شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه هفتم) ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/06
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

🔥 جهنّم‌؛ کمین‌گاهی در انتظار گناه‌کاران
💫 تجلّی رحمت پیامبراکرم (ص) در پل صراط
🔗 تقوا؛ شفیع روز حساب
💧 بندگی و تقوا‌؛ عصارۀ دین و دستورات پیامبران الٰهی
⚖️ شاهدِ امروز؛ قاضیِ فردا! 

🔊 سخنران: استاد محمّـــدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه هفتم) ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

🔥 جهنّم‌؛ کمین‌گاهی در انتظار گناه‌کاران
💫 تجلّی رحمت پیامبراکرم (ص) در پل صراط
🔗 تقوا؛ شفیع روز حساب
💧 بندگی و تقوا‌؛ عصارۀ دین و دستورات پیامبران الٰهی
⚖️ شاهدِ امروز؛ قاضیِ فردا! 

🔊 سخنران: استاد محمّـــدی 
🕌 مسجد قدس 
🗓 ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

متن

مقدمه و تبیین مفهوم «مرصاد»

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین؛ و ارزقنی فوز المعاد و سلامة المرصاد.

«مرصاد» یعنی همان کمین‌گاه. اشاره‌ای شد در جلسه قبل؛ هر موقعیت و جای مناسبی که وقتی انسان در آن موقعیت قرار می‌گیرد، یک اشراف خاصی دارد به کسانی که از آن راه می‌گذرند. در قدیم کاروان‌ها مسیری را طی می‌کردند و راهزن‌هایی هم بودند؛ این‌ها می‌گشتند در طول مسیر جاهایی را که اشراف خوبی دارد به محل گذر کاروانیان انتخاب می‌کردند. این جاها ویژگی‌های خاصی هم داشت؛ انتخاب می‌کردند که از آنجا بتوانند این قافله را بزنند، به آن دستبرد بزنند و غارتش کنند.

یا در جنگ‌ها می‌گشتند یک موقعیت‌های خاصی را که ویژگی‌های ممتازی داشت پیدا می‌کردند؛ یعنی جایی که راه غلبه بر دشمن و زیر نظر داشتن دشمن برایشان هموارتر بود. این موقعیت‌های سوق‌الجیشی را اصطلاحاً پیدا می‌کردند، آنجا مستقر می‌شدند، مراقب بودند، کشیک می‌دادند و اشراف خوبی بود به کل فضای منطقه، کل وضعیت کاروان‌ها و کل وضعیت دشمن؛ این را به آن می‌گویند مرصاد.

مرصاد در قرآن کریم: جهنم و خدای متعال

در قرآن کریم به دو چیز نسبت مرصاد داده شده است؛ یکی جهنم: «ان جهنم کانت مرصادا»، و یکی هم نسبت به خود خدای متعال است: «ان ربک لبالمرصاد».

جهنم، مرصاد است. در قرآن کریم آمده است: «و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتماً مقضیا». یکی از اتفاقاتی که در قیامت می‌افتد، این است که همه انسان‌ها — همه انسان‌ها، چه خوب و چه بد، چه مسلمان و چه کافر، چه با تقوا و چه بی‌تقوا — همه از جهنم عبور داده می‌شوند.

نه اینکه داخل آتش جهنم بشوند و عذابش را بچشند؛ فرض بگیرید مثل حالت دره‌ای می‌ماند که در پایین این دره، آتش جهنم است و بر روی این دره پلی قرار دارد. در روایات متعددی این موضوع توضیح داده شده است؛ حالا در صدد بیان جزئیاتش نیستیم؛ پلی هست، صراطی هست با ویژگی‌ها و مراحلی. همه انسان‌ها روی این پل قرار می‌گیرند و حرکت می‌کنند و شروع می‌کنند به حرکت کردن از روی این پل.

ایستگاه‌های صراط و شهود باطنی انسان‌ها

در کتاب شریف کافی، جلد هشتم (روضه کافی)، روایت داریم که امام علیه‌السلام به قسمت‌هایی از این پل که مثل یک موقف و ایستگاه است اشاره می‌فرمایند؛ مثلاً یک قسمتش مربوط به صله ارحام است و یک قسمتش مربوط به نماز است. همین‌طور که انسان‌ها از روی این پل که بر روی جهنم است حرکت می‌کنند، به هر قسمتی که می‌رسند کسانی که در آن جهت مشکلی دارند — مثلاً نمازش ایراد داشته، صله رحمش ایراد داشته، واجباتش، گناهانش — آنجا پایشان می‌لغزد و می‌افتند و وارد جهنم می‌شوند، داخل جهنم می‌شوند.

اما کسانی که اهل تقوا باشند و متقی باشند، این‌ها می‌گذرند و به سلامت رد می‌شوند. ولی آنجا این‌قدر موقعیتش وحشتناک است، که در همین روایت حضرت می‌فرمایند اونجا همه کسانی که دارند از روی پل می‌گذرند، استغاثه‌شان به خدای متعال بلند است که: خدایا نجاتم بده تا من از روی این پل به سلامت بگذرم.

حتی در آن روایت هست که انبیا هم از اینجا می‌گذرند و همه به نحوی، بر حسب این روایت، فریادشان نسبت به خودشان بلند است. چنان وحشت و ترسی اینجا حاکم است که همه فریادِ «وانفسا» دارند. ولی در روایت آمده است تنها کسی که فریادش نسبت به امتش بلند است و فریادش نسبت به خودش نیست، بلکه نسبت به امتش است، رسول گرامی اسلام، خاتم انبیا، حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم [است]. اونجا در روایت می‌فرماید همه می‌گویند: «یا رب نفسی»؛ خدایا نجاتم بده، دستم را بگیر. ولی رسول خدا می‌فرماید: «یا رب امتی، یا رب امتی»؛ خدایا نظر لطف و رحمتت را در این مرحله سهمگین و اساسی به امتم داشته باش. این «رحمة للعالمین» بودن ایشان و رحمت برای امت بودنشان، اینجا هم تجلی پیدا می‌کند.

قانون قطعی الهی و عاقبت ظالمان

به هر حال، اینجا می‌فرماید ویژگی جهنم این است و یک چنین وضعیتی حاکم است: «و ان منکم الا واردها»، همه شما از روی جهنم گذر خواهید کرد؛ «کان علی ربک حتماً مقضیا»، یک قانون قطعی الهی است. «ثم ننجی الذین اتقوا»، بعد کسانی که اهل تقوا باشند، به سلامت از این پل و صراط گذر خواهند کرد؛ «و نذر الظالمین فیها جثیا»، ولی کسانی که ظلم کردند و اهل ظلم بودند، این‌ها را رها می‌کنیم به حالت زانو زده و از پا درآمده.

حالا فرمودند ویژگی جهنم این است که مرصاد است. تعابیری نسبت به این هست که چطور مرصاد است؛ یکی همین حالتی است که نسبت به خود جهنم وجود دارد، که اهل جهنم و اهل عذاب را می‌کشد سمت خودش. اشراف دارد، مترصد است که وقتی جهنمی‌ها وارد این پل شدند، داخل این پل شدند، این‌ها را به سمت خودش جذب می‌کند، می‌کشد و در پرتگاه جهنم قرار می‌گیرند؛ منتظر جهنمی‌هاست. ولی بهشتی‌ها به سلامت از آن می‌گذرند.

یا ملائکه جهنم، آنجا منتظر جهنمیان هستند که این‌ها را ساقط کنند داخل جهنم. در آن مواقفی که پیش می‌آید، هر موقفی ملائکه خاص خودش را دارد که موکل هستند به اینکه عده‌ای را در آن موقعیت وارد جهنم کنند؛ این‌ها منتظر جهنمیان هستند. از این جهت: «ان جهنم کانت مرصادا». یک چنین حالت و موقعیتی جهنم دارد؛ هم خودش و هم ملائکه‌ای که موکل جهنم هستند و دست‌اندرکار عذاب جهنمی‌ها هستند، این‌ها منتظر جهنمیان هستند. از آن طرف، ملائکهِ بهشتی‌ها منتظر بهشتیان هستند، که به استقبال بهشتی‌ها می‌آیند؛ کسانی که از روی این پل گذر کردند، آن‌ها هم به استقبالشان می‌آیند و می‌برندشان بهشت.

حقیقت تقوا؛ عامل سلامت در مرصاد

حالا «سلامة المرصاد؛ ارزقنی سلامة المرصاد». خدایا روزی من کن که از این موقعیت خطیر جهنم که در کمین جهنمی‌هاست، من به سلامت رد بشوم؛ از روی این پل که صدای وانفسای همه بلند است، من به سلامت رد بشوم، بگذرم و بروم. خب طبق همان قاعده‌ای که عرض کردیم، همه چیز در این دعاها علت دارد، راه دارد؛ آن باید بررسی بشود. خب چه کسانی به سلامت از مرصاد می‌گذرند؟ چه چیزی انسان را به سلامت از مرصاد جهنم می‌گذراند؟ این مسئله، مسئله اصلی می‌شود.

در همین آیه‌ای که تلاوت شد، همین‌جا خدا می‌فرماید: «ثم ننجی الذین اتقوا». وقتی پای بهشت می‌آید وسط، حرف از متقین است، حرف از ایمان و عمل صالح است، حرف از احسان و محسنین است؛ این‌ها هستند. این‌ها یک دسته‌اند، یکی هستند. این‌ها آن سرمایه تقوایشان به سلامت ردشان می‌کند؛ این‌ها آن تقوایشان شفیعشان است.

تجلی شفاعت باطنی در تقوای الهی

در همین موقعیت، انسان‌ها محتاج شفیع هستند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: متقین همین تقوایشان شفیعشان است، همین تقوا نجاتشان می‌دهد و دیگر نیاز به هیچ شفیعی هم ندارند. فرمودند تقوا را شفیع [قرار دهید]: «اجعلوا طاعة الله شفیعاً لدرک طلبتکم»، شما تقوا را شفیع خودتان قرار بدهید تا نیاز نباشد به شفعای دیگر.

شفعای ما، کسانی که شفیع ما می‌شوند، مثلاً اهل بیت هم هستند که آن‌ها هم شفیع ما باشند؛ ولی خودشان — در روایت داریم امام علیه‌السلام فرمودند — : «لا تعنونا فی الطلب و الشفاعة لکم یوم القیامة»، شما ما را نسبت به شفاعت کردن به زحمت نیندازید؛ یعنی کاری کنید به شفاعت ما محتاج نشوید. شفاعت، ما را به زحمت می‌اندازد. شفاعت، مقام بزرگی است برای اهل بیت؛ ولی از اینکه می‌خواهند انسان‌های گنه‌کار را نجات بدهند، کسانی که معصیت الهی کردند ضامن بشوند، کسانی که نافرمانی خدا را کردند ضامن بشوند، این یک مقدار برایشان سختی دارد: «لا تعنونا فی الطلب و الشفاعة لکم یوم القیامة فیما قدمتم»؛ ما را در قیامت به زحمت شفاعت نیندازید. چه کار کنیم؟ همین تقواست. آن‌هایی که تقوا دارند، آن‌هایی که با تقوا هستند، تقوایشان اولین وسیله نجاتشان است؛ رضایت خدا را دارند، رضایت اهل بیت را دارند و دیگر اهل بیت را در این سختی و مشقتِ شفاعت هم نمی‌اندازند.

تقوا؛ عصاره وصیت همۀ انبیاء و اولیاء

«ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا»؛ متقین، و «ازلفت الجنة للمتقین». این تقوا خیلی سرمایه عظیمی است، بزرگی است که اگر باشد همه چیز در آن هست؛ همه خیر دنیا، همه خیر آخرت، همه وصیت و سفارش انبیا، همه سفارش اوصیا، همه سفارش اولیا. همه‌اش وقتی عصاره‌اش می‌خواهد در یک کلمه خلاصه بشود، همین تقواست؛ عصاره همه دعوت انبیا.

در قرآن کریم هم واضح است؛ خود خدا هم می‌فرماید: «و لقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله»؛ ما همه کسانی را که کتاب الهی برایشان فرستادیم قبل از شما، و شما را، همه را آن سفارش اصلی و اساسی که حاکم بود، تقوا بود. در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «وصیتکم التقوی»؛ اهل بیت عصاره سفارش‌ها و حرف و وصیتشان در یک کلمه است: تقوا و بندگی خدا، اطاعت خدا، بنده خدا بودن، بنده هیچ کس و چیز دیگری نبودن. «سلامة المرصاد»؛ چه کسانی به سلامت از مرصاد جهنم می‌گذرند؟ متقین. «وارزقنی»، خدایا روزی من کن این را؛ خب راهش چیست؟ تقوای ماست در این دنیا. راه دارد، سبب دارد؛ این‌طوری است.

تبیین آیۀ «ان ربک لبالمرصاد» و سنت عذاب الهی

اگر مرصاد را هم نسبت به خدای متعال مطرح کنیم؛ «ان ربک لبالمرصاد»، خدا می‌فرماید: «الم تر کیف فعل ربک بعاد ارم ذات العماد و ثمود الذین جابوا الصخر بالواد»؛ این‌ها را خدا اشاره می‌کند، امت‌های گذشته: قوم عاد، اهل ارم، قوم ثمود، «و فرعون ذی الاوتاد». فرعون با آن عظمت و لشکر عظیمش؛ این‌ها همه، این‌ها در بلاد و شهرها طغیان کردند: «فاکثروا فیها الفساد فصب علیهم ربک صوت عذاب ان ربک لبالمرصاد».

این‌ها کار را به جایی رساندند که فساد و طغیان را در شهرها خیلی گسترش دادند. اینجا سنت الهی است، خدا غافل نیست، خدا «لبالمرصاد» است؛ یعنی می‌بیند، می‌داند. هیچ چیزی برای خدا مخفی نیست؛ نه پشت پرده، نه بیرون پرده، نه دور، نه نزدیک، نه کوچک، نه بزرگ؛ هیچی برای خدا مخفی نیست. خدا می‌بیند؛ هر ظلمی، هر گناهی، به هر توجیهی که بشود خدا می‌داند، از دل‌ها آگاه است.

آن وقت خدا عذاب سنگین برای این‌ها فرستاد؛ این سنت الهی است، خدا این‌ها را مثال می‌زند که ما بدانیم. حالا این اتفاقات چیزی نبوده که همان روزی که ظلم اتفاق افتاد، فردا‌یش عذاب الهی هم بیاید؛ زمان برد، ولی خدا می‌فرماید: «فصب علیهم ربک صوت عذاب»، خدا بدجوری این‌ها را عذاب کرد، پی در پی شلاق عذاب را به سرشان زد. حالا این ظلمی که مثلاً دارد در غزه اتفاق می‌افتد؛ خدای متعال حلمش، صبرش، حکمتش عظیم است، همه چیز را سر جای خودش انجام خواهد داد. ولی مثال می‌زند خدا اینجا که ما بدانیم؛ این‌ها را وقتی طغیان و فساد را و ظلم را گسترده کردند، ادامه دادند، از حد گذراندند، ما بدجور عذابشان کردیم. و این وعده الهی است و این عذاب اتفاق خواهد افتاد؛ برای هر کسی که به این ویژگی مبتلا بشود، به این عذاب می‌رسد. اما کی؟ آن دیگر واگذار می‌شود به حکمت الهی، واگذار می‌شود؛ اما می‌داند خدا وقتش را، کیفیتش را، چه جوری عذاب خواهد کرد کسانی را که «فاکثروا فیها الفساد فصب علیهم ربک صوت عذاب ان ربک لبالمرصاد».

این‌ها وقتی فساد را از حد گذراندند، ظلم را از حد گذراندند، خدا شلاق عذاب را بدجوری به سرشان زد؛ چرا؟ «ان ربک لبالمرصاد». چون خدا چیزی از دیدش و از علمش پنهان نمی‌ماند. همه این چیزها، ریز به ریزش در علم الهی هست، در جلوی نظر الهی هست؛ همه‌اش را هم برایش حساب دارد، قاعده دارد، قانون دارد. اما این‌ها گاهی برای ما و در نظر ما و پیش ما، خب زمان‌بر است. اما خدا سر جایش، آنجایی که جایش هست کارش را به موقع انجام خواهد داد؛ ولی خواهد داد. «فصب علیهم ربک صوت عذاب ان ربک لبالمرصاد»؛ چون خدا هیچ چیزی از علمش و اطلاعش و اشرافش مخفی نمی‌ماند، به همه چیز اشراف دارد، هیچی برایش مخفی نمی‌ماند.

هشدار امیرالمؤمنین (ع) درباره گناهان خلوت

معصیت ما، نیم‌نگاه ما به گناه از چشم خدا مخفی نیست: «یعلم خائنة الاعین»؛ چشم خیانت‌کاری که گوشه چشمی به گناه می‌اندازد، خدا می‌داند، می‌بیند. «و ما تخفی الصدور»، چه چیزی در دل ما می‌گذرد، چه توجیهی برای بعضی کارها داریم که گاهی قابل قبول نیست، خدا می‌داند.

آن وقت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «اتقوا معاصی الله فی الخلوات»، مواظب باشید از معصیت خدا در خلوت بپرهیزید؛ از معصیت خدا در خلوت بپرهیزید، «اتقوا معاصی الله فی الخلوات»، در خلوت و جلوت از این‌ها بپرهیزید، «فان الشاهد هو الحاکم»؛ آن کسی که آنجا می‌بیند و شاهد است، خودش فردا قاضی است. چیزی برایش مخفی نیست، می‌بیند، می‌داند؛ لبالمرصاد.

حالا «سلامة المرصاد؛ ارزقنی سلامة المرصاد». یعنی خدایا من در علم تو، در پیشگاه تو جزو کسانی باشم که سالمند؛ مبتلا به گناهی، به معصیتی، به ظلمی نمی‌شوند. به سلامت از دید تو و چشمان تو و نگاه تو و علم تو عبور می‌کنند این چهار صباحِ زندگی دنیا را؛ به گناه و به معصیت و به نافرمانی و به اخلاق بد و به کارهای غلط سپری نمی‌کنند، محافظت می‌کنند خودشان را از این. این‌ها چه کسانی هستند؟ این‌ها هم باز همان‌هایند. حالا چه مرصاد را ما جهنم بگیریم، چه مرصاد را علم الهی بگیریم و اشراف الهی بگیریم به همه جزئیات، فرق نمی‌کند؛ در هر دوتایش آدم این دو مرحله را و دو مسئله را به سلامت طی بکند، چه کسی به سلامت طی می‌کند؟ همین متقین. چه کسی به سلامت طی می‌کند؟ این‌هایی که بنا دارند خدا را اطاعت کنند، به حرف خدا گوش بدهند و بندگی خدا را بکنند.

دعا و مناجات پایانی

حالا تا همین‌جا کافی باشد؛ قصد داشتیم قسمت بعدی دعا را ادامه بدهیم، حالا همین مقدار إن‌شاءالله کافی باشد.

پروردگارا، به محمد و آل محمد به ما توفیق مرحمت کن که بتوانیم همه آنچه که تو خواستی، همه آنچه که تو از ما می‌خواهی، همه آنچه که رضایت تو در آن هست، ما بتوانیم به نحو احسن انجام بدهیم إن‌شاءالله.

پروردگارا، ما را به محمد و آل محمد در صراط مستقیم قرار بده. ما را اهل تقوا و اهل احسان قرار بده. ما را از گناه و معصیت دور بدار. ما را در این صراط مستقیم، در بندگی خودت ثابت‌قدم بدار.

مشکلات ما را در این راه، و مشکلات مادی ما را، مشکلات معنوی ما را، مشکلات مردم ما را برطرف بفرمای. مشکلات مملکت ما، مشکلات دنیای اسلام را برطرف بفرمای.

کسانی که به این مردم خدمت می‌کنند، مخصوصاً رهبر معظم را یاری کن. کسانی که به این مردم خیانت می‌کنند و کوتاهی می‌کنند، شرشان را به خودشان برگردان. شر دشمنان اسلام را به خودشان برگردان.

در امر فرج امام عصر تعجیل بفرمای. ما را از اعوان و انصارشان قرار بده. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرمای. بالنبی و آله.

گزیده

۱. حقیقت معنای مرصاد و اشراف بر اعمال

«مرصاد» به معنای کمین‌گاه است؛ یعنی هر موقعیت و جای مناسبی که وقتی انسان در آن قرار می‌گیرد، یک اشراف خاصی به کسانی دارد که از آن راه می‌گذرند. در قدیم کاروان‌ها مسیری را طی می‌کردند و راهزن‌هایی بودند که در طول مسیر، جاهایی را که اشراف خوبی به محل گذر کاروانیان داشت انتخاب می‌کردند تا بتوانند به آن قافله دستبرد بزنند و غارتش کنند. یا در جنگ‌ها موقعیت‌های سوق‌الجیشی را پیدا می‌کردند، آنجا مستقر می‌شدند و کشیک می‌دادند؛ چرا که اشراف خوبی به کل فضای منطقه و وضعیت دشمن داشت. در قرآن کریم به دو چیز نسبت مرصاد داده شده است؛ یکی جهنم: «ان جهنم کانت مرصادا»، و دیگری نسبت به خود خدای متعال است: «ان ربک لبالمرصاد».

۲. عبور همگانی از صراط و وحشت قیامت

یکی از اتفاقاتی که در قیامت می‌افتد، این است که همه انسان‌ها — چه خوب و چه بد، چه مسلمان و چه کافر، چه با تقوا و چه بی‌تقوا — همه از جهنم عبور داده می‌شوند. نه اینکه داخل آتش جهنم بشوند و عذابش را بچشند؛ بلکه پل و صراطی بر روی جهنم قرار دارد که دارای ویژگی‌ها و مراحلی است و همه انسان‌ها روی این پل قرار می‌گیرند و از روی آن حرکت می‌کنند. در روایات آمده است که این پل موقف‌ها و ایستگاه‌هایی دارد؛ مثلاً یک قسمتش مربوط به صله ارحام است و یک قسمتش مربوط به نماز است. همین‌طور که انسان‌ها حرکت می‌کنند، به هر قسمتی که می‌رسند کسانی که در آن جهت مشکلی دارند، پایشان می‌لغزد و داخل جهنم می‌شوند.

۳. فریاد وانفسای خلایق و رحمت پیامبر (ص)

موقعیت عبور از صراط این‌قدر وحشتناک است که در روایت آمده همه کسانی که دارند از روی پل می‌گذرند، استغاثه‌شان به خدای متعال بلند است که: «خدایا نجاتم بده تا من به سلامت بگذرم». حتی انبیا هم از اینجا می‌گذرند و همه به نحوی فریادشان نسبت به خودشان بلند است و چنان وحشت و ترسی حاکم است که همه فریادِ «وانفسا» دارند. ولی در روایت آمده است تنها کسی که فریادش نسبت به امتش بلند است و فریادش نسبت به خودش نیست، رسول گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. آنجا همه می‌گویند: «یا رب نفسی»؛ خدایا دستم را بگیر. ولی رسول خدا می‌فرماید: «یا رب امتی، یا رب امتی»؛ خدایا نظر لطف و رحمتت را به امتم داشته باش.

۴. قانون قطعی عبور و حقیقت جهنم

ویژگی جهنم این است و یک چنین وضعیتی حاکم است: «و ان منکم الا واردها»، همه شما از روی جهنم گذر خواهید کرد؛ «کان علی ربک حتماً مقضیا»، یک قانون قطعی الهی است. «ثم ننجی الذین اتقوا»، بعد کسانی که اهل تقوا باشند، به سلامت از این پل و صراط گذر خواهند کرد؛ «و نذر الظالمین فیها جثیا»، ولی کسانی که ظلم کردند، این‌ها را رها می‌کنیم به حالت زانو زده و از پا درآمده. جهنم اهل عذاب را می‌کشد سمت خودش و اشراف دارد؛ مترصد است که وقتی جهنمی‌ها داخل این پل شدند، این‌ها را به سمت خودش جذب می‌کند و در پرتگاه قرار می‌گیرند. منتظر جهنمی‌هاست، ولی بهشتی‌ها به سلامت از آن می‌گذرند و ملائکه به استقبالشان می‌آیند.

۵. تقوا؛ تنها راه نجات از کمین‌گاه جهنم

خدایا روزی من کن که از این موقعیت خطیر جهنم که در کمین جهنمی‌هاست، من به سلامت رد بشوم؛ از روی این پل که صدای وانفسای همه بلند است، به سلامت بگذرم. چه کسانی به سلامت از مرصاد می‌گذرند و چه چیزی انسان را به سلامت می‌گذراند؟ خدا می‌فرماید: «ثم ننجی الذین اتقوا». وقتی پای بهشت می‌آید وسط، حرف از متقین است، حرف از ایمان و عمل صالح است، حرف از احسان و محسنین است؛ این‌ها هستند. این‌ها یک دسته‌اند و آن سرمایه تقوایشان به سلامت ردشان می‌کند. این تقوا شفیعشان است. در این موقعیت، انسان‌ها محتاج شفیع هستند و امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: متقین همین تقوایشان شفیعشان است، همین تقوا نجاتشان می‌دهد و دیگر نیاز به هیچ شفیعی ندارند.

۶. شفاعت اهل‌بیت (ع) و مسئولیت انسان

شفعای ما، کسانی که شفیع ما می‌شوند، اهل بیت (ع) هستند؛ ولی خودشان در روایت فرموده‌اند: «لا تعنونا فی الطلب و الشفاعة لکم یوم القیامة»، شما ما را نسبت به شفاعت کردن به زحمت نیندازید؛ یعنی کاری کنید به شفاعت ما محتاج نشوید. شفاعت، ما را به زحمت می‌اندازد. شفاعت، مقام بزرگی است برای اهل بیت؛ ولی از اینکه می‌خواهند انسان‌های گنه‌کار را نجات بدهند، کسانی که معصیت الهی کردند ضامن بشوند، این یک مقدار برایشان سختی دارد: ما را در قیامت به زحمت شفاعت نیندازید. چه کار کنیم؟ همین تقواست. آن‌هایی که تقوا دارند، تقوایشان اولین وسیله نجاتشان است؛ رضایت خدا و رضایت اهل بیت را دارند و دیگر اهل بیت را در این مشقتِ شفاعت نمی‌اندازند.

۷. تقوا؛ عصاره وصیت همۀ انبیاء و اولیاء

این تقوا خیلی سرمایه عظیمی است که اگر باشد همه چیز در آن هست؛ همه خیر دنیا، همه خیر آخرت، همه وصیت و سفارش انبیا، سفارش اوصیا و سفارش اولیا. همه‌اش وقتی عصاره‌اش می‌خواهد در یک کلمه خلاصه بشود، همین تقواست؛ عصاره همه دعوت انبیا. در قرآن کریم هم واضح است؛ خود خدا هم می‌فرماید: «و لقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله»؛ ما همه کسانی را که کتاب الهی برایشان فرستادیم قبل از شما، و شما را، همه را آن سفارش اصلی و اساسی که حاکم بود، تقوا بود. در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «وصیتکم التقوی»؛ اهل بیت عصاره وصیتشان در یک کلمه است: تقوا و بندگی خدا، اطاعت خدا و بنده هیچ کس و چیز دیگری نبودن.

۸. ان ربک لبالمرصاد؛ سنت تخلف‌ناپذیر الهی

اگر مرصاد را نسبت به خدای متعال مطرح کنیم؛ «ان ربک لبالمرصاد»، خدا می‌فرماید: عاقبت قوم عاد، اهل ارم، قوم ثمود و فرعون با آن لشکر عظیمش که در بلاد و شهرها طغیان کردند و فساد را گسترش دادند، عذاب بود. اینجا سنت الهی است، خدا غافل نیست و «لبالمرصاد» است؛ یعنی می‌بیند و می‌دانَد. هیچ چیزی برای خدا مخفی نیست؛ نه پشت پرده، نه بیرون پرده، نه دور، نه نزدیک، نه کوچک و نه بزرگ. خدا می‌بیند؛ هر ظلمی و هر گناهی به هر توجیهی که بشود خدا می‌داند و از دل‌ها آگاه است. آن وقت خدا عذاب سنگین برای این‌ها فرستاد؛ این سنت الهی است، خدا این‌ها را مثال می‌زند که ما بدانیم و آگاه شویم.

۹. حضور دائمی خدا و گناهان خلوت

معصیت ما و نیم‌نگاه ما به گناه از چشم خدا مخفی نیست: «یعلم خائنة الاعین»؛ چشم خیانت‌کاری که گوشه چشمی به گناه می‌اندازد، خدا می‌داند و می‌بیند. «و ما تخفی الصدور»، چه چیزی در دل ما می‌گذرد و چه توجیهی برای بعضی کارها داریم، خدا می‌داند. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «اتقوا معاصی الله فی الخلوات»، مواظب باشید از معصیت خدا در خلوت بپرهیزید، «فان الشاهد هو الحاکم»؛ آن کسی که آنجا می‌بیند و شاهد است، خودش فردا قاضی است. چیزی برایش مخفی نیست و می‌داند. چه مرصاد را جهنم بگیریم، چه علم و اشراف الهی بگیریم، آدم باید این مسئله را به سلامت طی بکند. چه کسی به سلامت طی می‌کند؟ همین متقین؛ این‌هایی که بنا دارند خدا را اطاعت کنند و بندگی خدا را بکنند.

فهرست

1️⃣ مفهوم‌شناسی و پیشینه واژه «مرصاد»

◽️ تعریف لغوی مرصاد به معنای کمین‌گاه و موقعیت اشراف بر دشمن

◽️ کارکرد سوق‌الجیشی مرصاد در تاریخ کاروان‌ها و جنگ‌های باستانی

2️⃣ مرصاد در آینه قرآن؛ تجلی جهنم و ربوبیت الهی

◽️ تبیین مرصاد بودن جهنم بر اساس آیه «إنّ جهنمَ کانت مرصاداً»

◽️ معنای مرصاد بودن خدای متعال بر اساس آیه «إنّ ربَّک لبالمرصاد»

3️⃣ حقیقت صراط و نحوه عبور خلایق از آن

◽️ قانون قطعی عبور همگانی از صراط و مواقف ایستگاهی آن (نماز و صله رحم)

◽️ تصویر وحشت سهمگین صراط و فریاد «وانفسا»ی انبیای الهی

4️⃣ رحمت نبوی؛ تجلی فریاد «یا ربّ امّتی» بر فراز صراط

◽️ تمایز استغاثه پیامبر اسلام (ص) در نجات امت در مقایسه با سایر خلایق

◽️ تبیین جلوه حقیقی «رحمة للعالمین» بودن پیامبر (ص) در سخت‌ترین معبر قیامت

5️⃣ تقوا؛ حقیقت شفاعت باطنی و تنها عامل نجات

◽️ تبیین آیه «ثمّ نُنَجّی الذین اتقوا» به عنوان تنها سبب گذر سلامت از مرصاد

◽️ تقوا به عنوان اولین شفیع و عصاره وصیت تمام انبیاء، اوصیاء و اولیاء الهی

6️⃣ مسئولیت انسان در قبال شفاعت اهل بیت (ع)

◽️ هشدار امام علیه السلام درباره به زحمت نینداختن اهل بیت (ع) برای شفاعت گناهان

◽️ ضرورت کسب تقوا برای بی‌نیاز شدن از مشقتِ شفاعت در روز محشر

7️⃣ سنت‌های تخلف‌ناپذیر الهی و مراقبت از معاصی خلوت

◽️ عاقبت طغیان‌گران تاریخ (اقوام عاد، ثمود و فرعون) در دادگاه کمین‌گاه الهی

◽️ هشدار امیرالمؤمنین (ع) درباره گناهان خلوت بر اساس قاعده «فإنّ الشاهد هو الحاکم»

شرح صحیفه سجادیه - مسجد قدس

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه هفتم) ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی