شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه شانزدهم) ۳ اردیبهشت۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/03
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق) | سخنران: استاد محمّـــدی | مسجد میزان الاعمال |  ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

📛 گاهی کاری به ظاهر خوب، آدم رو از خدا دور می کنه... 

💵 توسعه داشته‌های مادی؛ مقدمه‌ای برای سقوط!

✨ آخرین وصیت امام صادق علیه‌السلام در واپسین لحظات زندگی

🍂 شفاعت؛ زحمت دادن به اهل بیت! 

🔥 ‌کوچک شمردن نماز؛ سوخته‌شدن بلیط شفاعت! 

⚠️ نمازخوانِ نامسلمان!

شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه شانزدهم) ۳ اردیبهشت۱۴۰۴

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق) | سخنران: استاد محمّـــدی | مسجد میزان الاعمال |  ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

📛 گاهی کاری به ظاهر خوب، آدم رو از خدا دور می کنه... 

💵 توسعه داشته‌های مادی؛ مقدمه‌ای برای سقوط!

✨ آخرین وصیت امام صادق علیه‌السلام در واپسین لحظات زندگی

🍂 شفاعت؛ زحمت دادن به اهل بیت! 

🔥 ‌کوچک شمردن نماز؛ سوخته‌شدن بلیط شفاعت! 

⚠️ نمازخوانِ نامسلمان!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. عرض ادب به محضر مبارک امام صادق (علیه الصلاة و السلام)؛ صلواتی عنایت بفرمایید. 

تبیین فرازی از دعای مکارم‌الاخلاق

در ادامه دعای شریف مکارم الاخلاق، به این عبارت رسیدیم: «وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ».

در قسمت اول دعا، امام سجاد (علیه السلام) چهار مقصد و هدف مهم رو بیان و ترسیم فرمودند. در قسمت دوم این دعا، ایشون مسائل و شرایط مهمی که آدم باید بهش توجه کنه و فراهم کنه و بهش عنایت داشته باشه تا بتونه به اون چهار هدفی که اول بیان فرمودند برسه، بیان می‌فرمایند. اونجا فرمودند: خدایا به من توفیق بده ایمانم بالاترین ایمان، یقینم بالاترین یقین، قصد و نیتم بهترین نیت‌ها و عملم بهترین اعمال باشه.

در اینجا مسائلی رو مطرح می‌فرمایند که ارتباط مستقیم داره با اون‌ها؛ یعنی کسی که بخواد ایمانش بالاتر بره، یقینش بهتر بشه، عمل و قصد و نیتش در کارها بهتر بشه و در اون نقطه برتر و بالاتر قرار بگیره، باید به این مسائل عنایت خاص داشته باشه.

دوری از موانع بندگی و دنیازدگی

یکی اینکه فرمودند: خدایا هر آنچه که توجه و عنایت من به اون، پرداختن من به اون، مشغولیت فکری یا مشغولیت عملی که ممکنه او برای من ایجاد بکنه، باعث بشه من از راه بندگی دور بشم، از راه همین ایمان و عمل صالح فاصله بگیرم و دور بشم، خدایا به من کمک کن چنین چیزهایی برام پیش نیاد؛ خودت کفایت کن، خودت اصلاحش کن و خودت راهش رو برای من درست کن.

چیزهایی هست که انسان رو به خودش مشغول می‌کنه و انسان تو بندگی خدا ضعیف میشه؛ حالا به اون معنای وسیعش؛ چه عبادات به معنای وسیع و عامش، چه عبادات به معنای خاصش. انسان رو بازمی‌داره؛ انسان رو از همین نماز اول وقت بازمی‌دارد، از همین مسجد بازمی‌دارد، از هر کار خیری و عمل صالحی بازمی‌دارد. این توجه دادن به ماست که خودمان زمینه‌هاش رو فراهم نکنیم، خودمان کاری رو انجام ندیم که این نتیجه بد را داشته باشه و تصمیمی رو نگیریم که نتیجه‌اش، کوتاه‌مدت یا درازمدتی باشه که من از مسائل دینی، الهی، معنوی و عبادی فاصله گرفتم، ضعیف شدم و بی‌میل و رغبت شدم.

اون چیزهایی که انسان رو بازمی‌داره و انسان رو به خودش مشغول می‌داره، اون‌ها را فرمودند: خدایا تو کفایت کن که من نیازی نباشه سراغ اون‌ها برم، ولو گاهی چیزهای خوبی هست. یعنی کار، ممکنه کار غلطی نیست؛ شغلی دارم که برای تامین روزی و نفقه زن و بچه و این چیزها نیاز هست و بالاخره [باید] وقتم رو بهش صرف کنم، ولی این دیگه به اون حد نرسه که من از توجه به تو و اون چیزهایی که بندگی توِ خدا درش هست فاصله بگیرم، به خاطر درآوردن روزی زندگی. این یه مسئله بود که اشاره فرمودند و عرض شد.

آمادگی برای پاسخگویی در پیشگاه الهی

مسئله بعدی می‌فرماید: خدایا تو در قیامت، در قرآن کریم وعده دادی و بیان فرمودی که در قیامت از چیزهایی از ما سؤال خواهی کرد. قدر متیقنش، وظایف الهی‌مونه؛ قدر متیقنش، واجبات‌مونه و محرمات‌مونه. این‌ها دیگه شک و تردیدی درش نیست که حتماً جزو حساب و کتاب هست. تک‌تک واجباتی که گردن ما را گرفته، تک‌تک گناهانی که زمینه‌اش برامون پیش اومده، این‌ها سؤال خواهد شد که چرا انجام نشد اون واجب، یا چرا اون گناه انجام شد؟

خدایا می‌فرماید: طوری باز منو قرار بده، طوری من زندگی‌ام رو تنظیم کنم، کارم رو، وقتم رو، فکرم رو و تصمیماتم رو طوری قرار بدم که نسبت به این وظایف دوباره کوتاهی نکنم؛ فردا جواب داشته باشم بدم و بی‌جواب نمونم. بتونم جواب بدم در قیامت، که چه کردم نمازم رو، چه کردم روزه‌ام رو، چه کردم خمسم رو، حجم رو، گناهانی که پیش اومد چیکار کردم، حق الناسی که اینقدر اهمیت داره نسبت بهش چیکار کردم، حق الله را چیکار کردم، حق نفسم را چیکار کردم. این‌ها رو از ما می‌پرسند: «وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ». قطعاً هر آنچه که انجام دادید و عمل کردید، سؤال خواهیم کرد و مورد سؤال قرار خواهید گرفت. این‌ها موقف داره در قیامت، ایستگاه داره. قدم به قدم آدم باید جواب بده نسبت به تک‌تک این وظایف، واجباتش و گناهانش؛ باید جواب بده.

خدایا من زندگی‌ام طوری تنظیم باشه که فردا جواب داشته باشم بدم؛ اون واجباتم رو انجام داده باشم و اون گناهانم رو ترک کرده باشم: «وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ». فردای قیامت، خیلی چیزهایی که ما بهش مشغول می‌شیم، سؤالی نداره و کاری ندارند؛ یک مسئله‌ای بوده، کاری بوده، مشغولیتی بوده؛ اما بعضی چیزها مهمه، نسبت بهش سؤال میشه و جواب باید بدیم. «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»؛ نسبت به نعمت‌های الهی سؤال میشه.

نعمت‌های الهی و خطر غفلت و کفران

من توجه کنم که تو زندگی‌ام، چه نعمت‌هایی خدا بهم داده و این نعمت‌ها حقش ادا میشه یا نه؟ نعمت عمر را خدا به ما داده که خیلی هم محدود هست. با یک عمر پنجاه، شصت، هفتاد سال، سرمایه ابدی می‌خواهد فراهم بشه. نعمت جوانی، نعمت سلامتی، نعمت امنیت، نعمت حکومت اسلامی، نعمت حاکمیت فقیه عادل و خیلی نعمت‌های دیگری که ممکن است در اثر حوادث روزگار، توجه انسان نسبت بهش ضعیف بشه، کم بشه، یا خدای نکرده بره به سمت ناشکری. یعنی خلاء اون نعمت رو احساس نمی‌کنه، آثار نداشتن اون نعمت رو نمی‌بینه، اون نعمت در نظرش کم‌ارزش میشه و میره به سمت کفران نعمت. این‌ها مراحلیه که آدم تو کفران نعمت طی می‌کنه. این نعمت گاهی براش عادی میشه، نبودش متوجه نیست چه بلایی سرش میاد، هر نعمتی؛ که حالا این نباشه چی میشه؟ اونی که نداره خوب می‌فهمه. مثلاً این نعمت حاکمیت چنین فقیهی و ولی فقیهی را خیلی از مسلمانان و شیعیان کشورهای دیگه که ندارند، درک می‌کنند. ما تو متن‌شیم، شناوریم تو این نعمت، غرقیم در نعمت؛ نبودش رو تجربه نکردیم این مدت. نبود این چه آثاری داره، چه اتفاق‌هایی میفته، ندیدیم. اون‌وقت شیطان اگه بیاد کنار گوش و ذهن آدم، تصوراتی ایجاد می‌کنه نسبت به نبود این نعمت‌ها، گاهی نبودش رو در ذهن و فکر انسان برجسته می‌کنه؛ این میشه خطرناک، این میشه مقدمه کفران نعمت.

خدایا من توجهم به این چیزها باشه، خودم رو خرج یه چیزهایی که مهم نیست، اهمیتی نداره، ضروری نیست و فایده‌ای نداره، نکنم. تلاشم رو، وقتم رو، عمرم رو، فکرم رو و مشغولیتم رو رو چیزی بذارم که تو خواستی. همین شغل و کار ما هم همونه، چیزیه که خدا خواسته؛ اما یه حدی باید براش بذاریم. طرف می‌گه من اینقدر دیگه این کارم گسترده شده، یادم می‌گه مثلاً حاج آقا تا یه مدتی پیش بالاخره کارم محدود بود، نمازهام بهتر بود، مسجدی می‌رفتم، کاری می‌کردم؛ ولی حالا خدا کمک کرده این کارم گسترده شده، رونق گرفته؛ خوب شده حالا، وضع مالی بهتر شده، رونق گرفته کار، ولی کم‌کم من تو نماز ضعیف شدم، مسجد دیگه حالا ضعیف شده، کم‌رنگ شده، این چیزها یواش‌یواش ضعیف شده و کم‌رنگ شده؛ این خطره. بنا نبوده به اینجا بکشه. یعنی گفتند بریم، بایدم بریم دنبال مسائل زندگی‌مون، اما نه در اون حد که اون مسائل مهم‌تری که خدا براشون اهمیت داره، چون برای ما خیلی لازم و ضروریه، اون‌ها تحت الشعاع قرار بگیره. اصل اون‌هاست، فرع چیزهای دیگری است؛ حالا گاهی اصل و فرع جاشو عوض می‌کنه. یعنی دیگه اونقدر مشغولِ درآوردن پول و مال هست—حد کفایتش رو داره اما قانع نیست انسان، یا سیر نمیشه—بیشترش می‌خواهد بکنه، هی می‌خواهد بیشترش بکنه، توسعه بده. بعد این توسعه‌اش به چه قیمتی تموم میشه؟ به قیمت اینکه عبادتش، معنویتش و روح ایمانش داره ازش گرفته میشه، خودبه‌خود به اون سمت داره میره؛ ایمان داره ضعیف میشه.

این مسجد که آدم میاد، شارژر انسانه دیگه؛ اثر داره رو انسان. انسان رو تقویت می‌کنه. این نماز مخصوصاً وقتی اول‌ترِ وقت خونده میشه، این اثر داره رو انسان. وقتی از این‌ها یواش‌یواش در اثر کارها فاصله می‌گیره، اینقدر پر میشه وقت، اینقدر اشتغالات زیاد میشه که فاصله می‌گیره؛ اینجا میشه خطر، این خطرناکِ. این مقدمه و شروع مسیریه که تهش میرسه به عواقب خطرناکی. لذا اونجایی که آدم داره از چیزهای مهم دینی و عبادی‌ش و وظایف مهمش که باید انجام بده و چیزهایی که باعث رشد ایمانش میشه، داره از این‌ها فاصله می‌گیره و میره به سمت چیزهایی که نه، یواش‌یواش داره ایمانش از دست میره، ضعیف میشه و کم‌رنگ میشه، اینجاها خیلی باید آدم حواسش رو جمع بکنه؛ به این نقطه نباید برسه. اینو امام سجاد (علیه السلام) همین اول دارند به ما یاد میدند که اگه شما می‌خواهید به بهترین عمل و نیت و ایمان و یقین و این چیزها برسید، باید این‌ها رو توجه کنیم؛ یه خط‌کشی‌هایی باید داشته باشیم. یه ترمزی باید یه جاهایی داشته باشیم، ولو توی کارهایی که عبادته، ولو توی کارهایی که درسته، کار خیره، خوبه؛ اما یه حدی داره بعضی چیزها. اون حدش هم همینه که پرداختن به اون، باعث بشه این اثر در کوتاه‌مدت یا درازمدت گریبان‌گیر آدم بشه. این نباید اتفاق بیفته. پس وقت‌مون، فکر‌مون، عمر‌مون باید مشغولیت اصلی‌اش این باشد که وظایفم انجام شده یا نه؟

مثل اون کاسبی که براش مهمه هر روز آخر شب، هفته‌ای یه بار، هر روز، ماهی یه بار بشینه حساب و کتابش رو دقیق کنه، دخل و خرجش رو تنظیم کنه؛ براش مهمه و واقعاً هم اهمیت داره. چون قوام کاسبیِ خوبش یکیش به همینه؛ رها کنه، اون کاسبی از بین میره، درست نمیشه قاعده کار. اینجا هم همینه، ما ایمان‌مون رو اگه رها کنیم به حال خودش درست نمیشه. «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ»؛ خب چه‌جوری من ایمانم باید بهتر بشه؟ به اینکه این حساب و کتاب رو تو کارم داشته باشم نسبت به کارهایی که مشغولم، که کارهایی ولو کارهای درستیِ، صحیحیِ اما آسیبی نزنه به اون کارهای مهم‌تر، اون کارهایی که اهمیتش بیشتره. این مسئله مهمی هست.

حدیث امام صادق (ع) درباره نماز و شفاعت

یکی از اون‌ها همین نمازه. فردا شب، شبِ شهادت امام صادق (علیه الصلاة و السلام) هست؛ این روایت رو زیاد شنیدیم، بازم باید بشنویم که تذکری برای کسانی باشه که می‌دونند و توجه باشه و بیشتر بهش، نسبت بهش تفکر کنیم؛ که آخرین کلام امام عظیم الشأن‌مون، امام صادق (علیه الصلاة و السلام) در این دنیا چی بود؟ که از طرق مختلفی هم نقل شده؛ یکیش از خود امام کاظم (علیه الصلاة و السلام) هست، که ایشون مثلاً مثل چنین امروز و فردایی، چشم‌شون رو باز کردند همین‌طور که در بستر بودند و امر فرمودند که همه کسانی که تو خونه هستند و قرابتی و رحِمی هستند، قرابتی دارند، خویشی دارند، این‌ها رو جمع کنید دور من. این‌ها رو جمع کردند دور ایشون، چشم باز کردند و این جمله رو فقط فرمودند؛ این آخرین روایت و حدیث و بیان امام صادق (علیه الصلاة و السلام) در این دنیا بود که: «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفًّا بِالصَّلاةِ». شما شیعیان، شما مردم، یکی از وسیله‌های مهم ما در قیامت شفاعت اهل‌بیته؛ یعنی بخواهیم تو این چیزهایی که شفیع انسانند حساب کنیم، بالاترینش یکیش قرآن کریمه، یکیش اهل‌بیته. از این‌ها دیگه قوی‌تر، پرزورتر، دلسوزتر، مفیدتر نداریم برای شفاعت. حالا یه چنین وسیله مهمی برای شفاعت رو از دست دادن، دیگه خیلی خسارت سنگینیه. یعنی ما اون‌ور دیگه تنها چیزی که برامون مونده شفاعته. اگر عمل‌مون نتونه ما رو نجات بده، با یه شفاعت میاد وسط، که البته فرمودند عمل‌تون رو درست کنید محتاج به شفاعت ما نباشید؛ ما رو با شفاعت به زحمت نیندازید، این‌جوری تو روایات ما داریم. که شفاعت زحمتی است برای ما، عمل‌تون رو درست کنید، اصلاح کنید، تقوا رو پیاده کنید، که نیازی به شفاعت ما نداشته باشید. چون کسانی که با تقوایند، اون وسایل شفاعت احتیاجی نیست، این خود تقوا شفیع این‌هاست؛ نیازی هم به شفیع دیگری نیست. خدا راه رو برای اون‌ها باز می‌کنه، زود بروند بهشت، معطل مسائل قیامت نشن. اما خب اون‌هایی که در تقوا ضعیف بودند و مشکلاتی دارند، محتاجند به وسایلی، وسائطی، شفعایی که این‌ها نجات بدند. حالا بهترین شفیع ما قرآنه، بهترین شفیع ما... قرآن کریم که در خود قرآن هست، یه جاهایی شاکی میشه از امت، کار سخته. این شفاعت اهل‌بیت خیلی چیز مهمیِ. حالا ایشون فرمودند: توجه کنید، همه رو جمع کردند، هشدار دادند، تاکید کردند تو این جمله، که این شفاعت ما به مستخفِ به صلاة نمی‌رسه، اینو شفاعت نمی‌کنه. اینقدر این نماز مهمه، اینقدر، همین نمازهای پنج‌گانه. استخفاف باشه، ما شفاعت نمی‌تونیم؛ از دست رفت. حالا چی بمونه برای انسان برای شفاعت، چی بمونه؟

تبیین معنای استخفاف به نماز

شفاعت ما نمی‌رسه به کی؟ نه به تارک الصلاة؛ نمی‌گه به کسی که نماز نمی‌خونه، نمی‌فرماید به نمازنخون، تارک الصلاة شفاعتش نمی‌کنیم. حالا شیعه است ولی نمازش رو نمی‌خونه؛ می‌گه استخفافِ به صلاة. استخفاف اعمِ از ترکِ صلاةِ؛ ترکِ صلاة یکی از اون، دیگه مصداق اتم استخفاف صلاةِ دیگه. استخفاف یعنی کوچک شمردن، یعنی خیلی چیزی به حساب نیاوردن، اهمیت ندادن. کارهایی که آدم بهش اهمیت نمیده، حالا ولو ممکنه تهش انجام بده‌ها، ولی خیلی مهم نیست براش. ما الآن خیلی کارها تو زندگی‌مون به حسب اولویت‌بندی‌مون این‌طور ویژگی داره، خیلی مهم نیست برامون، حالا شد شد، انجامش میدیم، نشدم یه روز دیگه. حالا هر کسی به فراخور خودش یه سری چیزهایی هست براش خیلی مهم نیست. اگه نماز این حالتو پیدا کرد برای کسی، یعنی حالا خیلی چیز مهمی نیست، حالا شد می‌خونیم، نشد بعد می‌خونیم، الآن اول وقتش شد می‌خونیم، نشد حالا کارهای دیگه دارم حالا مهم‌تره، اون‌ها رو انجام بدم بعد می‌خونم، عقب میندازه، خود نماز رو درست انجام نمیده، واجباتی داره درست انجام نمیده. مثل اون روایت که طرف اومد تند نمازشو خوند، رکوع سجودش تمام نبود، کامل نبود، سرش به سجده نرسیده بلند می‌کرد، که حضرت تشبیه به کلاغ کردند، که اومد یه مقدار نوک زد به زمین رفت، رسول خدا فرمودند که اگر بمیره و نمازش این‌طوری باشه، «لَیَمُوتَنَّ عَلَى غَیْرِ دِینِی»؛ این به اسلام نمرده، به مسلمانی نمرده، تو این خط، خط مسلمان‌ها محشور نمیشه، بیرون از این خطه. حالا استخفاف صلاة همه این چیزهایی که هر چیزی مصداقشه، وقتی آدم اوطوریه، نماز خیلی اهمیت نمیده. به قول مرحوم شهید رجایی—خدا رحمتش کنه چقدر این جمله‌اش دلنشینه—که می‌گه به نماز نگید کار دارم، به کار بگید وقت نمازِ. خب این‌ها به نماز اهمیت می‌دادند، خدا هم توفیقات بهشون می‌داد. حواس خیلی مهمه. شفاعت ما نمی‌رسه [به] کی؟ نه تارک الصلاة، مستخف به صلاة. ممکنه مستخف به صلاة یه نمازم می‌خونه‌ها، یعنی نمازش ممکنه همه‌اش هم قضا نمیشه حالا که نخونه کلاً، اما نمازه همیشه مهم نیست، اون ته خط‌ها، حالا... یه چنین حالتیه، چیز مهمی نیست. یکی دغدغه داره، الآن دارند اذان می‌گند، بره بدود زود، این نمازه بخونه، درست بخونه، کامل بخونه، وقت بذاره رساله بخونه، واجبات و شرایط نماز رو یاد بگیره. این‌ها هر کدوم نباشه میشه استخفاف صلاة. نماز مهم نیست، اهمیت خیلی نداره؛ این خیلی مهمِ. فرمودند به مستخف به صلاة نمی‌رسه شفاعت ما، که یکیش تارک الصلاة، اما کسایی دیگه هم هستند، هر چیزی که نشون بده آدم براش نماز اهمیت نداره، نمی‌رسه.

سیره و احادیث نبوی در اهمیت نماز

خود امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلَاةُ وَ هِیَ آخِرُ وَصَایَا الْأَنْبِیَاءِ»؛ محبوب‌ترین کار پیش خدا نمازه و اون آخرین وصیت پیامبرانه. حالا خود امام صادق (علیه السلام) آخرین وصیت‌شون نماز بود، و خودشون می‌فرمایند آخرین وصیت همه انبیاء الهی هم نماز بود. نماز.

امام باقر (علیه السلام) از قول رسول خدا، خاتم انبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌فرمایند—ابتدای [کلام] ایشون می‌فرماید: «لا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِکَ»؛ نمازت را سبک مشمار، سبک شمردن، که تو فارسی تعبیر می‌کنند—چرا که رسول خدا فرمود: «لَیْسَ مِنِّی»؛ کی؟ امام باقر می‌فرماید رسول خدا هم لحظه رحلتش اینو فرمودند، «عِنْدَ مَوْتِهِ». لحظه رحلتش رسول خدا هم اینو فرمود: «لَیْسَ مِنِّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ». کسی که نمازش رو سبک بشماره، همین کارهایی که استخفاف صلاةِ، فرمود از من نیست. یعنی تو این امت مسلمان به حساب نمیاد، مسلمان محشور نمیشه، دیگه حساب و کتابی با من نداره. خدا تو قرآن می‌فرماید به پیامبر اکرم: «وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ»؛ اینقدر خدا بهت در شفاعت میده، گسترده است دایره شفاعتت که راضی بشی و خشنود بشی. اما یک کسایی با همین استخفاف صلاة، خودشون رو از دایره این شفاعته می‌برند بیرون. [از] این پیامبر رحمت للعالمین دیگه این راه شفاعت، به بیان امام صادق بسته شد. «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفًّا بِالصَّلاةِ»؛ «لَیْسَ مِنِّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ»؛ اون کسی که نمازش رو سبک بشماره، ولو می‌خونه گاهی، اهمیت نمیده.

ریشه‌یابی قضا شدن نماز صبح

نماز صبحِ، خیلی می‌گند قضا میشه، خب چرا قضا میشه؟ اهمیت نمیده. خیلی وقت‌ها دلیلش همینه دیگه، تهش انصاف آدم به خرج بده، خب اهمیت نمیده. مهم نیست، اگه ما برامون یه چیزی مهم باشه از قبل برنامه‌اش رو می‌ریزیم دیگه؛ شب زودتر بخوابیم، بسپریم به یه کسی بیدارمون کنه، نمی‌دونم ساعت کوک کنیم، گوشی رو قرار بدیم، تلاش‌مون رو می‌کنیم. یعنی ما اگه ۴ صبح که اذان صبحه به ما بگند یه ۵ میلیون سر کوچه مجانی میدند، اون‌وقت فرداش عذر میاریم بگیم نمیشد، نشد، حال نداشتم؟ هر طوری هست جوریش می‌کنیم. چرا خیلی وقت‌ها قضا میشه؟ چون اهمیتی نیست، اون‌جور که آدم باید برنامه بریزه، فکر کنه و تصمیم بگیره، نمی‌کنه، قضا میشه. داریم می‌ریم به سمت اینکه شب‌ها داره کوتاه میشه، روزها داره بلند میشه، نماز صبح‌ها به قضا شدن داره زیاد میشه و نزدیک میشه. اینو توجه کنید، این نمازه.

این نماز رو کسی حقش رو ادا بکنه، خود امام صادق (علیه السلام) فرمود—راوی می‌گه مزدلفه پشت سر ایشون نماز خوندند، نماز‌شون تموم شد برگشتند گفتند—همین نماز پنج‌گانه رو کسی حد و حدودش، واجباتش و شرایطش رو خوب مراعات کنه و سر وقتش بخونه، درست میشه همه چیزش. حالا این مضمون رو بنده دارم عرض می‌کنم؛ دیگه غمی نباشه، همین نماز درست بشه، همین نمازهای پنج‌گانه درست بشه، حد و حدودش، واجباتش، شرایطش، این‌هاش توجه باشه و مراعات بشه. ان‌شاءالله خدا به همه ما توفیق مرحمت کنه، ما رو از نمازگزاران حقیقی قرار بده، ما رو جزو کسانی که به نماز اهمیت دادند و نماز رو بزرگ داشتند، قرار بده؛ ان‌شاءالله خدا به ما توفیق بده ما جزو اون‌ها باشیم. خدا به ما ان‌شاءالله توفیق بده جزو مصلینی باشیم که در قیامت این نماز شفیع‌شون باشه، رسول خدا شفیع‌شون باشه، اهل‌بیت شفیع‌شون باشه و نماز‌مون ان‌شاءالله روز به روز بهتر بشه. توسلی به محضر مبارک امام صادق داشته باشیم (صلی الله علیک).

توسل و روضه پایانی

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ

أَیُّهَا الصَّادِقُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ

یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلانَا

إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اللَّهِ

وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا

یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَع لَنَا عِنْدَ اللَّهِ

یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ

یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ

گزیده

۱. توازن بندگی و تلاش معاش

«خدایا! هر آنچه که توجه، عنایت، مشغولیت فکری یا مشغولیت عملی من به آن، باعث شود من از راه بندگی دور بشوم و از راه همین ایمان و عمل صالح فاصله بگیرم، کمک کن چنین چیزهایی برایم پیش نیاید. خودت کفایت کن، خودت اصلاحش کن و راهش را برای من درست کن. چیزهایی هست که انسان را به خود مشغول می‌کند و انسان در بندگی خدا ضعیف می‌شود؛ انسان را از همین نماز اول وقت و از همین مسجد بازمی‌دارد. تصمیمی نگیریم که نتیجه‌اش این باشد که من از مسائل دینی، الهی، معنوی و عبادی فاصله گرفته‌ام، ضعیف شده‌ام و بی‌میل و رغبت شده‌ام. این شغل و کار ما هم چیزی است که خدا خواسته، اما یک حدی باید برایش بگذاریم که از بندگی خدا فاصله نگیریم.»

۲. توهم رونق اقتصادی به قیمت سقوط ایمان

«طرف می‌گوید: "من این‌قدر دیگر این کارم گسترده شده، رونق گرفته؛ وضع مالی بهتر شده..." ولی کم‌کم من در نماز ضعیف شده‌ام، مسجد دیگر حالا کم‌رنگ شده و این چیزها یواش‌یواش ضعیف شده است؛ این خطر است. بنا نبوده است کار به اینجا بکشد. گفتند برویم و باید هم برویم دنبال مسائل زندگی‌مان، اما نه در آن حد که آن مسائل مهم‌تری که خدا برایشان اهمیت دارد، تحت‌الشعاع قرار بگیرد. اصل آن‌هاست، فرع چیزهای دیگری است. انسان آن‌قدر مشغول درآوردن پول و مال هست—حد کفایتش را دارد اما قانع نیست یا سیر نمی‌شود—هی می‌خواهد بیشترش بکند و توسعه بدهد. این توسعه به چه قیمتی تمام می‌شود؟ به قیمت اینکه عبادت، معنویت و روح ایمانش دارد از او گرفته می‌شود.»

۳. آمادگی برای ایستگاه‌های پاسخگویی قیامت

«خدایا! تو در قیامت و در قرآن کریم وعده دادی و بیان فرمودی که در قیامت از چیزهایی از ما سؤال خواهی کرد. قدر متیقنش، وظایف الهی‌مان، واجباتمان و محرماتمان است. این‌ها دیگر شک و تردیدی در آن نیست که حتماً جزو حساب و کتاب هست. تک‌تک واجباتی که گردن ما را گرفته و تک‌تک گناهانی که زمینه‌اش برایمان پیش آمده، سؤال خواهد شد که چرا انجام نشد آن واجب، یا چرا آن گناه انجام شد؟ طوری من زندگی‌ام را تنظیم کنم، کارم را، وقتم را، فکرم را و تصمیماتم را طوری قرار بدهم که نسبت به این وظایف دوباره کوتاهی نکنم؛ فردا جواب داشته باشم بدهم و بی‌جواب نمانم. بتونم جواب بدم در قیامت که با وظایفم چه کردم.»

۴. حساب‌کشی روزانه از سرمایه عمر

«فردای قیامت، خیلی چیزهایی که ما به آن مشغول می‌شویم، سؤالی ندارد و با آن کاری ندارند؛ یک مسئله‌ای بوده، مشغولیتی بوده؛ اما بعضی چیزها مهم است، نسبت به آن سؤال می‌شود و باید جواب بدهیم. من توجه کنم که در زندگی‌ام، چه نعمت‌هایی خدا به من داده و این نعمت‌ها حقش ادا می‌شود یا نه؟ نعمت عمر را خدا به ما داده که خیلی هم محدود هست. با یک عمر پنجاه، شصت، هفتاد سال، سرمایه ابدی می‌خواهد فراهم بشود. مثل آن کاسبی که برایش مهم است هر روز آخر شب، هفته‌ای یک بار، ماهی یک بار بنشیند حساب و کتابش را دقیق کند و دخل و خرجش را تنظیم کند؛ برایش مهم است و واقعاً هم اهمیت دارد. ما هم اگر ایمانمان را رها کنیم، درست نمی‌شود.»

۵. مسجد و نماز اول وقت؛ شارژر ایمان

«این مسجد که آدم می‌آید، شارژر انسان است و روی انسان اثر دارد؛ انسان را تقویت می‌کند. این نماز مخصوصاً وقتی اولِ وقت خوانده می‌شود، روی انسان اثر دارد. وقتی انسان از این‌ها یواش‌یواش در اثر کارها فاصله می‌گیرد، این‌قدر وقتش پر می‌شود و این‌قدر اشتغالات زیاد می‌شود که فاصله می‌گیرد؛ اینجا می‌شود خطر، این خطرناک است. این مقدمه و شروع مسیری است که ته آن می‌رسد به عواقب خطرناکی. لذا آنجایی که آدم دارد از چیزهای مهم دینی و عبادی‌اش و وظایف مهمش که باید انجام بدهد و چیزهایی که باعث رشد ایمانش می‌شود فاصله می‌گیرد، باید خیلی حواسش را جمع بکند؛ به این نقطه نباید برسد. باید یک ترمزی یک جاهایی داشته باشیم.»

۶. محرومیت بزرگ؛ دوری از شفاعت اهل‌بیت (ع)

«آخرین کلام امام عظیم‌الشأنمان، امام صادق (علیه السلام) در این دنیا این بود که: "إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفًّا بِالصَّلاةِ". شما شیعیان، شما مردم، یکی از وسیله‌های مهم ما در قیامت شفاعت اهل‌بیت است؛ بالاترین آن یکیش قرآن کریم است و یکیش اهل‌بیت است. از این‌ها دیگر قوی‌تر، پرزورتر، دلسوزتر و مفیدتر نداریم برای شفاعت. حالا یک چنین وسیله مهمی برای شفاعت را از دست دادن، دیگر خیلی خسارت سنگینی است. یعنی ما آن‌ور دیگر تنها چیزی که برایمان مانده شفاعت است. اگر عملمان نتواند ما را نجات بدهد، با یک شفاعت می‌آید وسط. حالا ایشان فرمودند توجه کنید، هشدار دادند و تاکید کردند که این شفاعت ما به مستخفِ به صلاة نمی‌رسد و او را شفاعت نمی‌کند. این‌قدر این نماز مهم است.»

۷. بندگی با تقوا؛ بی‌نیاز از شفاعت اضطراری

«البته فرمودند عملتان را درست کنید، محتاج به شفاعت ما نباشید؛ ما را با شفاعت به زحمت نیندازید، این‌جوری در روایات ما داریم. شفاعت زحمتی است برای ما؛ عملتان را درست کنید، اصلاح کنید، تقوا را پیاده کنید که نیازی به شفاعت ما نداشته باشید. چون کسانی که با تقوایند، به آن وسایل شفاعت احتیاجی نیست، این خود تقوا شفیع این‌هاست و نیازی هم به شفیع دیگری نیست. خدا راه را برای آن‌ها باز می‌کند، زود بروند بهشت و معطل مسائل قیامت نشوند. اما خب آن‌هایی که در تقوا ضعیف بودند و مشکلاتی دارند، محتاجند به وسایلی، وسائطی و شفعایی که این‌ها نجاتشان بدهند. حالا یکی از بهترین شفیع‌های ما قرآن و اهل‌بیت است.»

۸. هشدار به کسانی که نماز را سبک می‌شمارند

«شفاعت ما نمی‌رسد به مستخفِ به صلاة؛ استخفاف یعنی کوچک شمردن، یعنی خیلی چیزی به حساب نیاوردن و اهمیت ندادن. کارهایی که آدم به آن اهمیت نمیدهد، حالا ولو ممکنه تهش انجام بدهد، ولی خیلی مهم نیست برایش. اگر نماز این حالت را پیدا کرد برای کسی، یعنی حالا خیلی چیز مهمی نیست، حالا شد می‌خوانیم، نشد بعد می‌خونیم، الآن اول وقتش شد می‌خوانیم، نشد حالا کارهای دیگر دارم حالا مهم‌تر است... عقب می‌اندازد، خود نماز را درست انجام نمی‌دهد، واجباتی دارد درست انجام نمی‌دهد. رسول خدا فرمودند که اگر بمیرد و نمازش این‌طوری باشد، به اسلام نمرده، به مسلمانی نمرده، در خط مسلمان‌ها محشور نمی‌شود و بیرون از این خط است. کسی که نمازش را سبک بشمارد، از من نیست.»

۹. ریشه‌یابی قضا شدن نماز صبح؛ بحران عدم اهمیت

«نماز صبح خیلی می‌گویند قضا می‌شود؛ خب چرا قضا می‌شود؟ اهمیت نمی‌دهد. خیلی وقت‌ها دلیلش همینه، تهش انصاف آدم به خرج بدهد، خب اهمیت نمی‌دهد. مهم نیست؛ اگر ما برایمان یک چیزی مهم باشد از قبل برنامه‌اش را می‌ریزیم دیگر؛ شب زودتر بخوابیم، بسپریم به یک کسی بیدارمان کند، ساعت کوک کنیم، گوشی را قرار بدهیم، تلاشمان را می‌کنیم. یعنی ما اگر ۴ صبح که اذان صبحه به ما بگویند یک ۵ میلیون سر کوچه مجانی می‌دهند، آن‌وقت فردا عذر می‌آوریم بگوییم نمیشد، نشد، حال نداشتم؟ هر طوری هست جوریش می‌کنیم. چرا خیلی وقت‌ها قضا می‌شود؟ چون اهمیتی نیست، آن‌جور که آدم باید برنامه بریزد، فکر کند و تصمیم بگیرد، نمی‌کند و قضا می‌شود.»

۱۰. اهمیت نماز؛ آخرین وصیت تمام انبیاء الهی

«خود امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلَاةُ وَ هِیَ آخِرُ وَصَایَا الْأَنْبِیَاءِ"؛ محبوب‌ترین کار پیش خدا نماز است و آن آخرین وصیت پیامبران است. حالا خود امام صادق (علیه السلام) آخرین وصیتشان نماز بود، و خودشان می‌فرمایند آخرین وصیت همه انبیاء الهی هم نماز بود. نماز. همین نماز پنج‌گانه را کسی حد و حدودش، واجباتش و شرایطش را خوب مراعات کند و سر وقتش بخواند، درست می‌شود همه چیزش. دیگر غمی نباشد؛ همین نماز درست بشود، همین نمازهای پنج‌گانه درست بشود، حد و حدودش، واجباتش، شرایطش، این‌هایش توجه باشد و مراعات بشود، همه‌چیز اصلاح می‌شود.»

فهرست

1️⃣ توازن میان بندگی و مشغولیات دنیوی

◽️ مدیریت اشتغالات فکری و عملی

◽️ اولویت‌بندی تکالیف الهی بر امور معیشتی

2️⃣ حسابرسی و آمادگی برای قیامت

◽️ تمرکز بر وظایف مورد سؤال در پیشگاه الهی

◽️ تنظیم برنامه‌های زندگی بر اساس مسئولیت‌پذیری

3️⃣ نعمت‌شناسی و پیشگیری از کفران

◽️ مراقبت از سرمایه‌های عمر، جوانی و امنیت

◽️ پرهیز از نگاهِ غیرواقعی به نداشته‌ها

4️⃣ آسیب‌شناسی توسعه‌های غیرضروری

◽️ حفظ مرز میان رشد معقول و دنیازدگی

◽️ پرهیز از اشتغالاتی که روح ایمان را می‌گیرد

5️⃣ نماز؛ ستون شفاعت و اتصال به اهل‌بیت(ع)

◽️ هشدار درباره استخفاف و کوچک شمردن نماز

◽️ نماز به عنوان شرط اصلی شفاعت اهل‌بیت(ع)

6️⃣ خطر سبک‌شمردن اوقات شرعی

◽️ اهتمام به وقت‌شناسی در نمازهای یومیه

◽️ برنامه‌ریزی دقیق برای نماز صبح

7️⃣ اصلاح مسیر با تکیه بر عباداتِ کلیدی

◽️ بازگشت به جایگاه اصلی نماز در زندگی

◽️ بهره‌گیری از نماز برای تعالی مسیر ایمان

شرح صحیفه سجادیه - مسجد میزان الاعمال

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه شانزدهم) ۳ اردیبهشت۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی