🎧 صوت کامل سخنرانی روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
صوت کامل سخنرانی
1403/12/22
پست

🎧 صوت کامل سخنرانی روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶:

🔻بخشی از آنچه در این صوت می‌شنوید:

🔶 محوریت ایمان
🔸ایمان به عنوان اصلی‌ترین مسئله در ارتباط انسان با خدای متعال مطرح است و هدف نهایی تمام دستورات دینی، تقویت ایمان است.  
🔸تمام عبادات، اعمال صالح، و دعوت به تقوا برای تقویت ایمان طراحی شده‌اند.
🔸حدّ کفِ ایمان، خروج از شک و تردید و پذیرش حقایق اساسی از طریق عقل و دین است.  
🔸هرچه ایمان عمیق‌تر شود، حرمت فرد نزد خداوند بیشتر می‌شود. 

🔷 احترام به علما و شهدا
🔹مؤمن حتی در حد کف ایمان، از حرمتی والا برخوردار است؛ غیبت، تهمت، بی‌احترامی، و شکستن حریم او گناه کبیره است.  
🔹حرمت علما، مجتهدان، و شهدا به دلیل جایگاه بالای ایمان و تلاش آنان در راه دین، ویژه و شدیدتر است.  
🔹حتی اگر مؤمنی مرتکب گناه شود، آبروی او محفوظ است و توهین به او حرام است.  
🔹تنها کسانی که علناً در جبهه دشمنان اسلام و حکومت اسلام قرار دارند، از این حرمت مستثنی هستند.
🔹هدف اصلی حکومت اسلامی و انقلاب، ایجاد بستری برای اجرای عدالت فردی و اجتماعی و تقویت تقواست.  

🔶 چند هشدار:
🔸گناهان کوچک مانند بی‌توجهی به حرمت دیگران، می‌تواند برکت عمر و علم را از بین ببرد.  
🔸اختلاف نظر در مسائل غیراصولی (مانند مسائل سیاسی) مجوز بی‌احترامی نیست.

————————
🎧 سخنران: استاد محمّدی

🗓 ۲۲ اسفند ۱۴۰۳

🎧 صوت کامل سخنرانی روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶

🎧 صوت کامل سخنرانی روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶:

🔻بخشی از آنچه در این صوت می‌شنوید:

🔶 محوریت ایمان
🔸ایمان به عنوان اصلی‌ترین مسئله در ارتباط انسان با خدای متعال مطرح است و هدف نهایی تمام دستورات دینی، تقویت ایمان است.  
🔸تمام عبادات، اعمال صالح، و دعوت به تقوا برای تقویت ایمان طراحی شده‌اند.
🔸حدّ کفِ ایمان، خروج از شک و تردید و پذیرش حقایق اساسی از طریق عقل و دین است.  
🔸هرچه ایمان عمیق‌تر شود، حرمت فرد نزد خداوند بیشتر می‌شود. 

🔷 احترام به علما و شهدا
🔹مؤمن حتی در حد کف ایمان، از حرمتی والا برخوردار است؛ غیبت، تهمت، بی‌احترامی، و شکستن حریم او گناه کبیره است.  
🔹حرمت علما، مجتهدان، و شهدا به دلیل جایگاه بالای ایمان و تلاش آنان در راه دین، ویژه و شدیدتر است.  
🔹حتی اگر مؤمنی مرتکب گناه شود، آبروی او محفوظ است و توهین به او حرام است.  
🔹تنها کسانی که علناً در جبهه دشمنان اسلام و حکومت اسلام قرار دارند، از این حرمت مستثنی هستند.
🔹هدف اصلی حکومت اسلامی و انقلاب، ایجاد بستری برای اجرای عدالت فردی و اجتماعی و تقویت تقواست.  

🔶 چند هشدار:
🔸گناهان کوچک مانند بی‌توجهی به حرمت دیگران، می‌تواند برکت عمر و علم را از بین ببرد.  
🔸اختلاف نظر در مسائل غیراصولی (مانند مسائل سیاسی) مجوز بی‌احترامی نیست.

————————
🎧 سخنران: استاد محمّدی

🗓 ۲۲ اسفند ۱۴۰۳

متن

اهمیت و جایگاه ایمان در مهندسی وجودی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام على سیدنا و نبینا، ابالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الأرضین.

عرض شد مسئله مهمی هست در مورد انسان و اون، مسئله ایمان هست؛ به عنوان اصلی‌ترین مسئله‌ای که از نظر خدای متعال مطرح هست و در ارتباط مستقیم با خدای متعال قرار داره، همین مسئله است. بله، محور و هدف همه مسائل در مورد انسان، این مسئله هست؛ یعنی ایمان هست.

همه عبادات و همه اون‌چه که از دستورات دین مطرح هست، برای این هست که مسئله ایمان در انسان تقویت بشه. اگه دعوت هست به عمل صالح، اگه دعوت هست به تقوا، یا دعوت هست به هر چیزی که از خیرات هست، همه‌اش مقصدش ایمان هست. اون اصل و اساس، ایمان هست؛ تا این‌که انسان بتونه از این فرصت عمرش و سایر فرصت‌هایی که خدای متعال بهش عنایت کرده، این خط ایمان رو پیدا کنه و کم‌کم بتونه در خودش رشد بده، تقویت کنه و برسه به مقصد نهایی که خدا برای ایمان قرار داده.

مراتب ایمان؛ از حدِ کف تا کمال

از دل ایمان و متناسب با مقدار اون، صفات خوب در انسان صادر میشه و به تدریج رشد می‌کنه و ثمر میده. ایمان یک حدِ کفی داره و یک حدِ بالاتری.

حدِ کف ایمان این هست که آن‌چه را که خدا مشخص کرده و اون‌چه را که باید بپذیریم—ابتدا از طریق عقل و بعد هم از طریق دین—اون‌هایی را که مشخص شده باید بهش ایمان و باور داشته باشیم، بپذیریم. یک انسان مؤمن به کسی می‌گن که بر طبق عقل، وجود خدای متعال رو باور داره، وحدانیت خدای متعال رو باور داره و امثال این چیزهایی که در مورد خدای متعال مطرح هست. بعد هم وقتی به خدا ایمان داره، در اون‌چه که خدا مشخص کرده برای ارکان ایمان، اون‌ها را هم باور داره؛ به نبوت خاتم انبیاء باور داره و سایر مسائلی که به دنبال این ایمان به خدا خودش رو نشون میده.

ارزش علم و دانستن؛ حرمتِ کعبه‌گونه مؤمن

ایمان در این مرحله مساوی با علم هست، مساوی با دانستن هست. از جهت این‌که علمی‌ست، انسان از شک و تردید دراومده؛ چیز مطلوبی هست، خوب هست و پیش خدای متعال هم ارزش داره. مؤمن و کسی که این حد از ایمان رو داره، همون کسی‌ست که بر طبق روایات فرمودند ارزش و حرمتش از کعبه بالاتر هست.

لذا خیلی باید توجه داشت نسبت به این مسئله؛ حریم داره و حرمت داره پیش خدای متعال. هر کسی که این اعتقادات رو پذیرفته باشه، همه گناهان کبیره‌ای که نسبت به مؤمن مطرح هست، نسبت به این فرد [نیز] صادق هست. ما باید این مسئله رو خیلی توجه کنیم در کارهامون، در حرف‌هامون و در رفتارمون، که کسی که این مقدار از ایمان رو—یعنی این باورها رو—داره، پیش خدای متعال خیلی ارزشمند هست به خاطر این باورها.

ضرورت حفظ حریم در روابط و صمیمیت‌های عرفی

ما باید رفتارمون و حرف زدنمون رو نسبت به چنین فردی تنظیم کنیم. حالا این‌که این فرد چه حدی از ایمان در بالاترش رو داره یا نداره، یا تقیدش نسبت به خیلی مسائل دیگری که مربوط به اصل ایمان نیست چقدر هست، کجا هست، چه سمتی داره و چطور هست، این‌ها فرع مطلب هست. اصل مطلب این هست که تا مادامی که این حرمت و حریم رو داره، خیلی مسائل نسبت بهش ثابت هست؛ غیبتش حرام هست، تهمت بهش حرام هست، بی‌احترامی بهش حرام هست، توهین بهش حرام هست، حفظ آبرویش و حفظ حرمتش لازم هست. حالا ولو در جبهه ما و در اون گروه ما و خط ما و هر چیزی که ما تشکیل دادیم نباشه؛ این‌ها هیچ موضوعیتی نداره، اون چیز که موضوعیت داره اصل این ایمان هست که کسی داشت، این‌همه حریم پیش خدا پیدا می‌کنه، ارزشمند میشه و باید مراقب بود که حریمش نشکنه.

توجه به خودِ این مسئله، خیلی از ارتباطات غلطی که بین انسان‌ها و بین مؤمنین هست رو درست می‌کنه و اصلاح می‌کنه؛ تا ما توجه داشته باشیم که هر کسی که این ایمان رو در این حد داره، بالاخره باید نسبت بهش مراقبت کرد و مراعات کرد. به این راحتی نمیشه هر حرفی رو راجع بهش زد، به این راحتی نمیشه هر برخوردی رو کرد؛ از این برخوردها و حرف‌های غلط که این‌ها هیچ، از اون طرف خیلی هم باید احترام کرد، خیلی هم باید ارزش قائل شد و بالاخره این مسائلی‌ست که در دین اومده و به ما توجه داده‌اند که این‌ها را مراعات کنیم.

ولی ما متأسفانه در حد همین کفِ این مطالب هم مشکل داریم؛ در ارتباطاتمون، در حفظ حریم‌ها، در حفظ کرامت انسان‌ها و تکریم انسان‌ها به معنای همین مؤمن بودنشون، این‌ها را متأسفانه توجه نمی‌کنیم. همسر ماست، برادر ماست، قوم و خویش ماست، رفیق ماست؛ این عنوان‌ها هست، ولی در ورای همه این‌ها اون چیز که پیش خدای متعال ارزش داره و این [شخص] داره، همون ایمان اوست. چون این ایمان رو داره، نمیشه گفت همسرمه طوری نیست، فرزندمه چیز خاصی نیست، قوم و خویشمه، رفیقمه؛ دیگه حد و حریم نگه نداره انسان. این رو باید خیلی بهش توجه کرد. فرزند انسانه، درسته فرزند ماست، ولی وقتی به حد و سنی برسه که این احکام و این مسائل براش بار بشه، با یک غریبه از جهت حرمت و احترام فرقی نداره. همسر ماست، برادر ماست، رفیق ماست، هم‌بحث ماست؛ هر چقدر هم که انسان‌ها با هم صمیمی باشند، اما اون حد و حدود و حریم ایمان رو باید نسبت به هم حفظ کنند.

مفهوم «توقیر» و شأن مؤمنین در کلام وحی

اخلاق خوش و احترام و تکریم و تعظیم و توقیر، سفارش شده در روایات؛ «وقّروه». توقیر یعنی بزرگداشت، از وقار میاد؛ یعنی شما کاری نکنید حرمتش، حریمش، احترامش و شأنش شکسته بشه نسبت به کی؟ اصحاب، همه کسانی که شیعیان هستند، شیعه‌اند؛ یا به تعبیری شیعه میشه یا به تعبیری مؤمن میشه.

این‌ها حالا همه‌اش مربوط به حدِ کفِ ایمان هست که این‌قدر ما روایات داریم و این‌قدر حریم از جهات مختلف قائل شده‌اند؛ که کأنّ اون چیزی که ما برای انسان‌های خاص و بالایی قائلیم، در اسلام برای همین‌ها که از همین حدِ کف و کفِ ایمان را دارند، قائل شده. و این خیلی مهمه. خیلی از اشتباهات ما و گناهانی که از ما صادر میشه، گاهی در ارتباطات به خاطر همینه که این مسئله رو توجه نداریم؛ یعنی عادت کردیم به یک چیزی که در عرف هست، بین مردم هست، که وقتی با هم صمیمی هستند و ارتباطشون خیلی نزدیک هست، گاهی توجه به اون حریم‌ها ندارند. ما نباید ذوب بشیم و منحل بشیم در اون عرفیات غلط.

حالا هر نسبتی با من داره، خیلی هم رفیق، خیلی هم صمیمیم؛ صمیمیت درست، جای خودش، اما این‌که آدم مراقبت کنه حریمش و حرمتش شکسته نشه، مسئله مهمیه. این نیاز به یک بازنگری و توجهی داره که انسان در رفتارهای خودش داشته باشه، حدود رو حفظ بکنه. تعابیری که در روایات هست، از تکریم و تعظیم و توقیر، به همین مؤمنین می‌خوره که از کفِ ایمان بهره‌مند هستند.

عادت، عادی شدن و همرنگ رسوم و سنن عرفی درآمدن در چیزهای غلط، غلطه و حتماً انسان مؤمن یکی از ویژگی‌هایش تفاوته؛ تفاوت داره با بقیه در همین آداب، در همین حریم‌ها، در نگه داشتن همین حرمت‌ها و در همین تکریم و تعظیم‌ها. والا همه این حدودِ تکریم و تعظیم رو بشکنیم، دیگه می‌خواهیم راحت باشیم؛ جمعش یه مقدار مشکله. مشکل هم از این جهت که آدم یا از اون‌وریه یا از اون طرفی؛ یا به اسم راحت بودن، می‌خواد هیچ حد و مرزی نباشه توش، یا اون وقت که به حد و مرز می‌فته، این مسئله ضایع میشه. این [انسان] باید از عقل کمک بگیره، فکر کنه، فهم کنه تو روابطش با هر کسی که داره؛ در عینی که می‌خواد صمیمی باشه، در عینی که می‌خواد حالا اون‌قدر رابطه سنگین و رسمی نباشه، درست، اما به جایی نرسه که تو بعضی چیزها، این چیزها، این چیزهای مهمی که مطرح کردم زیر سؤال بره.

صیانت از حریم نخبگان علمی و مراجع دینی

این‌ها مال کفِ ایمان هست؛ حالا بالاتر از این حدِ کف، دیگه هر چقدر ایمان فرد بالاتر بره، این مسائل حریمش و حرمتش بیشتر میشه، غلیظ‌تر میشه و خیلی شدت پیدا می‌کنه. برسه به اون اوج، که در اوج ایمان، رسول گرامی خدا و خاتم انبیاء قرار دارند و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) قرار دارند؛ اون‌جا دیگه اوج این ایمانی هست که یک بشر می‌تونه داشته باشه. اون‌جا دیگه بعضی این مسائل اگه پیش بیاد، حکم به اجرای حد و این مسائله؛ دیگه حد شرعی جاری میشه، دیگه حکم، گاهی حکم به قتل داده میشه نسبت به کسی که این حریم رو نسبت به یک فردی مثل خاتم انبیاء یا مثل حضرات معصومین می‌شکنه. از این کف شروع میشه، هر چقدر بالاتر میره غلظتش بیشتر میشه رعایت این حد و حدود، و انسان باید مراقبتش نسبت به رعایت این مسائل بیشتر باشه.

ما یه وقت خدای‌نکرده حواسمون نیست، حریم یه مؤمن عادی در حدِ کفِ ایمان رو می‌شکنیم؛ خب این گناه کبیره است، عقاب داره. اما یه وقت از این مؤمن رفته بالاتر؛ یک مؤمن با ایمان بالاتری، اخلاق بهتری، مؤمن عالمی، مخصوصاً عالم؛ عالمی که هم مؤمن باشه هم باتقوا باشه، اون دیگه حریمش خیلی خاص میشه. خیلی باید حواسمون رو جمع بکنیم تو حرف زدن‌ها، تو رفتار، حریم نشکنیم. اون وقت این‌ها برکت رو از زندگی انسان می‌گیره؛ این گناه کبیره درجه و غلظتش بالاتر میرسه، سنگین‌تر میشه معونه‌اش و بارش. حالا ولو یه نظری، تصمیمی یا رفتاری رو ما ببینیم که نمی‌پسندیم، ما مثلاً انتقاد داریم، ما اشکال داریم، اما تا وقتی که به حرام بین شرعیِ اون‌چنانی نرسه، ما اجازه نداریم این مسائل رو؛ تازه به اون هم که برسه، باز هم این‌طور [برخورد نمیشه]. همین مؤمنی که در کفِ ایمان هست، این‌طور نیست که با هر گناهی دیگه بشه بشوریم، بروبیمش، بذاریمش کنار و دیگه هر کاری نسبت بهش جایز بشه، نه؛ گناه هم می‌کنه، غیبتش جایز نیست، گناه هم می‌کنه، تف به آبروش نمیشه برد، گناه هم می‌کنه، تهمت بهش جایز نیست، بی‌انصافی نسبت بهش جایز نیست. حالا چه برسه به این که این رتبه و این حالت بره بالاتر.

مزین بشه به محاسناتی مثل علم؛ این دیگه حریمش خیلی مهم‌تر میشه، بالاتر میشه، سخت‌تر میشه. لذا خیلی حواسمون رو جمع بکنیم در مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی، که ربطی پیدا می‌کنه به انسان‌هایی که از جهاتی این محاسنات رو دارند. انسان مؤمنی ولی عالمه، انسان مؤمنی فقیهه، انسان مؤمنی مجتهده، انسان مؤمنی مرجع تقلیده؛ حالا یک نظری داره، اون نظر رو ما مثلاً از جهت مسائل اجتماعی یا سیاسی نمی‌پسندیم، این مجوز این نیست که بزنیم کاسه کوزه همه چیز رو خراب کنیم، حریمش رو بشکنیم، حرمتش رو بشکنیم.

مرزبندی دقیق میان تقابل علنی و اختلاف‌نظرهای داخلی

حساب اون کسانی که در ضدیت با مسائل اصلی ما هستند، در ضدیت با اصول ما، در حکومت اسلامی، در انقلاب، در دین، اون‌هایی که ضدیت دارند، اون‌هایی که دشمنی‌شان و تقابل آشکار دارند، خطشون واضح و آشکاره، یه خط مقابل هست، خط مخالف اسلام هست، حکومت اسلامی هست، ولایت فقیه هست؛ اون‌ها حسابشون جدا. اما کسانی که تو اون خط و تو اون جبهه نیستند، حالا ولو نظری دارند خلاف نظر ما در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، این‌ها حریم دارند. این‌ها گناهان کبیره نسبت به این‌ها صادق هست؛ حالا هر چقدر اون محاسناتشون مثل علمشون هم بالاتر باشه، فضایل اخلاقیشون هم بالاتر باشه، اون گناهان کبیره اکبر میشه، بزرگ‌تر میشه، بار ما سنگین‌تر میشه. به صرف این‌که یک عالمی، یک مرجعی، یک نظری داره، ما اون نظر رو نمی‌پسندیم، حالا مجازیم تو لحنمون، تو حرف زدنمون، تو رفتارمون، ولو با یه حالت عکس‌العمل صورت، با یه عکس‌العمل یک لحن کلامی، یه طوری به کار ببریم که توهین به حساب بیاد، تحقیر بشه؟ نه، هست.

گناه همیشه یه چیز شاخ و دم‌دار برجسته اون‌چنانی نیست که میاد اعلام می‌کنه من گناهم، بعد ما می‌گیم بفرمایید. گاهی همین چیزهای ریزی رو که خیلی درشت و مهم هست، مراقبت اگر نکنیم، آفتش دامن‌گیرمون میشه؛ برکت رو خدا از عمرمون، از وقتمون، از درسمون، از کارمون می‌گیره. چرا؟ چون به کسی که استحقاقش رو نداشت، بی‌حرمتی کردیم. چرا؟ چون حالا حرف دیگری داشت. خب داشته باشه، این حرف‌ها و مسائل که اصول دین نیست، این‌ها فروع دین نیست، اصول دین نیست؛ اون‌چنان چیزی نیست که ما به خاطرش بخواهیم آخرتمون رو به باد بدیم به خاطر دنیای بقیه، به خاطر اشخاص دیگر.

سفت و محکم باید آخرتمون رو بچسبیم، مراقب باشیم حواسمون رو جمع بکنیم. مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی رو درست تشخیص بدیم، اما تو این خطِ درست، توجه داشته باشیم که افراد همه در یه سطح نیستند؛ همه اون بصیرت عمیق و دقیق که بتونند لبِ مطلب رو همه جا تشخیص بدند، ندارند. اما چون ندارند، مجوز این رو نداریم که هر اهانتی، هر رفتاری رو داشته باشیم؛ ندارند، بله. همه انتظار نیست در یه حد باشند؛ همه مقداد نمی‌شوند، همه سلمان نمی‌شوند، همه ابوذر نمی‌شوند، کسای دیگری هم هستند. همه این‌ها نمی‌شوند، بله؛ این درجات فهم انسان‌ها، درجات درک انسان‌ها، گیرایی انسان‌ها و بصیرت انسان‌ها متفاوته.

صیانت از ایمان شخصی در تلاطم حوادث روزگار

اما ما باید مواظب باشیم آخرتمون رو تو این بساط جنگ و دعوای روزگار و بساط مسائل عمومی و سیاسی و اجتماعی، ما ایمانمون رو از دست ندیم، ما به ایمانمون آسیب نزنیم، ما آخرتمون رو به باد ندیم، حواسمون رو جمع کنیم. اختلاف‌نظر هست، بله، جبهه‌بندی‌ها مشخصه؛ عرض شد اون کسانی که ضدیت علنی دارند، مخالفت علنی دارند، واضح و آشکار تو اون خط و جبهه‌ای هستند که دشمنان ما اون‌جا هستند، دشمنان ما اون رو می‌پسندند، اون رو تأیید می‌کنند و این‌ها هم در همون تقابل آشکار هستند، آره؛ ولی اون‌هایی که اون‌جا نیستند و ولو قلباً هم ممکنه با ما نیستند، ولی بالاخره حفظ ظاهری می‌کنند، جبهه‌بندی رو بالاخره تو این جبهه‌بندی‌ها مشخصه که اون طرف به صورت علنی و واضح و آشکار نیستند؛ این دیگه باید حواسمون جمع کنیم و بفهمیم و رشد بدیم فهم و درک و عقلمون رو که توقع از انسان‌ها متفاوته، چون انسان‌ها متفاوتند. بله.

انسان تو یه کار مهم نمیره به هر کسی مراجعه کنه مشورت بگیره، فکرش رو باهاش تنظیم کنه؛ میره به اون کسی که تو اون کار از همه خبره‌تره، فهمش و بصیرتش بیشتره، به اون مراجعه می‌کنه. در مسائل مهم و خاصی که پیش میاد، طبیعتاً انسان به هر کسی مراجعه که نمی‌کنه؛ میره سراغ اون کسی که زبده‌تره، ورزیده‌تره. مسائل سیاسی، مسائل اجتماعیه؛ خب بله، انسان سراغ هر کسی نمیره تحلیل رو از اون بگیره، فهم درست رو از اون بگیره؛ میره سراغ کسی که اون فهمش، درکش، تشخیصش تو فتنه‌ها، تو امتحان‌ها، تو مسائل مهم، خب به واقع نزدیک‌تره، به اصول اسلام، به اصول حکومت اسلامی نزدیک‌تره، حفاظتش، محافظتش، مراقبتش، معونتش بیشتره؛ خب بله، این‌ها مال اون جاهای خاص. خاص، ولی در سایر مسائل باید حواسمون جمع کنیم، ایمانمون به باد نره. این ایمان حدِ کفی داره و دیگه برو بالا، دیگه هر چی بیاد بالاتر و مزین بشه به محاسنی، حریمش بالاست؛ لذا بالاترین حریم‌ها رو شهدا دارند، بالاترین حریم‌ها رو علما دارند.

این‌ها در این راه زحمت کشیدند، رنج کشیدند، خدای متعال براشون حریم قائل [شده]، حریم خاص هم قائله؛ یعنی طوریه که آفتش، که انسان مراقبت نکنه، بدجور دامن‌گیر آدم میشه. آدم نگاه می‌کنه می‌بینه مثلاً آره، مبتلا میشه به بلاهایی؛ از کجا داره می‌خوره؟ از اون جایی که نباد اون رفتار رو می‌کرد، نباد اون حرف رو می‌زد نسبت به اون انسان موجه، نسبت به اون انسان محترم، نسبت به اون عالم، نسبت به اون بزرگ؛ نباد اون‌طور حرف می‌زد، نباد از خط انصاف خارج می‌شد، نباد از خط مستقیمش خارج می‌شد. ولی خیلی وقت‌ها انسان مشکلش اینه که خب نمی‌فهمه که از کجا داره آسیب می‌بینه؛ چون وقتی این گرفتاری پیش اومد، خدای متعال اگه بخواد انسان رو خدای‌نکرده چوب بزنه، دیگه نمیاد مشخص کنه بگه این چوب مال فلان چیزه. نمی‌گن که؛ به ما گفتند شما مراقب باش، مراقبت تام داشته باشید نسبت به حرف و عمل و رفتار.

اقامه عدالت؛ غایت بالذات تشکیل حکومت اسلامی

این بحث اصلی ما نبود، ولی چون چیزی هست که همیشه لازم هست تذکر داده بشه، مطرح بشه تو جامعه، در بین قشر متدین، قشر مؤمن، قشر انقلابی، که توجه داشته باشیم هدف از برپایی حکومت اسلامی—که از واجبات بزرگ هست—و حفظ حکومت اسلامی—که از واجبات بزرگ هست—هدفش همین هست که عدالت فردی در جامعه جاری بشه؛ یعنی بستر و زمینه‌ای تو جامعه فراهم بشه برای این‌که افراد بیشتری بتونند [حق رو دریابند]، اسلام بیشتر جاری بشه، احکام اسلامی و دستورات الهی بیشتر جاری بشه و افراد بیشتری بتونند در سایه حکومت اسلامی به عدالت، و به عدالت فردی و به تبعش عدالت اجتماعی بیشتر در جامعه پیاده بشه. هدف حکومت اسلامی همینه؛ این عدالت همین‌جا در من باید پیاده بشه.

من برای حکومت اسلامی، برای اجرای حکومت اسلامی، برای حفظ حکومت اسلامی، برای تقویت حکومت اسلامی حق ندارم اون هدف اصلی رو ذبح کنم در خودم و در اطرافیانم؛ تقوا رو زیر پا بذارم، عدالت رو زیر پا بذارم. اصلاً حکومت اسلامی همه اون‌چه که ارزش و اهمیت داره، تو باید براش تلاش کرد و خون داد و جون داد و همه این‌ها، برای اینه که این اسلام تو جامعه پیاده بشه در سایه حکومت؛ عده بیشتری بتونند به عدالت و تقوا و بندگی خدا نزدیک‌تر بشن در سایه حکومت، با اجرای دستورات اسلام؛ زمینه و بستر فراهم بشه برای این مسئله. حالا ما اون هدف رو فدای وسیله کنیم، این غلطه.

انقلابی بودن مجوز این نیست که ما هدف رو، هدف نهایی رو فدای وسیله کنیم؛ وسیله ارزشمنده، وسیله مهمه، وسیله خودش موضوعیت داره، اما در عینی که موضوعیت داره، خودش هدف داره و خودش فدای یک هدف دیگری باید بشه و میشه. ان‌شاءالله خدا به همه‌مون این توفیق مرحمت کنه که بتونیم وظایفمون رو و اون‌چه که باید و درست باید انجام بدیم، درست تشخیص بدیم، درست عمل کنیم در هر موقعیتی که ان‌شاءالله در نهایت ایمانمون حفظ بشه، تقویت بشه و تو این حوادث روزگار ایمانمون رو از دست ندیم، به ایمانمون آسیب نزنیم، ما آخرتمون رو به باد ندیم، حواسمون رو جمع کنیم. اختلاف‌نظر هست، بله، جبهه‌بندی‌ها مشخصه؛ عرض شد اون کسانی که ضدیت علنی دارند، مخالفت علنی دارند، واضح و آشکار تو اون خط و جبهه‌ای هستند که دشمنان ما اون‌جا هستند، دشمنان ما اون رو می‌پسندند، اون رو تأیید می‌کنند و این‌ها هم در همون تقابل آشکار هستند، آره؛ ولی اون‌هایی که اون‌جا نیستند و ولو قلباً هم ممکنه با ما نیستند، ولی بالاخره حفظ ظاهری می‌کنند، جبهه‌بندی رو بالاخره تو این جبهه‌بندی‌ها مشخصه که اون طرف به صورت علنی و واضح و آشکار نیستند، این دیگه باید حواسمون جمع کنیم و بفهمیم و رشد بدیم فهم و درک و عقلمون رو که توقع از انسان‌ها متفاوته، چون انسان‌ها متفاوتند. بله.

انسان تو یه کار مهم نمیره به هر کسی مراجعه کنه مشورت بگیره، فکرش رو باهاش تنظیم کنه؛ میره به اون کسی که تو اون کار از همه خبره‌تره، فهمش و بصیرتش بیشتره، به اون مراجعه می‌کنه. در مسائل مهم و خاصی که پیش میاد، طبیعتاً انسان به هر کسی مراجعه که نمی‌کنه؛ میره سراغ اون کسی که زبده‌تره، ورزیده‌تره. مسائل سیاسی، مسائل اجتماعیه؛ خب بله، انسان سراغ هر کسی نمیره تحلیل رو از اون بگیره، فهم درست رو از اون بگیره؛ میره سراغ کسی که اون فهمش، درکش، تشخیصش تو فتنه‌ها، تو امتحان‌ها، تو مسائل مهم، خب به واقع نزدیک‌تره، به اصول اسلام، به اصول حکومت اسلامی نزدیک‌تره، حفاظتش، محافظتش، مراقبتش، معونتش بیشتره؛ خب بله، این‌ها مال اون جاهای خاص. خاص، ولی در سایر مسائل باید حواسمون جمع کنیم، ایمانمون به باد نره. این ایمان حدِ کفی داره و دیگه برو بالا، دیگه هر چی بیاد بالاتر و مزین بشه به محاسنی، حریمش بالاست؛ لذا بالاترین حریم‌ها رو شهدا دارند، بالاترین حریم‌ها رو علما دارند. این‌ها در این راه زحمت کشیدند، رنج کشیدند، خدای متعال براشون حریم قائل [شده]، حریم خاص هم قائله؛ یعنی طوریه که آفتش، که انسان مراقبت نکنه، بدجور دامن‌گیر آدم میشه. آدم نگاه می‌کنه می‌بینه مثلاً آره، مبتلا میشه به بلاهایی؛ از کجا داره می‌خوره؟ از اون جایی که نباد اون رفتار رو می‌کرد، نباد اون حرف رو می‌زد نسبت به اون انسان موجه، نسبت به اون انسان محترم، نسبت به اون عالم، نسبت به اون بزرگ؛ نباد اون‌طور حرف می‌زد، نباد از خط انصاف خارج می‌شد، نباد از خط مستقیمش خارج می‌شد. ولی خیلی وقت‌ها انسان مشکلش اینه که خب نمی‌فهمه که از کجا داره آسیب می‌بینه؛ چون وقتی این گرفتاری پیش اومد، خدای متعال اگه بخواد انسان رو خدای‌نکرده چوب بزنه، دیگه نمیاد مشخص کنه بگه این چوب مال فلان چیزه. نمی‌گن که؛ به ما گفتند شما مراقب باش، مراقبت تام داشته باشید نسبت به حرف و عمل و رفتار.

نثار ارواح همه کسانی که تلاش کردند، رنج کشیدند، زحمت کشیدند برای این‌که این خط ایمان و اصل ایمان و راه ایمان حفظ بشه و به ما برسه، مخصوصاً خاتم انبیاء، همه حضرات معصومین، شهدا، علما، مخصوصاً حضرت امام، سه صلوات عنایت بفرمایید.

گزیده

۱. جایگاه بنیادین ایمان در هدایت انسان

محوریت ایمان در تمام دستورات دین

مسئله مهمی در مورد انسان وجود دارد و آن مسئله «ایمان» است. ایمان اصلی‌ترین مسئله‌ای است که از نظر خدای متعال مطرح بوده و در ارتباط مستقیم با پروردگار قرار دارد. در واقع، ایمان محور و هدف همه مسائل در مورد انسان است. همه عبادات و تمام اون‌چه که از دستورات دین مطرح می‌شود، برای این است که مسئله ایمان در انسان تقویت بشه. اگر دعوت به عمل صالح، تقوا یا هر چیزی از خیرات وجود دارد، همه‌اش مقصدش ایمان است. اون اصل و اساس، ایمان است تا انسان بتونه از فرصت عمر و سایر فرصت‌هایی که خدای متعال به او عنایت کرده، این خط ایمان را پیدا کنه، در خودش رشد بده، تقویت کنه و به مقصد نهایی برسه.

۲. مراتب ایمان و حداقل‌های باورمندی

حدِ کف ایمان؛ پذیرش عقلانی و دینی ارکان الهی

ایمان یک حدِ کفی دارد و یک حدِ بالاتری. حدِ کف ایمان این است که آن‌چه را که خدا مشخص کرده و اون‌چه را که باید بپذیریم—ابتدا از طریق عقل و بعد هم از طریق دین—باور داشته باشیم و بپذیریم. یک انسان مؤمن به کسی گفته می‌شود که بر طبق عقل، وجود خدای متعال و وحدانیت او را باور دارد. وقتی انسان به خدا ایمان دارد، در اون‌چه که خدا مشخص کرده برای ارکان ایمان، اون‌ها را هم باور دارد؛ به نبوت خاتم انبیاء باور دارد و سایر مسائلی که به دنبال این ایمان به خدا خودش را نشون میده. ایمان در این مرحله مساوی با علم و دانستن است که انسان را از شک و تردید درمی‌آورد.

۳. حرمت فراتر از کعبه برای انسان مؤمن

ارزش بی‌نظیر مؤمن و صیانت از حریم او

مؤمن و کسی که حدِ کف ایمان را دارد، پیش خدای متعال ارزش زیادی دارد و بر طبق روایات، ارزش و حرمتش از کعبه بالاتر است. لذا خیلی باید نسبت به این مسئله توجه داشت؛ این موضوع حریم و حرمت خاصی پیش خدای متعال دارد. هر کسی که این اعتقادات را پذیرفته باشه، همه گناهان کبیره‌ای که نسبت به مؤمن مطرح است، نسبت به او نیز صادق خواهد بود. ما باید در کارهامون، حرف‌هامون و رفتارمون خیلی توجه کنیم؛ کسی که این مقدار از ایمان و باورها را دارد، پیش خدای متعال به خاطر این باورهایش بسیار ارزشمند است و ما باید رفتار و سخن خود را نسبت به چنین فردی تنظیم کنیم.

۴. مرزهای اخلاقی روابط؛ ضرورت حفظ حریم‌ها

فرع بودن رتبه‌های ایمانی و اصل بودن حرمت مؤمن

این‌که یک فرد چه حدی از ایمان بالاتر را دارد، یا تقیدش نسبت به مسائل غیر از اصل ایمان چقدر است، فرع مطلب است. اصل مطلب این است که تا مادامی که فرد حرمت و حریم ایمان را دارد، خیلی مسائل نسبت به او ثابت است؛ غیبتش حرام است، تهمت به او حرام است، بی‌احترامی و توهین به او حرام است و حفظ آبرو و حرمتش لازم است؛ حتی اگر در جبهه ما، گروه ما و خط ما نباشد. این‌ها هیچ موضوعیتی ندارد؛ اون‌چه موضوعیت دارد، اصل ایمانی است که فرد دارد و به واسطه آن، این‌همه حریم پیش خدا پیدا می‌کنه، ارزشمند میشه و باید مراقب بود که حریمش نشکنه.

۵. اصلاح ارتباطات اجتماعی با پاسداشت ایمان افراد

صمیمیت‌های عرفی مجوز شکستن حریم‌ها نیست

توجه به حریم ایمان، خیلی از ارتباطات غلط بین انسان‌ها و مؤمنین را اصلاح می‌کنه تا بدانیم به این راحتی نمیشه هر حرفی را راجع به افراد زد یا هر برخوردی را کرد. متأسفانه ما در حد همین کفِ مطالب هم مشکل داریم؛ در ارتباطات، حفظ حریم‌ها و کرامت انسان‌ها به معنای مؤمن بودنشون توجه نمی‌کنیم. همسر، برادر، قوم‌ و خویش یا رفیق ما، در ورای همه این عنوان‌ها، ایمانش پیش خدا ارزش دارد. نمیشه گفت چون فرزند یا همسر من است، دیگه حد و حریم نگه ندارم. فرزند انسان وقتی به سنی برسد که این احکام براش بار بشه، با یک غریبه از جهت حرمت فرقی ندارد و باید حریم ایمان را حفظ کرد.

۶. مفهوم توقیر و ضرورت عدم انحلال در عرف غلط

معنای بزرگداشت شأن مؤمنان و پرهیز از رفتارهای عادی

در روایات به اخلاق خوش، احترام، تکریم و توقیر سفارش شده است؛ «وقّروه». توقیر یعنی بزرگداشت؛ یعنی کاری نکنید که حرمت، حریم، احترام و شأن مؤمن شکسته بشه. ما نباید ذوب و منحل در عرفیات غلط بشیم. اگر کسی نسبتی با من دارد و خیلی هم صمیمی هستیم، صمیمیت جای خودش، اما آدم باید مراقبت کنه حریمش شکسته نشه. انسان باید در رفتارهای خودش حدود را حفظ کنه. تعابیری که در روایات از تکریم و توقیر آمده، به همین مؤمنین می‌خوره که از کفِ ایمان بهره‌مند هستند. انسان مؤمن ویژگی‌اش تفاوت با بقیه در همین آداب، حریم‌ها، نگه داشتن حرمت‌ها و تکریم‌ها است.

۷. حریم نخبگان و علمای دین در تلاطم‌های سیاسی

ممنوعیت تحقیر و توهین به مراجع و علمای جامعه

اگر مؤمنی مزین به محاسناتی مثل علم باشه، حریمش خیلی مهم‌تر، بالاتر و سخت‌تر میشه. لذا خیلی باید حواسمون را در مسائل اجتماعی و سیاسی جمع کنیم که ربطی به انسان‌های واجد این محاسنات پیدا می‌کنه. انسان مؤمنی که عالم، فقیه، مجتهد یا مرجع تقلید است، اگر نظری دارد که ما از جهت مسائل اجتماعی یا سیاسی نمی‌پسندیم، این مجوز این نیست که بزنیم کاسه کوزه همه چیز را خراب کنیم، حریمش را بشکنیم و حرمتش را زیر سؤال ببریم. گناه همیشه چیز شاخ و دم‌داری نیست؛ گاهی همین چیزهای ریزی است که مراقبت نمی‌کنیم و برکت را از عمر و کارمون می‌گیره.

۸. اقامه عدالت؛ غایت بالذات حکومت اسلامی

حکومت اسلامی بستری برای بندگی و تقوای آحاد جامعه

توجه داشته باشیم هدف از برپایی و حفظ حکومت اسلامی که از واجبات بزرگ است، این است که عدالت فردی در جامعه جاری بشه؛ یعنی بستر و زمینه‌ای فراهم بشه تا اسلام بیشتر جاری شده، دستورات الهی تحقق یابد و افراد بیشتری در سایه حکومت اسلامی به عدالت فردی و اجتماعی برسند. اصلاً حکومت اسلامی و همه اون‌چه ارزش دارد و باید براش تلاش کرد، برای اینه که اسلام در جامعه پیاده بشه تا عده بیشتری بتونند به عدالت، تقوا و بندگی خدا نزدیک‌تر بشن. ما حق نداریم اون هدف اصلی و غایی را فدای وسیله کنیم؛ انقلابی بودن مجوز این نیست که هدف نهایی را فدای وسیله کنیم.

فهرست

1️⃣ جایگاه بنیادین ایمان در هدایت انسان

◽️ ایمان؛ اصلی‌ترین مسئله انسان و مقصد تمام خیرات و عبادات

◽️ ضرورت یافتن، تقویت و رشد خط ایمان در فرصت عمر

2️⃣ مراتب ایمان و تجلی اخلاق الهی

◽️ حدِ کف ایمان؛ باور عقلانی و دینی به ارکان الهی و نبوت

◽️ تجلی صفات نیکو و ثمرات عملی متناسب با مقدار ایمان

3️⃣ ارزش بی‌نظیر مؤمن و ضرورت صیانت از حریم او

◽️ حرمت و ارزش فراتر از کعبه برای انسان مؤمن

◽️ علم و دانستن؛ عامل خروج از شک و تردید و کسب ارزش الهی

4️⃣ فرع بودن رتبه‌های ایمانی و اصل بودن حرمت مؤمن

◽️ ممنوعیت غیبت، تهمت، توهین و بی‌احترامی به مؤمن

◽️ شمول حرمت و حفظ آبرو برای همگان، فارغ از خط و جبهه‌بندی‌ها

5️⃣ اصلاح روابط اجتماعی با پاسداشت ایمان افراد

◽️ ضرورت مراقبت از حریم ایمان در روابط خانوادگی و صمیمیت‌های عرفی

◽️ مفهوم «توقیر»؛ بزرگداشت شأن مؤمنان و پرهیز از انحلال در عرف غلط

6️⃣ صیانت از حریم نخبگان علمی و مراجع دینی در تلاطم‌ها

◽️ ممنوعیت تحقیر، توهین و زیر سؤال بردن مراجع، فقها و علمای جامعه

◽️ تفاوت مرزبندی با دشمنان علنی با صاحبان تفاوت‌های نظری و داخلی

7️⃣ اقامه عدالت؛ غایت بالذات تشکیل حکومت اسلامی

◽️ حکومت اسلامی؛ بستری برای بندگی، تقوا و جاری شدن عدالت

◽️ ممنوعیت فدا کردن هدف غایی و ارزش‌های اخلاقی به پای وسیله

جلسات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- اسفند ۱۴۰۳

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧 صوت کامل سخنرانی روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶

موضوع: صوت کامل سخنرانی