شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهرا(س) ۱ بهمن ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/10/29
پست

🎧صوت کامل شرح صحیفه سجادیه استاد محمّدی

شرح عبارت «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»

🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام الله علیها)
🗓 ۱ بهمن ۱۴۰۳

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهرا(س) ۱ بهمن ۱۴۰۳

🎧صوت کامل شرح صحیفه سجادیه استاد محمّدی

شرح عبارت «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي»

🕌 مسجد بنی الزهرا (سلام الله علیها)
🗓 ۱ بهمن ۱۴۰۳

متن

جایگاه نیت و عمل در دعای مکارم‌الاخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین.

والصلاة والسلام على سیدنا ونبینا، ابا القاسم محمد.

وعلى اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین.

ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عبارت دعای مکارم‌الاخلاق به این‌جا رسید، که: «اللهم وَفِّر بِلُطفِکَ نِیَّتی».

در قسمت اول دعا، چهار مطلب را امام سجاد (علیه‌السلام) مطرح فرموده‌اند؛ یکی مسئله‌ی ایمان بود، یکی مسئله‌ی یقین بود، مسئله‌ی نیت انسان بود و مسئله‌ی خودِ عمل. در آن‌جا اشاره فرموده‌اند که: «خدایا به من کمک کن که نیتم، قصدم از انجام کارها، بهترین نیت باشد.» قصد بد در کارم نباشد و در بین قصدهای خوب، بهترین قصد را داشته باشم.

قصد بد هم —عرض کردیم— بالاخره هر کاری، حتی کارهای خوب، ممکن است انسان قصدش قصد بدی باشد؛ یعنی در عین انجام یک کار خوب، نیت بدی داشته باشد. کار خوب هم اگر نیتش بد باشد، پیش خدا ارزش ندارد؛ چون خدای متعال از باطن انسان خبر دارد. حالا شاید آدم بتواند بقیه را گول بزند، اما خدای متعال را که نمی‌شود گول زد. لذا خدا برای آن کاری که خوب است ولی قصد و نیتش بد است، هیچ ارزشی قائل نیست و خیر و برکتی هم در آن قرار نمی‌دهد؛ حتی بعضی وقت‌ها گناه هم هست؛ همین‌قدر که قصد انسان بد باشد، [در بعضی موارد] گناه است. البته در بعضی موارد.

ولی به هر حال، آن قصد بد نباید باشد. آدم اگر یک وقت عبادتی می‌کند، کار خوبی می‌کند یا خدمتی به بقیه می‌کند، نباید نیت بدی داشته باشد از این کاری که دارد انجام می‌دهد؛ نیت بد نباشد. بخواهد بعدش منتش را سر طرف بگذارد، بخواد چیزی را به رخش بکشد، بخواهد طلبکاری کند، توقع چیزی را از او داشته باشد در ازای انجام این کار؛ این‌ها همه —عرض شد— همه‌ی این‌ها نیت‌های بد است و خدا این‌ها را دوست ندارد.

پیامدهای دنیوی و اخروی نیت ناپاک

خدا دوست ندارد، به خاطر این‌که این‌ها مشکل‌زا هستند. وقتی آدم کار خوبی هم انجام می‌دهد اما قصدش بد است، آن قصد تو دل انسان نمی‌ماند؛ این باعث مشکلاتی می‌شود. وقتی کسی کاری را به توقع یک چیزی انجام می‌دهد، یا بعد می‌خواهد منتش را سر طرف بگذارد، یا می‌خواهد نشان بدهد که من از این کارها بلدم، این بعداً در عمل هم اتفاق‌های بدی پیش می‌آورد؛ اتفاق‌هایی می‌افتد که ارزش کار انسان را از بین می‌برد. آن کسی که توقع دارد، بالاخره دلش طاقت نمی‌آورد؛ یک کار خوبی کرده و دیر یا زود آن را به رخ می‌کشد و اظهار می‌کند. می‌گوید: «من این کار را کرده بودم، حالا تو این کار را برای من نکردی؟» آن‌جا کار خراب می‌شود و ارزش کار آدم از بین می‌رود.

خدای متعال برای این‌که آدم‌ها کار خیر را انجام بدهند اما دیگر دنبال چیزی نباشند، در فکر به دست آوردن چیزی از بقیه نباشند، منت نگذارند و اذیت نکنند، برای این، خدا قصد را فرموده که باید قصدتان قصد خوب باشد، بلکه قصدتان بهترین قصد باشد. قصد بد نباشد.

قصد خوب چیست؟ قصد این است که مثلاً ما کار را انجام می‌دهیم تا مشکل طرف حل بشود؛ خب این قصد خوبی است. از این بهتر این است که غیر از این‌که می‌خواهیم مشکلش حل بشود، می‌خواهیم خدا هم راضی باشد؛ خدا هم [این کار را] به عنوان کاری که آدم خدمتی به مردم بکند، خیری به مردم برساند، یک عبادت حساب بکند. این می‌شود بهترین قصد. پس بهترین قصد این است که ضمن این‌که آدم قصد بدی ندارد و قصد خیری دارد —مثلاً می‌خواهد عبادتی کند یا خیری به بقیه برساند— ضمن آن بخواهد خدای متعال را هم راضی کند؛ چون خدا دستور داده، این کار را می‌کند. وقتی این‌طور بود، دیگر این می‌شود بهترین نیت. وقتی این بهترین نیت در انسان محقق شد، عملش هم بهترین عمل است. بعد در ادامه‌اش فرمودند: «و عمل من هم بشود بهترین عمل.» کدام عمل بهترین عمل می‌شود؟ آن عملی که نیتش بهترین نیت باشد. نیت که بهترین نیت شد، عمل هم می‌شود بهترین عمل. لذا نیت اگر با اخلاص باشد و برای خدا باشد، نه برای این فکرهای بد، نتیجه‌اش هم که آن عمل خاص هست، آن کاری که آدم انجام می‌دهد، آن هم می‌شود احسن‌العمل؛ بهترین عمل.

احسن‌العمل که ایشان می‌فرماید از خدا بخواهیم، این نیست که مثلاً طرف خیلی نماز بخواند یا خیلی عبادت‌های دیگر انجام بدهد. نه، این همین نماز را می‌خواند، اما نمازش با نماز بغل‌دستی‌هایش فرق می‌کند. چرا؟ چون نیتش از همه بهتر بوده است.

خیلی‌ها در جامعه خدمت می‌کنند به مردم؛ صله‌ی رحم می‌کنند، مشکلی دارند مردم، کاری برای‌شان انجام می‌دهند و مشکل‌شان را برطرف می‌کنند. خیلی‌ها هستند، اما این‌ها در یک رتبه نیستند. یک کار را دارند انجام می‌دهند، اما پیش خدا فرق می‌کند. این رفته یک مشکل کسی را حل بکند، آن هم رفته مشکل یک کسی را حل بکند، اما با هم فرق می‌کند. فرقش به چیست؟ فرقش به همان قصدشان است. آن قصد چیست؟ قصد انسان چیست؟ اگر قصد بد باشد که اصلاً ارزش ندارد. خدای متعال مزدی می‌دهد چون زحمت کشیده، یک مزد و اجری به او می‌دهد، اما آن ارزشی که باید پیش خدا داشته باشد و آن آثار مهمی که خدا می‌خواهد داشته باشد را دیگر این عمل برایش ندارد. [خدا اجر را] می‌دهد، اما چون قصدش بد بوده، هیچی. اما یک وقت قصد خوب است؛ در این قصدهای خوب هم بعضی‌ها هستند که قصدشان بهترین قصد است.

الگوی اخلاص در سوره‌ی مبارکه‌ی انسان

مثل آن‌چه در سوره‌ی مبارکه‌ی انسان [آمده]؛ این اتفاقی که افتاد که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) روزه بوده‌اند —حالا به هر کیفیتی که نقل شده— بعد غذاشان را داده‌اند: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا». آن غذا و قوتی که داشته‌اند را آمدند و همه‌اش را دادند؛ روز اول به مسکین، روز دوم به یتیم، روز سوم به اسیر. این‌ها مراجعه کردند در حالی که چیزی نداشتند، این‌ها هم همین [غذا] را داشتند، اما این را دادند.

خب، خیلی‌ها هستند این کار را می‌کنند؛ می‌آیند مثلاً به یک فقیری، یتیمی می‌رسند، شکمش را سیر می‌کنند و مایحتاجش را برطرف می‌کنند. اما چرا خدای متعال این‌ها را اسم آورد و این‌ها را در قرآن بزرگ کرد؟ خب خیلی‌ها این کار را می‌کنند، همیشه هستند یک عده که ممکنه حتی از غذای اصلی‌شان هم بگذرند، از خیلی چیزهاشان بگذرند و بدهند به یک فقیر و محتاج. اما چرا خدا این‌ها را در این سوره‌ی مبارکه اسم آورد و این‌قدر تجلیل کرد ازشان؟ به خاطر این: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»؛ ما به شما می‌دهیم، ما الآن غذامون را به شما می‌دهیم، اما قصدمون، نیتمون این است که رضایت خداست. خدا راضی باشد. «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»؛ ما هیچ، از شما هیچ توقعی نداریم. هیچ توقعی نیست که بعداً مثلاً شما تلافیش را دربیارید یا عوضش یک کاری برای من بکنید. هیچ‌کدام این‌ها نیست، هیچ چیزی نیست، بلکه «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ». «إنّما»، «إنّما» یعنی حصر؛ یعنی فقط. فقط تنها چیزی که این‌جا هست، وجه‌الله است و هیچ چیز دیگری هم نیست در کار. لذا خدا بزرگ می‌کند این را. این می‌شود احسن‌النیات، آن‌وقت عمل می‌شود بهترین عمل.

پس کی احسن‌العمل داریم، بهترین عمل را داریم؟ وقتی بهترین نیت را داشته باشیم. کی بهترین نیت را داریم؟ وقتی لوجه‌الله باشد. دیگر هیچ تشکر و... خیلی مهم است؛ می‌فرماید: «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»، ما حتی یک تشکر هم از شما نمی‌خواهیم. ببینید ما چقدر فاصله داریم با آن‌ها. ما یک کاری انجام می‌دهیم، کارهایی انجام می‌دهیم، در کوتاه‌مدت یا درازمدت توقع داریم از کسی که برایش کاری می‌کنیم؛ توقع داریم یک تلافی بکند بالاخره، یک عوضی بدهد. حداقلش این است که انتظار داریم یک تشکری بکند. حداقلش این است دیگر. خیلی‌ها می‌گویند: «این‌همه من برایش این کار را کردم، یک تشکر نکرد.» خب، نیت‌ها این‌جا فرق می‌کند. آن‌ها می‌گویند ما اصلاً تشکر هم نمی‌خواهیم. «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»؛ ما نه پاداشی می‌خواهیم، نه عوضی می‌خواهیم، نه تشکر؛ هیچ‌کدام را نمی‌خواهیم. و این می‌شود بهترین نیت، لوجه‌الله. عمل می‌شود بهترین عمل، چون عمل تابع نیت و قصد است؛ همیشه این‌جوری است. قصد است که به عمل ارزش می‌دهد. اگر قصد خوب باشد، ارزشمند باشد، عمل هم ارزشمند است. اگر قصد بد باشد، پایین باشد، در همان حدی است؛ عمل در همان حدی ارزش دارد که قصد انسان هست. بالاترین ارزش مال بالاترین قصد است؛ بالاترین قصد اونی است که پای خدای متعال در میان باشد و هیچ چشم‌داشتی از کسی نداشته باشید، هیچ توقعی از کسی نداشته باشید.

هر جا توقعی هست در ازای کاری که آدم برای بقیه می‌کند، اخلاص نیست. هر جا انتظاری هست که من کاری کردم برای‌شان، یک تشکری، یک کاری، چیزی... این یعنی دیگر نیت و قصد درجه‌اش پایین است و آن عمل هم ارزشش پیش خدا درجه‌اش پایین است؛ این‌طوری است.

ریشه‌یابی انتظارات و مشکلات در روابط خانوادگی

لذا ما باید حساب بکنیم در کارهامون، در زندگی‌مون. از تو خانه؛ اگر یک وقت یک کاری می‌کنیم مثلاً یک کار خوبی، یک خدمتی داریم در خانه انجام می‌دهیم —خانم خانه، آقای خانه، در خانه مشغول می‌شود کاری انجام می‌دهد، حالا خانه را تمیز می‌کند، ظرفی می‌شوید، این‌ها— این از طرف مقابلش توقعی دارد؟ انتظاری دارد؟ چیزی را می‌خواهد به رخش بکشد؟ بده‌بستونی هست این وسط؟ خب این دیگر حسابش با همان طرف مقابل است دیگر. همان طرف مقابل شما هر چی به شما داد، دیگر همان. پیش خدا خیلی کار ارزشی ندارد و آن‌وقت این، مشکلاتی ایجاد می‌کند. خیلی از این اختلافات در خانواده‌ها به همین چیزها برمی‌گردد؛ توقعاتی که همسران از هم دارند. حالا بی‌جا یا به‌جا.

این‌که افراد هر کدام وظایفی دارند؛ زن وظیفه‌ای دارد، مرد وظیفه‌ای دارد. هر کسی باید وظیفه‌اش را خوب یاد بگیرد و خوب انجام بدهد، اما طرف مقابل نباید توقع از این داشته باشد. هر کسی در اجتماع، در جامعه، وظایفی به عهده‌اش هست، اما طرف مقابل —هر کی می‌خواهد باشد— او هم وظایفی گردنش هست. هر کسی باید دنبال وظایف خودش باشد؛ سرش در لاک خودش، دنبال وظایف خودش باشد. این‌که هر کی بنشیند بگوید او نمی‌کند، پس من هم نمی‌کنم، این کار پیش نمی‌رود و خب مشکل پیش می‌آید. به آقا می‌گویی چرا این‌جوری رفتار کردی؟ چرا این کار را نمی‌کنی در خانه؟ می‌گوید چون خانم فلان کار را نکرد. به خانم می‌گویی، می‌گوید چون آقا فلان کار را نکرد. این‌جوری مشکل باقی است دیگر؛ چون هر کی می‌گوید او باید درست بشود یا او باید شروع کند تا من مثلاً درست بشوم یا این کار را انجام بدهم. خب بنشینید تا ببینید که کی مشکل حل می‌شود! این اصلاً قاعده‌ی درستی نیست.

قاعده‌ی صحیح آن‌جا این است که هر کسی وظیفه‌اش را انجام بدهد. شما تصور کنید یک زمانی، یک وقتی، یک اتفاقی می‌افتاد که همه، هر کسی در جامعه هر جایی بود، وظیفه‌اش را خوب انجام می‌داد؛ بدون هیچ توقعی از هیچ کسی، خودش وظیفه‌اش را خوب انجام می‌داد. آن کارگر، آن کارمند، آن روحانی، آن دانشگاهی، هر کسی، زن، مرد، یک وظایفی هر کی گردنش هست دیگر، هر کسی خودش مشغول به وظایفش بود، خیلی کارها بهتر می‌شد. الآن هم خیلی مشکلات در خانه‌ها و بیرون خانه‌ها با همین مسئله است.

ضرورت خود ارزیابی و انصاف در حل اختلافات

و آن چیزی که اساسِ اصلاحِ مشکلاتِ بینِ انسان‌ها هست، یکی‌اش این است که هر کسی توجه پیدا بکند به عیب خودش و اشکال خودش. در هر اختلافی انصاف به این است که قدم اول ببینیم هر فردی خودش چه کوتاهی‌ای داشته است. چون هر کسی می‌آید از طرف مقابل شکایت می‌کند؛ زن و شوهر از همدیگر شکایت می‌کنند، دو تا آدم، دو تا برادر، دو نفر که با هم اختلاف کرده‌اند، هر کی خودش را خوب می‌داند و طرف مقابلش را بد. می‌گویی چی شده؟ همه‌اش بدی‌های آن ور را می‌گوید. کمتر کسی پیدا می‌شود از در انصاف وارد بشود؛ اگر بدی از آن ور می‌گوید، از خودش هم بگوید. بگوید من هم این اشکال‌ها را داشتم، دارم.

آن‌وقت دقیقاً نقطه‌ی مقابلش، اصلاح در اسلام است. اسلام می‌گوید اول ببین خودت چیکار باید می‌کردی که نکردی، چه کوتاهی‌هایی کردی، اول از خودت شروع کن. اول انسان از خودش شروع کند. مشکلی پیش آمده، هم من مقصرم، هم طرف مقابل؛ هیچ‌کس حق مطلق نیست. هم من مقصرم، هم طرف مقابل. ابتدا من باید ببینم من چه اشکالی داشتم، از این‌جا شروع کنم. از این‌جا که شروع بکنیم، آن‌وقت به حل مشکل نزدیک‌تر می‌شویم. نه این‌که بنشینیم بگوییم چون او نمی‌کند من هم نمی‌کنم. شما اگر شروع کنی به حل کردن، بخشی، مقداری، نصفی، کمتر یا بیشتر از مشکل حل می‌شود؛ زمینه ایجاد می‌شود برای طرف مقابل که او هم ممکن است حرکتی بکند، تلاشی بکند، شاید هم نکند. اما حداقل من به اندازه‌ی خودم مشکل را سبک کرده‌ام. اما وقتی من بنشینم او بخواهد درست بکند و او هم بنشیند تا من بخواهم مشکل را درست بکنم، همین می‌شود؛ مشکلاتی هست در جامعه بین افراد مختلف، این‌ها همین‌طور به حالت لاینحل باقی مانده است. باقی می‌ماند، چرا؟ چون این کار انجام نمی‌شود.

اصل بی‌توقعی و انجام وظیفه متقابل

پس ما یکی باید قصدمون را از کارها اصلاح کنیم؛ هر قصد و نیت بدی خراب می‌کند، کار ما را خراب می‌کند. خدا... خدا که احتیاج ندارد حالا ما هر قصدی می‌خواهیم داشته باشیم؛ به خدای متعال که آسیبی وارد نمی‌شود. او وقتی می‌گوید قصدتان را خوب بکنید، برای این است که خودمون نجات پیدا کنیم. کار خیر را انجام بدهیم برای خدا و برویم، دیگر رد شویم و برویم؛ منتظر نمانیم، توقع نداشته باشیم. طرف حساب من شما نیستی که، طرف حساب من خداست. من کار را انجام دادم، برای خدا کردم، از شما انتظاری ندارم. این را در سوره، اهل‌بیت به ما یاد داده‌اند: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»؛ ما فقط و فقط به خاطر خدا کردیم این کار را، «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»؛ ما از شما نه پاداش می‌خواهیم، نه عوضی می‌خواهیم، نه حتی یک تشکر هم نمی‌خواهیم. و خدای متعال این سوره را نازل کرد در شأن این‌ها، به خاطر همین کارشان، به خاطر همین قصدشان و عملشان. و چقدر در آیات مختلف این سوره خدا از این‌ها تجلیل می‌کند، تعظیم می‌کنند؛ رکن و لبش همین قسمت از سوره است: نیت بهترین نیت، عمل شد بهترین عمل. خدا نگهش داشت، تابلو کرد برای انسان‌ها تا روز قیامت؛ که آی آدم‌ها، از قصد، این الگوی شما، از عمل هم این الگوی شما؛ درستش کنید. تشکرخواهی، توقع، ممنوع.

اما من نباید بخواهم، اما طرف مقابل باید انجام بدهد. هر کی باید وظیفه‌اش را [انجام بدهد]. استاد نباید توقع مثلاً احترام و تعظیم داشته باشد از شاگرد، ولی شاگرد باید تعظیم کند استادش را. پدر و مادر نسبت به فرزندان و نسبت به همدیگر نباید توقع داشته باشند، اما طرف مقابل وظیفه‌اش را باید انجام بدهد. هیچ‌کسی نباید حقوق را توقع داشته باشد، اما طرف مقابل باید انجام بدهد؛ این اصلاح می‌کند خیلی چیزها را. این‌جا هم همین را می‌گوید. نمی‌گوییم که طرف مقابل هم نباید تشکر کند اگر شما کار خیری کردید؛ می‌گوید ما اگر کار خیری کردیم، توقع تشکر نباید داشته باشیم؛ برای خدا، تمام شد. طرف حساب خداست، خدا هم بلد است تلافی کند. اما طرف مقابل هم باید خودش این عقل را و این فهم را و این انصاف را داشته باشد که خب، من حداقل یک تشکر که می‌توانم بکنم، انجام بدهم؛ تلافی که می‌توانم بکنم، تلافی کنم به کار خیر، به خوبی.

پس نکته‌ی بحث این‌جاست که هر کسی کار را باید انجام بدهد برای خدا بدون هیچ چشم‌داشتی، طرف مقابل باید وظیفه‌اش را انجام بدهد برای خدا بدون هیچ حرف‌وحدیثی؛ آن‌وقت کار درست می‌شود.

دعا و ختم کلام

ان‌شاءالله خدا به همه‌مون توفیق مرحمت کند که از این نیت‌ها و فکرهای بد و از این اعمال غلط دور بشویم و ان‌شاءالله نیتمون، فکرمون، قصدمون، خدایی باشد، الهی باشد، تا از مشکلاتی که بقیه دچارش شده‌اند ما ان‌شاءالله دچارش نشویم.

نثار ارواح طیبه‌ی همه‌ی کسانی که نیت‌هاشون، قصدشون، عملشون، بهترین نیت‌ها و اعمال بود —مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین (علیهم‌السلام)— سه صلوات بفرستید.

گزیده

۱. ملاک واقعی ارزش‌گذاری اعمال پیش خداوند

«اگر نیت انسان بد باشد، کار خیر نیز ارزش ندارد»

بالاخره در هر کاری، حتی کارهای خوب، ممکن است انسان قصد و نیت بدی داشته باشد. کار خوب هم اگر نیتش بد باشد، پیش خدا ارزش ندارد؛ چون خدای متعال از باطن انسان خبر دارد. حالا شاید آدم بتواند بقیه را گول بزند، اما خدای متعال را که نمی‌شود گول زد. لذا خدا برای آن کاری که خوب است ولی قصد و نیتش بد است، هیچ ارزشی قائل نیست و خیر و برکتی هم در آن قرار نمی‌دهد؛ حتی بعضی وقت‌ها گناه هم هست؛ همین‌قدر که قصد انسان بد باشد، در بعضی موارد گناه است. ولی به هر حال، آن قصد بد نباید باشد. آدم اگر یک وقت عبادتی می‌کند، کار خوبی می‌کند یا خدمتی به بقیه می‌کند، نباید نیت بدی داشته باشد.

۲. ریشه‌ی ماندگاری و ارزش «احسن‌العمل»

«بهترین عمل، از بهترین نیت سرچشمه می‌گیرد»

وقتی بهترین نیت در انسان محقق شد، عمل او هم بهترین عمل خواهد بود. امام سجاد (ع) در ادامه دعا می‌فرمایند: «و عمل من هم بشود بهترین عمل.» کدام عمل بهترین عمل می‌شود؟ آن عملی که نیتش بهترین نیت باشد. نیت که بهترین نیت شد، عمل هم می‌شود بهترین عمل. لذا نیت اگر با اخلاص و برای خدا باشد، نه برای این فکرهای بد، نتیجه‌اش هم که آن عمل خاص و کاری است که آدم انجام می‌دهد، می‌شود احسن‌العمل یعنی بهترین عمل. احسن‌العمل این نیست که مثلاً طرف خیلی نماز بخواند یا عبادت‌های دیگر انجام بدهد؛ نه، این شخص همین نماز را می‌خواند، اما نمازش با نماز بغل‌دستی‌هایش فرق می‌کند، چون نیتش از همه بهتر بوده است.

۳. تفاوت مرتبه بندگان در انجام کارهای خیر

«یک کار یکسان، اما با دو ارزش متفاوت پیش خدا»

خیلی‌ها در جامعه به مردم خدمت می‌کنند؛ صله‌ی رحم می‌کنند، مشکلی دارند مردم، کاری برای‌شان انجام می‌دهند و مشکل‌شان را برطرف می‌کنند. خیلی‌ها هستند، اما این‌ها در یک رتبه نیستند. یک کار را دارند انجام می‌دهند، اما پیش خدا فرق می‌کند. این رفته یک مشکل کسی را حل بکند، آن هم رفته مشکل یک کسی را حل بکند، اما با هم فرق می‌کند. فرقش به چیست؟ فرقش به همان قصدشان است. قصد انسان چیست؟ اگر قصد بد باشد که اصلاً ارزش ندارد. خدای متعال مزدی می‌دهد چون زحمت کشیده، یک مزد و اجری به او می‌دهد، اما آن ارزشی که باید پیش خدا داشته باشد و آن آثار مهمی که خدا می‌خواهد داشته باشد را دیگر این عمل برایش ندارد.

۴. فرهنگ والای اخلاص در مکتب اهل‌بیت (ع)

«تنها انگیزه حقیقی در کارهای خیر، وجه‌الله است»

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) روز اول غذا را به مسکین، روز دوم به یتیم و روز سوم به اسیر دادند. چرا خدا این‌ها را در قرآن بزرگ کرد؟ همیشه هستند یک عده که ممکن است حتی از غذای اصلی‌شان هم بگذرند و به یک فقیر بدهند. اما چرا خدا در این سوره اسم آورد و این‌قدر تجلیل کرد؟ به خاطر این آیه: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»؛ ما الآن غذای‌مان را به شما می‌دهیم، اما قصدمون این است که رضایت خداست. خدا راضی باشد. «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»؛ ما هیچ توقعی از شما نداریم که بعداً تلافی‌اش را دربیارید یا عوضش کاری بکنید. «إنّما» یعنی حصر؛ یعنی فقط وجه‌الله است و هیچ چیز دیگری در کار نیست. لذا خدا این را بزرگ می‌کند.

۵. رهایی از بند توقعات و انتظارات دنیوی

«بالاترین ارزش عمل، در گرو رهایی از چشم‌داشت است»

کی احسن‌العمل و بهترین عمل را داریم؟ وقتی بهترین نیت را داشته باشیم. کی بهترین نیت را داریم؟ وقتی لوجه‌الله باشد. دیگر هیچ تشکری در کار نباشد. می‌فرماید ما حتی یک تشکر هم از شما نمی‌خواهیم. ببینید ما چقدر فاصله داریم با آن‌ها. ما یک کاری انجام می‌دهیم، در کوتاه‌مدت یا درازمدت توقع داریم از کسی که برایش کاری می‌کنیم؛ توقع داریم یک تلافی بکند، یا حداقلش انتظار داریم یک تشکری بکند. خیلی‌ها می‌گویند: «این‌همه من برایش این کار را کردم، یک تشکر نکرد.» خب، نیت‌ها این‌جا فرق می‌کند. بالاترین ارزش مال بالاترین قصد است؛ بالاترین قصد اونی است که پای خدای متعال در میان باشد و هیچ چشم‌داشتی و هیچ توقعی از کسی نداشته باشید.

۶. آسیب‌شناسی انتظارات در کانون خانواده

«توقعات همسران از یکدیگر؛ ریشه اختلافات خانوادگی»

ما باید در کارهامون و در زندگی‌مون حساب‌کتاب داشته باشیم. از درون خانه؛ اگر یک وقت یک کار خوبی یا خدمتی در خانه انجام می‌دهیم —خانم خانه یا آقای خانه در خانه مشغول می‌شود کاری انجام می‌دهد، حالا خانه را تمیز می‌کند، ظرفی می‌شوید، این‌ها— آیا از طرف مقابلش توقعی دارد؟ انتظاری دارد؟ چیزی را می‌خواهد به رخش بکشد؟ بده‌بستونی هست این وسط؟ خب این دیگر حسابش با همان طرف مقابل است. همان طرف مقابل شما هر چه به شما داد، دیگر همان. پیش خدا خیلی کار ارزشی ندارد و آن‌وقت این، مشکلاتی ایجاد می‌کند. خیلی از این اختلافات در خانواده‌ها به همین چیزها برمی‌گردد؛ توقعاتی که همسران از هم دارند؛ حالا بی‌جا یا به‌جا.

۷. قاعده‌ی صحیح در انجام وظایف فردی و اجتماعی

«به خاطر کوتاهی دیگران، از وظایف خود دست نکشید»

هر کسی در اجتماع و در جامعه، وظایفی به عهده‌اش هست، اما طرف مقابل —هر که می‌خواهد باشد— او هم وظایفی گردنش هست. هر کسی باید دنبال وظایف خودش باشد؛ سرش در لاک خودش و دنبال وظایف خودش باشد. این‌که هر کس بنشیند بگوید او نمی‌کند، پس من هم نمی‌کنم، این کار پیش نمی‌رود و خب مشکل پیش می‌آید. به آقا می‌گویی چرا این کار را نمی‌کنی در خانه؟ می‌گوید چون خانم فلان کار را نکرد. به خانم می‌گویی، می‌گوید چون آقا فلان کار را نکرد. این‌جوری مشکل باقی است دیگر؛ چون هر کس می‌گوید او باید درست بشود یا او باید شروع کند تا من درست بشوم. این اصلاً قاعده‌ی درستی نیست؛ قاعده‌ی صحیح این است که هر کسی وظیفه‌اش را انجام بدهد.

۸. کلید طلایی و اولین قدم در حل اختلافات

«انصاف یعنی پیش از شکایت از دیگران، عیب خود را ببینیم»

آن چیزی که اساسِ اصلاحِ مشکلاتِ بینِ انسان‌ها هست، یکی‌اش این است که هر کسی توجه پیدا بکند به عیب خودش و اشکال خودش. در هر اختلافی انصاف به این است که قدم اول ببینیم هر فردی خودش چه کوتاهی‌ای داشته است. چون هر کسی می‌آید از طرف مقابل شکایت می‌کند؛ زن و شوهر از همدیگر شکایت می‌کنند، دو نفر که با هم اختلاف کرده‌اند، هر کدام خودش را خوب می‌داند و طرف مقابلش را بد. می‌گویی چی شده؟ همه‌اش بدی‌های آن ور را می‌گوید. کمتر کسی پیدا می‌شود از در انصاف وارد بشود؛ اگر بدی از آن ور می‌گوید، از خودش هم بگوید. بگوید من هم این اشکال‌ها را داشتم و دارم.

۹. ضرورت شروعِ اصلاح و تغییر از خود انسان

«در زمان بروز مشکلات، ابتدا از خودت شروع کن»

اسلام می‌گوید اول ببین خودت چیکار باید می‌کردی که نکردی، چه کوتاهی‌هایی کردی، اول از خودت شروع کن. اول انسان از خودش شروع کند. مشکلی پیش آمده، هم من مقصرم، هم طرف مقابل؛ هیچ‌کس حق مطلق نیست. ابتدا من باید ببینم من چه اشکالی داشتم و از این‌جا شروع کنم. از این‌جا که شروع بکنیم، آن‌وقت به حل مشکل نزدیک‌تر می‌شمی. نه این‌که بنشینیم بگوییم چون او نمی‌کند من هم نمی‌کنم. شما اگر شروع کنی به حل کردن، بخشی و مقداری از مشکل حل می‌شود؛ زمینه ایجاد می‌شود برای طرف مقابل که او هم ممکن است حرکتی بکند. اما وقتی من بنشینم او درست بکند و او هم بنشیند تا من درست کنم، مشکلات باقی می‌ماند.

۱۰. قانون الهی تعامل با مردم بر اساس الگوی قرآنی

«طرف حساب من خداست، از شما انتظاری ندارم»

ما باید قصدمون را از کارها اصلاح کنیم؛ هر قصد و نیت بدی کار ما را خراب می‌کند. خدا که احتیاج ندارد ما چه قصدی داشته باشیم؛ به خدای متعال آسیبی وارد نمی‌شود. این‌که می‌گوید قصدتان را خوب بکنید، برای این است که خودمون نجات پیدا کنیم. کار خیر را انجام بدهیم برای خدا و برویم، دیگر رد شویم و برویم؛ منتظر نمانیم و توقع نداشته باشیم. طرف حساب من شما نیستی، طرف حساب من خداست. من کار را برای خدا انجام دادم و از شما انتظاری ندارم. این را اهل‌بیت به ما یاد داده‌اند: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»؛ ما نه پاداش می‌خواهیم، نه عوضی می‌خواهیم و نه تشکر. تشکرخواهی و توقع، ممنوع.

فهرست

1️⃣ اهمیت نیت در اعمال  
◽️ معنا و مفهوم نیت خوب و بد  
◽️ تأثیر نیت بر ارزش عمل  
◽️ مشکلات ناشی از نیت بد  

2️⃣ نیت خوب و بهترین نیت  
◽️ قصد رفع مشکل دیگران  
◽️قصد رضایت خدا  
◽️ ویژگی‌های بهترین نیت: اخلاص و عدم توقع  

3️⃣ ارتباط نیت و عمل  
◽️ بهترین عمل نتیجه بهترین نیت است  

4️⃣ توقع عامل بسیاری از مشکلات در خانواده و جامعه 
◽️ برطرف شدن خیلی از مشکلات با انجام کارها برای رضای خدا  
◽️ انجام وظایف بدون توقع  

5️⃣ اصلاح نیت برای رضایت خدا  
◽️ انجام اعمال خیر برای خدا  
◽️ عدم توقع از دیگران  

6️⃣ بی توقع مثل اهل بیت علیهم السلام
◽️ همه چیزشون رو دادند، یه تشکر هم نمی خواستند.

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه - مسجد بنی الزهرا(س) ۱ بهمن ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی