🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهدا(جلسه یازدهم) ۲۶ بهمن ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/11/26
پست

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهدا(جلسه یازدهم) ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ 

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

 بررسی مفاسد اخلاقی و الزامات اصلاح نفس در دعای مکارم الاخلاق

  • ⚠️ ریشه‌یابی مشکلات و مفهوم‌شناسی فساد

  • 🏠 سرایت مفاسد اخلاقی به جامعه و خانواده

  • 🚗 مثال: بی‌صبری در رانندگی و زوال عقلانیت

  • 🌍 ظلم انسان؛ منشأ اصلی فساد در پهنه‌ی زمین

  • 👤 اعتراف صادقانه به فسادهای خویشتن

  • 🧹 اولویت اصلاح مفاسد بر کسب مکارم (تمثیل خانه آشفته)

  • 🔍 اهمیت و برکت عیب‌جویی از خویشتن

  • 🛡️ فلسفه نهی از منکر و غایت فساد و ظهور منجی

  • 🙏 دعا و مناجات پایانی

🕌 مسجد سیدالشهدا (علیه السلام)
🗓 ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهدا(جلسه یازدهم) ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهدا(جلسه یازدهم) ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ 

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

 بررسی مفاسد اخلاقی و الزامات اصلاح نفس در دعای مکارم الاخلاق

  • ⚠️ ریشه‌یابی مشکلات و مفهوم‌شناسی فساد

  • 🏠 سرایت مفاسد اخلاقی به جامعه و خانواده

  • 🚗 مثال: بی‌صبری در رانندگی و زوال عقلانیت

  • 🌍 ظلم انسان؛ منشأ اصلی فساد در پهنه‌ی زمین

  • 👤 اعتراف صادقانه به فسادهای خویشتن

  • 🧹 اولویت اصلاح مفاسد بر کسب مکارم (تمثیل خانه آشفته)

  • 🔍 اهمیت و برکت عیب‌جویی از خویشتن

  • 🛡️ فلسفه نهی از منکر و غایت فساد و ظهور منجی

  • 🙏 دعا و مناجات پایانی

🕌 مسجد سیدالشهدا (علیه السلام)
🗓 ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و ابی القاسم محمد. [صداى صلوات حاضرين] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

به عبارتِ بعدیِ دعای مکارم الاخلاق می‌رسیم، آنجا که می‌فرماید: «وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّی».

منشأ مشکلات و مفهوم فساد

مطلب بعدی که امام سجاد (علیه‌السلام) ما را به آن توجه می‌دهند، این مسئله است که انسان به‌خاطر کارهایی که می‌کند، روحیاتی که دارد و اخلاقی که به آن متصف است، گاهی منشأ مشکلاتی می‌شود. اخلاق هر انسانی، رفتارش، اعمالش و مجموعه‌ کارهایش، گاهی طوری است که باعث خرابکاری و فساد می‌شود. حضرت این مسئله را اینجا مسلم گرفته‌اند و توجهِ به این نکته برای انسان خیلی مهم است؛ این‌که انسان این باور و توجه را داشته باشد که به هر مقداری که ما در اخلاق، رفتار و گفتارمان اشکال، ایراد و نقاط ضعف داریم، همان نقاط ضعف، منشأ فساد می‌شوند.

فساد در مقابل صلاح است. صلاح، یعنی هر چیزی روی قاعده‌ خودش و روی ریل درست خودش حرکت کند. نقطه‌ مقابل آن می‌شود فساد؛ یعنی همه‌ آن چیزهایی که در آن نقطه‌ اساسی و روی ریل درستش حرکت نمی‌کند. البته این فساد، مصادیق مختلفی دارد. خیلی چیزها در ذهن ما هست که از آن‌ها به فساد تعبیر می‌کنیم و می‌گوییم فلان چیز فاسد شده است؛ حتی در چیزهایی که مربوط به اخلاق انسان نیست. در خوراکی‌ها هم آن چیزهایی را که می‌گوییم فاسد شده، یعنی از آن حالت درست و طبیعی‌اش درآمده است. انسان فاسد هم یعنی همان انسانی که از آنچه که قاعده‌اش بوده، درآمده، خارج شده و دارد به سمت دیگری حرکت می‌کند.

سرایت مفاسد اخلاقی به جامعه و خانواده

آنجا که امام سجاد (علیه‌السلام) این نکته را مسلم گرفته‌اند که ما چیزهایی داریم که باعث فساد می‌شود، [مقصود این است که] درونمان از جهاتی گاهی فاسد شده است؛ به همان معنای لغوی کلمه، یعنی از قاعده‌ صحیحش دور شده است. اخلاق گاهی اخلاق درستی نیست، رفتار رفتار درستی نیست، گفتار گفتار درستی نیست و تصمیم تصمیم درستی نیست. هر غلطی، خطایی و اشتباهی، آنجایی که انسان در آن مقصر باشد و تاثیر داشته باشد، می‌شود فساد و باعث فساد می‌گردد.

به عنوان مثال، نقطه ضعف یکی این است که زود عصبانی می‌شود. این زود عصبانی شدن یا عصبانیت را از حد گذراندن، می‌شود نقطه‌ فساد. آن فرد با این مسئله می‌شود فاسد، اثرش در جامعه می‌شود ایجاد فساد و فرد می‌شود مفسد. این مسئله چه جور رخ می‌دهد؟ خیلی واضح است. مثلاً انسانی که بداخلاق است، این بداخلاقی‌اش که در درونش نمی‌ماند؛ این بداخلاقی، این تندخویی و این به هم ریختگی اعصاب، اثرش روی بقیه است و بقیه را اذیت می‌کند. همه‌ کسانی که به نحوی با انسان ارتباط دارند، بسته به زمینه‌هایش، این [حالت] ایجاد می‌شود، عصبانی می‌شود، تند می‌شود و نتیجه‌اش چه می‌شود؟ تندی را روی سر بقیه خالی می‌کند؛ این می‌شود فساد.

این فساد اخلاقی است؛ عصبانی و تند است، عجول است و صبرش کم است. گاهی یکی خیلی صبرش کم است. در یک مشکلی، در یک مسئله‌ای که پیش آمده، یا سختی‌ای که در زندگی‌اش و کنار زندگی‌اش دارد [کاسه صبرش لبریز می‌شود]. این سختی‌ها گاهی زیاد است، ممتد و طولانی است، گاهی هم موقتی است؛ اما او خیلی به هم می‌ریزد. آن‌وقت وقتی خودش به هم می‌ریزد، بقیه را هم به هم می‌ریزد. یعنی یک انسان کم‌صبر، انسانی که خیلی اهل جزع و فزع است، [آسیب‌رسان است]. ای کاش فقط در درون خودش این حالت بود، اما فقط در درون خودش نمی‌ماند، بقیه را هم به هم می‌ریزد: «آشفته دلی، آشفته کند انجمنی». این‌ها در درون ما نمی‌ماند و به بقیه سرایت می‌کند. در خانه، همسر و فرزندان آسیب می‌بینند و بیرون از خانه هم همه‌ کسانی که انسان با آن‌ها ارتباط دارد. در کوچه و خیابان، هر کسی هر نقطه ضعفی دارد، زمینه‌اش که پیش می‌آید، خودش را نشان می‌دهد.

بی‌صبری در رانندگی و زوال عقلانیت

در همین رانندگی‌هایی که ما با ماشین و وسیله‌ نقلیه داریم، گاهی زمینه‌هایش پیش می‌آید. کسی عجول، عصبانی و تند است؛ حالا رانندگی است دیگر، در خیابان داریم می‌رویم. انسان‌ها هم همه جور آدمی هستند؛ یکی تند می‌رود، یکی یواش می‌رود، یکی دست‌فرمونش بد است، یکی حواش نیست. حالا انسان پشت فرمان به هم می‌ریزد، بوق می‌زند، در دلش یا به زبانش، خدای نکرده حرف زشت می‌زند و تندی می‌کند.

گاهی تفاوت اینکه این مشکل پیش نمی‌آمد با حالا که پیش آمده (یعنی طرف دارد بد می‌راند یا یواش می‌راند و باعث شده من هم سرعتم کم بشود)، تفاوتش نیم دقیقه یا یک دقیقه می‌شود تا انسان مثلاً به مقصد برسد. اما این نیم دقیقه و یک دقیقه، در نظر انسان خیلی [بزرگ] است. اصلاً توجه به این نمی‌کند که نیم دقیقه است یا یک دقیقه است. او اصلاً زمینه‌ به هم ریختگی دارد؛ این زمینه، عقل را از آدم می‌گیرد و توجه نمی‌کند که حالا یک مقداری دارد این‌طور می‌رود، فرض بگیر من یک مقداری طاقت بیاورم، صبر کنم، تندی نکنم و به هم نریزم. حالا تفاوتش این است که یک دقیقه دیرتر می‌رسم یا دو دقیقه دیرتر می‌رسم، من‌باب مثال.

ولی وقتی این حالت را نداشته باشیم، خود عقل خوب کار نمی‌کند، ضعیف می‌شود و آن عصبانیت انسان غالب می‌گردد. بعد گاهی آدم حرف زشت می‌زند و رفتار تند می‌کند؛ این یک نمونه‌ دم‌دستی و یک مثال معمولی و ساده است. به همه‌ این‌ها می‌گویند فساد؛ فساد اخلاقی. همه‌ این چیزها می‌شود فساد اخلاقی؛ فساد اخلاقی چیزهای خاصی نیست که [فقط] در ذهن‌ها هست. هر ایرادی در انسان هست، به آن فساد می‌گویند، فساد اخلاقی. مشکل این [مفاسد] این است که به بقیه هم آسیب می‌زند و وقتی در جامعه افراد دور هم جمع می‌شوند، هر کسی آن نقاط ضعفش در جامعه خسارت‌بار می‌شود؛ یعنی وقتی انسان‌ها با هم در ارتباط می‌شوند. آن‌وقت این می‌شود: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ». خدای متعال در قرآن کریم، منشأ این [فساد] را انسان می‌داند؛ انسان، «بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ».

تکلیف مشترک جن و انس و منشأ فساد عمومی

در قرآن کریم، خدای متعال خیلی از مطالبش را خطاب به هم جن مطرح می‌کند و هم انسان؛ هر دو دسته را خدا مکلف کرده است: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، «سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَا الثَّقَلَانِ». خدا دارد با جن و انس حرف می‌زند. هم ما انسان‌ها مکلفیم و حساب‌کتاب داریم، هم جنیان این مسائل را دارند، در حد و شأن و شرایط خودشان. اما این فساد و ظهور فساد در عالم را خدا به انسان‌ها استناد می‌دهد: «بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ».

حالا ما خیلی جاها مشکلاتی را به اجنه ربط می‌دهیم، در حالی که خیلی از آن‌ها ربطی ندارد. درصدِ فساد و خرابکاری آن‌ها کم است؛ بیشترش انسان است، عمده‌اش انسان است. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ». هیچ‌جا از دست بنی‌آدم در امن و امان نیست؛ به‌خاطر آن کارهایی که می‌کند، آن اخلاقی که دارد، رفتارهایی که دارد و تصمیماتی که می‌گیرد. عالم را، کشورهای عالم را، آن چیزی که در عالم حاکم است که ظلم به همه‌ معانی کلمه است و ظلم واقعاً حاکم است... خب این ظلم کار کیست؟ کار اجنه است؟ این کار ما انسان‌هاست دیگر. آن‌قدر که انسان مشکل‌ساز است، هیچ چیز نیست. آن‌ها مکلفند و آن‌ها هم دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، در میان آن‌ها هم همه‌ صنفی هست، اما این‌طوری نمی‌توانند بکنند، ولی ما داریم [این کارها را می‌کنیم].

اعتراف به فسادهای خویشتن

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خدایا! من فساد دارم، بِمَا فَسَدَ مِنِّی، خدایا! من فساد دارم». این خیلی مهم است که آدم بپذیرد اشکال و ایراد دارد؛ ما معصوم نیستیم، ما ایراد داریم. نباید نگاه آدم صرفاً به نقاط قوت باشد؛ هرچند توجهِ به نقاط قوت به عنوان تقویت آن و اینکه خدا داده، خوب است؛ اما انسان باید مخصوصاً نگاه به نقاط ضعفش داشته باشد و آن را اصلاح کند.

بعد از اینکه امام سجاد (علیه‌السلام) آن چند جمله‌ اصلی و مهم اولِ این دعای مکارم الاخلاق را فرمودند و ما را به یک چیزهای مهم و اساسی توجه دادند (که ایمان بود، یقین بود، قصد بود و عمل بود)، از نکات مهم به این مسئله اشاره می‌کنند: «خدایا! من می‌دانم، من گاهی مشکل ایجاد کردم، گاهی به هم ریختم، گاهی فساد ایجاد کردم و خرابکاری کردم. در طول زندگی‌ام اشکالاتی داشتم، کوتاهی‌هایی داشتم. وقتی نگاه به گذشته می‌کنم، تقصیر داشتم و دارم؛ این‌ها را دارم. در حق خودم خیلی سرمایه‌هایم را از دست دادم؛ جوانی، سلامتی و خیلی مسائل رفته است و چیز خیلی [دندان‌گیری] از آن به دست نیاوردم. در حق بقیه نگاه می‌کنم؛ نسبت به همسرم کوتاهی زیاد داشتم، جاهایی اذیت کردم، جاهایی داد زدم، جاهایی تندی کردم و جاهایی رفتارهای بدی داشتم. در حق بچه‌هایم، جاهایی تصمیم‌های خوبی نگرفتم و رفتارهای خوبی نداشتم. در حق بقیه در جامعه، داشتم؛ این‌ها را واقعاً داشتم. این مسلم است؛ بِمَا فَسَدَ مِنِّی. من منشأ فساد هستم و بودم، در حد خودم و اشکالاتم.»

اولویت اصلاح مفاسد بر کسب مکارم

حالا اینجا توجه می‌دهد؛ کسی که می‌خواهد مکارم الاخلاق را در خودش پیاده کند، یک نکته‌ مهمی که باید به آن توجه داشته باشد این است که اول باید آن مفاسد اخلاق را مخصوصاً در خودش ترمیم کند. یک خانه‌ای را وقتی انسان می‌خواهد برود در آن زندگی کند، یک خانه‌ای را شما می‌روید می‌خرید یا اجاره می‌کنید که این خانه مثلاً خیلی به هم ریخته، در و داغون، کثیف و آشفته است. در این خانه هر چقدر هم چیزهای زینتی، گل‌های قشنگ، زیورآلات، زینت و تجملات بیاوریم و به در و دیوارش آویزان بکنیم، گاهی داریم شلوغ‌ترش می‌کنیم. کمکی به حل آن به هم ریختگی‌هایش که نمی‌کنیم، بیشترش هم می‌کنیم. آن زینت و زیورها و آن قشنگی‌ها هم وقتی خانه خیلی آشفته است، نشان داده نمی‌شود. انسان‌های عاقل اول می‌روند خانه را ترمیم می‌کنند، تمیز می‌کنند، درستش می‌کنند و بعد شروع می‌کنند در آن وسایل می‌چینند. بعد شروع می‌کنند به زینت دادن، آراستن و آوردن زیورآلات و زینت؛ و الا بدن کثیف و خانه‌ کثیف، با این چیزها جور در نمی‌آید.

اینجا امام سجاد این توجه را به ما می‌دهند، لذا می‌بینیم این دعا هنوز شروع نکرده مکارم الاخلاق را بیان بکند. هنوز ما جمله به جمله‌ این دعا را که داریم پیش می‌رویم، هنوز نمی‌دانیم مکارم اخلاق چیستند؛ چون ایشان دارد پایه‌ریزی می‌کند و انسان را اصلاح می‌نماید. می‌گوید: «اول یک توجهی شما بیندازید به آن نقاط ضعف که در درونتان هست. چیز مبهمی هم نیست؛ نیاز نیست یک حکیمی، یک انسانی، یا یک کسی که به باطن افراد آشناست بیاید بگوید مثلاً شما این عیب را دارید. نه، اصلاً چنین چیزی در مرام دینی و اسلامی نداریم؛ همچین چیزهایی به این حدی که انسان‌ها انتظار دارند، نیست. چون خدای متعال این‌طور خواسته که انسان خودش، خودش را مطالعه کند، خودش روی خودش تامل کند، خودش نسبت به خودش تفکر کند، نقاط ضعفش را پیدا کند و دنبال اصلاح آن بیفتد.»

اهمیت عیب‌جویی از خویشتن

خود این یک اثر مهمی دارد که انسان عیب‌جو [ی خودش] باشد و عیب‌جویی کند. یکی از صفات خیلی خوب در انسان‌ها این عیب‌جویی است که این در انسان خیلی باید برجسته باشد. از ویژگی‌های یک مؤمن عیب‌جویی است؛ عیب‌جویی در او قوی است. این را وقتی نگاه می‌کنیم، خیلی برجسته است. انسان‌هایی که این را ندارند، ضعیفند. اما این عیب‌جویی نه نسبت به بقیه، بلکه نسبت به خودش است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در بیان صفات یک مؤمن می‌فرمایند که اگر می‌خواهید بشمارید و ببینید یک کسی چقدر آدم درستی است، ببینید چقدر درگیر با خودش و عیب‌جوی خودش هست و چقدر این حالت در او برجسته است. این حالت را وقتی دارد، موفق می‌شود و در مسیر رشد حرکت می‌کند. اما وقتی این حالت عیب‌جویی نسبت به خودمان در ما نیست و نسبت به بقیه خیلی عیب‌ها را برجسته می‌بینیم، زود پیدا می‌کنیم و زود در چشممان عیب‌های بقیه برجسته می‌شود، این نشان می‌دهد از خودمان غافلیم و آن‌وقت مشکل داریم. «لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ زَارِیاً عَلَى نَفْسِهِ». مؤمن دائماً عیب‌جوی خودش است و با خودش به‌اصطلاح درگیر است. عیب‌هایش چیست؟

اینجا امام سجاد این را می‌فرماید: «خدایا به من کمک کن، من را توجه بده تا بتوانم توجه کنم عیب‌هایم چیست و آن عیب‌هایم را اصلاح کنم؛ چون آن عیب‌های من وقتی اصلاح نشود، می‌شود فساد و آن فسادِ من فقط در حد خودم نمی‌ماند، بلکه جریان پیدا می‌کند، به بقیه می‌رسد و بقیه را هم درگیر می‌کند. این بداخلاقی من، بقیه را هم آشفته می‌کند. این بی‌صبری من، بقیه را هم می‌ریزد به هم و اعصاب همه را به هم می‌ریزد. فقط خودم که نیستم؛ ما فقط خودمان نیستیم و در هیچ‌کدام از این مسائل، فقط خودمان نیستیم، بلکه کسانی را هم درگیر می‌کنیم. اگر کسی بگوید اختیار خودم را دارم، اختیار خودش را شاید داشته باشد، اما اختیار بقیه را که ندارد؛ هر گناهی از انسان به بقیه هم سرایت می‌کند.»

فلسفه نهی از منکر و غایت فساد و ظهور منجی

لذا در اسلام، نهی از منکر برای همین قرار داده شده است. هیچ گناهی وقتی در جامعه علنی می‌شود، این‌طور نیست که فقط مال خود فرد باشد و السلام؛ خب بقیه را هم گرفتار می‌کند. لذا جلوی فساد باید گرفته بشود و به‌خاطر همین نهی از منکر قرار داده شده است. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ». مجموع انسان‌ها هر کسی به نوبه‌ خودش کاری می‌کند که منشأ فساد است، آن‌وقت مجموعاً می‌بینی خشکی و دریا و همه جای زمین و زمان را که نگاه می‌کنیم، به هم ریخته است؛ هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ رفتاری و اخلاقی. از لحاظ اخلاقی و رفتاری، به یک نحو خیلی‌ها به هم ظلم می‌کنند، حق همدیگر را می‌خورند، خیلی‌ها به حقوق خودشان راضی نیستند و مسئولیتی را که خودشان دارند خوب انجام نمی‌دهند؛ همین مشکلاتی که می‌بینیم خیلی از ما مردم گرفتارِش شده‌ایم.

از لحاظ چیزهای دیگر هم همین‌جور اثر می‌گذارد؛ روی طبیعت اثر می‌گذارد، روی آب اثر می‌گذارد، روی هوا اثر می‌گذارد؛ هوا آلوده است، خشکسالی هست، غذاها مشکل دارد و خوراک مشکل دارد؛ این‌ها هم مشکل پیدا می‌کند. یعنی این فساد وقتی در انسان‌ها شروع می‌شود و اجتماعی می‌گردد، زمینه‌اش طوری فراهم می‌شود که حتی مسائل تکوینی را هم فسادِ آن‌ها می‌گیرد؛ آب و هوا هم از فساد انسان به فساد کشیده می‌شود، غذا هم به فساد کشیده می‌شود و طبیعت هم به فساد کشیده می‌شود. آن‌وقت مجموعش می‌شود «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ». دریا هم از فساد انسان آسوده نیست، دریا هم به یک نحو از فساد انسان آسیب می‌بیند و خشکی هم آسیب می‌بیند. همه به آن سمت می‌روند که فقط حق خودم [را بگیرم]، آن‌وقت چون می‌خواهد حق خودش را بگیرد و حفظ کند، لاجرم از حد و حقوق خودش تجاوز کرده و به حد و حقوق دیگران می‌رسد و تجاوز رخ می‌دهد؛ چون به حد و حقوق خودش، انسان خیلی وقت‌ها قانع نیست و راه رسیدنش را هم غلط می‌داند. می‌گوید همه دروغ می‌گویند من هم دروغ می‌گویم، همه ظلم می‌کنند من هم خب باید ظلم بکنم، راهش این است و راه دیگری هم نیست. این می‌شود عالم‌گیر و اجتماعی؛ این می‌شود مصداق این آیه‌ شریفه.

دو مسئله هست؛ یکی انسان‌ها که خودشان را اصلاح می‌کنند تا از آفت و آسیب آن در امان باشند؛ ولی متأسفانه این امر به طور عمومی و اجتماعی محقق نمی‌شود، بلکه به طور فردی محقق می‌شود. انسان‌های خوب، پاک، مؤمن، با تقوا و تمیز، این‌ها همیشه در طول زمان هستند و هر طور هم که اوضاع بشود، انسان‌ها و بنده‌های خدا هستند که این‌ها خودشان را حفظ می‌کنند. اما به طور عمومی حفظ نمی‌شود و فساد عالم‌گیر می‌گردد؛ تا یک زمانی برسد که چنان ظلم و فساد عالم را فرا بگیرد که هیچ نقطه‌ خالی از ظلم و فساد در عالم نخواهد ماند.

آن‌وقت خدای متعال خودش ولی‌اش و آن کسی را که حاضر کرده و تربیت نموده برای اصلاح امور، فرستاد خواهد. آن چیزی که از آینده‌ ما خبر داده‌اند، این آینده‌ای که بعداً به آن خواهیم رسید این است که فساد و ظلم در عالم فراگیر می‌شود: «یملأ الله به الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا». این‌قدر روی زمین ظلم و فساد فراگیر می‌شود که هیچ نقطه‌ خالی از ظلم و فساد باقی نخواهد ماند؛ ظلم فراگیر می‌شود و همه مضطر می‌شوند به آمدن منجی، به آمدن آن کسی که خدای متعال او را بیاورد و عالم را اصلاح کند. همه‌ عالم به آن نقطه‌ بحرانی می‌رسد، بعد خدا ان‌شاءالله آن کسی را که منجی عالم هست می‌رساند، که این صلاح و اصلاحی که خدای متعال خواسته در عالم محقق بشود و از وعده‌های الهی است، در همین عالم ان‌شاءالله محقق می‌شود.

اما تا آن روز، فراز و نشیب دارد؛ گاهی اوضاع بشر بهتر می‌شود، گاهی بدتر می‌شود، گاهی کم می‌شود و گاهی زیاد می‌گردد. اما آن روزی که ظهور محقق می‌شود، این‌طوری خبر داده‌اند که در کره‌ زمین، نقطه‌ خالی از ظلم و فساد دیگر نیست؛ واین ظلم و فساد را حالا هم که می‌گوییم، می‌گویند ظلم و فساد که هست، بله هست، ولی باز به آن نقطه‌ بحرانی و اوج اضطرار نرسیده است. یک زمانی به آن نقطه می‌رسد؛ بشر راهی را طی می‌کند که همه به آن نقطه می‌رسند و هیچ نقطه‌ خالی از ظلم و فساد باقی نمی‌ماند، آن‌جاست که مضطر می‌شوند؛ حتی انسان‌های بی‌دین، حتی کسانی که این چیزها را نمی‌دانند و اعتقاد ندارند، اما همه مضطر می‌شوند که خدای متعال خودش فرج را برساند و گشایشی ایجاد بکند؛ ان‌شاءالله آن روز که بیاید، این راه دوم محقق می‌شود.

پس راه اولش به ما انسان‌ها مربوط است که خدا ما را مکلف کرده خودمان را اصلاح کنیم. عده‌ای هم موفق می‌شوند و از این پیچ و خم روزگار و مشکلات و ظلم و ستمش، خودشان را اصلاح می‌کنند و درست می‌نمایند. راه درست را پیش می‌روند؛ اما در اکثریت، این اتفاق نمی‌افتد و عالم به آن نقطه می‌رسد، آن‌وقت ان‌شاءالله خدای متعال فرج و گشایش عمومی را با ظهور امام عصر (علیه أفضل الصلاة و السلام) ایجاد خواهد کرد.

دعا و مناجات پایانی

  • پروردگارا! به محمد و آل محمد، به ما توفیق زیارت امام عصر (علیه‌السلام) نصیب بفرما.

  • ما را از اعوان و انصار ایشان در دوران غیبت و حضورشان قرار بده.

  • چشمان ما به جمال دلربای ایشان منور بفرما.

  • امر فرج ایشان تسریع بفرما.

  • مشکلات ما، مشکلات مردممان و مشکلات مسلمین را در هر حد و سطحی که هست، برطرف بفرما.

  • شر دشمنان این مردم و دشمنان این دین را به خودشان برگردان.

  • کسانی که به این مردم و به این دین خدمت می‌کنند، یاری کن.

  • رهبر معظم را طول عمر عنایت بفرما.

  • ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده.

  • ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن.

  • ما را در صراط مستقیم قرار بده.

  • در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

  • عاقبت امر ما را ختم به خیر و شهادت بفرما.

بالنبی و آله.

گزیده

۱. ریشه مشکلات و معنای حقیقی فساد

اخلاق، رفتار، اعمال و مجموعه‌ کارهای هر انسانی، گاهی طوری است که باعث خرابکاری و فساد می‌شود. امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق این مسئله را مسلم گرفته‌اند؛ توجه به این نکته برای ما خیلی مهم است که بدانیم به هر مقداری که در اخلاق، رفتار و گفتارمان اشکال، ایراد و نقطه ضعف داشته باشیم، همان نقاط ضعف منشأ فساد می‌شوند. فساد در مقابل صلاح است؛ صلاح یعنی هر چیزی روی قاعده‌ خودش و روی ریل درستش حرکت کند و نقطه‌ مقابل آن می‌شود فساد. یعنی هر چیزی در آن نقطه‌ اساسی و روی ریل درستش حرکت نکند. انسان فاسد نیز یعنی همان انسانی که از آنچه که قاعده‌اش بوده، خارج شده و دارد به سمت دیگری حرکت می‌کند.

۲. سرایت مفاسد اخلاقی درون به جامعه و بقیه

امام سجاد (علیه‌السلام) این نکته را مسلم گرفته‌اند که ما ویژگی‌هایی داریم که باعث فساد می‌شود؛ یعنی درونمان از جهاتی گاهی فاسد شده و از قاعده‌ صحیحش دور شده است. هر خطا و اشتباهی که انسان در آن مقصر باشد و تاثیر داشته باشد، می‌شود فساد. به عنوان مثال، نقطه ضعف فردی این است که زود عصبانی می‌شود؛ این عصبانیت را از حد گذراندن، می‌شود نقطه‌ فساد. بداخلاقی، تندخویی و این به هم ریختگی اعصاب در درون انسان نمی‌ماند؛ اثرش روی بقیه است و آن‌ها را اذیت می‌کند. نتیجه‌ این حالت این است که فرد تندی را روی سر بقیه خالی می‌کند و این همان ایجاد فساد در جامعه است.

۳. آشفته‌دلی و به هم ریختن آرامش خانواده

گاهی فردی در برابر سختی‌ها و مشکلات زندگی کاسه صبرش لبریز شده و خیلی به هم می‌ریزد؛ آن‌وقت وقتی خودش به هم می‌ریزد، بقیه را هم به هم می‌ریزد. یک انسان کم‌صبر و انسانی که خیلی اهل جزع و فزع است، به دیگران آسیب می‌رساند. ای کاش این حالت فقط در درون خودش بود، اما در درونش نمی‌ماند و بقیه را هم به هم می‌ریزد: «آشفته دلی، آشفته کند انجمنی». این روحیات منفی در درون ما نمی‌ماند و به بقیه سرایت می‌کند. در خانه، همسر و فرزندان آسیب می‌بینند و بیرون از خانه نیز همه‌ کسانی که انسان با آن‌ها ارتباط دارد، متضرر می‌شوند. هر کسی هر نقطه ضعفی دارد، زمینه‌اش که پیش می‌آید، خودش را نشان می‌دهد.

۴. زوال عقل و زشتی بی‌صبری در رانندگی

در رانندگی، گاهی زمینه‌های بی‌صبری پیش می‌آید؛ فردی عجول و عصبانی پشت فرمان به هم می‌ریزد، بوق می‌زند و خدای نکرده حرف زشت می‌زند. گاهی تفاوت اینکه این مشکل پیش نمی‌آمد با حالا که پیش آمده و باعث شده سرعت من هم کم بشود، تفاوتش نیم دقیقه یا یک دقیقه است تا انسان به مقصد برسد. اما این نیم دقیقه و یک دقیقه در نظر انسان خیلی بزرگ جلوه می‌کند و اصلاً توجه نمی‌کند که زمان ناچیزی است. او زمینه‌ به هم ریختگی دارد و این زمینه، عقل را از آدم می‌گیرد. عقل در این حالت ضعیف می‌شود، عصبانیت غالب می‌گردد و آدم حرف زشت می‌زند و رفتار تند می‌کند؛ این یک نمونه‌ بارز از فساد اخلاقی است.

۵. ظلم انسان؛ منشأ اصلی فساد در پهنه زمین

قرآن کریم در آیه شریفه می‌فرماید: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ». خدای متعال در قرآن، منشأ این فساد را خود انسان می‌داند. خدا جن و انس را مکلف کرده و هر دو حساب‌کتاب دارند، اما ظهور فساد در عالم را به انسان‌ها استناد می‌دهد. هیچ‌جا از دست بنی‌آدم در امن و امان نیست؛ به‌خاطر آن کارهایی که می‌کند، آن اخلاقی که دارد و تصمیماتی که می‌گیرد. آن چیزی که در عالم حاکم است ظلم به همه‌ معانی کلمه است؛ ظلم واقعاً حاکم است. این ظلم کار ما انسان‌هاست. آن‌قدر که انسان با رفتارهایش مشکل‌ساز است، هیچ موجود دیگری در عالم این‌گونه عمل نمی‌کند.

۶. پذیرش عیوب خویشتن؛ گام اول دعای مکارم‌الاخلاق

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعا به درگاه الهی می‌فرماید: «خدایا! من فساد دارم، بِمَا فَسَدَ مِنِّی». این خیلی مهم است که آدم بپذیرد اشکال و ایراد دارد؛ ما معصوم نیستیم و ایراد داریم. نباید نگاه انسان صرفاً به نقاط قوت باشد، بلکه باید مخصوصاً نگاه به نقاط ضعفش داشته باشد و آن را اصلاح کند. حضرت در دعای مکارم‌الاخلاق ابتدا ما را به چیزهای مهمی چون ایمان، یقین، قصد و عمل توجه می‌دهند و سپس به این مسئله اشاره می‌کنند: «خدایا! من می‌دانم گاهی تقصیر داشتم، در حق خودم سرمایه‌هایم را از دست دادم و در حق بقیه، همسرم، بچه‌هایم و مردم جامعه کوتاهی داشته‌ام. من منشأ فساد هستم، در حد خودم و اشکالاتم».

۷. اولویت پاک‌سازی جان بر تجملات اخلاقی

کسی که می‌خواهد مکارم‌الاخلاق را در خودش پیاده کند، یک نکته‌ مهم که باید به آن توجه داشته باشد این است که اول باید آن مفاسد اخلاق را مخصوصاً در خودش ترمیم کند. یک خانه‌ای را وقتی انسان می‌خواهد در آن زندگی کند، اگر خیلی به هم ریخته، کثیف و آشفته باشد، هر چقدر هم چیزهای زینتی و تجملات به در و دیوارش آویزان بکنیم، کمکی به حل آن به هم ریختگی‌ها نمی‌کنیم و زیبایی‌ها هم نشان داده نمی‌شود. انسان‌های عاقل اول خانه را تمیز و درست می‌کنند، بعد وسایل می‌چینند. بدن و خانه‌ کثیف با زینت جور در نمی‌آید. انسان باید ابتدا عیوبش را پیدا کند و دنبال اصلاح آن بیفتد.

۸. اهمیت و برکت عیب‌جویی از خود به جای دیگران

یکی از صفات خیلی خوب، عیب‌جویی است که این در انسان خیلی باید برجسته باشد؛ اما این عیب‌جویی نه نسبت به بقیه، بلکه نسبت به خودش است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در بیان صفات یک مؤمن می‌فرمایند ببینید چقدر فرد درگیر با خودش و عیب‌جوی خودش هست؛ این حالت وقتی باشد، موفق می‌شود و در مسیر رشد حرکت می‌کند. اما وقتی این حالت عیب‌جویی نسبت به خودمان در ما نیست و نسبت به بقیه عیب‌ها را برجسته می‌بینیم، این نشان می‌دهد از خودمان غافلیم. مؤمن دائماً عیب‌جوی خودش است و با خودش درگیر است؛ عیب‌های خود را پیدا کرده و درصدد اصلاح آن‌ها برمی‌آید تا مانع سرایت فساد به دیگران شود.

فهرست

⬇️ فهرست مطالب این جلسه:

💠 شرح عبارت «واسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّي»    

1️⃣ معنای فساد و مصادیق آن  
▫️نمونه‌هایی از فساد در زندگی روزمره (اخلاق، رفتار، گفتار، تصمیمات)  
▫️تأثیر ویژگی‌های اخلاقی منفی (عصبانیت، کم‌صبری، تندخویی) بر فرد و جامعه  

2️⃣ فساد اخلاقی و پیامدهای اجتماعی آن  
▫️گسترش فساد اخلاقی از فرد به جامعه
▫️مثال‌هایی از تأثیر فساد اخلاقی در اجتماع (رانندگی، روابط خانوادگی و اجتماعی)
▫️ارتباط بین اخلاق فردی و مشکلات اجتماعی  

3️⃣ دیدگاه قرآن درباره فساد
▫️آیه "ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ"
▫️نسبت دادن فساد در زمین و دریا به عملکرد انسان‌ها    

4️⃣ ضرورت شناخت و اصلاح نقاط ضعف اخلاقی
▫️اعتراف به خطاهای فردی و نقش آنها در فساد
▫️تأکید امام سجاد(ع) بر پذیرش و اصلاح ضعف‌های اخلاقی
▫️مقایسۀ اصلاح نقاط ضعف با ترمیم خانه قبل از زینت دادن به آن  

5️⃣ مؤمن عیب‌جوست؛ ولی از خودش نه دیگران
▫️نقش عیب‌جویی در رشد معنوی
▫️نگاه امام علی(ع) به ویژگی‌های یک مؤمن و درگیری دائمی با عیوب خود  

6️⃣ نهی از منکر و جلوگیری از فساد
▫️تأثیر فساد بر جامعه و طبیعت (آلودگی هوا، مشکلات زیست‌محیطی، مسائل اقتصادی)
▫️مسئولیت افراد در جلوگیری از گسترش فساد
▫️اجتماعی شدن فساد و ضرورت مبارزه با آن

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهدا(جلسه یازدهم) ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی