سخنرانی روز سوّم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/12/14
پست

🎧 صوت کامل سخنرانی روز سوّم ماه مبارک رمضان:
🎧 سخنران: استاد محمّدی

ابعاد وجودی انسان، حکمت روزه‌داری و غایت بندگی

  • 👤 ابعاد وجودی انسان و ضرورت تأمین نیازهای روح

  • ⚖️ تفاوت اسلام با ادیان گذشته در توازن میان مادیات و معنویات

  • 🎯 هدف اصلی واجبات و نقد نگاه منفعت‌گرایانه غربی

  • 🕋 حقیقت تربیت الهی و تقرب به خدا

  • 📜 سیره انبیاء و اولیاء؛ تسلیم در برابر فرمان الهی

  • 🌙 برکات و آثار تربیتی ماه مبارک رمضان

  • 🧩 غایتِ بندگی و توازن میان روح و جسم


🗓 ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

سخنرانی روز سوّم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

🎧 صوت کامل سخنرانی روز سوّم ماه مبارک رمضان:
🎧 سخنران: استاد محمّدی

ابعاد وجودی انسان، حکمت روزه‌داری و غایت بندگی

  • 👤 ابعاد وجودی انسان و ضرورت تأمین نیازهای روح

  • ⚖️ تفاوت اسلام با ادیان گذشته در توازن میان مادیات و معنویات

  • 🎯 هدف اصلی واجبات و نقد نگاه منفعت‌گرایانه غربی

  • 🕋 حقیقت تربیت الهی و تقرب به خدا

  • 📜 سیره انبیاء و اولیاء؛ تسلیم در برابر فرمان الهی

  • 🌙 برکات و آثار تربیتی ماه مبارک رمضان

  • 🧩 غایتِ بندگی و توازن میان روح و جسم


🗓 ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا ونبینا ابوالقاسم محمد وعلی اله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما وبقیة الله فی الارضین.

ابعاد وجودی انسان و ضرورت تأمین نیازهای روح

انسان‌ها در طول ایام سال، مشغول به زندگی، اشتغال و کارهای خود هستند و هر کسی خلاصه مشغولیتی دارد. از آنجا که انسان دو جهت دارد؛ یکی جسم و دیگری روح، غیر از اینکه تأمین نیازهای جسمی برای او ضروری است، روح انسان هم احتیاج دارد. روح انسان هم گرسنه می‌شود، روح انسان هم نیاز به تقویت و تغذیه دارد و نیازمند توجه است؛ این‌ها همه هست.

روح یک واقعیتی است در انسان. ما در حالت عادی، معمولاً فقط با آنچه با چشم و گوش می‌بینیم و می‌شنویم و احساس می‌کنیم، سر و کار داریم و همان‌ها را قبول داریم. روح را چون انسان با چشم نمی‌بیند، لذا عده‌ای آن را انکار می‌کنند و نمی‌پذیرند. ولی وجود روح در انسان واضح و محسوس است؛ همین مردن، در واقع جدا شدن روح از بدن است. احساساتی که انسان دارد و خیلی چیزهای دیگر [نشان‌دهنده وجود روح است]؛ البته بحث ما اینجا بحث علمی نیست، به هر حال روح را داریم.

خدای متعال هم چون می‌داند انسان هم جسم دارد و هم روح، برای اینکه هر دو تقویت بشوند و انسان در هر دو جهت رشد کند، دستوراتش را تنظیم کرده است. دین اسلام هم یکی از مزیت‌هایش نسبت به دین‌های قبلی همین است که هم به جسم توجه دارد و هم به روح؛ هم به امور مادی توجه دارد و هم به امور معنوی، و فقط یک‌بعدی نیست.

تفاوت اسلام با ادیان گذشته در توازن میان مادیات و معنویات

در دین یهود اصلاً زمینه مسائل معنوی و روحی مطرح نبود، لذا عمده مطالب دینی‌شان مادی بود. دین مسیحیت به عکس، مسائل مادی در آن نیست. اما در اسلام هر دو جهت هست و هم به مادی و هم به معنوی توجه شده است؛ هم برای امور مادی توجه قائل شده‌اند، عنایت دارند و قاعده و قانون می‌دهند، و هم برای مسائل معنوی انسان.

در قرآن کریم هم این هست؛ خدای متعال فقط دعوت به آخرت نکرده، بلکه نسبت به دنیا هم توجه داده است؛ البته به اندازه‌ای که انسان بهره‌اش را ببرد و نیازش را برطرف کند. توجه به جسم هست، اما جسم آن مقصد و مقصود اصلی نیست. جسم، وسیله و ابزاری برای روح است، برای تأمین بعضی نیازهای روحی، جسم وسیله‌اش قرار داده شده است. هم این جسم باید حفظ بشود و هم روح.

خدای متعال دستوراتی که به انسان می‌دهد، در دو بعد است؛ یعنی بعضی از آن‌ها مربوط به جهت مادی، جسمی و دنیایی انسان است و بعضی دیگر مربوط به جهت معنوی و روحی انسان است و یک‌بعدی نیست؛ بعضی دستورات هم هر دو جهت را در خود دارد.

هدف اصلی واجبات و نقد نگاه منفعت‌گرایانه غربی

مسئله روزه ماه مبارک رمضان از آن مسائلی است که فوایدش، هم جسمی است برای انسان و هم روحی. اما غیر از فواید جسمی، مسئله اصلی و مهم‌تر که اصلاً جسم هم به خاطر آن است و خدا آن را قرار داده و به تأمین نیازهایش توجه کرده، مسئله روحی و مسئله ایمان انسان است. روزه مهم‌ترین فایده‌اش در مسائل ایمانی انسان است، اگرچه جسمی هم فوایدی دارد.

ولی به هر حال آن چیزی که در دستورات الهی و در واجبات اصل است، این نیست که ما حتماً باید یک نفع [مادی] در آن ببینیم. این‌طور نیست که ما حتماً در این واجبات بگردیم ببینیم چه نفع قانع‌کننده‌ای، مثلاً مادی و دنیایی برای ما دارد تا به آن بچسبیم، و اگر ندارد، رهایش کنیم؛ این نگاه خیلی پررنگ نیست. برخلاف مکتب‌های تربیتی الان، چه در داخل کشورمان در نظام آموزشی، تربیتی، روان‌شناسی و همه چیزمان، و چه در خارج؛ چون در تعالیم و فرهنگ غربی محور انسان و منافع انسان است، همه چیز را با عینک منفعت انسان نگاه می‌کنند. همه چیز را؛ یعنی هرچه از انسان خواسته می‌شود و هر کاری که باید بکند، معتقدند باید یک نفعی برای انسان داشته باشد تا انسان آن را بپذیرد.

خدای متعال هم می‌دانست انسان این‌طوری است و چون خودخواهی در انسان قوی است، همه چیز را به نحوی برای خودش می‌خواهد، لذا در اسلام هم فوایدی گفته شده و این چیزها مطرح شده است، ولی این نگاه به مرور کم‌رنگ می‌شود. یعنی هرچه انسان کار درست را با اخلاص که شرط عبادات است بیشتر انجام بدهد، این بعدِ [منفعت‌طلبی] در انسان ضعیف می‌شود، چون بعد خوبی نیست.

این از جهت نقص و ضعف انسان است که هرچه را می‌گویند خوب است یا باید انجام بدهی، یک نفعی در آن برای خودش می‌خواهد. مثلاً در مسائل دینی هم همین‌طور است؛ تا بحث روزه می‌شود، همه دنبال این می‌گردند که یک فایده جسمی و مادی برایش پیدا کنند. مثلاً توجیه کنند که روزه ببین برای جسمت این فایده را دارد، تا مخاطب خیلی به دلش بنشیند و از حالا تصمیم بگیرد روزه بگیرد. این تقریباً یک روش غلط و با کمترین فایده است.

حقیقت تربیت الهی و تقرب به خدا

تربیت الهی، تربیت این‌جوری نیست؛ برخلاف تربیت مادی و غربی که حاکم بر نظام آموزشی ما در همه مقاطع است. تربیت الهی این‌جوری نیست. در تربیت الهی، آن بعدِ ارتباط انسان با خدا، توجه انسان به خدا، توجه به رشد ایمان به خدا و تقرب به خدا مطرح است. یعنی انسان یک هدفی دارد در همین چیزهایی که عرض کردیم و در این جهت حرکت می‌کند؛ فقط خداست و بندگی خدا، توجه به خدا و این مسائل.

پای منفعت و این حرف‌ها، به تدریج که انسان رشد می‌کند و جلو می‌رود، دیگر در انسان ضعیف می‌شود. لذا آن‌هایی که بنده خوب خدا هستند، این بعد دیگر در آن‌ها تقریباً نیست که مثلاً یک کار دینی یا کاری را که توصیه شده انجام بدهند و چشمشان به این باشد که حالا این چه نفع و فایده‌ای اصلاً برای من دارد. این‌ها نیست؛ این‌ها فقط در این فضا هستند که آن کاری را که خداپسند هست انجام بدهند. چون می‌دانند خدا که احتیاجی ندارد، اگر هم چیزی بالاخره از ما خواسته، لابد چیزهای بزرگی پشت آن، کنار آن، در حاشیه‌اش و در متنش هست که آن را قرار داده است، وگرنه خدا که احتیاج ندارد به چیزی که خودش خلق کرده است.

خدا ما را خلق نکرده که یک نیازی از خودش را ما بیاییم برطرف کنیم؛ او که احتیاجی ندارد. کسی که احتیاج دارد، ما هستیم. روزه هم یکی از همین‌هاست، واجبات دیگر هم همین‌هاست، محرمات هم همین‌هاست. این‌که ما حتماً بگردیم یک فایده خاصی برایش پیدا کنیم [درست نیست]؛ بعد گاهی این مسائل علمی می‌شود، بعد گاهی نقض می‌شود. مثلاً می‌آیند برای بعضی گناهان می‌گردند یک آثاری پیدا کنند، مثلاً علمی؛ بعد چهار صباحی هم ممکن است باشد و بعداً ممکن است نقض بشود. از این چیزها هم زیاد داشتیم و تا حالا هم خیلی بوده است. یک دفعه می‌آیند می‌گویند مثلاً فلان چیز را خدا واجب کرده یا گناه اعلام کرده، چون از لحاظ علمی، تجربی، آزمایشی و آزمایشگاهی این ضرر را دارد یا این چیز خوب را دارد، بعد می‌گذرد و چند سال بعد نقض پیدا می‌کند و می‌گویند نه، حالا این‌جورها هم نیست. این راه، راه غلطی است اصلاً. اصلاً این نیست که ما ببینیم چه نفعی برای ما دارد.

تربیت الهی اصلاً این‌جوری نیست. انبیاء الهی که بنده‌های خوب خدا بودند، وقتی خدا به آن‌ها دستور می‌داد، می‌گفتند چشم و می‌رفتند انجام می‌دادند. نمی‌پرسیدند که حالا این را که از من می‌خواهی، مثلاً چه می‌شود؟ چه نفعی به من می‌رسد یا چه فایده‌ای برای من دارد؟ اصلاً این‌جوری نبودند این‌ها؛ به خاطر همین هم شدند انبیاء، و دستورات را کامل و تام انجام می‌دادند. بقیه هم همین‌طور؛ بقیه انبیاء، اوصیاء انبیاء و اهل‌بیت این‌جوری بودند. این ویژگی در آن‌ها مهم و برجسته بود که از خودخواهی، نفع شخصی و این منافع گذشته بودند. آنچه برای‌شان مهم بود، این بود که حرف خدای متعال خوب پیاده، اجرا و پیش برود.

برکات و آثار تربیتی ماه مبارک رمضان

روزه هم یکی از همین‌هاست. حالا فوایدی هم از لحاظ جسمی دارد که خوب است، ولی اگر آن‌ها را هم نداشت، کلاً برای ایمان انسان خیلی چیز خوبی است. چون در همه سال که انسان فقط در فضای خاصِ قبل و بعد ماه مبارک هست، این خیلی خطرناک است. خدا یک ماه را واجب کرده و اصرار هم داشته بر اینکه این ماه، کامل و پشت سر هم روزه گرفته بشود؛ وگرنه مثلاً فرض بگیرید اگر دست ما بود، ما می‌آمدیم مثلاً می‌گفتیم خب همه، ماهی سه روز یا ماهی دو روز روزه بگیرند. ولی خدای متعال نه، آمده گفته باید در یک سال، یک ماه روزه بگیرید، آن هم پشت سر هم. این‌ها همه‌اش حکمت، علت و جهت دارد و در رشد انسان تأثیرگذار است؛ مسئله خیلی مهمی است. این یک فرصت خیلی خاصی است که برای انسان‌ها پیش می‌آید.

در همین فرصت است که آدم‌ها یک مقدار نمازهای‌شان [منظم می‌شود]؛ گاهی نماز صبح آدم‌ها، خیلی‌ها نماز صبح‌شان قضا می‌شود، اما اینجا خیلی‌ها نماز صبح‌شان اول وقت است. در طول سال، آدم‌ها بیشتر در همین ماه مبارک است که نماز صبح‌های‌شان را خیلی کامل‌تر می‌خوانند؛ متدین‌ها می‌خوانند. قضا که نمی‌شود هیچ، معمولاً اول وقتش هم هست. این خاص است و این‌طور قرار داده شده است؛ یعنی خدا روزه را واجب کرده و یک طوری هم قواعدش را تنظیم کرده که کنار آن چند تا فایده دیگر هم از لحاظ ایمانی نصیب انسان بشود. مثل این نماز صبح که مهم‌ترین نماز است و خیلی هم مهم است و از همه نمازها مهم‌تر است؛ و خب همه هم بیشتر از دستش می‌دهند، این در ماه مبارک تأمین می‌شود. چه بسا بعضی‌ها نماز صبح‌شان را چون سحری می‌خورند، بیشتر سر وقت می‌خوانند تا نماز ظهر و مغرب‌شان. ظهر یک‌مقدار خسته‌اند و خوابند، مغرب هم گرسنه‌اند و سر سفره افطارند، اما نماز صبح‌شان بهتر است.

بعد در طول روز هم آدم راحت است و هی دغدغه‌ای ندارد که الان چه بخوریم یا نیم ساعت دیگر چه بخوریم. دستگاه خوردن دیگر بسته می‌شود، اصلاً وقت انسان انگار یک طور دیگری می‌شود و شرایط عوض می‌شود. دنبال خوردن نیست و دغدغه این‌ها را از این جهت ندارد؛ این پرخوری که آدم‌ها معمولاً در طول روز گرفتارشان است، این‌ها حذف می‌شود که خیلی چیز خوبی است. بعد دعا بیشتر خوانده می‌شود، نماز بیشتر خوانده می‌شود در این ماه. سه شب می‌آیند آدم‌ها احیا می‌گیرند؛ در طول سال هیچ‌وقت آدم‌ها تن نمی‌دهند و حال ندارند که مثلاً شب نیمه شعبان بروند احیا. اصلاً حال و هوایش در وقت‌های دیگر در آن‌ها نیست. کارهای خدا خیلی حکیمانه و پرمنفعت است. یک ماه پشت سر هم؛ این پشت سر هم بودنش هم مهم است. حتی کسانی که روزه‌شان باطل می‌شود، می‌بینید در رساله می‌گوید که اگر این‌طور شد، باید تا شب نتوانی چیزی بخوری.

روزه باطل شده است به هر دلیلی، ولی اجازه به او نداده‌اند که خب حالا باطل شد، دیگر آزادی و برو. حالا آن‌هایی که عذر دارند و روزه نباید بگیرند، خب بله، آن‌ها بحث‌شان جداست. ولی روزه‌داری که روزه‌اش را مثلاً باطل کرده یا به دلیلی باطل شده، خیلی‌های‌شان این‌طوری است؛ می‌گوید تا شب نباید چیزی بخوری و کاری که روزه را باطل می‌کند نباید انجام بدهی؛ چون خدا می‌خواهد این استمرار حفظ بشود. حالا اگر یک وقت هم به دلیلی این روزه باطل شد، ولی من الان در همان شرایط روزه هستم، اگرچه روزه‌ام را باطل کرده‌ام، خب لااقل آن حالت و آن مسئله را تا شب حفظش کنم؛ این‌ها هست.

غایتِ بندگی و توازن میان روح و جسم

وقت روزه و این ماه مبارک، فرصت خیلی خوبی است. انسان باید فرصت‌شناس باشد و از این فرصت‌ها استفاده کند. در این فرصت‌هاست که گاهی احساسات هم بر انسان حاکم می‌شود که خیلی هم خوب است؛ در این ماه می‌آید کارهای معنوی بیشتری انجام می‌دهد که خیلی هم خوب است. نباید آدم نگاه کند بگوید خب حالا من که قبلاً هم تجربه‌اش را دارم یا بعد ماه مبارک هم که دوباره برمی‌گردم سر خانه اولم؛ از این چیزها و فکرها نباید در ذهن آدم بیاید. آدم باید وقتی حال و احساسش مساعد است برای اینکه یک عبادتی انجام بدهد، انجام بدهد و پاشود انجام بدهد. چیزی نگذارد مانعش بشود. حال داری دو رکعت نماز بخوانی، پاشو انجام بده؛ مانعی ایجاد نکن، چه ذهنی، چه فکری و چه عملی. بلکه برنامه را یک طوری تنظیم کند که این فرصت که می‌آید، بیشتر بتواند استفاده کند؛ توصیه کرده‌اند قرآن بخوانید، تلاوت قرآن زیاد داشته باشید، استغفار کنید، توبه کنید و دعا کنید.

این‌ها همه برای این است که انسان از آن فضا دور بشود و بیاید در آن چیزی که اصل و هدف زندگی بوده است؛ چون می‌دانید که اصل و هدف زندگی، عبادات است که خدا به خاطر آن به ما حیات داده است. منتها چون ما مادی هستیم و نیاز به غذا، مسکن و پوشاک داریم، گفته شده حالا باید بروید شغلی پیدا کنید، کاری بکنید و راهی پیدا کنید که یک مقدار بتوانید غذای‌تان را تأمین کنید، پوشاک‌تان را هم تأمین کنید و یک سقفی هم بالای سرتان تأمین کنید. این‌ها هدف نیست؛ شغل‌تان و اشتغالات‌تان هدف نیست. این اصلاً برای این بوده که ما مثلاً گرسنه نمانیم؛ مثلاً حالا بناست پنجاه، شصت یا هفتاد سال زندگی کنیم، خب گرسنه نمانیم و نمیریم. این برای این بوده است؛ تو خب برو یک کاری بکن که گرسنه نمانی، همین. این هدف نیست، هدف در زندگی عبادات بوده است. خدا هدف را عبادات قرار داده بوده؛ عبادت، بنده بودن و بندگی کردن.

منتها چون انسان بعد مادی دارد و این نیازها را دارد، گفته شده حالا یک ذره هم برو کار کن، مجبوری کار کنی؛ اجراء، کشاورزی، شغلی، چیزی، آن غذایت را هم تأمین کن، لباس را هم تأمین کن و مسکن را هم تأمین کن؛ همین در همین حد، بیش از این هم نه. دیگر بقیه‌اش باید به چیزهای عبادی بگذرد. این در ماه مبارک بیشتر اتفاق می‌افتد؛ یعنی انسان‌ها بیشتر به آن هدفی که برای زندگی بوده می‌رسند. ولی ما انسان‌ها برعکس کرده‌ایم، یعنی غرق شده‌ایم در دنیا، کارهای دنیایی‌مان، تأمین نیازهای دنیایی‌مان، تجملات‌مان و تشریفات‌مان، و بعد آن هدف اصلی اصلاً فرع و حاشیه زندگی شده است؛ مثلاً آن یک نماز را، حالا اگر خیلی نمازخوان باشیم، بخوانیم. عبادات دیگر هم که تعطیل یا خیلی کم‌رنگ است، در حالی که اصلاً آن‌ها اصل بوده است. منتها چون مادی هستیم و این جسم باید زنده بماند، گفته شده حالا حواست باشد این جسم هم باید سیر بشود. مثلاً مردها تأمین کنند نیاز خودشان، زن و بچه‌شان، لباس، خوراک و مسکن را؛ این برای این است، ولی هدف یک چیز دیگر است اصلاً. وقت و اشتغال انسان باید مصروف چیزهای بالاتر و مهم‌تر باشد.

ولی انسان نه، برعکس؛ کاملاً زندگی دنیا و انسان‌ها برعکس شده است و هرچه هم پیش می‌رویم، این امور [مادی] پررنگ می‌شود و چیزهای عبادی کم‌رنگ می‌شود. هی می‌رود در حاشیه حاشیه‌های زندگی، یک گوشه‌ای که دیگر حالا مجبوریم انجام بدهیم. آن وقت ماه مبارک این فرصت و این زمینه را در انسان ایجاد می‌کند که یک ذره از آن متن و حاشیه را که عوضش کرده، درستش کند؛ یعنی یک ذره حرکت کند به سمت اینکه توجهی بکند به آن حواشی، و از این متن [مادی] یک مقدار خودش را فاصله بدهد. روزه می‌گیرد آدم، طبیعتاً ضعیف می‌شود، طبیعتاً کم‌جون‌تر و کم‌حس‌وحال‌تر می‌شود و این جهتِ دنیایی‌اش ضعیف‌تر می‌شود. حالِ معنوی‌اش که باید به آن سمت حرکت می‌کرد، یک مقدار قوی‌تر می‌شود. یعنی به آن هدفی که اصلاً خدا به خاطر آن ما را آورده اینجا، یک ذره نزدیک‌تر می‌شود و آن چیزی که خودمان هدف کرده‌ایم، یک ذره دورتر می‌شود. تا انسان از حیوانی شدن، نه اینکه خیلی غرق بشود در آن، یک ذره فاصله بگیرد که بتواند انسان درستی باشد؛ چون روح هرچه تقویت بشود، انسان حالش بهتر است، حال معنوی‌اش هم بهتر است و اعصابش هم بهتر است. روح ضعیف بشود، اعصاب ضعیف می‌شود؛ اعصاب ضعیف بشود، روح ضعیف می‌شود. این‌ها همه ارتباط مستقیم با هم دارند؛ این‌ها که ضعیف شد، ایمان ضعیف می‌شود، ایمان که ضعیف شد، اخلاق بدتر می‌شود، اخلاق که بدتر شد، اوضاع رو به وحشت‌خونه و رو به جنگل حرکت می‌کند.

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که این توجه را به ماه مبارک داشته باشیم و از آن بتوانیم بهتر استفاده کنیم. نثار ارواح طیبه خاتم انبیاء، همه حضرات معصومین (علیهم‌السلام)، علما، شهدا و حضرت امام صلواتی عنایت کنید.

گزیده

۱. ضرورت تأمین نیازهای روح در کنار جسم

انسان‌ها در طول ایام سال، مشغول به زندگی، اشتغال و کارهای خود هستند و هر کسی مشغولیتی دارد. از آنجا که انسان دو جهت دارد؛ یکی جسم و دیگری روح، غیر از اینکه تأمین نیازهای جسمی برای او ضروری است، روح انسان هم احتیاج دارد. روح انسان هم گرسنه می‌شود، روح انسان هم نیاز به تقویت و تغذیه دارد و نیازمند توجه است؛ این‌ها همه هست. روح یک واقعیتی است در انسان. ما در حالت عادی، معمولاً فقط با آنچه با چشم و گوش می‌بینیم و می‌شنویم و احساس می‌کنیم، سر و کار داریم و همان‌ها را قبول داریم. روح را چون انسان با چشم نمی‌بیند، لذا عده‌ای آن را انکار می‌کنند و نمی‌پذیرند. ولی وجود روح در انسان واضح و محسوس است.

۲. مزیت اسلام؛ توازن میان مادیات و معنویات

خدای متعال چون می‌داند انسان هم جسم دارد و هم روح، برای اینکه هر دو تقویت بشوند و انسان در هر دو جهت رشد کند، دستوراتش را تنظیم کرده است. دین اسلام هم یکی از مزیت‌هایش نسبت به دین‌های قبلی همین است که هم به جسم توجه دارد و هم به روح؛ هم به امور مادی توجه دارد و هم به امور معنوی، و فقط یک‌بعدی نیست. در دین یهود اصلاً زمینه مسائل معنوی و روحی مطرح نبود، لذا عمده مطالب دینی‌شان مادی بود. دین مسیحیت به عکس، مسائل مادی در آن نیست. اما در اسلام هر دو جهت هست و هم به مادی و هم به معنوی توجه شده است؛ هم برای امور مادی توجه قائل شده‌اند و قانون می‌دهند، و هم برای مسائل معنوی انسان.

۳. هدف روزه؛ تقویت روح و ایمان انسان

خدای متعال دستوراتی که به انسان می‌دهد، در دو بعد است؛ یعنی بعضی از آن‌ها مربوط به جهت مادی، جسمی و دنیایی انسان است و بعضی دیگر مربوط به جهت معنوی و روحی انسان است و یک‌بعدی نیست؛ بعضی دستورات هم هر دو جهت را در خود دارد. مسئله روزه ماه مبارک رمضان از آن مسائلی است که فوایدش، هم جسمی است برای انسان و هم روحی. اما غیر از فواید جسمی، مسئله اصلی و مهم‌تر که اصلاً جسم هم به خاطر آن است و خدا آن را قرار داده و به تأمین نیازهایش توجه کرده، مسئله روحی و مسئله ایمان انسان است. روزه مهم‌ترین فایده‌اش در مسائل ایمانی انسان است، اگرچه جسمی هم فوایدی دارد.

۴. نقد نگاه منفعت‌گرایانه غربی به دین

آن چیزی که در دستورات الهی و در واجبات اصل است، این نیست که ما حتماً باید یک نفع در آن ببینیم. این‌طور نیست که ما حتماً در این واجبات بگردیم ببینیم چه نفع قانع‌کننده‌ای، مثلاً مادی و دنیایی برای ما دارد تا به آن بچسبیم، و اگر ندارد، رهایش کنیم؛ این نگاه خیلی پررنگ نیست. برخلاف مکتب‌های تربیتی غربی که چون محور در تعالیم و فرهنگ آن‌ها، انسان و منافع انسان است، همه چیز را با عینک منفعت انسان نگاه می‌کنند. همه چیز را؛ یعنی هرچه از انسان خواسته می‌شود و هر کاری که باید بکند، معتقدند باید یک نفعی برای انسان داشته باشد تا انسان آن را بپذیرد. این از جهت نقص و ضعف انسان است که یک نفعی در آن برای خودش می‌خواهد.

۵. حقیقت تربیت الهی و تقرب به خدا

تربیت الهی، تربیت منفعت‌گرایانه نیست؛ برخلاف تربیت مادی و غربی که حاکم بر نظامات آموزشی است. در تربیت الهی، آن بعدِ ارتباط انسان با خدا، توجه انسان به خدا، توجه به رشد ایمان به خدا و تقرب به خدا مطرح است. یعنی انسان یک هدفی دارد و در این جهت حرکت می‌کند؛ فقط خداست و بندگی خدا، توجه به خدا و این مسائل. پای منفعت و این حرف‌ها، به تدریج که انسان رشد می‌کند و جلو می‌رود، دیگر در انسان ضعیف می‌شود. لذا آن‌هایی که بنده خوب خدا هستند، این بعد دیگر در آن‌ها نیست که چشمشان به این باشد که حالا این چه نفع و فایده‌ای اصلاً برای من دارد. آن‌ها فقط در این فضا هستند که کار خداپسند را انجام بدهند.

۶. سیره انبیاء؛ تسلیم در برابر فرمان الهی

انبیاء الهی که بنده‌های خوب خدا بودند، وقتی خدا به آن‌ها دستور می‌داد، می‌گفتند چشم و می‌رفتند انجام می‌دادند. نمی‌پرسیدند که حالا این را که از من می‌خواهی، مثلاً چه می‌شود؟ چه نفعی به من می‌رسد یا چه فایده‌ای برای من دارد؟ اصلاً این‌جوری نبودند این‌ها؛ به خاطر همین هم شدند انبیاء، و دستورات را کامل و تام انجام می‌دادند. بقیه هم همین‌طور؛ بقیه انبیاء، اوصیاء انبیاء و اهل‌بیت این‌جوری بودند. این ویژگی در آن‌ها مهم و برجسته بود که از خودخواهی، نفع شخصی و این منافع گذشته بودند. آنچه برای‌شان مهم بود، این بود که حرف خدای متعال خوب پیاده، اجرا و پیش برود.

۷. اسرار و حکمت‌های روزه‌داری مستمر

خدا یک ماه را واجب کرده و اصرار هم داشته بر اینکه این ماه، کامل و پشت سر هم روزه گرفته بشود؛ وگرنه مثلاً فرض بگیرید اگر دست ما بود، ما می‌آمدیم مثلاً می‌گفتیم خب همه، ماهی سه روز یا ماهی دو روز روزه بگیرند. ولی خدای متعال نه، آمده گفته باید در یک سال، یک ماه روزه بگیرید، آن هم پشت سر هم. این‌ها همه‌اش حکمت، علت و جهت دارد و در رشد انسان تأثیرگذار است. خدا روزه را واجب کرده و یک طوری هم قواعدش را تنظیم کرده که کنار آن چند تا فایده دیگر هم از لحاظ ایمانی نصیب انسان بشود. حتی کسی که روزه‌اش باطل می‌شود، باید تا شب کاری که روزه را باطل می‌کند انجام ندهد؛ چون خدا می‌خواهد این استمرار حفظ بشود.

۸. هدف زندگی عبادات است، نه اشتغالات مادی

اصل و هدف زندگی، عبادات است که خدا به خاطر آن به ما حیات داده است. منتها چون ما مادی هستیم و نیاز به غذا، مسکن و پوشاک داریم، گفته شده حالا باید بروید شغلی پیدا کنید و کاری بکنید که یک مقدار بتوانید غذای‌تان و مسکن‌تان را تأمین کنید. این‌ها هدف نیست؛ شغل‌تون و اشتغالات‌تون هدف نیست. این اصلاً برای این بوده که ما گرسنه نمانیم و نمیریم؛ همین. این هدف نیست، هدف در زندگی عبادات بوده است. خدا هدف را عبادات قرار داده بوده؛ عبادت، بنده بودن و بندگی کردن. ولی ما انسان‌ها برعکس کرده‌ایم، یعنی غرق شده‌ایم در دنیا، کارهای دنیایی‌مان و تجملات‌مان، و بعد آن هدف اصلی اصلاً فرع و حاشیه زندگی شده است.

فهرست

1️⃣ توجه دین اسلام به هر دو بعد جسم و روح  
◽️اسلام برخلاف ادیان قبلی، هم به نیازهای مادی و هم به نیازهای معنوی توجه دارد
◽️دین یهود بیشتر مادی‌گرا و دین مسیحیت بیشتر معنوی‌گرا بود، اما اسلام هر دو را در نظر گرفته است
◽️هدف اصلی دستورات الهی، تقویت ایمان و روح انسان است

2️⃣ تفاوت تربیت الهی و تربیت مادی  
◽️در تربیت الهی، هدف اصلی تقرب به خدا و بندگی است
◽️در تربیت مادی و غربی، محور اصلی منفعت شخصی است

3️⃣ هدف اصلی زندگی: عبادت و بندگی  
◽️هدف اصلی زندگی انسان، عبادت و بندگی خدا است
◽️نیازهای مادی مانند غذا، مسکن و پوشاک وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف هستند
◽️زندگی دنیوی نباید به هدف اصلی تبدیل شود

4️⃣ ماه مبارک رمضان و نزدیکی به هدف زندگی  
◽️ماه رمضان فرصتی است برای فاصله گرفتن از مسائل مادی و نزدیک شدن به مسائل معنوی
◽️در این ماه، انسان از حیوانیت فاصله می‌گیرد و به انسانیت نزدیک می‌شود

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

سخنرانی روز سوّم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی