تفسیر سوره مبارکه عصر
صوت کامل سخنرانی
1403/10/20
پست

تفسیر قرآن کریم سوره مبارکه عصر 
⊹‌جلسه چهارم⊹‌ 
 اهمیت عصر بعثت پیامبر اکرم (ص) 🌟  

تفسیر قرآن کریم

تفسیر سوره مبارکه عصر

تفسیر قرآن کریم سوره مبارکه عصر 
⊹‌جلسه چهارم⊹‌ 
 اهمیت عصر بعثت پیامبر اکرم (ص) 🌟  

متن

مقدمه و اهمیت سوره مبارکه والعصر

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین.

در سوره‌ مبارکه‌ والعصر، که از سوره‌های مختصر و محدود قرآن کریم هست، خدای متعال مطالب مهمی را مطرح می‌فرماید. ابتدا قسم می‌خورد خدای متعال به عصر؛ «والعصر». عصر، یعنی دوره، زمان.

تفسیر عصر و شرافت زمان بعثت

این عصری که خدا به آن قسم می‌خورد، عصر بعثت پیغمبر اکرم است؛ یعنی همان زمان صدر اسلام هست. این زمان، شریف‌ترین و مهم‌ترین زمان تاریخ بشر هست. در طول تاریخ بشر، از ابتدایی که حضرت آدم (علیه‌السلام) آمدند تا روز قیامت، هیچ زمانی به شرافت عصر بعثت پیغمبر اکرم نیست؛ چون مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اتفاقی که افتاد، همین اتفاق بعثت هست و در تاریخ بشر هیچ اتفاقی بزرگ‌تر از این تاریخ، باارزش‌تر از این تاریخ، و مهم‌تر از این تاریخ نیست؛ چون خدای متعال همه آن هدفی را که برای خلقت انسان قرار داده، با بعثت پیغمبر اکرم محقق می‌کند.

لذا همین بیست‌وهفتم این ماه که بعثت هست، از جهتی شریف‌ترین روز روزگار هست؛ چون مهم‌ترین اتفاق در آن افتاده و این راه هدایتی که خدا برای بشر می‌خواسته باز کند تا انسان‌های زیادی برسند به آن هدف خلقت، شروعش از همین بعثت هست. لذا خدای متعال قسم می‌خورد به این عصر. «والعصر» یعنی قسم به عصر بعثت پیغمبر اکرم.

قاعده کلی زیان‌کاری انسان و مثال یخ‌فروش

بعد خدای متعال یک قاعده می‌فرماید و آن اینکه کلاً انسان‌ها همه در حال ضرر و زیان هستند. یعنی ما همین‌طور که از عمرمان طی می‌شود، داریم ضرر می‌کنیم. چون عمرمان دارد کم می‌شود، جوانی‌مان که خیلی‌ها الان در آن هستیم دارد کم‌کم از بین می‌رود؛ لحظه به لحظه و روز به روز داریم به پیری و بعدش هم به مرگ نزدیک می‌شویم. جوانی‌مان، سلامت‌مان، نشاط‌مان، توانایی‌مان و کلاً لحظات عمرمان دارد از بین می‌رود. حالا خدا می‌فرماید همه‌تان تک به تک دارید ضرر می‌کنید؛ «إنّ الإنسان لفی خسر»، همه در حال ضرر و زیان هستید.

چرا؟ چون ضرر و زیان را که می‌بیند؟ کسی که سرمایه‌اش را دارد می‌دهد، اما چیز مفید و به درد بخوری هم در ازایش نمی‌گیرد. کاسب‌ها، تاجرها، بازاری‌ها، چه وقت می‌گویند ضرر کردیم؟ وقتی می‌بیند سرمایه رفت، ولی چیز مفیدی، چیز دندان‌گیر و خوبی در ازایش نیامده است. حالا خدا می‌فرماید همه‌تان همین‌طورید؛ چون عمرتان دارد از بین می‌رود لحظه به لحظه. مثل آن یخ‌فروشی که در تابستان، در هوای گرم، دارد یخ می‌فروشد کنار جاده. این همه سرمایه‌اش همین یخ و قالب یخ‌هایی هست که دارد می‌فروشد. هوا گرم است و این همین‌طور دارد این قالب یخ‌هایش آب می‌شود و از بین می‌رود. اگر زودتر مشتری پیدا نشود، یک معامله خوبی نکند و این سرمایه‌اش بماند در دستش، همین‌طور دارد آب می‌شود تا از بین برود و تمام بشود.

حالا خدای متعال هم همین را می‌فرماید. یکی از مفسرین می‌گوید من معنای این آیه را از این یخ‌فروش فهمیدم؛ تا قبل از این نمی‌فهمیدم یعنی دقیقاً چه. می‌گفت بعدش که این را دیدم فهمیدم یعنی چه. یخ‌فروش قالب یخ‌هایش را کنار خیابان گذاشته بود و داد می‌زد: «آهای آدم‌ها بیایید از من بخرید، دارم ضرر می‌کنم.» همان تعبیر ضرر در قرآن را که خدا می‌فرماید همه‌تان در این حالید، این برای سرمایه‌اش که این قالب یخ‌ها بود به کار می‌برد و می‌گفت دارم ضرر می‌کنم. چرا؟ چون یواش‌یواش این قالب یخ داشت در هوای گرم آب می‌شد. حالا خدا هم همین را می‌فرماید؛ می‌فرماید شماها هم همین حالید. هرچه روز به روز که دارد می‌رود، این عمرتان دارد آب می‌شود و دارد از بین می‌رود؛ منتها دارید ضرر می‌بینید. همه‌تان در زیانید، مگر یک دسته‌ای که این چهار ویژگی را دارند: «إلّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات».

ویژگی اول: ایمان و جایگاه اخلاص در عمل

می‌فرماید یک، کسانی که خدا را قبول دارند؛ با خدا از لحاظ ایمان و باور، خدا را قبول دارند. آن‌هایی که کافرند و خدا را قبول ندارند، خب تباه دارند می‌شوند. چون خدا را که ندارد، فقط همه چیز همان چیزی است که دارد می‌بیند. همه کارهایش هم بر اساس همین چیزهایی است که می‌بیند و می‌سنجد؛ حالا دوست دارد کار خوب می‌کند، دوست ندارد کار بد می‌کند، ولی خدایی نیست که به حساب او بگذارد. خدا نیست. حتی کافر کار خوب هم که می‌کند، مزدش را از خدا نمی‌خواهد و برای خدا کار نمی‌کند، چون اصلاً خدا را قبول ندارد. چون برای خدا کار نمی‌کند، پیش خدا هم هیچ اجر و مزدی ندارد. چون ما هر مقدار از کارهایمان را که به حساب خدا بگذاریم، خدا به ما اجر و مزد می‌دهد.

اینکه می‌گویند در کارها باید اخلاص داشته باشید، برای همین است. شما که الان این مجلس را می‌گیری، باید اخلاص داشته باشی. اگر اخلاص نباشد، پیش خدا هیچی برای آدم نمی‌ماند. آدم تلاش می‌کند، زحمتش را می‌کشد، رنجش را می‌برد، نهایت چیزی که می‌ماند مثلاً بقیه می‌آیند، بعد نهایتاً تشکر می‌کنند، می‌گویند دست شما درد نکند و خداحافظ شما. نمی‌ارزد؛ یعنی هیچ تلاشی که انسان می‌کند، نمی‌ارزد. چون تهش این است که مثلاً آدم‌ها می‌گویند دست شما درد نکنه و به به زحمت کشیدید و کار خوبی کردید و خدا خیرتان بدهد، تموم شد رفت. اما اخلاص برای این است که خدا می‌گوید شما کارت را که انجام می‌دهی، بگذار به حساب من؛ به حساب این و آن نگذار. وقتی بگذاری به حساب من، هم محفوظ می‌ماند، خوب پیش من به امانت می‌ماند و من عوضش خیلی خوب تلافی می‌کنم.

اما کفار، کافران که خدا را قبول ندارند، اصلاً خدا ندارند و کسی را ندارند که بخواهند کار را برایش انجام بدهند؛ همه‌اش کارهایش در حد همین است که انجام بدهد، بقیه هم ببینند و استفاده کنند و نهایتش خوبِ‌شان که کار خوب بکند هم همین است. لذا خدا در قرآن می‌گوید اگر کار خوب انجام دادی، باید ایمان هم داشته باشی. کافرهایی که کار خوب می‌کنند ولی ایمان ندارند، این پایین می‌ماند، همین پایین می‌ماند. تهِ کار خوبش هم برای همین است که بقیه استفاده ببرند و مزدش را هم از بقیه بگیرد؛ خدا بهش چیزی نمی‌دهد، چون برای خدا کاری نکرده است.

«إلّا الذین آمنوا»، ایمان نقشش اینجاست. چون خدا می‌خواهد ما وقتی کار خوب می‌کنیم، غیر از اینکه این کار خوب را کردیم، ایمان‌مان و باورمان به خود خدا هم زیاد بشود؛ یک تیر و دو نشان. کار خوب را می‌کنیم، نماز می‌خوانیم، به یک کسی خدمتی می‌کنیم، زیارت می‌رویم، دعا می‌خوانیم، مجلس می‌گیریم، این کارها را انجام می‌دهیم؛ خب خود این یک چیز است، خدا می‌خواهد یک نشانه دیگر را هم بزنیم و آن اینکه غیر از اینکه این‌ها را داریم، ایمان‌مان، محبتم‌مان و باورمان به خدا زیاد بشود. این چه وقت زیاد می‌شود؟ وقتی کار برای خدا باشد. اما اگر کار برای خدا نباشد، نه؛ این تازه خودخواهی آدم را بیشتر می‌کند.

اخلاص، خودخواهی را از آدم می‌گیرد. این‌هایی که خودخواهند، به‌خاطر این است که اخلاص ندارند در کارهایشان. این است که منیت و خودخواهی و «من و من باید این وسط باشم» و «من مطرح باشم» و «اسم من باشد» و «من کردم و بقیه ببینند که من کردم» و «بقیه بدانند که من انجام دادم»؛ این همه‌اش به‌خاطر این است که اخلاص در کارها نیست. اخلاص هم نباشد، خدا اصلاً ارزشی قائل نیست، خدایی‌ها هم برای کار آدم ارزش قائل نیستند و آدم بهره‌ای هم نمی‌برد. یعنی این همه رنج و تلاش را تحمل می‌کند ولی هیچی؛ تهش آدم‌ها مثلاً بگویند دست شما درد نکند، نمی‌ارزد. اخلاص خیلی خوب است، می‌ارزد که آدم کار را بدهد به خدا، نه به‌خاطر این و آن. آن‌وقت دیگر خودخواهی هم نمی‌کند. آدم‌های خودخواه، چرا خودخواهند؟ چون برای خدا کار نکردند، خداخواه نشدند، همه‌اش خودخواهند. ما یا خودخواهیم یا خداخواه، بین این دو تا هم نیستیم.

اگر کارمان را با اخلاص انجام بدهیم، به حساب خدا بگذاریم، خدا ببیند، خدا راضی بشود، چون خدا گفته، چون خدا دوست دارد، انجام بدهیم، آن‌وقت ارزش دارد. ایمان‌مان هم به خدا زیاد می‌شود. تازه ایمان‌مان هم که به خدا زیاد شد، اخلاق‌مان بهتر می‌شود. هرچه اخلاق خوب هست، مال ایمانه؛ هرچه اخلاق بد هست، مال ضعف ایمانه و ایمان آدم ضعیف است. آن مقداری که ما اخلاق بد داریم، چون ایمان‌مان به خدا ضعیف است؛ آن مقدار که اخلاق خوب داریم، عمده‌اش به‌خاطر ایمان است. زمینه‌اش آن است؛ ایمان به خدا یک چیزی است که همه خوبی‌ها را در خودش دارد. هرچه بیشتر، آثار خوبش بیشتر؛ هرچه کمتر، آثار خوبش کمتر. نقطه مقابلش، ضعف ایمان به خدا یک چیزی است که هرچه بیشتر باشد، یعنی ایمان انسان به خدا ضعیف‌تر باشد، صفات بد بیشتری در انسان شکل می‌گیرد. بداخلاقی از چیست؟ یکی از ریشه‌های اصلی که می‌ماند و تقویت می‌شود، ضعف ایمان به خداست.

ویژگی دوم و سوم: عمل صالح و حق‌مداری در زندگی

پس این یک؛ «إلّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات». یکی ایمان به خدا داشته باشند، خدا را قبول داشته باشند، برای خدا کار کنند و «عملوا الصالحات». دو، کارهای خوب انجام بدهند و گناه در ضمن کارهایشان نباشد؛ این هم مسئله دوم. «عملوا الصالحات» که این‌قدر خدا در قرآن می‌فرماید، در مقابل عمل ناصالح است. یعنی وقتی نگاه به سر تا پای کارهایشان می‌کنی و می‌بینی، این‌ها عمل گناه و بد و ناصالح در کارهایشان نیست.

«و تواصوا بالحق»؛ یکی دیگر از ویژگی‌هایشان این است که حرف حق می‌زنند، همدیگر را هم سفارش می‌کنند به کار صحیح و درست. در هر چیزی، در هر اتفاقی، در هر تصمیمی، در هر انتخابی، ما یک انتخاب صحیح داریم و یک انتخاب بد و غلط داریم. آن انتخاب صحیح را به آن می‌گویند حق؛ آن کار صحیح را می‌گویند حق؛ آن حرف صحیح را می‌گویند حق. همه جای زندگی‌مان هم هست. در اختلافی که پیش می‌آید بین زن و شوهر، بین دو نفر آدم، بالاخره یک چیزی حق است و یک چیزی باطل است. آن‌کسی که طرف حق است، آن‌کسی که توصیه به حق می‌کند، آن‌کسی که خودش عمل به حق می‌کند، آدم‌ها را هم می‌کشد سمت حق، نه سمت هوای نفسش، نه سمت آن چیز که دلش می‌خواهد تا دلش خنک بشود. این نه؛ حق را می‌گوید ولو به ضررش باشد. می‌رود طرف حق، ولو به ضررش باشد؛ ولو احساس کند الان حق با من نیست و در این مسئله همسرم دارد حق را می‌گوید، ولی حق را می‌پذیرد. این هم یک پایه اصلی؛ «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».

ویژگی چهارم: صبر و آثار آن در نجات از خسران

عمل صالح، ایمان، حق‌مدار بودن، و دنبال حق بودن، صبر می‌خواهد. این‌ها همه‌اش پایه‌اش صبر است. لذا یکی دیگر از ویژگی‌های این‌ها این است که خیلی آدم‌ها را، [و] خودشان را، [توصیه به صبر می‌کنند]؛ خودشان صبر دارند و آدم‌ها را هم خیلی توصیه به صبر می‌کنند. نه توصیه به تلافی کردن، نه توصیه به تصمیم‌های غلط، نه توصیه به راه غلط و انتخاب غلط؛ توصیه می‌کنند که اگر این مشکل هم کنار زندگی‌ات هست و حل نمی‌شود، صبر کن، مدارا کن، و کنار بیا. این‌ها هم این ویژگی را دارند.

این چهار تا ویژگی، اگر در کسی بود، دیگر این «لفی خسر» نیست. این درسته دارد عمرش طی می‌شود، اما هرچه از این عمرش دارد طی می‌شود، هرچه از این یخ عمرش دارد آب می‌شود، عوضش پیش خدا خیلی مزد بزرگ دارد و سود دارد می‌کند. چرا؟ چون عمر دارد می‌دهد، اما چیزهای بزرگی دارد از خدا می‌گیرد. لحظه به لحظه عمرش دارد سپری می‌شود، جوانی‌اش دارد می‌رود، سلامتی‌اش دارد می‌رود کم‌کم؛ این چیزها دارد می‌رود اما عوضش پیش خدا چیزهای بزرگی ذخیره کرده که خدا تلافی‌اش را برایش درمی‌آورد و بهش می‌دهد.

نتیجه‌گیری و دعای پایانی

ما اگر بخواهیم از این دسته باشیم، باید این چهار تا ویژگی را توجه بکنیم؛ یکی ایمان به خدا، یکی اعمال خوب و کارهای خوب، یکی هم حق‌مدار بودن و توصیه و سفارش به حق (هر چیز درست و صحیح)، یکی هم صبر داشتن و توصیه به صبر و مدارا و تحمل و این چیزها. این‌ها باشد، کار آدم درست است؛ نباشد، همین‌جور دارد عمرمان تباه می‌شود و همین‌جور داریم ضرر می‌کنیم. کار خوب هم که داریم می‌کنیم، داریم ضرر می‌کنیم؛ کار بد هم می‌کنیم، داریم ضرر می‌کنیم. این‌ها با این چهار تا چیز محقق می‌شود.

ان‌شاءالله خدا به همه آن توفیق را بدهد که در این فرصت‌های مهمی مثل ماه رجب، بعد ماه شعبان، و بعدش ماه مبارک رمضان که می‌آید، تصمیم بگیریم این چهار تا ویژگی را در خودمان پیاده کنیم که هرچه از این عمرمان می‌گذرد، در این ماه‌های رجب، شعبان، رمضان و این فرصت‌های بزرگ که پیش می‌آید، بتوانیم خوب استفاده کنیم و از آن کسانی که زیان‌کارند نباشیم.

نثار ارواح همه کسانی که این ویژگی‌ها را داشتند، مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین، علما، شهدا، [و] امام شهدا، سه صلوات بفرستید. 

گزیده

1️⃣ عصر بعثت؛ شریف‌ترین زمان تاریخ بشر
🕰️ خداوند در سوره والعصر، به «عصر» سوگند یاد می‌کند؛ و این عصر، عصر بعثت پیامبر اکرم است.
چون مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اتفاقی که افتاد همین اتفاق بعثت هست و در تاریخ بشر هیچ اتفاقی بزرگ‌تر از این تاریخ، با ارزش‌تر از این تاریخ، مهم‌تر از این تاریخ نیست. چون خدای متعال همه اون هدفی که برا خلقت انسان قرار داده بابعثت پیغمبر اکرم محقق میشه.


2️⃣ همه انسان‌ها در حال زیان‌اند
📉 بعد خدای متعال یه قاعده می‌فرماید و اون اینکه کلاً انسان‌ها همه در حال ضرر و زیان هستند.
یعنی ما همین طور که از عمرمون طی میشه داریم ضرر می‌کنیم دیگه. چون عمرمون داره کم میشه... لحظه به لحظه، روز به روز داریم به پیری و بعدشم به مرگ نزدیک میشیم.


3️⃣ تمثیل یخ‌فروش؛ تصویری از خسران انسان
🧊 یکی از مفسرین میگه من معنای این آیه رو از این یخ‌فروش فهمیدم...
یخ فروش قالب یخاشو کنار خیابون گذاشته بود داد می‌زد آقای آدما بیاید از من بخرید دارم ضرر می‌کنم... حالا خدا هم همینو می‌فرماید. هرچی روز به روز که داره میره این عمرتون داره آب میشه.


4️⃣ کافر؛ بی‌سرمایه نزد خداوند
❌ حتی کافر کار خوب هم که می‌کنه مزدش رو از خدا نمی‌خواد. برا خدا کار نمی‌کنه چون اصلاً خدا رو قبول نداره...
چون برا خدا کار نمی‌کنه پیش خدا هم هیچ اجر و مزدی نداره. چون ما هر مقدار از کارامونو که به حساب خدا بذاریم، خدا بهمون اجر و مزد میده.


5️⃣ اخلاص؛ نجات‌دهنده از بی‌ثمر بودن اعمال
✨ اخلاص برای اینه که خدا میگه شما کارت رو که انجام میدی بذار به حساب من...
وقتی بذاری به حساب من، هم محفوظ می‌مونه، خوب پیش من به امانت می‌مونه. من عوضش خیلی خوب تلافی می‌کنم.


6️⃣ ریشه خودخواهی؛ نبود اخلاص در عمل
🪞 آدمای خودخواه چرا خودخواهن؟ چون برا خدا کار نکردن، خداخواه نشدن...
اگه کارمونو با اخلاص انجام بدیم، به حساب خدا بذاریم، خدا ببینه، خدا راضی بشه... اون‌وقت ارزش داریم، ایمانمونم به خدا زیاد میشه.


7️⃣ ایمان؛ سرچشمه اخلاق نیکو
🕊️ هرچه اخلاق خوب هست مال ایمانه. هرچه اخلاق بد هست مال ضعف ایمان.
ایمان به خدا یه چیزیه که همه خوبیا رو تو خودش داره. بداخلاقی از چیه؟ یکی از ریشه‌های اصلی که می‌مونه و تقویت میشه، ضعف ایمان به خداست.


8️⃣ حق‌مداری؛ ملاک تصمیم‌های درست
⚖️ تو هر چیزی، تو هر اتفاقی، تو هر تصمیمی، ما یه انتخاب صحیح داریم، یه انتخاب غلط...
اون انتخاب صحیح رو میگن حق. اون حرف صحیح رو میگن حق. اونی که توصیه به حق می‌کنه، اونی که خودش عمل به حق می‌کنه، آدما رو هم می‌کشونه سمت حق.


9️⃣ صبر؛ پایه‌ای برای ایمان و عمل صالح
🛡️ صبر می‌خواد... خیلی آدما رو خودشونو، خودشون صبر دارن، آدما رو هم خیلی توصیه به صبر می‌کنن.
نه توصیه به تلافی کردن، نه توصیه به تصمیمای غلط... توصیه می‌کنن که اگه این مشکلم کنار زندگیت هست، حل نمیشه، صبر کن، مدارا کن، کنار بیا.


🔟 هر لحظه عمر، فرصتی برای تجارت با خدا
📈 چرا؟ چون عمر داره میده اما چیزای بزرگی داره از خدا می‌گیره...
لحظه به لحظه عمرش داره سپری میشه، جوانیش داره میره، سلامتیش داره میره... اما عوضش، پیش خدا چیزای بزرگی ذخیره کرده که خدا تلافیشو براش درمیاره.

------------

۱. عصر بعثت؛ شریف‌ترین برهه در تاریخ بشر

این عصری که خداوند در قرآن به آن قسم می‌خورد، عصر بعثت پیغمبر اکرم و همان زمان صدر اسلام است. این زمان، شریف‌ترین و مهم‌ترین زمان تاریخ بشر هست. در طول تاریخ بشر، از ابتدایی که حضرت آدم (علیه‌السلام) آمدند تا روز قیامت، هیچ زمانی به شرافت عصر بعثت پیغمبر اکرم نیست؛ چون مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اتفاقی که افتاد، همین اتفاق بعثت است. در تاریخ بشر هیچ اتفاقی بزرگ‌تر، باارزش‌تر و مهم‌تر از این اتفاق نیست؛ چون خدای متعال همه آن هدفی را که برای خلقت انسان قرار داده، با بعثت پیغمبر اکرم محقق می‌کند. شروع این راه هدایت از همین بعثت است و به همین دلیل خدای متعال به این عصر قسم می‌خورد.

۲. قانون فراگیر زیان‌کاری انسان و سرمایه عمر

خدای متعال در سوره والعصر یک قاعده کلی می‌فرماید و آن اینکه کلاً انسان‌ها همه در حال ضرر و زیان هستند. ما همین‌طور که عمرمان طی می‌شود، داریم ضرر می‌کنیم؛ چون عمرمان دارد کم می‌شود و جوانی‌مان دارد کم‌کم از بین می‌رود. لحظه به لحظه و روز به روز داریم به پیری و بعدش هم به مرگ نزدیک می‌شویم. جوانی، سلامت، نشاط، توانایی و کلاً لحظات عمر ما دارد از بین می‌رود. خداوند می‌فرماید همه‌تان تک به تک دارید ضرر می‌کنید؛ «إنّ الإنسان لفی خسر»، یعنی همه در حال ضرر و زیان هستید. ضرر و زیان را کسی می‌بیند که سرمایه‌اش را می‌دهد، اما چیز مفید و به درد بخوری در ازایش نمی‌گیرد.

۳. تمثیل زیبای یخ‌فروش؛ فریاد برای نجات سرمایه

سرمایه عمر ما دارد لحظه به لحظه از بین می‌رود؛ درست مثل آن یخ‌فروشی که در تابستان و در هوای گرم، دارد کنار جاده یخ می‌فروشد. همه سرمایه او همین قالب یخ‌هایی است که دارد می‌فروشد. هوا گرم است و این یخ‌ها همین‌طور دارند آب می‌شوند و از بین می‌روند. اگر زودتر مشتری پیدا نشود و معامله خوبی نکند، سرمایه‌اش در دستش آب می‌شود و تمام می‌شود. یکی از مفسرین می‌گوید من معنای آیه را از این یخ‌فروش فهمیدم که داد می‌زد: «آهای مردم بیایید از من بخرید، دارم ضرر می‌کنم.» چون یواش‌یواش سرمایه‌اش داشت در هوای گرم آب می‌شد. عمر ما نیز روز به روز در حال آب شدن است.

۴. حقیقت اخلاص؛ معامله بی‌واسطه با خداوند

اینکه می‌گویند در کارها باید اخلاص داشته باشید، برای همین است. اگر در کارهایتان اخلاص نباشد، پیش خدا هیچ‌چیزی برای آدم نمی‌ماند. آدم تلاش می‌کند، زحمتش را می‌کشد و رنجش را می‌برد، اما نهایت چیزی که می‌ماند این است که بقیه می‌آیند، تشکر می‌کنند و می‌گویند دست شما درد نکند و خداحافظ. این نمی‌ارزد؛ هیچ تلاشی که انسان برای غیر خدا می‌کند، نمی‌ارزد. اما اخلاص برای این است که خدا می‌گوید: «شما کارت را که انجام می‌دهی، بگذار به حساب من؛ به حساب این و آن نگذار.» وقتی کار را بگذاری به حساب خدا، هم محفوظ می‌ماند، هم پیش خدا به امانت می‌ماند و خدا خیلی خوب تلافی می‌کند.

۵. ریشه خودخواهی و منیت در بی‌اخلاصی است

اخلاص، خودخواهی را از آدم می‌گیرد. این‌هایی که خودخواهند، به‌خاطر این است که در کارهایشان اخلاص ندارند. این مَنیت و خودخواهی که «من باید این وسط باشم»، «من مطرح باشم»، «اسم من باشد» و «بقیه ببینند و بدانند که من انجام دادم»؛ همه‌اش به‌خاطر این است که اخلاص در کارها نیست. اخلاص هم نباشد، خدا اصلاً ارزشی قائل نیست، خدایی‌ها هم برای کار آدم ارزش قائل نیستند و آدم بهره‌ای نمی‌برد. یعنی این همه رنج و تلاش را تحمل می‌کند ولی در نهایت هیچ؛ اینکه آدم‌ها بفرمایند دست شما درد نکند، نمی‌ارزد. اخلاص خیلی خوب است، چون می‌ارزد که آدم کار را فقط به خدا واگذار کند، نه به‌خاطر این و آن.

۶. رابطه مستقیم ایمان به خدا و اخلاق انسانی

هرچه اخلاق خوب هست، مال ایمان است و هرچه اخلاق بد هست، از ضعف ایمان نشأت می‌گیرد. آن مقداری که ما اخلاق بد داریم، به‌خاطر این است که ایمانمان به خدا ضعیف است؛ و آن مقدار که اخلاق خوب داریم، عمده‌اش به‌خاطر ایمان است. زمینه‌اش آن است؛ ایمان به خدا یک چیزی است که همه خوبی‌ها را در خودش دارد. هرچه بیشتر باشد، آثار خوبش بیشتر است و هرچه کمتر باشد، آثار خوبش کمتر می‌شود. نقطه مقابلش، ضعف ایمان به خداست که هرچه انسان ایمانش ضعیف‌تر باشد، صفات بد بیشتری در او شکل می‌گیرد. یکی از ریشه‌های اصلی که بداخلاقی را تقویت می‌کند، ضعف ایمان به خداست.

۷. پذیرش حق؛ حتی اگر به ضرر ما باشد

یکی از ویژگی‌های مؤمنان رستگار این است که حرف حق می‌زنند و همدیگر را به کار صحیح و درست سفارش می‌کنند. در هر چیزی، در هر اتفاقی، در هر تصمیمی و در هر انتخابی، ما یک انتخاب صحیح داریم و یک انتخاب غلط؛ آن انتخاب و کار صحیح را می‌گویند «حق». در اختلافی که پیش می‌آید، بالاخره یک چیزی حق است و یک چیزی باطل. آن‌کسی که طرف حق است، توصیه به حق می‌کند و خودش عمل به حق می‌کند، آدم‌ها را هم می‌کشد سمت حق، نه سمت هوای نفسش. او حق را می‌گوید، ولو به ضررش باشد. می‌رود طرف حق، ولو احساس کند الان حق با او نیست، ولی حق را می‌پذیرد.

فهرست

1️⃣ شرافت عصر بعثت و سوگند الهی

◽️ معنای عصر و اهمیت دوران صدر اسلام

◽️ تحقق هدف خلقت با بعثت پیغمبر اکرم

2️⃣ قاعده فراگیر زیان‌کاری انسان (خسران)

◽️ کاهش لحظه‌ای عمر و از دست رفتن سرمایه جوانی و سلامت

◽️ حقیقت ضرر در معامله انسان با دنیا

3️⃣ تمثیل مفسران از حقیقت خسران

◽️ داستان یخ‌فروش در هوای گرم تابستان

◽️ نسبت قالب یخ‌های در حال آب شدن با سرمایه عمر

4️⃣ حقیقت اخلاص و معامله با خداوند

◽️ بی‌ارزش بودن تلاش‌ها و زحمات برای غیر خدا

◽️ قرار دادن کارها به حساب خدا و تلافی الهی

5️⃣ ریشه‌شناسی منیت و خودخواهی

◽️ نسبت مستقیم منیت و خودخواهی با عدم اخلاص در کارها

◽️ تفاوت مبنایی انسان «خودخواه» و انسان «خداخواه»

6️⃣ رابطه متقابل ایمان و اخلاق انسانی

◽️ نشأت گرفتن اخلاق خوب از ایمان و اخلاق بد از ضعف ایمان

◽️ حقیقت ایمان به عنوان منشأ و زمینه تمام خوبی‌ها

7️⃣ شاخصه‌های حق‌مداری و صبر در زندگی

◽️ پذیرش حق و توصیه به آن، ولو به ضرر انسان باشد

◽️ جایگاه مدارا، تحمل و توصیه به صبر در مواجهه با مشکلات زندگی

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

تفسیر سوره مبارکه عصر

موضوع: صوت کامل سخنرانی