شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه پانزدهم) ۲۷ فروردین ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/01/27
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)  | سخنران: استاد محمّـــدی  | ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

🔖 بخشی از آنچه که در این صوت می‌شنوید:

🔸 هدف نهایی انسان، عبادت خداست و همۀ امور زندگی باید در این مسیر باشد.  
🔹 اسلام بر انجام دقیق و حساب‌شدهٔ کارها (دنیوی و اخروی) تأکید دارد.  
🔸 دعای عافیت در دین و دنیا، از گمراهی‌ها جلوگیری می‌کند.  
🔹 تقوا با رعایت حدود الهی، بسیاری از مشکلات را بدون ناظر بیرونی دفع می‌کند.  
🔸 برای دوری از موانع، هم عقلانی عمل کن و هم با دعا از خدا یاری بخواه!  

شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه پانزدهم) ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)  | سخنران: استاد محمّـــدی  | ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

🔖 بخشی از آنچه که در این صوت می‌شنوید:

🔸 هدف نهایی انسان، عبادت خداست و همۀ امور زندگی باید در این مسیر باشد.  
🔹 اسلام بر انجام دقیق و حساب‌شدهٔ کارها (دنیوی و اخروی) تأکید دارد.  
🔸 دعای عافیت در دین و دنیا، از گمراهی‌ها جلوگیری می‌کند.  
🔹 تقوا با رعایت حدود الهی، بسیاری از مشکلات را بدون ناظر بیرونی دفع می‌کند.  
🔸 برای دوری از موانع، هم عقلانی عمل کن و هم با دعا از خدا یاری بخواه!  

متن

مقدمه و دعای آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیت الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین.

اللهم صل علی محمد و آله، وَاکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَاسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَاسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ.

اهداف چهارگانه در قسمت اول دعای مکارم‌الخلاق

در قسمت اول این دعا، امام سجاد (علیه‌السلام) چهار مسئله مهم را به عنوان هدف مشخص کرده‌اند. این‌ها معلوم شد؛ یکی از آن‌ها برمی‌گشت به ایمان انسان، یکی قصد و نیت انسان، و یکی عمل انسان. این چند مسئله بود که ایشان اشاره فرمودند که این‌ها در یک رتبه اعلایی که اشاره کردند و ما را به آن توجه دادند، باید ما به آن نقطه برسیم؛ از لحاظ ایمان‌مان، یقین‌مان، نیت‌مان و عمل‌مان.

قسمت اول دعا هدف بود و بیان هدف انسان؛ و آن چیزی که می‌تواند هدف ما باشد در زندگی. یک شاکله کلیِ مهمی را چیدند که اگر انسان بخواهد مکارم اخلاق را به دست بیاورد، باید در این چهار جهت توجه کند. یعنی اگر این چهار جهت در انسان نباشد، ضعیف باشد یا توجهی به آن نداشته باشد، به آن اخلاق خوب نمی‌رسد؛ پایش می‌لنگد، نمی‌تواند استوار و ثابت‌قدم باشد و نمی‌تواند به آن اخلاق حسنه برسد و ضعیف می‌ماند. این چهار مسئله خیلی مهم است که اشاره شد.

تبیین هدف بندگی و موانع آن در زندگی

در قسمت دوم دعا، ایشان مسئله دیگری را اشاره می‌فرمایند و آن این‌که می‌فرماید: «خدایا! خودت طوری امور من را تنظیم کن که چیزهایی، اتفاقاتی، مسائلی و مشغولیت‌هایی که باعث می‌شود من از آن مسیر که تو مشخص کردی در زندگی و آن هدفی که مشخص کردی در زندگی، دور شوم یا به این‌ها نپردازم، خدایا کمک کن برای من پیش نیاد.»

خدا برای ما هدفی مشخص کرده در زندگی؛ «مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». آنچه که از جن و انس می‌خواهیم، این بندگی است؛ اطاعت فرمان خدا است، گوش به حرف خدا دادن است. حالا گاهی اتفاقاتی در زندگی پیش می‌آید که این هدف تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

انواع گرفتاری‌ها و مشکلات انسان

این اتفاقات هم دو دسته‌ است؛ یا انسان خودش در آن دخیل است و خودش باعث و بانی‌اش هست، یا گاهی خودش در آن دخیل نیست. آن [دسته] فقط مستند به اراده الهی است و اختیار انسان در آن تاثیری ندارد.

مثلاً گاهی بعضی بیماری‌ها همین علتش است. گاهی بعضی از آن‌ها [به این صورت است که] انسان ممکنه در آن دخیل باشد؛ انسان کوتاهی کرده و به این بیماری دچار شده یا این گرفتاری را پیدا کرده است. گاهی هم نه، انسان دخیل نبوده و مشکلی پیدا شده که این منِ انسان هیچ دخالتی در آن نداشتم و هیچ تاثیری نداشتم؛ این وابسته است به علت‌های دیگری.

بالاخره زندگی ما از این دو دسته پر شده است. همه مشکلات و گرفتاری‌هایی که داریم، یا از آن دسته‌ است یا از این دسته؛ یا خودمان دخیل بودیم و مقصر بودیم، یا نه، همه مشکلات هم به تقصیر ما نیست. همه مشکلات و مسائلی هم که انسان با آن مواجه هست، الزاماً این نیست که انسان خودش مستقیماً تاثیر داشته یا دخیل بوده؛ نه.

اما هر دو تا [دسته] این مشکل را دارند که ممکنه انسان را از این‌که دنبال آن کار اصلی باشد در زندگی‌اش و بندگی خدا را در زندگی‌اش فراموش نکند و زیر پا نگذارد، به این سمت بکشاند که این [بندگی] ضعیف شود در زندگی. مثلاً این‌قدر این گرفتاری، ذهن و فکر و زندگی‌اش را می‌گیرد که طبیعتاً از خدا دور می‌شود و از کارهای خداپسند دور می‌شود؛ وقت دیگر نمی‌کند بیاید مثلاً مسجد، حال و حوصله ندارد نمازش را اول وقت بخواند، وقت نمی‌کند یا حال ندارد خیلی کارهایی را که خوب و مناسب است انجام دهد.

دیدگاه اسلام درباره محکم‌کاری و مسئولیت‌پذیری

این را امام سجاد (علیه‌السلام) ما را توجه می‌دهند و می‌گویند: این چیزهایی که پیش بیاید که باعث بشود انسان این مشکل را پیدا کند، این‌ها خوب نیست؛ چه ما در آن تاثیر داشته باشیم، چه نداشته باشیم. آن‌هایی که در آن تاثیر داریم، باید حواسمان را جمع کنیم مشکل پیش نیاید و کوتاهی نکنیم.

اسلام یک دینی است که وقتی ما خوب تربیت بشویم بر اساس این دین، انسان را یک انسانِ محکم، مستحکم و حکیم، این‌جوری قرار می‌دهد؛ یعنی کارهایش حساب‌شده است. سهل‌انگاری و کوتاهی و تنبلی و این‌ها در کارش نیست. یک کاری را یا انجام نمی‌دهد، یا اگر انجام می‌دهد درست انجام می‌دهد، حساب‌شده انجام می‌دهد، پخته انجام می‌دهد و تا ته کار انجام می‌دهد. از اول فکر می‌کند، تدبیر می‌کند، بعد به کار می‌پردازد و تا آخر هم که بتواند پایش می‌ایستد؛ کوتاهی نمی‌کند.

آن چیزی که اسلام تربیت می‌کند این است؛ یعنی یک بنده خوب، یک انسان کامل و درست که اسلام تربیت کند و درست طبق اسلام تربیت شده باشد، یکی از ویژگی‌هایش این هست که انسانِ تنبلِ سهل‌انگارِ مسامحه‌کارِ این‌طوری نیست؛ همه کارهایش حساب‌شده و محکم است. کاری را یا انجام نمی‌دهد، یا اگر انجام می‌دهد فکر می‌کند رویش و درست انجام می‌دهد؛ تلاش می‌کند درست انجام بدهد.

علل عدم استجابت برخی دعاها در روایات

این مسئله خیلی مهم است. ما حتی داریم یک جاهایی فرمودند دعای انسان مستجاب نیست. حالا اشاره فرمودند به استجابت دعا و این مسائل، خب مسائلی در این مسئله استجابت دعا هست. در روایات داریم یک عده هستند هرچه دعا می‌کنند مستجاب نمی‌شود؛ مستجاب نمی‌شود. کیان؟ وقتی اشاره می‌کنند که چه کسانی هستند، می‌بینی انسان‌هایی‌ هستند که در اثر تنبلی و در اثر سهل‌انگاری، یک بلایی سر خودشان آورده‌اند.

روایت مثلاً می‌گوید آمد است قرض داد به کسی؛ قرض داده، یک مبلغی را، یک چیزی را آمده به کسی قرض داده است. خب در اسلام توصیه شده، تاکید شده که وقتی مثلاً شما قرض می‌دهید، بنویسید، شاهد بگیرید، مکتوب کنید، یک کاری انجام بدهید و یک محکم‌کاری انجام بدهید. حساب حسابه، کاکا برادر؛ هرچی سر جای خودش. این یکی از دستورات اسلام.

خب انسان است دیگر، یادش می‌رود. یادش می‌رود؛ یک وقت یک پولی را آمده از شما قرض گرفته، شاید الان در این جمع کسانی باشند مبتلا به این مسئله شده‌ باشند؛ کسی به کسی پولی قرض داده و بعد طرف از یادش رفته، بعداً هم کلاً از یادش رفته است و اصلاً به هیچ نحوی هم دیگر یادش نمی‌آید. می‌گویی هم می‌گوید: «من یادم نیست»، یا «انگار دادم»، «من یادم می‌آید دادم مثلاً».

این‌ها خب، این‌جا می‌گویند تقصیر خود شماست که قرض دادی. چرا؟ شما که قرض دادید باید می‌نوشتید، شاهد می‌گرفتید. خب انسان است، یادش می‌رود؛ حواسش نیست، پرت می‌شود. حالا بعضی هم که زیرش می‌زنند کاری نداریم، ولی آن‌هایی هم که آدم خوبی هستند ممکنه یادشان برود. ممکنه بیاید حالا یک چیزی هم به انسان بدهد ولی ته دلش راضی نیست، می‌گوید: «من این را داده بودم»، «من یادم است دادم این را»، یا «اصلاً من قرض نگرفته بودم».

خب این‌جا فرمودند دعا مستجاب نمی‌شود. این کسی که پول رفته قرض داده، باید این محکم‌کاری را انجام می‌داده و نداده است؛ حالا به هر دلیل. نداده، فردا آن طرف نمی‌آید پول را بدهد، من هم گرفتارم و محتاج شدم به این پول؛ این‌جا فرمودند این دعا مستجاب نمی‌شود. چون اسلام می‌گوید: آنچه که از محکم‌کاری در امور دنیایتان باید انجام بدهید، بدهید. محکم باشید در حتی کارهای دنیایی‌تان، استحکام داشته باشید، ور نرید؛ اما کار را خوب انجام بدهید.

داستان پیامبر (ص) و استحکام در قبر ساختن

که نمونه‌اش هم همان داستانی هست که حالا همه بلدید؛ که قبری بود، پیامبر اکرم کسی را دفن کردند، بعد خیلی خوب این قبر را محکم کردند؛ خاکش را، سنگش را. خلاصه یک عده گفتند: «آخه یا رسول الله! آخه به چه درد می‌خورد شما این‌قدر داری قشنگ بهش می‌پردازی؟» فرمودند: «خدا دوست دارد وقتی مؤمن یک کاری را انجام می‌دهد، خوب انجام بدهد، درست انجام بدهد.» یک قبر، یک قبر، این‌قدر قاعده دارد.

ضرورت پیشگیری از دلخوری‌ها و سوءظن‌ها

خب، این‌جا انسان کوتاهی کرده و مشکل برایش پیش آمده است. در اسلام گفتند حواست جمع باشد؛ آن‌جا که باید شاهد بگیری، بگیری، آن‌جا که باید بنویسی، بنویسی، آن‌جا که باید هر کاری انجام بدهیم که مشکلی پیش نیاید، انجام بدهیم که اصلاً پیش نیاید؛ این دلخوری‌ها پیش نیاید، این سوءظن‌ها پیش نیاید، انسان در معرض تهمت قرار نگیرد، فکر بدی برای خودش نسبت به مؤمنی تولید نشود، فکر بدی برای مؤمنی نسبت به خودش تولید نشود. این‌ها خیلی‌اش دست خودمان است؛ این یک سری گرفتاری‌هایی هست که به کوتاهی خودمان مبتلا می‌شویم به آن گرفتاری‌ها.

یک سری گرفتاری‌ها هم هست نه، واقعاً دست ما نیست. با همه این محکم‌کاری‌ها، آخرش از یک جایی گرفتار شد؛ این را هم داریم بالاخره. این‌ها وجه مشترکش این است که گاهی انسان را مشغول خودش می‌کند، چنان که از آن کارهای مهمی که خدا خواسته بازمی‌ماند؛ ضعیف می‌شود، سرد می‌شود، وقتش و حال و حوصله‌اش دیگر نمی‌کشد. این خوب نیست.

اهمیت اولویت دادن به عبادت بر فرعیات زندگی

ببینید ما باید توجه کنیم؛ عبادت، مسئله اول زندگی است، هدف اول زندگی است. بقیه مسائل فرع و حاشیه‌ است. یعنی اصل کار این است که این حاکم باشد در زندگی. وقت انسان هم طوری تنظیم کرده‌اند که به این سپری بشود. حتی کار و شغلی که انسان دارد، آوردند وقتی کار حلال باشد، در همین قالب [است]؛ در حدی هم که کار حلال، روزیِ ما را تامین کند، گفتند بروید دنبالش. بعد باید به کارهای عبادی به معنای وسیعش بپردازیم. حالا عبادات نماز باشد، روزه باشد، خدمت به خلق باشد، هر کاری که عبادی حساب می‌شود؛ این باید حاکم باشد در زندگی. مسائل دیگری که جنبه عبادی ندارد، این‌ها فرع و حاشیه‌ است؛ این‌ها فقط ضرورت مشخص می‌کند که باید باشد یا نباید باشد. ضروری است، جزء لازم زندگی است، خب در آن حد که آن ضرورت تامین بشود بهش می‌پردازد؛ بیش از آن هم نه.

حالا فرمودند: «وَاکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ»؛ خدایا! خودت عهده‌دار شو کارهای من را، که یک چیزهایی که باعث بشود من مشغول بشوم به آن کارها، فکرم مشغول بشود، وقتم مشغول بشود، حوصله و حالم خرج آن‌ها بشود، و آن‌وقت که می‌رسد به کارهای عبادی و مهم و خوبی که تو دوست داری و تو خواستی، آن‌جا بی‌حال می‌شوم، آن‌جا وقت ندارم. خدایا! این‌ها پیش نیاید برای من؛ این مشغولیت‌ها پیش نیاید، حتی مشغولیت فکری.

گاهی وقت‌ها یک چیزی پیش می‌آید برای انسان، این‌قدر فکر انسان را می‌گیرد که اصلاً از همه چیزهای مهم دیگر بازمی‌ماند؛ این‌قدر حال و حوصله انسان را از بین می‌برد یا می‌گیرد و مشغول می‌کند که از خیلی چیزهای خوب و مهم بازمی‌دارد. این‌ها را دعا دارند می‌کنند امام سجاد، به ما یاد می‌دهند می‌گویند دعا کنید که خدایا کاری کن این‌ها پیش نیاید.

نقش خود‌مراقبتی و تقوا در زندگی انسان

خب دو دسته شد دیگر؛ یک دسته‌اش دست ماست، پس از حالا باید حواسمان جمع باشد. آن کاری، آن کوتاهی، آن تنبلی که باعث بشود یک خسارتی، یک بلایی، یک مشغولیت اضافه‌ای برای من پیش بیاید، آن را انجام ندهم. من یک کاری نکنم که خودبه‌خود درگیر قوه قضاییه بشوم؛ آن‌جایی که می‌توانم، جلویش را بگیرم. درگیر این دادگاه‌ها و درگیر این برو‌بیام‌ها و درگیر این مسائل و درگیر یک مشکلی با یک مؤمنی یا مؤمنینی نشوم؛ فارغ باشم از این‌ها. تلاش کنم، آن‌جایش که به عهده من است، تلاش کنم پیش نیاید. خب خیلی چیزهای زندگی آدم را دیگر این درست می‌کند.

دیگه لازم نیست به آدم بگویند پلیس هست حواست باشد کمربند ببند، نمی‌دانم تند نران، چیکار نکن. خب آدم می‌بیند یک جاهایی قانون را رعایت کند، اول نفعش تو جیب خودش می‌رود، یک سری گرفتاری‌ها را کمتر پیدا می‌کند. اصلاً از درون خود انسان، خود‌مراقبتی پیدا می‌شود؛ احتیاج به پلیس ندارد. آدم با‌تقوا، پلیس نمی‌خواهد. خودش تقوا دارد؛ می‌گوید این کار ممنوع است من نمی‌کنم. حالا می‌خواهد پلیس باشد، می‌خواهد نباشد؛ می‌خواهد دوربین باشد، می‌خواهد نباشد. دوربین خدا که هست، او می‌بیند. این چیز اگر حرام است، که خدا ثبتش می‌کند. حالا پلیس نیست ببیند، اما آن خدا که هست؛ «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ». فردا قاضی خودش دیده، خودش شاهد بوده دیده، خودش هم بر اساس شهادتش حکم می‌دهد. خب انسان این‌طوری باید باشد؛ و همین را که توجه کند خیلی مسائل حل می‌شود. ما این‌قدر خرج و مخارج نمی‌خواهیم، این‌قدر سخت و سنگین بگیرند به انسان‌ها؛ خود انسان خود‌مراقبتی پیدا می‌کند.

من یک طوری راه نروم زندگی نکنم که مشکل پیدا کنم با آدم‌ها، تو جامعه، مسائلی پیش نیاید برایم؛ یک. آن‌هایی هم که دست من نیست، خدایا خودت به لطف و کرمت، لطف کن این‌ها هم کم بشود، نباشد، پیش نیاید. اگر ما دعا کنیم و بخواهیم از خدا، خدا اجابت می‌کند، خدا کمک می‌کند.

هدایت الهی و دفع گرفتاری‌ها از انسان

یک وقت می‌بینی راه انسان را کج می‌کند، مسیر انسان را؛ گاهی شده، برای همه ما پیش می‌آید، می‌خواهیم برویم خانه، یک‌دفعه‌ای طرف می‌گوید: «نمی‌دانم چی شد من از این‌وری آمدم.» حالا چه چیزهایی پشت این مسائل هست، خدا می‌داند؛ که خیلی‌اش هم ما متوجه نمی‌شویم. مثلاً چه بسا از آن‌وری اگر من می‌رفتم، یک گرفتاری پیش می‌آمد، یک اتفاقی برایم می‌افتاد؛ اما خدا به دل من انداخت، این اراده من را طوری کرد که من از این‌ور رفتم. آن اتفاق پیش نیامد؛ اصلاً هم من عمرًا نخواهم فهمید که یک چنین چیزی بود و رفع شد.

البته به عکسش هم هست، که دارد دعا می‌کند می‌گوید: خدایا آن‌طوری پیش نیاید، که من می‌شد از این دو راه از این‌ور بروم گرفتار نشوم، از این‌ور رفتم و گرفتار شدم؛ از این‌ور نروم. خودت یک مانعی ایجاد کن، این گرفتاری برای من پیش نیاید.

تصمیم می‌خواهم بگیرم، یک کاری را، یک چیزی را، یک مسئله‌ای را می‌خواهم یک تصمیمی بگیرم. خدایا تصمیم من را ببر آن‌جایی و آن چیزی که درش عافیت باشد؛ عافیت باشد، گرفتار نشوم. یکی از دعاهای مهم، یکی از دعاهای این صحیفه، عافیت است؛ دعا برای عافیت است. ان‌شاءالله خدا عمر بدهد برسیم بهش. که ایشان دعا می‌کند خدایا عافیت بده؛ بعد شئون عافیت را می‌شمارد. دین، دنیا، آخرت، همه چیز زندگی؛ تا بشود آدم مبتلا نشود، نه به گناه و معصیت، نه به گرفتاری‌های زندگی.

استحکام در عمل و عاقبت‌بخشی مؤمنان

حالا بخشی‌اش که حتماً برای همه پیش خواهد آمد، اما بخشی‌ش به تدبیر ماست، بخشی‌اش هم به دعای ماست. اگر تدبیر کردیم، دعا کردیم، خیلی‌اش را دفع می‌کند خدا. اگر نگاه بکنیم، آدم‌های خوب، مؤمن، با‌تقوا، معمولاً یکی از چیزهایشان همین مسائل هست، که خدا خیلی چیزها را ازشان دفع می‌کند، خیلی از این دل‌مشغولی‌ها را ازشان دور می‌کند، تو بن‌بست نمی‌مانند، می‌آیند بیرون؛ بالاخره این بن‌بست باز می‌شود. به درِ بسته می‌خورند، اما باز می‌شود؛ به بن‌بست می‌خورند، اما تویش نمی‌مانند، باز می‌شود. این شرطش همینه‌؛ انسان آن جایی، آن چیزی را که خدا از انسان خواسته، درست انجام بدهد، محکم‌کاری بکند، شل نگیرد؛ نه دنیاش را، نه آخرتش را. در هر دو جنبه، انسانی باشد که بر استحکامِ بنا کارش پیش می‌رود.

ان‌شاءالله خدای متعال به ما همه این توفیق را مرحمت کند که هر آنچه که باعث مشغولیت ما می‌شود و ما را بازمی‌دارد از آن هدف زندگی و هدف بندگی که خدا قرار داده، ان‌شاءالله خدا این‌ها را از ما دور کند، ما مبتلا نشویم.

دعاهای پایانی مستمعین و خطیب

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.

ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

به هدفی که کسب صراط مستقیم قرار دادی ما را برسان.

مشکلات همه ما را برطرف بفرما.

عافیت دین و دنیا و آخرت نصیب همه ما بفرمای.

مشکلات جوان‌های ما، مشکلات مملکت ما، دولت ما، ملت ما، مردم ما را برطرف بفرما.

شر دشمنان ما را به خودشان برگردان.

کسانی که خیانت می‌کنند، کوتاهی می‌کنند، تنبلی می‌کنند، به این مردم آسیب می‌زنند، خدایا شرّشان را به خودشان برگردان.

کسانی که خدمت می‌کنند به این مردم، آن‌ها را یاری کن.

رهبر معظم، مراجع معظم تقلید را محافظت بفرما.

اموات‌مان، گذشته‌گان‌مان، حق‌داران‌مان، روح مطهر حضرت امام، شهدا، همه کسانی که ذره‌ای گردن ما حق دارند، غریق رحمت بفرما.

امر فرج امام عصر را تعجیل بفرما.

ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده.

عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما.

بالنبی و آله.

گزیده

۱. 🎯 چهار پایه برای رسیدن به مکارم اخلاق

در قسمت اول دعا، امام سجاد علیه‌السلام چهار مسئله مهم را به‌عنوان هدف مشخص کردند: ایمان انسان، قصد و نیت، و عمل انسان. اگر انسان بخواهد مکارم اخلاق را به دست بیاورد، باید در این چهار جهت توجه داشته باشد. اگر این‌ها در انسان نباشد یا ضعیف باشد یا به آن‌ها توجهی نکند، به آن اخلاق خوب نمی‌رسد، پاش می‌لنگد، نمی‌تواند استوار و ثابت‌قدم باشد. این چهار مسئله خیلی مهم است و بیان هدف انسان با آن چیزی که می‌تواند هدف ما در زندگی باشد، یک شاکله کلی مهمی را می‌چیند.


۲. ⚖️ مشغولیت‌هایی که ما را از بندگی دور می‌کنند

ایشان مسئله‌ای دیگر را مطرح می‌فرمایند: خدایا خودت طوری امور مرا تنظیم کن که مسائلی که باعث شود من از مسیر مشخص‌شده‌ی تو دور شوم، پیش نیاید. ما خلق شدیم برای بندگی. اما گاهی اتفاقاتی پیش می‌آید که این مسیر بندگی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. این اتفاقات یا به دست خود ماست یا نه، مستند به اراده الهی است. گاهی گرفتاری‌هایی هست که انسان هیچ دخالتی در آن ندارد. اما نتیجه‌اش یکی است: انسان از بندگی دور می‌شود، سست می‌شود، از کارهای خداپسند باز می‌ماند.


۳. 🛠️ اسلام ما را محکم‌کار تربیت می‌کند

اسلام دینی است که انسان را وقتی درست تربیت کند، انسانی محکم، حکیم و حساب‌شده تربیت می‌کند. سهل‌انگاری، تنبلی و بی‌تدبیری در کارهایش نیست. کاری را یا انجام نمی‌دهد یا اگر انجام می‌دهد، درست و پخته و حساب‌شده انجام می‌دهد. اسلام انسانی می‌خواهد که از اول فکر می‌کند، تدبیر می‌کند، وسط کار سست نمی‌شود، تا ته کار پای آن می‌ایستد. کوتاهی نمی‌کند؛ این ویژگی انسانی است که اسلام او را ساخته باشد.


۴. 🧾 دعا هم حساب و کتاب دارد

در روایات داریم که بعضی‌ها هرچقدر دعا می‌کنند، مستجاب نمی‌شود. چرا؟ چون در اثر تنبلی و سهل‌انگاری، خودشان مشکل را به وجود آورده‌اند. مثلاً قرض داده‌اند ولی نه نوشته‌اند و نه شاهد گرفته‌اند. بعد طرف انکار می‌کند یا یادش نمی‌آید. حالا انسان محتاج آن پول است، دعا می‌کند ولی اجابت نمی‌شود. چون کوتاهی کرده. اسلام گفته است در امور دنیایی هم محکم‌کاری کنید. حتی در قرض‌دادن، حتی در خرید و فروش؛ همه چیز باید دقیق و مستند باشد.


۵. ⚰️ خدا دوست دارد کار درست انجام شود

داستان معروفی هست از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که بر دفن کسی حاضر شدند. وقتی قبر را خیلی خوب و محکم آماده کردند، بعضی گفتند یا رسول‌الله این همه دقت برای چه؟ فرمودند: خدا دوست دارد وقتی مؤمن کاری را انجام می‌دهد، خوب انجام دهد. حتی یک قبر هم باید با قاعده باشد. این یعنی اسلام، دین استواری و دقت است؛ حتی در کارهایی که شاید ظاهراً کوچک به نظر بیاید.


۶. 🔍 مراقب سهل‌انگاری‌های خودمان باشیم

بسیاری از گرفتاری‌ها نتیجه‌ی کوتاهی‌های خود ماست. مثلاً وقتی ما دقت نمی‌کنیم، شاهد نمی‌گیریم، چیزی را مکتوب نمی‌کنیم، بعد درگیر سوءظن، دلخوری یا حتی دادگاه و قوه قضاییه می‌شویم. این‌ها قابل پیشگیری است. انسان باید طوری زندگی کند که وارد مشکلات نشود. این، نوعی تقواست. خودمراقبتی یعنی کاری نکنیم که گرفتار شویم. حواسمان باشد تا با مومنین به اختلاف و درگیری نرسیم و ذهن‌مان از عبادت دور نشود.


۷. 🚔 انسانِ باتقوا نیازی به پلیس ندارد

اسلام می‌خواهد انسان خودش مراقب خودش باشد. آدم باتقوا نیازی به پلیس ندارد. چون خودش می‌داند کدام کار حرام است، کدام کار درست نیست. اگر بداند کاری نزد خدا ثبت می‌شود، برایش مهم نیست که دوربین باشد یا نباشد. خدا که هست، می‌بیند. او هم شاهد است، هم قاضی. اگر این نگاه در انسان نهادینه شود، خیلی از هزینه‌ها، سختی‌ها و درگیری‌ها اصلاً پیش نمی‌آید.


۸. 🛡️ دعا برای عافیت در دین و دنیا

امام سجاد علیه‌السلام در جای دیگر از صحیفه، دعا برای عافیت می‌فرمایند. عافیت یعنی سلامت در دین، در دنیا، در آخرت. یعنی انسان به گناه نیفتد، به گرفتاری‌های بی‌مورد مبتلا نشود. بخشی از این عافیت با تدبیر ما حاصل می‌شود، بخشی هم با دعا. اگر انسان درست فکر کند و دعا کند، خدا خیلی از گرفتاری‌ها را از او دفع می‌کند.


۹. 🚧 به بن‌بست می‌خوری، اما در آن نمی‌مانی

آدمِ با تقوا ممکن است به بن‌بست بخورد، ولی در آن نمی‌ماند. خدا راهی برایش باز می‌کند. گره‌ای اگر پیش بیاید، باز می‌شود. این به خاطر آن است که انسان در آنچه به او واگذار شده، درست عمل کرده است. دعا کرده، تدبیر کرده، و بندگی را فراموش نکرده. این‌گونه انسان، از مسیر اصلی زندگی یعنی بندگی، دور نمی‌شود.


۱۰. 🕊️ خدایا ما را از مشغولیت‌های بی‌ثمر دور کن

عبادت، هدف اول زندگی است. شغل، تحصیل، تفریح، خانواده، همه باید در خدمت بندگی باشد. کار حلال هم تا جایی که ضروری است، خوب است؛ ولی فرع است، نه اصل. امام سجاد علیه‌السلام دعا می‌کنند: «وکفنی ما یشغلنی الاهتمام به»؛ خدایا کارهایی که من را مشغول و از عبادت دور می‌کند، از من دور کن. حتی مشغولیت ذهنی گاهی انسان را از کارهای مهم باز می‌دارد. این مشغولیت‌ها اگرچه ظاهراً دینی نیستند، ولی اثرات عمیق در بندگی دارند.

------------------------

۱. جایگاه ایمان، نیت و عمل در مکارم اخلاق

در قسمت اول دعای مکارم‌الخلاق، امام سجاد (علیه‌السلام) چهار مسئله مهم را به عنوان هدف مشخص کرده‌اند. این‌ها برمی‌گشت به ایمان انسان، قصد و نیت انسان، و عمل انسان. این چند مسئله بود که ایشان اشاره فرمودند که این‌ها در یک رتبه اعلایی است و ما باید به آن نقطه برسیم؛ از لحاظ ایمان‌مان، یقین‌مان، نیت‌مان و عمل‌مان. اگر انسان بخواهد مکارم اخلاق را به دست بیاورد، باید در این چهار جهت توجه کند. یعنی اگر این چهار جهت در انسان نباشد، ضعیف باشد یا توجهی به آن نداشته باشد، به آن اخلاق خوب نمی‌رسد؛ پایش می‌لنگد، نمی‌تواند استوار و ثابت‌قدم باشد و نمی‌تواند به آن اخلاق حسنه برسد و ضعیف می‌ماند. این چهار مسئله در زندگی خیلی مهم است.

۲. حقیقت بندگی و موانع آن در زندگی

خدا برای ما هدفی مشخص کرده در زندگی؛ «مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». آنچه که خدا از جن و انس می‌خواهد، این بندگی است؛ اطاعت فرمان خدا است، گوش به حرف خدا دادن است. حالا گاهی اتفاقاتی در زندگی پیش می‌آید که این هدف تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و انسان را از مسیر دور می‌کند. امام سجاد (علیه‌السلام) در دعا می‌فرماید: «خدایا! خودت طوری امور من را تنظیم کن که چیزهایی، اتفاقاتی، مسائلی و مشغولیت‌هایی که باعث می‌شود من از آن مسیر که تو مشخص کردی در زندگی و آن هدفی که مشخص کردی، دور شوم یا به این‌ها نپردازم، خدایا کمک کن برای من پیش نیاد.» نباید بگذاریم گرفتاری‌ها ذهن و فکر ما را طوری بگیرد که از خدا دور شویم.

۳. شاخصه‌های انسانِ حکیم و تراز اسلام

اسلام یک دینی است که وقتی ما خوب تربیت بشویم بر اساس این دین، انسان را یک انسانِ محکم، مستحکم و حکیم، این‌جوری قرار می‌دهد؛ یعنی کارهایش حساب‌شده است. سهل‌انگاری و کوتاهی و تنبلی و این‌ها در کارش نیست. یک کاری را یا انجام نمی‌دهد، یا اگر انجام می‌دهد درست انجام می‌دهد، حساب‌شده انجام می‌دهد، پخته انجام می‌دهد و تا ته کار انجام می‌دهد. از اول فکر می‌کند، تدبیر می‌کند، بعد به کار می‌پردازد و تا آخر هم که بتواند پایش می‌ایستد؛ کوتاهی نمی‌کند. آن چیزی که اسلام تربیت می‌کند این است؛ یعنی یک بنده خوب، یک انسان کامل و درست که همه کارهایش حساب‌شده و محکم است. کاری را یا انجام نمی‌دهد، یا اگر انجام می‌دهد درست انجام می‌دهد.

۴. عواقب سهل‌انگاری و تنبلی در استجابت دعا

این مسئله خیلی مهم است که در روایات داریم یک عده هستند هرچه دعا می‌کنند مستجاب نمی‌شود. وقتی اشاره می‌کنند که چه کسانی هستند، می‌بینی انسان‌هایی‌ هستند که در اثر تنبلی و در اثر سهل‌انگاری، یک بلایی سر خودشان آورده‌اند. روایت مثلاً می‌گوید آمده قرض داده به کسی، یک مبلغی را به کسی قرض داده است. خب در اسلام توصیه شده، تاکید شده که وقتی مثلاً شما قرض می‌دهید، بنویسید، شاهد بگیرید، مکتوب کنید و یک محکم‌کاری انجام بدهید. حساب حسابه، کاکا برادر؛ هرچی سر جای خودش. این یکی از دستورات اسلام است. خب انسان است دیگر، یادش می‌رود؛ حواسش نیست، پرت می‌شود. وقتی محکم‌کاری نکنیم و به مشکل بخوریم، این‌جا فرمودند دعا مستجاب نمی‌شود.

۵. سیره نبوی؛ درسِ خدا در محکم‌کاری امور

در سیره و داستان پیامبر اکرم (ص) داریم که وقتی کسی را دفن کردند، بعد خیلی خوب قبر را محکم کردند؛ خاکش را و سنگش را. خلاصه یک عده گفتند: «آخه یا رسول الله! آخه به چه درد می‌خورد شما این‌قدر داری قشنگ بهش می‌پردازی و محکم می‌کنی؟» پیامبر فرمودند: «خدا دوست دارد وقتی مؤمن یک کاری را انجام می‌دهد، خوب انجام بدهد، درست انجام بدهد.» یک قبر، این‌قدر قاعده دارد. اسلام می‌گوید: آنچه که از محکم‌کاری در امور دنیایتان باید انجام بدهید، بدهید. محکم باشید در حتی کارهای دنیایی‌تان، استحکام داشته باشید و ور نرید؛ بلکه کار را خوب انجام بدهید. این درس بزرگی است که در تمام ابعاد زندگی باید به کار بسته شود.

۶. خود‌مراقبتی و تقوا؛ بی‌نیازی از ناظر بیرونی

در اسلام گفتند حواست جمع باشد؛ آن‌جا که باید شاهد بگیری، بگیری و آن‌جا که باید بنویسی، بنویسی تا مشکلی پیش نیاید. از درون خود انسان، خود‌مراقبتی پیدا می‌شود و آدم با‌تقوا، پلیس نمی‌خواهد. خودش تقوا دارد؛ می‌گوید این کار ممنوع است من نمی‌کنم. حالا می‌خواهد پلیس باشد، می‌خواهد نباشد؛ می‌خواهد دوربین باشد، می‌خواهد نباشد. دوربین خدا که هست، او می‌بیند. این چیز اگر حرام است، که خدا ثبتش می‌کند. حالا پلیس نیست ببیند، اما آن خدا که هست؛ «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ». فردا قاضی خودش دیده، خودش شاهد بوده و خودش هم بر اساس شهادتش حکم می‌دهد. خب انسان این‌طوری باید باشد و خود انسان خود‌مراقبتی پیدا می‌کند.

۷. ضرورت اولویت دادن به عبادت بر فرعیات زندگی

ببینید ما باید توجه کنیم؛ عبادت، مسئله اول زندگی است، هدف اول زندگی است. بقیه مسائل فرع و حاشیه‌ است. یعنی اصل کار این است که این حاکم باشد در زندگی. وقت انسان را هم طوری تنظیم کرده‌اند که به این سپری بشود. حتی کار و شغلی که انسان دارد، آوردند وقتی کار حلال باشد، در همین قالب است؛ در حدی هم که کار حلال، روزیِ ما را تامین کند، گفتند بروید دنبالش. بعد باید به کارهای عبادی به معنای وسیعش بپردازیم؛ حالا عبادات نماز باشد، روزه باشد، خدمت به خلق باشد، هر کاری که عبادی حساب می‌شود؛ این باید حاکم باشد در زندگی. مسائل دیگری که جنبه عبادی ندارد، این‌ها فرع و حاشیه‌ است.

۸. رهایی از مشغولیت‌های فکری با عهد‌دار شدن الهی

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعا می‌فرمایند: «وَاکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ»؛ خدایا! خودت عهده‌دار شو کارهای من را، که یک چیزهایی که باعث بشود من مشغول بشوم به آن کارها، فکرم مشغول بشود، وقتم مشغول بشود، حوصله و حالم خرج آن‌ها بشود، پیش نیاید. چرا که آن‌وقت وقتی می‌رسد به کارهای عبادی و مهم و خوبی که تو دوست داری و تو خواستی، آن‌جا بی‌حال می‌شوم و آن‌جا وقت ندارم. خدایا! این مشغولیت‌ها پیش نیاید برای من، حتی مشغولیت فکری. گاهی وقت‌ها یک چیزی پیش می‌آید برای انسان، این‌قدر فکر انسان را می‌گیرد که اصلاً از همه چیزهای مهم دیگر بازمی‌ماند؛ این‌قدر حال و حوصله انسان را از بین می‌برد که از کارهای خوب بازمی‌دارد.

۹. پناه بردن به عافیت در تصمیمات زندگی

تصمیم می‌خواهم بگیرم، یک کاری را، یک چیزی را، یک مسئله‌ای را می‌خواهم یک تصمیمی بگیرم. خدایا تصمیم من را ببر آن‌جایی و آن چیزی که درش عافیت باشد؛ عافیت باشد، گرفتار نشوم. یکی از دعاهای مهم، یکی از دعاهای این صحیفه، عافیت است؛ دعا برای عافیت است. ان‌شاءالله خدا عمر بدهد برسیم بهش. که ایشان دعا می‌کند خدایا عافیت بده؛ بعد شئون عافیت را می‌شمارد. دین، دنیا، آخرت، همه چیز زندگی؛ تا بشود آدم مبتلا نشود، نه به گناه و معصیت، نه به گرفتاری‌های زندگی. بخشی‌اش به تدبیر ماست و بخشی‌اش هم به دعای ماست. اگر تدبیر کردیم و دعا کردیم، خیلی‌اش را دفع می‌کند خدا و عافیت می‌دهد.

۱۰. ویژگی مؤمنان؛ رهایی از بن‌بست‌های زندگی

انسان آن جایی، آن چیزی را که خدا از انسان خواسته، درست انجام بدهد، محکم‌کاری بکند، شل نگیرد؛ نه دنیاش را، نه آخرتش را. در هر دو جنبه، انسانی باشد که بر استحکامِ بنا کارش پیش می‌رود. اگر نگاه بکنیم، آدم‌های خوب، مؤمن و با‌تقوا، معمولاً یکی از چیزهایشان همین مسائل هست، که خدا خیلی چیزها را ازشان دفع می‌کند، خیلی از این دل‌مشغولی‌ها را ازشان دور می‌کند. تو بن‌بست نمی‌مانند، می‌آیند بیرون؛ بالاخره این بن‌بست باز می‌شود. به درِ بسته می‌خورند، اما باز می‌شود؛ به بن‌بست می‌خورند، اما تویش نمی‌مانند و باز می‌شود. این شرطش همین است که بر استحکام بنا کارمان پیش برود.

فهرست

1️⃣ هدف از خلقت و مسیر بندگی

◽️ ما خُلقنا للعبادة؛ بندگی اساس حیات است
◽️ هر چیز دیگر فرع است؛ نباید جای اصل و فرع عوض شود


2️⃣ چهار رکن رسیدن به مکارم اخلاق

◽️ ایمان، نیت، قصد، عمل؛ پایه‌های اخلاق حسنه
◽️ بدون این چهار جهت، انسان لغزش دارد و ثابت‌قدم نمی‌ماند


3️⃣ مشغولیت‌هایی که انسان را از مسیر بازمی‌دارد

◽️ گاهی دخالت انسان دارد، گاهی فقط اراده الهی است
◽️ هر دو نوع، می‌توانند انسان را از عبادت و هدف اصلی دور کنند


4️⃣ تربیت اسلامی و محکم‌کاری در زندگی

◽️ انسانِ اسلامی تنبل و سهل‌انگار نیست
◽️ کار را یا انجام نمی‌دهد، یا درست، پخته و تا انتها انجام می‌دهد


5️⃣ بی‌توجهی به محکم‌کاری، مانع اجابت دعا

◽️ در قرض دادن، اسلام بر نوشتن و شاهد گرفتن تأکید دارد
◽️ دعا در جایی که کوتاهی کرده‌ایم، ممکن است مستجاب نشود


6️⃣ خودمراقبتی و رعایت تقوا در عمل

◽️ انسان باتقوا به پلیس نیاز ندارد؛ خودش مراقب است
◽️ رعایت دقیق حدود الهی، انسان را از گرفتاری‌های دنیایی حفظ می‌کند


7️⃣ دعا برای دوری از مشغولیت‌های بی‌ثمر

◽️ «وکفنی ما یشغلنی الاهتمام به»؛ خدایا ذهن و عمرم را حفظ کن
◽️ حتی فکرهای زائد، حوصله و انرژی را از عبادت می‌گیرد

شرح صحیفه سجادیه - مسجد میزان الاعمال

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال (جلسه پانزدهم) ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی