
جلسه هشتم
موضوع:
⊹رفیق خطرناک ⊹

جلسه هشتم
موضوع:
⊹رفیق خطرناک ⊹
جلسه هشتم
موضوع:
⊹رفیق خطرناک ⊹
در ادامه بحثی که جلسه قبل درباره همنشینی، رفاقت و دوستی بود، شرایطی رو از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) مطرح فرمودند که: «سه دسته باهاشون رفیق نشو.»
یکی آدمهای لاابالی، گناهکار و معصیتکار [هستند]؛ چون کار زشتشون رو، کارهای غلطشون رو و رفتارشون رو که کارهای غلطی هست و گناه هست، اینها براتون زینت میدن. گناه کردن رو، مزهاش رو در کام تو شیرین میکنند، سهل و آسان میکنند و براش جذابیت ایجاد میکنند. میگوید: «این کارو بکن اشکال نداره، طوری نیست، خیلی هم خوبه، منم همین کارو کردم خیلی خوب بود» و فلان. خلاصهاش حالتش اینطوریه و دوست داره تو مثلش بشی.
آدم گناهکار اینطوریه؛ دوست داره انسان شبیهاش بشه. اصلاً ببینه حالا شما این قید و بندهای دینی داری، نماز میخونی، حجاب داری، برنمیتابه. دروغ مثلاً نمیگی، این خوشش نمیاد. هرچی هست دوست داره شما رو شبیهتر به خودش بکنه، مثل خودش بکنه تا خیلی براش لذتبخش باشه. لذا تلاش میکند انسان رو بکشونه و هی سمت از اون قید و بندهایی که داره دور کنه. گناه رو، کارهای بد رو در ذهن آدم آسان میکند، قشنگ میکند، راحتش میکند، شیرینش میکند و فوایدی براش درمیاره. اون کارها را میکند تا شما رو هم شبیه خودش بکنه.
تو هیچ کاری از دین و معاد و اینهات یاریت نمیکنه. هیچ به درد هیچی از چیزهای دینیت، آخرتت و اینها که نمیخوره طبیعتاً؛ اونور برعکسه اصلاً، میکشونه انسان رو تو کارهای بد. رفاقت باهاش هم قساوت قلب میاره؛ آدم نسبت به چیزهای خوب سرد میشه، دور میکنه، دور میشه، فاصله میگیره. نسبت به آدمهای خوب بدبین میشه، بددل میشه، بدحال میشه. اصلاً بعضیها واقعاً از آدمخوبها بدشون میاد؛ اصلاً از آدم خوبه حالش به هم میخوره. میگوید مثلاً: «از این فلانی» ــ حالا فلانی آدم خیلی خوبی هم هست ــ «من اصلاً میبینمش حالم به هم میخوره.»
آدم گاهی به این حد میرسه که اینقدر بد میشه که از کار خوب، کار خوب براش، خوب بودن، سالم بودن، دروغ نگفتن، اخلاق خوب رو داشتن براش چندشآوره. واقعاً خب میشوند دیگه، اینها را که زیاد میبینیم دیگه؛ براش تلخه، خوشایند اصلاً نیست. میگوید: «بابا این چیه اصلاً؟ اینها بچه مثبتند.» بچه مثبت بودن مثلاً یک چیز تلخ و بد و سنگینی میشه؛ اینقدر انسان حالت بدی بهش دست میده. رفاقت باهاش قساوت قلب میاره و رفتوآمد باهاش مایه ننگ انسانه. تو روایت دیگهای دوباره این رو میفرماید. خب، این دسته اول بود؛ آدم گناهکار گناه رو اینطوری میکند و این بلاها رو سر آدم میاره.
دومی هم آدمهای کمعقل بود؛ آدمهایی که از لحاظ قوت عقلی ضعیفند. خیرخواهی میخواد بکنه، هم بیشتر شر میرسونه؛ راه... خیلی ذهن و عقلش خوب کار نمیکنه بتونه کارها رو درستش رو خوب تشخیص بده، به جا تشخیص بده. یا عقب میافته، یا جلو میزنه، یا اصلاً نمیرسه، نمیکشه، درک نمیکنه؛ فهم و درک عقلیش بسیار پایینه. اینها هم رفاقت باهاشون آسیبزننده است.
سومی هم کذاب بود؛ آدمهایی که خیلی دروغ میگویند. این هم همینجوری؛ اینها بلا سر آدم میارن. چیزهای غلطی رو به آدم میرسونند که آدم رو گرفتار میکنند. از سمت انسان چیزهای غلط و دروغی رو میبرند به بقیه تحویل میدهند؛ اینها هم بیچاره میکنند آدم رو.
باز در روایت دیگری، خیلی این صفات تأکید شده؛ باز دوباره از امیرالمؤمنین که: «لَا یَنْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ [أَنْ یُؤَاخِیَ الْفَاجِرَ]» سزاوار نیست با آدم گناهکار رفیق بشی، چون «یُزَیِّنُ لَهُ فِعْلَهُ» کار بدش رو برات زینت میده، راحت میکند، شیرین میکند، گناه کردن رو جذاب میکند برات؛ «وَ یُحِبُّ أَنْ یَکُونَ مِثْلَهُ» خیلی دوباره اینها تکرار میشه.
میگوید ببین، این آدم گناهکار تا تو رو مثل خودش نکنه، آروم نمیشه. هر چیزیش که تو بهتری، مقیدی، تا تو رو از این قید و بند درنیاره آروم نمیشه. نماز نمیخونه ببینه تو میخونی، بالاخره میکشوندت به این سمت که دیگه این نمازه رو نخونی. تلخش میکند، سختش میکند: «بابا چیه نماز میخونی؟ به چه درد میخوره؟ نمیدونم چیه. چیه حالا اصرار داری اینقدر حجاب داشته باشی؟ بابا راحت باش، مثلاً خوش باش، فلان باش.» هی این آدم رو میکشونه تو اون خط.
«وَ لَا یُعِینُهُ» جالبه اینجا میفرمود: «وَ لَا یُعِینُهُ عَلَی أَمْرِ دُنْیَاهُ وَ لَا أَمْرِ مَعَادِهِ» اونجا تو اون روایت فرمود به چیزهای دینی و آخرتت هیچ کمکت نمیکند، بسیار هم ضرر دارد؛ اینجا میفرماید چیزهای دنیاییت هم همینطور. آدمهای اینجوری، چون بر اساس ایمان و اینها نیست کارهاشون، آدمهای گناهکار حد و حریمی ندارند تو کارهاشون.
یکی از ویژگیهاشون این است که حتی تو کارهای دنیایی آدم، تو گرفتاریها میبینی اینها نیستند؛ فقط ادعا دارند. تا وقتی شما اوضاعات خوبه، جیبت پر پوله، یا خیری ازت بهش میرسه، هستند؛ اون وقتی که دچار مشکل میشی، یهو میبینی قایم شد، نیستش. میخوای، نیازش داری، نیست؛ در دسترس نیست یا حالا میگوید: «حالا من کار دارم، نمیتونم.» من الآن به تو احتیاج دارم، نه. تو وقت اوج احتیاج انسان، خالیه میدان؛ کسی نیست. فقط رفیق گرمابه و گلستانند. فقط به این آسیبهایی که گفته شد تو متن آسیبها و برای آسیبها هستند، اما اونجایی که آدم لازم داره، به دردش میخورند، نیستند؛ حتی چیزهای دنیایی، یعنی نه خیر دنیایی ازشون به اون معنا میبینی نه آخرتی.
و رفتوآمد باهاشون مایه ننگ و عار برات خواهد شد. تو رفیقشی، یه وقت خدای نکرده مشکل جدی میشه، گندش بالا میاد که چیکار کرده، اون وقت ممکنه دامن تو را هم بگیره. حواستون باشه. اونهایی که در معرض این مسائلند ــ حالا این مسائل ممکنه مبتلا به همه نباشه، ولی علتی که عرض میکنیم بالاخره همه براش مهم [است]، ممکنه مبتلا بشن، مخصوصاً کسانی که توی شرایطی هستند، مدرسه و جاهای دیگه که نیاز دارند به دوستی و رفاقت ــ حواستون باشه. بعضی وقتها، خیلی وقتها رفقای بد الآن معلوم نمیشه؛ مشکلاتش، مسائل بدش الآن خودش رو نشون نمیده، اما در درازمدت بلای گرفتاری دامنگیر انسان میشه. نه به درد دنیا میخورند، نه به درد آخرت میخورند، آدم رو از بین میبرند.
روایت بعدی از حضرت عیسی (علیهالصلاةوالسلام) ــ علی نبینا و آله و علیهالصلاةوالسلام ــ یه روایت خیلی مهمیه؛ میفرماید: «إِنَّ صَاحِبَ الشَّرِّ یُعْدِی» یه قاعده میفرماید. میفرمایند ببین، یکی که حالا یا میگویند ما بریم یکی رو هدایتش کنیم، اصلاً اینجوری نیست؛ رفیق بد بدیش به تو سرایت خواهد کرد. این دیگه حرف این و اون نیست، حرف نبی الهی، نبی خداست. «إِنَّ صَاحِبَ الشَّرِّ یُعْدِی» رفیق بد بدیش به تو سرایت خواهد کرد، تو رو مبتلا خواهد کرد به صفات بدش، کارهای بدش و رفتار بدش. اینها واقعیاته.
و تا آدمها چون سواد این چیزها را ندارند، بلد نیستند، مثلاً میگوید: «بریم کار بریم با یکی رفیق شیم اینو هدایتش کنیم. بریم تو محیطهای بد قرار بگیریم ما تأثیرگذار باشیم.» کجا تأثیرگذار باشی؟ اصلاً هم تأثیرگذار نیستید. اینها حرفهای روشنفکری مندرآوردیه که اصلاً تجربه خلافش رو نشون میده، تجربه. در طول این سالها اینقدر به اسم این حرفها خیلیها از بین رفتند، خیلیها؛ از بین رفتند که رفتند. من خودم خیلی موارد میشناسم از همدورهایهامون، همشاگردیهامون، کسانی که حالا آشنایی نزدیک داشتیم، آشنایی دور داشتیم، یا اصلاً آشنایی نداشتیم؛ خیلیها دیدیم با این چیزها از بین رفتند. واقعیته.
چرا؟ چون انسان زمینه پذیرش چیزهای بد درش خیلی مهیاست، اما چیزهای خوب نه؛ این انسان اینجوریه، هم بزرگش هم کوچکش. مثلاً برای هم انسانهای بزرگ هم بچهها حتی؛ بچهها چیزهای بد رو گاهی یه بار که ببینه، بشنوه، تموم شد، یاد میگیره، انجام هم میده، اما چیزهای خوب رو یه ده بار هم بهش بگی ممکنه یاد نگیره. این زمینه انسانه. اینها رو واقعیاتش که انسان، اینها چون بلد نیستند، برعکس فکر میکنند؛ فکر میکنند ما بریم تأثیرگذار... چیو تأثیر... کجا تأثیر بذاری؟ میگیری!
قبل از اینکه تو بتونی یه خوبی به او برسونی، یک صفت خوبی رو، کار خوب رو، تو بتونی به او انتقال بدی، او ده تا چیز بد به تو انتقال خواهد داد؛ مثل ویروس میمونه. عین ویروسهای... چطور بود هیچ کسی، هیچ عاقلی وقتی یه ویروس میاد، یا ویروس خطرناکی میاد، نمیگه: «من برم این ویروس... این فلانی که ویروسزده هست، ویروسش رو نابود کنم.» میگوید: «خب به این چیکار کنیم مثلاً؟» تو که نمیتونی ویروس اینو نابود کنی، تو بری خودت هم میگیری، خودت نابود میشی.
این چیزهای بد هم برای همه انسانها اینطوریه. انسان میگیره؛ چون انسان پذیرشش نسبت به ــ پذیرش یعنی اثرگیریش از چیزهای بد ــ کنجکاویش نسبت به چیزهای بد، مشغولیت ذهنیش نسبت به چیزهای بد بسیار زیاده. اما نسبت به چیزهای خوب نه؛ چیزهای خوب رو صد بار باید در گوشش روضهاش رو بخونی یا بگی، معلوم هم نیست گوش بده، اما رفتار بد، حالت بد، تصمیمهای بد یه بار که از یه جا ببینه یا بشنوه، یاد میگیره.
هم بچهها اینجورند هم بزرگها. بچهها هم میبینند خیلی چیزها رو؛ بدیها رو گاهی از محیط خونه یا از محیط مدرسه گاهی یه بار هم ببینه، همون بار اول که دید تموم. این که میگویند مراقب باشید تو تربیت بچهها، لازم نیست یه اتفاق بدی، یه چیز بدی ده بار پیش بیاد تا این بچه از بین بره، یه بار پیش بیاد کافیه؛ حتی همین مسائل.
حالا بزرگها هم همینجورند، بزرگها هم همینجورند که یکی بیاد به شما مثلاً یه چیز بدی رو، رفتار بدی رو یاد بده، زودتر انسان اثر میگیره. میگوید: «خب دیگه حرف، حالا جلو شوهرت دربیار، جلو مادر... مادر شوهرت جوابش رو بده مثلاً.» اون هم چیکار کنم؟ حالا مثاله اینها. این حالت رو زود آدم میگیره، خیلی جذابه براش، یعنی دوست داره، میپسنده: «آه! مثلاً از امشب دیگه جلوش درمیام.» زود به عمل میرسونه. اما از اونور وقتی میگوید: «نه، یه ذره صبر کن، حوصله کن، طاقت بیار مثلاً»، این نه. این باید صد بار در گوشش بگی: «بابا صبر کن، طاقت بیار، حوصله کن»؛ آخرش هم بار صد و یکمی میاد میگوید: «نشد، نکردم.» لذا خوبیها، چیزهای خوب دیر تو گوش آدم میره و اثر میکند، اما چیزهای بد خیلی راحت.
«إِنَّ صَاحِبَ الشَّرِّ یُعْدِی» رفیق بد مثل ویروس نحس، بدیهاش را به تو سرایت خواهد داد؛ این هم روایتش. «وَ قَرِینُ السُّوءِ یُرْدِی» رفیق بد نابودت میکند. یُردی، نابودت میکند. اینها واقعیاتیه در دو کلمه، در دو تا جمله. یه وقت انسان یک عمر، عمری رو زمان طولانی رو طی میکند تا برسه به اینها. اما حکیمان روزگار، انبیای الهی به ما همین اول یاد دادند که همین اول زندگیمون رو به آزمون و خطا طی نکنیم، همین اول جلوش رو بگیر؛ این حضرت عیسی داره یاد میده به ما. این که نفعی نمیبره بخواد سر ما کلاه بذاره، واقعیات رو داره میده، میگوید: «رفیق بد حواست باشه، پدرت درمیاد.» این پدر درآوردن، این بیچاره کردنه یه شبه و دو شبه و یه آنی و لحظهای که نیست که؛ ده سال عمرت هدر رفت تو این عمر محدود انسان.
«فَانْظُرْ مَنْ تُقَارِنُ» نگاه کن ببین با کی رفیقی، خودت رو در چه حد و شأن و سطحی قرار دادی؛ چون انسان مطابق با رفیقش [است]. ارزش و اعتبار هر کسی به اعتبار و شأن رفیقشه. رفیقت چه حد و شأنی داره از نظر خدا، از نظر انسانهای خدایی، از نظر عاقلا؟ حد و شأنش چقدره، تو هم همونقدر ارزش داری. این با کی خودت رو دمخور کردی، شأن و حد خودت رو تا چه حدی تعیین داری میکنی؟
نگاه کن، «فَانْظُرْ مَنْ تُقَارِنُ» شوخیبردار نیست؛ دقت کن ببین با کی رفیقی، چون رفیق بد بدیهاش رو به تو سرایت خواهد داد و نابودت میکند. یعنی عمرت رفت، جوونیت رفت به گناه، به آسیبهای گناهان، به چیزهای بد؛ بهترین فرصتهای عمر آدم از بین رفت. اینها انشاءالله خدا به ما توفیق بده که این حرفهای این دلسوزها رو خوب بفهمیم، درک بکنیم و این عمرمون رو به آزمون و خطا طی نکنیم که گاهی دیگه جبران بعضی چیزهای بد و خطرناکی که به سر آدم اومده دیگه جبرانش سخته و یا نشدنیه. انشاءالله خوب و به موقع چیزها رو بفهمیم و عمل بکنیم.
نثار ارواح طیبه همه انبیا و اوصیای انبیا، مخصوصاً چهارده معصوم (علیهمالصلواتوالسلام)، ارواح طیبه علما، شهدای خط تشیع، امام شهدا، سه صلوات بفرستید.
🍬 آدم گناهکار، گناه را در چشم تو زیبا جلوه میدهد، مزهاش را شیرین میکند و انجامش را آسان نشان میدهد. میگوید این کار بد نیست، خودم هم کردم، خیلی هم خوب بود! او تلاش میکند تو شبیه خودش شوی، نمیتواند ببیند که تو نماز میخوانی یا حجاب داری. برایش سخت است، چون از این قید و بندها بیزار است. دوست دارد تو هم مثل او شوی، تا راحتتر نفسش را توجیه کند. گناه را زینت میدهد، آن را قشنگ، شیرین و موجه جلوه میدهد، تا تو را نیز به همان مسیر بکشاند و از دین و آخرتت دور سازد.
💔 رفاقت با اهل گناه، قلب را قسی میکند. انسان نسبت به خوبیها سرد و بیحس میشود. از آدمهای خوب بدش میآید، از دینداری و صداقت احساس انزجار میکند. دیگر دوست ندارد راست بگوید یا درست رفتار کند. این نوع رفاقت، آدم را به جایی میرساند که کار خوب برایش زننده و چندشآور میشود. حتی «بچهمثبت» بودن را مسخره و تلخ میداند. همراهی با چنین کسانی، انسان را به جایی میکشاند که نسبت به زیبایی اخلاق بیتفاوت و حتی متنفر میشود.
🧠 انسان کمعقل، با اینکه نیت خیر دارد، اما بیشتر شر میرساند تا خیر. در تشخیص موقعیت و تصمیمگیری، یا عقب میماند یا جلو میزند. درک درستی ندارد، قدرت تحلیل و تشخیص بجا در او ضعیف است. رفاقت با چنین فردی، ممکن است انسان را در موقعیتهایی قرار دهد که از روی ناآگاهی، دچار ضرر و گرفتاریهای بزرگ شود. عقل ضعیف، اگرچه نیت خوبی داشته باشد، نمیتواند راه درست را نشان دهد و همراه قابلاطمینانی در مسیر زندگی نیست.
🚨 رفیق دروغگو، حقیقت را تحریف میکند. چیزهای غلط را به انسان میرساند و از طرف او به دیگران منتقل میکند. این افراد، با سخنانشان، ذهن انسان را پر از نادرستیها میکنند و اعتبار او را خدشهدار میسازند. ارتباط با آنها، زمینه بیاعتمادی و بدبینی را گسترش میدهد و چهبسا انسان را در دردسرهایی بیندازد که خودش هم از آن خبر ندارد. دروغ، بنیان هر رابطهای را سست میکند، و رفاقت با دروغگو، هم دنیایت را آسیب میزند و هم آخرتت را.
💸 آدم گناهکار نهتنها در آخرت کمکی به تو نمیکند، بلکه حتی در دنیا نیز سودی برایت ندارد. در روزگاری که جیبت پر است و او بهرهای از تو دارد، کنارت میماند. اما وقتی گرفتار شدی و به کمک نیاز داشتی، خبری از او نیست. آن زمان که باید در کنار تو باشد، بهانه میآورد و میگوید گرفتارم. رفیق گرمابه و گلستان است، نه رفیق روزهای سخت. چنین کسی، نه دنیایت را آباد میکند و نه در آخرتت نقشی دارد؛ تنها مایه ننگ و آبروریزی است.
🌫️ بعضیها خیال میکنند میتوانند با قرار گرفتن در محیطهای ناسالم یا رفاقت با افراد بد، روی آنها تأثیر بگذارند. اما این یک خیال خام و باطل است. پیش از آنکه تو خوبی را به آنها منتقل کنی، آنها بدی را به تو انتقال دادهاند. انسان از چیزهای بد بهمراتب زودتر اثر میپذیرد تا چیزهای خوب. تأثیر رفیق بد قطعی است، و این حرف خیالپردازی نیست، بلکه کلام پیامبر خداست: «صاحب شر، تو را نیز دچار خواهد کرد.»
🦠 انسان آمادگی بیشتری برای پذیرش بدی دارد تا خوبی. بدی را ممکن است با یکبار دیدن یا شنیدن یاد بگیرد، اما برای یادگیری خوبی، باید بارها و بارها شنیده شود. این تأثیرگذاری یکطرفه است. همانطور که کسی برای نابود کردن ویروس به سمت بیمار نمیرود، نباید تصور کرد که میشود با رفیق بد ماند و از او اثر نگرفت. تأثیرات مخرب رفیق بد مثل ویروس، قطعی و سریع است، و نادیده گرفتن آن، سادهلوحی است.
⏳ بسیاری از افراد ندانسته با رفیق بد همراه شدهاند و کمکم، در طول زمان از مسیر درست منحرف گشتهاند. اول کار چیزی معلوم نیست، اما آسیبها در بلندمدت خود را نشان میدهند. چیزی که اول شبیه دوستی بهنظر میرسید، در نهایت به نابودی عمر، جوانی، و فرصتهای طلایی ختم میشود. انسان باید همان ابتدای مسیر دقت کند با چه کسی رفیق میشود، چون جبران بسیاری از این خسارتها دیگر ممکن نیست.
📏 شأن و اعتبار انسان در نگاه خدا و اهل معرفت، در گرو دوستانی است که با آنها رفتوآمد دارد. کسی که با انسانهای سطحپایین، گناهکار یا بیتعهد همراه میشود، خودش را هم به همان سطح تنزل میدهد. نگاه کن ببین با چه کسانی دمخور هستی، چراکه همین رفاقتها سطح تو را در چشم خدا و خلق تعیین میکند. رفیق تو، آیینهی شخصیت توست. مراقب باش که این آیینه، شکسته و آلوده نباشد.
⏳ رفاقت، فقط یک احساس نیست؛ معاملهای است با عمرت. وقتی با کسی رفیق میشوی، عمرت را به او پیوند میزنی. اگر او اهل گناه، بیاخلاقی یا نادانی باشد، وقت و انرژیات را میسوزاند و فرصتهای زندگیات را میرباید. کسی که عمرش محدود است، نباید آن را صرف آزمون و خطای روابطی کند که از ابتدا نشانههای خطر را دارند. حکیمان و انبیا نیامدهاند عمر ما را بگیرند، آمدهاند تا نگذارند عمرمان تلف شود.
-------
آدم گناهکار دوست دارد انسان شبیهاش بشود. اگر ببیند شما قید و بندهای دینی دارید، نماز میخوانید یا حجاب دارید، برنمیتابد؛ اگر دروغ نمیگویید، خوشش نمیآید. هرچه هست دوست دارد شما را شبیهتر به خودش بکند، مثل خودش بکند تا برایش لذتبخش باشد. لذا تلاش میکند انسان را بکشاند و مدام به سمت دوری از آن قید و بندهایی که دارد سوق دهد. گناه و کارهای بد را در ذهن آدم آسان، قشنگ، راحت و شیرین میکند و برای آن فوایدی درمیآورد. او این کارها را میکند تا شما را هم شبیه خودش بکند، در حالی که در هیچ کاری از دین و معاد یاریتان نخواهد کرد.
رفاقت با آدم گناهکار قساوت قلب میآورد؛ آدم نسبت به چیزهای خوب سرد و دور میشود و فاصله میگیرد. همچنین نسبت به آدمهای خوب بدبین، بددل و بدحال میشود. اصلاً بعضیها واقعاً از آدمخوبها بدشان میآید و از دیدن آدمِ خوب حالشان به هم میخورد. آدم گاهی به این حد میرسد که اینقدر بد میشود که کار خوب، خوب بودن، سالم بودن، دروغ نگفتن و اخلاق خوب داشتن برایش چندشآور و تلخ میشود و اصلاً خوشایند نیست. میگوید: «اینها بچه مثبتند!» و بچه مثبت بودن برایش یک چیز تلخ، بد و سنگین میشود؛ اینقدر که انسان حالت بدی به خودش میگیرد.
رفاقت با آدم گناهکار قساوت قلب میآورد و رفتوآمد با او مایه ننگ انسان است. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند سزاوار نیست با آدم گناهکار رفیق بشوی، چون کار بدش را برایت زینت میدهد، راحت و شیرین میکند و گناه کردن را برایت جذاب میسازد؛ او دوست دارد که تو هم مثل خودش بشوی. این آدم گناهکار تا تو را مثل خودش نکند، آرام نمیشود. هر چیزیش را که تو بهتری و مقیدی، تا تو را از آن قید و بند درنیاورد آرام نمیگیرد. اگر خودش نماز نمیخواند و ببیند تو میخوانی، بالاخره تو را به این سمت میکشاند که دیگر این نماز را نخوانی.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در وصف رفیق گناهکار میفرمایند او نه در امر دنیا و نه در امر معاد، به انسان هیچ کمکی نمیکند. چیزهای دینی و آخرتت که هیچ، در چیزهای دنیاییات هم همینطور است. آدمهای اینجوری، چون کارهایشان بر اساس ایمان نیست، حد و حریمی در کارهایشان ندارند. یکی از ویژگیهایشان این است که حتی در کارهای دنیایی و گرفتاریها میبینی که حضور ندارند و فقط ادعا میکنند. تا وقتی اوضاع شما خوب است، جیبتان پر از پول است یا خیری از شما به آنها میرسد، هستند؛ اما آن وقتی که دچار مشکل میشوید، ناگهان میبینید که غایب و پنهان شدهاند.
آدم گناهکار در وقت اوج احتیاج انسان، میدان را خالی میکند و کسی نیست؛ آنها فقط رفیق گرمابه و گلستانند. فقط در زمان آسیبها و برای آسیبها حضور دارند، اما آنجایی که آدم به آنها لازم دارد و باید به دردش بخورند، نیستند. نه خیر دنیایی از آنها به آن معنا میبینی و نه خیر آخرتی. رفتوآمد با آنها مایه ننگ و عار برای شما خواهد شد. تو رفیق او هستی، اما یک وقت خدای نکرده مشکل جدی میشود، گندِ کارش بالا میآید که چه کرده است، و آن وقت ممکن است دامن تو را هم بگیرد. پس باید بسیار حواسمان را جمع کنیم.
کسانی که در شرایطی مانند مدرسه و جاهای دیگر هستند و نیاز به دوستی و رفاقت دارند، باید حواستان باشد. بعضی وقتها و در خیلی از موارد، رفقای بد الآن معلوم نمیشوند؛ مشکلات و مسائل بد آنها الآن خودش را نشان نمیدهد، اما در درازمدت بلای گرفتاریشان دامنگیر انسان میشود. آنها نه به درد دنیا میخورند و نه به درد آخرت میخورند و تنها آدم را از بین میبرند. رفیق بد بدیش به تو سرایت خواهد کرد؛ این دیگه حرف این و اون نیست، حرف نبی الهی و نبی خداست. رفیق بد تو را مبتلا خواهد کرد به صفات بدش، کارهای بدش و رفتار بدش.
این که بعضیها میگویند: «ما برویم با یکی رفیق شویم تا او را هدایت کنیم یا در محیطهای بد قرار بگیریم تا تأثیرگذار باشیم»، اصلاً اینجوری نیست؛ کجا تأثیرگذار باشی؟ اصلاً هم تأثیرگذار نیستید. اینها حرفهای روشنفکری مندرآوردی است که اتفاقاً تجربه کاملاً خلافش را نشان میدهد. در طول این سالها به اسم این حرفها خیلیها از بین رفتهاند؛ از بین رفتند که رفتند! چرا؟ چون انسان زمینه پذیرش چیزهای بد در وجودش خیلی مهیاست، اما چیزهای خوب نه. این طبیعتِ انسان است؛ قبل از اینکه تو بتوانی خوبی یا صفت و کار خوبی را به او انتقال بدهی، او ده تا چیز بد به تو انتقال خواهد داد.
گناه و صفت بد مثل ویروس میماند. هیچ انسان عاقلی وقتی یک ویروس خطرناک میآید، نمیگوید: «من بروم این فلانی را که ویروسزده است، ویروسش را نابود کنم.» میگویند تو که نمیتوانی ویروس او را نابود کنی، تو اگر بروی خودت هم مبتلا میشوی و خودت نابود میشوی. چیزهای بد هم برای همه انسانها اینطوری است؛ انسان اثر میگیرد. چون پذیرش و اثرگیری انسان از چیزهای بد، کنجکاویش نسبت به بدیها و مشغولیت ذهنیش نسبت به چیزهای بد بسیار زیاد است. اما نسبت به چیزهای خوب اینطور نیست؛ چیزهای خوب را باید صد بار بگویی، اما رفتار بد و تصمیمهای بد را با یک بار دیدن یا شنیدن یاد میگیرد.
حضرت عیسی (علیهالسلام) میفرمایند رفیق بد مثل ویروسِ نحس، بدیهایش را به تو سرایت خواهد داد و تو را نابود میکند. اینها واقعیاتی در دو کلمه و دو جمله است. گاهی انسان یک عمر و زمان طولانی را طی میکند تا به این حقایق برسد. اما حکیمان روزگار و انبیای الهی همین اول به ما یاد دادهاند که زندگیمان را با آزمون و خطا طی نکنیم و همین اول جلویش را بگیریم. این بیچاره شدن و پدر درآوردن که یکشبه و دوشبه و آنی نیست؛ یکهو میبینی ده سال از عمرت هدر رفت؛ آن هم در این عمر محدود و کوتاهی که انسان در اختیار دارد.
حضرت عیسی (علیهالسلام) میفرمایند نگاه کن ببین با چه کسی رفیقی و خودت را در چه حد، شأن و سطحی قرار دادهای؛ چرا که انسان مطابق با رفیقش ارزیابی میشود. ارزش و اعتبار هر کسی به اعتبار و شأن رفیق اوست. رفیق تو چه حد و شأنی دارد؟ از نظر خدا، از نظر انسانهای خدایی و از نظر عاقلان، حد و شأنش چقدر است؟ تو هم همانقدر ارزش داری. نگاه کن که با چه کسی خودت را دمخور کردهای و شأن و حد خودت را تا چه حدی تعیین میکنی. شوخیبردار نیست؛ دقت کن ببین با چه کسی رفیقی، چون رفیق بد نابودت میکند.
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی