سخنرانی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۲۳ اسفند ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/12/23
پست

🎧 صوت کامل سخنرانی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶:

🔻بخشی از آنچه در این صوت می‌شنوید:

🔸دوری از خدا و بی‌توجهی به ایمان باعث آسیب‌های روحی و مشکلات زندگی است و از آن سو، ایمان به خدا، آرامش و اطمینان قلبی را برای انسان به همراه دارد. 
     
🔹عمل صالح و ایمان رابطه متقابل دارند؛ هرچه ایمان قوی‌تر باشد، عمل صالح بیشتر می‌شود و برعکس. 
   
🔸تقویت ایمان باعث افزایش صبر و تحمل انسان می‌شود. 
     
🔹مشکلات زندگی برای همه وجود دارد، اما افراد با ایمان بهتر با آنها کنار می‌آیند.
  
🔸انسان‌هایی که ایمان قوی‌تری دارند، در برابر سختی‌ها مقاوم‌تر و در برابر نعمت‌ها شاکرتر هستند. 

————————

🎧 سخنران: استاد محمّدی

🗓 ۲۳ اسفند ۱۴۰۳

سخنرانی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۲۳ اسفند ۱۴۰۳

🎧 صوت کامل سخنرانی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶:

🔻بخشی از آنچه در این صوت می‌شنوید:

🔸دوری از خدا و بی‌توجهی به ایمان باعث آسیب‌های روحی و مشکلات زندگی است و از آن سو، ایمان به خدا، آرامش و اطمینان قلبی را برای انسان به همراه دارد. 
     
🔹عمل صالح و ایمان رابطه متقابل دارند؛ هرچه ایمان قوی‌تر باشد، عمل صالح بیشتر می‌شود و برعکس. 
   
🔸تقویت ایمان باعث افزایش صبر و تحمل انسان می‌شود. 
     
🔹مشکلات زندگی برای همه وجود دارد، اما افراد با ایمان بهتر با آنها کنار می‌آیند.
  
🔸انسان‌هایی که ایمان قوی‌تری دارند، در برابر سختی‌ها مقاوم‌تر و در برابر نعمت‌ها شاکرتر هستند. 

————————

🎧 سخنران: استاد محمّدی

🗓 ۲۳ اسفند ۱۴۰۳

متن

اهمیت ایمان و نیازهای روح انسان

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلاه والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیت‌الله فی الارضین و لعنت‌الله علی اعدائهم اجمعین.

صحبت درباره اهمیت ایمان بود. عرض شد مهم‌ترین نیاز روح انسان که بعد اصلی وجود انسان است و مثل جسم انسان تشنه و گرسنه می‌شود و احتیاجاتی دارد — نیاز به تغذیه دارد، نیاز به تقویت دارد — مهم‌ترین نیاز روح انسان ایمان است. ایمان به خدا، باور به خدا و در ادامه‌اش توجه به خدا و یاد خدا، نیاز اصلی روح انسان است؛ و بشر هر چقدر از یاد خدا و از بندگی خدا دور می‌شود، آفت و آسیبش برایش شدیدتر و سنگین‌تر می‌شود و مصیبت بدتر هم این است که علت مشکل و مصیبت را هم نمی‌تواند بفهمه.

آسیب‌شناسی دوری از خدا و محدودیت علوم بشری

چون خیلی از این مشکلات روحی انسان نشأت‌گرفته از همین است که انسان ارتباطش را با خدا خراب کرده است. این ارتباط آسیب دیده است؛ به هر دلیلی، تحت هر شرایطی آسیب دیده و آسیب دیدن این ارتباط باعث آسیب‌هایی برای روح انسان می‌شود. روح که آسیب ببیند، حتی جسم انسان هم آسیب می‌بیند و آن نیازهای اصلی‌اش تأمین نمی‌شود. وقتی آن نیازهای اصلی تأمین نشد، مشکلات پیش می‌آید.

مسائل مختلفی که انسان‌ها در اثر این نرسیدن به روح، رسیدگی نکردن به روح و توجه نداشتن به روح دچارش می‌شوند، همه‌اش به یک نحوی برمی‌گردد به این مسئله؛ و عرض شد که بشر و انسان با این همه پیشرفت علمی و با این همه تلاش، مطالعات و تحقیقاتی که دارد، هنوز نتوانسته است به این نقطه برسد؛ و آنچه که بر فضای روان‌شناسی، انسان‌شناسی و علوم مربوط به انسان‌شناسی و روان‌شناسی و سایر علومی که مربوط به این جهت است حاکم می‌باشد، انسان وقتی می‌بیند، می‌بیند که به این مسئله اصلی و اساسی توجهی ندارند. چون توجه ندارند، آن درمان اصلی را برای انسان نمی‌توانند پیدا کنند.

اهمیت خودشناسی و شناسایی آسیب‌های ارتباط با خدا

خدا، توجه به خدا، یاد خدا و درست کردن رابطه انسان با خدا، این نیاز اصلی است. گره‌گشای اصلی است. آن فوت کوزه‌گری که نیاز است برای هر کاری که انسان برای سلامت روحش می‌خواهد انجام بدهد، آن نقطه اصلی و فوت کوزه‌گری‌اش همین است که انسان توجه کند ببیند کجاها ارتباطش با خدا آسیب دیده است. چه کارهایی کرده، چه چیزهایی بوده در زندگی‌اش که به ارتباطش با خدا آسیب زده است. چه گناهانی دارد، چه اخلاق بدی دارد، چه مشکلات روحی، رفتاری و اخلاقی دارد که این‌ها اولاً به ارتباطش با خدا آسیب می‌زند و به تبعش به روح انسان آسیب می‌رساند و آن آرامش، وقار، سکینه و اطمینان قلبی را از انسان می‌گیرد.

حالا هر چقدر انسان بنشیند مطالعه کند که مثلاً چه ویژگی‌هایی داریم ما انسان‌ها، این مطالعات بد نیست، اما به آن نقطه اصلی و اساسی که همین مسائل است نمی‌رسد. همه‌اش انسان غرق در خودش می‌شود. همه‌اش در صدد شناخت مسائل شخصی خودش و ویژگی‌های روحی و رفتاری خودِ خودش است، ولی آن درمان اصلی که بیرون از وجود خودش است و مرتبط با وجود اوست، آن را نمی‌تواند پیدا کند. لذا نسخه‌هایی که بشر می‌پیچد، خیلی که مفید باشد مسکن است، اما درمانگر نیست.

جایگاه ایمان و عمل صالح در تعالیم الهی

خب از اینجا پی می‌بریم به اهمیت ایمان به خدا و اینکه چرا این‌قدر در اسلام و در ادیان الهی — آن چیزهایی که از جانب خدا به عنوان کسی که واقعیات را می‌شناسد، روح ما را می‌شناسد، جسم ما را می‌شناسد، [آمده است] خداست — خب این خدا چرا این‌قدر در ادیان الهی، در دین اسلام و در قرآن کریم روی مسئله ایمان توجه داده است؟ این‌قدر این ایمان، «آمنوا»، «آمنوا و عملوا الصالحات» و مؤمن این‌قدر پررنگ است؟ چون ایمان اساسِ حل مشکلات آدم است. درمان اصلی و اساسی از راه ایمان می‌گذرد؛ تقویت ایمان. هر چه به تقویت ایمان می‌رسد و انسان را می‌رساند، مفید برای روح انسان است، ارتباط ما را با خدا درست می‌کند و روح استفاده می‌کند. روح نشاط واقعی پیدا می‌کند. روح، اطمینان و آرامش واقعی برایش حاکم می‌شود.

هر چه هم ایمانِ آدم را ضعیف می‌کند و آسیب می‌زند به ایمان انسان، انسان را از آن آرامش واقعی دور می‌سازد؛ چون ارتباط ما را با خدا خراب می‌کند. این‌ها به هم متصل‌اند. ارتباط که خراب شد، روح آسیب می‌بیند. روح که آسیب دید، آسیب‌پذیری‌اش بالا می‌رود و آن وقت از آن مشکلات شدید و زیاد درمی‌آید و دچارش می‌شود. لذا زیاد توجه داده‌اند ما را در قرآن کریم که کتابی است که برای هدایت ما آمده، قانونی است و روشی است برای زندگی کردن؛ توجه می‌دهد خدا به روح، به ایمان. حتی از روح هم خیلی حرف نمی‌زند، مختصر از آن رد می‌شود. انسان را متمرکز می‌کند و توجه می‌دهد به ایمان و عمل صالح.

ایمان اساس است، از دل ایمان عمل صالح درمی‌آید. ایمان مولد عمل صالح است. ایمان باعث انجام اعمال صالح، کارهای خوب و اخلاق خوب می‌شود. هر چه عمل صالح، کار خوب و اخلاق خوب از انسان بیشتر بشود، ایمان بیشتر می‌شود؛ یعنی این دو تا با همدیگر، همدیگر را بالا می‌آورند و همدیگر را رشد می‌دهند. روح و ایمان، زمینه عمل صالح است و عمل صالح، زمینه رشد روح و ایمان است. باز ایمان که رشد کرد، عمل صالح در انسان بیشتر می‌شود و اخلاق خوب در انسان عمیق‌تر می‌گردد.

مفهوم صبر و ظرفیت‌های درونی انسان

همه ما به صبر نیاز داریم. یک حدی از صبر را هم همه دارند. هیچ‌کسی را خدا طوری نیافریده که هیچ صبر نداشته باشد. همه یک مقداری از صبر را دارند؛ ولی این صبر کم است. گاهی در مسائلی در زندگی و مشکلاتی که پیش می‌آید برای انسان، این صبر — جلسه قبل عرض کردیم این صفات خوب مثل صبر — مثل یک دریا می‌ماند، مثل یک رود می‌ماند، مثل یک برکه می‌ماند که در انسان، وقتی این صبر کم باشد این ساحلش خیلی نزدیک است، خیلی محدود است و وسعتش خیلی کم است. تا یک جایی صبر دارد، به فلان نقطه که می‌رسد صبرش تمام می‌شود؛ رسید به ساحل. دیگر آب نیست، دیگر صبر نیست. آنجا دیگر از خود بی خود می‌شود و بی‌صبری می‌کند.

حالا آن چیزی که خدا می‌خواسته همین است که با تقویت ایمان، این وسعت پیدا بکند؛ دریای این صفات خوب انسان. از یک چشمه کوچک، از یک برکه کوچک، از یک حوض کوچک برسد به آنجا که آن‌قدر این مرزهایش و ساحلش گسترده بشود که مثل یک دریا بشود، مثل یک اقیانوس بشود که هر چقدر از حوادث روزگار پیش می‌آید، این صبرش لبریز نمی‌شود، تمام نمی‌شود. به ساحل نمی‌رسد که تموم بشود و دیگر صبری نباشد، به این حد نمی‌رسد. انسان این‌قدر ظرفیت دارد.

این صبر ابتدا در انسان کم است، ولی خدا می‌خواهد با عمل صالح، با کارهای خوب و کارهای خیر این صبر زیاد بشود. بقیه صفات هم همین‌طور. صبر در زندگی خیلی نیاز است. آن وقت هر چه انسان روی آن سرمایه‌گذاری کند، روی کارهای خیر سرمایه‌گذاری کند، صبرش بیشتر می‌شود و مشکلات زندگی کمتر دیگر می‌تواند به او آسیب بزند. کمتر چیزی هست که بتواند صبر را از انسان بگیرد و پیش برود. انسان‌های عادی هم به این نقطه می‌رسند، نه فقط انسان‌های خاص.

تقویت ایمان باعث این مسائل می‌شود؛ یعنی اول و اساسی فایده‌اش برای انسان است، ثمرش برای انسان است و هیچ چیزش هم به خدا نمی‌رسد. هیچ نفع و سودی خدای متعال از صبر ما نمی‌برد، از ایمان ما نمی‌برد، از عمل صالح ما عایدش نمی‌شود. هر چه گفته برای خود ما گفته است؛ ولی راه داده. هر چه ایمان بیشتر می‌شود، عمل صالح بیشتر می‌شود. هر چه عمل صالحمان را بیشتر می‌کنیم، ایمانمان بیشتر می‌شود. باز هر چه ایمان بیشتر شد، عمل صالح بیشتر می‌شود. بیشتر شدنش یعنی چه؟ یعنی همین؛ یعنی صبر انسان، ظرفیت انسان و سعه صدر انسان بیشتر می‌شود. گسترش پیدا می‌کند.

این را می‌خواهم. ما معلوم نیست در حوادث روزگار چه اتفاقاتی برایمان بیفتد، چه چیزهایی بعداً بناست پیش بیاید. نیاز داریم مجهز باشیم از قبل، آماده باشیم و ظرفیت مشکلات را داشته باشیم. ظرفیت را هم در مشکلات و چیزهای سخت داشته باشیم، هم ظرفیت را در چیزهای خوب داشته باشیم. گاهی انسان در چیزهای خوب هم خیلی ظرفیت ندارد. مثلاً ظرفیت ندارد خیلی نعمتش زیاد بشود. ظرفیت ندارد خیلی مالش زیاد بشود و روزی‌اش گسترده گردد. بعضی‌ها آسیبشان در همین چیزهاست اتفاقاً. وقتی گشایش و وسعت رزق و روزی پیدا می‌کند، ظرفیتش را از دست می‌دهد، می‌افتد به کارهای غلط، به خرج‌های غلط و به راه‌های غلطی رفتن در زندگی.

عده زیادی، نه همه‌شان، عده زیادی از انسان‌های سرمایه‌دار و پول‌دار، این‌ها اتفاقاً وضع ایمانی‌شان و اعتقادی‌شان از آدم‌های فقیر یا متوسط، وضعشان — وضع آن‌ها خیلی بدتر است. با اینکه سرمایه‌دارند، ولی وضعشان بدتر است. انسان می‌رسد به یک نقطه‌ای که ظرفیت چیزهای خوب را هم ندارد؛ یعنی خدا هر چه به او بیشتر داده، وضعش بدتر شده است. رابطه‌اش با خدا بدتر شده است. نق زدن و غر زدنش بیشتر شده، شکرش کمتر شده و از بین رفته، صبرش هم کمتر شده است. می‌بینی خیلی هم پول‌دار است، اما خیلی هم شاکی است. از آن‌ور گاهی می‌بینی یکی هست خیلی هم وضع آن‌چنانی ندارد، مشکلاتی هم خیلی — خیلی مشکلاتی هم دارد، اما کأنّ مشکلی به آن معنا ندارد. این‌قدر حالش خوب است، شاکر است. این‌ها همه طور آدمی را انسان می‌بیند دیگر. بعضی‌ها ظرفیت‌هاشان این است که در کار خیر و چیزهای خوب هم ظرفیت ندارند.

بررسی حدیث امام صادق (ع) پیرامون ویژگی‌های مؤمن

به هر حال، همه این حرف‌ها، بحث‌ها و ایمان برای این است که انسان وسعت صدر پیدا بکند، سعه صدر پیدا کند و ظرفیتش بالا برود. این ظرفیت بالا، هم در چیزهای خوب و هم در اتفاقات، مسائل و مشکلات بد زندگی، انسان را مقاوم می‌کند. انسان به جزع‌وفزع، به بی‌تابی، به کم‌صبری، به رفتارهای غلط، به رفتارهای سبک و به حرف‌هایی که نباید بزند نمی‌افتد. می‌تواند تحمل کند.

از امام صادق (علیه‌السلام) در کتاب شریف کافی روایت شده، فرمودند: «ینبغی للمؤمن...» اینجا حرف روی مؤمن است؛ یعنی آی مؤمنی که ایمان داری، ایمان را باید رویش سرمایه‌گذاری کنی، توجه کنی، از دل ایمانت باید این‌ها دربیاید، این صفت‌ها. چه چیزی؟ سزاوار یک مؤمن است که ایمانش — این‌قدر رویش تلاش کند، تقویت کند، سرمایه‌گذاری کند، همت کند که به این نقطه‌ها برسد. این‌قدر روی این نقطه‌ها سرمایه‌گذاری کند که ایمانش رشد کند و بتواند همین‌ها را گسترش بدهد. «ینبغی للمؤمن أن یکون فیه ثمان خصال...» مؤمن هشت تا چیز سزاوار است در او باشد دیگر تا بشود به او گفت یک مؤمنِ تمیز، خوب و مطلوب.

یکی «وقوراً عند الهزاهز...» هزاهز یعنی سختی‌ها؛ سختی‌ها و مشکلات زندگی که همه دارند. هیچ‌کسی استثنا نیست در این دنیا از سختی‌های زندگی. سختی‌های زندگی وقتی می‌آید، مشکلاتی می‌آید، مسائلی و گرفتاری‌هایی پیش می‌آید، آدم‌ها در یک تقسیم کلی دو دسته‌اند طبیعتاً. یک دسته خب خیلی خودشان را می‌بازند، خیلی می‌شکنند، شکسته می‌شوند و خیلی آسیب‌پذیری‌شان بالاست. به هر حال، این چیزها در آن‌ها هست دیگر. همین کم‌صبرند، کم‌طاقتند و ظرفیت‌شان کم است. خب می‌افتند به یک رفتارهای سبکی، رفتارهای زننده‌ای، تصمیمات غلطی و حرف‌های ناپسندی از آن‌ها درمی‌آید. در متن آن مشکل که هست، خیلی آسیبش بالاست. آسیب‌زنندگی‌اش هم بالاست به بقیه. این مشکل برایش پیش آمده، یک مصیبتی، گرفتاری‌ای؛ حالا مصیبتش هم واقعاً مشکلی است. مصیبت‌ها و سختی‌ها را که کسی انکار نمی‌کند که سخت است. بله، سختی دارد، ولی این سختی‌ها برای همه هست، همه جا هم هست. اما بعضی‌ها این‌طوری می‌شوند؛ یعنی خیلی شکسته می‌شوند، خیلی آسیب‌شان بالا می‌رود.

نقطه مقابلش بعضی‌ها هستند نه، کمتر این حالت [برایشان پیش] می‌شود. بعضی‌ها دیگر هستند نه، انگار خیلی صبرشان بالاست، خیلی مقاومت‌شان زیاد است. اینجا تعبیر کرده به وقار. وقار آن حالتی است در انسان — خودمان می‌فهمیم وقار یعنی چه؛ همان که از وقار می‌فهمیم — یعنی یک حالت آرامش کامل، سنگینی و وزانتی در انسان باشد که به راحتی هر چیزی نتواند این را تکان بدهد. هر مشکلی، هر سختی، هر مصیبتی نمی‌تواند این را از جا بکند، نمی‌تواند به همش بریزد، نمی‌تواند زلزله در او ایجاد بکند. این را می‌گویند وقار.

می‌فرماید یکی از آثار ایمان و فایده‌های ایمان و یکی از چیزهایی که سزاوار مؤمن است به آن برسد، چون خیلی به آن احتیاج دارد، این نقطه است که وقتی سختی‌های زندگی، شدائد، سختی‌ها و مشکلات می‌آید، خودش را نبازد، متزلزل نشود و زلزله ایجاد نشود در زندگی‌اش. کاه را کوه نکند، این‌قدر شکستگی در خودش ایجاد نکند، اعتماد به نفسش را آسیب نزند، سرمایه‌هایی که خدا به او داده نادیده نگیرد، نقاط ضعفش را برجسته نکند، بزرگ نکند. این‌ها همه «وقوراً عند الهزاهز» می‌شود، همه این‌ها، همه این مسائل؛ که [انسان] به این نقطه برسد. در این چیزهای مختلف، این آفت‌ها و این مسائل و مشکلاتی که برایش پیش می‌آید این‌طوری باشد. خب گاهی ممکن است در زندگی‌مان افرادی را دیده‌ایم این‌طوری‌اند، گاهی هم ندیده‌ایم ولی شنیده‌ایم، ولی هست. یک کسانی عادی، هستند این‌طوری.

«وقوراً عند الهزاهز»، وقتی سختی‌های زندگی پیش می‌آید، این شکنندگی ندارد. سختی برای او هم سخت است، اما عکس‌العمل‌ها فرق می‌کند. آن راهی که انسان پیش می‌گیرد فرق می‌کند، چه راهی را پیش می‌گیرد. راه بی‌صبری و جزع‌وفزع و بی‌توجهی به چیزهایی که خدا به او داده و نقاط ضعف و نقاط نقص و این‌ها را برجسته کردن، هوچی‌گری، جزع‌وفزع، این چیزها را پیش گرفتن، این یک راه است. برای چنین کسی مصیبت دو تا چیز است. «المصیبه للجازع اثنتان»، برای آدم‌هایی که صبور نیستند، اهل جزع‌وفزع‌اند، مصیبت دو تاست. یکی خودِ آن مشکل، یکی این بی‌صبری‌اش، این شکنندگی‌اش، این جزع‌وفزعش، این آسیبی که دارد به اعتماد به نفسش می‌زند، این سرمایه‌هایی که خدا به او داده و دارد به آن‌ها بی‌توجهی می‌کند، نادیده می‌گیرد، این واقعیات را که انکار می‌کند؛ همه این‌ها. مصیبت برای چنین کسی دو تاست؛ یکی این حالت‌اش، یکی هم خودِ آن مشکل. آن مشکل خودش به حد کافی هست، سخت است، دو تایش دیگر نکند آدم. «و للصابر واحده»، برای آدم صابر و صبور، مصیبت یک چیز است، آن هم خودِ آن مشکل. بله، خودِ آن مصیبت و مشکل که پیش آمده هست، اما دیگر لااقل خودش قوزِ بالا قوز درست نمی‌کند یک مشکل را بیشترش بکند، چند برابرش کند. این بی‌تابی انسان و این شکنندگی انسان، گاهی از خودِ آن مصیبت سخت‌تر است؛ یعنی در مقایسه با خودِ آن مشکلی که پیش آمده، این خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر است، آسیبش بیشتر است.

استعدادهای بالقوه و تجلی عقل در پرتو صبر

این‌ها چه می‌خواهد؟ این‌ها تمرین می‌خواهد، این‌ها همت می‌خواهد، این‌ها تلاش خود انسان را می‌طلبد. خدا به همه انسان‌ها یک کوهی از صبر را بالقوه داده است، ولی این کوهی از صبر مثل چه می‌ماند؟ مثل مثلاً در دریا که انسان دارد مسافرت می‌کند یا در قطب که دارد حرکت می‌کند، می‌گویند گاهی این کوه و این تپه‌ای که در دریا انسان‌ها می‌بینند، عمده‌اش آن زیر آب است؛ یا حتی این کوه‌های در خشکی گاهی می‌گویند شما یک تپه‌ای می‌بینید یا کوهی می‌بینید، ولی عمده‌اش زیر زمین است. بخش عظیم و وسیع زیر زمین است. یک نقطه‌ای، تپه‌ای، مختصری از آن را داریم می‌بینیم. اینجاها هم همین‌طور است، همین ویژگی حاکم است. باید این‌ها را آدم توجه کند. «وقوراً عند الهزاهز»، وقتی سختی‌های زندگی پیش می‌آید، این شکنندگی ندارد. سختی برای او هم سخت است، اما عکس‌العمل‌ها فرق می‌کند. آن راهی که انسان پیش می‌گیرد فرق می‌کند، چه راهی را پیش می‌گیرد. راه بی‌صبری و جزع‌وفزع و...

«صبوراً عند البلاء»، وقتی بلا و مشکلی پیش می‌آد، مسأله‌ای پیش می‌آد، اولین چیزی که به آن توجه می‌کند و تلاش می‌ورزد، صبرش است. صبر یعنی آدم را باز می‌دارد از رفتارهای غلط. وقتی آدم مبتلا می‌شود به یک مشکلی، اولین چیزی که از انسان‌های معمولی صادر می‌شود رفتارهای غلط است، تصمیم‌های غلط است. حالا چه سختی‌ای در زندگی پیش بیاید، چه مشکلی در ارتباط با بقیه پیدا بکند، این‌ها همه‌اش هست، فرقی نمی‌کند. حالا سختی و مصیبت گاهی آن چیزی است که به آدم رسیده؛ مریض شده، یک کسی را از دست داده، یک مشکلی در زندگی‌اش پیش آمده؛ گاهی این است، گاهی هم مربوط به ارتباط‌های انسان است با بقیه. از جانب یک کسی دارد آسیب می‌بیند در ارتباطی که دارد. یک کسی دچار بدفکری شده، بدرفتاری شده، یک خلاصه بین‌شان شکرآب شده است. اینجا دوباره صبر خیلی به درد آدم می‌خورد. می‌شنود به گوش آدم می‌رسد یا جلو چشم آدم پیش می‌آید یک رفتار غلطی. یک کسی یک رفتار غلطی داشته نسبت به انسان، یک حرف بدی زده، یک تصمیم غلطی گرفته است. آدمِ ضعیف‌العقل، آدم کم‌صبر سریع چون عصبانی می‌شود، چون ناراحت می‌شود، خشمگین می‌شود، یک اقدامی انجام می‌دهد؛ آن اقدام غلط است. یک حرفی می‌زند، آن حرف غلط است.

صبر آدم را از این حالت‌ها درمی‌آورد. می‌گوید بله، درست است الآن او یک تیری به سمت شما پرتاب کرده، آمده خورده به شما، ولی صبر کن. بگذار ببین الآن بهترین کاری که در این موقعیت می‌توانی بکنی چیست. آیا این است که من هم برگردم همون تیر را برگردانم به خودش؟ من هم همان رفتاری که خودش کرد همین الآن انجام بدهم؟ من هم بدترش کنم؟ نه. مثل آدمی می‌ماند که تصادف کرده یا از یک جایی افتاده است؛ این می‌گویند چه چیزی؟ آن‌هایی که مراقبت‌های درمانی و این چیزها را سراغ دارند می‌گویند چه چیزی؟ می‌گویند مواظب باشید ممکن است این آسیب دیده باشد به نخاعش، این را نباید حرکتش بدهید، به فلان حالت نباید دربیاید، در فلان حالت باید قرار بگیرد. اینجا هم همین‌طور است. ما یک تیری خورده‌ایم، یک آسیبی دیده‌ایم، یک مشکلی برایمان پیش آمده است؛ از مشکلات زندگی یا از مشکلاتی که در ارتباطات با آدم‌ها هست. آن مراقبتی دارد همان لحظه. اگر مراقبت نکنیم آسیب سنگین می‌بینیم و می‌زنیم. باید مراقبت کنیم. چه بسا من آن لحظه نباید تکان بخورم. آن لحظه من نباید اقدامی انجام بدهم، قطع نخاع می‌شوم، آسیب می‌بینم. خودم بیش از آنی که هست آسیب می‌بینم. تصادف کرده هنوز قطع نخاع نشده، اما تکان بی‌جا می‌خورد، بد انتقالش می‌دهند، بد حرکتش می‌کنند [و قطع نخاع] می‌شود، آن اتفاق بد می‌افتد. این در همه مسائل زندگی هست.

او می‌گوید صبور باش وقتی یک مشکلی پیش می‌آید. صبر، آدم را این‌طوری نگه می‌دارد. می‌گوید اول ببین در مقابل این تیری که خورده‌ای، این آسیبی که دیده‌ای، این مسئله‌ای که پیش آمده، کار درست چیست. من هم باید همان کار را انجام بدهم؟ من هم باید همان رفتار را از روی عصبانیتم انجام بدهم؟ نه. خودِ خودنگهداری در انسان ایجاد می‌کند که صبر کن ببین، فکر کن رویش. آن وقت عقل آدم هم اینجا ضمناً رشد می‌کند. اینکه می‌گویند همه چیزهایی که خدا گفته و از ما خواسته یک اثر اساسی‌اش روی عقل انسان است، همین است. اینجا آن کسی که صبور است، خودنگهداری دارد، صبر می‌کند، فکر می‌کند، فکر می‌کند که چه کار باید بکند، چه کار نباید بکند، عقل رشد می‌کند. این عقل حاکم می‌شود بر انسان. دیگر با خشم و غضب نمی‌آید تصمیم بگیرد. آن خشم و غضب به او سوار نمی‌شود، آدم را ببرد هر جایی خواست؛ بلکه عقل بر انسان سوار می‌شود، زمام انسان را به دست می‌گیرد و تصمیم درست می‌سازد. لذا خیلی حواستان را جمع کنید؛ در مسائل و مشکلاتی که در ارتباطات با همه دارید؛ همسر و فرزندان و اطرافیان و مردم و این‌ها، و مسائل و مشکلات زندگی و روحی و هر چه که پیش می‌آید.

جمع‌بندی و عاقبت‌بخشی در سایه عقل و خویشتن‌داری

یکی از چیزها همین است؛ انسان در نقطه آغاز باید حواسش را جمع کند، زلزله ایجاد نکند. خودش اگر به هم ریخته، بقیه را به هم نریزد. خودش اگر آسیب دیده، لااقل این آسیب را به بقیه نرساند؛ ولی تلاش کند فکر کند، عقلش را به کار بیندازد، صبرش را به کار بیندازد و از قوه صبرش کمک بگیرد. آن کوهی از صبر که خدا به انسان داده و این به چشم نمی‌آید و زیر زمین پنهان شده — زیر این آب و دریا پنهان شده — آن را باید رفت سراغش، از آن استفاده کرد، زنده‌اش کرد، احیایش کرد و بیشترش نمود.

صفات دیگری هم هست، ان‌شاءالله جلسات بعد. ان‌شاءالله خدا به ما این عقل را بدهد و این ظرفیت را بدهد و این درک و فهم را بدهد که این حرف‌ها را زود بفهمیم، زود توجه کنیم و زود باور کنیم؛ قبل از آنی که خسارت‌های سنگینی در زندگی به خودمان بخورد و خدای نکرده به اطرافیانمان. نثار ارواح طیبه همه کسانی که این حرف‌ها را زدند، یاد گرفتند و به ما رساندند و به ما یاد دادند — مخصوصاً خاتم انبیاء، حضرات معصومین، شهدا، علما، حضرت امام —  سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. نیاز اصلی روح انسان و ریشه مصائب بشر

مهم‌ترین نیاز روح انسان که بُعد اصلی وجود اوست و مثل جسم تشنه و گرسنه می‌شود و نیاز به تغذیه و تقویت دارد، ایمان است. ایمان به خدا، باور به خدا و در ادامه‌اش توجه و یاد خدا، نیاز اصلی روح انسان است. بشر هر چقدر از یاد خدا و از بندگی او دور می‌شود، آفت و آسیبش شدیدتر و سنگین‌تر می‌گردد. مصیبت بدتر این است که علت مشکل و مصیبت خود را نیز نمی‌تواند بفهمد؛ چون خیلی از این مشکلات روحی، نشأت‌گرفته از این است که ارتباطش را با خدا خراب کرده است. این ارتباط به هر دلیلی آسیب دیده و باعث آسیب‌هایی برای روح شده است. وقتی روح آسیب ببیند، حتی جسم هم آسیب می‌بیند و نیازهای اصلی تأمین نمی‌شود.

۲. ناتوانی علوم بشری در درمان دردهای روحی

بشر و انسان با این همه پیشرفت علمی و با این همه تلاش، مطالعات و تحقیقاتی که دارد، هنوز نتوانسته است به نقطه حل مشکلات روحی برسد. آنچه که امروز بر فضای روان‌شناسی، انسان‌شناسی و علوم مربوط به آن‌ها حاکم است، نشان می‌دهد که به این مسئله اصلی و اساسی توجهی ندارند و چون توجه ندارند، آن درمان اصلی را برای انسان نمی‌توانند پیدا کنند. خدا، توجه به او، یاد او و درست کردن رابطه انسان با خدا، نیاز اصلی و گره‌گشای واقعی است. آن فوت کوزه‌گری که برای سلامت روح به آن نیاز داریم، همین است که انسان توجه کند ببیند کجاها ارتباطش با خدا آسیب دیده است؛ چرا که نسخه‌های بشر، خیلی که مفید باشند مسکن هستند، اما درمانگر نیستند.

۳. آسیب‌شناسی گناه و اخلاق بد در روح

انسان باید توجه کند که چه گناهانی دارد، چه اخلاق بدی دارد و چه مشکلات روحی، رفتاری و اخلاقی در او هست که اولاً به ارتباطش با خدا آسیب می‌زند و به تبع آن، به روحش صدمه می‌رساند و آن آرامش، وقار، سکینه و اطمینان قلبی را از او می‌گیرد. حالا هر چقدر انسان بنشیند مطالعه کند که مثلاً ما انسان‌ها چه ویژگی‌هایی داریم، این مطالعات بد نیست، اما به آن نقطه اساسی نمی‌رسد. با این کارها انسان همه‌اش غرق در خودش و در صدد شناخت مسائل شخصی و ویژگی‌های رفتاری خودِ خودش می‌شود؛ ولی آن درمان اصلی را که بیرون از وجود خودش و مرتبط با وجود اوست، نمی‌تواند پیدا کند.

۴. رابطه متقابل تقویت ایمان و آرامش واقعی

ایمان اساسِ حل مشکلات آدم است و درمان اصلی و اساسی از راه تقویت ایمان می‌گذرد. هر چه که به تقویت ایمان مربوط شود و انسان را به آن برساند، برای روح مفید است، ارتباط ما را با خدا درست می‌کند و روح از آن استفاده می‌نماید. در این صورت است که روح نشاط واقعی پیدا می‌کند و اطمینان و آرامش واقعی برایش حاکم می‌شود. از طرفی، هر چه که ایمانِ آدم را ضعیف کند و به آن آسیب بزند، انسان را از آن آرامش واقعی دور می‌سازد؛ چون ارتباط ما را با خدا خراب می‌کند. این‌ها به هم متصل‌اند؛ ارتباط که خراب شد، روح آسیب می‌بیند، آسیب‌پذیری‌اش بالا می‌رود و مشکلات شدید از آن درمی‌آید.

۵. ایمان و عمل صالح؛ دو بالِ رشد درونی

ایمان اساس است و از دل ایمان، عمل صالح درمی‌آید. ایمان مولد عمل صالح است و باعث انجام اعمال صالح، کارهای خوب و اخلاق خوب می‌شود. هر چه عمل صالح، کار خوب و اخلاق خوب از انسان بیشتر صادر بشود، ایمان او هم بیشتر می‌شود؛ یعنی این دو با همدیگر، یکدیگر را بالا می‌آورند و رشد می‌دهند. روح و ایمان، زمینه عمل صالح است و عمل صالح، زمینه رشد روح و ایمان است. باز وقتی ایمان رشد کرد، عمل صالح در انسان بیشتر می‌شود و اخلاق خوب در وجود او عمیق‌تر می‌گردد. همه ما به صبر نیاز داریم. یک حدی از صبر را هم همه دارند و هیچ‌کسی بدون صبر آفریده نشده است، اما این صبر کم است.

۶. وسعت بخشیدن به اقیانوس صبر درونی

اگر صبر در انسان کم باشد، ساحل آن خیلی نزدیک، محدود و وسعتش خیلی کم است؛ یعنی تا یک جایی صبر دارد و به فلان نقطه که می‌رسد صبرش تمام می‌شود و بی‌صبر‌ی می‌کند. حالا آن چیزی که خدا می‌خواسته این است که با تقویت ایمان، دریای این صفات خوب وسعت پیدا بکند و از یک چشمه و برکه کوچک، به آنجا برسد که مرزهایش گسترده شده و مثل یک اقیانوس بشود؛ اقیانوسی که هر چقدر از حوادث روزگار پیش می‌آید، صبرش لبریز و تمام نمی‌شود و به ساحلِ بی‌صبری نمی‌رسد. انسان این‌قدر ظرفیت دارد. این صبر ابتدا کم است، ولی با عمل صالح و کارهای خیر زیاد می‌شود.

۷. آزمون ظرفیت در برابر نعمت و گشایش روزی

ما نیاز داریم مجهز و آماده باشیم و ظرفیت مشکلات را داشته باشیم؛ اما ظرفیت را هم باید در سختی‌ها داشته باشیم و هم در چیزهای خوب. گاهی انسان در چیزهای خوب هم ظرفیت ندارد؛ مثلاً ظرفیت ندارد نعمت، مال و روزی‌اش زیاد و گسترده گردد. بعضی‌ها آسیبشان اتفاقاً در همین چیزهاست. وقتی گشایش رزق پیدا می‌کنند، ظرفیت خود را از دست می‌دهند و می‌افتند به کارهای غلط و راه‌های اشتباه. عده زیادی از انسان‌های سرمایه‌دار، وضع ایمانی و اعتقادی‌شان از آدم‌های فقیر یا متوسط خیلی بدتر است. انسان گاهی به نقطه‌ای می‌رسد که ظرفیت چیزهای خوب را ندارد؛ یعنی خدا هر چه بیشتر به او داده، رابطه‌اش با خدا بدتر و شکرش کمتر شده است.

۸. وقار و آرامش در مواجهه با زلزله‌های زندگی

سزاوار مؤمن است که ایمانش را تقویت کند تا در سختی‌ها و مشکلات زندگی «وقور» باشد. سختی برای همه هست و وقتی می‌آید، عده‌ای خود را می‌بازند و می‌شکنند، چون ظرفیت‌شان کم است و به رفتارهای سبک و تصمیمات غلط می‌افتند؛ اما وقار آن حالت آرامش کامل، سنگینی و وزانتی است که به راحتی هر چیزی نمی‌تواند آن را تکان بدهد. هر مشکلی نمی‌تواند این انسان را از جا بکند و زلزله در او ایجاد کند. یکی از آثار ایمان این است که وقتی سختی‌های زندگی می‌آید، انسان خود را نبازد، متزلزل نشود، کاه را کوه نکند، اعتماد به نفسش آسیب نبیند و سرمایه‌هایی را که خدا به او داده، نادیده نگیرد.

۹. تفاوت انسان صبور و بی‌صبر در برابر مصائب

برای آدم‌هایی که صبور نیستند و اهل جزع‌وفزع‌اند، مصیبت دو تاست؛ یکی خودِ آن مشکل و دیگری این بی‌صبری و شکنندگی‌شان که به اعتماد به نفس آسیب می‌زند. اما برای آدم صبور، مصیبت یک چیز است و آن خودِ آن مشکل است. دیگر لااقل خودش قوزِ بالا قوز درست نمی‌کند که مشکل را چند برابر کند. این بی‌تابی انسان، گاهی از خودِ آن مصیبت سخت‌تر و سنگین‌تر است. صبر، آدم را باز می‌دارد از رفتارهای غلط. وقتی آدم مبتلا به مشکلی می‌شود، از انسان کم‌صبر سریع اقدام و حرف غلط صادر می‌شود؛ اما صبر، آدم را از این حالت‌ها درمی‌آورد و خودنگهداری ایجاد می‌کند تا ابتدا فکر کند که کار درست چیست.

فهرست

1️⃣ تبیین نیازهای اساسی روح انسان

◽️ ایمان و یاد خدا؛ مهم‌ترین منبع تغذیه و تقویت روح

◽️ ریشه‌یابی مصائب بشر در تاریکیِ دوری از بندگی

2️⃣ محدودیت علوم بشری در درمان دردهای روحی

◽️ ناکارآمدی روان‌شناسی مدرن در ارائه درمان واقعی انسان

◽️ نسخه‌های علمیِ بدون خدا؛ مُسکّن‌های موقت، نه درمانگر

3️⃣ خودشناسی و شناسایی آفت‌های ارتباط با خدا

◽️ گناه و رذایل اخلاقی؛ عوامل سلب آرامش و اطمینان قلبی

◽️ خطای غرق شدن در ویژگی‌های فردی به‌جای درمان اصلی

4️⃣ ارتباط متقابل تقویت ایمان و آرامش درونی

◽️ نشاط و سکینه واقعی در پرتو ارتباط با پروردگار

◽️ تضعیف ایمان؛ عامل بالا رفتن آسیب‌پذیری روح در برابر مشکلات

5️⃣ منظومه ایمان و عمل صالح در مسیر رشد

◽️ عمل صالح؛ مولد، شتاب‌دهنده و عمق‌بخشِ ایمان

◽️ حقیقت صبر؛ اقیانوس بی‌کران ظرفیت‌های درونی انسان

6️⃣ آزمون ظرفیت انسان در برابر گشایش و نعمات

◽️ ضرورت تجهیز درونی در برابر سختی‌ها و گشایش‌های مادی

◽️ سلب ظرفیت و سقوط در پرتگاه ناشکری و راه‌های اشتباه

7️⃣ وقار و خویشتن‌داری در مواجهه با بلاها

◽️ تجلی وقار و آرامش کامل در زلزله‌های روزگار

◽️ تفاوت صابر و جازع؛ مصیبت تک‌بعدی در برابر مصیبت چندبرابری

جلسات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- اسفند ۱۴۰۳

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

سخنرانی روز دوازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۲۳ اسفند ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی