شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه ششم) ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1404/01/30
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)| سخنران: استاد محمّـــدی  | مسجد قدس |  ۳۰ فروردین ۱۴۰۴

 شرح فرازی از صحیفه سجادیه؛ فوزِ معاد و سلامتِ مرصاد

🤲 شرح فرازی از صحیفه سجادیه؛ معنای «فَوْزَ الْمَعَادِ»

🛠 ضرورت فراهم کردن اسباب و زمینه‌های دعا

🕯 تحلیل مفهوم غفران و آداب طلب در دعای کمیل

🛤 اطاعت و تقوا؛ راه رسیدن به فوز الهی

💰 حقیقت روزی «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» و برکات تقوا

🚧 تبیین مفهوم «سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ» و کمینگاه‌های الهی

🙏 دعای پایانی

# 42 / 🗞 چکیدۀ سفارش‌های خدا، پیامبران و امامان در یک کلمه

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه ششم) ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)| سخنران: استاد محمّـــدی  | مسجد قدس |  ۳۰ فروردین ۱۴۰۴

 شرح فرازی از صحیفه سجادیه؛ فوزِ معاد و سلامتِ مرصاد

🤲 شرح فرازی از صحیفه سجادیه؛ معنای «فَوْزَ الْمَعَادِ»

🛠 ضرورت فراهم کردن اسباب و زمینه‌های دعا

🕯 تحلیل مفهوم غفران و آداب طلب در دعای کمیل

🛤 اطاعت و تقوا؛ راه رسیدن به فوز الهی

💰 حقیقت روزی «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» و برکات تقوا

🚧 تبیین مفهوم «سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ» و کمینگاه‌های الهی

🙏 دعای پایانی

متن

شرح فرازی از صحیفه سجادیه؛ معنای «فَوْزَ الْمَعَاد»

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد [صداى صلوات حاضرين: اللهم صل علی محمد و آل محمد] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیت الله فی الارضین.

عبارت صحیفه سجادیه رسید به این مطلب که حضرت می‌فرمایند:

«وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ، وَ سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ»

«فوز» یعنی نجات. یکی از معانی فوز نجات است و یکی دیگر از معانی‌اش رستگاری؛ یعنی رسیدن به آن چیزی که انسان دوست دارد به آن برسد. «فَوْزَ الْمَعَادِ» [که در آن] معاد هم معنی‌اش معلوم است؛ یعنی آن سرای آخرت که بعد از برپایی قیامت، انسان‌ها داخل آن سرا می‌شوند و در آن دارِ آخرت، مشغول به آن چیزی که خدا برایشان تعیین کرده می‌شود. «فَوْزَ الْمَعَادِ» یعنی: خدایا، نجات در سرای آخرت را روزیِ من کن. معنایش واضح است؛ اینکه در قیامت اهل نجات باشم و از کسانی که گرفتار خشم و غضب الهی و دوزخ می‌شوند، نباشم.

ضرورت فراهم کردن اسباب و زمینه‌های دعا

قبلاً عرض شد که ما در تمام این دعاها وقتی دعا می‌کنیم، آن چیزی که مسئله اصلی و مهم است، این است که ببینیم این مطلبی را که در قالب دعا به ما یاد داده‌اند، چه علت‌ها، اسباب و زمینه‌هایی دارد تا آن‌ها را فراهم کنیم. دعا منهای فراهم کردن اسباب و علت‌هایش معنی نمی‌دهد و [بدون آن] یک بخش از کار لنگ می‌شود.

همه دعاها همین‌طور هستند؛ یعنی ما وقتی دعا می‌کنیم، باید دنبال این باشیم که کدام قسمت و چه مقدار از این چیزی را که از خدا می‌خواهیم، به عهده خود ماست، تا آن مقدار را فراهم کنیم. یک کشاورز هم وقتی به او یاد داده‌اند و گفته‌اند دعا کن و از خدا بخواه که مثلاً محصولت در این سال فراوان بشود، هیچ‌وقت تصور این را نمی‌کند که وقتی ما دعا کنیم محصولمان زیاد می‌شود، یعنی فقط دعا کنیم و کار خاص دیگری انجام ندهیم! همان [کشاورز] متوجه می‌شود آنچه از درست شدنِ محصولِ خوب که به عهده من است، باید اسبابش را فراهم کنم. هر چه به عهده من است، از فراهم کردن زمین، بذر و آبیاری، هر کاری که به عهده من است را باید انجام بدهم. اما یک بخش اعظم کار به عهده خداست؛ حتی اینکه همین قسمتِ به عهده من را بتوانم خوب انجام بدهم، باز به عنایت خداست. ما با دعا آن قسمت [الهی] را می‌طلبیم، اما آن قسمتی را که مربوط به خودمان است، باید [عملاً] فراهم کنیم؛ و آن قسمتی که مربوط به ما نیست و دربست در اختیار خداست را می‌طلبیم که خدای متعال برایمان فراهم کند.

تحلیل مفهوم غفران و آداب طلب در دعای کمیل

شما وقتی دعای کمیل می‌خوانید، همه‌مان [وقتی] می‌رسیم مثلاً به عباراتی که از خدا طلب غفران می‌کنیم: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ... تُنْزِلُ النِّقَمَ... تُغَیِّرُ النِّعَمَ»؛ اینجا فرموده‌اند شما باید دقت کنید و دنبال این باشید که این گناهایی که باعث می‌شود دعا مستجاب نشود، چیا هستند؟ انسان باید تلاش کند این‌ها را ترک کند. نه اینکه بشیند بگوید: خدایا تو خودت بیامرز، من حتی نمی‌دانم چه گناهایی باعث این گرفتاری‌ها می‌شود، من کار خاصی نمی‌کنم، تو فقط بیامرز! ما یک چنین چیزی در دعا نداریم.

وقتی دعا می‌کنیم، یعنی باید دنبال این باشیم که چه گناهانی هستند که «تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» [و] چه گناهایی هستند که «تُنْزِلُ النِّقَمَ». این‌ها را اگر داشته باشیم، خدا نمی‌آمرزد. حالا ما هر چه دعا کنیم و بگوییم خدایا تو بیامرز، اما بعد از دعا هم خدای نکرده مشغول به همان گناه بشویم، خب نمی‌آمرزند. اینکه ما دعا می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم گناهانمان را که این‌طور است بیامرزد، یک بخش کار به عهده ماست که آن گناه را بدانیم چیست، ترکش کنیم و وقتی دعا می‌کنیم، یعنی: خدایا، تو خودت من را در این کار کمک کن، بعد هم آثارش را از بین ببر. «غفران» یکی از معانی‌اش این است که خدا آن آثار بد را بگیرد و از بین ببرد، آن عواقب و تبعات را بردارد و قلم عفو رویش بکشد. این اتفاق کی می‌افتد؟ وقتی آن گناه را من بشناسم، ترک کنم و به انضمام دعا، نتیجه حاصل بشود؛ این‌طوری است. لذا در روایات فرموده‌اند که چه گناهانی «تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» هستند، چه گناهایی «تُنْزِلُ النِّقَمَ» و چه گناهایی «تُغَیِّرُ النِّعَمَ» هستند. این‌ها را یاد داده‌اند تا ما برویم و یاد بگیریم؛ که اگر خدای نکرده خودمان یا اطرافیانمان گرفتار هستند، تلاش کنیم ترک بشود. این مطلب [اول].

اطاعت و تقوا؛ راه رسیدن به فوز الهی

اینجا حضرت می‌فرمایند: «وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ»؛ خدایا، روزیِ من کن که در قیامت و در آخرت، جزو کسانی باشم که نجات پیدا می‌کنند. وقتی ما به قرآن کریم مراجعه می‌کنیم، خدای متعال راه، علت و سبب این «فوز» را در آیاتی بیان کرده است. یعنی منی که می‌گویم خدایا فوز قیامت را نصیبم کن و نجات آن روز را نصیبم فرما، خدا در قرآن راهش را بیان کرده است و ما باید دوباره برگردیم سراغ قرآن.

در آیات مختلفی هم آمده است؛ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً» [یا در جای دیگر]: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». این هم مثل همان آیه قبل است. کی؟ کسی که [این ویژگی را داشته باشد]؛ یک شرط دارد که این فوز نصیب ما بشود، شرطش چیه؟ «یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»؛ اطاعت خدا و رسول خدا.

ما هر وری برویم، هر راهی برویم و به هر دری بزنیم، تمام خیر دنیا، تمام خیر آخرت، تمام سبب برای خیر دنیا و تمام سبب برای خیر آخرت، در این یک کلمه است؛ در همین یک کلمه: اطاعت خدا و رسول، یعنی تقوا. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»؛ این‌ها همه یک مطلب است که از چند جهت گفته می‌شود. سر و تهِ همه [چیز]، عصاره همه دعوت انبیاء، عصاره همه کتاب‌های الهی، عصاره قرآن کریم و عصاره دعوت اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، عصاره‌اش همین یک کلمه است؛ همین یک کلمه. یعنی همه حرف‌هایی که زده شده، بر محور این و به هدف رساندن به این نقطه گفته شده است. یک کلمه؛ یعنی در تهِ خطش اگر به ما بگویند همه دین، راه هدایت، راه نجات، راه دینداری و راه خیرِ دنیایی و آخرتی را در یک کلمه خلاصه کنید، آن یک کلمه «اطاعت» است، اطاعت؛ آن یک کلمه «تقوا»ست.

حالا تعابیر مختلف است؛ «وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ» یعنی خدایا آن روز من را نجات بده. خب، این‌حد تعبیر شده اینجا در صحیفه: خدایا آن روز من را نجات بده و روزیِ من کن جزو کسانی باشم که آن روز نجاتشان داده‌ای. چطور می‌شود؟ «یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ». شما اگر اطاعت خدا و رسول داشته باشید، خدا نجات می‌دهد. «وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»؛ دوباره همان است: اطاعت خدا و رسول، خشیت الهی و تقوای الهی. «فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»؛ آن‌هایی که فوز، نجات و رستگاری نصیب حالشان می‌شود، این‌ها هستند: اطاعت خدا و رسول، تقوا و همین‌ها. یعنی انسان در یک کلمه، بنده خدا باشد؛ واجبات الهی را خوب انجام بدهد و محرمات الهی را محکم ترک بکند. این [انسان] به تهِ خطِ سعادت رسیده است. همه آنچه که انبیاء هم فرموده‌اند، در این خلاصه شده است. خود خدا در قرآن می‌فرماید ما همه امت‌های قبل از شما و خود شما را سفارش کردیم که عصاره‌اش در یک کلمه است: «أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ».

در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى». یعنی شما اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را اگر عصاره همه حرف‌هایتان، سفارشاتتان، وصیتتان، موعظه‌تان و این‌ها را همه را در یک کلمه خلاصه کنیم، همین تقواست. از هر طرف برویم به این می‌رسیم. روزی می‌خواهیم؟ تقوا. خیر دنیا می‌خواهیم؟ تقوا. خیر آخرت می‌خواهیم؟ تقوا. روزیِ بی‌حساب‌کتاب می‌خواهیم؟ تقوا. روزیِ «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» می‌خواهیم؟ تقوا. فرقان می‌خواهیم؟ تقوا. بصیرت می‌خواهیم؟ تقوا. یعنی چیزی نیست که ما بخواهیم و در آیات و روایاتمان، راه دیگری غیر از این جلوی پای ما گذاشته باشند. همه آنچه که گفته‌اند، یا به تقوا می‌رسد و یا زیرمجموعه تقواست.

حقیقت روزی «من‌حیث‌لایحتسب» و برکات تقوا

الان بعد از نماز اشاره کردند؛ روزی. یک روزیِ «مِنْ حَیْثُ یَحْتَسِبُ» داریم، یعنی حساب‌کتابش معلوم است؛ الان اول برج است، آخر برج است، حقوق را می‌ریزند، یارانه را می‌ریزند، هر چه [که هست] را می‌ریزند به حساب؛ این «مِنْ حَیْثُ یَحْتَسِبُ» است، از جایی است که رویش حساب باز کرده‌ایم. یک روزی [هم هست] که خدا رویش دست می‌گذارد؛ این «مِنْ حَیْثُ یَحْتَسِبُ» را که همه دارند، خدا دست می‌گذارد روی «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». یعنی آن جایی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم، ولی بیاید؛ آن جایی که اصلاً رویش حساب باز نکرده‌ایم، ولی از آنجا بیاید و کمبود من را آنجا جبران کند.

خدا این را الان در قرآن کریم، در اوج تعریف از تقوا [بیان می‌کند]؛ یکی از چیزهایی که دارد در سوره مبارکه طلاق برجسته می‌کند، این است: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً». آدمِ باتقوا اصلاً بن‌بست برایش نداریم. به بن‌بست می‌خوردها، اما خدا نجاتش می‌دهد؛ به درِ بسته می‌خوردها، اما خدا برایش باز می‌کند. «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»؛ مخرج یعنی راه نجات، راه خروج. انسان به بن‌بست می‌رسد، اما در آن نمی‌ماند و راه باز می‌شود. به درِ بسته می‌رسد، دری که علی‌الظاهر کسی نمی‌تواند بازش کند، اما خدا بازش می‌کند. «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»؛ نه از جایی که برای روزی‌اش رویش حساب باز کرده است، بلکه از جایی که حسابش را نمی‌کند، خدا تأمینش می‌کند. مستمر هم هست؛ استمرار تقوا، استمرار روزیِ «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» است؛ استمرار تقوا، استمرارِ «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» است. بصیرت [هم همین‌طور است]: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً»؛ خدا راه بصیرت را در قرآن کریم بر همین [پایه] گذاشته است.

هر طرف برویم به این کلمه می‌رسیم. همه خیر دنیا و آخرت اینجا جمع شده است؛ همه‌اش، نه بخشی از آن، همه‌اش جمع شده است. بخشیش را خدا برای همه قرار داده است و همه درها را خدا به روی همه، حتی کفار، نمی‌بندد. اما خدا از ما می‌خواهد طوری زندگی کنیم که وسعت و ظرفیتِ همه خیر دنیا و آخرت را پیدا کنیم و [خدا آن را] به ما بدهد؛ جمیع خیر الدنیا و الآخرة. فرموده‌اند بهتون بگویم همه خیر دنیا و آخرت در چه چیزی قرار داده شده است؟ فرمودند در تقوا. اینکه انسان بنده خدا باشد و هیچ‌کسِ دیگری را بنده نباشد؛ فقط خدا، و هر کسی را که خدا برای اطاعت مشخص می‌کند [را اطاعت کند] که این ادامه پیدا می‌کند. این تنها راهش است.

«وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ» یعنی خدایا به من توفیق بده جزو فائزین باشم. چطوری؟ «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ «أُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»؛ «لَا یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ». فائزون اصحاب الجنه هستند که [درباره‌شان فرمود]: «وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ برای این‌ها قرار داده شده است.

تبیین مفهوم «سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ» و کمینگاه‌های الهی

«وَ سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ»؛ خدایا، روزیِ من کن که از مرصاد به سلامت رد بشوم. «مرصاد» یعنی کمینگاه. کمینگاه یعنی آن جایی که در قدیم — حالا فرقی نمی‌کند، اما در قدیم بیشتر واضح بود — انسان‌ها که به مسافرت می‌رفتند و کاروان‌ها که حرکت می‌کردند، کسانی که می‌خواستند به قافله‌ها بزنند، می‌رفتند موقعیت‌های خاصی را قرق می‌کردند که اشرافشان از آن موقعیت به این قافله بیشتر است، تسلطشان بیشتر است و در زدنِ این قافله موفق‌تر می‌شوند. این کمینگاه است؛ یک اشراف خاصی از آن نقطه به آن قافله، آن محوطه و آن محدوده وجود دارد. آن نقطه را تعبیر می‌کنند به مرصاد. «إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَاداً»؛ خدا در قرآن کریم می‌فرماید جهنم مرصاد است. یعنی یکی از جاها و مکان‌هایی که این موقعیت را دارد، جهنم است؛ جهنم است. یکی درباره جهنم این تعبیر آمده است و یکی هم به نحوی در مورد خود خدای متعال آمده است: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ»؛ خدای تو هم در کمینگاه است. این وضعیت و موقعیت را خدای متعال در قرآن، یکی نسبت به جهنم آورده است و یکی هم نسبت به خودش.

حالا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: خدایا به من کمک کن و روزیِ من کن که بتوانم از این کمینگاهی که جهنم است، یا کمینگاهی که علم تو و اشراف تو به امور است، بتوانم به سلامت بگذرم؛ که این را ان‌شاءالله در جلسه بعد یک مقداری بیشتری توضیح خواهیم داد. [این‌ها همه] از قسمت اول دعا [نشئت می‌گیرد]: «وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ»، [که فرمود]: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ». [همه چیز] خلاصه شده است در اطاعت، تقوا، بندگی در مقابل خدای متعال و خدایی‌ها، و کسانی که خدا برای اطاعت تعیین کرده است. ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان این توفیق را مرحمت کند.

دعای پایانی

پروردگارا، به محمد و آل محمد به ما توفیق بده که در صراط مستقیم بندگیِ خودت هر چه زودتر وارد بشویم. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را به آن مقصدی که برای این صراط مستقیم قرار داده‌ای، برسان. به ما توفیق بندگی و آنچه را که در این دعاها از تو می‌خواهیم، عنایت بفرمای. به ما توفیق بده اسباب و زمینه‌هایش را بتوانیم در خودمان فراهم کنیم. کمک کن مشکلاتمان را برطرف کنیم؛ مشکلات مردممان، مشکلات مملکتمون، مشکلات دولتمان، همه را به ما توفیق بده که بتوانیم حلش کنیم. امر ازدواج جوان‌ها، مسکنشان و اشتغالشان، این‌ها را مشکلاتش را برطرف بفرمای.

امواتمان، گذشته‌هامون، حق‌دارانمان، کسانی که گردن ما حق دارند، ارواح طیبه علما، شهدا، روح حضرت امام را غریق رحمت بفرمای. کسانی را که به این مملکت و این مردم خدمت می‌کنند، یاری کن. کسانی را که به این مردم، به این مملکت و به این دین خیانت می‌کنند، شرّشان را به خودشان برگردان. رهبر معظم را طول عمر عنایت فرما و در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن. در امر فرج امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) تعجیل بفرمای و ما را از اعوان و انصارشان قرار بده. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرمای. بالنبی و آله.

گزیده

۱. مفهوم فوزِ معاد و نجات در سرای آخرت

عبارت صحیفه سجادیه به این مطلب رسید که حضرت می‌فرمایند: «وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ، وَ سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ». فوز یعنی نجات و یکی از معانی آن رستگاری و رسیدن به آن چیزی است که انسان دوست دارد به آن برسد. معاد هم یعنی آن سرای آخرت که بعد از برپایی قیامت، انسان‌ها داخل آن سرا می‌شوند و در آن دارِ آخرت، مشغول به آن چیزی که خدا برایشان تعیین کرده است، می‌گردند. «فَوْزَ الْمَعَادِ» یعنی خدایا، نجات در سرای آخرت را روزیِ من کن. معنای آن واضح است؛ یعنی در قیامت اهل نجات باشم و از کسانی که گرفتار خشم و غضب الهی و دوزخ می‌شوند، نباشم.

۲. حقیقت دعا؛ فراهم کردن اسباب و زمینه‌های عمل

ما در تمام این دعاها وقتی دعا می‌کنیم، آن چیزی که مسئله اصلی و مهم است، این است که ببینیم این مطلبی را که در قالب دعا به ما یاد داده‌اند، چه علت‌ها، اسباب و زمینه‌هایی دارد تا آن‌ها را فراهم کنیم. دعا منهای فراهم کردن اسباب و علت‌هایش معنی نمی‌دهد و بدون آن، یک بخش از کار لنگ می‌شود. همه دعاها همین‌طور هستند؛ یعنی ما وقتی دعا می‌کنیم، باید دنبال این باشیم که کدام قسمت و چه مقدار از این چیزی را که از خدا می‌خواهیم، به عهده خود ماست، تا آن مقدار را فراهم کنیم و زمینه‌اش را بسازیم.

۳. درس کشاورزی برای استجابت دعا

یک کشاورز وقتی به او یاد داده‌اند و گفته‌اند دعا کن و از خدا بخواه که مثلاً محصولت در این سال فراوان بشود، هیچ‌وقت تصور این را نمی‌کند که وقتی ما دعا کنیم محصولمان زیاد می‌شود، یعنی فقط باید دعا کنیم و کار خاص دیگری انجام ندهیم! همان کشاورز متوجه می‌شود آنچه از درست شدنِ محصولِ خوب که به عهده او است را باید عملاً فراهم کند؛ از فراهم کردن زمین، بذر و آبیاری، هر کاری که به عهده او است را باید انجام بدهد. اما بخش اعظم کار و حتی توفیق انجام همین وظایف نیز به عنایت خداست.

۴. آداب طلب غفران و اصلاح رفتار در دعای کمیل

شما وقتی دعای کمیل می‌خوانید، در عباراتی که از خدا طلب غفران می‌کنید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ... تُنْزِلُ النِّقَمَ... تُغَیِّرُ النِّعَمَ»؛ اینجا فرموده‌اند شما باید دقت کنید و دنبال این باشید که این گناه‌هایی که باعث می‌شود دعا مستجاب نشود، چیا هستند؟ انسان باید تلاش کند این‌ها را ترک کند. نه اینکه بنشیند بگوید: خدایا تو خودت بیامرز، من کار خاصی نمی‌کنم، تو فقط بیامرز! ما یک چنین چیزی در دعا نداریم. وقتی دعا می‌کنیم، یعنی باید دنبال این باشیم که گناهانِ مانعِ استجابت را بشناسیم و آن‌ها را عملاً ترک کنیم.

۵. حقیقت غفران الهی؛ ترک گناه به انضمام دعا

اینکه ما دعا می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم گناهانمان را بیامرزد، یک بخش کار به عهده ماست که آن گناه را بدانیم چیست و ترکش کنیم. وقتی دعا می‌کنیم، یعنی: خدایا، تو خودت من را در این کار کمک کن و بعد هم آثارش را از بین ببر. «غفران» یعنی خدا آن آثار بد را بگیرد و از بین ببرد، آن عواقب و تبعات را بردارد و قلم عفو رویش بکشد. این اتفاق زمانی می‌افتد که گناه را بشناسیم، آن را ترک کنیم و به انضمام دعا، نتیجه حاصل بشود؛ در روایات فرموده‌اند چه گناهانی مایه حبس دعا، نزول نقمت و تغییر نعمت هستند تا آن‌ها را ترک کنیم.

۶. اطاعت از خدا و رسول؛ تنها شرط فوز و رستگاری

منی که می‌گویم خدایا فوز قیامت را نصیبم کن و نجات آن روز را نصیبم فرما، خدا در قرآن راهش را بیان کرده است. قرآن می‌فرماید: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً» و «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ... وَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». این آیه یک شرط دارد تا فوز نصیب ما بشود و آن شرط، «یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» یعنی اطاعت خدا و رسول خدا است. ما هر راهی برویم و به هر دری بزنیم، تمام خیر دنیا و آخرت در همین یک کلمه است.

۷. تقوا؛ عصاره تمام کتاب‌های الهی و دعوت انبیاء

عصاره همه دعوت انبیاء، عصاره همه کتاب‌های الهی، عصاره قرآن کریم و عصاره دعوت اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، همین یک کلمه است: اطاعت خدا و رسول، یعنی تقوا. همه حرف‌هایی که زده شده، بر محور این و به هدف رساندن به این نقطه گفته شده است. در تهِ خطش اگر به ما بگویند همه دین، راه هدایت، راه نجات، راه دینداری و راه خیرِ دنیایی و آخرتی را در یک کلمه خلاصه کنید، آن یک کلمه «اطاعت» است؛ آن یک کلمه «تقوا»ست. انسان باید بنده خدا باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را محکم ترک کند.

۸. روزیِ بی‌حساب‌کتاب؛ پاداش الهی برای متقین

یک روزیِ «مِنْ حَیْثُ یَحْتَسِبُ» داریم که حساب‌کتابش معلوم است؛ مثل حقوق و یارانه اول و آخر برج که رویش حساب باز کرده‌ایم. اما یک روزی هم هست که خدا رویش دست می‌گذارد و آن «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» است؛ یعنی آن جایی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم و رویش حساب باز نکرده‌ایم، ولی می‌آید و کمبود ما را جبران می‌کند. خدا این را در سوره مبارکه طلاق برجسته می‌کند: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». استمرار تقوا، مایه استمرار روزیِ بی‌حساب و گشایش در کارهاست.

۹. بن‌بست‌شکنی با تقوا؛ سنت تغییرناپذیر الهی

آدمِ باتقوا اصلاً بن‌بست برایش نداریم. به بن‌بست می‌خورد، اما خدا نجاتش می‌دهد؛ به درِ بسته می‌خورد، اما خدا برایش باز می‌کند. «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»؛ مخرج یعنی راه نجات، راه خروج. انسان به بن‌بست می‌رسد، اما در آن نمی‌ماند و راه باز می‌شود. به درِ بسته می‌رسد، دری که علی‌الظاهر کسی نمی‌تواند بازش کند، اما خدا بازش می‌کند. هر طرف برویم به این کلمه می‌رسیم و همه خیر دنیا و آخرت اینجا جمع شده است. خدا از ما می‌خواهد طوری زندگی کنیم که ظرفیتِ جمیع خیر دنیا و آخرت را پیدا کنیم.

۱۰. مرصاد چیست؟ گذر سلامت از کمینگاه جهنم

«وَ سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ»؛ خدایا، روزیِ من کن که از مرصاد به سلامت رد بشوم. «مرصاد» یعنی کمینگاه؛ یعنی آن جایی که کاروان‌ها حرکت می‌کردند و کسانی که می‌خواستند به قافله‌ها بزنند، می‌رفتند موقعیت‌های خاصی را قرق می‌کردند که اشراف و تسلطشان بیشتر باشد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَاداً»؛ جهنم مرصاد است. یکی هم به نحوی در مورد خود خدای متعال آمده است: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ». امام سجاد (ع) می‌فرمایند: خدایا کمک کن تا بتوانم از این کمینگاهی که جهنم است، یا کمینگاهی که علم و اشراف تو به امور است، به سلامت بگذرم.

فهرست

1️⃣ مفهوم «فَوْزَ الْمَعَاد» در صحیفه سجادیه

◽️ معنای فوز: نجات، رستگاری و رسیدن به مطلوب

◽️ معنای معاد: سرای آخرت و نجات از خشم الهی

2️⃣ حقیقت دعا و لزوم فراهم کردن اسباب آن

◽️ رابطه دعا و عمل: ضرورت فراهم کردن علت‌ها و زمینه‌ها

◽️ درس کشاورزی: انجام وظایف فردی به انضمام طلب عنایت الهی

3️⃣ تحلیل مفهوم غفران در دعای کمیل

◽️ شناخت و ترک گناهانِ مانعِ استجابت دعا

◽️ حقیقت غفران: محو عواقب و تبعات گناه با توبه و دعا

4️⃣ شرط حقیقی دست‌یابی به فوز و رستگاری

◽️ محوریت آیه «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» در قرآن

◽️ اطاعت و تقوا: عصاره دعوت انبیاء و کتاب‌های الهی

5️⃣ برکات تقوا و حقیقت روزیِ «مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»

◽️ تفاوت روزیِ حساب‌شده با روزیِ غیرمنتظره الهی

◽️ استمرار تقوا مایه استمرار گشایش و روزی بی‌حساب

6️⃣ بن‌بست‌شکنی در زندگی بر پایه سنت‌های قرآنی

◽️ مخرج و راه خروج: گشایش الهی در تاریک‌ترین بن‌بست‌ها

◽️ جمیع خیر دنیا و آخرت در گرو بندگی خالصانه

7️⃣ مفهوم «سَلَامَةَ الْمِرْصَادِ» و کمینگاه‌های الهی

◽️ مرصاد به عنوان کمینگاه و اشراف بر امور

◽️ گذر سلامت از مرصادِ جهنم و مرصادِ علم الهی

شرح صحیفه سجادیه - مسجد قدس

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس (جلسه ششم) ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی