اهمیت سوره حمد
صوت کامل سخنرانی
1403/09/07
پست

تفسیر قرآن کریم سوره مبارکه حمد 
⊹‌جلسه اول⊹‌
اهمیت سوره حمد 📖✨  

تفسیر قرآن کریم

اهمیت سوره حمد

تفسیر قرآن کریم سوره مبارکه حمد 
⊹‌جلسه اول⊹‌
اهمیت سوره حمد 📖✨  

متن

به نام خدا. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیت الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

اهمیت و جایگاه سوره حمد

عرض شد که این سوره، مهم‌ترین سوره قرآن کریم است و مضامین بسیار مهمی در آن وجود دارد. خدای متعال قرآن کریم را — همان‌طور که قبلاً عرض شد — مانند کتابی قرار داده است؛ کتاب قانون، کتاب راهنما برای انسان‌ها. ما باید باورهامون، اعتقادات‌مون و افکارمون را با آنچه که خدا در این کتاب می‌فرماید تنظیم بکنیم. لذا جمله به جمله قرآن کریم را به عنوان اولین قدم برای تنظیم باور، اعتقاد، فکر و عقیده باید مورد توجه قرار داد؛ و بعد از آن، آنچه را که عملی است، باید به مرحله عمل رساند.

در ابتدای این سوره، اولین مطلبی که خدای متعال می‌فرماید و شروع سوره با آن است، این واقعیت است که همه آنچه از مدح، ستایش، شکر و سپاس وجود دارد و خواهد بود، در حقیقت تنها کسی که سزاوار آن است و باید همه این حمد، ثنا، شکر، تعریف، تمجید و همه این‌ها را در اصل و واقعیت به او اختصاص داد، خدای متعال است؛ «الحمد لله».

مفهوم حمد و انحصار آن در ذات الهی

حمد شامل ثنا، شکر، تعریف، تمجید و سپاسگزاری می‌شود و همه این‌ها را در بر می‌گیرد. وقتی ما در کسی یا در چیزی صفت خیلی خوبی را می‌بینیم و آن صفت خوب را بیان می‌کنیم، یا از کسی در مقابل لطفی که به ما کرده، نعمتی که به ما داده و کار خوبی که در حق ما انجام داده است سپاسگزاری می‌کنیم، به همه این‌ها «حمد» می‌گویند. حالا «الحمد»، یعنی همه این مسائل مال خدا و برای خدا («لله») است. تنها کسی که مستحق آن است، خداست. چرا؟ چون بقیه هر آنچه که دارند، مال خداست؛ وجودشان مال خداست، آن وسایل، ابزار و امکاناتی هم که دارند مال خداست، نیرو و توانی هم که دارند مال خداست. محاسن اخلاقی، کمالات و زیبایی‌هایی که دارند — چه انسان‌ها و چه غیرانسان‌ها — هر مزیتی که دارند، همه را خدا به آن‌ها داده است.

این حالتی که آب دارد که سیرکننده است، تشنگی را برطرف می‌کند، برطرف‌کننده آلودگی است و تمام این خصوصیات که مثلاً یکی از آفریده‌های خدای متعال به نام آب دارد، این‌ها را همه خدا به آن داده است. حتی این حالت سیرکنندگی‌اش را خدا به آن داده است. باز همان‌طور که قبلاً عرض کردیم، هر چیزی هر اثری دارد و هر فایده‌ای دارد، این را هم خدا به آن داده است. سوزانندگی آتش را خدا به آن داده است که بسوزاند؛ سیرکنندگی آب را خدا به آن داده است.

در مورد همه مخلوقات و همه موجودات همین‌طور است؛ در مورد انسان‌ها هم همین است. هر آنچه که دارند را خدا به آن‌ها داده است؛ از قدرت، توان، ابزار، چشم، گوش، دست، پا، تصمیمی که دارند و فکری که می‌کنند. حتی وقتی کسی کاری برای شما انجام می‌دهد، این در اصل خدای متعال است که به ذهن و فکر او انداخته، نیرو و توان به او داده، عقل به او داده و ابزارش را به او داده است که آن کار را برای شما انجام بدهد. همه‌اش مال خداست، همه چیزها مال خداست. هیچی نداریم که مال کسی باشد و او به خاطر آن، مستحق تمجید و سپاسگزاری [مستقل] باشد.

جایگاه واسطه‌های نعمت و مفهوم رب‌العالمین

منتها خدای متعال از ما خواسته است کسانی را که واسطه هستند برای رسیدن نعمت‌های خدا، از آن‌ها سپاسگزاری کنیم تا این راه بسته نشود. همه وسیله و واسطه هستند برای اینکه چیزی به آدم برسد. خدای متعال دستش بسته نیست، محدود نیست و محتاج به این وسیله نیست. اگر بنا باشد کاری انجام بشود، این فرد هم که نتواند انجام بدهد، یکی دیگر این کار را انجام خواهد داد. این‌طور نیست که اگر کسی — که ما فکر می‌کنیم اگر او این کار را برای ما نکند دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند بکند — نباشد، اصلاً انجام نشود؛ چون خدا از دیوار هم می‌تواند آن نیاز ما را برطرف کند، از درِ بسته هم می‌تواند نیازمان را برطرف کند.

«الحمد لله»؛ همه مدح، ثنا، تمجید و تعریف، همه‌اش در اصل و اساس مال خداست. بقیه دیگر چون واسطه هستند — و نباید این واسطه‌ها هم حد واسطه‌گری‌شان ضایع بشود، چون خدا فرموده است — از آن‌ها هم باید سپاسگزاری و تشکر کرد. خدایی که «رب العالمین» است؛ همه تدبیر، اداره و تمام شئون همه موجودات عالم به عهده اوست. همه نیازها برای به وجود آمدنشان، همه زمینه‌ها و شرایط برای به وجود آمدنشان و بعد هم برای بقایشان و ادامه حیاتشان تا انتها، همه چیز دست خداست. تدبیر، تربیت و اداره عالم به دست خداست؛ یعنی تدبیر همه مخلوقات. در همه جهت، در هر لحظه و از هر جهت، همه محتاج خدا هستند.

خدای متعال، جزء تدبیرش است که ما الان داریم نفس می‌کشیم. اگر اراده‌اش بر این باشد که ما دیگر نفس نکشیم، این راه قطع می‌شود و نفس از کار می‌افتد. خود همین جریانِ همه چیزهایی که ما الان داریم می‌بینیم، با اراده الهی است. با چشم همچنان که داریم می‌بینیم، این محتاج اراده خداست. اگر خدا اراده‌اش بر خلاف این قرار بگیرد، قطع می‌شود؛ بینایی آدم از دست می‌رود، شنوایی از دست می‌رود و حیات انسان از دست می‌رود. ما الان داریم می‌بینیم، می‌شنویم، نفس می‌کشیم، زنده‌ایم، حرف می‌زنیم و کارهای دیگر انجام می‌دهیم؛ این‌ها همه‌اش به خداست و وابسته به خداست. تدبیر همه مخلوقات، از صفر تا صد با خداست.

حاکمیت رحمت الهی و مالکیت روز جزا

در این تدبیر و مدیریتی که خدا بر عالم دارد، آن چیزی که خیلی حاکم است و همه جا را فرا گرفته، رحمت الهی است؛ «الرحمن الرحیم». صفت دیگر خدای متعال این است که رحمت گسترده و وسیعی دارد. همه سرِ سفره و خوان رحمت الهی نشسته‌اند. آنچه که مربوط به خداست، خیر و رحمت است و همه چیز را به عنوان رحمت و به عنوان نعمت‌های بزرگ برای انسان قرار داده است؛ «خَلَقَ لَکُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِیعاً»؛ همه چیز را خدا می‌فرماید من به خاطر شما خلق کردم. «سَخَّرَ لَکُمْ»؛ همه چیز را در اختیار شما قرار دادم و برای شما خلق کردم. این‌ها همه از باب رحمت الهی است که انسان از نعمت‌های مادی و معنوی خدا استفاده کند و در آن مسیری که خدای متعال می‌خواهد قدم بردارد. رحمت خدا گسترده، فراگیر، دائم و ثابت است و آنچه که حاکم است، رحمت الهی است. این رحمت، وسیع و گسترده است؛ اگر عذابی می‌آید یا اگر چیزهایی [سختی‌هایی] هم می‌آید، آن‌ها هم به نحوی برگشت دارد به رحمت الهی؛ یعنی از جهتی برگشت دارد به رحمت الهی که وسیله‌ای است برای تنبه انسان‌ها تا یک وقت از آن مسیری که باید طی بکنند، گمراه نشوند، غافل نشوند و زود برگردند.

اگر گناهکاری دارد در گناهش غوطه می‌خورد، غرق شده و خیلی دارد در گناهش پیش می‌رود، اگر خدا گوشمالی به او می‌دهد، برای این است که حجت را براش تمام کند، برای این است که از راه غلط برش گرداند تا سرش به سنگ بخورد و شاید برگردد. این هم از این باب است.

«مالک یوم الدین»؛ صفت دیگر خدای متعال این است که در روزی که روز حساب و کتاب اعمال انسان است، آن کسی که همه‌کاره است و هیچ چیزی از علم او مخفی نیست و هیچ چیزی را فراموش نکرده، خداست. انسان‌ها در این دنیا کارهای خوب انجام می‌دهند، کارهای بد هم انجام می‌دهند؛ بعضی‌هاش واضح و مشخص است، بعضی‌هاش هم واضح نیست و پشت پرده است؛ ریز است، درشت است، برجسته است و مختلف است. خدای متعال همه این‌ها در علمش محفوظ است. همه را به اندازه‌اش پاداش می‌دهد، ثواب می‌دهد، عقاب می‌کند و هیچی از علمش مخفی نیست. هیچ‌کسی هم توان این را ندارد که در مقابل اراده خدای متعال بایستد. همه‌کاره در روز قیامت، خدای متعال است. البته در این دنیا هم همه‌کاره خداست، منتها در این دنیا انسان‌ها باور ندارند و احساس می‌کنند همه‌کاره خودشان هستند. اما در قیامت، صحنه طوری ترسیم و چیده شده است که حتی کفار و حتی کسانی که خدا را قبول نداشتند در این دنیا، آنجا باور می‌کنند که خدا هست و همه‌کاره هم هست. دیگر آنجا من و این و آن هیچ کاری از دست‌مان بر نمی‌آید و هیچ سر سوزنی اختیار و اراده نداریم. هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد برود جهنم، اما می‌برند به زور! همه دل‌شان می‌خواهد بروند بهشت، ولی خب نمی‌شود و نمی‌گذارند [مگر به اذن او]. آنجا دیگر اختیاری در کار نیست؛ همه‌کاره واقعی خداست و او تنظیم می‌کند همه شئون را در قیامت. همه، این را باور می‌کنند؛ همه این را باور می‌کنند. اینجا در همین دنیا هم خدا همه‌کاره است، مالک و فرمانروا خداست، اما باور نداریم؛ در قیامت صحنه طوری است که همه با چشم می‌بینند و باور می‌کنند؛ «مالک یوم الدین».

عهد بندگی و حقیقت استعانت

تا اینجا صفاتی از خدای متعال بیان شد که به خاطر این‌هاست که ما خدا را حمد و ثنا و ستایش می‌کنیم. صفات برجسته و بزرگی است؛ تدبیر همه عالم بر اساس رحمت و بعد هم برقراری صحنه عقاب، ثواب و حساب‌رسی. این‌ها همه تحت اراده خدا هست، همه برقراره و ما بر اساس همه این‌ها خدا را مدح، ثنا، تمجید و سپاسگزاری می‌کنیم که خدا این صحنه وجود را ایجاد کرد، ما را خلق کرد و در این دنیا قرار داد تا از نعمت‌هاش و از هدایتش استفاده بکنیم و بتوانیم یک انسان نمونه و برجسته‌ای بشویم.

لذا در قسمت دوم سوره، برای اینکه این حمد و ستایش و ثنای الهی را به عمل برسانیم، خود خدا به ما یاد داده است که حالا برای اینکه شما یک آدمی باشی، یک موجودی باشی، یک مخلوقی باشی که خوب توانسته خدا را حمد و ستایش بکند در عمل و سپاسگزاری عملی بکند، راهش چیست. چون سپاسگزاری، اصلش عملی است. یک پایه مهمش زبانی است اما زبانی کافی نیست و عملی هم مسئله مهمی است. اگر کسی برای انسان کاری کرده باشد و آدم در زبان بگوید دست شما درد نکند، اما در عمل خلاف آن چیزی که او می‌خواهد حرکت بکند — یعنی آن نعمتی را که به آدم دادند در جهت مخالف نظر نعمت‌دهنده استفاده بکند — خب او هم خوشش نمی‌آید. نسبت به خدا هم همین‌جور است.

لذا در قسمت دوم سوره حمد، خدای متعال به ما یاد می‌دهد که حالا که شما این عقاید صحیح و این صفات خوب من را یاد گرفتید، فهمیدید و به نقش خدای متعال در رب‌العالمین، رحمان، رحیم و مالک یوم الدین توجه پیدا کردید، حالا آن چیزی که وظیفه‌تان هست چی هست، به عنوان حمد و سپاسگزاری عملی. لذا در قسمت دوم یاد می‌دهد: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». ما در مقام سپاسگزاری عملی از تو ای خدا، این‌طوری هستیم که باید تو را بندگی بکنیم، فقط و فقط تو را. چون هیچ‌کسی غیر از تو چنین صفاتی ندارد؛ احدی غیر از خدا نه رب العالمین است، نه رحمان است، نه رحیم است و نه مالک یوم الدین، هیچ‌کدام نیست. همه صفات برجسته مال خداست، پس فقط «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». تنها کسی که ما نسبت به او عبد و بنده هستیم تویی و هیچ‌کسی لیاقت و سزاواری این را ندارد و لیاقتش را ندارد که ما در مقابلش گوش‌به‌فرمان باشیم و بندگی‌اش را بکنیم. فقط و فقط تو را بندگی می‌کنیم در مقام سپاسگزاری از تو. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» برای همین است که آن «الحمد لله» به عمل برسد و سپاسگزاری‌مان بشود عملی.

در این حمد و ستایش عملی و سپاسگزاری عملی که راهش عبادت، بندگی و اطاعت فرمان خداست، باید از خود خدا کمک بخواهیم؛ چون یاد گرفتیم همه چیزها دست خداست و او رب العالمین است. حالا ما اگر بخواهیم خودمان حرکت بکنیم، به تنهایی نمی‌شود؛ چون همه چیز دست ما نیست. حالا باید از خدا بخواهیم که خدا کمک‌مان بکند؛ که حالا که بنا شد در مقام سپاسگزاری از خدا فقط خدا را بندگی بکنیم و کامل گوش‌به‌فرمانش باشیم، باید خود خدا کمک‌مان کند تا بتوانیم خوب بندگی‌اش را به جا بیاوریم. هیچ‌کس دیگر هم نمی‌تواند ما را کمک بکند، چون هر چه غیر از خدا هست، مخلوق خداست، محتاج خداست و فقیر و نیازمند خدای متعال هست. انسان فقیر و موجود فقیر و محتاج نمی‌تواند رفع احتیاج کند از کس دیگری. لذا فقط و فقط از تو کمک می‌خواهیم که به ما کمک کنی تا بتوانیم آن چیزی که حق بندگی هست را به جا بیاوریم؛ این راه رو به بنده‌ات [است].

«إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ در این بندگی و اطاعت فرمان، از تو کمک می‌خواهیم، چون تو رب العالمینی. تویی که زمینه را ایجاد می‌کنی، تویی که به ما توان، قدرت و نیرو می‌دهی، تویی که اسباب و وسایل را فراهم می‌کنی. تو می‌توانی به ما کمک بکنی، ما هم ازت کمک می‌خواهیم. لذا در مقام سپاسگزاری از خدا، ما باید دو تا نکته را بفهمیم؛ یکی اینکه راه سپاسگزاری از خدا، گوش به حرف خدا دادن است و در این راه هم باید از خدا کمک بگیریم. ما اگر از خدا کمک نگیریم و خدا کمک‌مان نکند، نمی‌توانیم کار را خوب پیش ببریم. خدا باید به ما کمک کند؛ در تصمیم‌گیری به ما کمک کند، در گناه نکردن به ما کمک بکند، در انجام عباداتش به ما کمک بکنه، شرایط را طوری فراهم کند و به ما کمک بدهد که بتوانیم این نمازمان را بخوانیم، استقامت داشته باشیم، صبر داشته باشیم و در مقابل مشکلات بتوانیم صبر کنیم؛ این‌ها همه‌اش کمک خدا را می‌طلبد. لذا این را در سوره حمد به ما یاد می‌دهند؛ فقط و فقط تو را بندگی می‌کنیم و در این بندگی کردن و گوش به حرف تو دادن، فقط و فقط از خودت هم کمک می‌خواهیم که به ما کمک بکنی تا از این راه و از این مسیری که باید پیش برویم، منحرف نشویم و اسباب یه جوری فراهم بشود که بتوانیم خوب به حرفت گوش بدهیم.

اگر بناست گاهی وقت‌ها خدای‌نکرده پایمان بلغزد، خدا لطف کند کمک‌مان بکند و آن زمینه‌اش را از بین ببرد. آدم یک وقت ممکن است از یک راهی بخواهد برود، این راه ممکن است راه معصیت و گناه را به رویش باز کند، خدای متعال لطف کند به انسان و این راه را ببندد و از راه دیگری که به معصیت نیفتد برود؛ تصمیمی بگیرد که انسان را گرفتار نکند. این‌ها هم چیزهایی است که ما به خدا احتیاج داریم. ما که از عاقبت و بعدِ کارمان اطلاعی نداریم؛ ممکن است با کسی رفیق بشویم، ممکن است در مسیری قرار بگیریم که آن مسیر ممکن است خدای‌نکرده ما را عاقبت به شر بکند و گرفتار بکند. لذا باید از خدا کمک بخواهیم: خدایا، هر آنچه که باعث بشود من از تو دور بشوم و از این راهت دور بشوم، از جلوی پای من بردار و من را از آن دور کن؛ و هر چه باعث می‌شود من به تو نزدیک بشوم و گوش به حرفت بیشتر بدهم، آن را جلوی پای من قرار بده و اسبابش را فراهم کن. «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». این‌ها مجموعه‌ای از باورهای مهمی هست که خدا دارد به ما یکی‌یکی با این سوره حمد یاد می‌دهد و از همان اول، جمله به جمله‌اش مهم است. قسمت دوم در مقام عملی هست که انسان سپاسگزاری عملی بکند از خدا.

درخواست هدایت به صراط مستقیم

حالا ما می‌خواهیم از خدا کمک بخواهیم؛ چه‌جوری کمک بخواهیم؟ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ». اگر می‌خواهی از من کمک بخواهی، به این بیان کمک بخواه؛ این‌طوری. بگو خدایا، ما را هدایت کن به صراط مستقیم. یک راهی هست که این راه معتدل است؛ نه افراط در آن هست و نه تفریط در آن هست. هیچی [انحرافی] نیست؛ انسان را یک انسان معتدلی می‌کند که هم دنیاش را در حد لازم، ضرورت، مفید و خوب دارد — یعنی هم دنیاش آباد است — و هم آخرتش؛ هر دو تا. نه افراط هست، نه تفریط. راهی هست مستقیم، یعنی معتدل، بدون افراط و تفریط. راه راست؟ نه؛ راه راست یک مقداری ضعیف است معناش و واضح نمی‌رساند. مستقیم یعنی معتدل، به دور از هر افراط و تفریطی.

پس خدایا «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ ما از تو کمک می‌خواهیم در مقام بندگی تو، گوش به حرف تو دادن و در مقام سپاسگزاری از تو. چه‌جوری؟ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ به این بیان که خدایا ما را هدایت کن به صراط مستقیم. اینجا صراطی و راهی را خدا معرفی می‌کند که انسان باید در مسیر زندگی‌اش تو این راه قرار بگیرد. صبح اول وقت باید همه بلند شوند خدا را حمد، ثنا و ستایش بکنند، سپاسگزاری کنند از خدای متعال با این بیان، بعدش هم ابراز ارادت و بندگی کنند پیش خدا، بعدش هم از خدا کمک بخواهند تا خدا آن‌ها را تو این راه بیاورد. ظهر باید از کار دست بکشند، همین مسائل را مطرح بکنند؛ عصر باید بلند شوند همین کار را بکنند؛ مغرب این کار را بکنند و عشا هم همین کار را بکنند. پنج وعده اصلی شبانه‌روز را خدا قرار داده است که انسان‌ها بلند شوند و این حرف‌ها را به خدا بزنند.

خدا احتیاج ندارد این حرف‌ها را ما بهش بزنیم، این‌ها در حقیقت حرف‌هایی است که به عنوان باور صحیح باید در ما تکرار بشود تا نفوذ کند در باور و اعتقاد ما؛ که صبح، ظهر، شب، عصر، مغرب، هر وقت در هر حالتی که هستیم، از راه عبودیت و بندگی خدا و صراط مستقیم یک وقت فاصله نگیریم. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ ما را به راه معتدل و به دور از افراط و تفریط هدایت کن. این راه، راه کسانی است که تو به طور ویژه هوای آن‌ها را داری و نعمت‌های خاص و مهمی به آن‌ها دادی؛ «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ». این راه، راه آدم‌های خاصی است، راه همه نیست؛ کسانی است که تو نعمت ویژه بهشان دادی.

مرزبندی با مغضوبین و ضالین

«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ»؛ یک راه دیگری هست، راه کسانی هست که آن‌ها کارهایی کردند که مشمول غضب تو واقع شدند؛ راه آن‌ها نه. راهی و کاری که باعث غضب تو می‌شود نباید توش بروی. حواسمان باید باشد، اول صبح که نماز صبح می‌خوانیم، این را دو بار می‌گوییم که تا ظهر کاری که باعث غضب پروردگار هست انجام ندهیم. صراط مستقیم، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم؛ راه آن‌هایی که تو را به غضب آوردند و خشم و غضب تو را برانگیختند، راه آن‌ها را نمی‌رویم. «وَ لَا الضَّالِّینَ»؛ راه آن‌هایی هم که گمراه شدند، راه صحیح را گم کردند، به راه‌های بیراهه و انحرافی رفتند، دچار عقاید غلط و انحرافی شدند و دچار گروه‌ها و افراد منحرف شدند، راه آن‌ها را هم نباید برویم. یک راه در زندگی بیشتر نداریم، آن هم صراط مستقیم هست که باید تو آن راه حرکت بکنیم؛ غیر از آن هم راه‌های دیگر باطل است. راه‌های دیگر یا راهی است که خدا غضب می‌کند به انسان — خدا بدش می‌آید و می‌داند این راه آدم را از بین می‌برد — یا راهی است که گمراهی و بیراهه است و انسان را منحرف می‌کند که آن هم انسان را از بین می‌برد.

خدا خواسته است که ما از بین نرویم و سر پا باشیم؛ عقاید صحیح، اخلاق صحیح، اعمال صحیح. مجموع این سه‌تامون درست باشد، مطابق با واقعیت‌هایی که خدای متعال قرار داده است. هیچ‌کسی از این واقعیت‌ها مطلع نیست جز خدا، فقط خدا مطلع است. او می‌داند عقیده صحیح در هر چیزی چیست؛ ما نمی‌دانیم. او می‌داند کار صحیح چیست، تصمیم صحیح چیست، عمل صحیح چیست، اخلاق درست در اینجا چیست، در آنجا چیست، در مقابل فلان کس اخلاق صحیح و رفتار درست چیست؛ این‌ها همه را خدا می‌داند. آن راهی که خدا مشخص کرده برای حل همه این مسائل، اسمش هست صراط مستقیم. اما در مقابلش دو تا راه هست که عده زیادی از بشر آن دو تا راه را رفتند؛ یکی راه غضب الهی، کارهایی کردند که خدا آن‌ها را مشمول غضب خودش قرار داد و از این راه بندگی فاصله گرفتند، کارهایی کردند خلاف بندگی خدا، گناه کردند، معصیت کردند. یکی هم آن‌هایی که راه را گم کردند و رفتند راه‌های انحرافی به‌خصوص، و فکر و عقیده غلط را پیروی کردند.

ضرورت هوشیاری در عصر حاضر و الگوگیری از علمای دین

همیشه هم بوده، الان هم هست. الان غیر از عالم بیرون و خارج، عالم مجازی هم هست، فضای مجازی هم بهش اضافه شده است؛ انواع و اقسام افراد و گروه‌ها، صاحب منصب و تریبون و کانال شدند. این‌ها خیلی‌هاشان انسان را به گمراهی می‌کشانند با حرف‌های به ظاهر قشنگ و ظاهراً خوبی هم می‌زنند، اما جز آن‌هایی که عالم به دین هستند متوجه اشکال حرف‌های این‌ها نمی‌شوند. آن وقت به تدریج و یواش‌یواش آدم می‌بیند در درازمدت یا کوتاه‌مدت منحرف شده و از یک راه دیگر یواش‌یواش رفته است. یک چیزهایی که خدا از نظرش خوب بوده، در نظر انسان یواش‌یواش ارزشش از دست می‌رود؛ یک چیزهایی که از نظر خدا بد بوده، یواش‌یواش در نظر انسان ارزش پیدا می‌کند.

لذا باید آدم حواسی جمع بکند. خیلی‌ها در این مسائل، در این فضای مجازی و در فضای حقیقی — فرقی نمی‌کند — این‌ها منحرفند و از راه مستقیم به دورند. ما شبانه‌روز این‌قدر نماز می‌خوانیم، ده بار حداقل سوره حمد را می‌خوانیم که به این مسائل توجه بکنیم تا یک وقت راه‌مان را گم نکنیم؛ فکر‌مان را، عقل‌مان را و عقایدمان را نسپاریم دست مجازی و دست هر کس و ناکسی که پیدایش شده و دارد راه ارائه می‌دهد. این راه طبق دستور خدای متعال، فقط در اختیار [کسانی است که بلدند] و آن کسانی که بلدند، فقط علمای دین هستند؛ کسانی که درس دین خواندند، در دین‌شناسی به فقاهت رسیدند و راه صحیح را آن‌ها می‌توانند بر اساس قرآن کریم و روایات تشخیص بدهند. سایر کسانی که درس دین نخواندند، آن‌ها بلد نیستند راه را تشخیص بدهند؛ آن‌ها یک چیزی می‌آیند همین‌جور می‌بینند و به مزاج‌شان خوش می‌آید، می‌آیند ارائه می‌دهند و در کنارش هم حرف‌های قشنگ می‌زنند. انسان‌های عوام و انسان‌های کم‌سواد و بی‌سواد را منحرف می‌کنند؛ چون نمی‌توانند این‌ها بفهمند اشکال حرفش کجاست. ظاهر حرفش دلچسب است، به دل آدم می‌چسبد، قشنگ است، خوب است، ولی متوجه نیست که این دارد تو را از صراط مستقیم دور می‌کند. این بلد نیست؛ یک انسان معمولی است، حالا یا استعداد بیشتری داشته، جذابیت‌های بیشتری داشته، مطالعه بیشتری داشته، آمده یک چیزهای جدید دارد می‌گوید و یک راه جدید را باز می‌کند. راه جدیدی نیست؛ راه همون راهی است که از هزار و چهارصد سال پیش خدای متعال با قرآن کریم و سوره حمد جلوی انسان‌ها باز کرد. راه همان است؛ راه دو تا و سه تا و جدید و اینکه بخواهیم از امروز رو این سرمایه‌گذاری بکنیم و رو آن کار و این‌ها، این‌ها نیست. این‌ها مسائل مهمی است که خدای متعال با این سوره حمد بیان می‌کند.

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که این مطالب را که در این سوره هست و ما این‌قدر تکرار می‌کنیم، خوب بفهمیم و متوجه بشویم.

گزیده

1️⃣ همه حمدها از آنِ خداست
🌟 همه ستایش‌ها، تمجیدها، شکرها، تعریف‌ها و سپاسگزاری‌ها در حقیقت متعلق به خدای متعال است. چرا؟ چون هرچه دیگران دارند از اوست. وجودشان، توانایی‌هایشان، ابزار و امکاناتشان، همه را خدا به آن‌ها داده. حتی ویژگی‌های آفریده‌ها مثل سیرکنندگی آب یا سوزانندگی آتش نیز از خداست. پس اگر کسی کار خیری می‌کند، در واقع خدا آن نیرو و فکر و ابزار را در اختیار او گذاشته. با این نگاه، هیچکس مستقل از خدا سزاوار حمد و ستایش نیست؛ هرچند خداوند خواسته واسطه‌ها را هم بی‌قدر نگذاریم و از آنان نیز تشکر کنیم.


2️⃣ خدا؛ ربّ العالمین و مدبّر هستی
🌍 خدای متعال، «ربّ‌العالمین» است؛ یعنی همه عالم را اداره و تربیت می‌کند. هر موجودی، برای پیدایش و بقا، به او وابسته است. تمام شعون زندگی ما، حتی نفس‌کشیدن و دیدن، وابسته به اراده اوست. اگر خدا نخواهد، هیچ چیز کار نمی‌کند. این اراده لحظه‌ای و مستمر است. پس تدبیر همه‌چیز، از صفر تا صد، با خداست. وقتی این‌چنین همه‌چیز بسته به اوست، چگونه می‌توان به غیر او دل بست یا از کسی غیر از او طلب کرد؟


3️⃣ رحمت خدا گسترده و حاکم است
💧 یکی از صفات برجسته خدا، الرحمن الرحیم است؛ رحمتی که فراگیر، دائم و گسترده است. خداوند همه‌چیز را به عنوان رحمت خلق کرده و در اختیار انسان گذاشته تا در مسیر هدایت استفاده کند. حتی گرفتاری‌ها و سختی‌ها نیز نوعی رحمت‌اند؛ برای بیدارسازی و بازگرداندن انسان به مسیر. اگر کسی در گناه غرق شده، خدا ممکن است گوشمالی‌اش دهد تا شاید بازگردد. پس حتی عذاب هم جنبه‌ای از رحمت دارد.


4️⃣ مالک واقعی روز حساب
⚖️ مالک یوم الدین یعنی خداوند تنها مالک روز قیامت است. همه اعمال انسان، چه آشکار چه پنهان، نزد او محفوظ است و بر اساس آن‌ها جزا می‌دهد. در آن روز، همه باور می‌کنند که تنها خدا صاحب اختیار است. حتی کسانی که در دنیا منکر خدا بودند، در آن روز هیچ قدرت و اختیاری ندارند و مجبور به تسلیم‌اند. مالکیت خدا نه فقط در آخرت، بلکه همین حالا هم برقرار است؛ فقط ما هنوز آن را به چشم ندیده‌ایم.


5️⃣ عبادت و استعانت، فقط از خدا
🙌 در بخش دوم سوره، خداوند به ما یاد می‌دهد که چگونه حمد زبانی را به عمل تبدیل کنیم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین». یعنی فقط تو را بندگی می‌کنیم و فقط از تو یاری می‌طلبیم. چون کسی غیر از خدا صفاتی مانند رب‌العالمین و رحمان و رحیم و مالک یوم‌الدین را ندارد. بندگی حقیقی، سپاسگزاری عملی است. و این عمل جز با کمک خود خدا ممکن نیست؛ پس در همان لحظه، از او مدد می‌طلبیم.


6️⃣ راه بندگی: کمک، هدایت و مراقبت الهی
🛡️ اگر قرار است بندگی کنیم، باید از خدا بخواهیم کمکمان کند تا راه را گم نکنیم، در لغزش‌ها نیفتیم، و تصمیم‌های اشتباه نگیریم. ممکن است انسان در مسیری بیفتد که ظاهرش خیر است ولی باطنش گمراه‌کننده. باید از خدا خواست: هرچه مرا از تو دور می‌کند، دور کن و هرچه مرا به تو نزدیک می‌سازد، سر راهم قرار بده. این همان استعانت از خدا در مسیر عبودیت است.


7️⃣ دعای هدایت به راه مستقیم
🛣️ پس از طلب بندگی و کمک، خدا تعلیم می‌دهد که چگونه طلب هدایت کنیم: «اهدنا الصراط المستقیم». صراط مستقیم یعنی راهی معتدل، بدون افراط و تفریط، که هم دنیای انسان را آباد می‌کند و هم آخرتش را. این راه، هم عمل صالح دارد و هم عقیده صحیح و اخلاق نیکو. نه راه اهل غضب است و نه راه گمراهان. انسان باید همیشه بخواهد در این راه قرار بگیرد.


8️⃣ صراط مستقیم؛ راه ویژه‌ی برگزیدگان
🌈 «صراط الذین انعمت علیهم» راهی است که خدا نعمت خاص خود را به آن افراد داده. این راه، راه همه نیست؛ بلکه راه کسانی است که مورد لطف خاص خدا هستند. آن‌ها همان‌هایی‌اند که درست بندگی کردند، به حقیقت ایمان آوردند و به شایستگی در راه خدا گام برداشتند. ما باید از خدا بخواهیم ما را در راه آن‌ها قرار دهد؛ نه راه مغضوبان و نه گم‌راهان.


9️⃣ انحراف‌های خطرناک؛ از غضب تا گمراهی
⚠️ مقابل صراط مستقیم، دو راه باطل وجود دارد: «غیر المغضوب علیهم ولا الضالین». یکی راه کسانی است که با گناه و معصیت، مستحق غضب الهی شده‌اند؛ دیگری راه گمراهانی که عقاید غلط و مسیرهای انحرافی را در پیش گرفته‌اند. فضای مجازی و دنیای امروز پر از این انحراف‌هاست. کسانی که ظاهراً سخنان قشنگ می‌گویند اما در عمل، انسان را از راه خدا دور می‌کنند. مراقب باشیم.


🔟 فقط راه خدا؛ نه راه‌های نوظهور و خودساخته
🚫 راه صحیح، همان راهی است که ۱۴۰۰ سال پیش خدا در قرآن کریم و سوره حمد برای ما ترسیم کرد. راه‌های جدیدی که با تفسیرهای شخصی و عقل‌های ناقص ساخته می‌شوند، ما را به مقصد نمی‌رسانند. تشخیص صراط مستقیم فقط با علما و فقهای دین است. آنان که به دین آگاهند، می‌دانند چگونه قرآن و سنت را تفسیر کنند. راه جدیدی وجود ندارد؛ همان راه روشن همیشگی است.

---------------

۱. قرآن؛ کتاب قانون و راهنمای افکار

قرآن کریم مانند یک کتاب قانون و کتاب راهنما برای انسان‌ها است. ما باید باورهامون، اعتقادات‌مون و افکارمون را با آنچه که خدا در این کتاب می‌فرماید تنظیم بکنیم. لذا جمله به جمله قرآن کریم را به عنوان اولین قدم برای تنظیم باور، اعتقاد، فکر و عقیده باید مورد توجه قرار داد؛ و بعد از آن، آنچه را که عملی است، باید به مرحله عمل رساند. در ابتدای سوره حمد، اولین مطلبی که خدای متعال می‌فرماید و شروع سوره با آن است، این واقعیت است که همه آنچه از مدح، ستایش، شکر و سپاس وجود دارد و خواهد بود، در حقیقت تنها کسی که سزاوار آن است و باید همه این حمد، ثنا، شکر، تعریف و تمجید را در اصل و واقعیت به او اختصاص داد، خدای متعال است؛ «الحمد لله».

۲. انحصار تمجید در ذات الهی و ریشه نعمات

«الحمد لله»؛ یعنی همه نیکی‌ها مال خدا و برای خدا است. تنها کسی که مستحق آن است، خداست. چرا؟ چون بقیه هر آنچه که دارند، مال خداست؛ وجودشان، ابزار و امکانات‌شان و نیرو و توانی هم که دارند مال خداست. محاسن اخلاقی، کمالات و زیبایی‌هایی که دارند — چه انسان‌ها و چه غیرانسان‌ها — هر مزیتی که دارند، همه را خدا به آن‌ها داده است. حتی سوزانندگی آتش را خدا به آن داده است که بسوزاند و سیرکنندگی آب را خدا به آن داده است. در مورد همه مخلوقات و همه موجودات همین‌طور است؛ در مورد انسان‌ها هم همین است. هر آنچه که دارند را خدا به آن‌ها داده است؛ از قدرت، توان، ابزار، چشم، گوش، دست، پا، تصمیمی که دارند و فکری که می‌کنند، همه‌اش مال خداست.

۳. فلسفه سپاسگزاری از واسطه‌های نعمت

خدای متعال از ما خواسته است کسانی را که واسطه هستند برای رسیدن نعمت‌های خدا، از آن‌ها سپاسگزاری کنیم تا این راه بسته نشود. همه وسیله و واسطه هستند برای اینکه چیزی به آدم برسد. خدای متعال دستش بسته نیست، محدود نیست و محتاج به این وسیله نیست. اگر بنا باشد کاری انجام بشود، این فرد هم که نتواند انجام بدهد، یکی دیگر این کار را انجام خواهد داد. این‌طور نیست که اگر کسی نباشد، اصلاً انجام نشود؛ چون خدا از دیوار هم می‌تواند آن نیاز ما را برطرف کند، از درِ بسته هم می‌تواند نیازمان را برطرف کند. «الحمد لله»؛ همه مدح، ثنا، تمجید و تعریف، همه‌اش در اصل و اساس مال خداست. بقیه دیگر چون واسطه هستند، از آن‌ها هم باید سپاسگزاری و تشکر کرد.

۴. معنای رب‌العالمین و تدبیر لحظه‌ای عالم

خدایی که «رب العالمین» است؛ همه تدبیر، اداره و تمام شئون همه موجودات عالم به عهده اوست. همه نیازها برای به وجود آمدنشان، همه زمینه‌ها و شرایط برای به وجود آمدنشان و بعد هم برای بقایشان و ادامه حیاتشان تا انتها، همه چیز دست خداست. تدبیر، تربیت و اداره عالم به دست خداست؛ یعنی تدبیر همه مخلوقات. در همه جهت، در هر لحظه و از هر جهت، همه محتاج خدا هستند. خدای متعال، جزء تدبیرش است که ما الان داریم نفس می‌کشیم. اگر اراده‌اش بر این باشد که ما دیگر نفس نکشیم، این راه قطع می‌شود و نفس از کار می‌افتد. خود همین جریانِ همه چیزهایی که ما الان داریم می‌بینیم، با اراده الهی است. تدبیر همه مخلوقات، از صفر تا صد با خداست.

۵. حاکمیت رحمت الهی در سختی‌ها و تنبه انسان

در این تدبیر و مدیریتی که خدا بر عالم دارد، آن چیزی که خیلی حاکم است و همه جا را فرا گرفته، رحمت الهی است؛ «الرحمن الرحیم». صفت دیگر خدای متعال این است که رحمت گسترده و وسیعی دارد. همه سرِ سفره و خوان رحمت الهی نشسته‌اند. آنچه که مربوط به خداست، خیر و رحمت است و همه چیز را به عنوان رحمت و به عنوان نعمت‌های بزرگ برای انسان قرار داده است. رحمت خدا گسترده، فراگیر، دائم و ثابت است؛ اگر عذابی می‌آید یا اگر سختی‌هایی هم می‌آید، آن‌ها هم به نحوی برگشت دارد به رحمت الهی؛ یعنی از جهتی برگشت دارد به رحمت الهی که وسیله‌ای است برای تنبه انسان‌ها تا یک وقت از آن مسیری که باید طی بکنند، گمراه نشوند، غافل نشوند و زود برگردند.

۶. حقیقت روز جزا و مالکیت مطلق قیامت

«مالک یوم الدین»؛ صفت دیگر خدای متعال این است که در روزی که روز حساب و کتاب اعمال انسان است، آن کسی که همه‌کاره است و هیچ چیزی از علم او مخفی نیست و هیچ چیزی را فراموش نکرده، خداست. خدای متعال همه اعمال را به اندازه‌اش پاداش می‌دهد، ثواب می‌دهد، عقاب می‌کند و هیچی از علمش مخفی نیست. هیچ‌کسی هم توان این را ندارد که در مقابل اراده خدای متعال بایستد. همه‌کاره در روز قیامت، خدای متعال است. البته در این دنیا هم همه‌کاره خداست، منتها در این دنیا انسان‌ها باور ندارند. اما در قیامت، صحنه طوری ترسیم و چیده شده است که همه با چشم می‌بینند و باور می‌کنند که خدا هست و همه‌کاره هم هست و هیچ سر سوزنی اختیار و اراده نداریم.

۷. عهد بندگی و حقیقت سپاسگزاری عملی

در قسمت دوم سوره حمد، خدای متعال به ما یاد می‌دهد که حالا که شما این عقاید صحیح و این صفات خوب من را یاد گرفتید، حالا وظیفه‌تان چی هست، به عنوان حمد و سپاسگزاری عملی. لذا یاد می‌دهد: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». ما در مقام سپاسگزاری عملی از تو ای خدا، این‌طوری هستیم که باید تو را بندگی بکنیم، فقط و فقط تو را. چون هیچ‌کسی غیر از تو چنین صفاتی ندارد. همه صفات برجسته مال خداست، پس فقط «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». تنها کسی که ما نسبت به او عبد و بنده هستیم تویی و هیچ‌کسی لیاقت و سزاواری این را ندارد که ما در مقابلش گوش‌به‌فرمان باشیم و بندگی‌اش را بکنیم. فقط و فقط تو را بندگی می‌کنیم تا سپاسگزاری‌مان بشود عملی.

۸. توحید در استعانت و نیاز به دستگیری الهی

در این حمد و ستایش عملی و سپاسگزاری عملی که راهش عبادت، بندگی و اطاعت فرمان خداست، باید از خود خدا کمک بخواهیم؛ چون یاد گرفتیم همه چیزها دست خداست و او رب العالمین است. حالا ما اگر بخواهیم خودمان حرکت بکنیم، به تنهایی نمی‌شود؛ چون همه چیز دست ما نیست. باید خود خدا کمک‌مان کند تا بتوانیم خوب بندگی‌اش را به جا بیاوریم. هیچ‌کس دیگر هم نمی‌تواند ما را کمک بکند، چون هر چه غیر از خدا هست، مخلوق خداست، محتاج خداست و فقیر و نیازمند خدای متعال هست. انسان فقیر و موجود محتاج نمی‌تواند رفع احتیاج کند از کس دیگری. لذا «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ در این بندگی و اطاعت فرمان، فقط و فقط از تو کمک می‌خواهیم، چون تو رب العالمینی.

۹. صراط مستقیم؛ راه اعتدال و دوری از افراط و تفریط

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ بگو خدایا، ما را هدایت کن به صراط مستقیم. یک راهی هست که این راه معتدل است؛ نه افراط در آن هست و نه تفریط در آن هست. انسان را یک انسان معتدلی می‌کند که هم دنیاش را در حد لازم، ضرورت، مفید و خوب دارد و هم آخرتش؛ هر دو تا. راهی هست مستقیم، یعنی معتدل، بدون افراط و تفریط. مستقیم یعنی معتدل، به دور از هر افراط و تفریطی. پنج وعده اصلی شبانه‌روز را خدا قرار داده است که انسان‌ها بلند شوند و این حرف‌ها را به خدا بزنند؛ که صبح، ظهر، شب، عصر، مغرب، هر وقت در هر حالتی که هستیم، از راه عبودیت و بندگی خدا و صراط مستقیم یک وقت فاصله نگیریم. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ ما را به راه معتدل هدایت کن.

۱۰. ترازوی صراط؛ مرزبندی با مغضوبین و ضالین

«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»؛ این راه، راه آدم‌های خاصی است، کسانی است که تو نعمت ویژه بهشان دادی. «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ»؛ راه آن‌هایی که تو را به غضب آوردند و خشم و غضب تو را برانگیختند، راه آن‌ها را نمی‌رویم. «وَ لَا الضَّالِّینَ»؛ راه آن‌هایی هم که گمراه شدند، راه صحیح را گم کردند و دچار عقاید غلط و انحرافی شدند، راه آن‌ها را هم نباید برویم. یک راه در زندگی بیشتر نداریم، آن هم صراط مستقیم هست که باید تو آن راه حرکت بکنیم؛ غیر از آن هم راه‌های دیگر باطل است. راه‌های دیگر یا راهی است که خدا غضب می‌کند به انسان، یا راهی است که گمراهی و بیراهه است و انسان را منحرف می‌کند که آن هم انسان را از بین می‌برد.

فهرست

1️⃣ همه حمدها برای خداست
◽️ حمد یعنی تمام ستایش‌ها، تمجیدها، شکرها و سپاسگزاری‌ها
◽️ هر خوبی، نعمت و اثری در عالم از خداست، نه از مخلوق


2️⃣ تدبیر و ربوبیت الهی
◽️ خدا «رب‌العالمین» است؛ همه امور هستی در دست اوست
◽️ نفس‌کشیدن، دیدن، شنیدن و تمام قدرت انسان وابسته به اراده اوست


3️⃣ رحمت گسترده و دائمی خدا
◽️ «الرحمن الرحیم» یعنی رحمت خدا شامل همه موجودات است
◽️ حتی عذاب، جنبه‌ای از رحمت برای بیداری انسان‌ها دارد


4️⃣ مالکیت مطلق در روز قیامت
◽️ «مالک یوم الدین» یعنی خدا صاحب مطلق روز حساب است
◽️ هیچ‌کس جز خدا در قیامت اختیاری ندارد، حتی منکران خدا


5️⃣ عبادت و یاری‌خواهی منحصر برای خدا
◽️ «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ تنها تو را بندگی می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌خواهیم
◽️ سپاسگزاری حقیقی با عمل است، نه فقط با زبان


6️⃣ دعای هدایت به راه مستقیم
◽️ «اهدنا الصراط المستقیم» یعنی هدایت به راه معتدل، بی‌افراط و تفریط
◽️ راه کسانی که نعمت خاص الهی را یافته‌اند، نه راه مغضوبان و گمراهان


7️⃣ هشدار نسبت به راه‌های انحرافی
◽️ «غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» یعنی پرهیز از راه گناهکاران و منحرفان
◽️ فضای مجازی و افراد ناآگاه، عامل گمراهی‌اند؛ تشخیص راه با علما و فقهاست

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

اهمیت سوره حمد

موضوع: صوت کامل سخنرانی