🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال(جلسه سیزدهم) ۱ اسفند ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/12/01
پست

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال(جلسه سیزدهم) ۱ اسفند ۱۴۰۳

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

تزکیه نفس و اصلاح فسادهای درونی در پرتو قدرت الهی

عناوین مباحث مطرح‌شده در جلسه:

🌱 ۱. بستر اصلی آراستگی به فضایل اخلاقی

⚖️ ۲. ضرورت پذیرش عیوب و نقاط ضعف نفسانی

💪 ۳. تکیه بر قدرت الهی؛ تنها راه ریشه‌کنی عادات بد

🦠 ۴. خاصیت ویروسی فساد اخلاقی و سرایت آن به زندگی

👶 ۵. آثار سوء اخلاق سیئه بر خانواده و تربیت فرزندان

📜 ۶. شروط دوگانه خداوند در قرآن برای اصلاح اعمال انسان

🧠 ۷. نقش کنترل زبان و سکوت در رشد عقلانی و ایمانی

🗣️ ۸. تفاوت رفتار عاقل و احمق در تقدم فکر بر سخن

🚫 ۹. زبان؛ منشأ اصلی لغزش‌ها و سقوط انسان

🏠 ۱۰. لزوم پاک‌سازی ظرف نفس برای جلوه‌گری صفات نیکو

🕌 مسجد میزان الاعمال (علیه السلام)
🗓 ۱ اسفند ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال(جلسه سیزدهم) ۱ اسفند ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال(جلسه سیزدهم) ۱ اسفند ۱۴۰۳

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

تزکیه نفس و اصلاح فسادهای درونی در پرتو قدرت الهی

عناوین مباحث مطرح‌شده در جلسه:

🌱 ۱. بستر اصلی آراستگی به فضایل اخلاقی

⚖️ ۲. ضرورت پذیرش عیوب و نقاط ضعف نفسانی

💪 ۳. تکیه بر قدرت الهی؛ تنها راه ریشه‌کنی عادات بد

🦠 ۴. خاصیت ویروسی فساد اخلاقی و سرایت آن به زندگی

👶 ۵. آثار سوء اخلاق سیئه بر خانواده و تربیت فرزندان

📜 ۶. شروط دوگانه خداوند در قرآن برای اصلاح اعمال انسان

🧠 ۷. نقش کنترل زبان و سکوت در رشد عقلانی و ایمانی

🗣️ ۸. تفاوت رفتار عاقل و احمق در تقدم فکر بر سخن

🚫 ۹. زبان؛ منشأ اصلی لغزش‌ها و سقوط انسان

🏠 ۱۰. لزوم پاک‌سازی ظرف نفس برای جلوه‌گری صفات نیکو

🕌 مسجد میزان الاعمال (علیه السلام)
🗓 ۱ اسفند ۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد.

[صلوات حاضرین]

و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عبارت بعدیِ دعا این هست: «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي».

اهمیت تزکیه و طهارت نفس در تربیت اسلامی

راه صحیح تربیت در اسلام مبتنی بر این است که انسان ابتدا باید تزکیه بشود، پاک بشود و تمیز بشود. برای اینکه انسان‌ها بتوانند اخلاق خوب و نیکو داشته باشند و مزین به صفات و اخلاق خوب باشند، زمینه اصلی و بستر اصلی آن در تمیز شدن، پاک شدن و طهارت نفس انسان است. طهارت نفس، تزکیه نفس؛ همان که می‌فرماید: «یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ». تزکیه بار اصلی‌اش بر پاک‌سازی، تمیزکاری و نجات انسان از صفات بد است.

ما انسان‌ها وقتی می‌خواهیم — مثلاً در قالب مثال — خانه‌ای را بخریم، یا وقتی می‌خواهیم جابه‌جا بشویم، ابتدا این خانه را که واردش می‌شویم، تمیز می‌کنیم. بعد که از کثیفی‌ها، آلودگی‌ها و شلوغی‌ها تمیز کردیم، آن را مزین می‌کنیم به چیزهای زینتی. در اخلاق و اصلاح نفس انسان هم در قالب مثال همین‌طور است.

انسان تا مادامی که نفسش و روحش آلوده به صفات بد و گرفتاری‌های بدِ اخلاقی و روحی است، زمینه صفات خوب در او خیلی کم است؛ خیلی از صفات خوب را نمی‌تواند به دست بیاورد. صفات خوبی را هم که دارد، در معرض از دست دادن است؛ چون این آلودگی‌ها و کثیفی‌ها در حد خودش نمی‌ماند و آن کثیفی و آلودگی به اطراف سرایت می‌کند و اطرافش را هم کثیف می‌کند. انسان حتی ممکن است صفات خوب هم داشته باشد، ولی به مرور زمان در اثر شرایطی آن‌ها را از دست بدهد؛ این صفت صداقت را مثلاً از دست بدهد. این، خاصیت و حالت و زمینه‌ای است که صفات بد در انسان ایجاد می‌کند.

لذا فرموده‌اند تزکیه؛ اول باید انسان تمیز بشود، پاک بشود، بعد مزین بشود به صفات عالی و برتر. چون اصلاً تا تزکیه نشود و پاک نشود، زمینه روحش — زمینه وجودی روحش — وقتی تمیز نباشد، این مشکلاتی که عرض شد وجود دارد. لذا ابتدا باید انسان از اینجا شروع بکند.

بررسی مکتب تربیتی امام سجاد (ع) در دعای مکارم الاخلاق

امام سجاد (علیه‌السلام) همین مطلب را می‌فرمایند. در همین اوایل دعا که ایشان مطالب مهمی را جلو چشم ما ترسیم می‌کنند — در راهی که ما می‌خواهیم قدم بگذاریم — این مطالب مهم رسیده به اینجا. مطالب خیلی مهمی است. ایشان مکارم اخلاق را این‌طور شروع نکردند که یکی‌یکی بگویند این هست، این هست، این هست؛ اول دارند انسان را، فکر ما را تنظیم می‌کنند که برای اینکه ما بنده خوب خدا باشیم، یک انسان خوب، تمیز، پاک، طاهر و مطهر باشیم، باید به این مسائل توجه کنیم که تا اینجای دعا خواندیم.

به اینجا هم که می‌رسد، ایشان یک مطلب مهم دیگری می‌فرمایند و آن این است: «خدایا، من در زمینه وجودی‌ام، در وجودم، نقاط فساد و فسادانگیز وجود دارد». در اثر علل و عواملی، انسان دچار گرفتاری‌هایی می‌شود؛ از لحاظ روحی، اخلاقی و گفتاری دچار فساد می‌شود که در یک کلمه می‌شود «فساد». حالا فساد یکیش را می‌گویند فساد مالی، یکیش فساد اخلاقی. فساد یعنی هر چیزی که از آن حالت طبیعی و درستش خارج بشود؛ از حد درستش، راه صحیحش، استفاده درستش و قاعده‌اش، از همه این‌ها خارج بشود؛ این می‌شود فساد. هر نقطه ضعفی هم که انسان در اخلاق و رفتار و گفتار دارد، اسمش فساد است.

عبارت «مَا فَسَدَ مِنِّي» یعنی خدایا، من نقاط ضعف دارم. این خیلی مهم است که انسان بپذیرد نقاط ضعف دارد؛ این باور را پیدا کند و بپذیرد که نقاط ضعف دارد، نقاط فسادانگیز دارد، نقاط مفسده‌انگیز دارد. نقاطی در وجود ما هست، نقطه ضعف‌هایی هست، اشکالاتی هست که این‌ها مصیبت‌بار است.

یک انسان بد اخلاق، یک انسان تندخو، یک انسان که زود از حالت طبیعی و اعتدال خارج می‌شود — تو هر صفتی — این در معرض آسیب‌های جدی است. یک وقت ممکن است یک صحنه امتحان مهمی، بزرگی پیش بیاید و خسارت سنگینی به انسان وارد بشود. این‌هایی که یک وقت مثلاً عصبانی شدند، زدند یک کسی را کشتند، زدند یک بلایی سر کسی آوردند، سر خودشان آوردند، سر زندگی‌شان آوردند، یک رفتاری کردند، یک حرفی زدند که یک آسیب جدی‌ای تو زندگی خودشان یا تو زندگی دیگران ایجاد کردند، این‌ها همین مسئله است. یعنی یک لحظه عصبانی شده، این عصبانیت شدت گرفته؛ ولی یک حرف را انسان می‌زند و یک عمر پاسوز این حرف می‌شود که چرا زد. یک رفتاری می‌کند، دست به یک عملی می‌زند که یک عمر پشیمانی [به بار می‌آورد] و فایده‌ای هم ندارد.

ما می‌خواهیم همین‌ها درست بشود؛ چون این خطر در معرض همه هست و ما همه در معرض این خطرها هستیم و در کمین‌مان است. خدای نکرده آن نقاط ضعف، یک جایی خسارت سنگین وارد می‌کند؛ حالا مادی یا معنوی، هر چه می‌خواهد باشد، خسارت‌بار است.

تکیه بر قدرت الهی برای اصلاح عیوب نفسانی

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: خدایا، من که فساد دارم — حالا نه ایشان، ایشان دارند به ما تعلیم می‌دهند واقعیات را که ما باید به آن توجه کنیم و آن‌ها با این واقعیات آشنایند و دارند به ما یاد می‌دهند — از جمله این واقعیات این است که من نقاط فسادانگیز دارم، نقاط ضعف دارم، مشکل دارم، این‌ها را کمک کن؛ «بِقُدْرَتِکَ». به قدرتت به من این قدرت را بده که بتوانم در مقابل این‌ها قیام کنم، قیام کنم. «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ»؛ خدایا به قدرتت، یا قادر، به قدرتت این قدرت را به من بده که بتوانم جلو این‌ها بایستم.

چون این‌ها مثل عادت در وجود من است و ریشه‌دار است. چیزی که ریشه‌دار شده، کندنش از بیخ و بن و ریشه سخته و قدرت می‌خواهد. عمده چیزی که حاکم است، قدرت است. عمده چیزی که به درد انسان می‌خورد که بتواند این صفات بد و نقاط ضعفش را که با آن عادت کرده و زندگی می‌کند از بین ببرد، قدرت است. دارند یاد می‌دهند: «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ»؛ خدایا قدرت دست توست، تو منبع قدرتی؛ این قدرت را به من هم بده که بتوانم آن نقاط ضعفم و نقاط فسادانگیزم را اصلاح کنم و درست کنم؛ چون خسارت وارد می‌شود، خسارت وارد می‌کند.

فساد در یک نقطه نمی‌ماند؛ در وجود انسان در یک محفظه بسته‌ای نمی‌ماند. این مثل ویروس گسترش پیدا می‌کند. این، آسیب‌های دیگری هم به انسان می‌زند و به بقیه هم آسیب می‌زند. یک انسانی که نقطه ضعف دارد، خب این نقطه ضعفش زندگی‌اش را هم می‌گیرد. آدم بد اخلاق، زن و بچه‌اش هم از دستش آسی‌، ناراحت و اذیتند؛ دچار استرس، دچار فشار و دچار ناراحتی‌ هستند. خسارت‌بار است واقعاً. این خسارت‌ها یک عمر، یک نسل را دامنگیر خودش می‌کند. گاهی یک صفات بدی هست که نسلاً بعد نسل منتقل می‌شود و به صورت همین حالت ژنی منتقل می‌شود؛ این که از حضرت آدم نبوده، این را یک پدری، یک مادری، این صفت را، بذرش را کاشته است؛ کاشته در وجودش و این هر جا زمینه‌اش مساعد باشد رشد می‌کند. این‌ها خیلی تندند و این گاهی برمی‌گردد به یک نقطه‌ای.

آثار سوء اخلاق سیئه بر خانواده و نسل‌های آینده

آن نقطه ضعف ما گاهی در نسل ما اثر می‌گذارد. پدر بد اخلاق، مادر بد اخلاقِ عجول، تند و کم‌صبر، بچه‌هایش را هم به همین مصیبت دچار می‌کند و آن کم‌صبری، تندی، عجولی و ناپختگی، در تربیت بچه‌ها مشکل ایجاد می‌کند. این بچه خیلی از مشکلات را از آن‌ها می‌گیرد، حتی در رفتار. رفتار تند پدر باعث می‌شود بچه به هم بریزد و بچه دچار اضطراب بشود. آن تندی، آن دعوای بیجا و آن عصبانیت فشار می‌آورد؛ از لحاظ اعصاب، بچه را به هم می‌ریزد، اعتماد به نفسش را از او می‌گیرد، به روابط اجتماعی‌اش آسیب می‌زند و اعصابش را تحت تاثیر جدی قرار می‌دهد.

لذا امام سجاد (علیه‌السلام) این توجه را به ما می‌دهند. خدایا، من باید بنشینم ببینم و خودم را مطالعه کنم که من چه نقاط قوتی دارم — که بماند ان‌شاءالله — و یک نقاط ضعفی هم دارم که هیچ توجیهی هم برنمی‌دارد. حالا ممکن است ما جلو بقیه توجیه کنیم و گردن کسی بیندازیم، اما بین خودمان و خدا باید بنشینیم ببینیم کجاست و چه نقاط ضعفی داریم؛ اصلاح کنیم و درستش کنیم. برای این کار باید از خدا کمک بگیریم.

شروط دوگانه خداوند در قرآن برای اصلاح اعمال انسان

وقتی می‌خواهیم از خدا کمک بگیریم، خدای متعال در قرآن کریم مشخص کرده‌ و فرموده‌اند که چه کاری انسان انجام دهد تا خدا در این اصلاح کمکش کند؛ شرط گذاشته خدا، راه گذاشته برای انسان. این شرط خدا همان راهی است که برای انسان باز می‌کند؛ می‌گوید راهش این است: اگر می‌خواهید اصلاح بشوید و مجموع اخلاق، رفتار و گفتارتان درست باشد — صلاح یعنی چیز شایسته، بهجا، متین، پخته، به درد بخور، مفید و بدون ضرر — اگر می‌خواهید این‌طور باشید، این راهش است.

راهش چیست؟ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا * يُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ». دو چیز را خدا مشخص کرده است، خدای متعال؛ همان خدایی که داریم تو این دعا می‌گوییم خدایا «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»؛ صلاح، شایسته، درستش کن خدایا. خدا تو قرآن می‌فرماید اگر می‌خواهید من درستش کنم، دو کار را باید انجام بدهید؛ این دو کار را انجام بدهید، من کمکتان می‌کنم. چون خدا کمک نکند نمی‌شود؛ احدی توان اینکه بتواند جلو این چیزها بایستد ندارد. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ خدایا من می‌خواهم تو را بندگی کنم، اما من تنها نمی‌توانم، خودت باید کمک کنی. همه کسانی هم که موفق شدند، از خدا کمک گرفتند تو این مسئله. هیچ کسی بدون کمک الهی نمی‌تواند بر شیطان و نفس اماره‌اش غالب بشود.

حالا خدا فرموده دو کار باید انجام بدهید؛ یکی تقوا: «اتَّقُوا اللَّهَ»، تقوا، تقوای الهی. خدا دستوراتی داده، این‌ها را آدم بگوید چشم و این‌ها را انجام بدهد. دومی «وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»؛ دومیش که به خصوص خدای متعال رویش تاکید دارد، رو زبان تاکید دارد، رو سخن؛ که این حرف‌ها که زیاد است و بعضی‌هایش بد است یا نهایت اگر گناه هم نیست ولی فایده ندارد، این‌ها از بین برود.

نقش کنترل زبان و سکوت در رشد عقلانی و ایمانی

«قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»؛ قول سدید یعنی قولی که خوب باشد، مفید باشد، بهجا باشد؛ بد نباشد، گناه نباشد، به درد نخور هم نباشد. راه پخته شدن عقل از نظر خدای متعال این‌هاست؛ تو روایات هم همین‌ها را می‌گویند. یکی از چیزهایی که تو روایات خیلی می‌گویند برای پخته شدن عقل نیاز و ضروری است، سکوت است. سکوت نه به معنای اینکه کلاً دهان را ببندد و هیچ نگوید؛ سکوت یعنی از چیزهای گناه و بد، و از چیزهای بی‌فایده. خب آدمی که زبانش را کنترل می‌کند که چیزهای بد نگوید و چیزهای بی‌فایده نگوید، این عقلش یواش‌یواش رشد می‌کند؛ چون دائم دارد با عقل کار می‌کند.

انسان‌هایی که این مسیر را می‌روند، یکی از نشانه‌های بارزشان عقل پخته و قوی‌ای است که دارند که این عقل در اثر کنترل زبان قوت می‌گیرد. «إذا تم العقل نقص الکلام»؛ نشانه تمامیت عقل و کمال عقل این است که حرف، حرفِ قاعده‌مندی است، درستی است، حرف حرفِ پخته‌ای است. [نه اینکه] همین‌جور حرف بزنیم حالا ببینیم چه می‌شود؛ یک تیری در تاریکی پرت کنیم، گاهی به هدف می‌خورد، گاهی نمی‌خورد. عمده‌اش هم گناهانی است که هست، بعدش هم مسئله لغو است، چیزهایی که فایده ندارد. این‌ها وقتی حذف بشود، خودبه‌خود عقل رشد می‌کند، ایمان رشد می‌کند و انسان بالا می‌آید.

وقتی این زبان اصلاح بشود — این زبان، این زبان — اگر این اصلاح بشود و درست بشود، این‌ها همه پشت سرش عقل و ایمان و تقوا و همه چیز، کمک بزرگی به آن‌ها می‌شود و درست می‌شود. خب طبیعتاً انسان یک انسان پخته‌ای می‌شود؛ هم تقوا دارد گناه نمی‌کند، هم زبانش و کنترلش دست خودش است و هر حرفی نمی‌زند و پخته حرف می‌زند. واجب نیست که ما هر چه [پیش آمد]، همه جا همین‌طور زود حرف بزنیم. انسان‌های عاقل مزمزه می‌کنند، می‌جوند حرف را و بعد می‌زنند؛ چون دیر نمی‌شود. دنیا خراب نمی‌شود اگر ما کم حرف بزنیم یا یک جاهایی حرف نزنیم.

تفاوت رفتار عاقل و احمق در تقدم فکر بر سخن

حرف که می‌زنیم، فرمود: «لسان العاقل وراء قلبه»؛ آدم عاقل اول فکر می‌کند، بعد زبانش به کار می‌افتد. اول عقل می‌آید جلو، فکر می‌کند و پشت سرش زبان به حرکت درمی‌آید، به تبع عقل. ولی «لسان الاحمقِ امامِ قلبِهِ»؛ حالا به همچنین تعبیرات مختلف در روایات هست. اما زبان آدمی که از عقلش خوب بهره‌مند نشده، جلوی قلبش است؛ یعنی اول حرف می‌زند، بعد فکر می‌کند. اول یک چیزی را می‌گوید، بعد می‌بیند اشتباه شد، بد شد، درست نبود. بعد چقدر هم از این سوراخ گزیده می‌شود، باز دوباره همان است؛ یعنی فرقی نمی‌کند. می‌گوید: «من اینجا اشتباه کردم، این حرف را نباید می‌زدم». خب این را یک بار آدم اشتباه می‌کند؛ آدم عاقل باز دوباره که گزیده نمی‌شود از یک سوراخ. وقتی یک بار زود حرف زد و خراب کرد، بار دوم یک مقداری فکر می‌کند.

امیرالمومنین فرمودند: من نمی‌بینم — یعنی نیست — که یک کسی بتواند تقوا را خوب مراعات بکند، مگر اینکه این زبانش را خیلی کنترل کرده باشد. این زبان خیلی آدم را به زمین می‌زند و خیلی گرفتار می‌کند. با هم ملازمه دارد؛ انسان‌های با تقوا معمولاً عاقلند و نشانه‌هایشان این است که بهجا حرف می‌زنند و پخته حرف می‌زنند. این‌ها معمولاً با هم است؛ عقل، تقوا، کم‌حرفی، گزیده گفتن و خوب گفتن: «کم گوی و گزیده گوی چون دُر». طوری هم نمی‌شود. منتها از بس که گاهی عادت کرده‌ایم زیاد و زود و تند و سریع حرف بزنیم، انگار وقتی بنا را می‌گذاریم بر این [کم‌حرفی]، دنیا می‌خواهد رو سرمان خراب بشود؛ تلخ است، سنگین است. و الّا آن‌ها که عادت دارند هیچ تلخی‌ای ندارد، بلکه این کارخانه عقل این‌قدر راه افتاده که زود به کار می‌افتد و زود نتیجه می‌دهد.

لزوم پاک‌سازی ظرف نفس برای جلوه‌گری صفات نیکو

پس راهش این است؛ جمع‌بندی: امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند خدایا من نقاط خراب و فاسدی در وجودم، در اخلاقم، در رفتارم و در کارهایم هست، هست. خدایا به قدرتت به من این قدرت را بده که این‌ها را اصلاح کنم و درستش کنم. این‌ها تزکیه است؛ یعنی اول باید خودمان را تمیز کنیم. وقتی این صفحه فکر و ذهن و عمل‌مان تمیز بشود، آن‌وقت هر چه زینت بیاوریم تو آن، بهجا و قاعده‌مند است. اما یک خانه شلوغِ به هم ریخته با در و دیوار کثیف، حالا هر چه زینت بیاورند و به در و دیوارش آویزان کنند، شلوغ‌ترش می‌کنند. خانه باید تمیز بشود، مرتب بشه، پاک بشود؛ آن‌وقت این چیزهای زینتی هم بهجاست، هم به قاعده‌ است، هم خودش را خوب نشان می‌دهد.

اما صفات خوبِ آدم در اثر پرحرفی و زیاد حرفی و این نقاط فساد، آن‌ها هم تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. لذا گاهی ما صفات خوبی داریم، ولی به خاطر یک صفات بدی که داریم، آن صفات خوبمان تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و ارزشی در نظر بقیه ندارد. یک جهت خوب در ما هست، اما آن جهتِ بده کار را خراب کرده و نمی‌گذارد همین به چشم بیاید و دیده بشود؛ این‌ها هست. خدایا کمک کن که بتوانم این کار را انجام بدهم.

خدا در قرآن کریم می‌فرماید شرطش این است: ۱. تقوا، ۲. سخن خوب، حرف خوب، درست، بهجا و پخته؛ همان «قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». دو اثر دارد تقوا و حرف درست و خوب؛ یکی «يُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». شما این کارها را انجام بدهید، منِ خدا کارتان را اصلاح می‌کنم؛ از آن چیزهای فساد دور می‌کنم و یواش‌یواش آن نقاط فساد را در وجود شما از بین خواهم برد. «يُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ» یک، دو «وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ»؛ خدا گناهانتان را هم می‌آمرزد. که ما می‌گوییم «اللهم اغفر لی الذنوب...» فلان فلان فلان، خدا تو قرآن می‌فرماید اگر می‌خواهید من بیامرزمتان، راهش تقواست. شما راهش این است یعنی تقوا را داشته باشید، زبان را هم به خصوص رویش توجه داشته باشید، من می‌آمرزم: «يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ».

آمادگی برای ماه مبارک رمضان و دعاهای پایانی

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که در آستانه ماه مبارک رمضان — این فرصت بزرگی که خدای متعال فراهم می‌کند تا انسان بتواند استفاده بیشتر و بهینه‌ای داشته باشد — ان‌شاءالله بتوانیم با تقوا و قول سدید، بتوانیم زمینه را در خودمان برای استفاده بیشتر از این ماه فراهم بکنیم.

پروردگارا، به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیم قرار بده. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. به هدف صراط مستقیم ما را برسان. توفیق بندگی و عمل خالص به ما عنایت بفرما. گذشتگان ما، حق‌داران ما، اموات ما، علمای ما، شهدای ما، روح حضرت امام ما، همه را غریق رحمت بفرما. کسانی که به مردم و به این دین خدمت می‌کنند یاری کن. رهبر معظم را یاری کن. ما را قدردان ایشان قرار بده. مشکلات همه ما را برطرف بفرما. شر دشمنان ما را به خودشان برگردان. ارواح گذشتگان و حق‌داران را غریق رحمت بفرما. سلام و تحیت ما را به محضر امام عصر برسان. امر فرج ایشان را تعجیل بفرما. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما؛ بالنبی و آله.

گزیده

۱. بستر اصلی آراستگی به فضایل اخلاقی

راه صحیح تربیت در اسلام مبتنی بر این است که انسان ابتدا باید تزکیه بشود، پاک بشود و تمیز بشود. برای اینکه انسان‌ها بتوانند اخلاق خوب و نیکو داشته باشند و مزین به صفات و اخلاق خوب باشند، زمینه اصلی و بستر اصلی آن در تمیز شدن، پاک شدن و طهارت نفس انسان است. طهارت نفس و تزکیه نفس، بار اصلی‌اش بر پاک‌سازی، تمیزکاری و نجات انسان از صفات بد است. انسان تا مادامی که نفس و روحش آلوده به صفات بد و گرفتاری‌های بداخلاقی است، زمینه صفات خوب در او خیلی کم است؛ خیلی از صفات خوب را نمی‌تواند به دست بیاورد. صفات خوبی را هم که دارد، در معرض از دست دادن است؛ چون این آلودگی‌ها در حد خودش نمی‌ماند و به اطراف سرایت می‌کند.

۲. ضرورت پذیرش عیوب و نقاط ضعف نفسانی

عبارت «مَا فَسَدَ مِنِّي» در دعای مکارم‌الاخلاق یعنی خدایا، من نقاط ضعف دارم. این خیلی مهم است که انسان بپذیرد نقاط ضعف دارد؛ این باور را پیدا کند و بپذیرد که نقاط فسادانگیز، مفسده‌انگیز و اشکالاتی در وجود او هست که این‌ها مصیبت‌بار است. یک انسان بداخلاق، تندخو یا انسانی که زود از حالت طبیعی و اعتدال خارج می‌شود، در معرض آسیب‌های جدی است. یک وقت ممکن است یک صحنه امتحان مهم و بزرگی پیش بیاید و خسارت سنگینی به انسان وارد بشود. یک لحظه عصبانیت شدت می‌گیرد؛ اما یک حرف را انسان می‌زند و یک عمر پاسوز این حرف می‌شود که چرا زد. یک رفتاری می‌کند و دست به عملی می‌زند که یک عمر پشیمانی به بار می‌آورد.

۳. تکیه بر قدرت الهی؛ تنها راه ریشه‌کنی عادات بد

امام سجاد (علیه‌السلام) به ما یاد می‌دهند که بگوییم: خدایا به قدرتت این قدرت را به من بده که بتوانم جلو نقاط ضعف و فسادانگیزم بایستم؛ چون این‌ها مثل عادت در وجود من است و ریشه‌دار است. چیزی که ریشه‌دار شده، کندنش از بیخ و بن و ریشه سخت است و قدرت می‌خواهد. عمده چیزی که حاکم است و به درد انسان می‌خورد تا بتواند این صفات بد را که با آن عادت کرده و زندگی می‌کند از بین ببرد، قدرت است. خدایا قدرت دست توست و تو منبع قدرتی؛ این قدرت را به من هم بده که بتوانم آن نقاط ضعف و نقاط فسادانگیزم را اصلاح و درست کنم؛ چرا که این عیوب خسارت وارد می‌کند.

۴. خاصیت ویروسی فساد اخلاقی و سرایت آن به زندگی

فساد در یک نقطه نمی‌ماند و در وجود انسان در یک محفظه بسته‌ای قرار نمی‌گیرد، بلکه این مثل ویروس گسترش پیدا می‌کند. این آسیب‌ها، هم به خود انسان صدمه می‌زند و هم به بقیه آسیب می‌رساند. یک انسانی که نقطه ضعف اخلاقی دارد، این نقطه ضعف زندگی‌اش را هم می‌گیرد. به عنوان مثال، یک آدم بداخلاق، زن و بچه‌اش هم از دست او آسی، ناراحت و اذیت هستند و دچار استرس، فشار و ناراحتی می‌شوند. این خسارت‌ها واقعاً سنگین است و یک عمر، یک نسل را دامنگیر خودش می‌کند. گاهی یک صفات بدی هست که نسلاً بعد نسل منتقل می‌شود و هر جا زمینه‌اش مساعد باشد رشد می‌کند.

۵. آثار سوء اخلاق سیئه بر خانواده و تربیت فرزندان

نقطه ضعف اخلاقی ما گاهی در نسل ما اثر می‌گذارد. پدر بداخلاق یا مادر بداخلاقِ عجول، تند و کم‌صبر، بچه‌هایش را هم به همین مصیبت دچار می‌کند و آن کم‌صبری، تندی و ناپختگی، در تربیت بچه‌ها مشکل ایجاد می‌کند. این بچه خیلی از مشکلات را از آن‌ها و از رفتارشان می‌گیرد. رفتار تند پدر باعث می‌شود بچه به هم بریزد و دچار اضطراب بشود. آن تندی، آن دعوای بیجا و آن عصبانیت فشار می‌آورد؛ از لحاظ اعصاب، بچه را به هم می‌ریزد، اعتماد به نفسش را از او می‌گیرد، به روابط اجتماعی‌اش آسیب می‌زند و اعصاب فرزند را تحت تاثیر جدی قرار می‌دهد.

۶. شروط دوگانه خداوند در قرآن برای اصلاح عیوب انسان

وقتی می‌خواهیم از خدا کمک بگیریم، خدای متعال در قرآن کریم شرط و راه گذاشته و فرموده‌اند: اگر می‌خواهید اصلاح بشوید و مجموع اخلاق، رفتار و گفتارتان درست و شایسته باشد، راهش این است: «اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا * يُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ». دو چیز را خدای متعال مشخص کرده است؛ یکی تقوا و دومی سخن سدید. خدا دستوراتی داده، این‌ها را آدم باید انجام بدهد. دومیش که به خصوص خدای متعال رویش تاکید دارد، زبان و سخن است؛ اینکه این حرف‌ها که زیاد است و بعضی‌هایش بد است یا فایده ندارد، از بین برود. قول سدید یعنی قولی که مفید، بهجا و درست باشد؛ بد نباشد، گناه نباشد و بی‌فایده هم نباشد.

۷. ارتباط مستقیم کنترل زبان با پختگی عقل و ایمان

راه پخته شدن عقل از نظر خدای متعال، سکوت و مراقبت از زبان است. سکوت یعنی پرهیز از چیزهای گناه، بد و بی‌فایده. آدمی که زبانش را کنترل می‌کند که چیزهای بد و بی‌فایده نگوید، عقلش یواش‌یواش رشد می‌کند؛ چون دائم دارد با عقل کار می‌کند. نشانه تمامیت و کمال عقل این است که حرف انسان، قاعده‌مند، درست و پخته باشد. نه اینکه همین‌جور حرف بزنیم تا ببینیم چه می‌شود و یک تیری در تاریکی پرت کنیم. عمده‌اش پرهیز از گناهان زبان و مسئله لغو و چیزهایی است که فایده ندارد. وقتی این‌ها حذف بشود، خودبه‌خود عقل رشد می‌کند، ایمان رشد می‌کند و انسان بالا می‌آید.

۸. تفاوت رفتار عاقل و احمق در تقدم فکر بر سخن

در روایت فرمودند: «لسان العاقل وراء قلبه»؛ آدم عاقل اول فکر می‌کند، بعد زبانش به کار می‌افتد. اول عقل می‌آید جلو، فکر می‌کند و پشت سرش زبان به حرکت درمی‌آید. اما زبان آدمی که از عقلش خوب بهره‌مند نشده، جلوی قلبش است؛ یعنی اول حرف می‌زند، بعد فکر می‌کند. اول یک چیزی را می‌گوید، بعد می‌بیند اشتباه شد، بد شد و درست نبود. بعد چقدر هم از این سوراخ گزیده می‌شود، باز دوباره همان کار را تکرار می‌کند. می‌گوید من اینجا اشتباه کردم و این حرف را نباید می‌زدم، اما بار دوم یک مقداری فکر نمی‌کند. وقتی یک بار زود حرف زد و خراب کرد، بار دوم باید یک مقداری فکر کند.

۹. زبان؛ منشأ اصلی لغزش‌ها و سقوط انسان

امیرالمومنین (علیه‌السلام) فرمودند: من نمی‌بینم — یعنی نیست — که یک کسی بتواند تقوا را خوب مراعات بکند، مگر اینکه زبانش را خیلی کنترل کرده باشد. این زبان خیلی آدم را به زمین می‌زند و خیلی گرفتار می‌کند. تقوا و عقل، با کم‌حرفی، گزیده گفتن و خوب گفتن ملازمه دارند؛ «کم گوی و گزیده گوی چون دُر». طوری هم نمی‌شود. منتها از بس که گاهی عادت کرده‌ایم زیاد، زود، تند و سریع حرف بزنیم، انگار وقتی بنا را می‌گذاریم بر این کم‌حرفی، دنیا می‌خواهد رو سرمان خراب بشود؛ تلخ است و سنگین است. و الّا آن‌ها که عادت دارند هیچ تلخی‌ای ندارد، بلکه این کارخانه عقلشان این‌قدر راه افتاده که زود به کار می‌افتد و زود نتیجه می‌دهد.

۱۰. لزوم پاک‌سازی ظرف نفس برای جلوه‌گری صفات نیکو

امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند خدایا من نقاط خراب و فاسدی در وجود، اخلاق و رفتارم دارم؛ به قدرتت به من این قدرت را بده که این‌ها را اصلاح کنم. این‌ها تزکیه است؛ یعنی اول باید خودمان را تمیز کنیم. وقتی این صفحه فکر، ذهن و عمل‌مان تمیز بشود، آن‌وقت هر چه زینت بیاوریم، بهجا و قاعده‌مند است. اما یک خانه شلوغِ به هم ریخته با در و دیوار کثیف، حالا هر چه زینت بیاورند و به در و دیوارش آویزان کنند، شلوغ‌ترش می‌کنند. خانه باید تمیز، مرتب و پاک بشود؛ آن‌وقت این چیزهای زینتی هم بهجاست، هم به قاعده است و هم خودش را خوب نشان می‌دهد. صفات خوبِ آدم در اثر پرحرفی و نقاط فساد، تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

فهرست

⬇️ فهرست مطالب این جلسه:

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

1️⃣ راه صحیح تربیت در اسلام؛ تزکیۀ نفس
◽️﴿یُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ﴾
◽️اوّل پاکسازی از صفات بد و بعد کسب صفات خوب.

2️⃣ آثار مخرّب صفات بد بر صفات خوب  
◽️سرایت فساد اخلاقی به دیگر جنبه‌های زندگی. 
◽️مثال‌هایی از تأثیر صفات بد، مانند دروغگویی و عصبانیت، بر ازدست‌رفتن فضایل اخلاقی.

3️⃣ تعلیم امام سجاد(ع) و درخواست اصلاح  نقاط ضعف از خدای متعال
◽️اعتراف به وجود نقاط فساد در وجود انسان.  
◽️درخواست یاری از خداوند برای مقابله با ضعف‌های اخلاقی با تکیه بر قدرت الهی.

4️⃣ راهکار قرآن برای اصلاح نفس  
◽️تقوا و گفتار سنجیده (قول سدید).
◽️کنترل زبان و نقش آن در رشد عقل و ایمان.
◽️رابطه تقوا و کنترل زبان در کلام امیرالمومنین (ع).

5️⃣ تأثیر تربیت نادرست بر نسل‌ها  
◽️انتقال صفات بد مانند تندخویی و کم‌صبری به نسل‌های آینده.  
◽️لزوم بازنگری در رفتار برای جلوگیری از آسیب‌های روانی و اجتماعی.

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد میزان الاعمال(جلسه سیزدهم) ۱ اسفند ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی