
شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه هشتم) ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
📖 شرح فراز «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي» از دعای مکارم الاخلاق
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۱۵ بهمن ۱۴۰۳

شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه هشتم) ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
📖 شرح فراز «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي» از دعای مکارم الاخلاق
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا(جلسه هشتم) ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
📖 شرح فراز «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي» از دعای مکارم الاخلاق
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
ایام مبارک شعبانیه رو تبریک عرض میکنیم. انشاءالله خدای متعال توفیق مرحمت کنه که از این فرصتهای پرنور و مبارک بتونیم بهترین استفاده رو داشته باشیم. همچنین ایامالله پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام امت (رضوان الله تعالی علیه) رو هم تبریک عرض میکنیم. انشاءالله خدای متعال ما رو قدردان نعمت انقلاب، نعمت حکومت اسلامی، نعمت ولایت فقیه و این نعمتهای بزرگی که به ما ارزانی داشته، قرار بده. انشاءالله خدا ما رو قدردان این نعمتها قرار بده، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
[صدای صلوات حاضرین]
در بررسی دعای امام سجاد (علیهالسلام)، رسیدیم به این عبارت که فرمودند: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی».
انسان یکی از ویژگیهایی که داره اینه که وقتی نسبت به یه چیزی باور، یقین و اعتقاد داره، طبیعتاً مطابق با اون رفتار میکنه. هر انسانی یه اعتقاداتی داره، یه باورهایی داره؛ هم تو زندگی جزئیش و فردیش، هم در زندگی اجتماعیش یه باورها و اعتقاداتی داره و یک چیزهایی رو برداشت میکنه و متناسب با اون باورها و اعتقادات رفتار میکنه.
مثلاً کسی که باور داره خدای متعال هست، قاعدتاً متناسب با این باور باید یکسری رفتارهایی رو انجام بده و یکسری رفتارهایی رو انجام نده؛ این در مسائل اعتقادی هست. کسی که باور داره مرگ حقه و هست، و وقتش هم مشخص نیست، متناسب با این باور، رفتارهایی و کارهایی رو قاعدتاً باید انجام بده و یکسری کارهایی رو هم نباید انجام بده.
در زندگی معمول خودمون هم همه چیز روی همین مسئله میگرده؛ یعنی وقتی ما باور داریم و اعتقاد داریم که فلان اتفاق میافته یا فلان مشکل پیش میآد مثلاً، یه طور رفتار میکنیم. وقتی این باور رو نداریم، یه طور دیگه رفتار میکنیم. مثلاً کسی که اعتقاد داره و باورش اینه که ناامنی هست، طوری شده اوضاع که احساس ناامنی میکنه، خب این مثلاً خونهش رو یا وسیله نقلیهش رو یه طور نسبت بهش مراقبت داره. اون کسی که چنین احساسی نداره، معمولاً طور دیگهایه؛ اون خیلی محکم قفل و بوم میکنه وسیلهش رو، خونهش رو و درِ خونهش رو. اون کسی که چنین باوری نداره، نه؛ مثلاً احساس ناامنی نمیکنه و حالا گاهی خیلی ضرورت هم نمیبینه اونچنان مراعات کنه.
این به چی برمیگرده؟ چرا یه کسی، تو یه مثال سادهای مثل همین، خیلی مراقبتش زیاده، احتیاطش زیاده، محکمکاریش زیاده، و یکی هم نه، حالا خیلی چیزیش [مهم] نیست و براش اهمیت نداره؟ اینها که هر دو انسانند، جامعه هم که یک جامعه است؛ جامعه برای این و جامعه برای اون که فرقی نداره، برای همه یه طوره.
اما یک کسی اینطور حساسیت به خرج میده، مثلاً احتیاط میکنه؛ وسیلهش رو وقتی یه جایی میذاره، تا میخواد بره مغازه و برگردد، قفل میکنه. یک کسی هم نه، همینطوری میذاره و میآد. این یکی از جهات تفاوتش برمیگرده به چی؟ به اعتقادش؛ یکی از جهاتش البته.
خب اون ممکنه مثلاً در اعتقادش اینطور هست که از چیزایی که دیده تو جامعه و اتفاقایی که افتاده، احساس میکنه باید خیلی احتیاط کنه. یک باوری درش ایجاد شده و احساس ناامنی میکنه مثلاً. اما کس دیگری که این کار رو نمیکنه، نه؛ بالاخره در اون حد اعتقاد به ناامنی نداره. چون اگه واقعاً براش ناامنی جدی بود و محسوس بود براش و اهمیت داشت، طور دیگهای رفتار میکرد.
کلاً انسانها تو همه چیز همینطورند؛ تو همه کارهای زندگی، یه سری تصمیماتشون، رفتارهامون بر اساس اون باورهایی که دارند و اعتقاداتی که دارند [شکل میگیره]. که اعتقاد در چه حدی باشه، بر اساس همون حد به اون اعتقاد، کارهاشون رو انجام میدن. این مسئله، مسئله یقین هست؛ باور، یقین، اطمینان. حالا اینها از لحاظ اصطلاحیش شاید با هم فرق بکنه در بعضی علوم، ولی در حالت عادی بین مردم یه معناست و خیلی تفاوت عمدهای نداره.
امام سجاد (علیهالسلام) تو همین دعا، یه چند جمله قبلتر فرمودند: خدایا یقین من رو بهترین یقین قرار بده. این اعتقادی که من به تو دارم، اعتقادی که مثلاً به مرگ دارم، اعتقادی که به حساب و کتاب دارم؛ این اعتقادهایی که من دارم، اعتقادات خوبیه، ولی بهترین اعتقاد اونیه که چطور باشه؟ انسان رفتارش مطابق با اون اعتقادش باشه.
اگه یک کسی یقین داره که ناامنی هست تو جامعه و میدونه، ولی بیاحتیاطی کنه و موتورشو قفل نکنه، موتورشم اتفاقاً دزد ببره، این چیه؟ مؤاخذه میشه دیگه. هر عاقلی مؤاخذهش میکنه؛ میگه تو که میدونستی اوضاع خوب نیست و مثلاً ناامنی هست، چرا این وسیلهتو قفل نکردی؟ خودشم خودشو مؤاخذه میکنه، بقیه هم اونو مؤاخذه میکنند. چرا؟ چون یه اعتقادی داشت، ولی مطابقش رفتار نکرد و کوتاهی کرد. این، آدما رو میبره روی تقصیر و کوتاهی؛ میگن اینجا مقصری و کوتاهی کردی.
کجا به انسان میگن کوتاهی کردی؟ اونجایی که یک اعتقادی بوده قاعدتاً، یک چیزی مثلاً در جامعه بوده مثل ناامنی، حالا این اومده مطابق این شرایطی که تو جامعه هست یا اعتقادی که هست، رفتار نکرده؛ باید مطابق با اون رفتار میکرد، اما نکرده. باید وسیلهش رو قفل میکرد، نکرد و دزد برد؛ مؤاخذه میشه. هم خودش خودشو مؤاخذه میکنه و ملامت میکنه که کاش ۳۰ ثانیه حوصله میکردم و این وسیلهمو قفل میکردم مثلاً، بقیه هم مؤاخذهش میکنند که حالا به جایی نمیخورد، مگه یه دقیقه بیشتر طول میکشید؟ مگه ۳۰ ثانیه مثلاً بیشتر طول میکشید که آدم وسیلهش رو قفل کنه تا بعد گرفتار این مصیبت نشه؟ اینجاها اونجاهایی هست که انسان یک اعتقادی داره، ولی مطابق باهاش عمل نمیکنه و مستحق ملامت، مؤاخذه، سرزنش و اینهاست؛ بهش میگن مقصر.
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماد: خدایا به من کمک کن، من که به تو اعتقاد دارم مثل اینایی نباشم که تو رو قبول دارند، ولی یه کارهایی میکنند و رفتارهایی میکنند که با اون اعتقادشون منافات داره. انسان که باور داره خدا هست، خدا میبینه و ناظره، [باید بدونه] بعد همینی که ناظره و شاهده، فردا خودش هم قاضی محکمه قیامته. خودش هم شاهده الآن، فردا همین شاهد، قاضیه. تو محاکم قضایی، ما یه قاضی داریم، یه شاهد داریم؛ اینها دو تا هستند. حالا قاضی گاهی حرف شاهد رو ممکنه بپذیره، ممکنه نپذیره، اما وای به حال وقتی که قاضی، خودش شاهد هم بوده!
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ»؛ از گناهان خدا در خلوتها، یعنی پشت پرده، تو خونه، جایی که کسی نمیبینه و متوجه نیست و انسان احساس امنیت میکنه از اینکه کسی ببینه، گناه نکنید. چون اونجا درسته این آدما نیستند ببینند که آدما به روش بیارند، ولی خدا هست و خدایی که شاهده، «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ»؛ خدا شاهده و فردا همین شاهد که خداست، خودش قاضیه. خودش قاضیه و دیگه احتیاج به شاهد هم نداره؛ فردا انسان بگه شاهد بیارید، شاهدی نیست که اثبات کنه من گناه کردم. محکمه عدل الهی به حکم و شهادت خودِ خدای متعال کارش پیش میره در قیامت.
یا باز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماد: «مَنْ تَیَقَّنَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَرَاهُ»؛ کسی که یقین داره خدا میبینتش، «وَ هُوَ یَعْمَلُ بِمَعَاصِی»؛ با اینکه یقین داره خدا میبینه ولی گناه میکنه، «فَقَدْ جَعَلَهُ أَهْوَنَ النَّاظِرِینَ»؛ خدا رو از هر کسی که بیننده هست، هر کسی که انسان رو میبینه، از هر کسی، خدا رو ما داریم پایینتر و بیارزشتر قرار میدیم. اینجوری داریم با خدا رفتار میکنیم. چطور خیلی چیزها رو حواسمون مراقبیم و حواسمون رو جمع میکنیم نسبت به جلوی بقیه، نسبت به بقیه مثلاً انجام ندیم؟ هر کسی یه حد و حریمی داره برای خودش در مقابل بقیه؛ مثلاً خودشو حفظ میکنه، اون درونش رو جلو همه باز نمیکنه. بداخلاقی رو سعی میکنه حالا تو کوچه خیابون جلو دوستاش و جلو افراد، خوشاخلاقی بگیره؛ کارهای بدی میکنه پشت پرده، حالا پیش بقیه سعی میکنه خودشو آدم موجهی بگیره. چرا؟ چون بقیه رو میبینه دیگه؛ میبینه این که هست، زشته، خوب نیست مثلاً من رو به اون حالت بدم ببینه، در اون حالت گناهم ببینه، در اون حالت زشت و سبک من رو ببینه. آدم دست و پاشو جمع میکنه، اینجوری.
خدا رم یقین داریم که هست، حالا همه ما قبول داریم خدای متعال هست، وجود داره و هست. علم داره، میدونه که ما چیکار داریم میکنیم، میبینه. زورشم از همه بیشتره؛ اگه اراده کنه میتونه همین آنِ معصیت، همین لحظه معصیت عذاب نازل بکنه، ولی صبر میکنه و مدارا میکنه با انسان. با اینکه یقین داره، گناه میکنه؛ اینجا مخالف یقینش داره عمل میکنه.
امام سجاد (علیهالسلام) همین رو میفرماد: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی»؛ یعنی خدایا به من کمک کن که این یقینی که به تو دارم، دنبالش اون لوازمش، اون چیزهایی که لازمه این یقین هست، اونا رو مراعات کنم. خدا هست؟ هست. میبینه؟ بله. ناظره؟ بله. شاهده؟ بله. فردا قاضیه؟ بله. حاکمه؟ بله. خودش حسابکتاب میکنه؛ کار خیلی مشکل میشه، اقلاً آدم گناه نکنه. این یه مرتبهش.
چیزهای دیگهام تو روایات فرمودند؛ تو روایات یه بحثی هست «مِنْ صِحَّةِ الْیَقِینِ»، از نشانههای اینکه مؤمن یقینش درسته. درستیش به این معناست؛ صحت یقین تو روایات که میگن، منظور یعنی کاری داره انجام میده که مطابق با این یقین [باشه] و با یقینش جور درمیاد. یقین داره خدا هست، گناهم نمیکنه؛ یقین داره قیامت هست، یعنی حسابکتاب هست، گناه نمیکنه؛ اینهاست. یه چندتایی روایت هست بخونیم که یه مقداری این معنا واضحتر بشه.
مثلاً امام صادق (علیهالصلوة والسلام) در کتاب کافی، جلد ۲، صفحه ۵۷ میفرماد که: «مِنْ صِحَّةِ یَقِینِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یُرْضِیَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ وَ لَا یَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ یُؤْتِهِ اللَّهُ»؛ یکی از نشانههای اینکه انسان مسلمان تو این یقینش صادقه و یقینش درسته و رفتارهاش و کاراش مطابق با یقینش هست به وجود خدا، اینه که حاضر نیست خشم خدا رو با کاری که توش رضایت انسانها هست به دست بیاره، یا برعکس، رضایت انسانها رو با کاری که به خشم خدا منجر میشه به دست بیاره.
گاهی وقتها اینطور میشه انسان که اگه بخواد اون چیزی که خدای متعال راضیه انجام بده، ممکنه یه کسی هم از دستش ناراحت بشه. مجلسِ گناه و معصیت شما رو دعوت کرده رفیقتون؛ خب مجلس گناه خدا راضی نیست بریم دیگه. خدا راضی نیست چرا؟ چون به خدا آسیب میرسونند؟ میگه خب خودت آسیب میبینی، ایمانت از دستت میره و گرفتار میشی. انسان ایمان رو از دست بده، بعد فردا تو زندگیش مشکلات که پیدا میکنه طاقت نداره، صبرش کم میشه، حوصلهش کم میشه و فشار مشکلات از پا درش میآره. خب ایمان خیلی به درد میخوره.
امام سجاد اول دعای مکارم الاخلاق فرمودند: خدایا ایمان من از همه چی مهمتره، کمک بده این ایمانم رو ببرم بالا. ایمان باشه ما صبرمون زیاد میشه، ایمان باشه ما اخلاقمون خوب میشه، ایمان باشه ما رفتارمون و گفتارمون اصلاح میشه و خوب میشه، ایمان باشه تصمیممون درست میشه؛ اینها همه زیربناش ایمانه. ایمان ضعیف یه آثاری داره، یه جور رفتار و اخلاقی داره آدم؛ ایمان قوی که بشه، اون آثار خوب، اون رفتارهای بهتر و اخلاق بهتر، اونا از ایمان قویتر ناشی میشه. ایمان قویتره که به انسان صبر میده؛ تو مشکلات، در مقابل گناهان، تو معصیتها، تو گوش به حرف خدا دادن، تو همین نماز خوندن، تو نماز جماعت خوندن، تو هر کار خیری صبر لازم داره و پایه صبر، اون ایمان انسانه. ایمان خیلی مهم [هست].
خب حالا خدای متعال راضی نیست که ما فلان مجلس [بریم]؛ رفیقمونه و قوم و خویشمونه و دعوت کرده میگه برید، اما میدونیم اون مجلس، مجلسی گناه و معصیته. خب خدا راضی نیست بریم، اما این راضیه که بریم، این میخواد که بریم؛ اینجا دوراهیه. یا راهی که این راضی بشه به خشم و غضب الهی، یا راهی که نه، خدا راضی بشه ولو اینکه این از دست من ناراحت بشه.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماد: از نشونه اینکه چقدر انسان واقعاً یقین داره به خدا و یقینش درسته اینه؛ ما یقین داریم به خدا، خب خدا ارزشش بیشتر هست از این و اون؟ خدا اهمیتش بیشتر از این و اون هست یا نیست؟ اینها رو تکلیفمونو باید معلوم کنیم با خدا. اگه مهمتره و ارزشش بیشتره، خب نباید کاری که باعث خشم خدا میشه انجام بدیم، ولو یه کسی از دستمون ناراحت بشه. خب اون ناراحت بشه؛ خشم خالق رو نباید بخریم در ازاء رضایت یک مخلوقی. این برای ما میتونه چیکار بکنه؟ خشم و غضب الهی رو چطوری میتونیم بعد آروم کنیم و ساکت کنیم و از شرش، آن چیزی که دامنگیرمون میشه دربیایم؟
یکی از نشانههاش اینه که حاضر نیست خدا رو غضبناک کنه با چیزی که رضایت انسانها درش [هست]؛ حاضر نیست. خب نتیجه چی میشه؟ وقتی انسان به حرف خدا گوش بده، به حرف خدا گوش بده ولو کاری که گاهی یه بعضیام از دست انسان ناراحت میشن، مسیر تقوا رو پیش بگیره بره جلو، اونوقت خدا میآد پشتیبان انسان میشه و خدا انسان را حفظ میکنه. خدا در قرآن آیه داره: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ بدونید خدا با آدمهای باتقواست. با ایناست یعنی چی؟ وقتی من به شما مثلاً میگیم تو برو من باهاتم، تو برو این کارو انجام بده مثلاً، یا به بچه میگی تو این کارو انجام بده من هواتو دارم مثلاً، یا به کسی میگی من هواتو دارم؛ این «مَعَ» یعنی این دیگه.
خدا میگه من، حالا خدا یعنی کی؟ یعنی کسی که همه قدرت، همه علم، همه عظمت، همه حکمت، همه صفات خوب و همه چیزها در حد بینهایتشه، یعنی بیحدی داره؛ این میگه من باهاتم. به حرف من گوش بده، من باهاتم و نمیذارم به مشکل بخوری؛ به مشکلم خوردی زود درت میآرم. «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»؛ اگه کسی گوش به حرف خدا مستمراً بده، خدا چیکار میکنه؟ تو مشکلات، به مشکل میخوره و نه اینکه مشکل براش پیش نمیآد، اما تو مشکل نمیمونه. در براش بسته میشه اما این در بسته نمیمونه و بازش میکنه خدا. به بنبست میرسه یه جاهایی، اما تو بنبست گیر نمیکنه و نمیمونه؛ این بنبست رو خدا بازش میکنه. «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» یعنی همین؛ نجاتش میده.
ولش نمیکنه؛ این بنده به حرف من گوش داده، خدا هم هوایش رو داره. خدا تو قرآن میفرماید: گوش به حرف من بدید، من باهاتونم. علم کم بیاری من هستم، قدرت کم بیاری من هستم. اونجا که خدا به حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) میگه، در قرآن کریم میگه برید من باهاتونم، «إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ»؛ من باتونم، هواتونو دارم، میبینم، هواتون رو دارم، میشنوم، میبینم، غافل نیستم و فراموشتون نمیکنم؛ اینجوریهاست.
امام سجاد میفرماد: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی»؛ خدایا به من کمک کن من یقینی که دارم، اینطوری پاش بمونم. یقین دارم تو هستی، دیگه حاضر نشم گناه کنم؛ یقین دارم تو میبینی، حاضر نشم گناه کنم. مرقوم امام (خدا رحمتش کنه) این جمله رو داره، خیلی جمله [مهمی است]: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید؛ محضر خداست، خدا که غافل نیست. خدا میبینه منتها چون خدا خیلی حلمش وسیع و زیاده، این همه گناه میکنند، این همه بیحیایی میکنند، این همه [اتفاق میافتد و] آب از آب تکون نمیخوره. خدا عجلهای نداره؛ صبر میکنه، حلم داره، حالا حلیمه و مدارا میکنه با انسانها، شاید یک کسی یه روز خجالت بکشه. از این حلم خدا خجالت بکشه، از این همه گناهی که کرده شاید یه روز خجالت بکشه و برگرده. به خاطر اینکه بعضیها برگردند، و اگرم برنمیگردند عذر برای اینها دیگه نباشه و حجت بر اینها تموم بشه، خدا صبر میکنه و حلم داره. خب یقین یعنی همین؛ ما یقین داریم خدا هست، پس پاش باید وایسیم. یقین داریم حسابکتاب هست، باید پاش بایستیم.
علامت الموقن ستة؛ ۶ تا علامت داره:
۱. «أَیْقَنَ بِاللَّهِ حَقّاً فَآمَنَ بِهِ»؛ یقین داره خدا هست، پای یقین مونده.
۲. «وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ فَاحْذَرَهُ»؛ یقین داره مرگ حقه. خیلیها هستند خدا رو قبول ندارند، اما مرگ رو قبول دارند. مرگ شاید تنها واقعیتیه که همه انسانها قبول دارند؛ کمونیست و بیدین و کسی که خدا رو هم قبول نداره، ولی مرگ رو خب همه جلو چشمشونه، مرگ رو که میبینند. این [طور نیست که] بگه نه مرگ وجود نداره مثلاً؛ خدا رو میگن نیست، اون کسی مرگ رو دیگه نمیتونه بگه نیست. لذا یاد مرگ و توجه به مرگ خودش کسی که یقین داره که موت حقه، «فاحذَره»، یه کارهایی که بعداً که مرد گرفتار میشه و باید جواب بده و حسابکتاب داره و تو برزخش تأثیر داره، اینها رو مراعات میکنه.
۳. «أَیْقَنَ بِأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ فَخَافَ الْفَضِیحَةَ»؛ میدونه خب بعد من باید حسابکتاب بدم، مبعوث میشم، بعد بترسه از اینکه مفتضح بشه. حالا اینجا یه پردهپوشی کرده خدا، اونجا دیگه «یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ»؛ اونجا دیگه هیچکی هیچی نمیتونه مخفی کنه، همه چی میریزه بیرون و مفتضح میشه انسان.
۴. «أَیْقَنَ بِأَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ فَاشْتَاقَ إِلَیْهَا»؛ بهشت حقه، حقه، مشتاق به بهشته. فرمودند اشتیاق به بهشت یعنی کاری میکنه که نشون میده دنبال بهشته؛ دنبالشه که به دست بیاره، نه گناه میکنه بعد میگه ما بهشتم میخوایم. جور درنمیاد با هم.
۵. «أَیْقَنَ بِأَنَّ النَّارَ حَقٌّ فَظَهَرَ سَعْیُهُ لِلنَّجَاةِ مِنْهَا»؛ میدونه جهنم حقه، وقت چی ظاهر و بارزه ازش؟ میبینی پیداست جهنمو قبول داره، تلاش میکنه که جهنمی نشه. اینکه الآن یه ماه دیگه انشاءالله ماه رمضان همهش جوشن کبیر میخونیم «خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ»، این همه اینو جا دادن تو این جوشن کبیر، بعدم دوباره قرآن باز میکنیم میگیم ما رو از... «أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقَائِکَ مِنَ النَّارِ» [نجات بده]؛ جهنمه، خیلی خطرناکه، خیلی. تو این چیزها پناه میبرند شب قدر با این همه جوشن، همهش میگیم خدایا ما رو جهنم نبر. و فرمودند خب نشون بده که نمیخوای بری جهنم، این فقط به دعا نیست؛ خلصنا خلصنا، پاشیم بریم دنبال کارمون. میگه دعا یه قدمش دعاست که میکنی، یعنی از خدا میخوایم، یه قدمش کاریه که منافات با اون چیزی که خدا خواسته انجام نده انسان. به ما میگه جهنمی نشم، خب چی آدمو جهنمی میکنه؟ گناه، همین؛ گناه نکنه انسان.
۶. «وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ فَحَاسَبَ نَفْسَهُ»؛ یقین داره حساب حقه، خدا فردا حسابکتاب میکنه؛ این خودش همینجا حسابکتابشو بکنه.
که اینم دوباره چقدر تو روایات داریم میفرماد خودتون قبل از اینکه برسید به اینکه بخوان حسابتون رو بکشن و حسابرسی کنند، خودتون حساب خودتون رو برسید. ببینید چیا بدهکاریت؟ فکر کنید، برنامه بریزید روش، انجام بدید؛ نماز قضای داره آدم، شروع کنه آرومآروم، روزه قضای داره، شروع کنه، بدهی مردم رو داره زود بره بده. معلوم نیست، ممکنه خدای ناکرده یکیمون زودتر از این دنیا بره؛ هر چی هست این وسط زود صافش کنید. وقت اونایی که حسابشونو زود صاف میکنند، خدا یک اطمینان و آرامش قلبی بهشون میده؛ این خودش در رشد ایمانشون مؤثره.
وقتی انسان نگاه کنه ببینه از جهت حقوق الهی و از جهت حقوق مردم حسابش پاکه و چیزی دیگه نمونده رو دستش، این خودش ایمان انسان را گسترش میده و زیاد میکنه به خدا. یکی از موانع رشد ایمان ما حقوقیه که گردنمون مونده؛ گاهی هم یادمون میآد، ولی حالا میذاریم انشاءالله یه روزی بناست مثلاً یه شنبهای، یه اول ماهی، یه اول تابستونی، برنامه بریزم این کار رو هم انجام بدم، اما اون معلوم نیست برسه. میگه زود بده؛ الان شما میدانید یک کسی بدهکارید، برید زود بهش برسونید، معلوم نیست چی بشه.
انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کنه که این حرفها رو باور کنیم و بتونیم مطابق با این باورهای صحیح، انشاءالله عملمونو، رفتارمونو و گفتارمون را تنظیم کنیم. نثار ارواح طیبه همه کسانی که این چیزهای مفید و مؤثر را به ما یاد دادند و خودشون هم عمل کردند، مخصوصاً خاتم انبیاء، حضرات معصومین (علیهم الصلوة والسلام)، ارواح طیبه علما، شهدا و روح حضرت امام، صلوات [ختم کنید].
یقین و تناسب آن با عمل انسان
انسان ویژگیای دارد که وقتی نسبت به چیزی باور، یقین و اعتقاد دارد، طبیعتاً مطابق با آن رفتار میکند. هر انسانی چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی، باورهایی دارد و متناسب با آنها عمل میکند. مثلاً کسی که باور دارد خدای متعال هست، قاعدتاً متناسب با این باور باید یکسری رفتارهایی را انجام دهد و یکسری رفتارهایی را انجام ندهد. در زندگی معمول خودمان هم همه چیز روی همین مسئله میگردد؛ یعنی وقتی ما باور داریم که فلان اتفاق میافتد، یک طور رفتار میکنیم و وقتی این باور را نداریم، طور دیگری رفتار میکنیم. بنابراین، بهترین اعتقاد و یقین آن است که رفتار انسان کاملاً مطابق با اعتقادش شکل بگیرد.
کوتاهی در عمل؛ ملاک ملامت و سرزنش
اگر کسی یقین دارد که مشکلی یا ناامنیای در جامعه هست و بیاحتیاطی کند، مورد مؤاخذه قرار میگیرد؛ چرا که اعتقادی داشت اما مطابق آن رفتار نکرد و کوتاهی نمود. کجا به انسان میگویند کوتاهی کردی؟ آنجایی که یک اعتقادی بوده، اما فرد مطابق این شرایط و اعتقادی که هست، رفتار نکرده است. فردی که متناسب با باور خود عمل نمیکند، مستحق ملامت، مؤاخذه و سرزنش است و در منطق عقل به او «مقصر» میگویند. پس انسان باید مراقب باشد تا کارهایش با اعتقاداتش منافات نداشته باشد و دچار تقصیر نشود.
خدا هم شاهد است و هم قاضی
انسان باید باور داشته باشد که خداوند همواره ناظر و بیناست. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند: «اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ»؛ از گناهان خدا در خلوتها و جایی که کسی متوجه نیست، گناه نکنید. چون در خلوتها اگرچه مردم نیستند تا ببینند، ولی خدا هست و خدایی که شاهده، «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ»؛ یعنی فردا در قیامت همین شاهد، خودش قاضی است و احتیاجی به شاهد دیگری ندارد. محکمه عدل الهی به حکم و شهادت خودِ خدای متعال کارش پیش میرود؛ بنابراین، وای به حال وقتی که قاضی، خودش شاهد هم بوده باشد! پس باید از گناه در خلوت پرهیز کرد.
خداوند را بیارزشترین بیننده قرار ندهیم!
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند: کسی که یقین دارد خدا او را میبیند، اما با این حال گناه میکند، «فَقَدْ جَعَلَهُ أَهْوَنَ النَّاظِرِینَ»؛ یعنی خدا را از هر کسی که او را میبیند، پایینتر و بیارزشتر قرار داده است. ما چطور حواسمون هست و مراقبیم که کارهای زشت را جلوی بقیه انجام ندیم، چون میبینیم که بقیه هستند و زشت است که ما را در آن حالت گناه یا سبک ببینند؟ اما در محضر خدا دست و پایمان را جمع نمیکنیم! با اینکه یقین داریم خدای متعال هست، علم دارد، میبیند و عذابش از همه بیشتر است، باز هم گناه میکنیم؛ این یعنی مخالف یقین خود عمل کردن.
ایمان قوی و مرزبندی میان رضایت خدا و مردم
یکی از نشانههای صحت یقین انسان مسلمان این است که حاضر نیست خشم خدا را با کاری که توش رضایت انسانها هست به دست بیاورد، یا برعکس، رضایت انسانها را با کاری که به خشم خدا منجر میشود کسب کند. گاهی وقتها اگر انسان بخواهد آن چیزی که خدای متعال راضی است را انجام دهد، ممکنه فردی از دستش ناراحت بشه. اما خشم خالق را نباید بخریم در ازاء رضایت یک مخلوق؛ چرا که خشم و غضب الهی را نمیتوان به این سادگی ساکت کرد. انسان باایمان، هرگز رضایت مخلوق را بر خشم و غضب پروردگارش ترجیح نمیدهد.
ایمان، زیربنای اخلاق و تصمیمات درست
خدایا ایمان من را ببر بالا؛ چرا که ایمان باشه ما صبرمون زیاد میشه، ایمان باشه اخلاقمون خوب میشه، ایمان باشه رفتار و گفتارمون اصلاح میشه و ایمان باشه تصمیممون درست میشه. اینها همه زیربنایش ایمانه. ایمان ضعیف یکسری آثاری دارد، اما ایمان قوی که بشه، آثار خوب و رفتارهای بهتر از آن ناشی میشود. ایمان قویتر است که به انسان در مشکلات، در مقابل گناهان و در معصیتها صبر میدهد. پایه صبر، همان ایمان انسانه و اگر انسان بخواهد در مسیر بماند، باید این باور و ایمان قوی را در خود تقویت کند.
خدا با توست؛ اگر گوش به فرمان باشی
وقتی انسان به حرف خدا گوش بدهد، ولو کاری باشد که بعضیها از دستش ناراحت بشوند و مسیر تقوا را پیش بگیرد، آنوقت خدا میآید پشتیبان انسان میشود و خدا انسان را حفظ میکنه. خدا در قرآن میفرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ بدونید خدا با آدمهای باتقواست. خدا میگه من باهاتم، به حرف من گوش بده، نمیذارم به مشکل بخوری و به مشکلم خوردی زود درت میآرم. «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»؛ یعنی اگر کسی گوش به حرف خدا مستمراً بدهد، خدا در مشکلات راه گشایش را به روی او باز میکند و نجاتش میدهد.
عالم محضر خداست؛ از حلم الهی خجالت بکشیم
عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید؛ محضر خداست، خدا که غافل نیست. خدا میبیند منتها چون خدا خیلی حلمش وسیع و زیاده، این همه گناه میکنند، این همه بیحیایی میکنند و آب از آب تکون نمیخوره. خدا عجلهای ندارد؛ صبر میکند، حلم دارد و مدارا میکند با انسانها، شاید یک کسی یه روز خجالت بکشه و برگرده. به خاطر اینکه بعضیها برگردند و حجت بر اینها تموم بشه، خدا صبر میکند. یقین یعنی همین؛ ما یقین داریم خدا هست، پس پاش باید وایسیم. یقین داریم حسابکتاب هست، باید پای این باور بایستیم.
شش علامت برای ارزیابی یقین واقعی
علامت الموقن ستة؛ انسان اهل یقین ۶ تا علامت دارد: اول اینکه یقین دارد خدا هست، پس پای یقینش مانده و ایمان آورده است. دوم اینکه یقین دارد مرگ حق است، پس از گناهان حذر میکند. سوم اینکه یقین دارد قیامت و بعث حق است، پس از رسوایی و فضاحت قیامت میترسد. چهارم اینکه یقین دارد بهشت حق است، پس مشتاق بهشت است و کارهایی میکند که نشان میدهد دنبال بهشت است. پنجم اینکه یقین دارد جهنم حق است، پس تلاشش برای نجات از آتش آشکار است. و ششم اینکه یقین دارد حساب حق است، پس خودش حسابکتابش را میکند.
قبل از حسابرسی قیامت، خودتان حسابرسی کنید
خودتون قبل از اینکه برسید به اینکه بخوان حسابتون رو بکشند و حسابرسی کنند، خودتون حساب خودتون رو برسید. ببینید چیا بدهکاریت؟ فکر کنید، برنامه بریزید روش و انجام بدید. نماز قضا، روزه قضا یا بدهی مردم را اگر دارید، زود بروید بدهید؛ معلوم نیست، ممکنه کسی زودتر از این دنیا بره. هر چی هست این وسط زود صافش کنید. وقتی انسان نگاه کنه ببینه از جهت حقوق الهی و حقوق مردم حسابش پاکه، این خودش ایمان انسان را زیاد میکنه. کسانی که حسابشان را زود صاف میکنند، خدا یک اطمینان و آرامش قلبی بهشان میدهد.
1️⃣ یقین و رفتار انسانها
▫️تطابق رفتار با یقین
▫️تفاوتهای رفتاری ناشی از باورهای مختلف.
2️⃣ یقین و عمل مطابق با آن
▫️یقین صحیح؛ مورد دعای امام سجاد علیه السلام
▫️اهمیت عمل کردن مطابق با یقین.
3️⃣ یقین به خدا و رفتار مطابق با آن
▫️اعتقاد به خدا و نقش ناظر بودن خدا در رفتار انسان.
▫️«فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم»
▫️عدم تطابق رفتار با یقین = ملامت و مؤاخذه
4️⃣ اهمیت ایمان و یقین در دین اسلام
▫️تأثیر ایمان قوی بر اخلاق و رفتار فرد.
▫️ارتباط میان ایمان و صبر در مواجهه با مشکلات.
▫️مثالهایی از نصایح دینی در مورد اهمیت ایمان.
5️⃣ نشانههای یقین صحیح در دین
▫️ترجیح رضایت خدا بر رضایت مردم
▫️رابطۀ بین یقین به خدا و عمل مطابق با آن در زندگی روزمره.
6️⃣ یقین به مرگ، قیامت، بهشت و جهنم
▫️تأثیر یقین به مرگ و قیامت در رفتار انسان.
▫️نشانههای کسی که یقین به بهشت و جهنم دارد و تلاش برای نجات از عذاب.
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی