حقوق آشنایان
صوت کامل سخنرانی
1403/08/15
پست

صوت کامل سخنرانی ( جلسه چهارم)

موضوع: رفتار دینی با اطرافیان؛ معیارها و مسئولیت‌ها

حقوق آشنایان

صوت کامل سخنرانی ( جلسه چهارم)

موضوع: رفتار دینی با اطرافیان؛ معیارها و مسئولیت‌ها

متن

مفهوم سلوک و اهمیت عیادت و تعزیت در روایات

... روایاتی که در باب عیادت مریض آمده... مریض شدن انسان و بعد عیادت از او؛ مریض یعنی کسی که آسیبی در جسم و روح و این‌ها واسش حاصل شده و بسیار روحش حساس است. همسایگی را به جا آوردن، تعزیت همسایه کردن... این‌که اگر خدای‌نکرده مثلاً از دنیا رفت، انسان اگر با او آشنا است، برود تشییع جنازه‌اش؛ این‌ها را خیلی تأکید کرده‌اند.

قاعده‌ی کلی معاشرت و مفهوم انصاف در روابط اجتماعی

اما از همه مهم‌تر این بود که آنچه را که برای خودتان دوست دارید و می‌پسندید، برای بقیه هم بپسندید. این یک قاعده‌ی بسیار کلی و جامعی است؛ در ارتباط با بقیه، قاعده‌ای است که کفایت می‌کند انسان بفهمد با بقیه چه‌طور باید برخورد کند. اگر کسی بتواند به اینجا برسد که به درجه‌ای از انصاف... در بعضی از روایات می‌فرمایند انصاف [دست یابد]. به این معنی که انسان چیزی را از بقیه توقع نداشته باشد که خودش آن را ندارد. و از آن طرف، چیزهایی را که دوست دارد نسبت به خودش داشته باشند، خودش هم نسبت به بقیه داشته باشد. همیشه خود ما ملاکیم برای این‌که تشخیص بدهیم چه کارهایی در ارتباط با بقیه خوب است و چه کارهایی در ارتباط با بقیه بد است؛ همیشه ما ملاکیم. جامعه و قانون، این‌ها مهم نیست.

به این که بیاییم وسط... خیلی چیزی نمی‌ماند. در عیادت مریض، اگر خودمان مریض بشویم دوست داریم افرادی سریع بیایند عیادت، تماسی بگیرند، حالی بپرسند. اگر خودمان کارمان لنگ است، کمک آدم کنند. هر چیزی که خودمان دوست داریم آن‌طور باشد در رابطه، همان را با بقیه داشته باشیم. کسی از دنیا می‌رود، دوست داریم که بقیه بیایند تشییع جنازه‌اش، تسلیت بگویند، سراغ بگیرند، اهمیت بدهند؛ خودمان هم نسبت به بقیه همان‌جور باشیم. حالا این دو تا مثالی بود که اینجا زده شده بود (دو تا مثال مهمی هم هست)، ولی سایر چیزها خیلی مصداق دارد در زندگی.

همه حرفی، همه رفتاری، همه نوع گمانی نسبت به بقیه، برداشتی نسبت به حرف بقیه، کار بقیه؛ همه‌ی این‌ها شامل حال می‌شود. خود ما ناراحت می‌شویم از این‌که وقتی حرفی می‌زنیم و منظوری نداریم، بقیه منظور بگیرند، بد بفهمند، بد قضاوت کنند؛ همان را نسبت به بقیه داشته باشیم. دوست نداریم به ما حرف بد بزنند یا بد حرف بزنند؛ پس نسبت به بقیه [نیز مواظبت] داشته باشیم حرف بد نزنیم، بد حرف نزنیم. دوست داریم اگر یک وقت هم خدای‌نکرده خطایی نسبت به کسی کردیم، بگذرد، کشش ندهد، به رو نیاورد، ندید بگیرد. ما همه‌ی این‌ها را دوست داریم که بقیه نسبت به ما این‌طور باشند، خودمان هم نسبت به بقیه باید [همین‌طور باشیم]. حالا اگر کسی هم خطایی نسبت به ما کرد، آن‌طور که خودمان دوست داریم، خدای‌نکرده بگذرم، به رو نیاورم، کشش ندهم، حرفش را نزنم... این‌ها همه یک چیزهایی است که اینجا حاکم می‌شود؛ یعنی دو کلمه، دو جمله روایت است، اما همه‌ی آن چیزی است که هست. آداب، اخلاقیات و اعمالی است که انسان دوست دارد و همه پیاده می‌شود؛ خود انسان می‌داند چه‌کار کند.

«أَحْبِبْ لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ»

هرچه که برای خودتون دوست دارید، برای بقیه هم همان را دوست بدارید. بخواهید آن هم باشد و نسبت به شما هم انجام بدهند؛ حتی در این قسمتِ خطاها و اشتباهات.

همه انسان‌ها و همه‌ی ما مثل همیم دیگر؛ حالا یک‌ذره کم و زیاد. مشکلاتی داریم، اشکالاتی داریم در رفتارهایمان، در فکرهایمان. و همان‌طور که ما ممکنه گاهی خطایی ازمان صادر بشود و دوست داریم آن‌طور [شایسته] با ما برخورد کنند، ما هم همان‌طور در مقابل خطای بقیه، جهل بقیه، نادانی بقیه [برخورد کنیم]. ما چه بسا عیب‌هایی داریم که بعضی‌ها دارند ما را تحمل می‌کنند؛ همین‌طور ما هم باید کسانی را که با آن‌ها ارتباط داریم و عیب‌هایی دارند، چه بسا تحمل کنیم. این‌ها اصلاح نمی‌شود؛ کاری‌اش نمی‌شود کرد، یک سری عیب‌ها اصلاح نمی‌شود. شما بخواهید اصلاحش بکنید، بدتر می‌شود؛ زخم عمیق‌تر می‌شود و به زندگی خودتان هم آسیب می‌زنید. این‌ها خیلی چیزهاست که باید آدم همان‌طور که ممکنه بقیه با بعضی اشکالات ما می‌سازند (که حتماً این‌طور است)، ما هم باید با یک اشکالاتی از بقیه بسازیم و تحمل کنیم. حالا اگر آدم تحمل نمی‌کند، باز چون دوست داریم بقیه ما را تحمل کنند، ما هم بقیه را... این ملاک است؛ این درباره‌ی این هست.

توصیه‌های امام صادق (ع) و مفهوم «اجتهاد لله»

راوی می‌گوید حضرت امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمود: «اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي مِنْهُمْ وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِيَ السَّلَامَ»؛ هر کسی که شیعه‌ی ما هست و به حرف ما گوش می‌دهد، سلام برسان؛ «وَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ همه‌تان را سفارش می‌کنم که مبادا تقوای الهی را زیر پا بگذارید، «وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ»؛ شما که دین‌دارید و دستورات دینی اهمیت دارد برایتان، مواظب باشید گناه نکنید؛ یعنی دین‌داری، آن چیزی را که حاکم می‌کند گناه نکردن است. «وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ»؛ زندگی‌تان را، برنامه‌هایتان را طوری تنظیم بکنید که کار و تلاش و کوششی که خداپسند باشد، انجام بدهید. اجتهاد در این روایات هم آمده است. یک اجتهاد اصطلاحی داریم الآن به کسانی که در حوزه درس خیلی می‌خوانند می‌گویند مجتهد (که حالا اجتهاد می‌کند)؛ در این روایات منظور این نیست. اجتهاد یعنی تلاش و کوشش، جهد؛ جهد و تلاش و کوشش لله. کارهای خداپسند برای خدا انجام بدهید. حالا هم خیلی اهمیت دارد؛ هم عبادات است، هم خدمت به مردم است، هم کاری آدم برای کسی انجام بدهد؛ اعم از این دو تاست همه‌اش؛ یک کار خداپسندانه، اجتهاد لله.

این برای خانم‌ها مشخصه، از تو خانه شروع می‌شود؛ تو خانه همین حاکم است. تو خانه «اجتهاد لله» برای خانم‌ها حاکم هست که همین زحمتی که می‌کشد، تلاش کند خوب انجام بدهد؛ تلاش کند خرابش نکند، تلاش کند منت نگذارد. برای خدا، لله. ما هرچه برای خدا بدهیم، می‌ماند برایمان و خدا زیادش می‌کند. هرچه برای این‌ها کردیم، به اندازه‌ی همین این‌هاست؛ چه‌کار برایمان می‌ماند؟ خیلی از دستشان بربیاید، یک تشکری می‌کنند (خیلی حق‌شناس باشند)؛ خیلی دیگر بیشتر دستشان بربیاد، حالا یک وقت هم یک هدیه‌ای، چیزی... این ته خطِ تلاش و کارشان است؛ بیشتر از این هم از دستشان برنمی‌آید. اما وقتی بدهی به خدا، خدا خوب بلد است چه‌کار کند. آن‌جا آن چیزی که آدم... کاری که طرف حسابش را خدا قرار داد، چه‌طوری تلافی می‌کند؟ عجله ندارد همین الآن بخواهد بریزد و زجر شما را بدهد و تلافی کند؛ ولی به وقتش به بهترین شکل در این دنیا و در آن دنیا [تلافی می‌کند]. اگر ما می‌فهمیدیم به خدا دادن و برای خدا کار کردن چه‌قدر به درد آدم می‌خورد، یک سر سوزنی از هیچ کاری را برای غیر خدا نمی‌کردیم؛ همه‌اش تلاش و مسابقه می‌گذاشتیم در این کار. غیر خدا نمی‌ارزد، تمام می‌شود و از بین می‌رود. کار آدم می‌تواند برای خدا باشد ولی نگهش دارد.

نیت الهی در کارهای روزمره و خانه‌داری

چون وقتی آدم کار می‌کند، مثلاً شما زحمت کشیدی، خانه‌داری کردی، تلاش کردی، زحمت کشیدی؛ حالا شوهر مثلاً می‌آید، می‌فهمد، نمی‌فهمد، توجه می‌کند، نمی‌کند. شما بخواهی درگیر این‌ها باشی... من کاری ندارم که آن باید چه‌جور باشد و درست و غلطش چیه؛ این‌جا مطلب سر مخاطبینی است که خانم هستند. حالا آدم درگیر این باشد که دید، یک‌ذره تشکر کرد، چه‌کار کرد؛ اگر بخواهی درگیر باشی تو این‌ها، همین هم که انجام دادیم از دست می‌رود و انگیزه‌ای هم نمی‌ماند برای آدم. چون براش خیلی مهمه حتماً شوهرش ببیند، به رو بیاورد، تشکر کند؛ خب این شوهر هم که نمی‌بیند، به رو نمی‌آورد، تشکر نمی‌کند. یک خط در میان، صد خط در میان؛ یک‌ذره‌اش را می‌بیند، خیلی‌اش را نمی‌بیند. این‌ها هست دیگر. انتظار بیجایی است؛ انتظار بیجایی است و هیچ‌وقت هم کامل برای هیچ‌کسی محقق نمی‌شود. چه بهتر که انسان تلاش کند پیش خدا نگهش دارد.

شیطان هم تلاش می‌کند که شما از بینش ببرید؛ یک‌ذره تو بوق بکنید، یک‌ذره تو بوق بکنید که از بین برود. بعد یک‌وقت یک موقعی عصبانی می‌شود و همه‌ی آن قبلی‌ها را می‌کوباند؛ می‌زند تو سر شوهرش و شوهر بیچاره هم هاج‌وواج می‌ماند که اوه اوه، عجب! چه قوتی بوده! ما فکر نمی‌کردیم این‌جوری... خب حالا کوتاهی هم دارد؛ مثل شما که کوتاهی دارید، آن هم کوتاهی دارد. مثل همیم دیگر؛ همه کوتاهی داریم، آن هم دارد. اون تقصیر دارد، اون قصور دارد؛ یک‌جاهایی هم واقعاً تقصیری ندارد، نمی‌دانسته، نتوانسته، نشده. همه را با یک چوب می‌راند این‌جور. بعد به خاطر آن بی‌انصافی‌هایی که تو بعضی‌اش می‌کند، همه به باد می‌رود.

لذا باید تلاش کنیم؛ اصلاً نمی‌ارزد بخواهیم بدهیم به این‌ها، به شوهر، به بچه. این‌ها مثلاً ببینند بگویند بارک‌الله، چه خوب، چه عالی، چه خیلی خوب... این‌ها تهش همینه؛ بارک‌الله مثلاً، چه خوب. سه روز دیگر هم که خیلی تهش همینه. اما به خدا بده... اصلاً خودش آرام می‌شود، راحت می‌شود و کارش را هم ادامه می‌دهد. وقتی انتظار دارد از شوهر، شوهر هم برآورده نمی‌کند (که خیلی وقت‌ها نمی‌کند)، آدم به هم می‌ریزد؛ بعدش دیگر دل و دماغ به قول خودش ندارد اصلاً که کار را انجام بدهد. [می‌گوید:] «من هرچه انجام می‌دهم، اون نمی‌بیند، متوجه نمی‌شود، تشکر نمی‌کند.» حالا می‌خواهی چه‌کار کنی؟ ولش کنی که بدتر می‌شود. بنابراین هیچ چاره‌ای نیست جز این‌که آدم با خدا بسازد و ببیند این چیزها اصلاً نمی‌ارزد به این‌ها بدهی؛ خیلی می‌ارزد به خدا بدهی. خدا ذره‌ای را دیگر از دستش در نمی‌رود که نداند مثلاً، یا توجه نکرده باشد. نه، خدا می‌داند، آن هم چند برابر می‌دهد؛ اما حوصله می‌خواهد، صبر. آن‌ها دیگر حالا فوقش بفهمند، همین الآن می‌آیند [می‌گویند] دست شما درد نکند؛ خدا معمولاً فوقش اینه که همین الآن مائده‌ای نیست که دست شما درد نکنه، هی راه می‌افتد و حوصله می‌کند. اجتهاد لله، یعنی تلاش و کوشش بکنید، زحمت بکشید. این دنیا، دنیای رفاه و آسایش نیست؛ باید تو آن زحمت بکشید. زحمت هم برای مردها این است که بروند کار و جهاد و این‌ها؛ زن‌ها هم بار اصلی‌شان تو خانه‌ست.

صداقت، امانت‌داری و رعایت حق‌الناس

«وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ»؛ دروغ نگویید. دروغ کوه امنیت را از خود انسان می‌کند. کار دست خداست، ضایع می‌کند. نمی‌ارزد آدم دروغ بگوید؛ به ضرر آدم تمام می‌شود. راستش را بگو، بیشتر آدم نجات پیدا می‌کند. دروغ نگویید. صدق الحدیث و دروغ نگفتن خیلی مهمه؛ از نشانه‌های خیلی برجسته‌ست که وقتی ائمه می‌خواهند بگویند یک شیعه‌ی ما را می‌خواهید امتحان کنید ببینید که واقعاً چه‌قدر آدم درستیه، اگر دو تا صفت را گفتند، یکی‌اش دروغ نگفتن است. دروغ نگویید، دروغ خیلی بده. همه‌ی بدی‌ها را یک جا جمع کرده‌اند و کلیدش دروغ است. همه‌ی گناهان، کلید ارتکابش و ادامه‌اش خیلی‌اش دروغ است؛ یک ربطی پیدا می‌کند. دروغ نگویید.

«وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ»؛ امانت‌دار باش. از وسایل و چیزهایی که انسان‌ها دستگیر آدم گذاشته‌اند، کتابی، وسیله‌ای... بذار بررسی کنم ببینم چیزی هست کسی پیشش نباشد، امانت‌دار باشد. چیزی، مالی هست کسی، اموالی دستگیرتان است، مواظب باشید، حساس باشید. بی‌خیال نشوید که هر وقت دلم خواست... امانت‌داری را در حرف و وسایلی هم که انسان‌ها با هم می‌زنند باید داشته باشیم. طرف شما را امین دانسته، آمده مطلبی را به شما گفته؛ حالا دلش پر بوده، ناراحت بوده، تحت فشار بوده، مطلبی را آمده به شما گفته مثلاً راجع به کسی، شما صاف بروید بگذارید کف دستش؟ خیانت است! امانت‌دار باش. صدق الحدیث و اداء الامانه دو تا ویژگی است که تو روایات زیاد آمده. اگر خواستید یک شیعه‌ی ما را بشناسید، دو تا علامت گفته باشند، این دو تاست: امانت‌دار، صادق. دروغ تو کارش نیست؛ حرف این‌ور اون‌ور ببرد و خیانت کند تو اسرار، [امانت‌داری] تو کارش نیست.

«وَ حُسْنِ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَكُمْ»؛ با همسایگی... خوب جا بیا، همسایه را اذیت نکن. «وَ بِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.» حضرت امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ببین، پیغمبر ما این‌ها را آورده.» می‌آییم می‌گوییم که پیغمبر ما مثلاً نماز را آورده، روزه را آورده، زکات را آورده، خمس را آورده، مسائل امر به معروف را آورده، چی آورده، چی آورده؛ می‌گوید پیغمبر این‌ها را آورده، این چیزها را.

«أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً»؛ امانت را برگردانید به کسی که شما را امین دانسته؛ حالا چه بد باشد چه خوب باشد، فرقی نمی‌کند. چون بد است مهم نیست؟ چرا! برای این‌که مال مردم است، مردم مردم است؛ حالا می‌خواهد بد باشد می‌خواهد خوب باشد. و تا این حد که این‌جا می‌فرمایند امانت را برگردانید: «فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَطِ»؛ به خیاط‌ها مثلاً پارچه که می‌دادند، سوزن نخش را هم می‌دادند. بعد خیاط، تهش که می‌گفت خب حالا پارچه بود و داد، سوزن که به جایی نمی‌خورد... نخ اضافه آمده مثلاً به جایی نمی‌خورد... یک‌تکه پارچه اضافه آمده به جایی برنمی‌خورد... این‌ها را پیش خودش نگه می‌داشت، پارچه را می‌دوخت و تحویل می‌داد. حضرت امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند پیغمبر دستور دادند: «آی خیاط‌ها، آن نخ و سوزن را هم برگردانید؛ مال تو نیست که! ته پارچه‌اش که مال تو نیست که! مال خودشه، یا باید بخشیده باشد به شما»؛ حالا این بخشیده را اشکال نداشت و طوری نیست، ولی مال تو نبود برداری همین‌طور که می‌گویید خب حالا سوزن به جایی نمی‌خورد، این به جایی نمی‌خورد، این مهم نیست؛ حالا یک مثال تو خیاطی هست. یعنی در این حد، این مثال ریز است؛ وقتی داری پارچه را پس می‌دهی، سوزنی هم که به تو دادن پس‌اش بده؛ این هست اساس. حالا این مثاله، ولی سایر مسائل دیگر هم هست.

آدم باید به مال مردم حساسیت داشته باشد. خونه‌ی شما، درش اجاره نشستید؛ اون خونه درسته شما منافعش را داری و پول بابتش می‌دهی، اما اصلش که مال شما نیست که! اصلش مال صاحب‌خونه‌ست، اون سرمایه‌شه دیگر؛ باید حفظ‌اش کنی. [نگو] مال من نیست که، مال اونه، مال اونه؛ دارد از بین می‌رود، دارد نم می‌کشد، دارد نمی‌دانم چیز می‌شود، می‌خورد جا جابجا سوراخ می‌کند. می‌گوید چرا؟ چون مال من نیست! سرمایه مردم از بین برود... کی گفته؟ بله، اون چیزی که برای خودتان دوست دارید برای بقیه دوست دارید این‌جا همینه؛ مالِ خانه‌ی خودت بود دست یک کسی، دوست داشتی چه‌طوری نگهش دارد؟ حالا شما که داری تو خانه‌ی کسی زندگی می‌کنی، همان‌طور باید... امانت‌دار باش.

زینت بودن شیعه برای اهل‌بیت (ع)

صله‌ی عشایر هم... صله‌ی رحم کنید با قوم‌وخویش‌هایتان؛ سلام و احوال‌پرس، «وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ»؛ حتماً تشییع جنازه‌شان بروید، «وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ»؛ حتماً مریض شدند عیادت بروید، «وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ»؛ حتماً حقوقشان را ادا کنید. «فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ»؛ وقتی یکی از شما آدم، آدمی باشد که گناه نمی‌کند، کار بد ازش کسی نمی‌بیند، راست‌گوئه، امانت‌داره، خوش‌اخلاقه با مردم، «قِيلَ هَذَا جَعْفَرِيٌّ»؛ همه می‌گویند این جعفریه. حالا اون زمان چون همه می‌دانستند اکثریت سنی بودند و شیعه در اقلیت بود، امامشان هم امام صادق؛ هر کسی که تو بازار مثلاً می‌شناختند شیعیان را، می‌گفتند این شیعه‌ست. بعد اگر این شیعه یک خطایی مرتکب می‌شد، این را منتسب می‌کردند به امام صادق (علیه‌السلام)، می‌گفتند مثلاً جعفری‌ها این‌جوری‌اند؛ یعنی این چون با جعفر بن محمد هست این‌طوریه، پس آن هم لابد این چیزها را یاد داده. یک روایت بود قبلاً که بدیِ اصحاب را می‌نوشتند پای امام (علیه‌السلام). خب اون‌جوری تربیت‌اش می‌کردند؛ انسان‌ها این‌جوری‌اند، وقتی یک عده‌ای زیر دست یکی‌ان، همه‌ی خوب و بدش به حساب اون [نوشته می‌شود]، مخصوصاً بدی‌اش؛ به حساب اون می‌نویسند. و ما بدی‌هایمان یک تیر و دو نشان می‌کند؛ یعنی هم بدی‌هایمان بار خودمان را سنگین می‌کند و از جهتی، تیرش به یکی دیگر می‌خورد. [می‌گویند] مسلمان‌ها این‌جوری‌اند، مسجدی‌ها این‌جوری‌اند. از این نیست که ما غیر از این که داریم خودمان را بدنام می‌کنیم، مسجد را هم بدنام می‌کنیم، اسلام را هم بدنام می‌کنیم.

حالا آن‌ها، امام صادق (علیه‌السلام) مبتلا بود به این شیعیان که این‌جوری بوده‌اند. چه‌کارشان کند؟ طردشان کند؟ طرد که نمی‌تواند بکند. انبیاء و اوصیاء و اولیاء، این‌ها که نمی‌آیند یک کسی خطایی کرد، بدی‌ای کرد، طردش کنند؛ خدا این اجازه را بهشان نداده. «وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ‌»؛ من نمی‌توانم مؤمنان را طرد کنم؛ حالا یک خطایی کرده، گناهی کرده، خلاف‌کاری کرده، نمی‌شود طردش کرد. ولی خب از آن‌ور ننگ و عارش می‌چسبد به ما. از آن‌ور خوب باشند، «فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ»؛ مایه‌ی مسرت و خوشحالی ماست، قلب ما شاد می‌شود، «وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ»؛ می‌گویند خب این ادب را از جعفریه که یاد گرفته. «فَإِذَا كَانَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ»؛ اما وقتی این‌طور نباشید، «دَخَلَ عَلَيَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ»؛ ننگ و نکبت و گرفتاری‌اش برای من می‌آید، برای من می‌آید، «وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ»؛ این هم مال اونه، اون دارد این‌جوری تربیت می‌کند.

«وَ اللَّهِ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّ الرَّجُلَ كَانَ يَكُونُ فِي الْقَبِيلَةِ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَيَكُونُ زَيْنَهَا»؛ پدرم می‌فرمود که یک مردی بود در قبیله‌ای از شیعیان علی (علیه‌السلام)، اون زینت آن قبیله [بود]؛ آن قبیله یک‌دانه خوب داشت، یک کسی که گل سرسبد اونا بود، این بود، این شیعه. «آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ»؛ از همه امانت‌دارتر، «وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ»؛ از همه نسبت به ادای حقوق پای کارتر، «وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِيثِ»؛ از همه راست‌گوتر. آن‌وقت نتیجه چی می‌شد؟ «إِلَيْهِ وَصَايَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ»؛ آدم‌ها وقتی می‌خواستند کاری داشتند، مشکلی داشتند، وصیت می‌خواستند بکنند، امانتی می‌خواستند پیش کسی بگذارند می‌گفتند فلان‌کس، از همه جلوتر.

ضرورت برتری اخلاقی شیعیان در جامعه

مبادا ما تو قوم‌وخویش‌مان نگاه کنیم ببینیم اون قوم‌وخویش‌مان کسی باشه که مثلاً خیلی مقید نیست به دین، مثلاً نماز نمی‌خواند، حجاب خوب ندارد، ولی اخلاقش از ما بهتره. این دارد به دو جا ضربه می‌زند، هم به خودمان هم به دین. و بقیه می‌بینند می‌گویند آها این ببین این تو مسجد می‌رود، نماز می‌خواند، این چه اخلاقی دارد؛ اصلاً حجاب ندارد، اصلاً اخلاقش... خیلی بده. ولی مبادا، حالا تو روایت فرموده‌اند تو شهرتان، تو منطقه‌تان این‌طور نباشد که یک کسی از شما جلوتر باشد از آن‌ها؛ از آن‌هایی که حالا اون‌وقت شیعه و سنی، سنی بوده‌اند، سنیه مثلاً خیلی اخلاقش بهتر بود، کارش بهتر بود، یا طرف مقید هم نیست. می‌شود دیگر، آدم نماز نمی‌خواند اما اخلاق دارد. این شما باید امانت‌دارترین باشید، شما باید راست‌گوترین باشید، شما باید خوش‌اخلاق‌ترین باشید که مردم تو کل آن قبیله، منطقه، آن‌هایی که می‌شناسند وقتی می‌گویند کی از همه جلوتره و بهتره، فلانی. «إِلَيْهِ وَصَايَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ»؛ هرکسی وصیتی، کاری، امانتی، چیزی داشت می‌رفتند پیش این می‌گذاشتند. «تُسْأَلُ الْعَشِيرَةُ عَنْهُ»؛ وقتی به مردم می‌گفتی و راجع به این فرد می‌پرسیدی، همه می‌گفتند «مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ!»؛ کی مثل فلانیه! این تکه، دومی ندارد. «إِنَّهُ لآدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِيثِ»؛ این از همه‌ی ما امانت‌دارتره، این از همه‌ی ما راست‌گوتره، این از همه‌ی ما نسبت به ادای جلوتر و خوش‌اخلاق‌تره همه‌چیزش. پس این یکی هست.

اثرگذاری رشد اخلاقی بر عقل و ایمان

انسان باید کار صحیح و درست را انجام بدهد چون خدا دستور داده است. همان کار صحیح و درست را وقتی تو انجام بدهی، می‌افتد آدم تو آن‌ور؛ هم ایمان آدم رشد می‌کند هم عقل. مردم هم این دو تا تو بزنگاه‌های زندگی‌شان به دردشان می‌خورد، ایمان هم. یک‌جا جمع بشود همه ولو قلباً خیلی از طریقی از راهش، از این‌که اون مثلاً متدینه، برای متدینه خیلی خوشش هم نمی‌آید، اما تصدیقش می‌کند. اگر همین مشکلی بخورد، ممکنه... ممکنه... امانت‌داری بخواهد کسی که راحت بتواند پیشش حرف بزند و امین باشد. نه این‌که حالا ما اگر مثلاً یکی‌مان هرچند ویژگی به این جمله تو بعضی داریم ما این‌جوری‌ام، نه؛ همه‌ی این‌ها را، کامل. یک‌بندیه، کامل و درست و حسابی، همه‌چیزش بهتر از کارهاست، نه از یک جهت. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق بدهد، قوت بدهد... زحمت بکشید که بتوانید تلاش کنید، تصمیم بگیرید که بهتر بتوانید این شأن و جایگاه زندگی را یاد بگیرید. نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی... از همه‌ی انسان‌ها، علما و آقایان و شهدای حضرت امام، سه صلوات.

گزیده

1️⃣ قاعده طلایی معاشرت
🔹 أحبّوا للناس ما تحبّون لأنفسکم یک قاعده جامع است.
◽️ اگر هیچ معیار دیگری برای ارتباط با مردم نداشته باشید، همین کفایت می‌کند.
◽️ انسان باید با دیگران چنان رفتار کند که دوست دارد با او رفتار شود. اگر چیزی را برای خود نمی‌پسندی، همان را برای دیگران هم نخواه.


2️⃣ تحمل خطاهای دیگران، لازمه زندگی دینی
🔹 همان‌طور که دیگران با برخی اشکالات ما می‌سازند، ما هم باید با اشکالات دیگران بسازیم.
◽️ برخی عیب‌ها قابل اصلاح نیستند و اگر بخواهی اصلاح‌شان کنی بدتر می‌شود.
◽️ باید پذیرفت که هر انسانی کم‌وکاستی دارد؛ پس بی‌انصافی نکنیم و توقع بی‌جا نداشته باشیم.


3️⃣ خدمت بی‌چشم‌داشت، سرمایه‌ای الهی
🔹 کارهایی که برای خدا انجام می‌دهیم، ماندگار می‌ماند و زیاد می‌شود.
◽️ اما اگر برای دیده‌شدن یا تشکر انجام دادیم، نهایتش یک "باریکلا" است و بس.
◽️ انسان اگر از دیگران انتظار داشته باشد، وقتی بی‌توجهی ببیند، دلسرد می‌شود و ادامه راه برایش سخت می‌شود.


4️⃣ ساده‌ترین امتحان دینداری: دروغ نگفتن
🔹 اگر بخواهی بفهمی کسی واقعاً دیندار است یا نه، یکی از ملاک‌ها این است که دروغ نگوید.
◽️ دروغ، کلید بسیاری از گناهان و بدی‌هاست.
◽️ راستگویی، امنیت روحی می‌آورد و در بزنگاه‌های زندگی نجات‌بخش است.


5️⃣ امانت‌داری؛ نشانه شیعه واقعی
🔹 امام صادق (ع): «اگر می‌خواهید شیعه ما را بشناسید، به دو چیز نگاه کنید: صدق حدیث و ادا امانت».
◽️ امانت فقط مال نیست؛ گاهی حرفی، رازی، یا رفتاری که پیش شماست، امانت است.
◽️ خیانت در اسرار مردم، خیانت به خداست.


6️⃣ حسن جوار؛ سبک زندگی اسلامی
🔹 همسایه‌داری درست، از اصول مهم دین است.
◽️ اذیت همسایه، خلاف دینداری است.
◽️ باید حقوق همسایه را رعایت کرد، حتی اگر او دین‌دار نباشد. مؤمن باید همیشه خوش‌اخلاق و رعایت‌گر باشد.


7️⃣ وقتی اخلاق ما نماینده اهل‌بیت می‌شود
🔹 امام صادق (ع): «اگر خوش‌اخلاق، امانت‌دار، و صادق باشید، مردم می‌گویند: هذا أدب جعفر».
◽️ رفتار خوب ما، مایه‌ی خوشحالی اهل‌بیت است.
◽️ اما اگر بدرفتاری کنیم، ننگ آن متوجه دین و امامان ما می‌شود.


8️⃣ خانه دیگران، مثل خانه خودتان
🔹 وقتی در خانه کسی زندگی می‌کنی، مثل خانه خودت از آن مراقبت کن.
◽️ اگر خانه مال خودت بود، دوست داشتی مستأجرت چطور با آن رفتار کند؟
◽️ همان‌طور رفتار کن، چون این هم مصداق امانت‌داری است.


9️⃣ زن خانه‌دار هم مجاهده می‌کند
🔹 تلاش در خانه، اگر برای خدا باشد، عبادت است.
◽️ منت‌گذاشتن یا انتظار تشکر، کار را از بین می‌برد.
◽️ اگر مخاطب خدا باشد، آدم خسته نمی‌شود، دل‌زده نمی‌شود، و خدا جبران می‌کند؛ چند برابر.


🔟 مراقب باشیم دیگران از ما جلو نزنند
🔹 مبادا کسی در همسایگی‌تان بی‌نماز یا بی‌حجاب باشد، ولی اخلاقش از شما بهتر باشد.
◽️ این یعنی ما هم به خودمان ضربه زده‌ایم، هم به دین.
◽️ مؤمن باید از همه امانت‌دارتر، خوش‌اخلاق‌تر، و مسئول‌تر باشد تا نشانه‌ای از تربیت اهل‌بیت باشد.

----------------

۱. ملاک واقعی برای تشخیص کار خوب و بد

آنچه را که برای خودتان دوست دارید و می‌پسندید، برای بقیه هم بپسندید. این یک قاعده‌ی بسیار کلی و جامعی است که در ارتباط با بقیه، کفایت می‌کند انسان بفهمد با بقیه چه‌طور باید برخورد کند. اگر کسی بتواند به اینجا برسد که به درجه‌ای از انصاف دست یابد؛ به این معنی که انسان چیزی را از بقیه توقع نداشته باشد که خودش آن را ندارد. و از آن طرف، چیزهایی را که دوست دارد نسبت به خودش داشته باشند، خودش هم نسبت به بقیه داشته باشد. همیشه خود ما ملاکیم برای این‌که تشخیص بدهیم چه کارهایی در ارتباط با بقیه خوب است و چه کارهایی بد است؛ جامعه و قانون این‌ها مهم نیست. همیشه ما ملاکیم.

۲. قضاوت منصفانه در روابط اجتماعی

همه حرفی، همه رفتاری، همه نوع گمانی نسبت به بقیه، برداشتی نسبت به حرف بقیه و کار بقیه؛ همه‌ی این‌ها شامل حال می‌شود. خود ما ناراحت می‌شویم از این‌که وقتی حرفی می‌زنیم و منظوری نداریم، بقیه منظور بگیرند، بد بفهمند و بد قضاوت کنند؛ همان را نسبت به بقیه داشته باشیم. دوست نداریم به ما حرف بد بزنند یا بد حرف بزنند؛ پس نسبت به بقیه نیز مواظبت داشته باشیم حرف بد نزنیم و بد حرف نزنیم. دوست داریم اگر یک وقت هم خدای‌نکرده خطایی نسبت به کسی کردیم، بگذرد، کشش ندهد، به رو نیاورد و ندید بگیرد. ما همه‌ی این‌ها را دوست داریم که بقیه نسبت به ما این‌طور باشند، خودمان هم نسبت به بقیه باید همین‌طور باشیم.

۳. گذشت و رازداری در برابر خطای دیگران

اگر کسی خطایی نسبت به ما کرد، آن‌طور که خودمان دوست داریم، خدای‌نکرده بگذرم، به رو نیاورم، کشش ندهم و حرفش را نزنم؛ این‌ها همه یک چیزهایی است که اینجا حاکم می‌شود. یعنی دو کلمه و دو جمله روایت است، اما همه‌ی آن چیزی است که هست. آداب، اخلاقیات و اعمالی است که انسان دوست دارد و همه پیاده می‌شود؛ خود انسان می‌داند چه‌کار کند. «أَحْبِبْ لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ»؛ هرچه که برای خودتان دوست دارید، برای بقیه هم همان را دوست بدارید. بخواهید آن هم باشد و نسبت به شما هم انجام بدهند؛ حتی در این قسمتِ خطاها و اشتباهات. همه انسان‌ها و همه‌ی ما مثل همیم دیگر؛ حالا یک‌ذره کم و زیاد.

۴. هنر مدارا و تحمل عیب‌های دیگران

مشکلاتی داریم و اشکالاتی داریم در رفتارهایمان و در فکرهایمان. و همان‌طور که ما ممکنه گاهی خطایی ازمان صادر بشود و دوست داریم آن‌طور شایسته با ما برخورد کنند، ما هم همان‌طور در مقابل خطای بقیه، جهل بقیه و نادانی بقیه برخورد کنیم. ما چه بسا عیب‌هایی داریم که بعضی‌ها دارند ما را تحمل می‌کنند؛ همین‌طور ما هم باید کسانی را که با آن‌ها ارتباط داریم و عیب‌هایی دارند، چه بسا تحمل کنیم. این‌ها اصلاح نمی‌شود؛ کاری‌اش نمی‌شود کرد، یک سری عیب‌ها اصلاح نمی‌شود. شما بخواهید اصلاحش بکنید، بدتر می‌شود؛ زخم عمیق‌تر می‌شود و به زندگی خودتان هم آسیب می‌زنید. باید با یک اشکالاتی از بقیه بسازیم و تحمل کنیم.

۵. دین‌داری واقعی در نگاه امام صادق (ع)

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «وَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ همه‌تان را سفارش می‌کنم که مبادا تقوای الهی را زیر پا بگذارید، «وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ»؛ شما که دین‌دارید و دستورات دینی اهمیت دارد برایتان، مواظب باشید گناه نکنید؛ یعنی دین‌داری، آن چیزی را که حاکم می‌کند گناه نکردن است. «وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ»؛ زندگی‌تان را، برنامه‌هایتان را طوری تنظیم بکنید که کار و تلاش و کوششی که خداپسند باشد، انجام بدهید. اجتهاد یعنی تلاش و کوشش، جهد؛ جهد و تلاش و کوشش لله. کارهای خداپسند برای خدا انجام بدهید. حالا هم خیلی اهمیت دارد؛ هم عبادات است، هم خدمت به مردم است، هم کاری آدم برای کسی انجام بدهد.

۶. ارزش کار برای خدا و دوری از منت

کار و تلاش و کوششی که خداپسند باشد، انجام بدهید؛ تلاش کنید خوب انجام بدهید، تلاش کنید خرابش نکنید، تلاش کنید منت نگذارید. برای خدا، لله. ما هرچه برای خدا بدهیم، می‌ماند برایمان و خدا زیادش می‌کند. هرچه برای این‌ها کردیم، به اندازه‌ی همین این‌هاست؛ چه‌کار برایمان می‌ماند؟ خیلی از دستشان بربیاید، یک تشکری می‌کنند؛ خیلی دیگر بیشتر دستشان بربیاد، حالا یک وقت هم یک هدیه‌ای، چیزی... این ته خطِ تلاش و کارشان است؛ بیشتر از این هم از دستشان برنمی‌آید. اما وقتی بدهی به خدا، خدا خوب بلد است چه‌کار کند. آن‌جا کاری که طرف حسابش را خدا قرار داد، به بهترین شکل در این دنیا و در آن دنیا تلافی می‌کند.

۷. فرار از درگیری‌های ذهنی در خانه‌داری

وقتی آدم کار می‌کند، مثلاً شما زحمت کشیدی، خانه‌داری کردی، تلاش کردی و زحمت کشیدی؛ حالا شوهر مثلاً می‌آید، می‌فهمد، نمی‌فهمد، توجه می‌کند، نمی‌کند. شما بخواهی درگیر این‌ها باشی، همین هم که انجام دادیم از دست می‌رود و انگیزه‌ای هم نمی‌ماند برای آدم. چون براش خیلی مهمه حتماً شوهرش ببیند، به رو بیاورد و تشکر کند؛ خب این شوهر هم که نمی‌بیند، به رو نمی‌آورد و تشکر نمی‌کند. یک خط در میان، صد خط در میان؛ یک‌ذره‌اش را می‌بیند، خیلی‌اش را نمی‌بیند. این‌ها هست دیگر. انتظار بیجایی است و هیچ‌وقت هم کامل برای هیچ‌کسی محقق نمی‌شود. چه بهتر که انسان تلاش کند پیش خدا نگهش دارد.

۸. دروغ، نابودکننده‌ی امنیت روانی انسان

«وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ»؛ دروغ نگویید. دروغ کوه امنیت را از خود انسان می‌کند. کار دست خداست، ضایع می‌کند. نمی‌ارزد آدم دروغ بگوید؛ به ضرر آدم تمام می‌شود. راستش را بگو، بیشتر آدم نجات پیدا می‌کند. دروغ نگویید. صدق الحدیث و دروغ نگفتن خیلی مهمه؛ از نشانه‌های خیلی برجسته‌ست که وقتی ائمه می‌خواهند بگویند یک شیعه‌ی ما را می‌خواهید امتحان کنید ببینید که واقعاً چه‌قدر آدم درستیه، اگر دو تا صفت را گفتند، یکی‌اش دروغ نگفتن است. دروغ نگویید، دروغ خیلی بده. همه‌ی بدی‌ها را یک جا جمع کرده‌اند و کلیدش دروغ است. همه‌ی گناهان، کلید ارتکابش و ادامه‌اش خیلی‌اش دروغ است؛ یک ربطی پیدا می‌کند.

۹. امانت‌داری؛ فراتر از مرزهای مذهب و عقیده

«وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ»؛ امانت‌دار باش. «أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً»؛ امانت را برگردانید به کسی که شما را امین دانسته؛ حالا چه بد باشد چه خوب باشد، فرقی نمی‌کند. چون بد است مهم نیست؟ چرا! برای این‌که مال مردم است، مردم مردم است؛ حالا می‌خواهد بد باشد می‌خواهد خوب باشد. آدم باید به مال مردم حساسیت داشته باشد. خونه‌ی شما، درش اجاره نشستید؛ اون خونه درسته شما منافعش را داری و پول بابتش می‌دهی، اما اصلش که مال شما نیست. اصلش مال صاحب‌خونه‌ست، اون سرمایه‌شه دیگر؛ باید حفظ‌اش کنی. نگو مال من نیست که، مال اونه. اون چیزی که برای خودتان دوست دارید برای بقیه دوست دارید اینجا همینه.

۱۰. شیعه باید مایه‌ی سربلندی اهل‌بیت (ع) باشد

«فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ»؛ وقتی یکی از شما آدم، آدمی باشد که گناه نمی‌کند، کار بد ازش کسی نمی‌بیند، راست‌گوست، امانت‌دار است و خوش‌اخلاق است با مردم، می‌گویند این جعفری است. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: وقتی این‌طور باشید، مایه‌ی مسرت و خوشحالی ماست و قلب ما شاد می‌شود، و می‌گویند خب این ادب را از جعفریه یاد گرفته است. اما وقتی این‌طور نباشید، ننگ و نکبت و گرفتاری‌اش برای من می‌آید. پدرم می‌فرمود که یک مردی بود در قبیله‌ای از شیعیان علی (علیه‌السلام)، اون زینت آن قبیله بود؛ از همه امانت‌دارتر، از همه نسبت به ادای حقوق پای کارتر و از همه راست‌گوتر بود. انسان باید کار صحیح و درست را انجام بدهد.

فهرست

1️⃣ قاعده جامع روابط انسانی
◽️ آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران نیز بپسند.
◽️ انسان باید خود را ملاک تشخیص خوبی و بدی در معاشرت با دیگران قرار دهد.


2️⃣ تحمل عیوب و گذشت از خطا
◽️ برخی اشکالات دیگران قابل اصلاح نیست؛ باید تحمل کرد.
◽️ همان‌طور که دیگران با نقص‌های ما می‌سازند، ما نیز باید با خطاهای آنان بسازیم.


3️⃣ خدمت برای خدا، نه برای دیده‌شدن
◽️ کار را برای خدا انجام بده؛ خدا حفظ می‌کند و پاداش می‌دهد.
◽️ انتظار تشکر از دیگران، انگیزه را می‌کاهد و پاداش را از بین می‌برد.


4️⃣ دو نشانه مهم دینداری
◽️ دروغ نگفتن و امانت‌داری، نشانه‌های برجسته شیعه حقیقی‌اند.
◽️ خیانت در مال، راز یا اعتماد، خیانت به خداست.


5️⃣ اخلاق خوب، زینت مکتب اهل‌بیت
◽️ خوش‌اخلاقی و صداقت، نشانه تربیت‌یافتگی در مکتب جعفری است.
◽️ بدرفتاری افراد دیندار، ننگ و عار برای دین و امامان است.


6️⃣ احترام به حقوق دیگران و اموال‌شان
◽️ اگر در خانه‌ای ساکنی، با آن مثل خانه خود رفتار کن.
◽️ حفظ امانت دیگران، حتی در جزئی‌ترین موارد، واجب است.


7️⃣ سبقت در اخلاق، نشانه اصالت ایمان
◽️ نباید دیگران با وجود بی‌تفاوتی به دین، در اخلاق از ما جلو بزنند.
◽️ مؤمن باید خوش‌اخلاق‌ترین، امانت‌دارترین، و راستگوترین فرد باشد.

حریر بندگی

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

حقوق آشنایان

موضوع: صوت کامل سخنرانی