🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهداء(جلسه دهم) ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/11/19
پست

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهداء(جلسه دهم)  ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

🔹بخش اوّل: نعمت انقلاب و ولایت فقیه

🔹بخش دوّم:‌ شرح عبارت «و صَحِّحْ بِما عِنْدَکَ یَقینِی»

-------------------------------------

تتبیین مبانی یقین و آثار آن در زندگی مؤمنانه

🌟 ۱. تبریک ایام ماه شعبان و پیروزی انقلاب اسلامی

🏰 ۲. جایگاه و مبانی استوار انقلاب اسلامی

🔍 ۳. شناخت جبهه حق و باطل از طریق دشمن‌شناسی

🛡️ ۴. اهمیت تبعیت از ولایت فقیه و هوشیاری ملت

📖 ۵. شرح دعای مکارم‌الاخلاق: حقیقت یقین و تطابق آن با عمل

🧪 ۶. آسیب‌های پیشرفت علمی بدون هدایت الهی

⚖️ ۷. آثار یقین صحیح و زشتی گناه در محضر خدا

۸. نشانه‌های صحت یقین در کلام امام صادق (ع)

🤲 ۹. ثمرات تقوا و پاداش ترجیح رضای خدا بر خلق

۱۰. دعا و مناجات پایانی

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهداء(جلسه دهم) ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهداء(جلسه دهم)  ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

🔹بخش اوّل: نعمت انقلاب و ولایت فقیه

🔹بخش دوّم:‌ شرح عبارت «و صَحِّحْ بِما عِنْدَکَ یَقینِی»

-------------------------------------

تتبیین مبانی یقین و آثار آن در زندگی مؤمنانه

🌟 ۱. تبریک ایام ماه شعبان و پیروزی انقلاب اسلامی

🏰 ۲. جایگاه و مبانی استوار انقلاب اسلامی

🔍 ۳. شناخت جبهه حق و باطل از طریق دشمن‌شناسی

🛡️ ۴. اهمیت تبعیت از ولایت فقیه و هوشیاری ملت

📖 ۵. شرح دعای مکارم‌الاخلاق: حقیقت یقین و تطابق آن با عمل

🧪 ۶. آسیب‌های پیشرفت علمی بدون هدایت الهی

⚖️ ۷. آثار یقین صحیح و زشتی گناه در محضر خدا

۸. نشانه‌های صحت یقین در کلام امام صادق (ع)

🤲 ۹. ثمرات تقوا و پاداش ترجیح رضای خدا بر خلق

۱۰. دعا و مناجات پایانی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیت الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

تبریک ایام ماه شعبان و پیروزی انقلاب اسلامی

ایام مبارک در ماه مبارک شعبان را تبریک عرض می‌کنیم. ان‌شاءالله خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند که همه این ایام برای ما عید باشد و فرصت و زمینه‌ای باشد برای فراهم کردن زمینه رشد معنوی و همچنین مادی انسان.

همچنین تبریک عرض می‌کنیم ایام، ایام‌الله پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران را به رهبری امام امت (رضوان الله تعالی علیه).

جایگاه و مبانی استوار انقلاب اسلامی

مستحضرید ما این انقلاب و این حکومت، در شرایط خاص و حساسی به وجود آمد و همیشه هم در شرایط خاص و حساسی قرار دارد؛ چون مبانی این حکومت و آنچه که این انقلاب و این حکومت بر اساس آن شکل گرفته، بر اساس تعالیم الهی در دین مبارک اسلام است و اصولی دارد محکم و ثابت، که بر اساس این اصول طبیعتاً کسانی که مخالفند و در جبهه مقابل این اصول قرار دارند، ساکت نمی‌نشینند و تلاش می‌کنند.

دشمنان دین تلاش می‌کنند؛ کسانی که نسبت به بشریت مرتکب ظلم هستند، دارای خوی استکبار هستند، با دین و تعالیم دین الهی مخالف هستند، این‌ها طبیعتاً آرام نمی‌نشینند، تلاش می‌کنند، زحمت ایجاد می‌کنند و مشکلات ایجاد می‌کنند.

ولی ما باید توجه داشته باشیم با این همه دشمنی و این همه مشکلات، به هر حال این حکومت حکومتی است که به عنوان یکی از بزرگترین نعمت‌های الهی در این زمان به ما عرضه شده؛ حکومتی که در رأسش فقیه عادل و با تقوا قرار دارد؛ مدیر، مدبر، دارای صفات برجسته خاص که خدای متعال به ایشان عنایت کرده است. این‌ها نعمت‌های بزرگی هستند که ما وقتی در بطن این نعمت‌ها و در کنار این نعمت‌ها قرار داریم، گاهی غافل می‌شویم و توجه نمی‌کنیم.

دشمنی‌ها زیاد هست، مشکلات زیاد است، سختی‌ها زیاد است، مسائل و مشکلاتِ سخت و اذیت‌کننده [که] همه درگیرند و همه می‌دانند؛ این راه استقامت می‌خواهد، صبر می‌خواهد، انتخاب درست و صحیح می‌خواهد و همه این‌ها را می‌طلبد. اما باید مواظب باشیم که در مشکلات و سختی‌هایی که دچارش می‌شویم، که جنبه سیاسی دارد، جنبه عمومی دارد و جنبه اجتماعی دارد، در این‌ها راه اصلی را گم نکنیم.

شناخت جبهه حق و باطل از طریق دشمن‌شناسی

یک معیار مهم برای تشخیص راه حق از باطل و جبهه حق از باطل، همیشه این است که انسان ببیند در جبهه باطل چه کسانی قرار دارند؛ آن‌ها را خوب بشناسد، بعد ببیند این جبهه باطل، این‌ها چه کسانی را به عنوان دشمن درجه یک خودشان می‌دانند. امروز این مسئله خیلی واضح هست.

دشمن اصلی اسلام واضح است که کیست؛ فرعون اصلی این زمان واضح است که چه حکومتی است، چه دولتی است؛ این‌ها واضحند. بلکه نه فقط این‌ها، هر چه انسان نگاه می‌کند، هر چه جلوتر رفتیم، فرقه‌های مختلف انحرافی، غیرمسلمان و مسلمان، سنی و شیعه و غیر این‌ها، که در بین همه این‌ها ما فرقه‌های انحرافی هم زیاد داریم. در خود شیعه هم فرقه‌هایی هستند، کسانی هستند که ادعای تشیع دارند اما آبشخور حیات‌شان در جاهای دیگری است؛ در لندن و در جاهای دیگری است.

انسان وقتی نگاه می‌کند، می‌بیند همه این‌ها، از آن سران کفر و استکبار تا همه این‌ها، یک دشمن مشترک و واحد دارند؛ همه در مقابل او صف‌آرایی می‌کنند، همه با او دشمنی می‌کنند و همه جلوی او ایستاده‌اند. اگر ازشان بپرسیم دشمن شما کیست، یک نقطه مشترک دارند. آمریکا یک دشمن اصلی دارد، اسرائیل یک دشمن اصلی دارد، دولت‌های ظالم غربی یک دشمن اصلی دارند، این فرقه‌های انحرافی یک دشمن اصلی دارند و با آن دشمنی می‌کنند و با آن مخالفند، و آن نیست جز همین جمهوری اسلامی و همین ولایت فقیه و همین ولی فقیهی که در رأسش قرار دارد. این را باید خیلی توجه کنیم و دقت کنیم.

در همه تاریخ و زمان هم همین بوده است؛ از فرعون‌های زمان وقتی پرسیده می‌شود کی دشمن اصلی شماست، کی خار در چشم شماست، کی تیغی در گلوی شماست، آن نقطه‌ای را که نشان می‌دهند آن جبهه، جبهه حق است، آن فرد حق است، آن راه حق است. همیشه در طول تاریخ هم همین بوده است؛ در زمان انبیاء، بعدِ انبیاء، ائمه (علیهم‌الصلاة‌و‌السلام) و دشمنان‌شان، دشمنان دین، دشمنان اصلی دین، این‌ها نقطه مقابل‌شان چه کسانی بودند، آن‌ها جبهه حقند.

اهمیت تبعیت از ولایت فقیه و هوشیاری ملت

اینجا هم همین اتفاق افتاده، روز به روز هم واضح‌تر شده؛ روز به روز هم صف‌آرایی‌ها مشخص‌تر شده است. می‌بینیم که همه کسانی که به نحوی با اسلام و حاکمیت اسلامی مشکل دارند، همه کسانی که متجاوزند، ظالمند، مستکبرند، همه این‌ها یک مانع بزرگ و اصلی دارند و آن هم این جمهوری اسلامی است و این ولی فقیه هست. لذا جهت‌گیری کلی ما باید بر اساس همین‌ها چیده بشود؛ با این‌ها باید راه را تشخیص بدهیم و حرکت بکنیم.

بله، جبهه حق و راه حق این همه دشمن دارد، این همه دشمنی دارد، این همه مشکلات دارد؛ دشمنی‌هایی می‌کنند که بالاخره کمتر از این‌ها هر حکومتی را از بین می‌بُرد، هر دولتی را ساقط می‌کرد و هر حاکمی را از پا در می‌آورد؛ ولی خدای متعال اینجا به این مرد بزرگ، این نیرو و قوت ایمان را داده است که در مقابل این همه دشمنی بایستد.

از ملت ایران هم بحمدالله راضی‌اند و مادامی که ما مردم پشت ایشان باشیم، راه درست طی می‌شود. اما اگر با آن چیزی که ایشان می‌فرمایند، در هر موقعیتی، در هر مسئله مهمی که کشور با آن مواجه می‌شود مثل انتخابات و مسائل دیگر، کشور در شرایط خاصی که قرار می‌گیرد باید همیشه ما چشم‌مان به دهان مبارک ایشان باشد تا راه را بتوانیم درست تشخیص بدهیم.

معیار اصلی همین هست. با همه احترامی که برای همه بزرگانی دین قائلیم، برای همه کسانی که در این خط دین هستند، در خط شیعه هستند؛ ولی وقتی از این مستکبرین و از این دشمنان درجه یک اسلام بپرسی دشمن اصلی شما کیست، بقیه نیستند؛ بقیه اسم برده نمی‌شوند. آن نقطه‌ای که با آن دشمنی می‌کنند شبانه‌روز و همه حملات‌شان را متمرکز کرده‌اند روی آن نقطه، این، اینجاست و این جمهوری اسلامی است و اعتبار اصلی‌اش هم به همین ولایت فقیه هست و این ولی فقیه که خدا ویژگی‌های ممتاز و برجسته‌ای داده به ایشان. ما نباید غافل بشویم، ما باید شاکر نعمت‌های خدا باشیم.

در موقعیت‌های خاص هم وظایف‌مان را درست انجام بدهیم، درست تشخیص بدهیم؛ که خدای نکرده در موقعیت‌های خاصِ آزمونی و امتحاناتی که پیش می‌آید، لااقل آن‌هایی که تجربه شده، دوباره تجربه نکنیم و آن هشدارهایی که ایشان می‌دهند توجه کنیم و از مسئولین هم بخواهیم، مطالبه کنیم که آن چیزی که، آن راهی که ایشان ترسیم می‌کند، آن خطوط قرمزی که ایشان ترسیم می‌کند، آن دشمن‌شناسی که ایشان ما را با آن آشنا می‌کند، این را ما باید مطالبه کنیم که مسئولین هم در همان خط حرکت بکنند.

هم درست انتخاب کنیم مسئولین را، آن جاهایی که به ما مربوط است و هم مطالبه کنیم، بخواهیم که پای حقوق مردم و پای تبعیت از این نعمت بزرگ، ثابت باشند، محکم باشند. آنجایی که می‌خواهند عدول کنند، ما مردم باید جلویشان بایستیم، ما مردم باید از راه درستش مطالبه کنیم؛ نگذاریم کسان دیگری تصمیم‌گیران را و مسئولین را به تصمیم غلط بکشانند؛ آزموده شده را دوباره نیازمایند، راه رفته را دوباره نروند و از سوراخ گزیده شده، دوباره گزیده نشوند. ان‌شاءالله خدا توفیق مرحمت کند به ما که بتوانیم این نعمت‌های بزرگ و این نعمت بزرگ را قدر بشناسیم، شاکر باشیم تا خدا برای‌مان حفظش کند و ثابت‌قدم و استوار باشیم تا ان‌شاءالله این گردنه‌های سخت را بتوانیم رد کنیم. نثار روح مطهر حضرت امام و سلامتی رهبر معظم صلواتی عنایت بفرمایید. [صدای صلوات حاضرین]

شرح دعای مکارم‌الاخلاق: حقیقت یقین و تطابق آن با عمل

در ادامه دعای مکارم الاخلاق رسیدیم به این عبارت، امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی». خدایا، به من این یقین و باور را دادی نسبت به وجود خودت و نسبت به هر آنچه که تو گفتی؛ یکی از باورهای بزرگ، باور به مرگ هست، باور به قیامت هست. امام سجاد (علیه‌السلام) در چند فراز قبل فرمودند خدایا به من توفیق بده که این یقینم بهترین یقین باشد. جهاتی در این مطرح بود [که] عرض شد؛ اینجا ایشان می‌فرماید: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی» خدایا، به آنچه که در پیشگاه توست، به هر صفت و کمال تو که در اجابت این دعا مؤثره، در توجه به آن صفت و ویژگی مؤثر هست، خدایا به من کمک کن که من یقین خوب و باورهای خوبی که دارم، عملم هم مطابق باشد با آن یقینم.

ما یقین داریم به وجود خدا، یقین داریم به قیامت؛ این‌ها را همه یقین داریم؛ اما گاهی طوری می‌شود انسان که رفتارش با آن یقین جور درنمی‌آید. یک اعتقادی دارد خدا هست، خدا می‌بیند، خدا شاهد است و این شاهد در قیامت حاکم است؛ این‌ها هست، این‌ها را باور داریم، می‌دانیم که خدا می‌داند و می‌بیند؛ اما گاهی غافل می‌شویم، هوای نفس، نفس اماره، شیطان غلبه می‌کند، انسان را گول می‌زند؛ یک رفتاری می‌کند [که] با این باور منافات دارد؛ خدا نمی‌پسندد، خدا راضی نیست، خدا دوست ندارد؛ کاری می‌کند انسان، حرفی می‌زند که خدا نمی‌پسندد، خدا راضی نیست؛ با این اعتقاد به خدا منافات دارد، با اعتقاد به مرگ و قیامت منافات دارد؛ اعتقاد داریم به قیامت یعنی اعتقاد داریم به حساب، به حسابرسی، به اینکه هر چه هست باید جواب بدهیم، رها نیستیم، همه کارهای‌مان را بعداً باید توضیح بدهیم، جواب بدهیم، این‌ها هست، باور داریم؛ خوب یک چنین باوری به انسان اجازه قاعدتاً نباید بدهد که هر حرفی را بزند، هر جایی برود، هر رفتاری را داشته باشد. این باورها انسان را محدود می‌کند، نمی‌گذارد انسان آزاد باشد.

آزادی ابزار نفس اماره است، خواست نفس اماره است که می‌خواهد هیچ محدودیتی نباشد برای انسان؛ آزاد باشد، هر جایی خواست برود، هر حرفی خواست بزند، هر چیزی خواست بگوید؛ هیچ قید و بندی هم نباشد. اما خدای متعال می‌دانست، می‌داند که این آزادی، انسان را از بین می‌برد؛ چون انسان عقل دارد و این عقل اگر در خدمت نفس اماره قرار بگیرد و نفس اماره دنبال آزادی باشد، این عقل هم یک ابزار بزرگی است [که] انسان را به ناکجاآباد می‌کشاند.

آسیب‌های پیشرفت علمی بدون هدایت الهی

بشر امروز از لحاظ علمی خیلی پیشرفت کرده، از جهت مسائل مختلف خیلی پیشرفت کرده است؛ ولی این پیشرفت‌ها در مجموع به ضررش شده است. چرا؟ چون پیشرفت کرده، در علم، در تکنولوژی خیلی جلو رفته؛ اما این علم و تکنولوژی ابزاری است، وسیله‌ای است در خدمت کسانی که برای چه به کار می‌برند این را؟ برای ظلم به بقیه، برای تجاوز به حقوق بقیه، برای انسان‌کشی؛ انسان‌ها را می‌کشند، از بین می‌برند؛ چقدر در این یک سال، یک سال و خرده‌ای انسان‌ها را کشتند، از بین بردند؛ با چی این‌ها را از بین بردند، با چی این همه ظلم کردند؟ ابزار اصلی‌اش علم بود دیگر؛ علم، پیشرفتش را در صنایع نظامی این قدرت‌های استکباری نشان می‌داد و نشان می‌دهد؛ یکی از جاهایش اینجاست. یک ابزار و وسیله‌ای شده برای ظلم بیشتر، برای اوضاع بدتر.

لذا خدا می‌دانست، بر این اساس انبیاء را فرستاد، دین الهی، دین اسلام را تعیین کرد، حد و حدود گذاشت برای انسان که انسان آزاد نیست که هر چه خواست بگوید، هر کار خواست انجام بدهد. پایه این مسئله به یقین و باور انسان است؛ ما یقین داریم خدا هست، یقین داریم قیامت هست، اما این یقین ضعیف هست؛ این یقین طوری نیست که بازدارنده باشد. لذا این حد مطلوبش نیست، خوب نیست؛ تا جایی که ما یقین داریم از یک طرف به خدا و قیامت، اما از یک طرف گاهی در کارهای‌مان، حرف‌های‌مان چیزهایی پیش می‌آید که خدا نمی‌پسندد؛ گناه است، معصیت است. این یقین پیداست خیلی ضعیف است؛ بازدارندگی ندارد در انسان که آدم را نگه دارد، نگذارد گناه کند.

لذا اینجا این اوایل این دعا با این جملات، امام سجاد (علیه‌السلام) ما را توجه می‌دهند به اینکه با این باور و یقین باید برسد به یک نقطه‌ای که با عمل مطابقت داشته باشد؛ عمل با این باورها مطابقت داشته باشد؛ کافی نیست این مقدار، که از یک طرف خدا را قبول داریم، قیامت را قبول داریم، از طرف دیگر نه، عمل جور درنمی‌آید، یک طور دیگری است. این هشداری است برای‌مان. در زبان دعا، با زبان دعا امام سجاد توجه می‌دهند؛ قبل اینکه شروع کنند مکارم و اخلاق را یکی‌یکی بشمارند که این خوبه، اون خوبه، این رو بده، ارکان اصلی انسان را و رشد ایمان انسان را توجه می‌دهند به ما؛ ایمان بالاترین نقطه، «اَکْمَلَ الْإِیمَانِ»؛ یقین، «اَفْضَلَ الْیَقِینِ»؛ قصد و نیت، «اَحْسَنَ النِّیَّاتِ»؛ عمل، بهترین اعمال. این‌ها چهار تا مسئله مهم را ترسیم می‌کند، مشخص می‌کنند، بعد دوباره می‌پردازند به همین یقین. «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی» خدایا کاری کن عملم مطابق با باورم، با یقینم باشد.

آثار یقین صحیح و زشتی گناه در محضر خدا

یقین صحیح، در روایات اشاره می‌کنند به آثار یقین؛ می‌گویند اگر کسی یقین صحیح دارد اثرش این است که گناه نمی‌کند. «مَنْ تَیَقَّنَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَرَاهُ وَ هُوَ یَعْمَلُ بِمَعَاصِیهِ فَقَدْ جَعَلَهُ أَهْوَنَ النَّاظِرِینَ» کسی که از یک طرف یقین دارد خدای متعال می‌بیندش، از طرف دیگر معصیت می‌کند، خوب این که جور درنمی‌آید؛ از بین همه کسانی که انسان را می‌بینند رتبه و منزلت خدا را از همه آورده پایین‌تر. چون انسان نسبت به بقیه یک مقدار حواسش را جمع می‌کند، خودش را جمع می‌کند؛ جلوی بقیه، عمده افراد اینطوری‌اند دیگر؛ ظاهر و باطن یکی نیست، بالاخره ظاهر را حفظ می‌کنند. خدای متعال با چشم سر که دیدنی نیست، لذا انسان چه ظاهری را نگه دارد؟ ظاهر را هم در پیشگاه خدا نگه نمی‌دارد؛ این مشکل هست. مراعات بقیه را می‌کند اما مراعات خدا را نمی‌کند؛ مراعات خدا را نمی‌کند. رتبه خدا را، شأن و اعتبار خدا را از همه آورده پایین‌تر؛ لااقل جلوی بقیه جمع می‌کند خودش را. ما همه تلاش می‌کنیم جلوی بقیه یک انسان موجهی باشیم؛ اما خدای متعال نه، آزادیم؛ با چشم سر نمی‌بینیم، یقین داریم هست اما چون با چشم سر نمی‌بینیم نه، خودمان را جمع نمی‌کنیم.

لذا امیرالمؤمنین فرمودند: «اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ» از گناهان، نه فقط در بیرون و ظاهر، در پشت پرده‌ها هم خودتان را حفظ کنید «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکمُ» «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکمُ» او کسی که شاهد گناه ماست که خداست، همین شاهد در قیامت حاکم محکمه است. وای به حال آن وقتی که قاضی خودش شاهد جرم هم بوده است؛ دیگر خودش شاهد بوده، دیده است. اینجا خدا شاهد است، او کسی که شاهد است و ما یقین داریم شاهد است، می‌بیند، فردا «هُوَ الْحَاکمُ» همان حاکم محکمه است، قاضی محکمه است؛ با همان علمش عمل می‌کند، احتیاجی به شهود ندارد، احتیاجی به اقرار ندارد، احتیاج به هیچی ندارد؛ خودش می‌بیند، باید آدم دست و پایش را جمع کند، مراقبت کند.

نشانه‌های صحت یقین در کلام امام صادق (ع)

در کتاب شریف کافی در جلد دو، امام صادق (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) دو تا از علائم، علائم صحت یقین انسان را می‌شمارند؛ یعنی نشان می‌دهد این یقین واقعاً وجود دارد، چیز ادعایی نیست، واقعی است. فرمود: «مِنْ صِحَّةِ یَقِینِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یُرْضِیَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ وَ لَا یَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ یُؤْتِهِ اللَّهُ» یکی از مواردی که نشان می‌دهد یقین در این فرد واقعی است، درست است، ادعایش واقعیت دارد؛ این است که حاضر نیست هیچ جا خشم و غضب الهی را در ازای خشنودی خلق به دست بیاورد؛ حاضر نیست خدا را با کاری که بقیه راضی بشوند، بقیه خوش‌شان بیاید، ناراضی کند؛ حاضر نیست با گناه، دل انسان‌ها را به دست بیاورد؛ حاضر نیست با چیزی که خدا نمی‌پسندد، راضی نیست، خلق خدا را راضی کند.

ما گاهی در زندگی پیش می‌آید در دوراهی قرار می‌گیریم، گاهی پیش می‌آید بالاخره، که این یا این است که من حرف خدا را گوش بدهم، پای حرف خدا ثابت‌قدم بمانم ولو یک کسی از دست من دلخور بشود، ناراحت بشود؛ یا نه، بترسم، نگران باشم، خجالت بکشم، یک وقت فلانی از دست من دلخور نشود، حالا ولو به چیزی که خدا نمی‌پسندد، راضی نیست. می‌فرماید از علائم یقین واقعی همین است، که این مؤمن در یک چنین بزنگاه‌هایی، حالا گاهی وقت‌ها یک چنین چیزی پیش نمی‌آید یعنی می‌تواند انسان جمع کند؛ از عقلش کمک بگیرد یک راهی را برود که نه خدا ناراضی بشود، نه خلق خدا؛ اما بعضی وقت‌ها هم نمی‌شود. این دوراهی است واقعاً. اینجا می‌بیند مجلس، مجلس گناه است، معصیت است، مال برادرم است، مال نمی‌دانم فلان کسم است، رفیقم است، دعوت کرده؛ راه دیگری هم نیست، مجلس گناه است، نروم، این ناراحت می‌شود، از دستم دلخور می‌شود؛ بروم، خدا ناراحت می‌شود؛ چیکار کنم؟ و خیلی مثلاً دیگر در زندگی برای‌مان پیش می‌آید؛ دوراهی‌هایی که خشم و غضب الهی یک طرف، گناه و معصیت الهی یک طرف، رضایت بقیه، ناراحت نشدن بقیه، دلخور نشدن بقیه یک طرف دیگر. انسان اینجوری می‌شود.

اینجاها خودش را نشان می‌دهد که یقین چقدر واقعی است در انسان، ریشه‌دار است؛ ادعایش درست است؛ اینجاست، که حاضر نمی‌شود گناه کند، حاضر نمی‌شود خدا را غضبناک بکند ولو به قیمتی که برادرش ممکن است از دستش دلخور بشود. ممکن است پیش بیاید. البته عرض شد خیلی جاها انسان می‌تواند با عقل تدبیرهایی بکند، راه‌هایی پیدا کند؛ اما اینجا هست که خودش را نشان می‌دهد انسان چقدر برایش چی مهم است. حالا این از دست من دلخور شده یا خدا از دست من ناراضی شده است.

خدا را ترجیح بدهد؛ خدا را وقتی ترجیح بدهیم، دأب‌مان باشد، حرف خدا را ترجیح بدهیم، دستور خدا زمین نماند، همه‌اش تو جیب خودمان اصلاً می‌رود اصلاً؛ خدای متعال که احتیاجی ندارد به گوش به حرف دادن ما. «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ» شما یک کار خیری هم می‌کنید نفعش نهایتاً برای خود انسان است؛ خدای متعال احتیاجی ندارد، احتیاجی ندارد که خدای متعال، برنمی‌خورد به او، اتفاق بدی برایش نمی‌افتد که حالا همه هم معصیت کنند. ما اگر خط قرمز مشخص کرده، برای خود انسان است، چون می‌داند این انسان این خط قرمزها را اگر رد کند، آسیب می‌بیند؛ هم دنیایش خراب می‌شود، هم آخرتش خراب می‌شود.

ثمرات تقوا و پاداش ترجیح رضای خدا بر خلق

حالا اینجا گفتند ترجیح بده حرف خدا را، با خدا باش، خدا را ترجیح بده، آن وقت خدا هم به داد انسان می‌رسد. اینجاست که خدا می‌فرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» شما اگر تقوا داشته باشید، حرف خدا را بر سایر مسائل، بر نظر بقیه آنجایی که منافات دارد ترجیح بدهید، اگر مسیر تقوا را آدم خوب ادامه بدهد، آن وقت خدای متعال می‌شود پشتیبان انسانِ با تقوا. خدای متعال با همه عظمت و بزرگی و علم و قدرت‌ش، در کنار این انسان ضعیف قرار می‌گیرد. در کنار این انسان ضعیف قرار می‌گیرد، آن وقت این انسانِ صفر و ضعیف وقتی در کنارش وجود با عظمت پروردگار قرار بگیرد، دیگر خدا خودش می‌داند حتی این مشکل را چطور حل کند؛ اینجا دلخوری هم ممکن است پیش آمده باشد، حالا یکی دیگر هم دلخور شده باشد؛ ولی اینجا دستور می‌رسد، می‌گوید حرف خدا را باید ترجیح بدهی، رضایت خدا را باید ترجیح بدهد انسان؛ در این مسیر ثابت‌قدم باشد، صبر داشته باشد؛ مشکلات، سختی‌ها، دلخوری‌هایی پیش می‌آید، صبر داشته باشد، گناه نکند، خدا کمکش می‌کند، خدا می‌داند، خدا بلد است یک راهی را برای انسان باز کند و مشکل انسان را حل کند یا سبکش کند؛ بالاخره نمی‌گذارد. ما نگران می‌شویم، فکر می‌کنیم اگر به حرف خدا گوش بدهیم یک جاهای دیگر می‌مانیم، تو بن‌بست می‌مانیم، مشکلی برمی‌خوریم دیگر لاینحل می‌شود، حالا بیا و درستش کن. نه، انسان اگر با کمک عقلش، کمک بگیرد از عقلش حرف خدا را خوب گوش بدهد، از راه درست و صحیح‌ش حرف خدا را گوش بدهد، بعدش هم صبر داشته باشد، بعدش هم مراقبت داشته باشد، گناه نکند، خدا می‌داند چطور درستش کند. ولی نه، حرف خدا را بگذاریم کنار، تا آخر دیگر خودمان باید برویم درستش کنیم؛ خدا ما را به حال خودمان وا می‌گذارد.

پس از علامات یقین واقعی یکی‌ش این است، که حاضر نیست با کاری که خدا را به غضب می‌آورد، رضایت خلق خدا را به دست بیاورد؛ خجالت می‌کشد او، حالا مصلحت‌سنجیِ بیجا و غلط و این حرف‌ها تو کار نیست؛ حرف، حرف خداست و ماییم که باید بنده خدا باشیم؛ آن وقت اگر بنده خدا باشیم، «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ» «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» شما تقوا داشته باشید، حرف درست بزنید، حرف خوب، حرف خداپسند بزنید، «یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ» آن وقت خدا اعمال‌مان را اصلاح می‌کند، با همین دستوراتی که دارد به ما می‌رساند، ما هر چه به حرف خدا بیشتر گوش بدهیم، اصلاح می‌شود کارهای‌مان. «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ» می‌گوید شما بین خود و خدای‌تان را اصلاح کنید، خدا بین شما و خلقش را اصلاح خواهد کرد؛ یاد می‌دهد به ما، راه جلو پای‌مان می‌گذارد، درِ بسته باز می‌کند؛ خودش می‌داند چیکار کند؛ فقط شرطش همین است ما خوب به حرف خدا ان‌شاءالله توجه کنیم، گوش بدهیم و «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی» ان‌شاءالله خدا به ما این توفیق را مرحمت کند که یقین‌مان در حد افضل یقین، برترین یقین و به عنوان یقین صحیح و درست و مطابق با واقع باشد ان‌شاءالله.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. ما را به آن هدفی که بر این صراط مستقیم قرار دادی، برسان. ارواح مؤمنین، مؤمنات، گذشته‌گان، حق‌داران، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدا، روح حضرت امام غریق رحمت بفرما. کسانی که به این مملکت، به این دین خدمت می‌کنند یاری کن. رهبر معظم طول عمر عنایت فرما. ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده. ایشان را در راه رسیدن به اهداف‌شان یاری کن. شر دشمنان اسلام، دشمنان این مملکت به خودشان برگردان. شر آمریکا، اسرائیل، وهابیت به خودشان برگردان. ملت‌های اسلامی بیدار کن. امر فرج امام عصر (علیه‌الصلاة‌و‌السلام) تسریع، تعجیل بفرمایید. ما را از اعوان و انصارش قرار بده. سلام و تحیت ما به محضرشان برسان. عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

گزیده

۱. مبانی استوار انقلاب و صف‌آرایی دشمنان

این انقلاب و این حکومت در شرایط خاص و حساسی به وجود آمد و همیشه هم در شرایط خاص و حساسی قرار دارد؛ چون مبانی این حکومت و آنچه که این انقلاب و این حکومت بر اساس آن شکل گرفته، بر اساس تعالیم الهی در دین مبارک اسلام است و اصولی دارد محکم و ثابت. بر اساس این اصول، طبیعتاً کسانی که مخالفند و در جبهه مقابل این اصول قرار دارند، ساکت نمی‌نشینند و تلاش می‌کنند. دشمنان دین تلاش می‌کنند؛ کسانی که نسبت به بشریت مرتکب ظلم هستند، دارای خوی استکبار هستند و با دین و تعالیم دین الهی مخالف هستند، این‌ها طبیعتاً آرام نمی‌نشینند، تلاش می‌کنند، زحمت ایجاد می‌کنند و مشکلات ایجاد می‌کنند. ولی ما باید توجه داشته باشیم با این همه دشمنی و این همه مشکلات، به هر حال این حکومت حکومتی است که به عنوان یکی از بزرگترین نعمت‌های الهی در این زمان به ما عرضه شده است.

۲. ضرورت استقامت و گم نکردن راه اصلی

حکومتی که در رأسش فقیه عادل و با تقوا قرار دارد؛ مدیر، مدبر و دارای صفات برجسته خاص که خدای متعال به ایشان عنایت کرده است. این‌ها نعمت‌های بزرگی هستند که ما وقتی در بطن این نعمت‌ها و در کنار این نعمت‌ها قرار داریم، گاهی غافل می‌شویم و توجه نمی‌کنیم. دشمنی‌ها زیاد است، مشکلات زیاد است، سختی‌ها زیاد است؛ مسائل و مشکلاتِ سخت و اذیت‌کننده که همه درگیرند و همه می‌دانند. این راه استقامت می‌خواهد، صبر می‌خواهد، انتخاب درست و صحیح می‌خواهد و همه این‌ها را می‌طلبد. اما باید مواظب باشیم که در مشکلات و سختی‌هایی که دچارش می‌شویم، که جنبه سیاسی دارد، جنبه عمومی دارد و جنبه اجتماعی دارد، در این‌ها راه اصلی را گم نکنیم.

۳. دشمن‌شناسی؛ معیار تشخیص جبهه حق از باطل

یک معیار مهم برای تشخیص راه حق از باطل و جبهه حق از باطل، همیشه این است که انسان ببیند در جبهه باطل چه کسانی قرار دارند؛ آن‌ها را خوب بشناسد، بعد ببیند این جبهه باطل، این‌ها چه کسانی را به عنوان دشمن درجه یک خودشان می‌دانند. امروز این مسئله خیلی واضح است. دشمن اصلی اسلام واضح است که کیست؛ فرعون اصلی این زمان واضح است که چه حکومتی است، چه دولتی است؛ این‌ها واضحند. انسان وقتی نگاه می‌کند، می‌بیند همه این‌ها، از آن سران کفر و استکبار تا همه این‌ها، یک دشمن مشترک و واحد دارند؛ همه در مقابل او صف‌آرایی می‌کنند، همه با او دشمنی می‌کنند و همه جلوی او ایستاده‌اند. اگر ازشان بپرسیم دشمن شما کیست، یک نقطه مشترک دارند و آن نیست جز همین جمهوری اسلامی و همین ولایت فقیه.

۴. حقیقت یقین و آفت غفلت از محضر الهی

ما یقین داریم به وجود خدا، یقین داریم به قیامت؛ این‌ها را همه یقین داریم؛ اما گاهی طوری می‌شود انسان که رفتارش با آن یقین جور درنمی‌آید. یک اعتقادی دارد خدا هست، خدا می‌بیند، خدا شاهد است و این شاهد در قیامت حاکم است؛ این‌ها هست، این‌ها را باور داریم، می‌دانیم که خدا می‌داند و می‌بیند؛ اما گاهی غافل می‌شویم. هوای نفس، نفس اماره و شیطان غلبه می‌کند، انسان را گول می‌زند؛ یک رفتاری می‌کند که با این باور منافات دارد. کاری می‌کند انسان یا حرفی می‌زند که خدا نمی‌پسندد و خدا راضی نیست. این با اعتقاد به خدا منافات دارد، با اعتقاد به مرگ و قیامت منافات دارد. اعتقاد داریم به قیامت، یعنی اعتقاد داریم به حساب، به حسابرسی و به اینکه هر چه هست باید جواب بدهیم.

۵. عقل در اسارت هوای نفس و ابزار دست استکبار

آزادی، خواست نفس اماره است که می‌خواهد هیچ محدودیتی نباشد برای انسان؛ آزاد باشد، هر جایی خواست برود، هر حرفی خواست بزند و هیچ قید و بندی هم نباشد. اما خدای متعال می‌دانست و می‌داند که این آزادی، انسان را از بین می‌برد؛ چون انسان عقل دارد و این عقل اگر در خدمت نفس اماره قرار بگیرد و نفس اماره دنبال آزادی باشد، این عقل هم یک ابزار بزرگی است که انسان را به ناکجاآباد می‌کشاند. بشر امروز از لحاظ علمی و از جهت مسائل مختلف خیلی پیشرفت کرده است؛ ولی این پیشرفت‌ها در مجموع به ضررش شده است. پیشرفت کرده، در علم و تکنولوژی خیلی جلو رفته؛ اما این علم و تکنولوژی ابزاری شده است در خدمت کسانی که آن را برای ظلم به بقیه و برای تجاوز به حقوق بقیه به کار می‌برند.

۶. خشوع در برابر خلق و بی‌باکی در محضر خالق

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: از گناهان، نه فقط در بیرون و ظاهر، در پشت پرده‌ها هم خودتان را حفظ کنید؛ چرا که او کسی که شاهد گناه ماست که خداست، همین شاهد در قیامت حاکم محکمه است. امام صادق (علیه‌السلام) علائم صحت یقین انسان را می‌شمارند که نشان می‌دهد این یقین واقعی است؛ یکی این است که حاضر نیست هیچ جا خشم و غضب الهی را در ازای خشنودی خلق به دست بیاورد. حاضر نیست خدا را با کاری که بقیه راضی بشوند، بقیه خوش‌شان بیاید، ناراضی کند؛ حاضر نیست با گناه، دل انسان‌ها را به دست بیاورد و حاضر نیست با چیزی که خدا نمی‌پسندد و راضی نیست، خلق خدا را راضی کند. ما گاهی در زندگی در دوراهی قرار می‌گیریم که یا حرف خدا را گوش بدهیم یا نگران باشیم که فلانی از دست ما دلخور نشود.

۷. سنت الهی در پاداش تقوا و نصرت مؤمنان

شما اگر تقوا داشته باشید، حرف خدا را بر سایر مسائل و بر نظر بقیه—آنجایی که منافات دارد—ترجیح بدهید، اگر مسیر تقوا را آدم خوب ادامه بدهد، آن وقت خدای متعال می‌شود پشتیبان انسانِ با تقوا. خدای متعال با همه عظمت و بزرگی و علم و قدرت‌ش، در کنار این انسان ضعیف قرار می‌گیرد؛ آن وقت دیگر خدا خودش می‌داند حتی این مشکل را چطور حل کند. اینجا دستور می‌رسد، می‌گوید حرف خدا را باید ترجیح بدهی، رضایت خدا را باید ترجیح بدهد انسان؛ در این مسیر ثابت‌قدم باشد، صبر داشته باشد، مشکلات و سختی‌ها پیش می‌آید، صبر داشته باشد، گناه نکند، خدا کمکش می‌کند. خدا می‌داند، خدا بلد است یک راهی را برای انسان باز کند و مشکل انسان را حل کند؛ بالاخره نمی‌گذارد ما در بن‌بست بمانیم.

فهرست

🔹بخش اوّل: نعمت انقلاب و ولایت فقیه
1️⃣ شرایط خاص و حساس  انقلاب اسلامی:
▫️دشمنی ظالمین و مستکبرین با انقلاب
   
2️⃣ معیار تشخیص راه حق از باطل: 
▫️الف: شناسایی جبهۀ باطل و اهل آن 
▫️ب: دشمن اصلی جبهه باطل
  
3️⃣ دشمنِ اصلی دشمنان اسلام:
▫️جمهوری اسلامی و ولیّ فقیه
    
4️⃣نقش مردم در حمایت از ولایت فقیه:
▫️انتخاب درست در انتخابات ها
▫️مطالبه از مسئولین کشور

🔹بخش دوّم:‌ شرح عبارت «و صَحِّحْ بِما عِنْدَکَ یَقینِی»
1️⃣ اهمیت یقین و باور به خدا و قیامت:
▫️لزوم مطابقت عمل با اعتقاد

2️⃣ آثار یقین صحیح در زندگی انسان:
▫️بازدارندگی از گناه و معصیت 
▫️مراقبت از اعمال در خلوت و جلوت

3️⃣ علامت یقین واقعی در انسان:
▫️ترجیح رضایت خدا بر رضایت خلق 
   
4️⃣ تأثیر تقوا و ایمان در زندگی انسان:
▫️پشتیبانی خدا از متقین 
▫️اصلاح اعمال و روابط با دیگران

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد سیدالشهداء(جلسه دهم) ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی