
صوت کامل سخنرانی ( جلسه سوم)
موضوع : ارتباط با مردم

صوت کامل سخنرانی ( جلسه سوم)
موضوع : ارتباط با مردم
صوت کامل سخنرانی ( جلسه سوم)
موضوع : ارتباط با مردم
انسانهایی که باهاشون رابطه داریم، از یک جهتی در دو دسته هستند. یه دسته عموم مردم هستند؛ که انسان به نحوی باهاشون ارتباط داره، باهاشون برخورد داره، رابطهای پیدا میکنه، نسبتی هست بینشون؛ یکی همسایه آدمه، یکی قوموخویش آدمه، یکی هممسیر و همراه آدمه، یکی بغلدستی انسانه تو جایی که میره، تو مسجد، اینور، اونور. بالاخره نوع مردمی که به نحوی انسان باهاشون ارتباط پیدا میکنه؛ یک ارتباط معمولی حالا بسته به اون حد ارتباط. ولی اینا باهاشون انسان در حد رفیق نیست، در حد همین نسبتهایی که عرض شد.
بعضیها هستند که انسان باهاشون رابطه رفاقت داره، دوستی داره، باهاشون دوست میشه. طبیعتاً ارتباط بیشتره، انسان با اونا بیشتر ارتباط داره، بیشتر تأثیرگذاری داره، بیشتر اثر میگیره. از این جهت معلومه که رفیق و دوست معناش چیه. صحبت درباره همین دو جهت هست که بالاخره انسانها در تقسیم کلی، تقسیم میشن به این دو دسته که بعضی باهاشون انسان رفیقه، بعضی باهاشون نه؛ صرفاً یک ارتباط و معاشرت معمولی داره. هر کدوم آدابی داره و خط قرمزهایی داره.
در رفیق خط قرمزها خیلی شدیدتر و حساستره. رفیق کسیه که بالاخره انسان باهاش راحته، گاهی ممکنه اسرارشو بگه، حرفاشو بزنه، مخصوصاً رو انسان اثر داره، انسان ممکنه روش اثر داشته باشه. ولی قدر مسلم اینه که بر روی انسان اثر دارد، صددرصد. میزان عقل و دین هر فرد رو یکی از معیارهاش رفیق انسان نشون میده. اون کسی که انسان باهاش رفیق هست، از اون میشه فهمید که چقدر این انسان عقل داره و دین داره. حالا دیگه بستگی داره کی با کی رفیق شده باشه.
برا رفیق تو اسلام دو تا خط قرمز داریم، دو تا ملاک کلی داریم، دو تا مطلب مهم هست. انقدر هم مهمه که خیلی روایت راجع بهش داریم. از اون مهمتر، آیاتی از قرآن کریم راجع به همین مسئله نازل شده. منجمله این آیه؛ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ». در روز قیامت یکی از اتفاقایی که میفته اینه که همه کسانی که با هم دوست بودند، رفیق بودن، اینا با هم دشمن میشن. یعنی دنبالند، پیدا کنند همدیگر رو و یقه همدیگر رو بگیرند و خلاصه تقاص کنند و اون آسیبهایی که دیدند تو دنیا از جانب رفیقشون. «بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»؛ خیلی مهم. میگه بعداً این اخلا، یعنی خلیل، دوستای صمیمی، در قیامت دشمنند؛ نه دیگه کار به هم ندارند، مثلاً دیگه این دوستیشون برقرار نیست؛ نه، دشمنِ همند. «إِلَّا الْمُتَّقِينَ»؛ مگر اینایی که آدمای با تقوایی بودند. طبیعتاً دو طرف با تقوا بودند؛ چون هیچ با تقوایی نمیره با بیتقوا رفیق بشه.
ملاک اول تو اسلام، تقواست. یعنی رفیق انسان اگر گناه میکنه، به هیچ وجه نباید باهاش رابطه رفاقت برقرار باشد؛ به هیچ وجه. خیلی خطرناکه، خیلی آسیبهای جدیای دارد که حالا انشاءالله در این فرصت یا فرصتهای دیگر عرض خواهیم کرد. اولین ملاکش تقوا هست. در قرآن کریم آیه دیگری هم داریم که خدا فرموده که در روز قیامت باز یه عده افسوس میخورند، همینا، که «يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا»؛ ای وای بر من، کاش با فلانی هیچوقت رفیق نمیشدم. «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي»؛ از روزی که من با این رفیق شدم، منو از خدا دور کرد، منو از ایمان دور کرد. آدمی که با خدا نباشه، خب طبیعتاً انسان رو از خدا دور میکنه، غیر از این هم انتظاری نیست. حالا به هر نحوی؛ یا گناه میکنه، گناه رو زینت میده تو ذهن انسان، راحت انجام میده، آسون میکنه بر آدم، شیرین میکنه بر آدم.
و چیزهای دیگه دنیایی که میتونه آسیب بزنه به انسان و انسان رو خیلی گرفتار گناه و دنیای بد بکند هم در انسان این راه رو، اینا رو هم تقویت میکنه، ایجاد میکنه. تجملات دنیا رو خیلی بیش از حد لزومش برا انسان میاره تو چشم انسان، انسان رو هل میده، میکشونه او سمت. دیگه کلاً اینه، دیگه وقتی آدم باهاش رفیقه، دیگه یواشیواش میبینه خدا و دین و ایمان و این چیزا داره میره بره کنار، داره ضعیف میشه. حتی زندگی انسان تهدید میشه؛ ممکنه یواشیواش یاد بده به انسان که تو در مقابل شوهرت اینطور باش، در مقابل مادرشوهرت اونطور باش، در مقابل کی اونطور باش؛ من اینطوریام، بابا مهم نیست، دروغ بگو، نمیدونم جلوشون در بیا، حرف بزن، جوابشونو بده، فلان کار بکن. که در روایات هست که «یُزَیِّنُ لَکَ»؛ برا تو زینت میده، قشنگش میکنه کار بد رو. کار قبیح رو، کار بد رو، قشنگش میکنه.
لذا رفیق فقط شرط اولش تقواست؛ گناه نباید بکند، هیچ. اون کسی که آدم میخواد باهاش اینطور ارتباط زیاد داشته باشه، اگر گناهکار باشه، پدر آدمو در میاره و بدونه انسان که حتماً در اون دنیا دشمنای خونیِ همدیگه میشن. اونجا دیگه این حرفا نیست، اونجا حساب خیلی جدیه و انسان میبینه در اثر رفاقتش با این فرد که چقدر آسیبها که ندید. باید خیلی حواسمونو جمع بکنیم. اگر با کسی رفیق هستیم، این ملاک باید درش باشد. انقدر هم مهمه که فرمودند و گفتند و واقعیتش هم همینه که انسان بیرفیق باشه بهتر از این است که رفیق بد داشته باشد. رفیق نداشته باشه، خیلی بهتره از رفیق بد. رفیق بد نمیذاره آدم سالم بمونه.
بعد چیزهای مهم و اساسی هم هست. چیزهایی که در دین گفته شده و ملاکهایی که مطرح هست، بعضیهاش خیلی اهمیتش بالاست کلاً، بعضیها کمتره. این بحث رفاقت از اون درجه یکاست، از اون اساسیاست؛ که انسان خیلی باید حواسش جمع بکنه. «يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا»؛ میزنه تو سر خودش، کاش با این فلانی رفیق نشده بودم. «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي»؛ از روزی که این سروکلهاش پیدا شد، ما با این رفیق شدیم، هیچ، هی رفتیم تو گناه، تو کارای بد، تو تجملات دنیا، غرق شدیم. حالا رفیق حقیقی یا الآن مجازی؛ هر بساطی که تو مجازی هم باشد که انسان رو از این چیزای مهم و اساسی که ایمان ما... بارها گفتیم مهمترین سرمایهای که انسان داره که میتونه تو زندگی، انسان رو مقاوم نگه داره، ایمانه؛ انسان رو تو مشکلات، محکم و مستحکم نگه داره، ایمانه؛ بتونه کار درست رو انجام بده و ادامه بده، سرمایهاش ایمانه؛ بتونه تصمیم درست بگیره، سرمایهاش ایمانه؛ بتونه زندگیاش رو خوب پیش ببره، سرمایهاش ایمانه. ما اصلاً منهای خدا و هر چی، اصلاً بخوایم درست باشیم، راحت باشیم و بتونیم تو این مشکلات دنیا، سختیها، مصیبتها و گرفتاریهایی که پیش میاد حفظ بشیم، هیچ سرمایهای به اندازه ایمان به دردمون [نمیخوره]... ایمان ما رو نگه میداره و رفیق بد ایمان آدم را هدف میگیره؛ ایمان. بخواد نخواد، حالا چه در فضای حقیقی، چه در فضای مجازی، کسایی که انسان دنبالشون راه میفته، ایمان آدمو هدف میگیرند، بخوان یا نخواهن. وقتی شما رو هی میبرند تو انواع و اقسام مد و تجمل و این بساط، که از یه حدی... یه حد معمولی خب زندگی داره دیگه، باید داشته باشه یه حدش رو؛ از اون حد میخواد ببره جلوتر، این خیلی خطرناکه. باید فرار کنه؛ حضرت میفرمایند فرار کن، چه فراری! که یه لحظه برنگردی پشت سرت رو نگاه کنی. تعارف نباید آدم داشته باشد؛ تعارف تو این زمینهها، تو حفظ ایمانش، نباید داشته باشد.
اولین ملاکش تقواست، دومین ملاکشم عقله. یه آدم عاقلی باشه، آدم سادهلوح، آدم بالاخره از این جهت مشکلی اساسی نداشته باشه. بعضیها خیلی از این جهت... ممکنه آدم خوبیه، ولی خب خیلی سادهلوحه؛ این هم یه آسیبایی برا انسان دارد. مجموع ملاکهایی که در اسلام گفته شده، خلاصهاش میشه در این دو تا، برا کسی که انسان میخواد باهاش رفیق باشد، دوست صمیمی باشد.
این ممکنه گاهی تو زندگی، خدا توفیق بده یه چنین رفیقی برا انسان پیدا بشه، ممکن هم هست پیدا نشه. این خیلی نادره. چیز نادریه که حالا به این راحتی هم معلوم نیست پیدا بشه. میمونه مابقی مردم، کسانی که انسان باهاشون رفیق نیست. اینا چی؟ اینام خب آدابی اسلام گفته. باهاشون رفیق نیست، اما باهاشون باید آداب ارتباط صحیح رو مراعات کند. حقوق زیادی گردن همدیگه دارند، باید ادا کنند. انقدر هم اسلام حساسه رو این حقوق و رو اینکه کمترین نسبت و رابطهای که کسی با کسی پیدا میکنه، اسلام براش حق درست میکنه. ولو در این حد که شما با یه کسی تو یه مسیری همراه میشی. مثلاً از مسجد داری میای بری خونه، از خونه میای بری مسجد، با یه خانومی، با یه کسی، همراه میشید و سلامعلیکی و صحبتی تا برسید مثلاً مسجد. این هم حقوقی گردن طرفین میاد. تو مسجد بغلدستیتون هم همینجور، حقوقی گردن شما دارند، شما هم گردن اونا. همسایه حقوقی دارد. هر کسی به نحوی، حقوقی گردن انسان پیدا میکنه و اسلام هم حساسه رو ادای این حقوق که جامعه درست پیش بره. بعضیهاش چیزهای اساسیِ، زیاد روش تأکید شده، بعضیهاش هم مسائلیه که ضمن اون مسائل اساسی بیان شده، مراقبت دادند ما رو نسبت به این مسائل. که یکیاش همون بود که عرض کردیم، مثلاً همون مدارای با مردم بود؛ مدارا. رویِ باز و گشاده، خوشرو. کسی میاد داخل مجلس، حالا همین قدر که میاد ولو غریبهست، شما نمیشناسی، دنبال یه جایی میگرده بشینه؛ شما کنار دیوار تکیه دادی نشستی، یکی از حقوقش همینه که جا براش باز کنی بیاد بشینه. لازم نیست رفیق شما باشد یا قومووخیش شما. این همونم همین حق نسبت بهش هست. تو ارتباطاتی که ارتباط بسیار سالم، صحیح، خوب، دلنشین، گفتند داشته [باشید]... همین ارتباط مختصر چند دقیقهای که انسان داره.
در روایت هست یک کافر ذمی با امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تو یه مسیری میرفتند برن؛ بعد رسیدند به یه دوراهی، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میرفتند برن کوفه، این هم میرفت بره یه سمت دیگه. تا رسیدند به این دوراهی، این که رفت بره به او سمت، دید امیرالمؤمنین هم داره به همون سمت میاد. برگشت گفت که «مگه شما نمیخواستی بری کوفه؟»؛ شو فرمودند: «بله». گفتند: «پس چرا از اینور داری میای؟»؛ فرمودند: «چون پیغمبر ما به ما یاد داده که وقتی با یه کسی همراه میشی، موقع جدایی، از حقوقش به گردن تو اینه که یه چند قدمی بری دنبالش، به احترامش. منم همینا رو دارم الآن انجام میدم». یه چند قدمی امیرالمؤمنین با کافر ذمی رفتند؛ بعد این خیلی براش جالب بود. گفت: «این پیغمبر شما گفته؟»؛ شو فرمودند: «بله». بعد او کافر ذمی میگه: «پس لابد هر کسی مطیع این پیغمبر شده، دنبالش راه افتاده، لابد به خاطر همین حرفا و اخلاقش بوده». این حرفاش، این اخلاقش، که این چیزا را هم تا این حد مراعات میکنه که دوراهی جدا شدی، سرتو ننداز راه خودتو برو، خداحافظ شما؛ یه دو سه قدم هم به احترام او باهاش برو. حالا این هم کافری ذمی، کافر؛ برو. این حد اسلام حقوق داده، آداب داره و ما مسلمونا چه بلایی سر اسلام و مسلمونی آوردیم با رفتارهامون! تو مجالسمون، تو همنشینیامون، جاهایی که بالاخره مقداری با کسی بغلدستیای داریم. در روایت هست جفاست کسی مسجد بغلت هست، یه سلاماحوالپرسیای، خلاصه اینا نداشته باشی باهاش درست. دو تا آدم سرش بندازه با این. اینا آدابیه باید داشته باشیم. با کی؟ همونایی که آدم باهاشون رفیق نیست. نمیخواد باهاشون رفیق شد، بنا نیست باهاشون رفیق بشه، اما بنا نیست که باهاشون بجنگی که؛ بنا نیست بهشون اخمو باشد، بنا نیست نسبت بهشون بیاحترامی کند؛ بهعکس، باید ادب این مسائل رو رعایت کنه.
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «عَلَيْكُمْ بِالصَّلَاةِ فِي الْمَسَاجِدِ»؛ نمازهاتون رو تو مسجد بخونید. نمازهاتون رو تو مسجد بخونید؛ البته خب «مَسجِدُ المَرأةِ بَيتُها» داریم که زن وقتی شرایطش نیست، اوضاعش مناسب نیست، دستش بندی بچهست، گرفتاریهایی دارد که خب نمیتونه گاهی مسجد بره، خدا به همون بیتش ثواب مسجد میده؛ مانعی داره، مشکلی هست. ولی بهطور کلی ما نباید از مسجد جدا باشیم برا اینکه هم خودمون آسیب نبینیم، چون جدا شدن از مسجد خیلی آسیب داره برامون. لذا آدم بناش باید بر این باشه هر چی میتونه بره مسجد، حتی نماز فراداش. اگه میتونه؛ یعنی یه وقت مثلاً طرف میگه خب نماز تا اومد به جنب کارش تموم شد، احساس میکنه دیگه به نماز جماعته نمیرسه، بعد نره مسجد؛ نه، میگه حتی اینجا هم میتونی برو مسجد، اون فرادات را هم در مسجد بخون. بنای انسان باید به مسجد باشد؛ هم برا خودش مفیده، هم عبادته، هم برا بچههاش. بچهها اگه بخوان مسجدی باشن، باید پدر و مادر دو تا مسجدی باشن، نه فقط پدر یا فقط مادر. هر کدوم اینا اگه ضعف داشته باشند تو این زمینه، اثر میذارند رو بچهها. مثلاً پدر بره مسجد، مادر نمیره؛ بچهها همینقدر که میبینند یکی نمیره، پایه مسجدی شدنشون به شدت شل میشه و سست میشه. لذا این با همه؛ حالا گاهی هم ممکنه یکی نمیتونه شرایطش اجازه نمیده، ولی خب بنای کلی باید بر این باشد که هر چی آدم میتونه بره مسجد. «عَلَيْكُمْ بِالصَّلَاةِ فِي الْمَسَاجِدِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ لِلنَّاسِ»؛ همسایه خوبی باشید. آپارتمانی هستید، ویلایی هستید، سر سوزنی شری از شما به همسایهتون نرسه. اسلام رو همسایه و حقوق همسایه هم خیلی حساسه. آدم کاری نکنه، جوری نباشه، که همسایهای از دست آدم از جهت اذیت بشه. تلاش بکنه حسن الجوار، همسایگی خوبی بکنه، همسایه خوبی باشه. «وَ حُضُورِ الْجَنَائِزِ»؛ یکی از چیزایی که اسلام خیلی روش تأکید میکنه، تشییع جنازهست. وقتی مؤمنی از دنیا میره، آدم میشناستش حالا یه مقداری، تلاش کنه اگه میتونه بره تشییع جنازهاش؛ از چیزهای خیلی مورد تأکیده. بعد حضرت میفرمایند: «إِنَّهُ لَا بُدَّ لَكُمْ مِنَ النَّاسِ»؛ مردم به هم احتیاج دارند. شما باید بیاید مسجد؛ یکی از فایدههای مسجد اینه که آدم تو مسجد با افراد مختلفی آشنا میشه، گاهی روزی انسان از طریق همین افراد دیگه تأمین میشن، مشکلی انسان پیدا میکنه یکی تو مسجد میشناسه، پیدا میکنه که این به درد حل این مشکل میخوره. فردا هم میخواد انسان بچههاش ازدواج کنند، باید از تو همین مسجدا پیدا کنه؛ از بیرون مسجد خطرناکه. از تو مسجد باید پیدا کرد؛ اینا که اهل مسجد نیستند، خب خیلی آسیب... آسیب دیدند به خاطر اینکه اهل مسجد نیستند. لذا فرمودند تو ازدواج، تو همنشینی اینا با کسایی که اهل مسجد نیستند نکنید؛ ازدواج باهاشون نکنید، همنشینی نکنید، اینا آسیب دیدند، به شما هم آسیب میرسونند. مسجد حفاظ خیلی بزرگ و مستحکمیه برا انسان؛ البته به این معنا هم نیست که حالا هر کی تو مسجده خیلی آدم خوبیه، نه؛ یا اونجا خیلی نقطه امنیه، هیچ خطری توش نیست؛ نه، حالا اونجام خودش آسیبایی ممکنه داشته باشه، باید آدم محافظت کنه، ولی به هر حال بهتر از بیرون مسجده و مسجد نرفتنه. شما مردم به هم احتیاج دارید. «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَا يَسْتَغْنِي عَنِ النَّاسِ حَيَاتَهُ»؛ هیچ کسی در طول زندگیاش هیچوقت از مردم بینیاز نیست. «وَ النَّاسُ لَا بُدَّ لِبَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ»؛ همه به هم محتاجند.
باز دوباره از امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: «عَلَيْكُمْ بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ»؛ گناه نکنید. ورع داشته باشید، گناه نکنید. «وَ الِاجْتِهَادِ»؛ اجتهاد یعنی تلاش و کوشش در کاری که خدا پسند. اونجا آدم ول نکنه خودش رو؛ یه تلاش کوششی داشته باشه در کار خدا پسند که خب البته برا زنا مهمترین کار خدا پسندشون بیشترش تو خود خونه خلاصه میشه، بیشترش؛ که همین مسئله بچهداری هست با همه سختیها و مشکلاتش، همسرداری هست. اجتهاد و تلاش کوشش برا مردا اینه که باید پاشن برن با اسرائیل و داعش بجنگند، باید اون کارا رو بکنند و اینا تا اون ثوابا رو ببرند. خب زنا دیگه خب سختی زیادی دارد این مسائل زندگیشون؛ اینا هموناست، فایده و اثر همونا رو داره براشون. «وَ اشْهَدُوا الْجَنَائِزَ»؛ تشییع جنازه حتماً برید. «وَ عُودُوا الْمَرْضَى»؛ دوباره یکی از چیزایی که خیلی زیاد اصرار میکنند روش و تأکید میکنند، عیادت مریضه. خودتون مریض شدید حتماً، میبینید آدم در شرایط مریضی، گاهی احتیاج جسمی و روحی داره به افراد؛ هم جسمی، هم روحی. جسمی یه خب نمیتونه کاراشو انجام بده، کار زندگیاش لنگ میشه؛ روحی هم که خب به هم میریزه، کمبود پیدا میکنه. لذا خیلی اسلام رو عیادت مریض چه روایتهایی آورده و خیلی هم تأکید... تا میخوان یه چند تا... دو سه تا چیز بشمارند که حتماً اینا رو مراعات بکنید نسبت به مردم، یکیاش عیادت مریضه؛ که مریض به عیادتش برید، البته مختصر، نه طولانی. این کاری هم از دستتون برمیاد براش انجام بدید، نه یه باری باشید بر دوشش. «وَ عُودُوا الْمَرْضَى وَ احْضُرُوا مَعَ قَوْمِكُمْ مَسَاجِدَكُمْ»؛ دوباره تأکید میکنند رو مسجد، مسجد برید.
بعدی، اینا با کی... درباره کیا دارد حضرت میفرمایند؟ درباره همه حتی اونایی که انسان باهاشون رفیق نیست. رفیق نیست، اما آدابش باید رعایت... وقت این دیگه از سختتریناشه؛ میفرمایند: «وَ أَحِبُّوا لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّونَ لِأَنْفُسِكُمْ»؛ هر چی برا خودت دوست داری، برا بقیه هم دوست داشته باش؛ همین که زیاد شنیدیم. خودت رو ملاک قرار بده، ببین چه رفتاری، چه حرفی، چه عملی، چه عکسالعملی نمیپسندی، اینو برا بقیه هم نپسند. چیا هست شما نمیپسندید نسبت به شما داشته باشند بقیه؟ چهجور حرفایی هست به شما بزنند ناراحت میشید؟ چه رفتارهایی هست نسبت به شما داشته باشند ناراحت میشید؟ اینا نسبت به بقیه هم خودت مراعات کن، خودت ملاک قرار بده؛ ببین این حرفی که الآن شما میخوای بزنی به طرف، اگه یکی به خودت بزنه، چه احساسی پیدا میکنه؟ اگه یکی به شما بزنه، چه احساسی داری؟ ناراحت میشید؟ خب پس شما هم نزن این حرفو. نزن، بعد نگو مگه من چی گفتم؟ خب نباید میگفتی. خب این از این طرف، کاری که آدم بقیه ناراحت میشن نسبت بهشون انجام نده؛ از اون طرف، «أَحِبُّوا لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّونَ لِأَنْفُسِكُمْ»؛ این یکم بالاترش است. میگه از اونور چیزایی را که نسبت به خودت دوست داری، میپسندی، که بقیه نسبت بهت داشته باشند، تو هم نسبت به بقیه داشته باش. ببین خودت رو ملاک قرار بده، ببین دوست داری بهت احترام بذارند، شما هم مقید باش به بقیه احترام بذار؛ دوست داری تحویلت بگیرند، شما هم بغلدستیات تحویل بگیر، تازهوارد و تحویل بگیر. خودتو بذار جا او؛ یه فردی، تازهوارد این مجلس شده؛ شما خودت بذار جا او، شما رفتی تازهوارد یه مجلس شدی، هیچکی اصلاً انگار همه غریبند با شما. هیچکی نه نگاه میکنه، نه تحویل میگیره، نه سلامی، نه احوالپرسیای؛ این درست نیست، این اخلاق اسلامی نیست، این ضعیفی مشکل داری وقتی اینجوری هستی؛ وقتی یه کسی تازهوارد میاد اینطور نسبت بهش هستی، مشکل داری. چطور که خودت برا خودت نمیپسندی، دوست داری بقیهام خب تحویل بگیرند، احترام بذارند، جا باز کنند تو مجلس، نمیدونم خوب حرف بزنند، حرف زشت نزنند، رفتار بد نکنند، توقع نکنند، طعنه و کنایه حرف نزنند، اینجوری نباشه؛ خب شما هم همینا رو باید نسبت به بقیه داشته باشید، هم در جانب بدش که نباید باشه، هم در جانب خوبش که دوست داری باشد، برا بقیه هم داشته باشید. که این رو در روایت میفرمایند انصاف؛ انصاف یعنی این. یعنی چرا توقع داری از مردم چیزی رو که خودت نسبت به مردم انجام نمیدی؟ چرا معاملهات با مردم اینطوریه؟ یه چیزایی رو دوست داری نسبت بهت مراعات کنند، اما خودت نه؛ من لزومی نداره مراعات کنم. بی انصافی دیگه. هر چی رو برا مردم میپسندی، برا خودت هم بپسند؛ برا خودت میپسندی، برا مردم بپسند. «أَ مَا يَسْتَحْيِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ يَعْرِفَ جَارُهُ حَقَّهُ وَ لَا يَعْرِفَ حَقَّ جَارِهِ»؛ خجالت نمیکشی؟ یه وقت همسایه داره حق همسایگی رو به جا میاره، حالا مثال همسایه. یه کسی که شما با هم ارتباطی بالاخره به نحوی... او حق و اداب و بکنه، ولی شما نکنی. او ادبش رو به جا بیاره، ولی شما نکنی؛ خجالت نمیکشی? خجالت بکش.
باز دوباره یه جا دیگه یکی دیگه میپرسه از حضرت: «ما چجوری با مردم رفتار بکنیم؟»؛ مردم کیان؟ حالا اونجا خب اینا هم با شیعیان ارتباط داشتند، هم با سنیان. بیشتر مردم هم سنیان بودند؛ مثل اینه الآن برید شما مدینه طیبه، خب اکثراً سنیاند دیگه، یه اقلی هم شیعه. اون وقت هم همینجور بود. طرف اومده به حضرت میگه: «ما با شیعهها، با سنیها چهجوری رفتار بکنیم؟»؛ حضرت میفرمایند: «نگاه به ما بکنید». «تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِكُمُ الَّذِينَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا يَصْنَعُونَ»؛ نگاه به امامتون بکنید، ببینید اونا چیکار میکنند، شما هم بکنید. «فَوَ اللَّهِ»؛ قسم به خدا، «إِنَّهُمْ لَيَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ»؛ ما شیعه، سنی، مریضشون را میریم دیدنش. «وَ يَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ»؛ تشییع جنازه میره. «وَ يُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ»؛ خب یه مشکلی که سابق خیلی بیشتر بوده، الآن کمتره، مسئله امانت بود. الآن خب سابق بانک نبود دیگه. بانک و پول و این چیزا نبود؛ مردم سرمایههایی داشتند، وقتی میخواست بره مسافرت هم مثل حالا نبود که زود بره زود برگرده. این اگه یه مسافرت میرفت، یه سال طول میکشید تا بره و برگرده. این چیزای گرانبها قیمتیاش رو میذاشت پیش یه کسی. وقت معمولاً خیانت در امانت هم زیاد بود. این یه چیز زیادی بود سابقاً به خاطر همین شرایطی که عرض کردم. مسافر بانک، نبود که همه سرمایه طرف پوله و گذاشته تو بانک مثلاً. میذاشتند پیش هم، بعد هم مثل آب خوردن، امانتها همدیگر رو خیانت میکردند؛ لذا آیه قرآن نازل شد که درباره امانت که ما این امانت رو ای به کوهها و به کوهها میدادیم، قبول نمیکرد. حالا یه انسان میپذیره، بعد هم میخوره و میره؛ «إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا». لذا یکی از حقوق هم زیاد اشاره میکنند، امانتدار باشید؛ امانتدار باشید. ادای امانت کنید. چیزی کسی پیشتون امانت داشت، خیلی خوب و محکم حفظش کنید.
حالا مثلاً بیشتر برمیگرده تو همین چیزایی که ارتباطاتی که انسانها با هم دارند؛ وسیلهای، کتابی، چیزی میبرند، از همدیگه میگیرند؛ اینا رو خوب حفظش کنند، خوب درست برگردونند. بعضی وقتا کتاب، افراد میبرند، دیگه باید بدوی دنبالشون تا برگردونند. یا خرابشده آسیبدیده برمیگردونند؛ یا ظرفی، وسیلهای کسی از یک کسی میگیره؛ به اینام هست، فرقی نمیکنه. یه مصداق دیگه امانت مربوط به مسائلیه که انسانها به همدیگه مطرح میکنند. گاهی در یه شرایطی یه کسی یه حرفی میزنه، کسایی که میشنوند، گاهی باید احساس کنند این حرف حرفی نیست که من اجازه داشته باشم ببرم به بقیه بگم؛ نمیشه، خوب نیست، نباید برم به بقیه بگم، یه وقت میره میگه. اینم باید مراقبت کرد، محافظت کرد. بعضی از مسائل هست، درست نیست گفتنش؛ انسان از کسی، از رفیقش، از خانومی، از کسی زندگی کسی اطلاع دارد، میره میذاره کف دست یکی دیگه و امانتداری نمیکنه. او که حرفشو به شما زده یا شما مطلع شدید، این مسئله او، مشکل او، مثل یه سریه، یه رازیه؛ یه چیزیه دوست نداره بقیه متوجه بشن. شما حالا به هر طریقی یا خودش گفته یا بر هر طریقی متوجه شدی، نباید بره آدم جایی بگه، حرف کسی رو ببره جایی بزنه؛ «الْمَجَالِسُ بِالْأَمَانَةِ»؛ دور هم که هستید، با هم دیگه حرف میزنید، باید امانتداری رو حاکم کنید؛ نید حرفای همدیگه رو، مسائل همدیگه رو، پیش شوهرتون، پیش یکی دیگه، بزنید. و اینا رو مراقبت نمیکنند بعضی. نباید اینجور باشد؛ شوهر شوهره، ولی ما اجازه نداریم هر چیزی از اسرار بقیه بگیم بهش، بدونه از زندگیهاشون، از مسائلشون، جایز نیست، حرامه، راضی نیستند؛ این خیلی راحتند بعضی، همه چیزو واسه هم میگن. درست نیست.
بله. هست بازم روایات و مسائل دیگهای هست، انشاءالله جلسات آینده. انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کنه که حقوقی که گردنمون هست نسبت به مردم، نسبت به خدا، نسبت به هر کسی چیزی که حق گردن ما داره بتونیم خوب بشناسیم و ادا بکنیم انشاءالله و خوب این مسائل رو اونطور که به ما دستور دادند بتونیم تبعیت بکنیم. انشاءالله نثار ارواح طیبه همه حضرات معصومین (علیهمالسلام)، ارواح طیبه علما، شهدا، حضرت امام، سه صلوات بفرستید.
1️⃣ 📌 رفاقت؛ معیار دین و عقل ما
🔹 انسانها یا همراهان معمولی ما هستند یا رفیق و دوست صمیمی. رفیق، کسی است که انسان با او حرف دلش را میزند، رازهایش را میگوید و تأثیر میپذیرد. تأثیرگذاری دوست قطعی است. تا جایی که دین و عقل انسان، با رفاقتش سنجیده میشود. چون اگر رفیق انسان اهل گناه باشد، کمکم انسان را از خدا و ایمان دور میکند. شیرین میکند گناه را، ساده مینماید تجمل را، و یواش یواش اصل زندگی –یعنی ایمان– را تهدید میکند. رفیق انسان باید اهل تقوا باشد. نه فقط گناه نکند، بلکه عقل داشته باشد. سادهلوحی و انحراف فکری هم خطرناک است. گاهی بیرفیقی بهتر از رفیق بد است.
2️⃣ ⚠️ دشمنی رفیقان در قیامت
🔹 قرآن کریم میفرماید: «الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو، الا المتقین». یعنی رفیقان صمیمی روز قیامت دشمن یکدیگر میشوند، مگر اهل تقوا باشند. این یعنی حتی صمیمیترین دوستیها، اگر بر پایه ایمان و تقوا نباشد، در قیامت تبدیل به دشمنی و حسرت میشود. روایت داریم که بعضیها در قیامت میگویند: «یا ویلتی لیتنی لم أتخذ فلاناً خلیلاً»؛ ای وای بر من، کاش اصلاً با فلانی دوست نمیشدم. این رفیق مرا از یاد خدا دور کرد، از ایمان جدا کرد. باید حواسمان باشد که رفیق اگر ما را به گناه و دنیازدگی میبرد، در واقع ایمانمان را نشانه گرفته است.
3️⃣ 💎 معیارهای انتخاب رفیق
🔹 دو ملاک اساسی در اسلام برای انتخاب رفیق آمده است: اول تقوا و دوم عقل. رفیق باید اهل تقوا باشد؛ اگر گناه کند، رفاقت با او جایز نیست. دوم اینکه باید عاقل باشد، نه سادهلوح. چرا که سادگی درک نکردن عمق گناه یا بیتفاوتی در برابر بدیها هم خطرناک است. ممکن است شخصی خوشقلب و خوشرفتار باشد اما بصیرت نداشته باشد. مجموع ملاکهای دینی برای رفاقت در همین دو اصل خلاصه میشود. البته گاهی خدا توفیق میدهد انسان رفیق شایستهای پیدا کند، اما این اتفاق نادر است. باید خیلی مراقب بود که دوستیها بیملاک و بیضابطه نباشد.
4️⃣ 🏃♂️ از رفیق خطرناک فرار کن!
🔹 حضرت میفرماید: اگر دیدی کسی که میخواهی با او رفاقت کنی، تقوا ندارد یا تو را به گناه و دنیاطلبی میکشاند، فرار کن! آن هم فراری که پشت سرت را هم نگاه نکنی. تعارف نداشته باش. محافظت از ایمان، با رودربایستی جمع نمیشود. دنیاطلبی، گناه، تجملگرایی، ریاکاری، حرف بد، غیبت، بیادبی به والدین یا بیحیایی در رفتار، اگر از سمت دوستت جاری است، فاصله بگیر. رفاقت حریمی ندارد برای بد بودن. آنکه ایمان تو را تهدید میکند، خودش تهدید است. حتی اگر خوشزبان و مهربان باشد. اگر در ظاهر شیرین است، اما در عمل، زهر در ایمان تو میریزد.
5️⃣ 🌱 رفتار با غریبهها؛ همنشین نه، ولی مؤدب
🔹 اسلام فقط نسبت به رفیق سفارش ندارد؛ حتی برای کسانی که هیچ رابطهی نزدیکی با ما ندارند نیز حقوقی قرار داده است. کسی که در مسیر همراه ماست، کسی که کنار ما در مسجد نشسته، یا حتی غریبهای که دنبال جایی برای نشستن میگردد، بر گردن ما حق دارد. ادب، خوشرویی، باز کردن جا، احوالپرسی مختصر، رعایت شأن و کرامت دیگران، جزء آداب مسلمانی است. قرار نیست با همه رفیق شویم، اما بنا هم نیست اخمو باشیم یا بیاحترامی کنیم. اسلام بر این جزئیات دقیق و ظریف، سختگیرانه تأکید کرده تا جامعه انسانی بماند.
6️⃣ 🕌 مسجد؛ قلعهی حفظ ایمان
🔹 حضور در مسجد، فقط عبادت نیست؛ حصاری است برای ایمان. قرآن و روایات، به نماز جماعت، نماز در مسجد، تربیت فرزندان مسجدی و ارتباط با اهل مسجد اهمیت ویژه دادهاند. بچهای که والدین مسجدی دارد، راحتتر در مسیر ایمان میماند. حتی اگر نماز جماعت نرسی، نماز فرادایت را در مسجد بخوان. مسجد محل آشنایی با مؤمنین است. نیازهای زندگی، مشکلات خانوادگی، همسر آینده بچهات، گرههای اجتماعیات، همه ممکن است از دل همین مسجد حل شود. اهل مسجد، گرچه کامل نیستند، اما از فضای بیرون امنترند. نگذار مسجد از زندگیات حذف شود.
7️⃣ 🫂 مردم، سرمایهاند؛ نه زحمت
🔹 مردم، بار زندگی ما نیستند، کمک زندگیاند. کسی بینیاز از مردم نیست. فرمودند: «الناس لابد لبعضهم من بعض». در سختیها، بیماریها، مشکلات مالی، ازدواج، تنهایی، و هزار موقعیت دیگر، مردم پشتگرمیاند. مسجد هم جایی است برای ارتباط با مردم. روابط خوب اجتماعی، اصل دین است. حتی نسبت به اهل سنت یا غیرمسلمان هم باید آداب را رعایت کرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام با یک کافر چند قدم هممسیر شد، فقط برای رعایت ادب جدایی. اسلام دینی است که از همسفر تا همسایه، برای همه، حقوق تعیین کرده است.
8️⃣ ⚖️ انصاف؛ خودت را معیار قرار بده
🔹 هر آنچه برای خودت نمیپسندی، برای دیگران هم مپسند. حرفی که شنیدنش برایت تلخ است، نزن. برخوردی که دوست نداری با تو بشود، نکن. اگر دوست داری دیگران به تو احترام بگذارند، تو هم احترام بگذار. کسی که وارد مجلس میشود، اگر تو جای او بودی، دوست داشتی تحویل بگیرند؛ پس تو هم تحویل بگیر. کسی که کنار تو نشسته، اگر جای او بودی، انتظار داشتی با ادب با تو رفتار شود؛ پس تو هم همینگونه باش. این یعنی انصاف. یعنی همین که رفتار ما با مردم باید عیناً مطابق با توقعاتی باشد که از آنها داریم.
9️⃣ 🔐 امانت؛ فقط مال نیست، حرف هم هست
🔹 امانت فقط پول یا وسیله نیست. گاهی حرفی که از کسی شنیدی، یا رازی که دانستی، خودش امانت است. اگر کسی حرفی خصوصی زد، نباید آن را جایی بازگو کرد. روایت داریم: «المجالس بالأمانة»؛ یعنی هرچه در جمعی گفته میشود، اگر خصوصی است، نباید بیرون برده شود. حتی اگر شوهر یا دوست نزدیکت باشد، حق نداری راز دیگران را فاش کنی. برخی خیلی راحتاند: «همهچیزو به هم میگیم!» ولی این حرام است. امانتداری در گفتهها، نشاندهنده ایمان و وجدان انسان است. چیزی از کسی گرفتی، چه مال باشد چه خبر، به امانت نگاهش کن.
🔟 🏥 عیادت و تشییع؛ حضور مؤمنانه در رنج دیگران
🔹 از سفارشهای مؤکد دین، عیادت مریض و تشییع جنازه است. مریض، هم جسماً و هم روحاً نیازمند همراهی است. کارهایش لنگ است و دلش گرفته. اگر میتوانی، سر بزن؛ ولو مختصر. مزاحمش نباش، کمکش باش. در تشییع جنازه هم شرکت کن؛ این وظیفه انسانی و دینی است. اگر مومنی از دنیا رفت و او را میشناسی، خودت را موظف بدان در خاکسپاریاش حاضر شوی. این حضورها، جامعه را به هم نزدیک میکند، دلها را نرم میکند، و یاد قیامت را زنده نگه میدارد. مسلمان، شریک غم و شادی مردمش است؛ نه فقط تماشاگر.
---------------------------
میزان عقل و دین هر فرد را رفیق او نشان میدهد. آن کسی که انسان با او رفیق است، مشخص میکند که این انسان چقدر عقل و دین دارد. در اسلام برای رفیق دو خط قرمز و دو ملاک کلی داریم؛ قرآن کریم میفرماید: «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»؛ در روز قیامت همه کسانی که با هم دوست و رفیق بودهاند، با یکدیگر دشمن میشوند و یقه همدیگر را میگیرند، مگر کسانی که انسانهای باتقوایی بودهاند. ملاک اول در اسلام تقواست؛ یعنی اگر رفیق انسان گناه میکند، به هیچ وجه نباید با او رابطه رفاقت برقرار باشد. رفیق بد، گناه را در ذهن انسان شیرین و آسان میکند.
مهمترین سرمایهای که انسان دارد و میتواند او را در سختیها و مشکلات دنیا محکم و مقاوم نگه دارد، «ایمان» است. سرمایه انسان برای تصمیمگیری درست و پیش بردن خوبِ زندگی، ایمان است. ما برای اینکه در مصیبتها و گرفتاریهای دنیا حفظ شویم، به این سرمایه نیاز داریم؛ اما رفیق بد، دقیقاً همین ایمانِ آدم را هدف میگیرد. وقتی رفیق شما، شما را به سمت انواع تجملات و بساط دنیا میکشاند و از حد معمول بالاتر میبرد، این بسیار خطرناک است. حضرت میفرمایند از چنین رفیقی فرار کن؛ چنان فراری که حتی یک لحظه هم برنگردی و پشت سرت را نگاه کنی.
انسان با عموم مردم به نحوی ارتباط و برخورد دارد؛ یکی همسایه، یکی قومووخیش و دیگری هممسیر آدم است. اسلام برای کمترین رابطه و نسبتی که میان انسانها شکل میگیرد، حق و آدابی تعیین کرده است. حتی اگر در مسیری کوتاه با کسی همراه شوید، حقوقی میان شما ایجاد میشود. اسلام بر ادای این حقوق بسیار حساس است تا جامعه درست پیش برود. یکی از این حقوق اساسی، «مدارا با مردم» و داشتن روی باز و خوشرویی است. به فرموده امام صادق (ع)، نمازهاتون را در مساجد بخوانید، همسایه خوبی برای مردم باشید، در تشییع جنازهها حضور یابید و به عیادت بیماران بروید؛ چرا که مردم در زندگی به یکدیگر محتاج هستند.
در روایت آمده است که یک کافر ذمی با امیرالمؤمنین (ع) در مسیری همراه بود. وقتی به دوراهی رسیدند و زمان جدایی فرا رسید، آن کافر دید که حضرت همچنان همراه او میآید. کافر پرسید: «مگر شما نمیخواستی به کوفه بروی؟» حضرت فرمودند: «بله، اما پیغمبر ما به ما یاد داده است که وقتی با کسی همراه میشوی، موقع جدایی، حق او به گردن تو این است که برای احترام، چند قدمی به دنبالش بروی.» آن کافر گفت: «پس لابد هر کس مطیع این پیامبر شده، به خاطر همین اخلاق بوده است.» اسلام تا این حد برای روابط اجتماعی آداب و حقوق قرار داده است.
امام صادق (ع) میفرمایند نمازهای خود را در مساجد بخوانید. جدا شدن از مسجد آسیبهای زیادی برای انسان دارد؛ لذا بنای آدم باید بر این باشد که هر چه میتواند به مسجد برود. یکی از فایدههای مسجد این است که انسان با افراد مختلف آشنا میشود. گاهی روزی انسان یا حل مشکلات او از طریق همین افراد در مسجد تأمین میشود. حتی برای تشکیل خانواده و ازدواج فرزندان، باید افراد را از میان اهل مسجد پیدا کرد، زیرا از بیرون مسجد خطرناک است. مسجد حفاظ بسیار بزرگ و مستحکمی برای انسان است. البته این بدان معنا نیست که هر کس در مسجد است بیخطاست، اما حضور در مسجد قطعاً از نرفتن به آن بهتر است.
امام صادق (ع) میفرمایند: «هر چه برای خود دوست داری، برای دیگران هم دوست داشته باش.» خودت را ملاک قرار بده؛ ببین چه رفتاری، چه حرفی و چه عملی را نسبت به خودت نمیپسندی، آن را برای دیگران هم نپسند. چطور انتظار داری مردم در حق تو چیزهایی را مراعات کنند که خودت در حق آنها انجام نمیدهی؟ این بیانصافی است. از طرف دیگر، رفتارهایی مثل احترام، تحویل گرفتن دیگران و باز کردن جا برای افراد در مجالس را که دوست داری دیگران با تو داشته باشند، تو نیز نسبت به آنها رعایت کن. انصاف یعنی در روابط اجتماعی، خودت را جای دیگران بگذاری.
از امام صادق (ع) پرسیدند که ما چگونه با مردم [از مذاهب و تفکرات دیگر] رفتار کنیم؟ حضرت فرمودند: «به ائمه خود نگاه کنید و همان کاری را بکنید که آنها میکنند. به خدا قسم ما به عیادت بیماران آنها میرویم، در تشییع جنازهشان حاضر میشویم و امانت را به آنها برمیگردانیم.» آداب اسلام به ما یاد میدهد که حتی با کسانی که همعقیده یا رفیق ما نیستند، اخلاق و ادب را رعایت کنیم. بنا نیست با مردم بجنگیم، به آنها اخمو باشیم یا بیاحترامی کنیم؛ بلکه برعکس، باید ادب اسلامی را در برخورد با عموم جامعه به جا آوریم.
یکی از حقوقی که در اسلام بسیار بر آن تأکید شده، امانتداری است؛ چه در مسائل مادی و چه در مسائل معنوی. اگر کسی چیزی، وسیلهای یا کتابی به امانت گرفت، باید به خوبی از آن محافظت کرده و درست برگرداند. مصداق دیگر امانت، مربوط به حرفها و اسرار مردم است. گاهی کسی حرفی میزند یا رازی را با شما در میان میگذارد؛ این حرفها امانت است و نباید آن را بازگو کرد. مجالس باید بر پایه امانتداری باشد. انسان اجازه ندارد اسرار، مسائل و زندگی دیگران را پیش شوهر یا دیگران بازگو کند؛ چرا که آنها راضی نیستند و این کار برخلاف امانتداری است.
1️⃣ معیار رفاقت در اسلام
◽️ رفیق باید اهل تقوا و عاقل باشد
◽️ رفیق بد، ایمان انسان را هدف میگیرد
2️⃣ حسرت دوستیهای ناصحیح در قیامت
◽️ الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو
◽️ رفیق گناهکار، انسان را از یاد خدا دور میکند
3️⃣ فرهنگ معاشرت با مردم
◽️ حتی با غریبهها باید ادب داشت
◽️ خوشرویی، جا باز کردن، احترام؛ حقوق ارتباط ساده
4️⃣ جایگاه مسجد در زندگی مؤمن
◽️ حضور در مسجد، حفظ ایمان خود و فرزندان است
◽️ ارتباط با مؤمنان و تأمین نیازها از دل مسجد
5️⃣ انصاف و رعایت حقوق دیگران
◽️ آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران هم نپسند
◽️ تحقیر، بیاحترامی، بیتوجهی؛ خلاف اخلاق اسلامی است
6️⃣ امانتداری در مال و کلام
◽️ حرفهای خصوصی، مثل مال امانت است
◽️ نباید سخن یا راز کسی را بیاجازه بازگو کرد
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی