
🎧صوت کامل شرح صحیفه سجادیه استاد محمّدی
شرح عبارت «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»
🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه السلام)
🗓 ۵ بهمن ۱۴۰۳

🎧صوت کامل شرح صحیفه سجادیه استاد محمّدی
شرح عبارت «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»
🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه السلام)
🗓 ۵ بهمن ۱۴۰۳
🎧صوت کامل شرح صحیفه سجادیه استاد محمّدی
شرح عبارت «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»
🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه السلام)
🗓 ۵ بهمن ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد [صلوات حاضرین] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
عبارت بعدی صحیفه مبارکه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق: «اللهم وفّر بلطفک نیتی». خدایا، بارپروردگارا، به لطفت نیت و تصمیم من را کامل و تام قرار بده. «وفّر» یعنی کامل کن، تام کن؛ ناقص نباشد، ضعیف نباشد. نیت هم همان تصمیم است؛ تصمیم انسان نسبت به انجام کارهای مختلف، کارهای خیر. انسان در طول زندگی زیاد تصمیم میگیرد؛ به کارهای خیر، کارهای خوب، کارهای خداپسند؛ اما این تصمیمها [گاهی] ناقص است، ضعیف است.
امام سجاد (علیهالسلام) در چند فراز قبلتر فرمودند: خدایا، به من این توفیق را بده که قصدم، نیتم از انجام کارها بهترین قصدها باشد. بهترین قصد و نیت را هم عرض کردیم؛ قصد و نیت انسان در کارها گاهی بد است، که آن نباشد؛ گاهی خوب است، گاهی خوبتر است. نیت خوبتر و بهتر، دو مسئله در آن مطرح است؛ یکی اینکه کار چون خداپسند است، چون محبوب خداست انجام بشود، نه اینکه چون بقیه به آن توجه کنند یا اثر خاصی مد نظر باشد؛ صرفاً طرف حساب خدای متعال باشد و السلام؛ کار برای خدا انجام بشود و برود و دیگر دنبال هیچ چیز دیگری هم نباشد. یکی از جهات نیت بهتر این است، یکی هم مربوط میشود به نیت نسبت به بهترین عمل.
در قسمت بهترین عمل هم که امام سجاد فرمودند خدایا به من توفیق بده بهترین عمل را داشته باشم، آنجا هم روایت عرض شد که فرمودند بهترین عمل، تقواست و بندگی خدا. حالا بهترین نیت نسبت به بهترین عمل همین میشود؛ چون بهترین عمل بندگی خداست، بهترین نیت هم نیت بندگی خداست. آدم تصمیم بگیرد که در زندگی و در طول مسیر حیاتش، در شرایط مختلف هیچگاه آن کاری را که مخالف فرمان خداست انجام ندهد؛ این عملش بهترین عمل و نیتش هم بهترین نیت است.
حالا اینجا در این فراز، امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا، این تصمیمی که من از تو خواستم که بهترین تصمیم را به من عنایت کنی ــ که این بود که تصمیم بگیرم خیلی تو را خوب بندگی کنم و با اخلاص بندگی کنم ــ این تصمیمم را کمک کن تا محکم بگیرم؛ شل تصمیم نگیرم. گاهی انسانها تصمیم میگیرند اما ضعیف هستند، شل هستند و آنطور که باید تصمیم نمیگیرند؛ اما بعضیها هستند تصمیم میگیرند و پای تصمیمشان هم محکم میمانند؛ این را میخواهد امام سجاد (علیهالسلام).
چقدر همین عبارات اولیه این دعا پرمحتواست؛ خیلی محتوایش بلند است. یک انسان کامل و درست را از ایمان و باور و تصمیم دارد ترسیم میکند؛ که یک انسان کامل ایمانش در این نقطه قرار دارد، یقین و باورش هم در این نقطه است، تصمیماتش هم اینگونه است و عملش هم اینگونه است؛ اینها را دارد یاد میدهد امام سجاد (علیهالسلام). بعد میفرماید: خدایا، به من کمک کن این تصمیم را محکم بگیرم و پایش بمانم؛ ثابتقدم.
یکی از چیزهایی که انسانها در زندگی دارند، اظهار عجز و ضعف است نسبت به انجام خیلی کارهای خوب، کارهای مفید. مثلاً خیلی انگیزهاش را ندارد، حال و حوصلهاش را ندارد، قوتش را ندارد، هر چه؛ خیلی راحت با یک توجیهی آن کار خیر را از سر خودش برمیدارد. دیگر حالا به یک نحوی توجیه میکند که نخواهد آن کار را انجام بدهد. مثلاً فرضاً همین نماز؛ مقید باشد، زودتر بخواند، اول وقت بخواند، با جماعت بخواند و سایر کارهای خیر دیگر. گاهی بعضی وقتی به آنها گفته میشود خب این کار را انجام بده، حالا توجیه میآورد، خیلی محکم نیست، دنبال یک بهانه است.
طبق آن چیزی که در اسلام هست، اگر انسان نیتش، تصمیمش، همتش، محکم و قوی باشد، هیچ کاری نشد ندارد. این کارهایی که هست و از ما خواستهاند، نشد به این راحتی ندارد. خیلی کم پیش بیاید، بله، یک جایی دیگر واقعاً طرف عاجز است، همه چیزش را از دست داده و نمیتواند آن کار را انجام بدهد؛ ولی در حالت معمول، خیلی کارها هست که ما از زیرش درمیرویم؛ به قول معروف اینها به خاطر این است که نمیخواهیم؛ تهش این است. خیلیها میگویند نمیتوانم، اشتباه میگویند؛ نتوانستن نیست، نخواستن است. نمیخواهد، ولی میگوید نمیتوانم؛ و الا اگر میخواست، میتوانست. این یک قاعده است؛ آدم اگر بخواهد یک کاری را انجام بدهد، راهش را پیدا میکند و اگر نخواهد انجام بدهد، بهانهاش را پیدا میکند.
این در زندگی هم زیاد پیش میآید؛ شاید خودمان تجربه کردهایم، از بقیه هم میبینیم. یک وقت حال نداریم یک کاری را انجام بدهیم، دیگر یک بهانه پیدا میکنیم. یک وقت بالعکس، یک چیزی برایمان خیلی مهم است؛ در حالت عادی هم شرایطش فراهم نیست، اما اینقدر خودمان را به آب و آتش میزنیم تا آن کار انجام بشود؛ یعنی اینقدر برایمان مهم است که انجامش میدهیم. حالا بستگی دارد چقدر آن کار برایمان مهم باشد. پس این یک قاعده است؛ اگر انسان کاری را بخواهد انجام بدهد، راهش را پیدا خواهد کرد و اگر نخواهد انجام بدهد، بهانهاش را پیدا خواهد کرد. این خیلی جاری است در زندگی ما.
خیلی از کارهای معمول زندگی هم هستها، حالا بحث فقط عبادات و کارهای خیر هم نیست؛ همین امور معمولی روزمره ما، کارهایی که باید انجام بدهیم، در خانه، بیرون از خانه، نسبت به کارمان، نسبت به زندگیمان. بیجهت یک کارهایی را عقب میاندازیم در حالی که وقتش الان است دیگر، موقعیتش الان است؛ و یک بهانه میآوریم. خیلی که خودمان را درست مطالعه کنیم، میبینیم تهش یک بهانه است واقعاً؛ یعنی خودمان هم اگر انصاف به خرج بدهیم، [میبینیم این] درست نیست. این واقعاً نتوانستن نیست، عذر نیست، عذر موجهی نیست؛ داریم گاهی خودمان را گول میزنیم و توجیه میکنیم. حالا این تکتک باید در زندگی پیدا بشود؛ مواردش، خیلی چیزهای عادی زندگی. حالا یک مسئله هم مسئله عبادات و کارهای خیر است.
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: اینکه شما بتوانید کارهای خیر را انجام بدهید یا نه، به یاری و کمک الهی بستگی دارد. در آیه شریفه «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ خدایا، ما تو را بندگی میکنیم و در این بندگی از تو کمک میخواهیم؛ چون خدا اگر کمک نکند، هیچکسی نمیتواند موفق بشود به بندگی. خیلی راحت یک مانعی پیش میآید، نمیتواند یک کار خیری را انجام [بدهد]؛ الان تصمیم گرفته بیاید مسجد نماز بخواند، یک چیزی پیش میآید؛ گاهی هم خیلی چیز سادهای است و اصلاً آنچنان چیز پیچیدهای هم نیست، اما پیش آمد و عقب انداخت انسان را. اگر خدا نخواهد کمک بکند، به راحتی مانعش پیش میآید.
لذا خود خدا در این سوره مبارکه هم، در این آیه شریفه یاد داده که ما غیر از اینکه باید کارهای خوب و درست را انجام بدهیم، از خدا هم خیلی باید کمک بخواهیم؛ «نستعین»، «استعینوا»، کمک بگیرید از خدا؛ کمک بگیرد انسان. حالا کمک بگیریم، خدا وقتی بخواهد کمک کند، خیلی راحت میتواند موانعش را برطرف کند، خیلی راحت میتواند شرایطش را ایجاد بکند که ما موفق بشویم آن کار را انجام بدهیم. گاهی که نمیشود، به خاطر این است که از خدا کمک نخواستهایم؛ خدای متعال هم برای اینکه این را به ما نشان بدهد، به راحتی مانع پیش میآورد و نمیتوانیم آن کار خیر را انجام بدهیم. این یک مسئله مهمی هست.
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: حالا چه مقدار خدا کمک میکند به انسان؟ چقدر؟ اینکه خدا کمک کند در آن کار خیرِ درستی که میخواهد انجام بدهد انسان، حدش چقدر است؟ چه میزانی دارد؟ به چه حالتی، به چه ملاکی بیشتر میشود، به چه ملاکی کمتر میشود؟ فرمودند: «انما قدّر الله سبحانه و تعالی عون العباد علی قدر نیاتهم». خدای متعال مقدار و میزان کمکش را نسبت به انسان، متناسب با تصمیم و نیت انسان، متناسب با همت انسان [قرار داده است]. به مقدار این؛ «قدّر الله عون العباد علی قدر نیاتهم. فمن تمّت نیته تمّ عون الله له». اگر کسی محکم تصمیم بگیرد، مخزن عظیم همتی را که خدا به انسان داده به کار بگیرد؛ این خیلی مخزن عظیمی است که خدا به انسان داده است. آدمها میگویند نشد، نمیتوانیم؛ این نمیتوانیمها عمدتاً وجهی ندارند. خدا یک مخزنی را داده به نام همت، تصمیم؛ اینقدر این قدرت دارد که یک نفر به تنهایی میتواند کوه را جابهجا بکند.
حالا مثال میزدند، یک زمانی در واقعیت هم دیدیم؛ یک زمانی در اخبار نشان میدانند یک پیرمردی بود، چندین سال بود دیده بود این فاصله روستایشان از این روستا به آن روستا، یک قسمتی از کوه هست که این مانع است؛ چون این مانع ایجاد شده، اهالی روستا برای اینکه ارتباط بگیرند با هم باید این رشتهکوه را دور بزنند؛ این تصمیم گرفته بود یک برشی ایجاد کند شخصاً با بیل و کلنگ؛ این را نشانش میدادند. حالا یک سال زیادی هم بود، من یادم نیست، ولی تصمیم گرفته بود یک برش ایجاد کند وسط کوه با بیل و کلنگ، و ایجاد کرده بود. سنی هم ازش گذشته بود؛ از کی، خدا میداند من یادم نیست، ولی تصمیم گرفته بود که شروع کند این مشکل روستا را حل بکند و حل کرده بود؛ یعنی کوه را جابهجا کردن را انجام داده بود. یا اینهایی که تصمیم میگیرند یک کاری انجام بدهند اسمشان ثبت بشود در آن کتابها و چیزهایی که در دنیا هست ــ اسم آنهایی که رکورد دارند مثلاً ثبت میشود، یک درجهای دارند ثبت میشود ــ و تصمیم میگیرد فرد خودش را اثبات کند به یک عدهای، چنان محکم پای کار وامیستد تا آن کار را انجام بدهد، اثبات کند که من هم میتوانم؛ توانش را، تواناییاش را، قدرتش را دارم که انجام بدهم. یک مخزن عظیمی خدا به انسان داده به نام همین تصمیم؛ بخواهد، انجام میدهد.
یا مثلاً یک فردی بود، تصمیم گرفته بود که همین کار را انجام بدهد که بیشترین میزان غذا نخوردن و هیچی نخوردن را اثبات کند؛ شصت روز هیچی نخورد، شصت روز چیز نخورد، تا اینجا کشید ولی مرد دیگر، ولی تا اینجا رساند خودش را. تصمیم گرفته بود، پای کار ایستاده بود، تا این حد کشش پیدا کرده بود؛ یعنی انسان یک موجود خیلی عجیبی است. بنایش باشد یک کاری را انجام بدهد، میدهد. خیلی کم پیش میآید که بنایش باشد کاری انجام بدهد و نتواند.
گاهی نشان میدهند طرف نه دست دارد، نه پا دارد به آن معنا ــ اینها را نشان میدادند ــ اما یک تابلوهایی مثلاً برداشته نقاشی کرده، خیلی نقاشیهای قشنگ؛ اول که تابلو را انسان میبیند، خب میگوید یک نقاش برجستهای نشسته قشنگ با دستش اینها را نقاشی کرده، بعد طرف را نشان میدادند نه دست درست و حسابی داشت، نه پا درست و حسابی داشت، با دهانش، با دندانهایش اینها را، قلممو را بگیرد و نقاشی کند؛ این بنا داشته انجام بدهد. حالا یکی دستش درد میگیرد، میگویی چرا این کار را نکردی؟ میگوید دستم درد میکند؛ نمیدانم چی. یعنی بهانهاش را وقتی آدم میخواهد یک کاری را انجام ندهد، خیلی راحت پیدا میکند؛ اما بخواهد کاری انجام بدهد راهش را پیدا میکند. راهش در این باشد، آخه یک نقاش بیشترین کارش با همین دست است دیگر، ابزار اصلیاش با دستش است، آن وسیله اصلیاش دستش است؛ این دست را از او بگیرند، خب [میگوید] دیگر ندارم دیگر، من عضو پیشفرض دارم دیگر، دیگر بیش از این از عهدم برنمیآید. حالا میبینی مأیوس نمیشود، وامیستد پای کار.
حالا ما انسانها کلاً همینطوری هستیم نسبت به همه چیز. عمده چیزهایی که اظهار ناتوانی میکنیم و «نشد» میکنیم، چون واقعیتش این است که نباید بگوییم نمیتوانم، باید بگوییم نخواستم، برایم مهم نبود؛ نخواستم. حالا [اگر] میخواستم راهش را پیدا میکردم. ما اگر بهمان بگویند نصفهشب فلان جا بروی، ده میلیون همینطور مجانی به شما میدهند، چطور برنامه میریزیم، تنظیم میکنیم که آن موقع شب بیدار باشیم، خواب نمانیم، اگر خوابیدیم بیدار بشویم که برویم آن چیز را به دست بیاوریم؟ خب تصمیم میگیریم دیگر، همت میکنیم، اسبابش را مهیا میکنیم، با کسی، به کسی میسپاریم، ساعت کوک میکنیم؛ اما به نماز میرسد، نماز صبح میرسد خیلی راحت میگویند نماز صبحها قضا میشود. خب چرا راحت نماز صبحها قضا میشود؟ حالا در فصل گرما که شبها کوتاه است، چرا اینجور پشت سر هم زیاد پیش میآید نماز قضا میشود؟ چون نمیخواهد. نمیخواهد؛ اگر میخواست، اگر میخواست انجام میداد. کاری میکرد، به آب و آتش میزد تا این مشکلش را حل کند؛ نماز را بلند شود بخواند؛ و قس علی هذا سایر کارهای خیر. هر کاری را انسان بخواهد عمدتاً اینطوری است؛ بخواهد، میتواند انجام بدهد. اینکه نمیکند، عمدتاً به خاطر این است که نخواسته.
حالا امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید ــ خدایا این دعا را هم به ما یاد میدهند ــ : خدایا، به من کمک کن، من تصمیمم در انجام کارها، همتم بلند باشد. «ان الله سبحانه و تعالی یحب معالی الامور و اشرافها و یکره صفصافها». خدا همتهای بلند را دوست دارد، صاحب همتهای بلند را دوست دارد؛ و از اینهایی که پایین هستند، زود کوتاه میآیند، زود عقب مینشینند، زود اظهار عجز میکنند، زود میگویند نمیتوانم، از اینها خدا بدش میآید. اینها در بندگی خدا هیچوقت موفق نیستند، دنیاشان هم آباد نیست؛ نه دنیا درست دارند، نه آخرت. همت میخواهد، حتی دنیای آباد هم خیلی جاها همت میخواهد، همت بلند میخواهد. این دعایش است، این را توجه بکند: خدایا، من بهترین نیت را داشته باشم و پای این نیت محکم بمانم، محکم بایستم، هر چه زمینه دارد فراهم کن.
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: چقدر خدا کمکتان میکند؟ به قدری که تصمیم میگیرید خدا کمک میکند. به قدری که انسان تصمیم میگیرد، به همانقدر؛ ده درصد آدم همت کرده، خدا هم ده درصد کمکش میکند، پنجاه درصد، خدا هم پنجاه درصد، صد درصد تصمیم گرفته، خدا هم صد درصد کمکش میکند. آنوقت این را به صورت قاعدهای امام صادق (علیهالسلام) مطرح میفرمایند. باز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: «علی قدر النیة تکون من الله العطیة». شما به همان اندازهای که تصمیم دارید خدا کمکتان میکند. تصمیم زیاد، «تمّت نیته تمّ عون الله له»، یاری خدا هم کامل میشود؛ «و من قصرت نیته قصر عنه العون به قدر الذی قصر یا قصر»؛ اما کم تصمیم بگیری، خدا هم کم کمک میکند. جدی نیست پای کار، خدا هم جدی نیست کمکش. که ما بگوییم تو بده اما خودمان بنشینیم، نمیشود؛ این است، رکن دعا همین [است]. میگویند دعاها این است قاعدهاش؛ هر چه ما از خدا میخواهیم، اینهایی که عملی است باید خودمان تلاش کنیم انجامش بدهیم، شرایطش را فراهم کنیم، اگر چنین تصمیمی گرفتیم آنوقت خدا هم کمک میکند؛ و الا به خدا بگوییم خدایا تو کمک کن تو بده، اما من آن کاری را که باید انجام بدهم من ندهم، من آن تصمیمی را که باید داشته باشم نداشته باشم، نمیدهد، خدا هم کمک نمیکنه.
و آنوقت ارزش انسان به قدر همین همت انسان است؛ «قدر الرجل علی قدر همته». ارزش انسان به قدر تصمیمش است. اینهایی که انسانهای معمولاً بلندی هستند، بزرگی هستند، به جاهای بزرگ رسیدهاند بر اساس واقعیات ــ چه در علم، چه در جهاد، چه در هر چیزی، از چیزهای بزرگ و مهم ــ علمای بزرگ، شهدای بزرگ، اینها یکی از چیزهای مهم در زندگیشان همتهای بلندشان است؛ یکی از اصول مشترک ثابت در زندگیشان همت بلند [است]. دانشمندان بزرگ، حتی بحث دینی فقط نیست؛ در هر حرفهای، در هر شغلی، خیلی اینها، عمده اینهایی که برجستهاند در آن حرفه، در آن کار، در آن علم، همتهای بلند دارند؛ یعنی کوتاه نیامدهاند، شکست خوردهاند اما کوتاه نیامدهاند.
و اسلام هم آدم را اینجوری تربیت میکند؛ میگوید هر وقت اشتباهی انجام داد انسان، گناهی کرد، پشتبندش واجب کرده خدا توبه کند. توبه یعنی چی؟ یعنی تصمیم بگیرد بلند شود، و تصمیم بگیرد راه بیفتد. تصمیم بگیرد راه بیفتد؛ این توبه است. این واجب هم هست، مستحب نیست، [فقط این نیست که بگوییم] خوب است؛ واجب است، لازم است فقط. پای کار بایستد. وقتی طبق همین قاعده و کانال که انسان پیش برود، همتش بلند میشود. لذا آنهایی که توبه کردنِ پشت گناه را پایش جدی هستند، ثابتند، به گناه نکردن و تقوا میرسند؛ میرسد به آن نقطهای که دیگر از شر این گناه هم نجات پیدا میکند، میرسد. ریشهاش و پایهاش همین همتی است که انسان دارد؛ «علی قدر النیة تکون من الله العطیة». هر قدر شما تصمیمتان، همتتان جدی باشد، خدا هم کمک میکند؛ ضعیف باشد [کمک نمیکند].
حتی بدن؛ آنهایی که همت و تصمیم بلند میگیرند بدن را هم میکشد با خودش. آنجایی که آدم اظهار عجز میکند که بدنم حال ندارم نمیکشد، باز خیلی جاهایش اینطوری است. تصمیم بیاید بدن هم کم نمیآورد؛ خیلی این عبارات پرمحتواست. بدن هم کم نمیآورد. بدنی که در حالت عادی ضعیف است، کششش تا یک حدی است، اگر تصمیمش بلند باشد، محکم باشد، به دنبال آن تصمیم خودش را میکشاند. دنبالش خودش را میکشاند؛ لذا خیلی از این عذرهای ما، از این بهانههای ما، حرفهایی که ما میآوریم، توجیهاتی که میکنیم واقعاً توجیه است. واقعاً بهانه است به یک عبارتی، توجیه موجهی نیست؛ بهانهگیری است. بهانهای است، توجیه میکند انسان و خیال خودش را راحت میکند. خب سر خدای متعال که کلاه نمیرود که، او که میشناسد ما را. آن کسی که این وسط ضرر میکند خودمان هستیم.
انشاءالله خدای متعال به ما توفیق مرحمت کند که همتمان را نسبت به اهداف بلندی که خدای متعال ترسیم کرده در زندگی برای ما، همتمان را هم کمک بدهد که بلند داریم و به تبعش یاریاش را هم به نحو کامل و اتم شامل حال ما بفرماید.
پروردگارا، به محمد و آل محمد توفیق ورود به صراط مستقیم به ما عنایت بفرماید. ما را در صراط مستقیم ثابتقدم بدار. عاقبتِ خیرِ ما را در این صراط مستقیم تضمین بفرماید. توفیق انجام عبادت، بندگی، عمل صالح، نیت خالص به ما عنایت بفرماید. امواتمان، گذشتگانمان، حقدارانمان، کسانی که گردن ما حق دارند و از این دنیا رفتهاند غریق رحمت بفرماید. ارواح طیبه علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام غریق رحمت بفرماید. کسانی که به این مملکت، به این مردم، به این دین خدمت میکنند، یاری بفرماید. رهبر معظم یاری بفرماید. ما را قدردان ایشان قرار بده. ما را قدردان نعمتهای بزرگت قرار بده. با ناشکری و ناسپاسی نعمتهای بزرگت را از ما مگیر. امر فرج امام عصر (علیهالسلام) تسریع بفرماید. سلام و تحیت ما را به محضرشان برسان. ما را از اعوان و انصارشان قرار بده. عاقبتِ امرِ همه ما ختم به خیر بفرماید. بالنبی و آله.
نیت همان تصمیم انسان نسبت به انجام کارهای مختلف و کارهای خیر است. انسان در طول زندگی زیاد تصمیم میگیرد؛ به کارهای خیر، کارهای خوب و کارهای خداپسند؛ اما این تصمیمها گاهی ناقص و ضعیف است. امام سجاد (علیهالسلام) میفرمایند: خدایا به من این توفیق را بده که قصدم و نیتم از انجام کارها بهترین قصدها باشد. بهترین نیت نسبت به بهترین عمل همین میشود؛ چون بهترین عمل بندگی خداست، بهترین نیت هم نیت بندگی خداست. آدم تصمیم بگیرد که در زندگی و در طول مسیر حیاتش، در شرایط مختلف هیچگاه آن کاری را که مخالف فرمان خداست انجام ندهد؛ این عملش بهترین عمل و نیتش هم بهترین نیت است.
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا این تصمیمی که من از تو خواستم که بهترین تصمیم را به من عنایت کنی، این تصمیمم را کمک کن تا محکم بگیرم و شل تصمیم نگیرم. گاهی انسانها تصمیم میگیرند اما ضعیف و شل هستند و آنطور که باید تصمیم نمیگیرند؛ اما بعضیها هستند تصمیم میگیرند و پای تصمیمشان هم محکم میمانند؛ این را امام سجاد (علیهالسلام) میخواهد. چقدر عبارات اولیه این دعا پرمحتواست؛ خیلی محتوایش بلند است. یک انسان کامل و درست را از ایمان و باور و تصمیم دارد ترسیم میکند؛ که یک انسان کامل ایمان، یقین، باور، تصمیمات و عملش در بالاترین نقطه قرار دارد.
یکی از چیزهایی که انسانها در زندگی دارند، اظهار عجز و ضعف است نسبت به انجام کارهای خوب و مفید. مثلاً انگیزهاش را ندارد، حال و حوصلهاش را ندارد یا قوتش را ندارد و خیلی راحت با یک توجیهی آن کار خیر را از سر خودش برمیدارد. طبق آن چیزی که در اسلام هست، اگر انسان نیتش، تصمیمش و همتش محکم و قوی باشد، هیچ کاری نشد ندارد. این کارهایی که هست و از ما خواستهاند، نشد به این راحتی ندارد. خیلی کم پیش میآید که یک جایی دیگر واقعاً طرف عاجز باشد و نتواند آن کار را انجام بدهد؛ ولی در حالت معمول، خیلی کارها هست که ما از زیرش درمیرویم.
خیلیها میگویند نمیتوانم، اما اشتباه میگویند؛ نتوانستن نیست، نخواستن است. نمیخواهد، ولی میگوید نمیتوانم؛ و الا اگر میخواست، میتوانست. این یک قاعده است؛ آدم اگر بخواهد یک کاری را انجام بدهد، راهش را پیدا میکند و اگر نخواهد انجام بدهد، بهانهاش را پیدا میکند. این در زندگی هم زیاد پیش میآید. یک وقت حال نداریم یک کاری را انجام بدهیم، دیگر یک بهانه پیدا میکنیم. یک وقت بالعکس، یک چیزی برایمان خیلی مهم است؛ در حالت عادی هم شرایطش فراهم نیست، اما اینقدر خودمان را به آب و آتش میزنیم تا آن کار انجام بشود؛ یعنی اینقدر برایمان مهم است که انجامش میدیم.
بیجهت یک کارهایی را عقب میاندازیم در حالی که وقتش الان است دیگر، موقعیتش الان است؛ و یک بهانه میآوریم. خیلی که خودمان را درست مطالعه کنیم، میبینیم تهش یک بهانه است واقعاً؛ یعنی خودمان هم اگر انصاف به خرج بدهیم، میبینیم این درست نیست. این واقعاً نتوانستن نیست، عذر نیست، عذر موجهی نیست؛ داریم گاهی خودمان را گول میزنیم و توجیه میکنیم. حالا این تکتک باید در زندگی پیدا بشود؛ مواردش، خیلی چیزهای عادی زندگی. اگر انسان کاری را بخواهد انجام بدهد، راهش را پیدا خواهد کرد و اگر نخواهد انجام بدهد، بهانهاش را پیدا خواهد کرد. این خیلی جاری است در زندگی ما.
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: اینکه شما بتوانید کارهای خیر را انجام بدهید یا نه، به یاری و کمک الهی بستگی دارد. در آیه شریفه «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ خدایا ما تو را بندگی میکنیم و در این بندگی از تو کمک میخواهیم؛ چون خدا اگر کمک نکند، هیچکسی نمیتواند موفق بشود به بندگی. خیلی راحت یک مانعی پیش میآید و انسان را عقب میاندازد. اگر خدا نخواهد کمک بکند، به راحتی مانعش پیش میآید. لذا خود خدا یاد داده که ما غیر از اینکه باید کارهای خوب و درست را انجام بدهیم، از خدا هم خیلی باید کمک بخواهیم؛ کمک بگیرید از خدا؛ کمک بگیرد انسان.
خدا وقتی بخواهد کمک کند، خیلی راحت میتواند موانع را برطرف کند و شرایطش را ایجاد بکند که ما موفق بشویم آن کار را انجام بدهیم. گاهی که نمیشود، به خاطر این است که از خدا کمک نخواستهایم. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «انما قدّر الله سبحانه و تعالی عون العباد علی قدر نیاتهم». خدای متعال مقدار و میزان کمکش را نسبت به انسان، متناسب با تصمیم، نیت و همت انسان قرار داده است. «فمن تمّت نیته تمّ عون الله له». اگر کسی محکم تصمیم بگیرد، مخزن عظیم همتی را که خدا به انسان داده به کار بگیرد، یاری خدا هم برای او کامل میشود.
خداوند متعال مخزنی را به انسان داده به نام همت و تصمیم؛ اینقدر این قدرت دارد که یک نفر به تنهایی میتواند کوه را جابهجا بکند. امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: خدایا به من کمک کن، من تصمیمم در انجام کارها و همتم بلند باشد. «ان الله سبحانه و تعالی یحب معالی الامور و اشرافها و یکره صفصافها». خدا همتهای بلند را دوست دارد، صاحب همتهای بلند را دوست دارد؛ و از اینهایی که پایین هستند، زود کوتاه میآیند، زود عقب مینشینند، زود اظهار عجز میکنند و زود میگویند نمیتوانم، از اینها خدا بدش میآید. اینها در بندگی خدا هیچوقت موفق نیستند، دنیاشان هم آباد نیست.
امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: به قدری که تصمیم میگیرید خدا کمک میکند. به قدری که انسان تصمیم میگیرد، به همانقدر؛ ده درصد آدم همت کرده، خدا هم ده درصد کمکش میکند، پنجاه درصد، خدا هم پنجاه درصد، صد درصد تصمیم گرفته، خدا هم صد درصد کمکش میکند. باز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: «علی قدر النیة تکون من الله العطیة». شما به همان اندازهای که تصمیم دارید خدا کمکتان میکند. تصمیم زیاد باشد، یاری خدا هم کامل میشود؛ اما کم تصمیم بگیری، خدا هم کم کمک میکند. جدی نیست پای کار، خدا هم جدی نیست در کمکش.
اسلام آدم را اینجوری تربیت میکند؛ میگوید هر وقت اشتباهی انجام داد انسان، گناهی کرد، پشتبندش واجب کرده خدا توبه کند. توبه یعنی تصمیم بگیرد بلند شود و راه بیفتد؛ پای کار بایستد. وقتی طبق همین قاعده انسان پیش برود، همتش بلند میشود. حتی بدن؛ آنهایی که همت و تصمیم بلند میگیرند بدن را هم میکشد با خودش. از امام صادق (علیهالسلام) روایت است: «ما ضعف بدنٌ عما قوِیت علیه النیة». اگر تصمیم انسان محکم باشد، بدنش هم کم نمیآورد و بدن را هم با خودش میکشاند. در حالی که آدم اظهار عجز میکند که بدنم حال ندارد، تصمیم بیارد بدن هم کم نمیآورد.
1️⃣ بهترین و کاملترین نیت
◽️ بهترین عمل با بهترین نیت حاصل میشود
◽️ نیّتِ بهتر همان رضای خدا
◽️تاثیر نیّت در کیفیت عمل
2️⃣ درخواست از خدا برای تصمیم محکم
◽️دعا برای تصمیم محکم در عمل
◽️ضعف انسان در تصمیمگیری و توجیهات او
3️⃣ اگر انسان کاری را بخواد انجام بده راهشو پیدا میکنه
◽️مثالهایی از افرادی با ارادۀ قوی (مانند جابهجایی کوه)
4️⃣ قاعده "خواستن، توانستن است"
◽️مقایسه میان کسانی که اراده قوی دارند و کسانی که بهانه میآورند
◽️تأثیر اهمیت یک موضوع بر میزان تلاش افراد
5️⃣ کمک خواستن از خداوند و تأثیرات آن
◽️وابستگی یاری الهی به نیت و همت انسان
◽️روایت از امام صادق (ع): "إِنَّمَا قَدَّرَ اللَّهُ عَوْنَ الْعِبَادِ عَلَى قَدْرِ نِيَّاتِهِم"
6️⃣ ارزش انسان به میزان همت او
◽️همت بلند و نقش آن در آبادانی دنیا و آخرت
7️⃣نقش مهم تصمیم محکم
◽️تأثیر ارادۀ قوی در غلبۀ بر ضعف بدنی
◽️فرق واقعیت تا توجیه در انجام کارها
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی