رفاقت و ارتباط با مردم
صوت کامل سخنرانی
1403/09/07
پست

جلسه هفتم
موضوع:
⊹‌رفاقت و ارتباط با مردم⊹‌

رفاقت و ارتباط با مردم

جلسه هفتم
موضوع:
⊹‌رفاقت و ارتباط با مردم⊹‌

متن

همراهان صراط مستقیم و مسئله رفاقت

بحث در کسانی بود که به عنوان همان «صراط مستقیم» که در قرآن کریم آمده، معرفی شده‌اند؛ کسانی که خدای متعال اجازه نداده است با آن‌ها رفاقت داشته باشیم و کسانی که خدا اجازه داده است با آن‌ها رفاقت کنیم.

نیاز انسان به انس و ارتباط

رفاقت برای همین است که انسان محتاج است؛ معمولاً اکثر انسان‌ها محتاجند به کسی که با او انس بگیرند و ارتباط داشته باشند. اکثراً این نیاز را دارند و عده اقلی هستند که نیاز به این مسئله ندارند. لذا از این راه، چون اکثراً می‌روند و نیازِ رفاقت و انس‌شان را با افرادی شبیه خودشان تأمین می‌کنند، این باعث بروز مشکلاتی در انسان‌ها می‌شود. چون افرادی که شبیه ما هستند، اگر خدای نکرده اهل گناه باشند، ما در اثر ارتباط با آن‌ها، از این صراط مستقیم دور می‌شویم.

آن‌ها گناه را در نظر و باور انسان عادی جلوه می‌دهند، قشنگش می‌کنند، جذابش می‌کنند و زمینه گناه کردن را برای انسان بیشتر فراهم می‌سازند. لذا خدا اینجا به خاطر همین که آدم از صراط مستقیم یک وقت فاصله نگیرد، نسبت به مسئله رفاقت هم در قرآن کریم حرف زده است. به تبعِ خدا، اهل بیت (علیهم‌السلام) هم نسبت به رفیق و کسانی که نباید با آن‌ها رفاقت کرد، مطالبی بیان فرمودند.

سه گروهی که باید از آن‌ها دوری کرد

من‌جمله امام صادق (علیه‌السلام) از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) روایت می‌فرمایند که:

«یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ أَنْ یَتَجَنَّبَ مُؤَاخَاةَ ثَلَاثَةٍ»

سزاوار است انسان مسلمان از دوستی با سه نفر دوری کند:

۱. ماجن فاجر (آدم لاابالی و معصیت‌کار)

یک، «الْمَاجِنِ الْفَاجِرِ»؛ ماجنِ فاجر یعنی آدم معصیت‌کار و گناه‌کار. ماجن یعنی آدم لاابالی؛ آدمی که برایش مهم نیست چه می‌گویی و چه کار می‌کنی؛ همین‌طور هر کاری دلش خواست و عشقش کشید، انجام می‌دهد؛ هر حرفی دلش خواست می‌زند. طبیعتاً این‌ها انسان‌های گناه‌کارند.

خط قرمز خدا، معصیت خداست. انسان‌هایی هم که گناه‌کارند، یک لحظه رفاقت با آن‌ها بسیار آسیب‌زننده است. نباید آدم با آن‌ها رفیق بشود؛ باید دوری کند؛ «أَنْ یَتَجَنَّبَ» یعنی دوری بکند از اینکه با این‌ها دوستی کنی. ماجن فاجر، آدم لاابالی و آدم معصیت‌کار است؛ آدم گناه‌کار در یک کلمه. ابایی ندارد از هیچ گناه و گناهانی؛ راحت گناهان را انجام می‌دهد. آدم می‌بیند در عمل و در رفتارش گرفتار است.

این‌ها چوبش را خود انسان خواهد خورد. این گناهان هیچ ضرر و آسیبی برای نظام تکوین، عالم خلقت، خدای متعال و این‌ها ندارد. اگر همه انسان‌ها هم گناه بکنند و همه گناهان را هم مرتکب شوند، برای خدای متعال هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ هیچ چیزش کم نمی‌شود و خم به ابرویش نمی‌آید. اینکه روی مسئله گناه، معصیت و دوستی با آدم‌های گناه‌کار حساسیت نشان داده شده، برای خودِ انسان است. اولین کسی که باید از او دوری کرد، انسان گناه‌کار است.

۲. احمق (آدم ساده‌لوح)

دوم، «وَ الْأَحْمَقِ»؛ آدم‌های ساده‌لوح، آدم‌های ضعیف‌العقل، آدم‌های ساده؛ در اصطلاح خودمان ساده به معنی همان ساده‌لوحی. عقلش خیلی قوت ندارد؛ توانایی تشخیص مصالح و مفاسد را خوب ندارد و خراب‌کاری زیاد دارد. این هم آسیب‌زننده است.

۳. کذاب (آدم بسیار دروغگو)

و سوم، «وَ الْکَذَّابِ»؛ آدم‌هایی که دروغ می‌گویند؛ آدم‌های دروغگو. این‌ها کسانی هستند که باید از آن‌ها دوری کرد. دروغ زیاد می‌گوید و این هم خطرناک است.

در اسلام یکی از بدترین گناه‌ها دروغ گفتن است. در روایاتی که قبلاً می‌خواندیم، وقتی می‌خواستند مثلاً یک شیعه را خلاصه کنند—که اگر می‌خواهید ببینید چه کسی واقعاً شیعه ما است و آدم درست‌وحسابی است—دو سه تا صفت را می‌گفتند؛ یکیش اگر یادتان باشد «صِدْقُ الْحَدِیثِ» بود، یعنی راستگو بودن. دروغ گناه خیلی بدی است؛ در درجه‌بندی گناه‌ها، دروغ جزو بدترین‌هاست. روایات سنگینی داریم که از معاصی بزرگ و عظیمی که عرش الهی به لرزه درمی‌آید، مثل گناه‌های ناموسی که آن‌قدر بزرگ و عظیم است، دروغ در ترتیبی که تعیین کرده‌اند از لحاظ بدتر بودن، از آن‌ها هم بدتر است.

از نشانه‌های برجسته مؤمن این است که راستگو باشد، که بر آن زیاد تأکید می‌کنند. یعنی در روایت می‌فرمودند نگاه نکنید ببینید چقدر نماز می‌خواند، چقدر روزه می‌گیرد، چقدر فلان کار را می‌کند؛ این‌ها ملاک اصلی نیست. ببینید چقدر راست می‌گوید و چقدر دروغ در کارش نیست؛ این را ما قبولش داریم. از این طرف، برای رفیق هم این را بیان فرمودند که یکی از ملاک‌های مهمش است. این همان ملاک تقواست، ولی به خاطر اهمیتش، این را جداگانه ذکر کرده‌اند که حواست باشد با آدم دروغگو رفیق نباشی. آدم‌هایی هستند که زیاد دروغ می‌گویند.

ویژگی‌های رفیق گناه‌کار و پیامدهای آن

«فَأَمَّا الْمَاجِنُ الْفَاجِرُ»؛ آدم‌های گناه‌کارِ لاابالیِ معصیت‌کار برای چه [نهی شده‌اند]؟ «فَیُزَیِّنُ لَکَ فِعْلَهُ»؛ این می‌آید گناهش را، معصیتش را برای تو زینت می‌دهد، راحتش می‌کند و قشنگ جلوه می‌دهد. [می‌گوید]: طوری نیست، بکن، چه اشکالی دارد؟ راحت می‌شوی، خوبه، خیلی هم خوبه، لذتش را ببر، کیفش را ببر. خیلی راحت، مثل آب خوردن، جذاب و شیرینش می‌کند. انسان را به گناه‌های نکرده وادار می‌کند؛ گناه‌هایی که انسان به آن‌ها عادت دارد را نمی‌آید جلویش را بگیرد، بلکه انسان را بیشتر در آن‌ها غوطه‌ور می‌کند؛ بستگی دارد به چه گناه‌هایی مبتلا باشد. کارش را و گناهش را برای تو زینت می‌دهد، قشنگ جلوه می‌دهد و برای تو سهل و آسانش می‌کند.

«وَ یُحِبُّ أَنَّکَ مِثْلُهُ»؛ دوست دارد تو هم مثل خودش بشوی. دوست دارد همان‌جور که خودش هست، تو هم همان‌جور بشوی. تو را می‌کشاند به آن سمت. خودش چه گناه‌هایی دارد، چه چیزهای بدی در اخلاقش، در رفتارش و در تقیداتش وجود دارد؛ این راضی نیست که تو آن‌جور نباشی، دوست دارد تو را هم مثل خودش کند. چون انسان‌ها دوست دارند هر چه می‌شود، آن‌ها که با هم رفیقند، شبیه‌تر بشوند به هم.

«وَ لَا یُعِینُکَ عَلَى أَمْرِ دِینِکَ وَ مَعَادِکَ»؛ هیچ یاری‌ای نمی‌کند تو را بر امر دینت، معادت و آخرتت. تو هر کاری می‌کنی، آن‌ور باید جواب پس بدهی؛ او آنجا نیست که بار تو را به عهده بگیرد. نیست که هیچی، دشمنت هم هست و در جبهه مقابلت می‌ایستد. آن‌جور که در قرآن کریم داریم، این‌ها که همه را گول زدند، آنجا اولِ دعوا، جنگ و درگیری‌شان است. آن می‌گوید تو من را به گناه کشاندی، این می‌گوید تو من را کشاندی؛ آن می‌گوید می‌خواستی گوش ندهی به حرف من، مگه من مجبورت کرده بودم؟ این‌طوری با هم می‌جنگند و دشمنی می‌کنند. لذا هر وقت کسی، ای خدای نکرده دید دوستی دارد که اهل گناه است، بداند حتماً یک روزی با هم دشمن خونی خواهند شد. این هیچ کمکی به تو نمی‌کند در مسائل دینیت و آخرتت. بگوییم دنیا، مگر ته خط عالم همین دنیاست؟ این دنیا موقته. شما هر کاری می‌کنی آن‌ور باید جواب بدهی؛ آن‌ور حساب و کتاب دارد. این [سؤال پیش می‌آید که] داری خودت را، زندگیت را، جوانیت را، نوجوانیت را، استعدادهایت را، سرمایه‌هایت را و نعمت‌هایی که خدا بهت داده را داری در کجا خرج می‌کنی؟

«وَ مُقَارَبَتُهُ جَفَاءٌ وَ قَسْوَةٌ»؛ دوستی با او، ظلم و ستم به خودت است. به خودت داری ظلم می‌کنی که با او دوست شدی. «وَ قَسْوَةٌ»؛ قساوت قلب هم می‌آورد. قلبت سفت می‌شود و نرم نمی‌شود. کم‌کم با او که دوستی می‌کنی، کم‌کم کارهای بد که انجام می‌دهی و برایت عادی می‌شود، آن‌وقت از ایمان و روح ایمان به خدا فاصله می‌گیری. روح ایمان که در انسان خالی شد، دیگر کم‌کم انسان قید و بندی نمی‌شناسه. یواش‌یواش تقیداتش را، آن چیزهایی که مهم بوده و تا حالا داشته را از دست می‌دهد؛ تقیدات دینیش از دست می‌رود؛ حریم‌ها از دست می‌رود. حریم پدر و مادر را دیگر آدم نگه نمی‌دارد؛ حریم بزرگتر را نگه نمی‌دارد؛ حریم دوست، حریم همسایه، اقوام و آن‌هایی که باید حریم برای‌شان حفظ کنی، کم‌کم حریم‌شان را نگه نمی‌دارد. آدم دچار قساوت قلب می‌شود و کدورت بدی پیدا می‌کند. خیلی‌ها در اثر این دوستی‌ها دست به اقدامات خطرناکی زدند. انسان دلش وقتی سفت شد، هیچ آرامشی دیگر نخواهد یافت.

منبع واقعی آرامش در برابر لذت‌های موقت

منبع آرامش در قلب انسان است، در دل انسان؛ دل باید آرام باشد. نقطه مقابل آرامش، گناه و معصیت الهی است که انسان را از خدای متعال دور می‌کند. منبع آرامش خداست؛ هر چه انسان از خدا دورتر بشود، از آرامش واقعی دورتر می‌شود. می‌خواهد با کنسرت، موسیقی و سینما آرامش جذب کند؟ نمی‌تواند. چقدر برود دنبال این چیزها، مگر این‌ها روحت را شاد می‌کند؟ می‌روی می‌خندی، یک لذت مقطعی و موقت به آدم دست می‌دهد، اما از درون، انسان یک آرامش دائم، ثابت و مستمر نخواهد داشت.

«وَ مَدْخَلُهُ وَ مَخْرَجُهُ عَارٌ عَلَیْکَ»؛ رفت‌آمد با او مایه ننگ و عار می‌شود برایت. گرفتاری‌هایی پیدا می‌شود، وصله‌هایی چسبانده می‌شود و به خودت هم خواهد چسبید. خب، این از آدم گناه‌کار.

ویژگی‌های رفیق احمق

«وَ أَمَّا الْأَحْمَقُ»؛ اما آدمی که ساده‌لوح است چه؟ «فَإِنَّهُ لَا یُشِیرُ عَلَیْکَ بِخَیْرٍ»؛ او نمی‌تواند خیری به تو برساند. نمی‌تواند، عقلش آن‌قدر قد نمی‌دهد و نمی‌کشد که بتواند به انسان خیر برساند.

«وَ Lَا یُرْجَى لِصَرْفِ السُّوءِ عَنْکَ وَ لَوْ أَجْهَدَ نَفْسَهُ»؛ امیدی نیست که بتواند یک وقت شری را از تو دور بکند، ولو از خودش هم تلاش بکند. می‌خواهد یک خیری به شما برساند، بدتر شر می‌رساند. برای همین می‌گوییم در اسلام این ملاک‌ها هست برای رفاقت: عاقلِ با تقوا. عاقل یعنی این. آدم اگر عاقل نباشد، یک وقت می‌خواهد به انسان خیر برساند—واقعاً نیت بدی هم ندارد—اما می‌آید خیر برساند، شر می‌رساند؛ همان دوستی خاله خرسه که می‌گویند، همان‌جوری است. یعنی اوج دلسوزی و محبتش، بدترین شر را به انسان می‌رساند.

«وَ رُبَّمَا أَرَادَ مَنْفَعَتَکَ فَضَرَّکَ»؛ گاهی وقت‌ها می‌خواهد به تو نفع برساند، تازه بدترش می‌کند و به تو ضرر می‌رساند.

«فَمَوْتُهُ خَیْرٌ مِنْ حَیَاتِهِ وَ سُکُوتُهُ خَیْرٌ مِنْ نُطْقِهِ وَ بُعْدُهُ خَیْرٌ مِنْ قُرْبِهِ»؛ این [که] با او نباشی خیلی بهتر است. این ساکت بشود، بهتر از این است که حرف بزند و بخواهد به تو راهی نشان بدهد. این دور باشد از تو، خیلی بهتر از این است که بهت نزدیک باشد؛ نزدیک باشد، حرف بزند و راه بخواهد نشان بدهد، بهت آسیب می‌زند.

ویژگی‌های رفیق کذاب و اهمیت امانت‌داری

«وَ أَمَّا الْکَذَّابُ»؛ آدم دروغگو چرا [نهی شده]؟ «فَإِنَّهُ لَا یَهْنِؤُکَ مَعَهُ عَیْشٌ»؛ زندگی با او برای تو گوارا نخواهد بود. آدم دروغگو خیلی آسیب به انسان می‌زند. «یَنْقُلُ حَدِیثَکَ»؛ حرف‌های تو را می‌برد این‌ور و آن‌ور نقل می‌کند، آن هم با کم و زیاد و تغییر؛ چون دروغگو است دیگر.

آدم صادق، امانت‌دار است. اگر یک حرفی را می‌شنود، اگر لازم باشد مطلبی را جایی بگوید، با کمال امانت نقل می‌کند. مطلبی را هم که نباید جایی بگوید، نمی‌گوید. آدم کاذب و دروغگو، حرف‌ها را می‌برد همه‌جا نقل می‌کند، هر جور هم خواست نقل می‌کند؛ چون مقید نیست که راست بگوید، دروغ هم می‌گوید. شما به او یک چیز دیگری گفته‌ای، او یک چیز دیگری رفته تحویل داده است، تازه مشکل درست می‌کند.

«وَ یَنْقُلُ إِلَیْکَ الْحَدِیثَ»؛ حرف‌های دیگران را هم همین‌جور [می‌آورد]. می‌آید می‌گوید فلانی راجبت این‌جوری گفت؛ شما را عصبانی می‌کند، به هم می‌ریزد، بعداً کاشف به عمل می‌آید که اصلاً بنده خدا همچین حرفی نزده است. چون تقید ندارد راست بگوید و درست بگوید، هر جور دلش خواست می‌گوید؛ دو به هم‌زنی می‌کند و کارخرابی راه می‌اندازد.

این روایات خیلی پرمحتواست، خیلی مصداق دارد و خیلی واقعیت‌ها دارد در جامعه. ما یک مثال می‌زنیم و از رویش رد می‌شویم، خیلی چیزها هست. بالاخره آدمی است که خیلی حرف می‌زند. فکر نکن حرف‌های بقیه را می‌آورد پیش تو، حرف تو را پیش بقیه نخواهد برد؛ نه، گول نخوری. آدم گناه‌کار، این‌طور نیست که اگر آمده با شما دارد درد دل می‌کند، بعد شما هم یک وقت یک حرفی می‌زنی به او، فکر کنی مثلاً حرف شما را، سرّ شما را، راز شما را جای دیگر نمی‌برد بگوید، چون آمده با شما دارد درد دل می‌کند، یا با شما دارد حرف می‌زند، یا با شما دارد رفاقت می‌کند، پس حریم شما را نگه می‌دارد؛ نه. همان‌طور که حرف بقیه را راحت می‌آورد پیش شما می‌زند، حرف شما را هم قطعاً راحت می‌برد پیش بقیه می‌گوید؛ لذا نباید آدم اعتماد کند. همان‌طور که آبروی بقیه را راحت پیش شما می‌ریزد، آبروی شما را هم حتماً پیش بقیه خواهد ریخت، ولو از او قول بگیری. معصیت‌کار است، آدم گناه‌کار قولش هم قول نیست. آدم دروغگو قولش قول نیست.

نباید آدم ساده باشد [و بگوید]: چطور الآن راحت از بقیه پیش من حرف می‌زند؟ باید آدم بترسد؛ که پس حتماً صد در صد حرف من را پیش بقیه هم خواهد برد و آبروی من را هم پیش بقیه خواهد ریخت. هیچ‌وقت گول نخوری؛ خیلی‌ها از اینجا گول می‌خورند. طرف آمده دارد با او حرف می‌زند، فکر می‌کند خب این با من این‌جور راحت است و حرف می‌زند؛ شما هم باید حواست را جمع کنی و بترسی از او. چرا این‌قدر راحت حرف می‌زند؟ چرا هر چیزی را می‌گوید؟ چرا چیزهایی که نباید بگوید را دارد می‌گوید؟ حالا با کم و زیاد و تغییر و تبدیلی که دارد می‌کند، چرا می‌گوید؟ فردا یک آسیب به من هم خواهد رساند. جای دیگر می‌رود حرف من را هم می‌زند؛ می‌گوید آره من پیش فلانی این را گفتم، این‌جوری برگشت گفت.

«کُلَّمَا أَفْنَى أُخْدُوثَةً مَطَرَهَا بِأُخْرَى مِثْلِهَا»؛ همین‌طور حرف می‌زند از آدم‌ها؛ از این، از آن، چپ، راست می‌گوید. خب این‌ها یک ذره‌اش، خیلی‌اش دروغ درمی‌آید و واقعیت ندارد.

«وَ یُفَرِّقُ بَیْنَ النَّاسِ بِالْعَدَاوَةِ»؛ می‌آید دو به هم‌زنی می‌کند و دشمنی ایجاد می‌کند. آدم کذاب و دروغگو این‌جوری است؛ باعث این می‌شود. قید و بند ندارد دیگر؛ دل شما را نسبت به یک کسی کدر می‌کند، کینه‌ای می‌کند، دل او را هم نسبت به شما همین‌کار می‌کند. دشمنی ایجاد می‌کند بینتان و با دشمنی، شما را از هم جدا می‌کند و دور می‌سازد.

«فَیُنْبِتُ السَّخَائِمَ فِی الصُّدُورِ»؛ در دل‌ها کینه می‌کارد؛ تخم کینه می‌کارد در دل‌ها. نباید یک سری حرف‌ها را زد؛ قید و بند باید آدم داشته باشد. حرف را باید مزمزه کنی ببینی این حرف را من بزنم، طرف چه احساسی پیدا می‌کند؟ چه حالی پیدا می‌کند نسبت به آن فرد؟ من دارم آدم‌ها را به هم وصل می‌کنم یا دارم آدم‌ها را از هم دور می‌کنم؟

دعوت به تقوا و دقت در انتخاب رفیق

«فَاتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ تقوا داشته باشید، گناه نکنید، «وَ انْظُرُوا لِأَنْفُسِکُمْ»؛ خودتان را بپایید خلاصه‌اش. با هر کسی رفیق نشوید. عقل‌تان را، فکرتان را، ایمان‌تان را، وقت‌تان را، عمرتان را، جوانی‌تان را، سرمایه‌های‌تان را به هر کسی ندهید؛ خرج هر کسی نکنید. ببینید با چه کسی دارید معاشرت می‌کنید، رفاقت می‌کنید، هم‌صحبتی می‌کنید، درد دل می‌کنید، رازتان را می‌گویید و مسائل‌تان را می‌گویید.

انسانِ با تقواست که می‌تواند امانت‌دار باشد؛ چون از خدا ترسان است، از گوش به حرف خدا ندادن می‌ترسد، از گناه و معصیت خدا می‌ترسد. از شما نمی‌ترسد، از خدا می‌ترسد. چون از خدا می‌ترسد، همه‌جا خدا هست؛ کاری که خدا پسندش نیست را انجام نمی‌دهد. خدا نمی‌پسندد آبروی همدیگر را ببرند، او هم نمی‌برد. خدا نمی‌پسندد حرف‌ها را پیش همدیگر ببرند نقل کنند، او هم نمی‌کند. خدا نمی‌پسندد چیزی بگوییم یا کاری بکنیم که دشمنی ایجاد بشود، او هم نمی‌کند.

اما آدم‌هایی که با خدا میانه‌شان خوب نیست، شما هر چه می‌خواهی از آن‌ها قول بگیر؛ فردا می‌بینی جز خواجه حافظ شیراز هیچ‌کس خبر ندارد، یعنی همه تقریباً خبر دارند! [خنده سخنران] همه مطلعند. یک رازی بوده، بنا بوده جز شما کسی نداند، اما فردا می‌بینی همه می‌دانند؛ لذا به آدم گناه‌کار هیچ‌وقت نمی‌شود اعتماد کرد. رفاقت هم نباید کرد و خرج نباید کرد.

ان‌شاءالله خدا به ما کمک بکند شل نگیریم در رفاقت‌های‌مان. حواسمان باشد گول نخوریم، ساده‌لوح نباشیم، گناه‌کار نباشیم، با آدم‌های گناه‌کار و ساده‌لوح هم رفاقت نکنیم ان‌شاءالله، که خودمان آسیب نبینیم.

و نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهم‌الصلوات‌والسلام) که این چیزهای مهم، مفید و لازم را به ما یاد دادند، سه صلوات بفرستید.

گزیده

1️⃣ ⛔ رفاقت با گناهکار، آسیب پنهان
وقتی انسان با گناهکار رفاقت می‌کند، گناه را در نظرش عادی و قشنگ می‌کند. جذابش می‌کند. زمینه گناه کردن را برای انسان بیشتر فراهم می‌کند. لذا خدا در قرآن درباره رفاقت حرف زده، که انسان از صراط مستقیم فاصله نگیرد. اهل بیت هم فرمودند باید از رفیق گناهکار دوری کرد. ماجن فاجر یعنی کسی که معصیتکار و لاابالی است، هر کاری دلش خواست انجام می‌دهد، هر حرفی خواست می‌زند، و خط قرمز خدا برایش مهم نیست. رفاقت با چنین کسی، حتی یک لحظه، آسیب‌زننده است و چوبش را خود انسان خواهد خورد.


2️⃣ 🧠 خطر ساده‌لوحی در رفاقت
ساده‌لوح یعنی کسی که عقلش قوت ندارد و توانایی تشخیص مصالح و مفاسد را ندارد. خرابکاری زیاد دارد و نمی‌تواند خیر برساند. حتی اگر تلاش کند، نمی‌تواند شر را دفع کند. مثل دوستی خاله‌خرسه است، با دلسوزی، بدترین شر را می‌رساند. اگر بخواهد به انسان نفع برساند، بدترش می‌کند و به او ضرر می‌زند. زندگی با او برای انسان گوارا نیست. حرف زدنش، راه نشان دادن و نزدیکی‌اش آسیب‌زاست. این آدم اگر ساکت باشد، بهتر است. نباید با او رفاقت کرد.


3️⃣ ❗ دروغگو؛ ریشه‌ی فتنه و دشمنی
آدم دروغگو زیاد حرف می‌زند، ولی راست نمی‌گوید. حرف‌های انسان را با کم و زیاد نقل می‌کند، دو به‌هم‌زنی می‌کند، دشمنی ایجاد می‌کند. واقعیت را تحریف می‌کند و تقید ندارد که راست بگوید. با حرف‌هایش دل‌ها را نسبت به هم کدر می‌کند، تخم کینه می‌کارد. نقل سخن دیگران را به شکلی انجام می‌دهد که دشمنی درست کند. این آدم، چون از خدا نمی‌ترسد، هیچ قید و بندی ندارد. به حرفش، به قولش نمی‌توان اعتماد کرد. نباید فریب ظاهر صمیمی‌اش را خورد.


4️⃣ 📛 قول گناهکار، قول نیست
اگر دیدی کسی از بقیه راحت حرف می‌زند، بدان درباره تو هم همین کار را خواهد کرد. نباید ساده بود. گناهکار، لاابالی است؛ هیچ اهمیتی نمی‌دهد که چه چیزی را کجا می‌گوید. ولو از او قول بگیری، باز هم حرف تو را خواهد برد. همان‌طور که آبروی دیگران را نزد تو ریخته، آبروی تو را هم نزد دیگران خواهد ریخت. گناهکار اهل امانت‌داری نیست، چون از خدا نمی‌ترسد. حرفش حرف نیست، قولش قول نیست، راز نگه نمی‌دارد.


5️⃣ 🚫 با هر کسی راز دل مگو
عقل، وقت، ایمان و جوانی‌ات را خرج هر کسی نکن. ببین با چه کسی معاشرت می‌کنی، رفاقت می‌کنی، درد دل می‌کنی. آدمی که تقوا ندارد، امانت‌دار هم نیست. چون از خدا نمی‌ترسد، هر کاری دلش خواست انجام می‌دهد. خدا نمی‌پسندد آبروی دیگران را ببری، او هم نمی‌پسندد، اما کسی که از خدا نمی‌ترسد، آبروی تو را هم خواهد برد. اگر از خدا نترسد، از تو هم نمی‌ترسد. به چنین آدمی نباید راز دل گفت.


6️⃣ 📢 حرف را مزه کن، بعد بزن
آدم باید حرفش را مزه‌مزه کند، بسنجد که اگر این را بگوید، طرف چه حالی پیدا می‌کند. آیا موجب وصل می‌شود یا باعث دوری؟ تقوا یعنی همین. گناه فقط عمل نیست؛ گفتن حرفی که تخم دشمنی می‌کارد، خودش گناه است. نباید آدم بی‌ملاحظه باشد. کسی که زبانش آزاد است و راحت حرف می‌زند، حتماً آسیب خواهد رساند. باید از چنین انسان‌هایی ترسید، چون قید و بند ندارند.


7️⃣ 🧭 معیار انتخاب رفیق: عقل و تقوا
در اسلام، معیارهای رفاقت روشن است: عقل و تقوا. کسی که عقل ندارد، ولو نیت خیر داشته باشد، آسیب می‌زند. کسی که تقوا ندارد، از خدا نمی‌ترسد، پس نمی‌شود به او اعتماد کرد. باید حواس‌مان باشد که چه کسی را وارد حلقه رفاقت خود می‌کنیم. نباید با آدم‌های گناهکار، ساده‌لوح و دروغگو رفاقت کرد. این‌ها زندگی انسان را تباه می‌کنند.

-------------

۱. ملاک واقعی سنجش انسان‌ها

در روایات آمده است که وقتی می‌خواستند یک شیعه واقعی و آدم درست‌وحسابی را خلاصه کنند، چند صفت را بیان می‌فرمودند که یکی از آن‌ها «صِدْقُ الْحَدِیثِ» یعنی راستگو بودن است. دروغ در درجه‌بندی گناه‌ها جزو بدترین‌هاست. روایات سنگینی داریم که از معاصی بزرگی که عرش الهی را به لرزه درمی‌آورد، دروغ در ترتیبی که تعیین کرده‌اند از لحاظ بدتر بودن، از آن‌ها هم بدتر است. از نشانه‌های برجسته مؤمن این است که راستگو باشد. در روایات می‌فرمودند نگاه نکنید ببینید چقدر نماز می‌خواند، چقدر روزه می‌گیرد یا چقدر فلان کار را می‌کند؛ این‌ها ملاک اصلی نیست. ببینید چقدر راست می‌گوید و چقدر دروغ در کارش نیست؛ این را ما قبول داریم.

۲. آسیب رفیق گناه‌کار و عادی‌سازی معصیت

اگر کسی دوستی دارد که اهل گناه است، بداند حتماً یک روزی با هم دشمن خونی خواهند شد. این رفاقت هیچ کمکی به انسان در مسائل دینی و آخرت نمی‌کند. رفیق گناه‌کار، معصیت را برای تو زینت می‌دهد، راحتش می‌کند و قشنگ جلوه می‌دهد. می‌گوید: «طوری نیست، انجام بده، چه اشکالی دارد؟ راحت می‌شوی، خیلی هم خوب است، لذتش را ببر.» خیلی راحت، مثل آب خوردن، گناه را جذاب و شیرین می‌کند. انسان را به گناه‌های نکرده وادار می‌کند و گناه‌هایی را که انسان به آن‌ها عادت دارد، جلویش را نمی‌گیرد، بلکه انسان را بیشتر در آن‌ها غوطه‌ور می‌سازد. کارش و گناهش را برای تو زینت می‌دهد و آن را سهل و آسان می‌کند.

۳. رفیق گناه‌کار و قساوت قلب

دوستی با فرد گناه‌کار، ظلم و ستم به خود انسان است؛ به خودت داری ظلم می‌کنی که با او دوست شدی. این رفاقت، قساوت قلب هم می‌آورد؛ قلبت سفت می‌شود و نرم نمی‌شود. کم‌کم با او که دوستی می‌کنی، کارهای بد که انجام می‌دهی برایت عادی می‌شود، آن‌وقت از ایمان و روح ایمان به خدا فاصله می‌گیری. روح ایمان که در انسان خالی شد، دیگر کم‌کم انسان قید و بندی نمی‌شناسد. یواش‌یواش تقیداتش را، آن چیزهایی که مهم بوده و تا حالا داشته را از دست می‌دهد؛ تقیدات دینیش از دست می‌رود و حریم‌ها از بین می‌رود. حریم پدر و مادر، بزرگتر، دوست و همسایه کم‌کم از دست می‌رود. آدم دچار قساوت قلب می‌شود و انسان دلش وقتی سفت شد، هیچ آرامشی دیگر نخواهد یافت.

۴. منبع واقعی آرامش کجاست؟

منبع آرامش در قلب انسان است؛ دل باید آرام باشد. نقطه مقابل آرامش، گناه و معصیت الهی است که انسان را از خدای متعال دور می‌کند. منبع آرامش خداست؛ هر چه انسان از خدا دورتر بشود، از آرامش واقعی دورتر می‌شود. می‌خواهد با کنسرت، موسیقی و سینما آرامش جذب کند؟ نمی‌تواند. چقدر برود دنبال این چیزها، مگر این‌ها روحت را شاد می‌کند؟ می‌روی می‌خندی، یک لذت مقطعی و موقت به آدم دست می‌دهد، اما از درون، انسان یک آرامش دائم، ثابت و مستمر نخواهد داشت. هر چه انسان از خدا دورتر بشود، از آرامش واقعی دورتر می‌شود، چرا که منبع آرامش به قلب انسان است و دل انسان باید با خدا آرام باشد.

۵. عاقبت رفاقت با انسان احمق

آدمی که ساده‌لوح است و عقلش خیلی قوت ندارد، نمی‌تواند خیری به تو برساند. امیدی نیست که بتواند یک وقت شری را از تو دور بکند، ولو از خودش هم تلاش کند. می‌خواهد یک خیری به شما برساند، اما بدتر شر می‌رساند؛ همان دوستی خاله خرسه است. یعنی اوج دلسوزی و محبتش، بدترین شر را به انسان می‌رساند. گاهی وقت‌ها می‌خواهد به تو نفع برساند، تازه بدترش می‌کند و به تو ضرر می‌رساند. برای همین می‌گوییم در اسلام این ملاک‌ها هست برای رفاقت: عاقلِ با تقوا. رفیق احمق اگر نزدیک باشد، حرف بزند و راه بخواهد نشان بدهد، به تو آسیب می‌زند؛ پس دوری از او خیلی بهتر از نزدیک بودن به اوست.

۶. حقیقت رفتار آدم دروغگو (کذاب)

زندگی با آدم دروغگو برای تو گوارا نخواهد بود؛ آدم دروغگو خیلی آسیب به انسان می‌زند. حرف‌های تو را می‌برد این‌ور و آن‌ور نقل می‌کند، آن هم با کم و زیاد و تغییر؛ چون دروغگو است. آدم صادق، امانت‌دار است؛ اگر یک حرفی را می‌شنود، با کمال امانت نقل می‌کند یا اصلاً نمی‌گوید. اما آدم کاذب حرف‌ها را می‌برد همه‌جا نقل می‌کند و هر جور هم خواست نقل می‌کند، چون مقید نیست که راست بگود. شما به او یک چیز دیگری گفته‌ای، او یک چیز دیگری رفته تحویل داده است و مشکل درست می‌کند. حرف‌های دیگران را هم همین‌جور می‌آورد؛ شما را عصبانی می‌کند، به هم می‌ریزد، بعداً کاشف به عمل می‌آید که اصلاً بنده خدا همچین حرفی نزده است.

۷. رازدارِ حرف‌های دیگران، رازدار تو نیست!

فکر نکن آدم گناه‌کار و دروغگو حرف‌های بقیه را می‌آورد پیش تو، اما حرف تو را پیش بقیه نخواهد برد؛ نه، گول نخوری. همان‌طور که حرف بقیه را راحت می‌آورد پیش شما می‌زند، حرف شما را هم قطعاً راحت می‌برد پیش بقیه می‌گوید؛ لذا نباید آدم اعتماد کند. همان‌طور که آبروی بقیه را راحت پیش شما می‌ریزد، آبروی شما را هم حتماً پیش بقیه خواهد ریخت، ولو از او قول بگیری. آدم دروغگو قولش قول نیست. نباید آدم ساده باشد و بگوید چطور الآن راحت از بقیه پیش من حرف می‌زند؟ باید آدم بترسد؛ همان‌طور که آبروی بقیه را راحت پیش شما می‌ریزد، آبروی شما را هم حتماً پیش بقیه خواهد ریخت.

فهرست

1️⃣ لزوم مراقبت در انتخاب رفیق
◽️ رفاقت نادرست انسان را از صراط مستقیم دور می‌کند
◽️ انس با اهل گناه، زمینه‌ساز عادی‌سازی معصیت است


2️⃣ سه گروه ممنوعه برای رفاقت
◽️ الماجن الفاجر: معصیت‌کار لاابالی که بی‌پروا گناه می‌کند
◽️ الاحمق و الکذاب: فرد ساده‌لوح و دروغگو نیز خطرناک‌اند


3️⃣ زیان‌های دوستی با گناهکار
◽️ رفاقت با گناهکار آسیب‌زننده و ننگ‌آور است
◽️ قول، رازداری و امانت‌داری در او معنا ندارد


4️⃣ خطر ساده‌لوحان دلسوز
◽️ نیت خیر دارند اما عقلشان نمی‌رسد
◽️ مثل دوستی خاله‌خرسه، شر می‌رسانند نه خیر


5️⃣ دروغگو؛ عامل اصلی دو به‌هم‌زنی
◽️ حرف‌ها را تحریف می‌کند و فتنه می‌آفریند
◽️ در نقل سخن تقیدی به صدق و امانت ندارد


6️⃣ تقوا؛ پایه اصلی رفاقت سالم
◽️ کسی که از خدا نمی‌ترسد، امانت‌دار نخواهد بود
◽️ آدم باتقوا از گناه، نقل ناروا و دشمنی دوری می‌کند


7️⃣ هشدار نسبت به سادگی در معاشرت
◽️ فریب صمیمیت ظاهری را نباید خورد
◽️ باید دید طرف مقابل با دیگران چگونه رفتار می‌کند

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

رفاقت و ارتباط با مردم

موضوع: صوت کامل سخنرانی