🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه دهم) ۲۹بهمن۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/11/29
پست

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه دهم) ۲۹بهمن۱۴۰۳

💠 شرح عبارت «وَ اکفِنِی مَا یشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ»

 الزامات، موانع و راهکارهای حفظ ایمان و اصلاح نفس در مسیر بندگی

🟢 مقدمه و دعای آغازین

🟡 ارکان هدایت در کلام امام سجاد (علیه‌السلام)

🔴 لزوم اصلاح عیوب و نقاط ضعف اخلاقی

⚠️ پیامدهای جبران‌ناپذیر عصبانیت کنترل‌نشده

🔎 عیوب پنهان و لزوم خودآگاهی

📈 حفظ ایمان در مواجهه با دگرگونی‌های زندگی

⚖️ معیار اصلی در انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها

💎 اصالت ایمان و پرهیز از فریب‌های مادی

🤲 درخواست کفایت امور از پیشگاه خداوند

✨ دعاهای پایانی و طلب عاقبت‌به‌خیری

🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام الله علیها)
🗓 ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه دهم) ۲۹بهمن۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه دهم) ۲۹بهمن۱۴۰۳

💠 شرح عبارت «وَ اکفِنِی مَا یشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ»

 الزامات، موانع و راهکارهای حفظ ایمان و اصلاح نفس در مسیر بندگی

🟢 مقدمه و دعای آغازین

🟡 ارکان هدایت در کلام امام سجاد (علیه‌السلام)

🔴 لزوم اصلاح عیوب و نقاط ضعف اخلاقی

⚠️ پیامدهای جبران‌ناپذیر عصبانیت کنترل‌نشده

🔎 عیوب پنهان و لزوم خودآگاهی

📈 حفظ ایمان در مواجهه با دگرگونی‌های زندگی

⚖️ معیار اصلی در انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها

💎 اصالت ایمان و پرهیز از فریب‌های مادی

🤲 درخواست کفایت امور از پیشگاه خداوند

✨ دعاهای پایانی و طلب عاقبت‌به‌خیری

🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام الله علیها)
🗓 ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

«اللهم صل علی محمد و آله واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به و استعملنی بما تسألنی غداً عنه و استفرغ ایامی فیما خلقتنی له.»

ارکان هدایت در کلام امام سجاد (علیه‌السلام)

بعد از اینکه امام سجاد (علیه‌ السلام) مطالب مهمی را فرمودند، در باب یک انسانی که می‌خواهد راه صحیح و درست را در زندگی طی کند، چند تا مطلب مهم را اشاره فرمودند؛ یکی مسئله‌ی ایمان بود، یقین بود، نیت و عمل. نسبت به این چهار مسئله مطالبی را فرمودند.

لزوم اصلاح عیوب و نقاط ضعف اخلاقی

در نهایت هم آن چیزی که اشاره کردند این بود که من گاهی باعث مشکلاتی می‌شوم؛ گاهی به خاطر اشکالاتی که در من هست، از جهت اخلاقم، از جهت اعتقاداتم یا از جهت عملم، به خودم و اطرافیانم آسیب می‌زنم. مشکلاتی دارم، اخلاقیات بدی گاهی دارم، صفات بدی هست گاهی در من، کارهای بدی گاهی انجام می‌دهم. همه‌ی این‌ها در من هست؛ کسی نمی‌تواند به این راحتی ادعا کند که من از این مشکلات اخلاقی و عملی و اعتقادی ندارم. همه دارند، منتها کم یا زیاد دارد.

[امام سجاد (علیه‌السلام)] توجه دادند ما را به این مسئله که این مشکلات باید اصلاح بشود. ایرادهایی [که] انسان دارد باید اصلاح بشود. می‌گویند این ایرادهای انسان اگر اصلاح نشود، همین طور یک چیز سربسته‌ای در آدم نیست که مشکلی ایجاد نکند؛ بلکه مثل یک غده‌ی چرکینِ خطرناک و بیماری‌زایی هست که اگر برداشته نشود و اصلاح نشود، تقویت می‌شود، بیشتر می‌شود و یک وقت هم سر باز می‌کند و مشکل ایجاد می‌کند.

پیامدهای جبران‌ناپذیر عصبانیت کنترل‌نشده

عرض شد نقاط ضعف اخلاقی ما ممکنه یک زمانی، در یک موقعیتی، آسیب جدی به ما بزند. یک آدمی که عصبانی است، یا زود عصبانی می‌شود، یا در عصبانیت از حد می‌گذراند، این همیشه آبستن حوادث ناگواری هست. ممکنه یک‌دفعه‌ای اتفاقی پیش بیاید، یک زمینه‌ای فراهم بشود، یک مسئله‌ای پیش بیاید و اتفاقی بیفتد [که] این عصبانیتِ شدیدش، این عصبانیتِ کنترل‌نشده‌اش، آسیب سنگینی وارد کند؛ یک‌دفعه‌ای بزند یکی را بکشد مثلاً. از شدت عصبانیت یک کسی را بکشد، یا یک جنایتی، یک خطایی، یک کار غلطی انجام بدهد که یک عمر، تا آخر عمر، آثارش دامنگیرش بشود.

الان در جامعه هستند — خود ما هم ممکنه خودمان دچار شده باشیم یا در اطرافیانمان سراغ داشته باشیم — کسانی که به خاطر یک اشکالی، یک ایرادی، یک خرابکاری‌ای که یک جا برایشان پیش آمد و کار را خراب کردند، خسارت سنگینی به خودشان زدند. لذا که این‌قدر تاکید دارند خیلی زود آدم خودش را اصلاح کند، به خاطر اینکه این نقاط ضعف اخلاقی انسان همین طور نمی‌ماند؛ حوادث روزگار طوری برای انسان پیش خواهد آمد که آن نقاط ضعفش برایش خسارت‌بار می‌شود.

حالا این یک مثال است؛ چون شبانه‌روز ما خودمان و اطرافیانمان زیاد می‌بینیم، عصبانیت یک چیز مشترکی است بین افراد؛ کم و زیاد دارند ولی بالاخره هست. خسارت هم زیاد بار کرده است. انسان در خانه به خاطر همین عصبانیتش زیاد آسیب زده به زن و بچه، به همسرش و فرزندانش؛ بیرون هم همین طور. کسی هم نمی‌تواند به این راحتی ادعا کند من نداشتم از این چیزها مثلاً.

این خسارت‌ها گاهی هست. یک عمر یک خسارتی در اثر رفتار غلط در تربیت فرزند به فرزند وارد کرده [است]، این دیگر یک عمر، این فرزند با این خسارت بدی که به او وارد شده دارد زندگی می‌کند. مثلاً تندی پدر، عجول بودنش، توقعات سنگینش، این‌ها ممکنه گاهی یک مشکلات روحی، یک مشکلات اخلاقی برای فرزند ایجاد بکند. این دیگر در او ایجاد می‌شود؛ کاشته می‌شود مثل یک بذری، بعد هم دیگر رشد می‌کند و بعد هم به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود.

خلقیات بدی که در نسل‌ها هست، این یک چیزی نبوده [که] از ازل همیشه در این‌ها بوده باشد؛ یک وقت می‌بینی یک زمانی نبوده، پدرانی از این فرد آن صفت بد را نداشتند، اما این وسط یک پدری، یک مادری، یک نقطه‌ی ضعفی داشته، نقطه‌ی ضعفی برایش پیش آمده، این را اصلاح نکرده و این را انتقال داده به فرزندانش.

آدم خیلی وقت‌ها افرادی را در جامعه می‌بیند [که] دچار مشکلاتی هستند، خوب که بررسی می‌کنی، عمق این مشکل می‌رود تا در خانه‌اش. الان طرف چهل سالش است، پنجاه سالش است، ولی عمق مشکلی را که بررسی می‌کنی، می‌بینی می‌رسد به دوران کودکی‌اش، دوران جوانی‌اش، نوجوانی‌اش که پدرش، مادرش، مربی یا معلمش — همین معلم مدرسه‌اش — حواسش نبوده، نمی‌دانسته، یا می‌دانسته و مراعات نکرده که چه‌کار باید بکند در این موقعیت خاص که این بچه آسیب نبیند. اشتباه کرده، کار اشتباهی انجام داده و این باعث شده بچه آسیب دیده [است]؛ مثلاً بچه دچار اضطراب شده، ترسو شده، اعتماد به نفسش ضعیف شده، توقعش بالا رفته، کم‌صبری‌اش زیاد شده، صبرش کم شده، تاب‌آوری‌اش کم شده است. این‌ها گاهی برمی‌گردد به خود پدر و مادرها، این مسائل. می‌آییم به چیزهای دیگر. وقتی این دیگر در یک نسلی قرار گرفت، ممکنه همچنان به بعدی‌ها منتقل بشود. خسارت‌ها سنگین است.

عیوب پنهان و لزوم خودآگاهی

لذا توجه دادند ما را [به این موضوع که]: خدایا، من حتماً یک نقاط ضعفی دارم [و] باید اصلاحش بکنم. این نقاط ضعفم هم نقاط ضعفی نیست که مثلاً همه‌جا خودم ملتفتش باشم؛ گاهی هم ممکنه مواردی از نقاط ضعف در انسان هست که آدم خودش هم ملتفت نیست. چرا؟ چون خیلی با آن دارد زندگی می‌کند، عادت کرده است. اصلاً ملتفت نیست که اصلاً این حالت شما اشتباه است، غلط است؛ این رفتار شما، این عکس‌العمل شما در این موقعیت اصلاً کلاً غلط است. ولی چون همیشه این را دارد، احساس می‌کند طوری نیست؛ یعنی اصلاً فکرش هم نمی‌رسد که این نقطه‌ضعفی است [که] دارم من در رفتارم، در عملم، در عکس‌العملم.

لذا فرمود: خدایا، من را کمک کن که من بتوانم آن نقاط ضعفم را پیدا کنم و اصلاحش بکنم. این‌ها نقاط اساسی است. وقتی آدم دارد یک انسانِ درست‌حسابی را — [آن‌طور که] امام سجاد (علیه‌ السلام) می‌سازد — [تربیت می‌کند]، این‌جوری دارد تربیتش می‌کند.

حفظ ایمان در مواجهه با دگرگونی‌های زندگی

بعد مسئله‌ی بعدی که مطرح می‌فرمایند این است که این‌ها ارکانِ یک انسانِ درست‌حسابی است؛ ایمانش دارد رشد می‌کند، یقینش و باورهایش دارد بهتر می‌شود، قوی می‌شود، مستحکم می‌شود، نیت‌هایش دارد اصلاح می‌شود، درست می‌شود، نیت‌هایش دارد خوب می‌شود، قصدش در کارها دارد درست می‌شود، کارهایش دارد کم‌کم درست می‌شود؛ از آن رها بودن، از آن کارهای غلطی که قبلاً داشت دارد درمی‌آید. یک چنین انسانی.

در فراز بعدی می‌فرمایند: خدایا، به من کمک کن که حالا که توجه کردم که در چه نقاطی باید تمرکز داشته باشم، توجه داشته باشم، عنایت داشته باشم به آن مسائل، یک چیزهایی، مسائلی، گرفتاری‌هایی، موقعیت‌هایی، شرایطی پیش نیاید برایم که از این چیزها دوباره دور بشوم. یک خطر بزرگی است [که] برای انسان پیش می‌آید. می‌شنود، یاد می‌گیرد از امام سجاد (علیه‌ السلام) این‌ها را که باید آدم در این مسائل کار کند و رشد کند و درست کند، ولی بعد متأسفانه اتفاق‌هایی برایش پیش می‌آید، در زندگی اتفاق می‌افتد، که دوباره دور می‌شود از این چیزها. دور می‌شود؛ از این چیزها فاصله می‌گیرد.

حالا هر موقعیتی، هر وضعیتی، فرقی نمی‌کند. یک مشکلی برایش در زندگی پیش می‌آید، چنان این مشکل این را درگیر خودش می‌کند که اصلاً دیگر ایمان و اخلاق و یقین و نیت و عمل — عمل صالح، عمل صالح و کارهای خوب — این چیزها دوباره از او کلاً فاصله می‌گیرد؛ می‌رود در باغِ آن مشکلات و مصیبت و گرفتاری‌اش. سرش به کاری می‌رود بند می‌کند که از این چیزها فاصله می‌گیرد؛ به چیزی اولویت می‌دهد که از این چیزها فاصله می‌گیرد. پیش می‌آید برایش شرایط سخت و سنگینی گاهی، یا شرایط حتی سخت هم لازم نیست باشد، شرایط عوض می‌شود. در یک محیط خوبی بوده، مجبور می‌شود مثلاً به خاطر شغلش، به خاطر شرایط دیگری آن محیطش را عوض کند. از شهر خوبی، بهتری برود به یک شهر بدتری زندگی کند. از یک شغل بهتری مجبور می‌شود برود به یک شغل بدتری، ضعیف‌تری زندگی کند. از یک موقعیت سالم‌تری و بهتری مجبور می‌شود برود توی یک موقعیت بدتری.

معیار اصلی در انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها

ملاکش چیست؟ ملاکش این است که آدم ببیند در این موقعیتی که من دارم قرار می‌گیرم، این شغلی که می‌خواهم الان عوض کنم، یک شغل دیگری انتخاب کنم — حالا ممکنه ضرورت هم ندارد — یا هر تصمیم دیگری که می‌خواهم بگیرم و ضرورتی ندارد، می‌توانم در همین شغلی که هستم باشم، می‌توانم بروم یک شغل دیگری؛ این [را] وقتی می‌خواهیم انتخاب بکنیم باید توجه کنیم، ببینیم کدام‌یکی از این شغل‌ها که در آن قرار گرفتیم، کدام‌یکی از این موقعیت‌ها که در آن قرار می‌گیریم، این‌ها کدام بیشتر ایمان ما حفظ می‌شود؟ کدام بیشتر به ایمان ما آسیب می‌زند؟ این‌ها را از هم جدا کنیم؛ آن مقداری که می‌توانیم تشخیص بدهیم، مشورت کنیم، این‌ها را حواسمان را جمع کنیم.

تصمیم‌گیری در زندگی زیاد پیش می‌آید؛ من الان کدام راه را انتخاب کنم بروم؟ کجا بروم؟ چیزهای جزئی زندگی یا چیزهای کلی‌تر. گاهی هم دست ما نیست، پیش می‌آید.

لذا امام سجاد (علیه‌ السلام) دارند به ما یاد می‌دهند، مضمون این حرف این هست، آن چیزی که در ضمنش هست این است که من حواسم را جمع کنم هرچه من را از این چیزهای مهمی که ابتدای دعا گفته شد دور می‌کند، دارد از خدا می‌خواهد خدایا آن چیز برای من پیش نیاید، آن راه برای من باز نشود. یاد می‌دهد به خود ما در تصمیم‌گیری‌هایمان این مسئله را؛ ضمنش هم از خدا کمک می‌خواهیم که این‌طوری برایمان فراهم کند. ما مجبور نشویم یک وقت در اثر شرایط قهری، اضطراری، جبری، از یک موقعیت بهتر و برتری برویم توی یک موقعیت بدتری، فاصله بگیریم. این خیلی خطرناک است.

اصالت ایمان و پرهیز از فریب‌های مادی

ایمان، اگر ایمانِ آدم در هر کاری که انتخاب می‌کند آسیب ببیند [خسارت بزرگی است]. عرض شد ایمان چه فوایدی دارد؛ ایمان اصلِ کار هست. اساسی‌ترین مسئله برای یک انسانی که می‌خواهد آدم درستی بشود مسئله‌ی ایمان هست، اصلی‌ترین چیز. تقوا و عمل صالح و اخلاص و گناه نکردن و همه‌ی این چیزها برای این است که ایمان انسان حفظ بشود، ایمانِ انسان تقویت بشود. همه‌ی این بساطِ دین و دین‌داری که خدا آورده برای ما، برای همین است، همین یک کلمه است؛ ایمان باید حفظ بشود. چون ایمان که حفظ بشود، بیشتر بشود، انسان فواید بیشتری نصیبش می‌شود، هم مادی هم معنوی، هم دنیایی هم آخرتی.

لذا می‌فرمایند: خدایا، من یاد بگیرم در تصمیم‌گیری‌ها، آن تصمیمی، آن راهی، آن مسیری که باعث بشود من از ایمان فاصله بگیرم نروم، ولو پولش بیشتر باشد، ولو ظاهراً مادیاتش، امکاناتش، حقوقش، مزایایش بیشتر باشد؛ اما من وقتی می‌روم در این کار، ایمانم بیشتر آسیب می‌بیند. ما الان زیاد از این شغل‌ها داریم، زیاد داریم؛ کارهای، شغل‌هایی که حتی بنده الان اسم بیاورم همه می‌دانند، مثلاً فلان اشتغال در فلان کارخانه، فلان شرکت، که از بالاترین مزایا بهره‌مند می‌شوند کسانی که آنجا باشند، بالاترین حقوق‌ها را دارند، مزایا را دارند، چیزها را دارند، ولی یک چیزی که هست این است که هرکس در آن محیط‌ها می‌رود، معمولاً قریب به اتفاق از ایمان دیگر خداحافظی می‌کند، ایمان را از دست می‌دهد. دارد یادمان می‌دهد.

فردا یک موقعیتی پیش آمد، دوراهی پیش آمد، این ملاک است؛ ملاک اول پول نیست، ملاک اول این مسائل مادی دنیایی نیست. مادی و دنیایی هم دست خداست. خدا فرموده در قرآن کریم شما آنجا که باید به حرف من گوش بدهید بدهید، من همان دنیایتان را هم درست می‌کنم؛ چون همه چیز با فکر شما نیست، تصمیم‌گیر اصلی منم، مدبر اصلی امور منم. من بخواهم یک کسی را روزی‌اش را فراوان کنم، همه‌ی دنیا هم جلوم بایستند که نگذارند، من بخوام می‌شود؛ به عکسش هم هست. همه چیز دست خداست.

فقط ما باید این مسئله را توجه کنیم؛ نرویم یک راهی که دنبالِ سود بیشترِ مادی هستیم اما احیاناً رفتنِ در آن راه، فکر و ذهن و رفتار و عمل و اخلاق ما را در چیزهای ایمانی و دینی ضعیف می‌کند، کم می‌کند. می‌گوید نرو، هیچ تعارف هم نکن، هیچ توجیهی هم ندارد. حالا ممکنه افراد یک توجیه‌هایی می‌کنند، با اهل خیر هم مشورت می‌کنند، آن‌ها می‌گویند خب برو؛ این که می‌خواهد دیگر، حالا من بگویم هم نرو، این که می‌رود، پس بگذار بارش دو برابر نشود سنگینی‌اش. این‌جوری نشویم. واضح است، واضح است ملاک این مسئله است.

درخواست کفایت امور از پیشگاه خداوند

لذا می‌فرماید: خدایا، هر چیز که پیش بیاید که باعث بشود من از اینکه ایمانم را بخواهم توجه کنم، حفظ کنم، اخلاقم را بخواهم بهتر کنم، درستش کنم، بخواهد مانع من بشود، آن پیش نیاید؛ حتی نیاز زندگی‌ام، حتی شرایط مهمی گاهی پیش می‌آید، آن را خودت عهده‌دار شو، آن را خودت حلش کن. یک مشکلی، مصیبتی برای انسانی پیش می‌آید، به خاطر همان دیگر کلاً از همه چیز، از این چیزهای خیر دور می‌شود.

فرمود: خدایا، خودت واکفنی؛ کفایت یعنی که یک کسی برود کار یک کس دیگری را انجام بدهد، حاجتش را برآورده کند، که در دعاها می‌گوییم مثلاً «واکفنی ما اهمنی من امر دنیای و آخرتی» مثلاً؛ خدایا، هرچه برای من مهم است، دنیا و آخرت، خودت کفایت کن. خودت کفایت کن یعنی چه؟ یعنی یک کاری کن حل بشود دیگر. من نیفتم در آن مسیر که آسیب ببینم؛ من به خاطر تأمین روزی‌ام نیفتم توی مسیری که آسیب ببیند ایمانم؛ من در مسیر معمول و درستش باشم، ایمانم آسیب نبیند، اخلاقم آسیب نبیند.

این مسئله است؛ «واکفنی ما اهمنی، واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به»، هر چیزی که من بخواهم وقت و فکر و ذهن و همت و توجه و اعتنایم را به آن جلب کنم و باعث بشود که من از تو دور بشوم، از ایمان به تو دور بشم، این‌ها خودت درستش کن، خودت نگذار من در آن راه بیفتم. ببین دعا چه دعاهایی می‌کند، چه دعاهایی به ما یاد می‌دهد؛ از دعاست، دعا می‌کنیم. هم یاد می‌دهد که خودمان این‌طوری تصمیم بگیریم، هم یاد می‌دهد که با دعا تضمینِ درست کنیم برایش، ضمانتش می‌شود. از خدا بخواهیم که این نباشد. وقتی آن‌ها که از خدا، از خدای متعال این‌ها را زیاد می‌خواهند، خدای متعال هم بالاخره می‌داند، درستش می‌کند؛ ببیند این راست می‌گوید، جدی است، برایش ایمانش خیلی مهم است، حاضر نیست به کمترین چیزی و مشکلی و هرچه، ایمانش ضعیف بشود، ایمانش از بین برود، ایمانش آسیب ببیند، حاضر نیست، لذا خدا کمکش می‌کند.

دعاهای پایانی و طلب عاقبت‌به‌خیری

ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند حالا که در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان هستیم، موفق بشویم، کمکمان بکند که همیشه در طول زندگی در تصمیم‌گیری‌ها، در مسائل مختلف که پیش رویمان قرار می‌گیرد، دوراهی‌هایی که با آن مواجه می‌شویم، ان‌شاءالله آن راه بهتر و آن چیزی که صلاح و خیر ما هست، در آن، خدای متعال ان‌شاءالله قرار بدهد.

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده.

ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

ما را به هدف صراط مستقیم برسان.

امواتمان، گذشته‌هایمان، حق‌دارانمان [را] غریق رحمت بفرما.

ارواح طیبه‌ی علما، شهدا، روح حضرت امام [را] غریق رحمت بفرما.

مشکلات همه، مشکلات این مردم، مشکلات خط شیعه [را] برطرف بفرما.

شر دشمنان این مردم، دشمنان خط شیعه را به خودشان برگردان.

شر آمریکا، اسرائیل، وهابیت، هرکسی با اسلام و خط شیعه دشمنی می‌کند به خودشان برگردان.

کسانی که به این دین، به این مردم خدمت می‌کنند یاری کن.

رهبر معظم انقلاب [را] یاری کن.

امر فرج امام عصر [را] تسریع بفرما.

ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده.

عاقبت امر ما [را] ختم به خیر بفرما.

بالنبی و آله.

[صداى صلوات حاضرین]

«اللهم صل علی محمد و آل محمد»

گزیده

۱. غده‌های چرکین اخلاقی و ضرورت اصلاح عاجل

امام سجاد (علیه‌السلام) ما را به این مسئله توجه داده‌اند که مشکلات و ایرادهای انسان باید اصلاح بشوند. اگر این ایرادها و عیوب اخلاقی اصلاح نشوند، این‌طور نیست که به صورت یک امر سربسته در درون آدم باقی بمانند و مشکلی ایجاد نکنند؛ بلکه این عیوب پنهان دقیقاً مانند یک غده‌ی چرکینِ خطرناک و بیماری‌زا هستند. این غده‌های اخلاقی اگر برداشته نشوند و مورد اصلاح قرار نگیرند، به مرور زمان در وجود انسان تقویت می‌شوند، روزبه‌روز بیشتر ارتقا می‌یابند و سرانجام یک روز سر باز کرده و مشکلات و خطرات بزرگی را برای فرد و جامعه ایجاد می‌کنند. به همین دلیل، انسان باید هرچه سریع‌تر به شناسایی و رفع عیوب خود بپردازد.

۲. عصبانیت کنترل‌نشده؛ بستری برای حوادث ناگوار

نقاط ضعف اخلاقی ما ممکن است یک زمانی و در یک موقعیت خاص، آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری به ما بزند. به عنوان مثال، فردی که عصبانی است، یا زود عصبانی می‌شود و یا در هنگام خشم از حد می‌گذراند، وجودش همیشه آبستن حوادث ناگواری است. ممکن است یک‌دفعه اتفاقی پیش بیاید، زمینه‌ای فراهم بشود و در اثر این عصبانیتِ شدید و کنترل‌نشده، آسیب سنگینی وارد کند؛ به طوری که یک‌باره جنایت یا خطای بزرگی انجام دهد که یک عمر و تا آخر زندگی، آثار ناگوار آن دامنگیرش بشود. عصبانیتِ لجام‌گسیخته می‌تواند در یک لحظه تمام آینده و زندگی انسان را به نابودی بکشاند.

۳. خسارت‌های پنهان عیوب اخلاقی در جامعه

امروز در جامعه افراد زیادی هستند که اگر زندگی‌شان را بررسی کنیم، می‌بینیم به خاطر یک اشکال اخلاقی، یک ایراد رفتاری یا یک خرابکاری که یک جا در اثر خشم و خطا برایشان پیش آمده، خسارت‌های سنگینی به خودشان زده‌اند. به همین جهت است که بزرگان دین این‌قدر تأکید دارند که آدم باید خیلی زود خودش را اصلاح کند. حوادث روزگار به گونه‌ای برای انسان پیش خواهد آمد که آن نقاط ضعف اخلاقی، سرانجام یک جا خودش را نشان می‌دهد و برایش خسارت‌بار می‌شود. بنابراین، بی‌توجهی به عیوب رفتاری و به تأخیر انداختن اصلاح نفس، هزینه‌های سنگین و گاه غیرقابل‌جبرانی را به بار می‌آورد.

۴. ریشه‌های خانوادگی و تربیتی عیوب اخلاقی

گاهی یک خسارت رفتاری در اثر تربیت غلط به فرزند وارد می‌شود و او مجبور است یک عمر با آثار بد آن زندگی کند. تندی پدر، عجول بودن او یا توقعات سنگینش، ممکن است مشکلات روحی و اخلاقی عمیقی برای فرزند ایجاد بکند. این رفتارهای غلط مانند یک بذر در وجود فرزند کاشته می‌شود، رشد می‌کند و حتی به نسل‌های بعدی منتقل می‌گردد. خلقیات بدی که در نسل‌ها می‌بینیم، از ازل در آن‌ها نبوده است؛ بلکه یک وقت در این میان، یک پدر یا مادر، نقطه‌ی ضعفی داشته، آن را اصلاح نکرده و به فرزندانش انتقال داده است. اصلاح اخلاق والدین، اولین گام برای نجات نسل‌های آینده است.

۵. عیوب پنهان و چالش عدم خودآگاهی

انسان حتماً نقاط ضعفی دارد که باید آن‌ها را اصلاح بکند. اما نکته‌ی چالش‌برانگیز این است که این نقاط ضعف همیشه چیزهایی نیستند که ما خودمان به آن‌ها ملتفت و آگاه باشیم. گاهی مواردی از عیوب اخلاقی در انسان هست که خودش هم از آن‌ها غافل است؛ چرا که سال‌های زیادی با آن عیوب زندگی کرده و به آن‌ها عادت کرده است. اصلاً ملتفت نیست که این حالت، این رفتار و این عکس‌العمل او در مواجهه با موقعیت‌ها کلاً غلط است. چون همیشه این حالت را داشته، تصور می‌کند مشکلی ندارد. لذا باید از خدا بخواهیم که ما را در پیدا کردن و اصلاح این عیوب پنهان کمک کند.

۶. ارکان رشد و نشانه‌های انسان تراز

امام سجاد (علیه‌السلام) ارکان و ویژگی‌های یک انسانِ درست‌حسابی و تراز را به ما معرفی می‌فرمایند. در مسیر هدایت، چنین انسانی کسی است که ایمانش روزبه‌روز رشد می‌کند، یقین و باورهایش بهتر، قوی‌تر و مستحکم‌تر می‌شود و نیت‌ها و قصدهایش در انجام کارها اصلاح می‌گردد. کارهای چنین فردی کم‌کم روی غلتکِ درست می‌افتد؛ یعنی از آن حالت رها بودن، بی‌هدفی و از آن کارهای غلطی که قبلاً در زندگی‌اش داشت، به مرور زمان درمی‌آید و به ثبات می‌رسد. این رشد تدریجی در ایمان، نیت و عمل، نشانه‌ی حرکت در مسیر صحیح بندگی و کمال انسانی است.

۷. دگرگونی‌های زندگی و خطر دوری از معنویت

یک خطر بزرگ که همیشه برای انسان وجود دارد این است که بعد از یادگیری فضایل و تصمیم بر رشد اخلاقی، متأسفانه اتفاق‌ها و مشکلاتی در زندگی پیش می‌آید که دوباره او را از معنویت دور می‌کند. گاهی یک گرفتاری یا تغییر شرایط چنان انسان را درگیر می‌کند که ایمان، اخلاق، یقین، نیت پاک و عمل صالح کلاً از او فاصله می‌گیرند. فرد ممکن است سرش به کاری بند بشود یا به چیزی اولویت بدهد که او را از اصلِ دین دور کند. فرقی نمی‌کند؛ پیش آمدن شرایط سخت، تغییر شغل، تغییر محیط یا جابجایی ناخواسته، همگی می‌توانند بستری برای فاصله گرفتن از معنویت باشند.

۸. حفظ ایمان؛ اصلی‌ترین معیار در انتخاب‌های زندگی

وقتی می‌خواهیم در زندگی تصمیمی بگیریم یا شغلی انتخاب کنیم، باید یک معیار اساسی را مدنظر داشته باشیم؛ باید بررسی کنیم در کدام‌یک از این موقعیت‌ها ایمان ما بهتر حفظ می‌شود و کدام‌یک به دین ما آسیب می‌زند. تصمیم‌گیری در زندگی زیاد پیش می‌آید؛ این که کدام راه را برویم و چه روشی را انتخاب کنیم. ما باید حواسمان را جمع کنیم؛ هر چیزی که ما را از اصول مهم ایمانی دور می‌کند، نباید به سراغش برویم. نباید در اثر شرایط یا تصمیمات داوطلبانه، از یک موقعیت بهتر و برتر اخلاقی، به یک موقعیت بدتر سقوط کنیم و از ایمان فاصله بگیریم.

۹. تقوا و عمل صالح، محافظان دژ ایمان

ایمان، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین مسئله برای یک انسان است که می‌خواهد در مسیر درست حرکت کند. تمام اصول دیگر مانند تقوا، عمل صالح، اخلاص و پرهیز از گناه، همگی برای این هستند که ایمان انسان حفظ بشود و تقویت گردد. در واقع، تمام بساطِ دین و دین‌داری که خداوند برای ما آورده است، در همین یک کلمه خلاصه می‌شود: «ایمان باید حفظ بشود.» چرا که اگر ایمان انسان حفظ بشود و رشد کند، فواید و برکات بی‌شماری را در تمام ابعاد زندگی نصیب او خواهد کرد؛ برکاتی که هم شامل امور مادی و معنوی دنیا می‌شود و هم آخرت او را تضمین می‌کند.

۱۰. ترجیح سود ایمانی بر منافع مادی

ما باید در تصمیم‌گیری‌های زندگی، آن تصمیمی و آن راهی را که باعث می‌شود از ایمان فاصله بگیریم انتخاب نکنیم؛ ولو اینکه پول آن شغل بیشتر باشد و ظاهراً مادیات، امکانات، حقوق و مزایای بالاتری داشته باشد. اگر ورود به یک کار یا محیط، به قیمت آسیب دیدن ایمان و اخلاق ما باشد، نباید به سراغش برویم. مادیات و روزی دنیا همگی دست خداست و او مدبر اصلی امور است. نباید به دنبال سود بیشترِ مادی، مسیری را برویم که فکر، ذهن، رفتار و اخلاق ما را در امور ایمانی و دینی ضعیف و کم کند. ملاک واقعی، حفظ دین است.

فهرست

⬇️ فهرست مطالب این جلسه:

💠 شرح عبارت «وَ اکفِنِی مَا یشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ»

1️⃣ اهمیت اصلاح نقاط ضعف 
◽️پذیرش وجود نقاط ضعف
◽️لزوم اصلاح این مشکلات برای جلوگیری از آسیب‌های بیشتر  
◽️تشبیه نقاط ضعف به غده‌‌ای چرکین که هر لحظه امکان دارد سر باز کند  

2️⃣ عواقب نقطه ضعف 
◽️عصبانیت و عواقب ناگوار آن  
◽️ تأثیر رفتارهای نادرست بر خانواده و اطرافیان  
◽️خسارت‌های بلندمدت اشتباه در تربیت فرزندان  
◽️انتقال مشکلات روحی و اخلاقی از نسلی به نسل دیگر  

3️⃣ درخواست کمک از خدا برای اصلاح خود
◽️ تشخیص برخی از نقاط ضعف فردی
◽️دعا برای شناخت و اصلاح نقاط ضعف  

4️⃣ مسیر تربیتی امام سجاد (ع) برای ساختن انسان صالح 
◽️ تقویت ایمان و یقین
◽️ اصلاح نیت و عمل

5️⃣ دعا برای دوری از موانع رشد معنوی 
◽️خطر دور شدن از مسیر صحیح در اثر مشکلات و تغییر شرایط
◽️تأثیر محیط و شغل بر ایمان و اخلاق فرد
◽️اهمیت انتخاب مسیرهای زندگی بر اساس حفظ ایمان  

6️⃣ ملاک‌های تصمیم‌گیری درست
◽️تقدم ایمان بر مسائل مادی و دنیوی
◽️توجه به تأثیر محیط‌ بر ایمان

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه دهم) ۲۹بهمن۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی