
صوت کامل سخنرانی (جلسه اول)
موضوع :بزرگترین نعمت انسان

صوت کامل سخنرانی (جلسه اول)
موضوع :بزرگترین نعمت انسان
صوت کامل سخنرانی (جلسه اول)
موضوع :بزرگترین نعمت انسان
یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال، یا به عبارت صحیحتر، بزرگترین نعمتی که خداوند به انسان عطا فرموده، نعمت عقل است. که انسان بهواسطه این نعمت، از سایر مخلوقات خدا جدا و ممتاز میشود. بهواسطه این نعمت است که انسان هم راه صحیح زندگی را در حدی که عقل درک میکند، میتواند بهدست بیاورد و هم میتواند آنچه را که به درک عقل درنمیآید، ولی از طریق خدا و بهوسیله وحی به انسانها میرسد، دریافت کند، روی آن فکر کند، نقشه بریزد و پیاده بکند.
این نعمت عقل فوایدی برای انسان دارد. مهمترین فایدهاش و اولین و اساسیترین فایدهاش برای انسان این است که ایمان به خدا، وجود خدا و صفات خدا را در انسان قرار میدهد و تقویت میکند؛ البته در حدی که توانش هست، بیش از آن هم نه. یعنی وجود خدا را عقل قبول دارد. کدام عقل؟ عقلی که سالم باشد، عقلی که آسیب ندیده باشد؛ وگرنه عقلی که هوای نفس او را از بین برده و ضعیفش کرده باشد، خیلی چیزها را درک نمیکند.
اما عقل وقتیکه در اثر هوای نفس و شیطان از بین نرفته باشد و مدت عادی خودش را حفظ کرده باشد، اولین چیز و مهمترین چیزی که میپذیرد وجود خداست. چهجوری؟ همینکه یکمقداری فکر میکند، میگوید: «خب من خودم که نیامدهام، بعداً خودم هم که نمیروم. نه اختیار آمدنم با من بوده، نه اختیار رفتنم با من است. این وسط هم خیلی چیزها هست که به اختیار من نیست. بعضیهایش به اختیار من هست ولی بعضیهایش به اختیار من نیست.» خیلی از مسائلی که ما در زندگی با آنها مواجه میشویم، چیزهایی است که تحت اختیار ما نبوده و مسائل دیگری دخیل است.
اینها را وقتی عقل فکر میکند، موجودات خدا را نگاه میکند، انسان را نگاه میکند، قبل و بعدش را نگاه میکند، تحسین میکند و باور میکند که خدا هست و موجود دیگری به من وجود داده است؛ که او بنا داشته من در فلان وقت و اینطور به دنیا بیایم، اینطور هم باشم و بعد هم در فلان وقت و اینطور از دنیا بروم. او مهندس ماست، معمار ماست، سازنده ماست؛ لذا گوش دادن به حرف او را عقل میپذیرد که بیشتر میارزد و میصرفه که انسان به حرف خدا گوش بدهد. چون انسان خودش، خودش را نساخته، خدا ما را ساخته است. وقتی خدا ما را ساخته، لابد به مصالح و مفاسد ما آشناتر است تا خود ما. بنابراین چیزی را که او میگوید به صلاحتان هست، همان درست است؛ چیزی را هم که او میگوید به صلاح نیست، همان درست است. این یک مسئله است.
لذا روایت هست از پیامبر اکرم (صلوات الله و سلامه علیه و آله) که ایشان فرمودند — و از بعضی حضرات دیگر هم نقل شده که فرمودند —: «رأسُ العَقلِ بَعدَ الإيمانِ بِاللَّهِ عزّوجلّ، التَّحبُّبُ إلَى النّاسِ» یا «مُداراةُ النّاسِ». ایشان فرمودند اساسیترین چیزی که عقل به انسان میفهماند خداست، وجود خداست، همهکاره بودن خداست، خالق بودن خداست. این چیزها را عقل به خودی خود درک میکند و میپذیرد؛ عقلی که سالم مانده باشد. حالا اگر عقلی نمیتواند بپذیرد، آن آسیبهایی دیده که جای بحثش اینجاست. ولی عقل به خودی خود، وقتی سالم باشد و آسیب جدی ندیده باشد، اینها را میپذیرد و برای هر انسانی اینطور است. فرمودند اولین چیز خداست و ایمان به خدا. این را در نهاد و وجود همه بشر که عاقل هست، خدا قرار داده و وجود دارد؛ و اولین چیز و اساسیترین چیز همین هست: «الإيمانِ بِاللَّهِ عزّوجلّ».
ایمان خیلی آثار دارد. همینقدر که توجه کنیم، آنچه که انسانها را درست، سالم و صحیح در مسیر زندگیشان نگه میدارد، ایمان است. در هر جهتی میخواهی حساب کن؛ در مسائل فردی زندگی، کارهای خوب، اخلاق خوب، آن چیزی که این اخلاق را برای انسان نگه میدارد یا ایجاد میکند، ایمان است. در مسائل اجتماعی هم همینطور؛ آن چیزی که به انسان کمک میکند تا مشکلات اجتماعی و روابط اجتماعی را بتواند خوب از عهدهاش بربیاید و تنظیم کند، ایمان است. روابط اجتماعی که میگویم در هر بعدی است؛ مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی، مسائل فرهنگی. هرچه ایمان در جامعه تقویت بشود، در همه جهات ما واکسینهتر میشویم؛ هرچه ایمان ضعیف بشود، در همه جهات آسیبپذیر میشویم.
مثلاً فرضاً در شرایط فعلی، ما درگیر جنگی هستیم با دشمن. در شرایط جنگ، مردم دو دستهاند؛ یک دسته ایمانشان بهتر است، آسیب کمتر دیده یا ندیده، آنها در چنین شرایطی نسبت به جنگیدن با دشمن، نسبت به صبر، مقاومت، پذیرفتن مشکلات و تحمل مشکلات، سازگارند و همراهند. اینها ویژگیشان این است که در این حد ایمانی دارند که این ایمان، اینها را به این عقاید صحیح میرساند که باید در مقابل دشمن ایستاد، مقاومت کرد، مشکلاتش را هم پذیرفت و صبر و تحمل کرد، اجمالاً.
یک دستهای هم نه، آنها همیشه واداده هستند؛ همیشه اظهار میکنند که این شرایط نباشد و بسازیم و بدهیم برود و فلان و تا آخرش. اینها چه هستند؟ اینها فرقشان با دسته اول در همین ایمان است. اینها ایمانشان ضعیف است، باورهایشان در این جهات ضعیف است. چون ایمان ضعیف است، کم میآورند؛ زوری که [در کار] نیست، مجبور که نیستند. ذهنی و فکری خراب است، سیستمشان مشکل دارد؛ لذا کوتاه میآیند، کم میآورند، در مشکلات و سختیها کم میآورند، زود شکسته میشوند، زود آسیب میبینند و آسیب سنگین میبینند.
هم آسیب میبینند، هم آسیب میرسانند. ما چند وقت پیش رفته بودیم دکتر، بعد دکتر میگفت بچهای را آوردهاند پیش من که از لحاظ روحی و اعصابی آسیب دیده است. چرا؟ میگوید که: «حالا این اسرائیل به ما حمله کند چه میشود؟ ما را از بین میبرد، هیچچیزی از ما باقی نمیگذارد.» بچه در خانه آمده، پدر و مادر ضعیف نشستهاند حرفهایی زدهاند؛ آن اعتقادات غلطشان را که در طول زمان به بچه سرایت دادهاند هیچ، با همین حرفها چقدر این بچه را بههم ریختهاند که مجبور شدهاند بچه را بیاورند دکتر که چه؟ بچه نگران است که اسرائیل حمله کند ما دیگر چیزی برامون نمیماند، همهمان کشته میشویم، از بین میرویم.
ایمان است دیگر؛ ایمان وقتی نیست، اینجور آدم اسیر مسائلی میشود و نه فقط خودش آسیب میبیند، به اطرافیانش هم آسیب میزند. بچه بیچاره چه گناهی دارد که شما حرفهایتان را جلو این میزنید؟ یعنی این حرفهای سراسر ترس، ضعف، زبونی، ناامیدی و این چیزها. اینها ایمان است، فرقش در ایمان است.
اینهمه خدای متعال از ایمان میگوید، از تقوا میگوید، از جهاد میگوید و از خوب بودن میگوید، برای همین است که این جاها خودت از فوایدش استفاده کنی؛ خود انسان استفاده کند، نه اینکه چیزیاش عاید خدا بشود. اینجاها هم ایمان، انسان را نگه میدارد؛ لذا ما هرچه بخواهیم جامعهمان در مقابل مشکلات و سختیها تحملشان بیشتر بشود و مقاومتشان بیشتر بشود، باید ایمانشان تقویت بشود؛ ایمان به آن باورهای صحیح، ایمان به خدا، ایمان به وعدههای خدا. در زندگی هم همینجور، در همه روابط اجتماعی و با همدیگر.
مشکلاتی هرکسی در زندگیاش دارد؛ بعضیها کم میآورند، بعضیها مقاومند. بعضیها کوهی از مشکلات خمشان نمیکند، بعضیها کمترین مشکل کمرشان را میشکند؛ و تفاوتش به چیه؟ ایمان. آن ایمانش ضعیف است، این ایمانش اینقدر قوی. باورهاست، اعتقادات درست و صحیح است، و صبر و تحمل. لذا فرمودند مهمترین چیز ایمان است که قبلاً هم راجع به آن زیاد عرض کردیم و باز هم باید راجع به آن عرض کرد؛ مهمترین مسئله ایمان ماست. این اساسیترین چیزی است که عقل و فایدهای که عقل برای انسان دارد، ایمان به خداست.
دومین چیز را فرمودند از چیزهایی که عقل بعد از ایمان به خدا آن فایده بزرگ را دارد برای انسان، آن در ارتباط با سایر انسانهاست؛ هرکسی که من به نحوی با او ارتباط دارم. اولی ایمان به خدا، اولی در مقابل خداست؛ چون عقل وقتی چشم باز میکند، میبیند یک طرف خداست، یک طرف منم، یک طرف هم مردم. حالا مردم یعنی هرکسی غیر از من؛ از زن و بچه و شوهر و پدر و مادر اینها گرفته تا بقیه. ما هستیم و خدا و مردم. عقل اولین چیزی را که به آدم میفهماند و کمک میکند، آن ایمان به خداست؛ در زندگیات ایمان به دردت میخورد. مادی میخواهی، ایمان میخواهد؛ معنوی میخواهی، ایمان میخواهد؛ هرچه میخواهی، ایمان میخواهد. اولی ایمان، دومی در ارتباط با مردم؛ یعنی هرکسی غیر از انسان، چی؟ مدارا. مدارای با مردم. مدارا.
مدارا هم معنایش معلوم است؛ مدارا در فعلی که مشکلی هست، سختیای هست، فشاری هست، یک چیز ناملایمی هست، یک چیز ناپسندی هست، سختی دارد، فشار دارد، اذیت دارد، مصیبت است. خیلی از این مسائلی که انسانها از این جهت دارند، یکدفعه حل نمیشود، زمان میبرد حل بشود؛ یک سریاش هم کلاً حل نمیشود. این را هم حتماً هرکسی در زندگیاش دارد، قطعاً مشکلاتی که اصلاً حل نمیشود؛ دیگر آب پاکی را آدم دست خودش میریزد که این حلشدنی نیست. این را هم حتماً هرکسی دارد. چه از دسته اول باشد، چه از دسته دوم، چی میخواهد؟ یکی از مهمترین چیزها مداراست. مثل همان قالب صبر است، حلم است، همان چیزهاست. مدارای با مردم.
از در خانه شروع میشود، با بچه و همسر و اینها، تا پدر و مادر و خواهر و برادر و قوموخویش و دوستان و اقوام و آشنایان و مردم کوچه و خیابان. هرکسی به نحوی، مدارا. مدارا. مدارا یعنی یکطوری از کنار مشکلات رد بشوی که آسیبش را بالا نبری. مشکل هست، با هوچیگری، با شلوغکاری، با جِزّ و وَزّ کردن و با این مسائل، آسیب را بیشتر نکند آدم، چند برابر نکند. بگذارد آن مشکل در حد خودش باشد، بیشتر لااقل نشود؛ آن کمترش بکند که بماند، بیشترش نکند لااقل.
خب در خانه شروع میشود؛ بچه مدارا میخواهد، شوهر مدارا میخواهد، دیگر واضح است. همه ناملایمات را از همهجای آدم، همهاش مدارا میخواهد. بعضیاش شاید قابلحل باشد، بعضیاش با گذر زمان حلش میکند، بعضیها در گذر زمان به تدریج حل میشود. بچه است، حالا الان مشکلاتی دارد، بزرگتر میشود یک مشکلات دیگری دارد، همینطور پیش میرود مشکلات دارد. یک روزی باشد مثلاً ما از جانب بچهها هیچ مشکلی نداشته باشیم، این دیگر خیال خام و باطل است. بچه از اول تا آخر مشکلات دارد، همانطور که ما داشتیم برای قبلیهایمان. مسائلی دارد، گرفتاری دارد حالا کم یا زیاد.
همسر هم همینطور. همسر هم یک آدمی است مثل ما؛ همانطور که ما عیب داریم، او هم عیب دارد. ما مشکلسازیم، او هم مشکلساز است. خب دو حالت دارد؛ یا یک شمشیر میکشیم یا بالاخره تلاش میکنیم یکمقداری مدارا کنیم. بقیه هم همینطور. تا در جامعه، در کوچه و خیابان؛ تو رانندگی میکنی یکی میپیچد جلو آدم، یکی بد میراند؛ حالا فحش بده، حالا بوق بزن، حالا گاز بده میخواهد حالش را بگیرد، نمیدانم، بهش بفهماند که کیه. و این دعواها و مشکلاتی که در کوچه و خیابان، خدای نکرده خودمون مبتلاییم یا اینهایی که مبتلا هستند را داریم میبینیم. به نحوی آدمها وقتی در جامعه با هم در ارتباط میشوند، چون اکثریت نزدیک به اتفاق همین آدمهای معمولی هستند که همهشان نفس اماره دارند، شیطان بغل گوششان است که هُل میدهد، آنها هم مشکلات دارند؛ یک جایی حق ضایع میکنند، یک جایی حاضر نیستند کوتاه بیایند، یک جایی اذیت میکنند، مثل خود ما، ما هم همینطور.
بنابراین مهمترین چیز بعد از ایمان به خدا، مواجهه با مردم است، مدارا. با مدارا. لذا آن کسی که از عهده این بربیاید خیلی عقل دارد. خیلی عقل دارد. عقلش خیلی [بالاست]؛ «نِصفُ العَقلِ» باید گفت به این مسئله. نیمی از آن مایه عظیم عقل در انسان، در مدارای با مردم خلاصه شده است. هرکسی که میآید به نحوی با زبانش، با حرفهایش، با رفتارهایش، با عملش، با عکسالعملش، با واکنشایش، با توقعش، مشکل برای آدم درست کند که بعضاً هم حلشدنی نیست — چه حل بشود چه نشود — علیأیحال مدارا. مدارا کنید. مدارا میکنی که بدتر نشود، مسئله در حد توان شما [بماند]. آن یک نفر که اینجور مشکل دارد، نشود دو نفر که من هم دومیش بشوم. آتش روی آتش نیاید، بنزین روی آتش نیاید. یا آب سردی باشد منّت و پرزور که آتش را خاموش کنید یا حداقل خودمون آتش نگیریم. خودمون نسوزیم، نسوزونیم.
فرمودند: «رأسُ العَقلِ بَعدَ الإيمانِ بِاللَّهِ عزّوجلّ» اساس است. رأس وقتی میگوییم، قبلاً هم گفتیم، سر است. صبر را، صبر را قبلاً در حرفهایم در روایت خواندم؛ همینجوری میگفتند صبر برای ایمان مثل سر میماند برای بدن. دست، پا، چشم، گوش، اینها چیزهایی است که اگر نباشد آدم زنده میماند؛ آدم است دیگر، حالا یک عضو کم دارد. اما سر نباشد دیگر زنده میماند؟ میمیرد. هیچ عضو دیگرش هم هیچ فایدهای ندارد. حالا میفرمایند رأس عقل، سر عقل، آن اساس و مهمترین چیزی که در عقل هست، یکی ایمان است که عقل را خیلی نگه میدارد. ایمان به خداست که نمیگذارد انسان دچار کارهای غیرعاقلانه بشود. هرچه ایمان قویتر، کارهای غیرعاقلانه ضعیفتر. یکی هم مدارا با مردم است، آن هم عقل آدم را نگه میدارد.
آدمها دو دستهاند؛ بعضیها همهاش با همه درگیرند. یعنی آماده است با همه به دعوا و اختلاف و به مگو و دادگاه و اینها بکشد. بنزینند. مشکل باروت است، با جرقه منفجر میشوند. با همه، بالاخره کم یا بیش — حالا میگوییم همه بالاخره با یک بعضیها بیشتر و بعضی کمتر — ولی کلاً سیستمشان سیستم ناراحتی و دعوا و بگو مگو و اینهاست. بعضیها برعکس، این سیستم سیستم آرامی است، آب خنک است، شاکله کلیاش اینجوری است. حالا بعضی که دیگر اینها هم بهترند؛ یعنی یک وقت حرف بد را هم میگذرند، رفتار بدی را هم ندیده میگیرند. اینقدر بعضاً خوشقلبند که حتی چیز بد را هم ندیده میگیرند، رد میشوند، مثلاً توی آن نمیروند. آنها دیگر خیلی نمونهاند. ولی به هر حال یک حدی که انسان لااقل اگر آب این سوخت و آتش، خودش آتش نگیرد، خودش نسوزد، نسوزاند، مدارای با مردم. اگر کسی این را داشت، نصف عقلش هست. کار اساسیای کرده، توانسته از عهدهاش بربیاید. مشکل هست. ولی باید تلاش کرد، چون اینها چیزهایی است که اگر آدم نداشته باشد، به مقداری که ندارد آسیب میبیند و آسیب میزند. باید تلاش کند، روی آن فکر کند، باید همت کرد.
میبینید که بالاخره در ارتباط با آدمها، هرچه اعصاب خودش که خوابید، مشکلات دارد؛ یک حرفی میزند شما ناراحت میشوی، یک رفتاری میکند بد برداشت میکنی، یا حالا منظور بدی هم دارد، هرچه، خیلی چیزها باید تغافل کرد، رد شد از آن. اگر توی آن بمونی آسیب [میبینی]. اول از همه به خود انسان، از همه بیشتر آسیب [وارد میشود]. بعد هم خب این آسیب، یک حالت متعفنی که پیدا کرده را به بقیه هم سرایت میدهد؛ یک چیز متعفنی میشود که بوی بد فقط در خودش نمیماند، این به بقیه هم سرایت میکند: «آشفتهدلی، آشفته کند انجمنی». یکی به همه، همه را بههم میریزد. اینجا عقل کار نمیکند. این ظاهرش است که انسان عاقل است، ولی واقعش عقل نیست. چون خودمون هم میگوییم دیگر؛ اگر عاقل بود این کار را نمیکرد. چون میگوید اگر عاقل بود این کار را نمیکرد، خب عقل که دارد دیگر. نمیخواهیم بگوییم واقعاً اینها عقل ندارند، عقل دارد؛ این عقل وقتی این اثر را، این فایده را ندارد، انگار که انگار نیست. عقل بیاثر و فایده با عقل مرده و دار و ندار فرقی نمیکند. اینجوری است.
پس باید تلاش کنیم، در حد توانمون. حالا این غیر از اونه که بله، باید تلاش کرد بعضی مشکلات را کمک کرد، راهی پیدا کرد برای حلش، این حرفها. آن سر جای خودش. ولی خیلی مشکلات هم زمان میبرد تا بخواهد حل بشود، بعضیش هم حل نمیشود. نهایت ما بتوانیم آسیبش را کمتر بکنیم. آشفتهبازار را یک مقداری در حد خودمون سر و سامونش بدهیم. اینجوری است. باز هم تلاش میکنیم، شروع میکنیم از اطرافیانمون.
ناامید هم هیچوقت نبوده انسانِ عاقل. هیچوقت نبوده آدمِ عاقل ناامید بشود، همیشه باید امیدوار باشد. امیدواری هم به این، به این معناست که تلاش کند، از تلاش خسته نشود. حالا نتیجهگیری یک چیز دیگر است؛ گاهی نتیجه حاصل میشود، گاهی هم نیست. تلاش باید کرد، هیچوقت آدم نباید مأیوس بشود و کنار بکشد و عقب بکشد و از خودش ناامید بشود، از حل مشکل ناامید بشود؛ و نه از خودم باید ناامید بشوم، امید باید به خدا باشد، خدای متعال کمک کند، خب ما هم تلاشمان را بکنیم.
اگر جاهایی ما با کسی مشکلی داریم، مشکلش از این سنخ است که مدارا میخواهد، ادامه بدهیم. یک روزی نیاید بگوییم: «نه، من تا حالا اشتباه کردم، از حالا میخواهم شمشیر را از رو بکشم.» نه، داری بدترش میکنی. شیطان بعد از اینهمه وقت نتوانسته بود از پسِت بربیاید، حالا امروز میخواهد از پسِت بربیاید. داری ضربهفنی میشوی وقتی از این تصمیمهای بد میگیری. تا حالا درست بود، به معنایی که مشکل را لااقل مضاعف نمیکردی، بیشترش نمیکردی، از جانب خودت مشکل را در این باتلاق مشکلات نمیدمیدی. اما از حالا ما تصمیم میگیریم — خدای نکرده — که من هم میخواهم فلانجور باشم، من هم میخواهم فلان کار را بکنم. میدمی در آتش، بدترش میکنی و خدای نکرده بیشتر این آسیبش را خودت میبینی.
انشاءالله خدا توفیق مرحمت کند، یک عقل درست و حسابی بهمان بدهد انشاءالله؛ که داده، ولی توفیق بدهد استفاده کنیم از آن، پرنتیجهتر بشود، پربارتر بشود و انشاءالله ایمانمان را کمک کند تقویت کنیم که با تقویت ایمان بتوانیم عقلمان را هم بیشتر تقویت کنیم و استفاده بکنیم، انشاءالله. نثار روح مطهر پیامبر اکرم و همه حضرات معصومین و ارواح طیبه علمای ربانی و شهدا و مخصوصاً روح مطهر حضرت امام صلوات.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
1️⃣ 🧠 عقل، نعمت بیهمتا
🧠 بزرگترین نعمتی که خدا به انسان داده، عقل است. انسان با عقل از بقیه مخلوقات جدا میشود. عقل نعمتی است که راه صحیح زندگی را به انسان نشان میدهد؛ در حدی که میتواند درک کند. عقل باعث میشود انسان فکر کند، نقشه بریزد، و مسیر درست را پیاده کند. عقل سالم، اولین و مهمترین پایه ایمان به خداست. یعنی وجود خدا را عقل قبول میکند، البته وقتی که سالم باشد و هوای نفس آن را از بین نبرده باشد. خیلی چیزها را ما با عقل درک نمیکنیم، اما اگر عقل آسیب ندیده باشد، اولین چیزی که میپذیرد، وجود خداست.
2️⃣ 🔍 فکر کن! از کجا آمدی؟
🔍 همین که انسان کمی فکر کند، میفهمد که خودش خودش را نیاورده، خودش هم خودش را نمیبرد. نه آمدنش به اختیارش بوده و نه رفتنش. در زندگی هم خیلی چیزها در اختیار او نیست. وقتی عقل سالم فکر میکند، موجودات خدا را نگاه میکند، گذشته و آینده را در نظر میگیرد، باور میکند که خدایی هست. موجودی او را آفریده، زمانی معین به دنیا آورده و زمانی معین هم از دنیا میبرد. پس اگر خدا ما را آفریده، لابد از مصالح و مفاسد ما آگاهتر است و حرف او بیشتر از حرف خود ما میارزد.
3️⃣ 🌟 عقل، زمینهساز ایمان
🌟 پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «راسالعقل بعد الایمان بالله عزوجل، مداراتالناس». یعنی عقل، بعد از ایمان به خدا، با مدارا با مردم سنجیده میشود. عقل سالم، ایمان به خالق بودن خدا، همهکاره بودن خدا و صفات او را در وجود انسان قرار میدهد. البته اگر عقل آسیب ندیده باشد. هر انسانی که عقل سالم دارد، ایمان به خدا در نهاد او نهاده شده است. ایمان آثار فراوانی دارد؛ هم در رفتار فردی، هم در روابط اجتماعی، هم در مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی.
4️⃣ 🔥 ایمان، سدّی در برابر سختیها
🔥 در جنگ و شرایط سخت، آنهایی که ایمانشان بیشتر بوده، کمتر آسیب دیدهاند. کسانی که ایمان دارند، با دشمن میجنگند، مشکلات را میپذیرند، صبر میکنند، و مقاومت دارند. اما کسانی که ایمانشان ضعیف است، همیشه میشکنند و وا میدهند. ذهن و باورشان آشفته است. اگر انسان به خدا ایمان داشته باشد، با مشکلات بهتر کنار میآید و سختیها را تحمل میکند. خداوند وعدههایی داده و انسان مؤمن به آنها دلگرم است.
5️⃣ 🧒 تربیت بدون ایمان؟ خطری بزرگ
🧒 بچهای را نزد من آوردند که از اسرائیل و حمله نظامی ترسیده بود. از لحاظ روحی آسیب دیده بود. علتش این بود که در خانه حرفهایی زده بودند، اعتقادات غلطی به بچه منتقل کرده بودند. این ترسها و اضطرابها وقتی پیش میآید که ایمان در خانه نباشد. وقتی فرزندان در فضایی بدون ایمان رشد کنند، با کوچکترین تهدیدی دچار فروپاشی روحی میشوند. ایمان نداشتن، انسان را اسیر هر حرف بیپایهای میکند. ایمان باید در خانه و خانواده تقویت شود.
6️⃣ 💎 مهمترین سرمایه زندگی
💎 امروز باید ایمان را مهمترین مسئله بدانیم. باید دربارهاش بیشتر حرف بزنیم. ایمان، اساسیترین چیزی است که عقل سالم به انسان نشان میدهد. با ایمان، اعتقادات درست شکل میگیرند، باورها قوی میشوند و انسان از کارهای غیرعاقلانه دوری میکند. عکس این ماجرا هم هست: اگر ایمان ضعیف باشد، رفتارهای ناسنجیده و اشتباه زیاد میشود. پس عقل سالم، انسان را به ایمان میرساند، و ایمان قوی، انسان را عاقلتر نگه میدارد.
7️⃣ 🫂 مدارای با مردم؛ نیمی از عقل
🫂 عقل بعد از ایمان، ما را به مدارا با مردم دعوت میکند. در زندگی، مشکلات و فشارها همیشه هست. بعضیها با زمان حل میشوند، بعضیها شاید هیچوقت حل نشوند. هنر انسان عاقل این است که با صبر و مدارا، آسیبها را کمتر کند. باید یاد بگیریم از کنار برخی ناملایمات رد شویم. با شلوغکاری و لجاجت، آسیبها چند برابر میشوند. مدارای با مردم از خانواده شروع میشود و تا روابط اجتماعی و کاری امتداد دارد.
8️⃣ 🚗 زندگی روزمره، میدان امتحان عقل
🚗 از خیابان و رانندگی تا کوچه و اداره، همهجا محل تمرین مدارا با مردم است. اگر با هر رفتار ناپسندی دعوا کنیم یا عکسالعمل تند نشان دهیم، مشکل فقط بیشتر میشود. باید خودمان را کنترل کنیم. بعضی آدمها اصلاً حاضر نیستند کوتاه بیایند. اما انسان عاقل، مثل آب خنک روی آتش است، نه بنزینی که شعله را بیشتر میکند. مدارا یعنی بهاندازه توان، مشکل را کمتر کنیم، نه اینکه آن را دو برابر کنیم.
9️⃣ 🕊️ آرامش در رفتار، نشانه عقل است
🕊️ آدمی که عقل دارد، حرف بد را نادیده میگیرد، رفتار ناپسند را پاسخ نمیدهد. کسی که با زبان، واکنش و توقعاتش آرامش دیگران را بر هم میزند، ظاهرش شاید عاقل باشد، اما واقعاً عقل ندارد. عقل سالم یعنی کسی که در حد توان، تلاش میکند برای حل مشکلات راهی پیدا کند یا دستکم از آسیبش کم کند. بهجای آشفته کردن فضا، باید آرامشبخش بود و از اطرافیان شروع کرد. همیشه باید امیدوار بود، حتی اگر نتیجه معلوم نباشد.
🔟 🛐 عقل، ایمان، مدارا؛ سهگانه نجاتبخش
🛐 هر جا که با کسی مشکل داریم، مهم این است که مشکل را از جانب خودمان شعلهور نکنیم. ممکن است دیگران اصلاح نشوند، اما ما باید تلاش کنیم. شیطان در این سالها نتوانسته بسیاری از مؤمنان را شکست دهد، چون آنها از خودشان مراقبت کردهاند. باید تصمیم بگیریم که از حالا به بعد، آتش مشکلات را دامن نزنیم. با توکل بر خدا، عقلمان را درست بهکار بگیریم و با تقویت ایمانمان راهی برای آرامش و اصلاح بسازیم. انشاءالله خدا توفیق بدهد.
-----------------
بزرگترین نعمتی که خدا به انسان داده، نعمت عقل است که انسان بهواسطه آن از سایر مخلوقات جدا و ممتاز میشود. بهواسطه این نعمت است که انسان هم راه صحیح زندگی را در حدی که عقل درک میکند میتواند بهدست بیاورد، و هم میتواند آنچه را که به درک عقل درنمیآید، ولی از طریق خدا و بهوسیله وحی به انسانها میرسد، دریافت کند، روی آن فکر کند، نقشه بریزد و پیاده بکند. این نعمت عقل، فوایدی برای انسان دارد که اولین و اساسیترین فایدهاش این است که ایمان به خدا، وجود خدا و صفات الهی را در انسان قرار میدهد و تقویت میکند؛ البته در حدی که توانش هست. عقل به خودی خود، وقتی سالم باشد و آسیب جدی ندیده باشد، اولین و مهمترین چیزی که میپذیرد وجود خداست.
وقتی انسان با عقل خود فکر میکند، موجودات و جهان را نگاه میکند، قبل و بعدش را میسنجد و باور میکند که خدا هست و موجود دیگری به او وجود داده است؛ خدایی که بنا داشته انسان در فلان وقت و اینطور به دنیا بیاید و بعد هم در فلان وقت از دنیا برود. او مهندس، معمار و سازنده ماست؛ لذا گوش دادن به حرف او را عقل میپذیرد، چرا که بیشتر میارزد و میصرفه که انسان به حرف خدا گوش بدهد. وقتی خدا ما را ساخته، لابد به مصالح و مفاسد ما آشناتر است تا خود ما. بنابراین چیزی را که او میگوید به صلاحتان هست، همان درست است و چیزی را هم که میگوید به صلاح نیست، همان درست است.
هرچه ایمان در جامعه تقویت بشود، در همه جهات ما واکسینهتر میشویم و هرچه ایمان ضعیف بشود، در همه جهات آسیبپذیر میشویم. آنچه که انسانها را درست، سالم و صحیح در مسیر زندگیشان نگه میدارد، ایمان است. در مسائل فردی زندگی، کارهای خوب و اخلاق خوب، آن چیزی که این اخلاق را برای انسان نگه میدارد یا ایجاد میکند، ایمان است. در مسائل اجتماعی هم همینطور؛ آن چیزی که به انسان کمک میکند تا مشکلات اجتماعی و روابط در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را بتواند خوب از عهدهاش بربیاید و تنظیم کند، ایمان است. اگر میخواهیم جامعهمان در مقابل مشکلات و سختیها تحمل و مقاومتش بیشتر بشود، باید ایمانشان به باورهای صحیح تقویت بشود.
اساسیترین چیزی که عقل به انسان میفهماند، ایمان به خداست و دومین فایده بزرگ عقل، در ارتباط با سایر انسانها خلاصه میشود که همان «مدارا با مردم» است. عقل در اولین مواجهه کمک میکند که در زندگیات ایمان داشته باشی؛ اما دومین فایده عقل در ارتباط با مردم، مداراست. نیمی از آن مایه عظیم عقل در انسان، در مدارای با مردم خلاصه شده است. مدارا یعنی یکطوری از کنار مشکلات رد بشوی که آسیب آن را بالا نبری. مشکل هست، اما با هوچیگری، شلوغکاری و جِز و وَز کردن، نباید آسیب را بیشتر و چند برابر کرد. باید گذاشت آن مشکل در حد خودش باشد و لااقل با رفتار ما بیشتر نشود.
در خانه، بچه مدارا میخواهد و همسر مدارا میخواهد؛ همه ناملایمات در زندگی همهاش مدارا میخواهد. بعضی از مشکلات با گذر زمان به تدریج حل میشود. بچه از اول تا آخر مسائلی دارد و همسر هم یک آدمی است مثل ما؛ همانطور که ما عیب داریم و مشکلسازیم، او هم عیب دارد. یا باید شمشیر بکشیم یا بالاخره تلاش کنیم یکمقداری مدارا کنیم. در جامعه و رانندگی هم همین است؛ یکی میپیچد جلو آدم یا بد میراند؛ دعواها و مشکلاتی که در کوچه و خیابان داریم میبینیم. چون اکثریت آدمها معمولی هستند و نفس اماره دارند، یک جایی حق ضایع میکنند یا اذیت میکنند، لذا مواجهه با مردم مدارا میخواهد.
مدارا میکنی تا مسئله در حد توان شما بماند و بدتر نشود. آن یک نفر که مشکل دارد، نشود دو نفر که شما هم دومی آن بشوی؛ آتش روی آتش نیاید و بنزین روی آتش ریخته نشود. یا باید آب سردی باشی که آتش را خاموش کنی یا حداقل خودت آتش نگیری و نسوزی. اگر توی مشکلات بمانی و مدارا نکنی، اول از همه به خود انسان و از همه بیشتر به او آسیب وارد میشود. بعد هم این آسیب و حالت متعفنی که پیدا کرده را به بقیه سرایت میدهی؛ بوی بد آن فقط در خودش نمیماند و به جامعه سرایت میکند که گفتهاند: «آشفتهدلی، آشفته کند انجمنی». یکی که بههم بریزد، همه را بههم میریزد.
تنظیم کلمات به گونهای است که به راحتی در کادرهای مربعی پوستر جا میگیرند و جملات پررنگشده (بولد) میتوانند به عنوان تیتر روی عکس یا تکجمله کلیدی توییتر استفاده شوند.
1️⃣ عقل؛ بزرگترین نعمت الهی
◽️ عقل انسان را از سایر مخلوقات جدا میکند
◽️ عقل سالم، پایه ایمان به خدا را در انسان میگذارد
2️⃣ ایمان؛ اولین میوه عقل
◽️ عقل وقتی آسیب ندیده باشد، وجود خدا را باور میکند
◽️ عقل میفهمد که انسان خودش نیامده و خودش هم نمیرود
3️⃣ جایگاه ایمان در زندگی انسان
◽️ ایمان، انسان را در مسیر صحیح نگه میدارد
◽️ ضعف ایمان، منشأ آشفتگی در فرد و جامعه است
4️⃣ نقش ایمان در سختیها و بحرانها
◽️ مؤمن، اهل صبر و مقاومت در برابر دشمن و مشکلات است
◽️ بیایمانی، انسان را گرفتار ترس و اضطراب میکند
5️⃣ تربیت بدون ایمان، خطرناک است
◽️ اعتقادات غلط والدین، ترس و آسیب روانی به فرزندان منتقل میکند
◽️ ایمان نداشتن، سبب فروپاشی روحی در نسل جدید میشود
6️⃣ مدارا؛ نیمی از عقل
◽️ بعد از ایمان، عقل ما را به مدارا با مردم دعوت میکند
◽️ مدارا، آسیب مشکلات را کم میکند و از تشدید آن جلوگیری میکند
7️⃣ پایانبندی: سهگانه نجاتبخش
◽️ عقل، ایمان و مدارا سه رکن اساسی زندگی سالماند
◽️ با تقویت ایمان و عقل، از مشکلات عبور کنیم نه اینکه آنها را شعلهور کنیم
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی