
🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمّدی:
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۸ بهمن ۱۴۰۳

🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمّدی:
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۸ بهمن ۱۴۰۳
🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمّدی:
🕌 مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
🗓 ۸ بهمن ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا، ابیالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
شب مبعث، به اعتبار این واقعه بزرگ که در روز مبعث اتفاق افتاده، از لحاظ عظمت و بزرگی — چون هیچ واقعهای در تاریخ بشر، از نظر خدای متعال به این عظمت نیست — مهمترین روز در طول سال است. شب مبعث هم از این جهت، مهمترین شب در طول سال به شمار میرود؛ یعنی همه برنامه خلقت که خدای متعال قرار داد، تنظیم کرد و انسانها را آفرید، بر اساس هدفی بود و یک کار بیهوده نبود. خدای متعال مثل ما نیست که گاهی، کم یا بیش، در بین کارهایی که انجام میدهد کار بیهودهای باشد؛ هر کارش بر اساس هدفی است.
آفریدن همه مخلوقات بر اساس هدفی است؛ و آن هدف، برای اینکه شرایط و زمینههایش مهیا بشود، مقدار زیادی نیاز دارد به فراهم کردن اسبابی تا محقق بشود. هدف از خلقت را خدای متعال به عنوان بندگی معرفی میکند: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». اینکه من جن و انس را به عنوان دو موجودی که مکلف هستند آفریدم، برای این بود که در طول حیات، در مسیر بندگی من باشند؛ گوش به فرمان و بنده هیچ کس دیگری نباشند، جز بنده من. بر اساس این بندگی، انسان به یک هدف بزرگتر و عظیمتری میرسد.
مقدمه این بندگی، بعثت خاتم انبیاء است. این برنامه توسط خاتم انبیاء به عنوان کاملترین برنامه به انسانها رسید و شروعش از این برنامه مبعث بود.
این اتفاق هم مثل سایر اتفاقات، اتفاقی نیست که یکدفعهای بیفتد؛ یعنی باید مقدماتش فراهم بشود. مقدماتش سالهای سال طول کشید تا آن زمینه فراهم بشود؛ یعنی از زمانی که خدای متعال آدم (علیهالصلاة والسلام) را خلق کرد تا زمانی که نوبت به مبعث رسید. در این فاصله، خیلی حوادث و قضایا پیش آمد و زمینههایی مهیا شد که حالا جای بررسیاش اینجا نیست، تا اینکه این واقعه بزرگ اتفاق بیفتد. یعنی همه آن زمان و حوادثی که در طول آن زمان، تا زمان مبعث — یعنی از زمان حضرت آدم تا مبعث رسول خدا — پیش آمد، همه آن مسائل و وقایع، مقدماتی برای این مسئله بود. حالا چقدر زمان برده، کاری نداریم؛ آن حوادث چه ربطی به این قضیه دارد، جای بحثش اینجا نیست؛ ولی اجمالاً همین بود که همه آنچه فراهم شد، رسید تا به این نقطه. یعنی زمینه دیگر مهیا بود که این اتفاق بزرگ بیفتد و کاملترین دین الهی توسط خاتم انبیاء به مردم برسد.
این [امر]، زمان برد، شرایط نیاز داشت و مقدمات نیاز داشت تا این اتفاق افتاد. بعد هم در امتداد این واقعه، قضیه غدیر پیش آمد. در دعاهای امشب و فردا داریم: «اللهم انی اسألک بالتجلی الاعظم فی هذه اللیلة» یا «بالتجلی الاعظم فی هذا الیوم». خدایا! تو را قسم میدهم به آن تجلی اعظمی که در این شب و در این روز اتفاق افتاد؛ یعنی بزرگترین جلوه ظهور پروردگار متعال در عالم با بعثت محقق شد. لذا از این جهت، هیچ واقعهای به این عظمت نیست؛ مهمترین واقعه سال است با این همه آداب و تشریفاتی که خود انسانها هم متوجهش نیستند؛ اما خدای متعال که فرمانده و مدبر امور است، میداند که چقدر زمینهها باید پیش میآمد و اتفاق میافتاد تا این واقعه بزرگ پیش بیاید. اینها آمد و اتفاق افتاد تا این نتیجه حاصل شد.
و در امتدادش هم مسئله غدیر آمد. علتی که غدیر به عنوان عید اکبر الهی مشخص شده [این است] چون بعثت بدون غدیر، ابتر میماند و ناقص میشد. الان خیلیها هستند بعثت را قبول دارند، اما غدیر را قبول ندارند؛ اما آنهایی که غدیر را دارند، بعثت را هم دارند. لذا غدیر مثل یک صدی است که نود هم درش هست، از این جهت. لذا غدیر را به عنوان عید اکبر الهی معرفی کردند؛ چون بدون غدیر، بعثت نتیجهای نداشت و ابتر بود و آن نتیجهای که خدای متعال میخواست، حاصل نمیشد. کما اینکه آنهایی که بعثت را گرفتند ولی غدیر را رها کردند، از آن هدفی که خدا نسبت به بندگی داشت، دیگر کلاً دور شدند. برادران اهل سنت ما چون این پایه مهم اعتقادی را ندارند و ولایت را به عنوان یکی از ارکان مهم و اصول دین ندارند — خب این اصل وقتی نیست، به عنوان اصول دین که ولایت هست وقتی نیست — کأنّ هیچ چیز دیگر هم ارزش ندارد؛ نه توحید، توحیدِ درست و حسابی است، نه نبوت درست و حسابی است، نه معاد، نه احکام، نه اصول دیگرِ دین و نه فروع دین. هیچکدام کارش درست نمیشود جز با ولایت که به عنوان یکی از اصول دین مطرح است.
این مسئلهای بود راجع به بعثت. در ادامه دعای شریف مکارم الاخلاق، رسیدیم به این جمله: «اللهم صل علی محمد و آله» بعد فرمودند که: «وَانْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَبِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». بهترین نیت و بهترین عمل؛ [خدایا] من برسم به آن نقطه. بعد در ادامه فرمودند: «وَ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی». خدایا! این نیتم و تصمیمم را که به من یاد دادی و توجه دادی نسبت به اینکه برسم به آن نقطه بلند و با عظمت که بهترین نیت را داشته باشم، بهترین عمل را داشته باشم، حالا به من توفیق بده یک تصمیم محکمی داشته باشم تا برسم به آن نقطه. «وَ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی»؛ نیت گاهی ناقص است، گاهی تامّه است. یک چیزی که انسان میخواهد بهش برسد، یک وقت تصمیم جدی و محکم دارد، یک وقت تصمیمش ضعیف است. تصمیم ضعیف [باعث میشود] انسانِ ضعیف تصمیم ضعیف بگیرد و طبیعتاً خیلی کارها را هم به نتیجه نمیتواند برساند؛ اما وقتی انسان تصمیم محکم گرفت، بیشتر کارهایش به نتیجه میرسد. در دین هم به ما این را یاد دادند که نیت را، تصمیم را نسبت به یک کار خیر و یک هدف خیری که دارید، محکم بگیرید؛ یعنی پای آن بایستید.
اول فرمودند فکر کنید، ببینید این کار، کار خوبی است؟ میارزه عمر و وقت را برایش بگذارید؟ اول این را باید ببینید. خود عمل، عمل خوبی هست یا نه؟ بعد اگر کار و عمل، عمل خوب و درستی است، میارزه وقت برایش بگذارید، آن وقت پای آن محکم بایستید؛ نه اینکه کار را شروع کند انسان، بعد رها کند، یا شروع کند ولی بدون فراهم کردن مقدماتش. چون گاهی مقدمات یک کاری وقتی فراهم نیست، باعث میشود خود آن کار خوب پیش نرود و آن نتیجه خوب حاصل نشود برای انسان. مقدمات را باید گاهی خوب فراهم کرد. نباید عجله کرد؛ عجله نباید بکند انسان در رسیدن به نتیجه. مقدمات باید خوب فراهم بشود؛ در خیلی از کارها اینطور است. یکی از مقدماتش، جدیت انسان؛ یکی از مقدماتش، برنامهریزی انسان؛ یکی از جهاتش، هدفی است که انسان باید در نظر بگیرد از انجام آن کار. اینها همه را داریم و همه اینها برای انجام هر کاری لازم هست. وقتی میفرماید «وَ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی»، یعنی خدایا! به لطفت این کمک را به من بکن، من را یاری کن که وقتی میخواهم کاری را انجام بدهم، همه اینها را فراهم کنم. کسی که جدی تصمیم میگیرد کاری را انجام بدهد، میرود هر چه از مقدمات و شرایطش به ذهنش میرسد فراهم میکند؛ نمیرود همینطور بگوید حالا بریم ببینیم چی میشه. پای آن میایستد، فکر میکند و تدبیر دارد. تدبیر هم یعنی اینکه ببینم حالا این کار را وقتی شروع کردم و انجام دادم، بعدش چه میشود؟ شروعش یک مسئله است، اما ادامهاش هم یک مسئله دیگر است. تدبیر، مسئله مهمی است برای ادامه عمل. کسی که تدبیر دارد، میتواند عمل را ادامه بدهد. کسی که تدبیر ندارد، اعمال را شروع میکند اما به نتیجه نمیرساند.
مثلاً خیلیها دوست دارند کارهای خیری را انجام بدهند؛ مثلاً یکدفعهای علاقهمند میشود قرآن کریم را حفظ کند. شروع میکند از یک نقطهای — خیلیها این تجربه را دارند — شروع میکنند از یک نقطهای، ولی این معمولاً ادامهدار نیست. چرا؟ چون کاری است بدون هیچگونه مقدمه و فکر و تدبیری. وقتی انسان فکر نمیکند در کار و تدبیر ندارد، حتی کار خوبی را هم شروع میکند، اما قطعاً ادامه پیدا نمیکند به این راحتی. مقدمات دارد دیگر؛ یک حفظ قرآن مثلاً انسان میخواهد انجام بدهد، باید چه کار کند؟ باید برود فکر کند، مشورت کند، از استادانش بپرسد، شرایط خودش را بررسی کند؛ حد و حدودش را، روشش را، هدفش را، بعدش چه میشود؟ حالا الان من شروع کردم به حفظ، روزی چند خط؟ روزی نصف صفحه؟ روزی یک صفحه؟ بعد چی؟ یک ماه دیگر چی؟ دو ماه دیگر، شش ماه دیگر، یک سال دیگر؟ تا کجا میخواهم پیش ببرم؟ بعد که این را حفظ کردم، چطور میخواهم این محفوظاتم را نگه دارم؟ اینها همه جزء کار است. لذا خیلیها میآیند یک همچین کاری را شروع میکنند، اما پیش نمیرود؛ چون تدبیر در کار نیست، فکر در کار نیست، تأمل نیست. آنجایی که مشورت میخواهد، نیست؛ هیچکدام نیست. چون نیست، خب معلوم است؛ اینها مقدمه یک کارند. شما وقتی میخواهی یک بذری بکاری، یک میوهای، یک درختی، یک گیاهی را به دست بیاوری، صرف اینکه این بذر را بروی از بازار بخری، بیایی بپاشی روی زمین، خب معلوم نیست نتیجه بدهد. کشاورز چه کار میکند؟ زمین را مهیا میکند از هر جهت، آب را مهیا میکند، نورش را تنظیم میکند، آن چیزی که خاک نیاز دارد تنظیم میکند، دما را تنظیم میکند؛ همه چیز را باید تنظیم کند تا بتواند این بذر برسد به یک درخت، و الا این تا میآید برسد، بسیاری از خطرات تهدیدش میکند و نمیرسد به آن چیزی که میخواهد.
حالا هر کار خیری هم همینجور است. خیلی از ما در زندگی کارهای خیری را دوست داریم انجام بدهیم؛ گاهی شروع میکنیم به انجامش، ولی آن همت محکم و تصمیم محکم در کار نیست. همت و تصمیم محکم، آنجایی است که آدم میرود هر چه مقدمات هم دارد، سعی میکند فراهم کند. همه ما این را تجربه داریم، کسانی هم دیدیم اینجوریاند. وقتی خواسته کاری را انجام بدهد، تصمیمش را محکم گرفته، خب تلاش میکند، میرود آن چیزی که از مقدمات هم هست، زود فراهم میکند؛ همهاش را. این را به ما یاد دادند، فرمودند که شما نیتتان را بنا شد برسانید به بهترین نیتها. بهترین نیتها چه بود؟ نیت به اینکه من در طول زندگیام مراقب باشم هیچوقت گناه و معصیت از من سر نزند. کار خوب انجام بدهم؛ عمل بد و عمل ناپسند انجام ندهم. این بهترین نیت بود؛ کارش هم بهترین کار بود. خب این، تصمیم میخواهد، این، همت میخواهد، این، فراهم کردن شرایط میخواهد و همینطوری پیش نمیرود. کسی که میخواهد یک مسیری را برود، اگر بخواهد از آفات و خطراتی که آن مسیر تهدیدش میکند حفظ بشود، باید قبلش بررسی کند، ببیند این مسیر چه مشکلاتی دارد. الان یکی در جاده میخواهد راه بیفتد برود یک شهر دیگر، همینطور دل را بزند به جاده، ممکن است به چی بخورد؟ ممکن است به یخبندان بخورد، به مشکلاتی بخورد. عقل به انسان حکم میکند تدبیر؛ تدبیر یعنی چی؟ یعنی من الان راه میافتم، آخه بعدش چی؟ بعدش ممکن است مواجه بشوم با یک مشکلاتی که با اندک فکری، میشد حلش کرد؛ ولی چون آن فکر را نکردم، مشکل میخورم و از کل مسیر باز میمانم.
لذا امام سجاد (علیهالسلام) در ابتدای این دعا، خیلی زیبا و قشنگ و حکیمانه دارد مکارم اخلاق را، قبل از اینکه ورود کنند بهش و مکارم اخلاق را به ما یاد بدهند، اول دارند پایههای یک کار درست و تصمیم درست را برای ما میچینند. این از ریشه دارند ایشون یک بنای محکمی و پیریزی محکمی میکنند. میگویند شما الان اگر بخواهی مکارم اخلاق و اخلاق خوب را هم بدانی چیست، قبل از اینکه بدانید اخلاق خوب چیست و قبل از اینکه بدانید اعمال خوب چیست، قبلش باید اصلاً نیتتان را درست کنید، تصمیمتان را درست کنید. قبلش باید اصلاً بدانید بهترین نیتها چیست؟ بهترین عملها چیست؟ ما دنبال چی هستیم؟ دنبال اینیم که فقط اخلاقمان خوب بشود و السلام؟ نه. اخلاق خوب شدن، هدف نهایی نیست. هدف نهایی، اصلاً این نیست که ما اخلاقمان درست بشود. هدف نهایی این است که ایمان در انسان، خیلی برود بالا و برسد به آن اکمل ایمان. جمله اول دعا بود: «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ». خدایا! این ایمان من را به آن اکمل برسان. حالا چهجوری؟ با این چیزهایی که الان میگویند. هدف را ایشون دارند اینطور ترسیم میکنند. این هدف باید درست ترسیم بشه، آن وقت آدم درست میتواند حرکت بکند؛ چون اگر هدف خوب چیده نشود، مسیر انسان هم خوب پیش نمیرود. پس ما هدفمان این نیست که صرفاً مکارم اخلاق را به دست بیاوریم؛ وقتی این هدف باشد، به دست نمیآوریم. چه هدفیه؟ ایمان. ایشون آن چیزی که میچینند ابتدای این دعا، ایمان [است]. ایمان اگر ضعیف بماند، امتحان پیش میآید؛ امروز آدم درستی است، به یک چیزهای خوبی اعتقاد دارد، فردا — فردا یعنی دقیقاً همین ۲۴ ساعت دیگر — از دست میدهد. امروز اینکه خوب بود، فردا شد چرا برگشت؟ چرا کلاً در ۲۴ ساعت، در کمتر از ۲۴ ساعت زیر و رو شد؟ اینها پیش میآید. ایمان را به عنوان هدف نهایی معرفی میکنند، اکمل ایمان. وقتی ایمان بخواهد بهترین ایمان بشود، باید نیت انسان بهترین نیت بشود؛ نیت بخواهد بهترین نیت بشود، عمل باید بهترین عمل باشد. بدون بهترین عمل چیست تا بهترین نیت باشد؟ همه اینها را بخواهد بهش برسد، باید تصمیمش را محکم بگیرد. تصمیم را که بخواهد محکم بگیرد و به نتیجه برساند، باید مقدمات را فراهم کند. لذا این، آن مطلب مهمی است که ایشون در این فقره از دعا مطرح میکنند. دعایی است بسیار حکیمانه، خیلی پخته؛ قبل از اینکه شروع کنند ایشون، هدف را ببرد مکارم اخلاق، هدف را میبرد ایمان. هدف، اکمل ایمان؛ هدف، بندگی خداست که آدم در اثر بندگی برسد به آن ایمان بالا. حالا راه و وسایلش چیست؟ یکیش همین اخلاق خوب و درست است.
و کسی که دنبال اخلاق خوب بگردد — مثل اینهایی که فلسفه اخلاق دارند یا مکاتب اخلاقی دارند یا این چیزها — دنبال اخلاق خوبند مثلاً؛ خب اینها هیچوقت به نتیجه نمیرسند، نتیجه مطلوب که خدا میخواهد نمیرسند؛ اصلاً هدف غلط است. هدف آن نیست؛ اینها وسایل و ابزار و زمینههای رسیدن به آن هدف بلندند. آن هدف بلند، بندگی خداست و ایمان بالا برای خدا. ابزارش، اخلاق خوب است، مکارم اخلاق. هدف بندگی [است] و «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». من هدفم از خلق، بندگی شماست؛ شما باید بندگی کنید. این بندگی، یکی از ابزارش اخلاق خوب هست، یکی از ابزارش عمل صالح است. هدف اخلاق خوب نیست، هدف عمل صالح نیست؛ اما اینها از لوازم و اسباب اصلی رسیدن به آن هدفتند. هدف همینی است که امام سجاد (علیهالسلام) اینجا ترسیم کردند: «اکمل الایمان»، یقینم افضل یقین، نیتم بهترین نیت، بعد این نیت را دوباره ایشون اشاره میکنند که خدایا! «وَ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی». من بهترین نیت را تصمیم گرفتم داشته باشم، بهترین قصد را تصمیم گرفتم داشته باشم؛ اما باید پای آن بایستم، باید بروم دنبالش ببینم چه کار باید بکنم تا برسم به آن نقطه. همینجور رها باشم، مثل تا دیروز و امروز هم باشم، نمیرسم؛ چون اگر از دیروز و امروزم خوب بود، به هدف خیلی نزدیک شده بودم یا رسیده بودم. خیلی از عمر من، از تکلیف من گذشته؛ چرا به آن هدف نرسیدم؟ چون هنوز دیروز و امروزم و قبلم درست چیده نشده. اینها را باید درست بچینه انسان تا بتواند درست به هدف برسد انشاءالله. انشاءالله خدای متعال به همهمان توفیق مرحمت کند که ایمانمان را در آن نقطه اکمل، یقینمان را در آن نقطه افضل، و نیت و عملمان را در آن نقطه احسن انشاءالله قرار بدهد.
خیلی حکیمانه، خیلی پخته، قبل از اینکه شروع کنند ایشون، هدف را ببرند مکارم اخلاق، هدف را میبرند ایمان. هدف، اکمل ایمان؛ هدف، بندگی خداست که آدم در اثر بندگی برسد به آن ایمان بالا. حالا راه و وسایلش چیست؟ یکیش همین اخلاق خوب و درست است.
پروردگارا به محمد و آل محمد به ما توفیق ورود به صراط مستقیم عنایت بفرما. ما را در صراط مستقیم ثابت قدم بدار. ما را به آن هدفی که بر این صراط مستقیم قرار دادی برسان. توفیق عمل صالح، رسیدن به مکارم اخلاق، بهترین نیتها، بهترین عملها به ما عنایت بفرما. شر دشمنان ما، شر دشمنان دین ما، مملکت ما، مردم ما به خودشان برگردان. کسانی که به دین ما، به مملکت ما، به مردم ما خدمت میکنند، یاری کن. رهبر معظم [را] یاری کن. ما را قدردان ایشون قرار بده. امر فرج امام عصر (علیهالصلاة والسلام) [را] تسریع بفرمای. ما را از اعوان و انصار ایشون قرار بده. عاقبت امر ما [را] ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
شب مبعث به اعتبار این واقعه بزرگی که در روز مبعث اتفاق افتاده، از لحاظ عظمت و بزرگی، مهمترین روز در طول سال است. شب مبعث هم از این جهت، مهمترین شب در طول سال به شمار میرود؛ یعنی همه برنامه خلقت که خدای متعال قرار داد، تنظیم کرد و انسانها را آفرید، بر اساس هدفی بود و یک کار بیهوده نبود. خدای متعال مثل ما نیست که گاهی در بین کارهایی که انجام میدهد کار بیهودهای باشد؛ هر کارش بر اساس هدفی است. آفریدن همه مخلوقات بر اساس هدفی است؛ و آن هدف، برای اینکه شرایط و زمینههایش مهیا بشود، مقدار زیادی نیاز دارد به فراهم کردن اسبابی تا محقق بشود. هیچ واقعهای در تاریخ بشر، از نظر خدای متعال به این عظمت نیست.
هدف از خلقت را خدای متعال به عنوان بندگی معرفی میکند: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». اینکه من جن و انس را به عنوان دو موجودی که مکلف هستند آفریدم، برای این بود که در طول حیات، در مسیر بندگی من باشند؛ گوش به فرمان و بنده هیچ کس دیگری نباشند، جز بنده من. بر اساس این بندگی، انسان به یک هدف بزرگتر و عظیمتری میرسد. مقدمه این بندگی، بعثت خاتم انبیاء است. این برنامه توسط خاتم انبیاء به عنوان کاملترین برنامه به انسانها رسید و شروعش از این برنامه مبعث بود. این اتفاق هم مثل سایر اتفاقات، اتفاقی نیست که یکدفعهای بیفتد؛ یعنی باید مقدماتش فراهم بشود.
در امتداد واقعه بعثت، قضیه غدیر پیش آمد. علتی که غدیر به عنوان عید اکبر الهی مشخص شده این است که بعثت بدون غدیر، ابتر میماند و ناقص میشد. الان خیلیها هستند بعثت را قبول دارند، اما غدیر را قبول ندارند؛ اما آنهایی که غدیر را دارند، بعثت را هم دارند. لذا غدیر مثل یک صدی است که نود هم درش هست. غدیر را به عنوان عید اکبر الهی معرفی کردند؛ چون بدون غدیر، بعثت نتیجهای نداشت و ابتر بود و آن نتیجهای که خدای متعال میخواست، حاصل نمیشد. کما اینکه آنهایی که بعثت را گرفتند ولی غدیر را رها کردند، از آن هدفی که خدا داشت نسبت به بندگی، دیگر کلاً دور شدند.
ولایت به عنوان یکی از ارکان مهم و اصول دین مطرح است؛ خب این اصل وقتی نیست، کأنّ هیچ چیز دیگر هم ارزش ندارد. نه توحید، توحیدِ درست و حسابی است، نه نبوت درست و حسابی است، نه معاد، نه احکام، نه اصول دیگرِ دین و نه فروع دین. هیچکدام کارش درست نمیشود جز با ولایت که به عنوان یکی از اصول دین مطرح است. در دعای شریف مکارم الاخلاق آمده است: «وَانْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَبِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». بهترین نیت و بهترین عمل؛ خدایا من برسم به آن نقطه. بعد در ادامه فرمودند: «وَ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی».
نیت گاهی ناقص است، گاهی تامّه است. یک چیزی که انسان میخواهد بهش برسد، یک وقت تصمیم جدی و محکم دارد، یک وقت تصمیمش ضعیف است. تصمیم ضعیف باعث میشود انسانِ ضعیف تصمیم ضعیف بگیرد و طبیعتاً خیلی کارها را هم به نتیجه نمیتواند برساند؛ اما وقتی انسان تصمیم محکم گرفت، بیشتر کارهایش به نتیجه میرسد. در دین هم به ما این را یاد دادند که نیت را، تصمیم را نسبت به یک کار خیر و یک هدف خیری که دارید، محکم بگیرید؛ یعنی پای آن بایستید. اول فکر کنید، ببینید این کار، کار خوبی است؟ میارزه عمر و وقت را برایش بگذارید؟ اول این را باید ببینید.
اگر کار و عمل، عمل خوب و درستی است، میارزه وقت برایش بگذارید، آن وقت پای آن محکم بایستید؛ نه اینکه کار را شروع کند انسان، بعد رها کند. عجله نباید بکند انسان در رسیدن به نتیجه؛ مقدمات باید خوب فراهم بشود. یکی از مقدماتش، جدیت انسان؛ یکی از مقدماتش، برنامهریزی انسان؛ یکی از جهاتش، هدفی است که انسان باید در نظر بگیرد. کسی که جدی تصمیم میگیرد کاری را انجام بدهد، میرود هر چه از مقدمات و شرایطش به ذهنش میرسد فراهم میکند. پای آن میایستد، فکر میکند و تدبیر دارد. تدبیر، مسئله مهمی است برای ادامه عمل؛ کسی که تدبیر دارد، میتوانند عمل را ادامه بدهد.
هدف نهایی، اصلاً این نیست که ما اخلاقمان درست بشود؛ هدف نهایی این است که ایمان در انسان، خیلی برود بالا و برسد به آن اکمل ایمان: «بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ». ایمان اگر ضعیف بماند، امتحان پیش میآید؛ امروز آدم درستی است، به یک چیزهای خوبی اعتقاد دارد، فردا از دست میدهد. ایمان را به عنوان هدف نهایی معرفی میکنند؛ اکمل ایمان. وقتی ایمان بخواهد بهترین ایمان بشود، باید نیت انسان بهترین نیت بشود؛ نیت بخواهد بهترین نیت بشود، عمل باید بهترین عمل باشد. هدف، اکمل ایمان؛ هدف، بندگی خداست که آدم در اثر بندگی برسد به آن ایمان بالا. حالا راه و وسایلش چیست؟ یکیش همین اخلاق خوب است.
کسی که دنبال اخلاق خوب بگردد — مثل اینهایی که فلسفه اخلاق دارند یا مکاتب اخلاقی دارند — اینها هیچوقت به نتیجه مطلوب که خدا میخواهد نمیرسند؛ اصلاً هدف غلط است. اینها وسایل و ابزار و زمینههای رسیدن به آن هدف بلندند. آن هدف بلند، بندگی خداست و ایمان بالا برای خدا؛ ابزارش، اخلاق خوب است، مکارم اخلاق. هدف بندگی است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». من هدفم از خلق، بندگی شماست؛ شما باید بندگی کنید. این بندگی، یکی از ابزارش اخلاق خوب هست، یکی از ابزارش عمل صالح است. هدف اخلاق خوب نیست، هدف عمل صالح نیست؛ اما اینها از لوازم رسیدن به آن هدفتند.
1️⃣ اهمیت مبعث
◽️مبعث؛ عظیم ترین واقعه در تاریخ بشر
◽️بندگی؛ هدف از خلقت انسانها
◽️بعثت خاتم الانبیاء زمینهساز تحقق هدف از خلقت
◽️نقش غدیر در تکمیل بعثت
📖 شرح عبارت: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»
1️⃣ تصمیم محکم؛ مورد دعای امام سجاد علیه السلام
◽️اهمیت تصمیمگیری محکم و فراهمکردن مقدمات
◽️نقش تدبیر و برنامهریزی در رسیدن به اهداف
◽️ایمان و بندگی، تنها هدف از خلقت انسان
2️⃣ اخلاق و ایمان
◽️رابطۀ اخلاق خوب و ایمان
◽️هدف نهایی بندگی و رسیدن به اکمل ایمان
◽️عمل صالح و اخلاق خوب؛ دو ابزار رسیدن به اکمل ایمان
3️⃣ تدبیر و برنامهریزی
◽️اهمیت تدبیر در انجام کارها
◽️اکثر شکستها نتیجۀ بیتدبیری
◽️ضرورت فراهمکردن مقدمات برای موفقیت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی