🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا سلام الله علیها (جلسه دوازدهم) ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
صوت کامل سخنرانی
1404/02/08
پست

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

⛔️ واجبات ‌ محرمات؛ ایستگاه‌های پل صراط

🔥اگه ناخالصی‌ها رو تو این دنیا با توبه برطرف نکنیم، تو اون دنیا با آتش جهنم برطرف می‌کنند!

💫 متّقین، معطّل مواقف نمی‌مانند!

☘️ آبادی دنیا و آخرت در گرو بندگی!

🌟 بهشتت رو از همین دنیا شروع کن!

⁉️ خدایا اصلاً چرا منو آفریدی؟!


🔊 سخنران: استاد محمّـــدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

 

شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا سلام الله علیها (جلسه دوازدهم) ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ 




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

شرح حدیث
شرح صحیفه سجادیه
شرح دعای مکارم الاخلاق

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا سلام الله علیها (جلسه دوازدهم) ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

🎧 شرح صحیفه سجادیه (دعای مکارم الاخلاق)

⛔️ واجبات ‌ محرمات؛ ایستگاه‌های پل صراط

🔥اگه ناخالصی‌ها رو تو این دنیا با توبه برطرف نکنیم، تو اون دنیا با آتش جهنم برطرف می‌کنند!

💫 متّقین، معطّل مواقف نمی‌مانند!

☘️ آبادی دنیا و آخرت در گرو بندگی!

🌟 بهشتت رو از همین دنیا شروع کن!

⁉️ خدایا اصلاً چرا منو آفریدی؟!


🔊 سخنران: استاد محمّـــدی 
🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام‌الله‌علیها)
🗓 ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

 

شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا سلام الله علیها (جلسه دوازدهم) ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ 




💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه های اسلام در موضوع اخلاق فردی،‌اجتماعی و خانواده

📲 شناسه در شبکه های اجتماعی :‌
@ostadmohammadi_ir

متن

مقدمه و دعای آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین.

اللهم صل علی محمد و آله واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به واستعملنی بما تسألنی غداً عنه واستفرغ ایامی فیما خلقتنی له.

مواقف و ایستگاه‌های سنجش اعمال در قیامت

«واستعملنی»؛ یعنی مرا به کار بگیر «بما تسألنی غداً عنه»؛ آن‌چه را که فردای قیامت از من نسبت به آن‌ها سؤال می‌کنی. دو دسته مسئله‌ی اصلی هست که خدای متعال در قیامت از این‌ها سؤال می‌کند؛ یکی واجبات الهی است که [باید دید] انسان با واجبات چه کرده است؟ نمازش را، روزه‌اش را، خمسش را، حجش را؛ این‌هایی که گردنش هست. فردا مواقفی هست، ایستگاه‌هایی هست در قیامت. همین‌طور که انسان‌ها حرکت می‌کنند، به ایستگاه‌های متعددی می‌رسند؛ هر ایستگاهی، ایستگاه یکی از واجبات است، ایستگاه یکی از گناهان است.

بررسی می‌کنند پرونده‌ی فرد را که در طول عمرش، این واجب را چطور ادا کرده است. این‌ها یک نزدیکی و وابستگی به جهنم دارد، این حالت. جهنم، در روایاتی هست که این چیزها مثل پلی می‌ماند بر روی جهنم. یک عده به ایستگاه نماز که می‌رسند، آن‌جا کارشان لنگ می‌شود، دیگر نمی‌توانند جلوتر بروند؛ پایشان می‌لغزه، سر می‌خورند و می‌افتند ته جهنم. چون در قرآن کریم هست، همه از جهنم عبور می‌کنند؛ همه، خوب و بد، کافر، مسلمان، مؤمن، همه عبور می‌کنند. این به همین حالت است، مثل یک پلی که انسان‌ها از رویش می‌گذرند. این پل، قسمت‌قسمتی است و هر قسمتی‌اش مربوط به یکی از این وظایف و واجبات است. نمازش نشد، می‌افتد دیگر. هر کدام از این‌ها رسید، نپذیرفتند و مشکل داشت، می‌افتد. پایش سر می‌خورد و تمام، باید برود حساب‌کتاب؛ آن دیگر باید تو جهنم تصفیه کند.

ضرورت آمادگی برای پاسخ‌گویی در پیشگاه حق

حالا [حضرت] می‌فرماید خدایا، به من کمک کن، من در این چهارصباحِ زندگی دنیا که موقت هست و بعدش باید آن‌ور، زندگیِ اصلی و اساسی و دائمی‌ام را تشکیل بدهم، این‌جا جوری باشم که فردا آن‌ور جواب داشته باشم دیگر، بدم. نماز است؟ جواب داشته باشم بدهم؛ وقتی می‌پرسند نماز را چکار کردی؟ بگویم بفرمایید، این را من درست انجامش دادم؛ هر آن‌چه که لازم بود در نماز، مراعات کردم.

این نماز خیلی مهم است؛ امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند کسانی که نماز را استخفاف بشمارند، ما شفاعت نمی‌کنیم؛ نماز را خفیف بشمارد، مهم نداند، ما شفاعت نمی‌کنیم. سایر واجبات هم همین‌جور. این‌ها سؤال می‌شود، آدم باید جواب داشته باشد بدهد.

گناهان هم همین‌جور است، یک سری مواقفِ قیامت مال گناهانِ آدم است. می‌پرسند، بررسی می‌شود که مثلاً با چشم چکار کرده تو این دنیا؟ با گوش چکار کرده؟ با دست و پا چکار کرده؟ این‌ها را باید جواب بدهد؛ نتواند جواب بدهد، می‌رود پایین، می‌افتد. پایش، زیر پایش خالی می‌شود، سر می‌خورد، می‌افتد جهنم؛ که به اندازه‌ای که وجودش را خراب کرده با گناه، و به اندازه‌ی آن آثاری که گناه براش گذاشته، باید برود در آتش، این صاف بشود، خالص بشود؛ مثل آهن و فلزاتی که این‌ها را در آتش مذاب می‌کنند، در آتش قرار می‌دهند که آن ناخالصی‌هاش از بین برود.

ناخالصیِ انسان هم با آتش جهنم [پاک می‌شود]، اگر این‌ور ناخالصی‌اش را با توبه درست نکند، آن‌ور با آتش جهنم این ناخالصی‌هاش را درست می‌کنند. لذا مؤمنین، کسانی که مؤمنند، آدم‌هایی که شیعه‌ی امیرالمؤمنین و اولاد ایشان هستند، این‌ها در همین حد هست دیگر، به اندازه‌ی گناهان‌شان و تبعاتش و آثارش، می‌روند جهنم؛ هر مقداری‌اش که مانده باشد و قبلش تصفیه نشده باشد، باید بروند جهنم، این آتش جهنم این ناخالصیِ این‌ها را از بین ببرد؛ بعد که ناخالصی‌هاشان از بین رفت، آن‌وقت بیایند بهشت، برشان می‌گردانند بهشت‌شان.

پاداش متقین و اهمیت خودارزیابی پیش از قیامت

کیا از همان اول می‌رند بهشت؟ آدم‌هایی که این ناخالصی‌ها را ندارند، پاکند، تمیزند، خالصند، زلالند؛ مثل آب زلالی که هیچ ناخالصی تویش نیست، وجود این‌ها هم همین‌طور است، یک‌دست مطابق چیزی که خدا خواسته، تشکیل شده، خیلی تمیز و پاک و مطهرند؛ که این‌ها همان متقینند، آدم‌های با تقوا. این‌ها دیگر این معطلی‌ها را ندارند ها؛ از روی این پل، به سرعت این‌ها را عبور می‌دهند. این‌جور نیست که این‌ها را معطل کنند بگویند خب حالا یکی‌یکی این مواقف را بایستید جواب بدهید حالا؛ نه، این‌ها به سرعت ملائکه‌ی بهشت می‌آیند به سراغ‌شان، این‌ها را می‌برند. این‌ها معطلِ این شلوغی‌ها و این بساطِ سختِ قیامت نشوند. چیو بمونند؟ چه ناخالصی‌ای دارند؟ ناخالصی ندارند، باید بروند بهشت دیگر. اما بقیه، خودشان را خراب کردند، این وجودشان را، این طهارتی که خدا بهشان داده بود؛ آخه خدا که ما را آفرید، این بچه‌ها تمیزند، طاهرند، خدا خوب می‌آفریند ولی ما به مرور خرابش می‌کنیم، یواش‌یواش از بینش می‌بریم. آن باید برود جهنم، آبدیده بشود، آن‌جا درست بشود.

حالا خدایا، کاری کن کمک‌ام کن که من فردا چیزهایی که از من می‌پرسی، همین امروز درستش کنم. «حاسبوا قبل ان تحاسبوا»؛ شما قبل از این‌که فردا بخواهند به حساب شما برسند، شما این‌جا صاف کنید، درستش کنید. حساب‌کتاب‌تانو خودتان تنظیم کنید؛ نماز قضا هست، شروع کنید. بالاخره سهل‌انگاریِ در نماز قضا هم خودش گناه است؛ سهل‌انگاری آدم نباید بکند، بالاخره روزی یکی دو تایش را می‌تواند بخواند که، بخواند. روزه‌ است، بگیرد؛ ماهی یکی، دو تا، سه تا روزه‌ی قضا دارد بگیرد، این‌ها را زود تمام کند. بدهی دارد برود بدهد، که یک‌دفعه‌ای فردا از دنیا رفت، حسابش پاک باشد.

وصیت هم که واجبه آدم بنویسد ولی کسی عمل نمی‌کند به این راحتی؛ می‌نویسند که این‌قدر نماز داریم، این‌قدر روزه داریم، این‌قدر اموال‌مون فلانِ فلانِ، خیلی‌ها هم مثل ورثه می‌خورند می‌روند دیگر، اصلاً می‌گویند این می‌خواستی خودت می‌خواستی انجامش بدهی دیگر، چرا گردن ما انداختی؟ به حساب ما، وقتی خودمان دلمان به حال خودمان نسوزد کسی دیگر دلش به حالِ ما نمی‌سوزد، یعنی کم پیش می‌آید. لذا خیلی از ورثه‌ها خوردند مالِ مورث‌شان را و رفتند، یک آب خنک هم رویش. بهشان می‌گفتی خب مالِ نمازِ پدر چی شد؟ می‌خواست بخواند. آن‌جا دیگر علقه‌ای نمی‌ماند.

پس خدایا به من کمک کن من همین چیزهایی که فردا می‌خواهی جواب و سؤال ازم بکنی، همین‌جا تصفیه‌اش کنم، که دیگر آن‌جور نیاز به سؤال نباشد. از متقین دیگر سؤال نمی‌کنند، چون حسابش پاک است، تمیز است. من هم جزو این‌ها باشم؛ امروز اگر سؤال کردیم همان سؤال چه در قیامت از ما می‌کنند، اگر از خودمان امروز پرسیدیم و جواب براش درست کردیم دیگر فردا سؤال نداریم؛ اما اگر امروز رها کردیم خودمان را به حالِ خودمان، غافل شدیم، از دست رفت این فرصت، خب تمام نمی‌شود که، ولمون نمی‌کنند؛ می‌گویند فردا بیا یکی‌یکی بایست جواب بده تک‌تک.

حق الله را چکار کردی؟ حق مردم را چکار کردی؟ حق مردم، حق الناس؛ چقدر از حقوق مردم گاهی حواسمان نیست می‌آید گردنمان، حقوق مالی، آبروشان، حرمت‌شان؛ همه‌ی انسان‌ها احترام دارند، آبرو دارند؛ ما گاهی دقت نمی‌کنیم حرفی می‌زنیم آبروی یکیو می‌بریم، شأنش را پایین می‌آوریم، این حق الناس است باید جواب بدهیم.

هدفمندی خلقت و ریشه‌ی پوچ‌انگاری

«واستفرغ ایامی فیما خلقتنی له»؛ خدایا، یک هدفی داشتی که ما را آفریدی، همین‌طور مهمل نبوده، همین‌طور عبث نبوده، همین‌طور بازیچه نبوده. خدا یکی از فرق‌های ما انسان‌ها با خدای متعال همینه؛ ما انسان‌ها گرفتار چیزهای بیهوده می‌شویم، یعنی به کارهایی می‌پردازیم که تهش هدف و مقصدی وجود ندارد؛ اما خدا هیچ کاری‌اش بدون هدف نیست، هدفِ اساسی و مهمی دارد. خودش هم در قرآن فرمود فکر نکنید ما شما را این بساطِ خلقت با همه‌ی این مسائل و بساط و سختی‌ها و مشکلاتش که درست کردیم فکر نکنید بیهوده بوده، الکی بوده، سرگرمی بوده، حالا یک چهار روز سرگرم باشیم ببینیم چی می‌شود تا بعد بگذرد؛ نه، حساب‌کتاب دارد.

برای چی خدا ما را خلق کرد؟ برای این‌که این چهارصباحی این‌جا گوش به حرفش بدهیم، به منافع و فواید مهمی می‌رسیم؛ آن‌هایی که به حرف خدا گوش بدهند همین‌جا در این دنیا، خیلی چیزهای بزرگی گیرشان می‌آید، حالا هم مادی هم مهم‌تر از آن معنوی. این‌ها که می‌گویند خدا برای ما را برای چی خلق کرد؟ چون این انسان قابلیت دارد به یک چیزهای خیلی بزرگی برسد؛ وقتی به آن‌ها رسید، خیلی خدا را شکر می‌کند، خیلی خوشحال است؛ می‌گوید خدایا خیلی ممنونتم من را آفریدی و من را هدایت کردی که به این چیزهای مهم و بزرگ برسم. انقدر که آن نعمت‌ها بزرگ است، آن‌جا راضی می‌شود. «ارجعی الی ربک راضیة مرضیة»؛ وقتی آدم‌هایی که نفس مطمئنه دارند از دنیا می‌خواهند بروند، این‌جوری خطاب بهشان می‌شود؛ بیا، آماده‌ایم، به استقبالش می‌روند، «ارجعی الی ربک راضیة مرضیة»؛ هم تو راضی هم خدا راضی. تو راضی از این حیات، زندگی، که خدا بهت داد خیلی راضی، چون خیلی منفعت بردی؛ خود انسان راضی می‌شود، دیگر نمی‌گوید برای چی خدا ما را خلق کرد.

این‌ها که می‌گویند خدا برای چی ما را آفرید؟ این منشأش ایمانِ ضعیفِ انسان است. چون گناه می‌کند آدم، زندگی را بر خودش تنگ می‌کند، سخت می‌کند، آسیبِ روحی به خودش می‌زند، این آسیبِ روحی آدم را می‌کشاند به این سمت که اصلاً بیخود و بیهوده آمدم، بیخود آمدم، چرا آمدم؟ خب یک آدم‌هایی هم مثل ما بودند، عینِ ما، آمدند فقط چهار تا کلامی که خدا داشت گوش دادند، به حرف خدا گوش دادند نافرمانی نکردند، این‌ها خیلی سود بردند؛ این‌ها انقدر سود بردند که راضی شدند، «رضی الله عنهم و رضوا عنه»؛ این می‌گوید خدا از این‌ها راضی است، این‌ها هم از خدا راضی‌اند، که خدایا من را خلق کردی، اگر نکرده بودی چقدر بد بود؛ من از این همه فوایدی که الان بهره‌مند شدم محروم بودم، نداشتم، نه خودم بودم نه آن فواید بود؛ اما حالا که من را خلق کردی در سایه‌ی بندگی و گوش به حرف‌دادنت به خیلی چیزهای خوبی رسیدم، خیلی نعمت‌های بزرگی رسیدم، خدا را شاکرم. اما آن‌هایی که در گناه سپری می‌کنند، ناگاهی ناراضی می‌شند، آرزوی مرگ می‌کنند، آرزوی مردن می‌کنند؛ حیات براشان سخت می‌شود، تلخ می‌شود، سنگین می‌شود، مشکلاتِ زندگی براشان بزرگ می‌شود، سنگین می‌نماید، بیش از اونی که هست می‌نماید، نمایانگرِ بزرگ‌تری می‌شود این جایِ وسط.

حقیقت حیاتِ با تکیه بر طاعت و بندگی خدا

حالا، می‌گوید خدا یک کاری بکن به من کمک کن منم بناام بر این باشد که، این چهار روزِ زندگیِ دنیا را خرجِ آن چیزی که تو خواستی. تو خواستی ما زندگی‌مان را بکنیم؛ ازدواج کنیم، زندگی تشکیل بدهیم، شغل داریم سر کار برویم، مشغول باشیم به برنامه‌مان؛ اما این وسط حواسمان باشد آن چیزهایی که خدا دستور داده کنار نگذاریم، ضعیف نشود. دو تا جمله قبلش ایشان فرمود یک چیزهایی که می‌آید من را مشغولِ خودش می‌کند، من را به گناه می‌اندازد، من را می‌کشاند در خطِ دوری از توِ خدا، توی خطِ گناه، خدایا دستم را بگیر کمک‌ام کن این‌ها پیش نیاید. این‌جا مثل همونه؛ می‌گوید خرج کنم این چهار روزِ زندگی دنیا را، خرجِ عبادت تو بکنم. عبادت به معنایِ وسیعش، یعنی کاری نکنم که تویش نافرمانیِ تو باشد. کارم را انجام بدهم، شغلم را داشته باشم؛ اما در همان سر کار که می‌روم، از کار کم نگذارم که مدیونِ خلق خدا بشوم؛ کارم را بد انجام ندهم، ناقص انجام ندهم، ظلم نکنم به مردم، حقِ مردم را نخورم؛ ممکنه یک جاهایی در حقِ خودم هم اجحاف بشود ظلم بشود، اما راهش این نیست که منم ظلم کنم؛ راهش این نیست که منم یک آدمِ بد به آدم بَدا اضافه کنم با خودم؛ حالا خیلی‌ها در جامعه بدند، دروغ می‌گویند، ظلم می‌کنند، اما راهش این نیست که خب ما هم اضافه بشویم به آن‌ها؛ ما باید راه درستِ خدایی را برویم.

درس می‌خوانیم، در این مسیر باشیم؛ هر کار مشغولیم، این‌ها غیر از بندگیِ خداست؟ ممکنه آدم درسِ طلبگی و حوزه هم مثلاً دارد می‌خواند، اما ممکنه در خطِ بندگیِ خدا نباشد؛ مهم اینه که در خط بندگیِ خدا باشیم، یعنی آن جایی که خدا دستور داده آن‌جا محکم باشیم، زندگی‌مان را بکنیم. کسی نگفته باید همه‌اش بیاییم همه‌اش باید به نماز و عبادت به آن معنای خاصش بگذرد؛ نه، روزیِ زن و بچه در آوردن، روزی حلال در آوردن عبادته، اما به شرطی که این وسط به گناه و ظلم و حقِ مردم خوردن و این چیزها آغشته نشود؛ این‌ها نیاید وسط. این‌ها که نیاید، می‌شود در خطِ بندگی؛ آدم کارش را انجام می‌دهد، درسش را می‌خواند، شغلش را دارد، اشتغالاتش را دارد، اما در این خط هست.

خدایا به من کمک کن این چهارصباحِ زندگیِ دنیا را در غیر بندگی تو خرج نکنم، چون نمی‌ارزد؛ واقعاً نمی‌ارزد. اگر می‌ارزید آدم گناه کند، اگر می‌ارزید آدم به گناه سپری کند، خب می‌رفتند؛ انبیاء جلوتر از ما می‌رفتند، چون عقل‌شان بیشتر بود، به این می‌رسید که می‌ارزد؛ آدم آزاد باشد، رها باشد بیشتر می‌ارزد تا بخواهد به خودش سخت بگیرد؛ اما هر چی از انبیاء بودند، از انسان‌های عاقلِ بزرگ بودند، از انسان‌های مؤمن بودند، امین بودند، درست بودند، این‌ها بیشتر این چیزها را مراعات می‌کردند، چون می‌فهمیدند می‌دانستند که بیشتر می‌ارزد انسان به خودش در این واجبات و محرماتِ الهی سخت بگیرد، که چی؟ دو تا فایده دارد؛ یکی که هم این‌جا اوضاعش بهتر می‌شود، چون اثرِ واجبات و گناهان در همین دنیاست، همه‌اش مالِ آن‌ور نیست، مالِ همین‌جاست؛ آن چیزهایی که خدا واجب کرده به دردِ یک چیزی در همین دنیا می‌خورد خیلی‌هایش، آن چیزهایی که گناه اعلام کرده به ضررِ همین دنیاست. یکی به دردِ همین‌جا می‌خورد، یکی به دردِ آن‌طرف؛ به دردِ آن‌جا هم می‌خورد، آن‌جا هم مسئله‌ی مهم همین واجبات و محرماتِ آدمه. پس این دو تا را اگر آدم در ذهنش داشته باشد، عقلش می‌کشاند به این که می‌ارزد انسان به حرف خدا بیشتر گوش بدهد، خودش را بیشتر خرج خدا کند، تا خرجِ گناه؛ این سرمایه‌هاش نرود در خطی که خدا پسند نیست. ان‌شاءالله خدا به همه‌مان این توفیق و مرحمت را کند که جزو کسانی باشیم که روز به روز در خط بندگیِ خدا محکم‌تر و ثابت‌قدم‌تر باشیم ان‌شاءالله.

دعای پایانی و طلب ثبات قدم

پروردگارا، به محمد و آل محمد، ما را در صراطِ مستقیم بندگی خودت قرار بده.

ما را در این صراطِ مستقیم ثابت‌قدم بدار.

مشکلاتِ مردمِ ما، مشکلاتِ خود ما، مشکلاتِ ملت ما، مشکلاتِ دنیای اسلام، همه را برطرف بفرما.

اسبابِ رفعِ این مشکلات را در اختیار ما قرار بده.

اموات‌مان، گذشته‌گان‌مان، حق‌داران‌مان، پدران، مادران، کسانی که گردنِ ما حق دارند، شهدا، علما، امام راحل، همه را غریقِ رحمت بفرما.

کسانی که به این مردم، به دینت خدمت می‌کنند آن‌ها را یاری کن.

کسانی که خیانت می‌کنند، کوتاهی می‌کنند، شرشان به خودشان برگردان.

دشمنانِ ما، مردمِ ما، دینِ ما، مسلمان‌ها همه را، دشمنان‌شان را شرشان را به خودشان برگردان.

علما، مراجع، رهبر معظم، محافظت بفرما.

ما را قدردانِ نعمت‌های بزرگ خودت قرار بده.

سلامِ ما به امام عصر‌مان برسان، امر فرجِ ایشان تعجیل بفرما، عاقبت ما ختمِ به خیر بفرما.

بِالنبی وَ آله.

گزیده

1️⃣ پل حسابرسی قیامت 🌉
همین‌طور که انسان‌ها در قیامت حرکت می‌کنند، به ایستگاه‌های متعددی می‌رسند. هر ایستگاه، ایستگاه یکی از واجبات یا گناهان است. اگر این واجب را خوب ادا نکرده باشد، آنجا کارش گیر می‌افتد. مثل پلی است بر روی جهنم که همه باید از آن عبور کنند، خوب و بد، مؤمن و کافر. اگر ایستگاه نماز رسید و پرونده‌اش خراب بود، پایش می‌لغزد و سقوط می‌کند. پل قسمت‌قسمت است، هر قسمت مربوط به یکی از وظایف. اگر نتواند پاسخ دهد، باید برود جهنم برای تصفیه. حالا بگو: خدایا کمکم کن که در این چند روز زندگی دنیا، طوری عمل کنم که آنجا جواب داشته باشم.


2️⃣ نماز، جدی بگیر! 🕋
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: آن‌هایی که نماز را سبک می‌شمارند، ما شفاعتشان نمی‌کنیم. نماز را خفیف بشماری یعنی مهم ندانی، جدی نگیری. همین سهل‌انگاری، گناه است. نماز چیز ساده‌ای نیست که بشود سرسری از آن گذشت. روز قیامت از انسان می‌پرسند: نماز را چه کردی؟ باید جواب داشته باشیم. بگوییم بفرمایید، درست انجام دادم. آنچه لازم بود در آن رعایت شود، رعایت کردم. نه اینکه وقتی رسیدیم به ایستگاه نماز، پایمان بلرزد و بیفتیم پایین. حساب را باید اینجا تنظیم کرد. نمازی قضا داری؟ بخوان! روزی یکی دوتا. نباید بی‌خیال بود.


3️⃣ جهنم، کارگاه خالص‌سازی انسان‌هاست 🔥
ناخالصی‌های انسان، اگر در دنیا با توبه و اصلاح درست نشوند، در قیامت با آتش جهنم باید از بین بروند. همان‌طور که فلزات را در آتش می‌برند تا زنگ و ناخالصی‌شان برطرف شود، وجود آلوده انسان هم باید در آتش جهنم صاف شود. مؤمنانی که ناخالصی دارند، به اندازه همان مقدار وارد جهنم می‌شوند؛ نه برای همیشه، بلکه تا وقتی که وجودشان پاک شود. بعد از آن به بهشت بازگردانده می‌شوند. ولی آن‌هایی که از ابتدا پاک و زلال‌اند، مثل آب مطهر، اصلاً در مواقف قیامت معطل نمی‌شوند؛ با سرعت عبور می‌کنند و فرشتگان به استقبالشان می‌آیند.


4️⃣ دینداری فقط با نماز و روزه نیست 🧑‍🏫
بندگی خدا فقط نماز و عبادت به معنای خاصش نیست. انسان باید زندگی‌اش را بکند؛ ازدواج کند، کار داشته باشد، شغل داشته باشد، تلاش کند. اما در همین وسط، آن چیزهایی که خدا دستور داده، کنار نرود. کسی نگفته نباید کار کرد یا درس خواند؛ بلکه باید وسط کار و درس، حق مردم خورده نشود، ظلم نکند، کم‌کاری نکند. حتی طلبه یا دانشجو بودن هم ممکن است در مسیر بندگی خدا نباشد. مهم این است که در هر موقعیتی، آدم کارش را درست و با تقوا انجام دهد. عبادت یعنی هیچ کاری نکنم که در آن نافرمانی خدا باشد.


5️⃣ مواظب حق‌الناس باشیم ⚖️
مواقف قیامت فقط مربوط به واجبات نیست؛ ایستگاه‌هایی هم مخصوص گناهان است. می‌پرسند با چشم، گوش، دست، زبان چه کردی؟ اگر نتوانی جواب بدهی، زیر پایت خالی می‌شود. یکی از خطرناک‌ترین گناهان، حق‌الناس است: مالی، آبرویی، زبانی. حرفی می‌زنی، آبروی کسی را می‌بری، حرمتش را می‌شکنی. بعدش اصلاً حواست هم نیست که چه کردی. اما آنجا باید جواب بدهی. اگر حساب را این‌جا صاف نکردی، آن‌جا با آتش باید صاف شوی. پس خدایا کمکم کن که امروز جواب درست برای سؤال‌های فردا فراهم کنم، نه اینکه با غفلت خودم را گرفتار جهنم کنم.


6️⃣ دنیا را خرج بندگی کن
خدایا! کاری کن که این چهار روز زندگی دنیا را خرج بندگی تو کنم، نه معصیت. بندگی یعنی در هر کاری مراقب باشم خلاف فرمانت نرود. شغلم، کسبم، تحصیلم، همه می‌شود عبادت، اگر در آن حق مردم را نخورم، ظلم نکنم، کم‌فروشی نکنم. اگر ظلمی هم در حقم شد، من ظلم نکنم. اینکه جامعه‌ خراب است، دلیل نمی‌شود من هم اضافه شوم به اهل گناه. نباید راه را گم کنم. راه انبیا راه بندگی است، نه راه بی‌خیالی و آزاد بودن. اگر گناه ارزش داشت، انبیا زودتر از ما می‌رفتند سراغش. اما همه اهل دقت و تقوا بودند.


7️⃣ حیات تلخ گناهکاران 😔
آن‌هایی که در گناه زندگی می‌کنند، معمولاً ناراضی‌اند. زندگی برایشان تلخ و سنگین می‌شود. مدام می‌پرسند: چرا خدا ما را آفرید؟ این سؤال از ضعف ایمان است. چون گناه کرده، روحش آسیب دیده، دلش تیره شده، حس می‌کند بیهوده آمده. اما آن‌که راه خدا را رفته، گوش به فرمان الهی داده، سود برده و می‌فهمد چرا آفریده شده. خودش راضی است، خدا هم از او راضی. راضیتاً مرضیة؛ این‌گونه انسان‌ها از دنیا می‌روند. خدایا! من را از کسانی قرار بده که هم خودشان از تو راضی‌اند و هم تو از آن‌ها.


8️⃣ بندگی، تنها راه رضایت واقعی 🤲
وقتی انسان به آن‌چه خدا برایش خواسته عمل می‌کند، نتیجه‌اش را هم می‌بیند. هم در دنیا، هم در آخرت. آثار واجبات و محرمات فقط برای آخرت نیست؛ همین دنیا هم اثر دارد. انجام واجبات زندگی را سامان می‌دهد. ترک محرمات، از خیلی ضررها جلوگیری می‌کند. انسان وقتی در مسیر خدا حرکت می‌کند، از زندگی‌اش راضی است. می‌فهمد که بندگی به سود خودش بوده. اما آن‌که در مسیر گناه است، هم این‌جا آسیب می‌بیند، هم آن‌جا گرفتار است. عقل سالم حکم می‌کند که انسان سرمایه‌های عمرش را خرج خدا کند، نه خرج نافرمانی و هوس.


9️⃣ هیچ کار خدا بی‌هدف نیست 🎯
خدا هیچ کاری را بیهوده نمی‌کند. ما انسان‌ها گاهی کارهای عبث و بی‌هدف انجام می‌دهیم، اما خدا نه. آفرینش ما، با همه سختی‌ها و پیچیدگی‌هایش، هدف دارد. خودش در قرآن فرمود: گمان نکنید ما شما را بیهوده خلق کردیم. پس خدایا! کمکم کن که به هدف تو از آفرینش پاسخ بدهم. عمرم را در مسیری بگذرانم که رضایت تو در آن باشد. از زندگی‌ام سود ببرم، نه فقط مصرفش کنم. به جایی برسم که در پایان، بگویم: «خدایا ممنونم که من را آفریدی؛ چون در سایه بندگی‌ات، به نعمت‌های بزرگی رسیدم.»


🔟 حساب فردا را امروز تصفیه کن 🧾
اگر انسان خودش حسابش را در دنیا تصفیه نکند، آن‌جا باید دانه‌به‌دانه جواب بدهد. پس بهتر است امروز خودت حساب و کتابت را تنظیم کنی. نمازی قضا داری؟ روزی یکی دو تا بخوان. روزه قضا داری؟ بگیر. بدهی داری؟ بده. وصیت‌نامه داری؟ بنویس. اگر امروز دلت برای خودت نسوزد، فردا کسی دلش برایت نمی‌سوزد. ورثه معمولاً مسئولیت شرعی تو را قبول نمی‌کنند. می‌گویند: اگر خودش می‌خواست، انجام می‌داد. پس خدایا کمکم کن که امروزم را صرف آماده‌شدن برای فردای قیامت کنم، نه اینکه با غفلت، سرمایه‌هایم را به باد دهم.

---------------------------------

۱. مواقف قیامت و ایستگاه‌های سنجش اعمال

دو دسته مسئله‌ی اصلی وجود دارد که خدای متعال در قیامت از آن‌ها سؤال می‌کند؛ یکی واجبات الهی است که انسان با آن‌ها چه کرده است؟ نمازش، روزه‌اش، خمسش و حجش؛ این‌هایی که بر گردن او است. فردا مواقفی هست، ایستگاه‌هایی هست در قیامت. همین‌طور که انسان‌ها حرکت می‌کنند، به ایستگاه‌های متعددی می‌رسند؛ هر ایستگاهی، ایستگاه یکی از واجبات است یا ایستگاه یکی از گناهان است. بررسی می‌کنند پرونده‌ی فرد را که در طول عمرش، این واجب را چطور ادا کرده است. این حالت، یک نزدیکی و وابستگی به جهنم دارد. در روایاتی هست که این چیزها مثل پلی می‌ماند بر روی جهنم که انسان‌ها از روی آن می‌گذرند و هر قسمتی از این پل، مربوط به یکی از این وظایف و واجبات است.

۲. خطر عاقبت‌سوزی و سقوط در ایستگاه نماز

یک عده در قیامت به ایستگاه نماز که می‌رسند، آن‌جا کارشان لنگ می‌شود و دیگر نمی‌توانند جلوتر بروند؛ پایشان می‌لغزد، سر می‌خورند و می‌افتند ته جهنم. چون در قرآن کریم آمده است که همه از جهنم عبور می‌کنند؛ همه، خوب و بد، کافر و مسلمان و مؤمن، همه عبور می‌کنند. هر کدام از این واجبات که رسید و نپذیرفتند یا مشکل داشت، انسان سقوط می‌کند. پایش سر می‌خورد و تمام؛ باید برود به حساب‌کتاب و آن‌جا در جهنم تصفیه کند. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند کسانی که نماز را استخفاف بشمارند و سبک بر شمرند، ما شفاعت‌شان نمی‌کنیم؛ یعنی کسی که نماز را خفیف بشمارد و آن را مهم نداند، ما شفاعت‌ش نمی‌کنیم. سایر واجبات هم همین‌گونه است.

۳. دادگاه اعضا و جوارح در مواقف گناه

گناهان هم همین‌جور است؛ یک سری مواقفِ قیامت مال گناهانِ آدم است. می‌پرسند و بررسی می‌شود که مثلاً با چشم چه کار کرده است در این دنیا؟ با گوش چه کار کرده است؟ با دست و پا چه کار کرده است؟ این‌ها را باید جواب بدهد؛ اگر نتواند جواب بدهد، می‌رود پایین و سقوط می‌کند. پای او و زیر پای او خالی می‌شود، سر می‌خورد و می‌افتد جهنم؛ به اندازه‌ای که وجودش را با گناه خراب کرده است، و به اندازه‌ی آن آثاری که گناه بر او گذاشته است، باید برود در آتش تا صاف و خالص بشود؛ مثل آهن و فلزاتی که این‌ها را در آتش مذاب قرار می‌دهند تا ناخالصی‌ها از بین برود.

۴. حقیقت آتش جهنم و تصفیه ناخالصی‌های روح

ناخالصیِ انسان با آتش جهنم پاک می‌شود؛ اگر انسان در این دنیا ناخالصی‌اش را با توبه درست نکند، آن‌طرف با آتش جهنم این ناخالصی‌ها را درست می‌کنند. لذا مؤمنین، کسانی که مؤمن هستند و شیعه‌ی امیرالمؤمنین و اولاد ایشان می‌باشند، به اندازه‌ی گناهان‌شان و تبعات و آثارش، به جهنم می‌روند؛ هر مقداری از ناخالصی که مانده باشد و قبل از مرگ تصفیه نشده باشد، باید به جهنم بروند تا این آتش، ناخالصیِ آن‌ها را از بین ببرد. بعد از این که ناخالصی‌هاشان از بین رفت، آن‌وقت به بهشت می‌آیند و آن‌ها را به بهشت‌شان برمی‌گردانند. اما متقین و آدم‌های با تقوا، این معطلی‌ها را ندارند و به سرعت از روی این پل عبور می‌کنند.

۵. ضرورت خودارزیابی و تصفیه حساب در دنیا

خدایا به من کمک کن، من در این چهارصباحِ زندگی دنیا که موقت است و بعد از آن باید زندگیِ اصلی و اساسی و دائمی‌ام را تشکیل بدهم، این‌جا جوری باشم که فردا آن‌طرف جواب داشته باشم. کاری کن و کمک‌ام کن که من فردا چیزهایی که از من می‌پرسی، همین امروز درستش کنم. «حاسبوا قبل ان تحاسبوا»؛ شما قبل از این‌که فردا بخواهند به حساب شما برسند، شما این‌جا حساب را صاف کنید و درستش کنید. حساب‌کتاب‌تان را خودتان تنظیم کنید؛ اگر نماز قضا هست، شروع کنید. سهل‌انگاری در نماز قضا خودش گناه است و آدم نباید سهل‌انگاری کند؛ بالاخره روزی یکی دو تای آن را که می‌تواند بخواند، بخواند. روزه است، بگیرد و این‌ها را زود تمام کند.

۶. حق‌الناس؛ گناهی که گریبان‌گیر انسان می‌شود

خدایا به من کمک کن من همین چیزهایی که فردا می‌خواهی از من سؤال کنی، همین‌جا تصفیه‌اش کنم، که دیگر آن‌جا نیاز به سؤال نباشد. امروز اگر از خودمان پرسیدیم و جواب برای آن درست کردیم، دیگر فردا سؤال نداریم؛ اما اگر امروز خودمان را رها کردیم و غافل شدیم و این فرصت از دست رفت، تمام نمی‌شود و رهایمان نمی‌کنند؛ می‌گویند فردا بیا و یکی‌یکی و تک‌تک بایست و جواب بده. حق الله را چه کار کردی؟ حق مردم را چه کار کردی؟ حق مردم، همان حق الناس است؛ چقدر از حقوق مردم گاهی حواسمان نیست و می‌آید بر گردن ما؛ حقوق مالی، آبروی‌شان و حرمت‌شان. همه‌ی انسان‌ها احترام دارند و آبرو دارند و باید جواب بدهیم.

۷. هدفمندی خلقت و رد پای پوچ‌انگاری در زندگی

«واستفرغ ایامی فیما خلقتنی له»؛ خدایا، تو یک هدفی داشتی که ما را آفریدی؛ همین‌طور مهمل، عبث و بازیچه نبوده است. خدا هیچ کاری‌اش بدون هدف نیست و هدفِ اساسی و مهمی دارد. خودش هم در قرآن فرمود فکر نکنید ما شما را در این بساطِ خلقت، با همه‌ی این مسائل و سختی‌ها و مشکلاتش که درست کردیم، بیهوده و الکی و برای سرگرمی آفریده‌ایم؛ خیر، حساب‌کتاب دارد. این که بعضی‌ها می‌گویند خدا ما را برای چه خلق کرد؟ منشأ این تفکر، ایمانِ ضعیفِ انسان است. چون وقتی آدم گناه می‌کند، زندگی را بر خود تنگ و سخت می‌کند و آسیبِ روحی به خود می‌زند. این آسیبِ روحی، آدم را به این سمت می‌کشاند که بگوید بیخو بیهوده آمدم.

۸. حقیقت بندگی خدا در متن زندگی و مشاغل دنیا

خدا از ما خواسته است که ما زندگی‌مان را بکنیم؛ ازدواج کنیم، زندگی تشکیل بدهیم، شغل داشته باشیم، سر کار برویم و مشغول باشیم به برنامه‌مان؛ اما این وسط حواسمان باشد آن چیزهایی که خدا دستور داده است را کنار نگذاریم تا ایمان‌مان ضعیف نشود. عبادت به معنایِ وسیعش، یعنی کاری نکنیم که تویش نافرمانیِ خدا باشد. کارمان را انجام بدهیم و شغلمان را داشته باشیم؛ اما در همان سر کار که می‌رویم، از کار کم نگذاریم که مدیونِ خلق خدا بشویم. کارمان را بد و ناقص انجام ندهیم، ظلم نکنیم به مردم و حقِ مردم را نخوریم. مهم این است که در خط بندگیِ خدا باشیم؛ یعنی آن جایی که خدا دستور داده، آن‌جا محکم باشیم.

۹. ارزش سخت‌گیری بر خود در رعایت حدود الهی

روزیِ زن و بچه در آوردن و روزی حلال کسب کردن عبادت است، به شرطی که این وسط به گناه و ظلم و حقِ مردم خوردن آغشته نشود. خدایا به من کمک کن این چهارصباحِ زندگیِ دنیا را در غیر بندگی تو خرج نکنم، چون واقعاً نمی‌ارزد. اگر می‌ارزید آدم گناه کند، انبیاء جلوتر از ما می‌رفتند، چون عقل‌شان بیشتر بود. اما هر چه از انبیاء و از انسان‌های عاقلِ بزرگ و مؤمن و درست‌کار بودند، این چیزها را بیشتر مراعات می‌کردند، چون می‌دانستند که می‌ارزد انسان به خودش در این واجبات و محرماتِ الهی سخت بگیرد. با این سخت‌گیری، هم این‌جا اوضاعش بهتر می‌شود و هم به دردِ آن‌طرف می‌خورد.

۱۰. پیوند اثرات طاعت و گناه با متن زندگی دنیا

اثرِ واجبات و گناهان در همین دنیا جاری است و همه‌اش مالِ آن‌ور نیست؛ بلکه مالِ همین‌جاست. آن چیزهایی که خدا واجب کرده است، خیلی‌هایش در همین دنیا به دردِ زندگی انسان می‌خورد. آن چیزهایی هم که گناه اعلام شده است، به ضررِ همین زندگی دنیا است. پس این دو فایده را اگر آدم در ذهن خود داشته باشد، عقلش او را می‌کشاند به این که می‌ارزد انسان به حرف خدا بیشتر گوش بدهد، خودش را بیشتر خرج خدا کند تا خرجِ گناه؛ و این سرمایه‌های حیاتش در خطی که خدا پسند نیست، هدر نرود. ان‌شاءالله خدا به همه‌مان این توفیق را عنایت کند که روز به روز در خط بندگیِ خدا محکم‌تر باشیم.

فهرست

1️⃣ قیامت و ایستگاه‌های حسابرسی
◽️ هر واجب و هر گناه، ایستگاهی در مسیر قیامت دارد
◽️ پل عبور از جهنم، با هر لغزشی ممکن است به سقوط بینجامد

2️⃣ نماز، معیار سنجش اصلی در قیامت
◽️ نماز سهل‌انگارانه مانع شفاعت اهل‌بیت می‌شود
◽️ اولین سوال قیامت: «نماز را چطور خواندی؟»

3️⃣ جهنم، محل تصفیه ناخالصی‌ها
◽️ گناهان تصفیه‌نشده در دنیا، در آخرت با آتش پاک می‌شوند
◽️ مؤمنان آلوده، پس از پاک‌سازی به بهشت بازمی‌گردند

4️⃣ زندگی مؤمن، عبادت در دل فعالیت‌ها
◽️ کار و تحصیل اگر با تقوا باشد، عبادت است
◽️ بندگی یعنی نافرمانی خدا نکردن، نه ترک دنیا

5️⃣ حق‌الناس، مسئله‌ای جدی در قیامت
◽️ آبرو، مال و احترام مردم امانت است
◽️ کوچک‌ترین ظلم یا بی‌دقتی، فردا پرسش‌برانگیز خواهد بود

6️⃣ فرصت امروز، راه نجات فرداست
◽️ پیش از رسیدن قیامت، بدهی‌ها و واجبات را ادا کن
◽️ اگر خودت حسابت را صاف نکنی، کسی به فکرت نخواهد بود

7️⃣ هدفمندی خلقت و رضایت از بندگی
◽️ خدا ما را بیهوده نیافرید؛ بندگی راه رشد است
◽️ مطمئنان در پایان راه، هم از خدا راضی‌اند و هم مرضی او

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهراء‌(س)

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

🎧شرح صحیفه سجادیه مسجد بنی الزهرا سلام الله علیها (جلسه دوازدهم) ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

موضوع: صوت کامل سخنرانی