد در دو بعد است. یعنی بعضی از آنها مربوط به جهت مادی و جسمی انسان، یعنی دنیای انسان است. بعضی از آنها مربوط به جهت معنوی و روحی انسان است. یکبعدی نیست. بعضی از دستورات هم هر دو جهت در آن هست.
مسألهٔ روزهٔ ماه مبارک رمضان از آن مسائلی است که فوایدش هم جسمی است برای انسان و هم روحی. اما غیر از فواید جسمی، مسألهٔ اصلی و مهمتر که اصلاً جسم هم به خاطر آن است و خدا آن را قرار داده و به تأمین نیازهایش توجه داده، مسألهٔ روحی انسان و مسألهٔ ایمان انسان است. روزه مهمترین فایدهاش در مسائل ایمان انسان است. حالا جسمی هم فوایدی دارد، ولی بههرحال آن چیزی که در دستورات الهی و در واجبات اصل است، این نیست که ما حتماً باید یک نفعی در آن ببریم. ما حتماً باید این واجبات را ببینیم چه نفعی برایمان دارد؛ [اینکه اگر] یک نفع قانعکنندهٔ مثلاً مادی و دنیایی برایمان دارد، به آن بچسبیم و اگر ندارد، نه.
این [نگاه منفعتطلبانه] خیلی پررنگ نیست. برعکسِ مکتبهای تربیتی الان، چه در داخل کشورمان در نظام آموزشی، تربیتی، روانشناسی و همه چیزمان، و چه در خارج؛ چون محور در تعالیم غربی و فرهنگ غربی، انسان و منافع انسان است، همه چیز را با عینک منفعت انسان نگاه میکنند. همه چیز را؛ یعنی هر چه از انسان خواسته میشود و هر کاری که باید بکند، باید یک نفعی برای انسان داشته باشد تا انسان آن را بپذیرد.
خدای متعال هم میدانست انسان اینطوری است. از آنجا که خودخواهی در انسان قوی است، همه چیز را به نحوی برای خودش میخواهد. لذا در اسلام هم هست، فواید را گفتهاند و به این چیزها اشاره کردهاند. ولی این [توجه به منافع شخصی] به مرور کمرنگ میشود. یعنی هر چه انسان کار درست را با اخلاص — که یک شرط در عبادات است — بیشتر انجام بدهد، این بعد در انسان ضعیف میشود؛ چون بعد خوبی نیست. انسان از جهت نقص و ضعفش است که هر چه را میگویی خوب است و باید انجام بدهی، یک نفعی در آن برای خودش میخواهد.
مثلاً در مسائل دینی هم همینطور است. تا بحث روزه میشود، دنبال این میگردند که همه یک فایدهٔ جسمی و مادی برایش پیدا کنند. مثلاً توجیه کنند که روزه ببین برای جسمت این فایده را دارد، تا اینکه مخاطب خیلی به دلش بنشیند و از حالا تصمیم بگیرد روزه بگیرد؛ که این تقریباً یک روش غلط و با کمترین فایده است.
تربیت الهی، تربیت اینجوری نیست؛ برعکسِ تربیت مادی و غربی که حاکم بر نظام آموزشی ما در همهٔ مقاطع است. تربیت الهی اینجوری نیست. در تربیت الهی، آن بعدِ ارتباط انسان با خدا، توجه انسان به خدا، توجه انسان به رشدِ ایمان انسان به خدا و تقرب به خدا مطرح است. یعنی انسان یک هدفی دارد در همین چیزهایی که عرض کردیم. انسان در این جهت دارد حرکت میکند. فقط خداست و بندگی خدا، توجه به خدا و این مسائل. پای منفعت و این چیزها، به تدریج که انسان رشد میکند و جلو میرود، دیگر در انسان ضعیف میشود.
لذا آنهایی که بندهٔ خوب خدا هستند، این بعد دیگر در آنها تقریباً نیست که مثلاً یک کاری را انجام بدهند، یک کار دینی، یک کاری که توصیه شده را انجام بدهند و چشمشان به این باشد که حالا این چه نفعی یا چه فایدهای برای من دارد. اینها نیست؛ اینها فقط در این فضا هستند که آن کاری را که خداپسند هست، انجام بدهند. چون میدانند خدا که احتیاج ندارد. اگر هم یک چیزی بههرحال از ما خواسته، لابد یک چیزهای بزرگی پشت آن هست، کنار آن هست، در حاشیهاش هست، در متنش هست که قرار داده؛ وگرنه خدا که احتیاج ندارد به چیزی که خودش خلق کرده است. خدا ما را خلق نکرده که یک نیازی از خودش را ما بیایم برطرف کنیم. احتیاج که ندارد. کسی که احتیاج دارد، ما هستیم.
روزه هم یکی از همینهاست. واجبات دیگر هم همینهاست، محرمات هم همینهاست. اینکه حالا ما حتماً بگردیم یک فایدهٔ خاصی برایش پیدا کنیم؛ بعد گاهی مسائل علمی میشود، بعد گاهی نقض میشود. مثلاً میآیند برای بعضی گناهان میگردند یک آثاری پیدا کنند، مثلاً علمی؛ بعد یک چهار صباحی هم ممکن است باشد، بعد هم ممکن است نقض بشود. از این چیزها هم زیاد داشتیم، تا حالا هم خیلی بوده است. یکدفعه میآیند میگویند مثلاً فلان چیز را خدا واجب کرده یا گناه اعلام کرده چون این ضرر را دارد، یا چون این چیز خوب را دارد، از لحاظ علمی، تجربی، آزمایشی و آزمایشگاهی؛ بعد میگذرد چهار صباحی و سالی، نقض آن را هم پیدا میکنند و میگویند نه، حالا اینطورها هم نیست.
این راه، راه غلطی است اصلاً. اصلاً این نیست که مثلاً ما ببینیم چه نفعی برای ما دارد. تربیت الهی اصلاً اینجوری نیست. انبیاء الهی که بندههای خوب خدا بودند، وقتی خدا به آنها دستور میداد، میگفتند چشم و میرفتند. نمیپرسیدند که حالا این را که از من میخواهی، مثلاً چه میشود؟ چه نفعی به من میرسد؟ یا چه فایدهای برای من دارد؟ چه اتفاقی میافتد؟ اصلاً اینجوری نبودند آنها؛ به خاطر همین شدند انبیاء. کامل و تام انجام میدادند. بقیه هم همینطور. بقیهٔ انبیاء، اوصیاء انبیاء، اهل بیت، اینها اینجوری بودند. این ویژگی در آنها خیلی برجسته بود که از خودخواهی، نفع شخصی و این منافع دیگر گذشته بودند. آنچه برایشان مهم بود، این بود که حرف خدای متعال خوب پیاده بشود، اجرا بشود و پیش برود.
روزه هم یکی از همینهاست. حالا فوایدی هم دارد از لحاظ جسمی، خوب است. ولی حالا آنها را هم نداشت، کلاً خیلی چیز خوبی است. برای ایمان انسان؛ چون همهٔ سال که انسان فقط در فضای خاصِ قبل و بعد ماه مبارک هست، این خیلی خطرناک است. خدا یک ماه را واجب میکرده و اصرار هم داشته بر اینکه این ماه، کامل و پشتسرهم روزه گرفته بشود. حالا مثلاً فرض کنید اگر دست ما بود، ما میآمدیم مثلاً میگفتیم خب، همه ماهی سه روز مثلاً روزه بگیرید، ماهی دو روز روزه بگیرید. ولی خدای متعال نه، آمده گفته باید یک سال، یک ماه روزه بگیرید، پشتسرهم. این همهاش حکمت دارد، علت دارد، جهت دارد و در رشد انسان تأثیر دارد. مسألهٔ خیلی مهمی است.
این خیلی فرصت خاصی هم هست برای انسانها که پیش میآید، ماه مبارک. در همین فرصت است که آدمها یک مقدار نمازهایشان... نماز صبحشان؛ خیلیها نماز صبحهایشان قضا میشود. اینجا خیلیها نماز صبحشان اول وقت است. در طول سال، آدمها بیشتر همین ماه مبارک است که نماز صبحهایشان را خیلی کاملتر میخوانند، متدینین میخوانند. قضا که نمیشود هیچ، معمولاً اول وقتش هم هست. این به خصوص است، این قرار داده شده؛ یعنی روزه را خدا واجب کرده، یک طوری هم قواعدش را تنظیم کرده که کنارش چند تا فایدهٔ دیگر هم از لحاظ ایمانی، انسان ببرد. مثل این نماز صبح که مهمترین نماز است و خیلی مهم است، از همهٔ نمازها مهمتر است، و خب همه هم بیشتر از دستش میدهند، این در ماه مبارک تأمین میشود.
چه بسا بعضیها نماز صبحشان را چون سحری میخورند، بیشتر سر وقت میخوانند تا نماز ظهر و مغربشان را. ظهرها هم این است که خستهاند و خوابند، مغربها هم این است که گرسنهاند و سر سفرهٔ افطارند. اما نماز صبحشان بهتر است.
بعد در طول روز هم آدم راحت است، هی دغدغهٔ این را ندارد الان چه بخوریم، نیم ساعت دیگر چه بخوریم. دستگاه خوردن دیگر بسته میشود، اصلاً وقت انسان انگار یک طور دیگری میشود. شرایط عوض میشود، دنبال خوردن نیست، دغدغهٔ اینها را از این جهت ندارد. این پرخوری که آدمها معمولاً گرفتارش هستند در طول روز، حالا خیلی چیز خوبی است [که] حذف میشود.
بههرحال دعا بیشتر خوانده میشود، نماز بیشتر خوانده میشود در این ماه. سه شب میآیند آدمها احیا میگیرند؛ در طول سال هیچ وقت آدمها تن نمیدهند، حال ندارند که مثلاً شبِ نیمهٔ شعبان بروند احیا. اصلاً حال و هوایش نیست در آنها یا وقتهای دیگر.
کارهای خدا خیلی حکیمانه و پرفایده است. یک ماه پشتسرهم؛ این پشتسرهم بودنش هم مهم است. حتی کسانی که روزهشان باطل میشود، میبینید در رساله میگوید، میگوید اینجا اگر چیز شد، باید تا مثلاً شب نمیتوانی بخوری. روزه باطل شدهها، مثلاً باطل شده به هر دلیلی. ولی اجازه به او ندادهاند که خب، حالا باطل شد دیگر آزادی، برو. حالا آنهایی که عذر دارند و چیزی دارند که روزه نباید بگیرند، خب بله، آنها وضعشان جداست. ولی روزهداری که روزهاش را مثلاً باطل کرده، به دلیلی باطل شده، این خیلیهایشان اینجوری است دیگر؛ میگوید تا شب نباید چیزی بخوری، کاری که روزه را باطل میکند نباید انجام بدهی. چون خدا میخواهد این حفظ بشود، این استمرار. حالا اگر یک وقت هم به دلیلی این روزه باطل شد، ولی من الان در همان شرایط روزه هستم [هرچند] روزهام را باطل کردهام، خب لااقل حفظش کنم آن حالت را، آن مسأله را تا شب.
اینها هست. وگرنه روزه، این ماه مبارک خیلی فرصتش خوب است. انسان باید فرصتشناس باشد و از این فرصتها استفاده کند. در این فرصتهاست که گاهی احساسات هم بر انسان حاکم میشود و خیلی هم خوب است. در این ماه میآید کارهای معنوی بیشتر انجام میدهد، خیلی هم خوب است. نباید آدم نگاه کند بگوید خب حالا من که قبلاً هم تجربهاش را دارم، یا حالا بعد ماه مبارک هم که دوباره برمیگردم سر خانهٔ اول خودم. از این چیزها و فکرها نباید در ذهن آدم بیاید. آدم باید وقتی حال و احساسش مساعد است برای اینکه یک عبادتی انجام بدهد، انجام بدهد، پاشود انجام بدهد. چیزی نگذارد مانعش بشود؛ حال دارد دو رکعت نماز بخواند، پاشود انجام بدهد. مانع ایجاد نکند؛ ذهنی، فکری، عملی.
بلکه برنامه را یک طوری تنظیم کند که این فرصت که میآید، بیشتر بتواند استفاده کند. توصیه کردهاند قرآن بخوانید، تلاوت قرآن زیاد داشته باشید، استغفار کنید، توبه کنید، دعا کنید. اینها همه برای این است که انسان از آن فضا دور بشود، بیاید در آن چیزی که اصل و هدف زندگی بوده است.
چون میدانید که اصل و هدف زندگی عبادات است، که خدا به ما حیات داده است. منتها چون ما مادی هستیم و نیاز به غذا، مسکن و پوشاک داریم، گفته حالا باید بروید شغل، مثلاً یک شغلی پیدا کنید، یک کاری بکنید، یک راهی پیدا کنید که یک مقدار بتوانید غذایتان را تأمین کنید، پوشاکتان را هم تأمین کنید، یک سقفی هم تأمین کنید بالای سرتان. این هدف نیستها؛ شغلتان، اشتغالاتتان، اینها هدف نیست. اینها اصلاً برای این بوده که ما مثلاً گرسنه نمانیم. مثلاً حالا ۵۰، ۶۰، ۷۰ سال زندگی کنیم، خب گرسنه نمانیم و نمیریم.
این برای این بوده است. وگرنه برو یک کاری بکن که گرسنه نمانی، همین، در همین حد؛ این هدف نیست. هدفْ عبادات بوده در زندگی. خدا هدف را عبادات قرار داده بوده؛ عبادت، بنده بودن و بندگی کردن. منتها چون انسان بعد مادی دارد و این نیازها را دارد، گفته حالا یک ذره هم برو، مجبوری کار کنی، از راهی، کشاورزی، شغلی، چیزی آن غذایت را هم تأمین کن، لباست را هم تأمین کن، مسکنت را هم تأمین کن. این برای این [است]، ولی هدف یک چیز دیگر است؛ اصلاً وقت و اشتغال انسان باید مصروف چیزهای بالاتر و مهمتر بشود.
ولی انسان نه، برعکس؛ کاملاً زندگی دنیا و انسانها برعکس [شده است و] هر چه هم پیش میرویم، اینها پررنگ میشود. چیزهای عبادی کمرنگ میشود؛ میرود، میرود، میرود در حاشیهٔ حاشیهٔ زندگی، یک گوشهای که دیگر حالا مجبوریم انجام بدهیم. در حالی که اصلاً آنها اصل بوده است. منتها چون مادی هستیم و این جسم باید زنده بماند، گفته حالا حواست باشد این جسم هم باید سیر بشود؛ مثلاً مردها تأمین کنند نیاز خودشان و زن و بچهشان را، لباس و خوراک و مسکن را. این برای این [است] ولی هدف یک چیز دیگر است؛ اصلاً وقت و اشتغال انسان باید مصروف چیزهای بالاتر و مهمتر بشود. ولی انسان نه، برعکس؛ کاملاً زندگی دنیا و انسانها برعکس [شده]، هر چه هم پیش میرویم اینها پررنگ میشود. چیزهای عبادی کمرنگ میشود، میرود در حاشیهٔ حاشیهٔ زندگی، یک گوشهای که دیگر حالا مجبوریم انجام بدهیم.
وقتِ ماه مبارک این فرصت، یک زمینهای را در انسان ایجاد میکند که یک ذره از آن متن و حاشیه که عوضش کرده، درستش کند؛ یعنی یک ذره حرکت کند به سمت اینکه توجهی بکند به آن حواشی، و از این متن یک مقدار خودش را فاصله بدهد.
روزه میگیرد آدم، طبیعتاً ضعیف میشود، طبیعتاً کمجونتر میشود، کمحسوحالتر میشود، این جهت دنیاویش ضعیفتر میشود. حال معنویش که باید به آن سمت حرکت میکرد، یک مقدار قویتر میشود. یعنی به آن هدفی که اصلاً خدا به خاطر آن ما را آورده اینجا، یک ذره نزدیکتر میشود. و آن چیزی که خودمان هدف کردیم، یک ذره دور میشود. تا انسان از حیوانی شدن، غرق نشود در آن، یک ذره فاصله بگیرد، که بتواند انسان درستی باشد؛ چون روح هر چه تقویت بشود، انسان حالش بهتر است.
آن حال معنویش هم بهتر است. اعصابش هم بهتر است. روح ضعیف بشود، اعصاب ضعیف میشود. اعصاب ضعیف بشه، روح ضعیف میشود. اینها همه ارتباط مستقیم با هم دارند؛ اینها که ضعیف شد، ایمان ضعیف میشود. ایمان که ضعیف شد، اخلاق بدتر میشود. اخلاق که بدتر شد، خب اوضاع میشود رو به وحشتخونه، رو به جنگل، رو به آن سمت حرکت میکند. انشاءالله خدا بهمان توفیق مرحمت کند که این توجه را به ماه مبارک داشته باشیم و از آن بتوانیم بهتر استفاده کنیم.
نثار ارواح طیبهٔ خاتمالانبیاء [صلیاللهعلیهوآله]، همهٔ حضرات معصومین (علیهمالسلام)، علما، شهدا، و حضرت امام، صلواتی عنایت بفرمایید.
1️⃣ 🌱 انسان، موجودی با دو نیاز اساسی
انسانها فقط جسم نیستند؛ روح هم دارند. همانطور که بدن نیاز به خوراک دارد، روح نیز گرسنه میشود و نیاز به تقویت و تغذیه دارد. ما معمولاً فقط به محسوسات توجه داریم؛ چیزی را که ببینیم یا بشنویم باور میکنیم. اما روح نیز واقعیتی در وجود ماست که با چشم دیده نمیشود، اما اثراتش مشهود است؛ مثل مرگ که نشانه جدایی روح از جسم است. دین آمده تا هر دو بُعد انسان را رشد دهد، چون هر دو نیازمند مراقبتاند.
2️⃣ 📿 اسلام؛ دینی جامع برای جسم و روح
خدای متعال چون میداند انسان جسم و روح دارد، دستوراتش را برای رشد هر دو تنظیم کرده است. اسلام برخلاف دین یهود که مادیمحور بود یا مسیحیت که صرفاً به روح میپرداخت، به هر دو بُعد انسان توجه دارد. در قرآن نیز آمده که خدا فقط دعوت به آخرت نکرده بلکه به دنیا هم توجه داده است، البته در حد رفع نیاز، نه به عنوان هدف. جسم وسیلهای برای رشد روح است، نه هدف اصلی.
3️⃣ 🕌 فلسفهی روزه؛ تربیت روحی نه منفعت جسمی
خدای متعال روزه را واجب کرده، چون هم برای جسم مفید است و هم برای روح. اما فایده اصلی آن برای روح و ایمان انسان است. نباید فقط به دنبال نفع جسمی باشیم. اصل در واجبات الهی، رشد روحی است، نه سود مادی. برخلاف تربیت غربی که بر منفعت شخصی تأکید دارد، تربیت الهی بر بندگی و تقرب به خداست. کسانی که بنده خوب خدا هستند، به دنبال سود نمیگردند بلکه آنچه خدا میپسندد را انجام میدهند.
4️⃣ 🧠 نگاه مادیگرایانه؛ مانع تربیت حقیقی
در فرهنگ غرب، هر چیزی باید برای انسان نفع داشته باشد تا آن را بپذیرد. اما این ضعف انسان است که همه چیز را با عینک منفعت شخصی ببیند. در دین، این نگاه پذیرفته نیست. نباید روزه را فقط با فواید جسمی توجیه کنیم. تربیت الهی چیزی فراتر از سود شخصی است. خدا چون میداند انسان اینگونه است، فواید را گفته؛ اما انسان باید در مسیر اخلاص رشد کند تا از این نگاه عبور کند.
5️⃣ 🌙 رمضان؛ ماه فرصتی بینظیر برای رشد ایمانی
روزه فقط نخوردن نیست، فرصتی استثنایی است برای رشد معنوی. خدا خواسته که این ماه، یک ماه کامل و پیوسته روزهدار باشیم. نه سه روز در ماه یا به دلخواه خودمان. چون این استمرار برای تربیت روحی انسان مؤثر است. خیلی از کسانی که در ماههای دیگر نماز صبحشان قضا میشود، در این ماه اول وقت میخوانند. این تأثیر روزه و فضای معنوی ماه رمضان است که باید قدر دانست.
6️⃣ 📖 فرصت نماز و قرآن در رمضان
در ماه رمضان، انسان از دغدغههای دنیوی فاصله میگیرد. برنامه غذا مشخص است، خوردن در روز حذف میشود، وقت آزادتر میشود و توجه به نماز و قرآن بیشتر میگردد. حتی کسانی که در طول سال شبزندهداری نمیکنند، در شبهای قدر احیا میگیرند. در این ماه، حال معنوی حاکم میشود و دعا و تلاوت قرآن رونق میگیرد. انسان با این برنامهها به هدف خلقت که عبادت است، نزدیکتر میشود.
7️⃣ 🛐 اصل زندگی، بندگی است نه معیشت
خداوند زندگی را برای بندگی قرار داده، نه برای خوراک و پوشاک و شغل. اینها همه وسیلهاند برای آنکه انسان زنده بماند و بتواند عبادت کند. اما ما انسانها اصل و فرع را عوض کردهایم. امور دنیوی را اصل قرار دادهایم و عبادات را به گوشه زندگی راندهایم. در حالی که باید بیشتر وقتمان صرف عبادت و توجه به خدا شود، نه غرق شدن در تجملات و مشغولیات بیپایان دنیا.
8️⃣ 💡 رمضان؛ فرصتی برای بازنگری در سبک زندگی
ماه رمضان فرصتی است برای فاصله گرفتن از مادیات و تمرکز بر عبادات. وقتی روزه میگیریم، طبیعتاً جسم ضعیفتر و روح قویتر میشود. این یعنی فرصت برای حرکت به سوی انسانیت بیشتر و دور شدن از حیوانصفتی. در این ماه میتوانیم تجدیدنظر کنیم که چقدر زندگیمان حول دنیا میچرخد و چقدر بر محور معنویت است. باید مسیر را اصلاح کنیم و از رمضان به عنوان سکوی پرتاب بهره ببریم.
9️⃣ 🧘♀️ تأثیر متقابل روح، اعصاب و اخلاق
وقتی روح انسان ضعیف میشود، اعصاب و روان هم بههم میریزد. در نتیجه اخلاق انسان هم بدتر میشود و زندگی تبدیل به میدان خشونت و تنش میشود. اما اگر روح تقویت شود، آرامش، خُلق نیکو و تعادل در زندگی بیشتر میشود. رمضان فرصت خوبی برای تقویت روح است و اگر از آن درست استفاده شود، میتواند تحول بزرگی در سلامت روانی و اخلاقی انسان ایجاد کند.
🔟 🕊️ بندگی بدون چونوچرا؛ ویژگی اولیای الهی
انبیا و اولیای الهی وقتی خدا به آنها دستوری میداد، بدون چونوچرا میپذیرفتند. دنبال فایده شخصی نمیگشتند. میدانستند وقتی خدا چیزی را واجب میکند یا از چیزی نهی میکند، حکمتی عظیم پشت آن است. ما هم باید یاد بگیریم که در بندگی، پای سود و زیان شخصی را وسط نکشیم. روزه، حتی اگر هیچ فایده جسمی نداشت، برای ایمان انسان مفید است. همین نگاه، ما را به بنده واقعی خدا تبدیل میکند.
------------------
انسانها در طول ایام سال، مشغول به زندگی، اشتغال و کارهای خود هستند. از آنجا که دو جهت در انسان وجود دارد؛ یکی جسم و دیگری روح، غیر از اینکه تأمین نیازهای جسمی ضروری است، روح انسان هم احتیاج دارد. روح انسان هم گرسنه میشود، روح انسان هم نیاز به تقویت، تغذیه و توجه دارد. ما در حالت عادی، فقط آنچه را که با چشم و گوش میبینیم، میشنویم، احساس میکنیم و با آن سر و کار داریم، قبول داریم. روح را چون با چشم نمیبینیم، یک عدهای انکار میکنند و نمیپذیرند؛ ولی وجود روح در انسان واضح و محسوس است. همین مردن، جدا شدن روح از بدن است. روح یک واقعیتی در انسان است که نیاز به توجه دارد.
خدای متعال چون میداند انسان هم جسم دارد و هم روح، برای اینکه هر دو جهت در او تقویت بشود و بتواند رشد کند، دستوراتش را تنظیم کرده است. دین اسلام هم یکی از مزیتهایش نسبت به دینهای قبلی همین است که هم به جسم توجه دارد و هم به روح؛ هم به بعد مادی توجه دارد و هم به بعد معنوی و فقط یکبعدی نیست. در دین یهود، اصلاً زمینهٔ مسائل معنوی و روحی نبود و عمدهٔ مطالب مادی بود. دین مسیحیت هم به عکس، مسائل مادی در آن نیست. اما در اسلام هر دو جهت هست؛ هم برای مادی قاعده میدهند و هم برای مسائل معنوی انسان.
در قرآن کریم، خدای متعال فقط دعوت به آخرت نکرده، بلکه نسبت به دنیا هم توجه داده است؛ البته به اندازهای که انسان بهرهاش را ببرد و نیازش را برطرف کند. توجه به جسم هست، اما جسم آن مقصد و مقصود اصلی نیست. جسم وسیلهای برای روح و ابزاری برای آن است. برای تأمین بعضی نیازهای روحی، جسم وسیلهٔ آن است و هم این جسم باید حفظ بشود و هم روح. خدای متعال دستوراتی که به انسان میدهد در دو بعد است؛ بعضی مربوط به جهت مادی و جسمی انسان، یعنی دنیای اوست و بعضی مربوط به جهت معنوی و روحی انسان است. بنابراین دستورات الهی یکبعدی نیست.
مسألهٔ روزهٔ ماه مبارک رمضان از آن مسائلی است که فوایدش هم جسمی است برای انسان و هم روحی. اما غیر از فواید جسمی، مسألهٔ اصلی و مهمتر، مسألهٔ روحی انسان و مسألهٔ ایمان اوست. روزه مهمترین فایدهاش در مسائل ایمان انسان است. حالا جسمی هم فوایدی دارد، ولی بههرحال آن چیزی که در دستورات الهی و در واجبات اصل است، این نیست که ما حتماً باید یک نفع مادی در آن ببریم. اینطور نیست که واجبات را ببینیم چه نفع قانعکنندهٔ مادی و دنیایی برایمان دارد تا به آن بچسبیم. اصلِ روزه، توجه به بعد ایمانی و معنوی است.
برعکسِ مکتبهای تربیتی غربی که محور در تعالیم و فرهنگ آنها انسان و منافع اوست، همه چیز را با عینک منفعت انسان نگاه میکنند. یعنی هر چه از انسان خواسته میشود، باید یک نفعی برای او داشته باشد تا آن را بپذیرد. خدای متعال هم میدانست از آنجا که خودخواهی در انسان قوی است، همه چیز را برای خودش میخواد؛ لذا در اسلام هم فواید را گفتهاند، ولی این توجه به منافع شخصی به مرور کمرنگ میشود. یعنی هر چه انسان کار درست را با اخلاص — که شرط عبادات است — بیشتر انجام بدهد، این بعدِ منفعتطلبی در انسان ضعیف میشود؛ چون این جهت از نقص و ضعف انسان است.
تا بحث روزه میشود، همه دنبال این میگردند که یک فایدهٔ جسمی و مادی برایش پیدا کنند تا مخاطب تصمیم به روزه بگیرد؛ که این یک روش غلط و با کمترین فایده است. تربیت الهی اینجوری نیست. در تربیت الهی، آن بعدِ ارتباط انسان با خدا، توجه به خدا، رشدِ ایمان به خدا و تقرب به خدا مطرح است. یعنی انسان یک هدفی دارد و در این جهت حرکت میکند؛ فقط خداست و بندگی خدا و توجه به خدا. پای منفعت و این چیزها، به تدریج که انسان رشد میکند، دیگر در او ضعیف میشود. بندهٔ خوب خدا چشمش به این نیست که این کار چه فایدهای برای من دارد، بلکه فقط دنبال کار خداپسند است.
انبیاء الهی که بندههای خوب خدا بودند، وقتی خدا به آنها دستور میداد، میگفتند چشم و میرفتند. نمیپرسیدند که حالا این کار چه نفعی به من میرساند یا چه فایدهای برای من دارد؟ اصلاً اینجوری نبودند و به خاطر همین شدند انبیاء؛ واجبات را کامل و تام انجام میدادند. اوصیاء انبیاء و اهلبیت (علیهمالسلام) اینجوری بودند. این ویژگی در آنها خیلی برجسته بود که از خودخواهی، نفع شخصی و منافع دیگر گذشته بودند. آنچه برایشان مهم بود، این بود که حرف خدای متعال خوب پیاده بشود، اجرا بشود و پیش برود. این حقیقتِ بندگی و عبودیت در برابر پروردگار است.
روزه برای ایمان انسان است؛ چون اگر انسان در همهٔ سال فقط در فضای مادی باشد، این خیلی خطرناک است. خدا یک ماه را واجب کرده و اصرار داشته بر اینکه این ماه، کامل و پشتسرهم روزه گرفته بشود. این همهاش حکمت، علت و جهت دارد و در رشد انسان تأثیرگذار است. روزه را خدا واجب کرده و طوری هم قواعدش را تنظیم کرده که کنارش چند تا فایدهٔ دیگر هم از لحاظ ایمانی، انسان ببرد. مثل نماز صبح که از همهٔ نمازها مهمتر است و در ماه مبارک به دلیل سحرخیزی تأمین میشود. این ماه یک فرصت بینظیر معنوی برای انسانهاست.
اصل و هدف زندگی عبادات است که خدا به ما حیات داده است. منتها چون ما مادی هستیم و نیاز به غذا، مسکن و پوشاک داریم، گفته حالا باید یک شغلی پیدا کنید تا یک مقدار بتوانید نیازهای مادی را تأمین کنید. اینها هدف نیست؛ شغل و اشتغالات هدف نیست، بلکه برای این است که ما گرسنه نمانیم و بتوانیم زندگی کنیم. هدفْ عبادات بوده؛ عبادت، بنده بودن و بندگی کردن. منتها چون انسان بعد مادی دارد، گفته حالا از راهی غذایت را هم تأمین کن، ولی هدف یک چیز دیگر است؛ اصلاً وقت و اشتغال انسان باید مصروف چیزهای بالاتر و مهمتر بشود.
روح هر چه تقویت بشود، انسان حالش بهتر است؛ حال معنوی و اعصابش هم بهتر است. روح ضعیف بشود، اعصاب ضعیف میشود؛ اعصاب ضعیف بشود، روح ضعیف میشود. اینها همه ارتباط مستقیم با هم دارند. اینها که ضعیف شد، ایمان ضعیف میشود. ایمان که ضعیف شد، اخلاق بدتر میشود. اخلاق که بدتر شد، اوضاع انسان رو به وحشتخونه و رو به جنگل حرکت میکند. ماه مبارک رمضان این فرصت و زمینه را در انسان ایجاد میکند که یک ذره حرکت کند به سمت معنویت، تا روح تقویت بشود و بتواند انسان درستی باشد.
1️⃣ نیاز روح، فراتر از نیاز جسم
◽️ انسان فقط جسم نیست؛ روح هم دارد و باید تغذیه شود
◽️ روح با چشم دیده نمیشود، اما حقیقتی انکارناپذیر است
2️⃣ توازن اسلام میان جسم و روح
◽️ اسلام هم به دنیا توجه دارد و هم به آخرت
◽️ دستورات الهی برای رشد جسمی و روحی انسان تنظیم شدهاند
3️⃣ روزه؛ ابزار تربیت ایمانی نه صرفاً جسمی
◽️ فایده اصلی روزه، تقویت ایمان و بندگی است
◽️ نگاه منفعتمحور، برخاسته از تربیت غربی و سطحی است
4️⃣ رمضان، فصل رشد معنوی و تقرب به خدا
◽️ نمازها، تلاوتها و احیاهای رمضان حال معنوی میآورد
◽️ استمرار روزهداری یکماهه، طراحی حکیمانه برای تربیت است
5️⃣ هدف زندگی؛ عبادت و بندگی خدا
◽️ شغل، خوراک و پوشاک هدف نیستند؛ وسیلهاند برای عبادت
◽️ دنیا اصل نشده است، بلکه ما آن را اصل کردهایم
6️⃣ تقویت روح، کلید آرامش و اخلاق نیکو
◽️ ضعف روح، اعصاب و اخلاق را فرسوده میکند
◽️ رمضان فرصتی است برای فاصله از حیوانصفتی و نزدیک شدن به انسانیت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی