شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس(جلسه چهارم) ۲۹ دی ۱۴۰۳
صوت کامل سخنرانی
1403/10/29
پست

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس(جلسه چهارم) 

شرح عبارت: «وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ ، وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ»

🕌 مسجد قدس
🗓 ۲۹ دیماه۱۴۰۳

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس(جلسه چهارم) ۲۹ دی ۱۴۰۳

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس(جلسه چهارم) 

شرح عبارت: «وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ ، وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ»

🕌 مسجد قدس
🗓 ۲۹ دیماه۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد.

و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

عبارت بعدی دعای شریف مکارم الاخلاق این هست: «وَ جَعَلَنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ، وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ، وَ مِنْ صَالِحِی الْعِبَادِ».

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خدایا! من رو جزو سه دسته از بندگانت قرار بده.»

یک: اهل سداد.

سداد یعنی هر کار و عمل و حرفِ درست، صحیح، مطابق واقع، مفید و مشروع؛ هر کار و هر حرف. هم جنبه عملی داره، هم جنبه کلامی و حرفی.

تبیین مفهوم «أَدِلَّةِ الرَّشَادِ»

«أَدِلَّةِ الرَّشَادِ»؛ ادله جمع دلیل هست. دلیل یعنی راهنما؛ اون چیزی یا کسی که انسان رو هدایت می‌کنه و راهنمایی می‌کنه به چیزی، به مطلبی، یا به ادعایی.

رشاد هم باز یعنی همون کار، فعل، حرف و تصمیمِ درست، صحیح و مطابق واقع.

این‌ها اون کلماتِ این عبارت هست که یه مقداری مبهم هست.

سه تا دسته رو امام سجاد (علیه‌السلام) مطرح می‌فرمایند که: «خدایا من رو جزو این سه دسته قرار بده.»

دسته‌بندی کلی ادعیه: اعتقادی و عملی

ابتداعا یه مطلبی را عرض کنیم؛ ما باید همیشه توجه داشته باشیم دعاهای ما، دو تا مسئله درشون مطرح هست و در یک حالت کلی به دو دسته تقسیم می‌شن.

یک بخشی از دعاها هست که به ما عقاید و افکار صحیح و درست رو یاد می‌دن؛ یعنی با زبان دعا، به ما مطلب درستی رو که باید بهش عقیده داشته باشیم، یاد می‌دن. خیلی از دعاها از این دسته هست. این‌ها مستقیما ثمره عملی ندارند و نتیجه و اثرشون اعتقادی هست؛ چون یه بخش مهمی از دین ما، اعتقادات هست؛ اعتقادات صحیح و درست، اصول اعتقادات و فروع اعتقادات. بخشی از دعاهای ما متکفل این امرند؛ یعنی اون‌ها اعتقادات صحیحی رو به ما یاد می‌دن که صرفا جنبه عقیده‌ای داره.

بخشی از دعاهای ما نه، ثمره عملی داره و مستقیما با عمل و اخلاق ما سروکار داره. اون چیزی که دارند به ما یاد می‌دن که با زبان دعا از خدا بخواهیم، یک مسئله عملی و یک مسئله اخلاقی هست. عمده دعاها در این دو دسته هستند.

ضرورت فراهم کردن مقدمات و شرایط در ادعیه عملی

نسبت به دسته دوم یک مسئله رو باید توجه داشته باشیم و اون اینکه هر دعایی که مطرح می‌شه که یک چیزی رو ما از خدا می‌خواهیم و ثمره عملی هم داره و کار عملیه، باید توجه کنیم که صرف اینکه ما به خدا بگیم «خدایا تو این رو به ما بده»، خب کافی نیست. این رو فرمودند که در دعا، وقتی دعا می‌کنید، باید برید دنبال اون چیزی از مقدمات و شرایطی که باید [خودتون] فراهم کنید. این‌طور نیست که فقط ما دعا کنیم و بشینیم تا خدا یه زمانی به ما بده.

در این دعاها دو مسئله مهم رو باید توجه کنیم؛ یکی اینکه چگونه این چیزی که داریم از خدا می‌خواهیم رو به دست بیاریم؟ از چه طریقی؟

ما الان دعای کمیل می‌خونیم، می‌رسیم به اینکه: «خدایا! من گناهانی دارم، این گناهان من رو ببخش و بیامرز. اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء، تنزل البلاء، تغیر النعم، تنزل النقم، تقطع الرجاء». اینجا فرمودند باید ببینیم و توجه کنیم که چه گناهانی هست که باعث حبس دعا می‌شه و نمی‌ذاره دعا مستجاب شه؟ یک: باید بشناسیم، دو: باید بریم زمینه‌هاش رو فراهم کنیم؛ باید سوال کنیم. وقتی می‌گیم «اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم»، باید سوال کنیم و بریم دنبالش که چه گناهانی هست که اون‌ها باعث عذاب می‌شه؟ چه گناهانی سلب نعمت می‌کنه؟ این‌ها به طور خاص تو روایات اشاره شده بهش، که این گناه و این گناه، تحبس الدعاء؛ این گناه و این گناه، تنزل النقم، تغیر النعم. این‌ها رو به ما یاد دادند.

وقتی از خدا می‌خواهیم، دو تا مسئله هست؛ ما یه «ایاک نعبد» داریم، یه «ایاک نستعین». دعا کردن اون کاریه که خدا در «ایاک نستعین» به ما داره یاد میده؛ ما از خدا کمک می‌خواهیم. اما کنار «ایاک نستعین»، «ایاک نعبد» هست؛ یعنی ما باید آنچه رو که خدا از ما خواسته هم ادا کنیم و عمل کنیم؛ من‌جمله تو خود همین دعاها.

مسئله اصلی این هست؛ باید ببینیم چی هست که باعث میشه مثلا این گرفتاری‌ها برای ما درست بشه؟ چه گناهانی هست که این آثار رو داره؟ این‌ها رو باید بریم دنبال اینکه بشناسیم، بعد هم ترکش کنیم، بعد از خدا بخواهیم «خدایا تو بیامرز و ببخش». وگرنه ما بشینیم بگیم «اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم»، بعد هم بعدش می‌ریم همون کاری رو می‌کنیم که گفتند این کارِ تو، نعمت‌ها رو تغییر میده، دگرگون می‌کنه و نعمت‌ها رو ازتون می‌گیره؛ بعد بریم همون کار رو بکنیم! اینجا یه نحوه، فرمودند داریم استهزاء می‌کنیم و مسخره می‌کنیم؛ یه چیزی می‌خواهیم و ابراز می‌کنیم، اما هیچ کاری هم نمی‌کنیم، بلکه خلافش عمل می‌کنیم؛ بلکه خلافش عمل می‌کنیم. این میشه مسخره کردن؛ این حالت رو داره.

حقیقت اهل سداد و شرط رسیدن به آن

اینجا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خدایا! من رو از این سه دسته قرار بده.» خب سوال هست که اهل سداد کیا هستند؟ سداد به چی محقق میشه؟ زمینه‌هاش چیه؟ چطور میشه انسان بهش برسه؟ این رو هم باید توجه کنیم. زمینه‌ش چیه؟ چی میشه انسان به اون جایی برسه که در زمره انسان‌هایی قرار بگیره که این‌ها کارشون درست، حرفشون درست، تصمیمشون درست و رفتارشونم درسته؟ این رو می‌گن سداد.

چه آثاری داره؟ حالا ما جزو این‌ها قرار بگیریم، چه آثاری داره؟ این‌ها رو هم فرمودند؛ زمینه‌ش چیه، آثارش چیه.

پس اهل سداد یعنی کسایی که کارشون درست، حرفشون درست، رای و تصمیمشونم درسته؛ صواب با «صاد»، یعنی شایسته، درست، صحیح و مطابق واقع. این‌ها رو می‌گن صواب، اهل صواب؛ کسایی که این‌جوری‌ان. می‌گه «خدایا من جزو این‌ها باشم».

خب سوال اول: چه‌جوری آدم جزو این‌ها قرار می‌گیره؟ این مهمه؛ باید بپرسیم چطور قرار می‌گیره.

امیرالمؤمنین (علیه‌الصلوةوالسلام) در کتاب شریف کافی، در روایتی و در خطبه‌ای که فرمودند، اوایلش این‌طوری فرمودند: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَکُنْ سَبِیلُ الرَّشَادِ سَبِیلَهُ وَ Nُورُ التَّقْوَی دَلِیلَهُ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُخْطِئِ Сَّدَادَ کُلَّهُ وَ لَنْ یَضُرَّ إِلَّا نَفْسَهُ».

می‌فرماید ما یه راه رشاد داریم؛ همین که الان امام سجاد می‌فرماید «من رو جزو کسانی قرار بده که هادی به این راهند و انسان‌ها رو می‌برند تو این راه هدایت»، این ویژگی رو دارند. رشاد و سداد، همه‌ش به یه معناست و معناش هم همینه؛ یعنی کار درست، حرف درست و صحیح. این همه‌جای زندگی ما به دردمون می‌خوره. ما هر آن در زندگیمون و هر روزمون مواجه می‌شیم با تصمیم‌گیری‌هایی؛ چه تو مسائل جزئیمون، چه تو مسائل کلیمون. پیش میاد و می‌خواهیم تصمیم بگیریم کار درست چیه؟ رای درست چیه؟ این رو می‌گن سداد، این رو می‌گن رشاد.

حرف درست بزنیم، عمل درست انجام بدیم و تصمیم درست بگیریم؛ این‌ها رو همه می‌گن رشاد و سداد.

حالا امیرالمؤمنین می‌فرماید اگه کسی [بخواد به این‌ها برسه]، یک شرط داره، و اون چی؟ همه اونچه که از خیرات هست و ما تو دعاها می‌بینیم و تو روایات می‌بینیم، همه‌ش می‌رسه به این کلمه: اطاعت خدا، بندگی خدا؛ «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»؛ کسی که گوش به حرف خدا میده، مطیع خدا و رسوله، «یَکُن سَبِیلُ الرَّشَادِ سَبِیلَهُ»؛ راه زندگیش راه رشده؛ یعنی همیشه پیش می‌ره و به درست می‌رسه، به رای و تصمیم درست می‌رسه، «وَ نُورُ التَّقْوَی دَلِیلَهُ»؛ اون اطاعت خدایی که داره و اون تقوایی که داره، هدایتش می‌کنه که اینجا من چیکار کنم؟ تصمیم درستم چیه؟ کار درست الان چیکار باید بکنم؟ تقوا به انسان نشون میده.

رابطه تقوا، بصیرت و قوه تشخیص (فرقان)

راه بصیرت، خدا تو قرآن می‌فرماید تقواست. این‌همه اهمیت داره بصیرت به ما یاد دادن و به ما فهموندن اهمیتش رو؛ همین امروز هم می‌فهمیم، تو مسائل عمومیمون، تو مسائل خصوصیمون، تو جمعیمون، فردیمون، اجتماعیمون و سیاسیمون؛ اون چیزی که نیاز داریم بصیرت است. بصیرت یعنی چی؟ یعنی چشم انسان برسه به اون حق و حقیقت و صحیح و مطابق واقع، اون رو بتونه نگاه کنه، ببینه و درک کنه؛ بصیرت یعنی درست و غلط رو از هم جدا کنه که چه کاری درسته و چه کاری غلطه. و خدای متعال می‌فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»؛ شما اگه تقوا داشته باشید خدا بهتون بصیرت میده. فرقان، یعنی آدم بتونه حق و باطل و درست و غلط رو تشخیص بده.

حق و باطل هم همه‌ش مسائل اجتماعی و سیاسی نیست، اون‌ها هم جزوشه؛ تو زندگی، شما فردا یه تصمیمی می‌خواهید بگیرید، یه کاری می‌خواهید انجام بدید، در مسائل ریز و درشتِ زندگی، می‌خواد آدم یه کاری انجام بده اصلاً این درسته؟ برم؟ انجام بدم؟ ندم؟ قبل اینکه کار به استخاره بخواد برسه خیلی جاها، آدم بتونه اون درست رو تشخیص بده؛ تصمیم درست و کار درست. و خدای متعال می‌فرماید شما اگه تقوا داشته باشید این قوه فرق و جدا کردن درست و غلط رو بهتون میده.

امیرالمؤمنین می‌فرماید تقوا داشته باشید، نوری خدا به انسان عنایت می‌کنه در اثر این تقوا. این‌ها تشبیهه، این نور و این‌ها؛ نور خاصیتش اینه که وقتی هست انسان همه‌چیز رو می‌بینه و درک می‌کنه. تقوا مثل نور می‌مونه؛ وقتی باشه انسان ماهیت هر چیزی و حقیقت هر چیزی رو می‌بینه و درک می‌کنه؛ خوب رو، بد رو، درست رو، غلط رو درک می‌کنه. پس فرمودند کسی که تقوا داشته باشد و بنده خدا باشد، نور تقوا میشه هدایت‌گرش؛ با همون تقوایی که داره حفظ می‌شه تو همه مسائل؛ چه مسائل شخصی و جزئی زندگی، چه مسائل عمومی و اجتماعی و سیاسیش.

تو سیاست هم همین‌جوره. همه که، همه افراد اهل تحلیل و اطلاع از پشت‌پرده‌ها نیستند، اما یک ابزاری خدا به انسان داده که اگه اونو داشته باشه می‌تونه گمراه نشه، ولو تحلیل‌گر سیاسی هم نباشه، ولو پشت‌پرده مسائل سیاست هم ندونه.

حکایتی از مرحوم ملاعباس تربتی در قضایای مشروطیت

خدا رحمت کنه مرحوم ملاعباس تربتی [رو]، همین کتاب «فضیلت‌های فراموش شده» درباره‌شون نوشته شده. ایشون خب یکی از علما بود، حالا خیلی پاک و تمیز بود، با تقوا بود. هوای نفس در ایشون نمی‌دیدند اینایی که باهاش ارتباط داشتند. تو قضایای مشروطیت که پیش اومد، خب یک امتحان سختی بود، سنگینی بود و پر از تجربه هم بود. یکی از اتفاقاتی که افتاد اومدند برای تایید این مشروطیت و در حقیقت مشروعیت درست کردن برای مشروطیت، اومدند از علما و از موجهین امضا بگیرند برای تاییدش. سراغ ایشون هم رفتند که ایشون مثلاً امضا بکنه. خب یه امتحان سختی بود، علما هم تقریباً دو دسته بودند؛ یه عده‌ای مخالف بودند، یه عده موافق بودند و هر کدوم هم دلایل خودشون داشتند.

ایشون وقتی رفتند سراغش که تایید بکنه، گفته بود: «من نمی‌دونم چیه»؛ حالا به این مضمون، من دقیق عین عباراتشون یادم نیست، به این مضمون که: «من نمی‌دونم چیه، حالا چی می‌خوان، بعدش چی میشه، نمی‌دونم. ولی حالا حداقل اینو می‌دونم اون کسانی که پشت این مشروطیت هستند، به من نشون بدید ببینم کیان؟ کیا تایید کردند؟» وقتی اسم اون افراد رو براش نشون داده بودند، این ضمن اون کسانی که تایید کرده بودند دیده بود یک کسانی هم هستند که آدمای درستی نیستند؛ گاهی آدمای درستی هم بودند تو کار، اما اون نادرست‌ها هم بودند. اینجا گاهی احتمال می‌ره آدمای خوب هم ممکنه حواسشون پرت شده یا ممکنه آینده‌ش و پشت‌پرده‌ش براشون معلوم نیست؛ خیلی چیزها می‌تونه این وسط باشه.

ولی ایشون می‌گفت: «من این رو بلدم که اگه کاری پیش بیاد، مسئله‌ای پیش بیاد، اتفاقی بیفته، و آدمای بد و آدمای منحرف پشت اون کار قرار بگیرند، ما نباید تو اون صف قرار بگیریم؛ تو اون صف نباید بریم.» یک شعاری مطرح میشه، یک حزبی درست میشه، یه چیزی مطرح میشه، ما نمی‌دونیم و ما پشت‌پرده‌شو نمی‌دونیم و تحلیلشو نداریم، اما گاهی می‌تونیم ببینیم خب کیا پشت این حرفند؟ چه نوع انسان‌هایی پشت این حرف و شعار قرار گرفتند؟ عقبشون چیه؟ الانشون چیه؟ گذشته‌شون چی بوده؟

ایشون نگاه می‌کنه می‌بینه تو این کسایی که تایید کردند و امضا کردند، اسم بعضی‌ها رو می‌بینه که خودش می‌گه: «من اینا رو می‌شناسم، اینا آدمای منحرفی‌ان، اینا آدمای اهل دوز و کلک‌اند، اینا فریب تو کارشونه، اینا نقشه دارند اگه چیزی رو می‌روند پشتش قرار می‌گیرند»؛ لذا امضا نکرد و پشت این مسئله قرار نگرفت. البته موجهین و محترمین هم امضا کردند، ان‌شاءالله مأجورند پیش خدای متعال. اما جاهایی ما داریم در طول همین انقلاب خودمون هم بود و هست، که چشم انسان باید باز باشه. گاهی به تحلیل هم نیست، اون‌هایی هم که خیلی اهل تحلیل بودند زمین خوردند.

کلید نجات از فتنه‌ها و نقش مشورت

اون چیزی که انسان رو حفظ می‌کنه، تقواست؛ تقواست انسان رو حفظ می‌کنه. «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»، کسی که تقوا داشته باشه خدا نجاتش میده. امیرالمؤمنین این آیه مبارکه رو در نهج‌البلاغه یه مقداری اقتباس می‌کنند از این آیه و مطالبی اضافه می‌کنند؛ می‌فرمایند: «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ»؛ کسی که تقوا داشته باشد خدا نجاتش میده از همه امتحان‌ها. فتنه یعنی امتحان. فتنه هم همیشه فقط سیاسی نیست، هم سیاسیه، هم اجتماعیه، هم جمعیه، هم فردیه. ما هر مسئله‌ای تو زندگیمون می‌تونه یه امتحانی باشه؛ هر تصمیمی، هر کاری پیش میاد یک امتحان می‌تونه باشه. «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ». آدم با تقوا ابهام و غبار و این‌ها براش معنی ندارد؛ فضای غبارآلود، برای آدمای با تقوا غبارآلود نیست؛ چشمشون نافذه و تدبیر دارند؛ یعنی پشت مطلب رو، پشت قضیه رو می‌تونه درک بکنه و صحنه رو می‌تونه خوب ببینه.

«مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ»؛ تقواست به انسان بصیرت میده، نه تحلیل سیاسی. تحلیل سیاسی و دونستن اخبار سیاسی یک گوشه‌ای از کاره، اما کار اصلی و اساسی نیست. تحلیل‌گران بزرگی در سیاست داشتیم که تو امتحان‌ها و فتنه‌های بزرگ زمین خوردند؛ کسانی بودند که خیلی‌ها برای تحلیل مسائل سیاسی بهشون توجه می‌کردند ببینند این آقا چی می‌گه تو تحلیل این مسائل سیاسی، اما زمین خوردند تو امتحان‌ها و تو فتنه‌ها. چرا؟ تقوا؛ مسئله اصلی اینه، این باید باشه.

حالا امام سجاد می‌فرماید: «خدایا من رو از اهل سداد قرار بده»؛ یعنی کسانی که به رای درست می‌رسند، به حرف درست می‌رسند و حرفاشون درسته؛ حرف غلط و حرف ناپخته درشون نیست؛ عمل سبک، بد و غلط درشون نیست؛ پخته‌اند. امام سجاد می‌فرماید: «خدایا من رو از این‌ها قرار بده.» امیرالمؤمنین می‌فرماید تقواست که شما رو اهل سداد می‌کنه: «وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ... یُخْطِئِ السَّدَادَ کُلَّهُ»؛ اینجا هیچ‌وقت به سداد نمی‌رسه، حالا هرچی هم می‌خواد تحلیل بکنه، می‌خواد از اخبار و پشت‌پرده‌ها مطلع باشه. تقوا یه جایی می‌گه حرف خدا رو بر حرف و نظر خودت حاکم کن.

باز دوباره امیرالمؤمنین می‌فرماید: «اتَّقُوا اللَّهَ فَإِنَّ تَقْوَی اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ»؛ کلید رسیدن به سداد، یعنی صواب، یعنی درست و صحیح، کلیدش تقواست: «فَإِنَّ تَقْوَی اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ»؛ کلیدش اینه، و فقط هم این راه هست؛ این راه. اگه باور کردیم، به نتیجه می‌رسیم؛ اما اگه باور نکند انسان، نه، با چیزهای دیگه کار درست نمی‌شه. تجربه نشون داد که کسانی که از این راه رفتند، محفوظ موندند و خدا حفظشون می‌کنه. اما کسانی که نخواهند از این راه برند، هرچی هم از راه‌های دیگه بخواهند برند که به درست برسند، نمی‌رسند.

یکی از پایه‌های اصلیش تقواست؛ یعنی واجبات الهی رو محکم انجام بده و گناهان رو ترک کن؛ عجیبه. این تقوا، این واجب و حرام، انسان رو تو سیاست هم کمک می‌کنه، تو اجتماعی هم کمک می‌کنه، تو همه‌چیز کمک می‌کنه؛ این خط قرمزهای خدا.

یکی اینه، یکی هم مسئله مشورت کردن که جزو دستورات اسلام است، که جزو تقواست. در بین دستورات الهی که یکیش مشورت کردن هست، این مسئله از برجسته‌هاست. باز امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «مَنِ اسْتَشَارَ ذَوِی النُّهَی وَ الْأَلْبَابِ»؛ کسی که مشورت می‌کنه، اهل مشورته و خودرای نیست؛ اونجایی که نمی‌تونه و کار کارِ فنیه، کار تخصصیِ و تصمیم تصمیمِ تخصصیِ، احتیاج داره به مشورت؛ از خودرایی و تکبر دوری می‌کنه، از خودخواهی، از خجالت و از هر چیزی که مانع مشورتِ انسانِ. میره با یک انسان عاقل، «ذَوِی النُّهَی وَ الْأَلْبَابِ»؛ انسان‌های عاقلی که در پیاده کردن عقل و استفاده از عقل برجسته‌اند؛ آدمای عجولی نیستند و آدمای پخته‌ای‌ان. با این‌ها مشورت می‌کنه؛ تو هر کاری با متخصصش مشورت بکنه، «ظَفِرَ بِالْحَزْمِ وَ السَّدَادِ»؛ دو تا نتیجه می‌گیره: یکی دور رو می‌بینه، حزم؛ همین جلوی چشمش و جلوی پاشو فقط نگاه نمی‌کنه، پشت قضایا رو هم می‌تونه بهش برسه و آینده رو هم تا حدی می‌تونه با همین مشورت‌ها بهش برسه؛ یکی هم سداد، به رای درست می‌رسه؛ زمینه‌ش هست البته، این‌ها همه بحث زمینه‌ست. حالا ممکنه یک جایی هم انسان مشورتی می‌کنه ولی به رای درست هم نمی‌رسه، اونجا معذور هست. ما مهم اینه که معذور باشیم. اما اگه مشورت نکنیم و به خطا بریم، معذور نیستیم. مشورت کردیم خیلی وقت‌ها به درست می‌رسه انسان، گاهی هم ممکنه به درست نرسه و به رای درست نرسه، اما حداقل معذوره. این مهمه که انسان عذر داشته باشه پیش خدای متعال، که فردا اگه اتفاقی و اشتباهی پیش اومد، معذور باشه.

اما به هر حال این رو باید توجه کنیم، دو مسئله هست: یکی تقوا و از جمله تقوا و دستورات الهی، مسئله مشورت هست؛ این دو تا زمینه اصلی قرار میده که انسان برسه به اهل سداد. امام سجاد این رو به ما یاد می‌دن، ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کنه که ما هم در فکرمون، در عملمون و در گفتارمون ان‌شاءالله جزو اهل سداد قرار بگیریم.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا! به محمد و آل محمد ما رو در صراط مستقیم قرار بده.

ما رو در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار.

ما رو به اون هدفی که بر صراط مستقیم قرار دادی برسان.

ما رو اهل طاعت، بندگی، ترک معصیت، مشورت، اخلاص و عمل صالح قرار بده.

اموات ما، گذشتگان ما، حق‌داران ما، ارواح طیبه علمای ربانی، ارواح طیبه شهدا و روح مطهر حضرت امام [رو] غریق رحمت بفرما.

کسانی که به اسلام خدمت می‌کنند، به خط شیعه خدمت می‌کنند، به این مملکت خدمت می‌کنند و به این مردم خدمت می‌کنند، یاری کن.

رهبر معظم، طول عمر اعطا بفرما؛ ایشان را در راه رسیدن به اهدافشون یاری کن. ما رو قدردان ایشان قرار بده.

عاقبت امر ما ختم به خیر بفرما. امر فرج امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌له‌الفَرَج) تسریع بفرما. ما رو از اعوان و انصارشون قرار بده. مشکلات مسلمین، مشکلات این مملکت و این مردم [رو] برطرف بفرما.

شر دشمنان اسلام، دشمنان این مردم [رو] به خودشون برگردان. عاقبت ما ختم به خیر بفرما، بالنبی و آله.

گزیده

۱. حقیقت «سداد» در کلام امام سجاد (علیه‌السلام)

عبارت دعای شریف مکارم الاخلاق این است: «وَ جَعَلَنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ». امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خدایا! من را جزو بندگان اهل سداد قرار بده.» سداد یعنی هر کار، عمل و حرفِ درست، صحیح، مطابق واقع، مفید و مشروع؛ هر کار و هر حرف. این مفهوم هم جنبه عملی دارد و هم جنبه کلامی و حرفی. اهل سداد یعنی کسانی که کارشان درست، حرفشان درست و رأی و تصمیمشان نیز درست است؛ صواب با «صاد»، یعنی شایسته، صحیح و مطابق واقع. این را می‌گویند صواب و اهل صواب؛ کسانی که این‌گونه هستند. انسان باید در زمره کسانی قرار بگیرد که رفتار، تصمیم و کلامشان همواره بر مدار حق و درستی استوار است.

۲. رشاد و سداد؛ قطب‌نمای تصمیم‌گیری در زندگی

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در خطبه‌ای می‌فرمایند: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَکُنْ سَبِیلُ الرَّشَادِ سَبِیلَهُ... وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُخْطِئِ السَّدَادَ کُلَّهُ». ما یک راه رشاد داریم؛ یعنی راه رشد و هدایت، و معنای رشاد و سداد یکی است؛ یعنی کار درست و حرف درست و صحیح. این مفهوم در همه‌جای زندگی به کار ما می‌آید. ما هر روز در زندگی خود مواجه می‌شویم با تصمیم‌گیری‌هایی؛ چه در مسائل جزئی و چه در مسائل کلی. پیش می‌آید و می‌خواهیم تصمیم بگیریم کار درست چیست؟ رأی درست چیست؟ حرف درست زدن، عمل درست انجام دادن و تصمیم درست گرفتن؛ این‌ها را همه می‌گویند رشاد و سداد که در سایه طاعت الهی محقق می‌شود.

۳. بندگی و تقوا؛ کلید دست‌یابی به راه رشد

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند اگر کسی بخواهد به رشاد و سداد برسد، یک شرط دارد و آن چیست؟ همه آن‌چه از خیرات است و ما در دعاها و روایات می‌بینیم، همه‌اش می‌رسد به این کلمه: اطاعت خدا و بندگی خدا؛ «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ». کسی که گوش به حرف خدا می‌دهد و مطیع خدا و رسول است، راه زندگی‌اش راه رشد است؛ یعنی همیشه پیش می‌رود، به درستی می‌رسد و به رأی و تصمیم درست دست می‌یابد؛ «وَ نُورُ التَّقْوَی دَلِیلَهُ». آن اطاعت خدایی که دارد و آن تقوایی که پیشه می‌کند، هدایتش می‌کند که در هر موقعیتی چه کاری انجام دهد و تصمیم درستش چیست.

۴. تقوا و بصیرت؛ ابزار تفکیک حق از باطل

راه بصیرت، همان‌طور که خدا در قرآن می‌فرماید، تقوا است. این‌همه اهمیت دارد بصیرت به ما یاد دادن و به ما فهماندن اهمیتش را؛ همین امروز هم نیاز به آن را در مسائل عمومی، خصوصی، جمعی، فردی، اجتماعی و سیاسی خود می‌فهمیم. بصیرت یعنی چشم انسان برسد به آن حق و حقیقت و صحیح و مطابق واقع؛ آن را بتواند نگاه کند، ببیند و درک کند. بصیرت یعنی درست و غلط را از هم جدا کند که چه کاری درست است و چه کاری غلط. خدای متعال می‌فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعلْ لَکُمْ فُرْقاناً». شما اگر تقوا داشته باشید، خداوند به شما بصیرت و قوه تشخیص حق از باطل را می‌دهد.

۵. تقوا؛ نوری روشنگر در فضای غبارآلود

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند تقوا داشته باشید، نوری خدا به انسان عنایت می‌کند در اثر این تقوا. نور خاصیتش این است که وقتی هست انسان همه‌چیز را می‌بیند و درک می‌کند. تقوا مثل نور می‌ماند؛ وقتی باشد انسان ماهیت هر چیزی و حقیقت هر چیزی را می‌بیند و درک می‌کند؛ خوب را، بد را، درست را و غلط را درک می‌کند. پس فرمودند کسی که تقوا داشته باشد و بنده خدا باشد، نور تقوا می‌شود هدایت‌گرش؛ با همان تقوایی که دارد حفظ می‌شود در همه مسائل؛ چه مسائل شخصی و جزئی زندگی و چه مسائل عمومی، اجتماعی و سیاسی. ابزار تقوا، نیرویی نافذ است که پشت‌پرده قضایا را آشکار می‌سازد.

۶. پایداری در جبهه حق و دوری از هم‌سویی با منحرفان

در حکایت مرحوم ملاعباس تربتی در قضایای مشروطیت، وقتی از ایشان خواستند امضا کند، فرمود: «من حداقل این را می‌دانم آن کسانی که پشت این مشروطیت هستند، چه کسانی هستند؟... اگر کاری پیش بیاد، مسئله‌ای پیش بیاد، اتفاقی بیفته، و آدم‌های بد و آدم‌های منحرف پشت آن کار قرار بگیرند، ما نباید در آن صف قرار بگیریم؛ در آن صف نباید برویم.» یک شعاری مطرح می‌شود، یک حزبی درست می‌شود، ما پشت‌پرده‌اش را نمی‌دانیم و تحلیلش را نداریم، اما گاهی می‌توانیم ببینیم چه کسانی پشت این حرف هستند؟ چه نوع انسان‌هایی پشت این شعار قرار گرفته‌اند؟ عقب‌شان چیست؟ گذشته‌شان چیست؟ تقوا به انسان می‌آموزد که هم‌سوی با منحرفان حرکت نکند.

۷. تقوا، کلید اصلی سداد؛ فراتر از تحلیل‌های سیاسی

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اتَّقُوا اللَّهَ فَإِنَّ تَقْوَی اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ»؛ کلید رسیدن به سداد، یعنی صواب، یعنی درست و صحیح، کلیدش تقوا است و فقط هم این راه هست. اگر باور کردیم، به نتیجه می‌رسیم. تجربه نشان داد کسانی که از این راه رفتند، محفوظ ماندند و خدا حفظشان می‌کند. اما کسانی که نخواهند از این راه بروند، هرچه هم از راه‌های دیگر بخواهند بروند که به درست برسند، نمی‌رسند. تحلیل سیاسی و دانستن اخبار سیاسی یک گوشه‌ای از کار است، اما کار اصلی و اساسی نیست. تحلیل‌گران بزرگی در سیاست داشتیم که در فتنه‌های بزرگ زمین خوردند؛ چرا که مسئله اصلی، رعایت خط قرمزهای خدا و تقوا است.

۸. مشورت با عقلا؛ زمینه‌ساز دست‌یابی به رأی درست

در بین دستورات الهی، مسئله مشورت کردن از برجسته‌ها است و مشورت کردن جزئی از تقوا است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنِ اسْتَشَارَ ذَوِی النُّهَی وَ الْأَلْبَابِ... ظَفِرَ بِالْحَزْمِ وَ السَّدَادِ». کسی که مشورت می‌کند، اهل مشورت است و خودرأی نیست. آن‌جایی که کار فنی و تخصصی است، از خودرأیی، تکبر و خودخواهی دوری می‌کند و با انسان‌های عاقل مشورت می‌نماید؛ انسان‌های عاقلی که در استفاده از عقل برجسته‌اند و آدم‌های پخته‌ای هستند. با این‌ها مشورت کند، دو نتیجه می‌گیرد: یکی دور را می‌بیند (حزم) و آینده را تا حدی پیش‌بینی می‌کند و یکی هم سداد، یعنی رسیدن به رأی و تصمیم درست.

۹. حقیقت دعا؛ هم‌راهیِ درخواست با عمل و پا‌ک‌سازی

دعا کردن آن کاری است که خدا در «ایاک نستعین» به ما یاد می‌دهد؛ ما از خدا کمک می‌خواهیم. اما کنار «ایاک نستعین»، «ایاک نعبد» است؛ یعنی ما باید آنچه را که خدا از ما خواسته هم ادا و عمل کنیم. وقتی می‌گوییم «اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم»، باید گناهانی را که نعمت‌ها را تغییر می‌دهد و از انسان می‌گیرد، بشناسیم و ترک کنیم. وگرنه اگر دعا کنیم و بعد بروم همون کار را بکنیم، این یک نحوه استهزاء و مسخره کردن است؛ که یک چیزی را بخواهیم و ابراز کنیم، اما هیچ کاری نکنیم، بلکه خلافش عمل کنیم. دعا باید با اصلاح عمل همراه باشد.

۱۰. نجات از فتنه‌ها در پرتو تقوای الهی

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ». کسی که تقوا داشته باشد، خداوند او را از همه امتحان‌ها و فتنه‌ها نجات می‌دهد. فتنه و امتحان همیشه فقط سیاسی نیست؛ هم سیاسی است، هم اجتماعی، هم جمعی، هم فردی. هر مسئله و تصمیمی در زندگی ما می‌تواند یک امتحان باشد. کسی که تقوا داشته باشد، خداوند راه خروج از فتنه‌ها و نوری در تاریکی‌ها به او عطا می‌کند. آدم با تقوا ابهام و غبار برایش معنی ندارد و فضای غبارآلود برای او تاریک نیست؛ چرا که چشمش نافذ است، تدبیر دارد و پشت قضایا را به خوبی درک می‌کند.

فهرست

1️⃣ مفهوم «السَّدَادِ»، «أَدِلَّةِ» و «الرَّشَادِ»:
◽️تعریف دلیل و راهنما.
◽️ مفهوم رشاد (کار و تصمیم درست)

2️⃣ تقسیم دعاها:
◽️ دعاهای عقیدتی (یادگیری اعتقادات صحیح).
◽️ دعاهای عملی (اثرگذاری بر اخلاق و رفتار).

3️⃣ شرایط و مقدمات دعا:
◽️لزوم شناخت گناهان.
◽️ فراهم کردن مقدمات استجابت دعا.

4️⃣ چطور از اهل سداد باشیم:
◽️ اهمیت تصمیمات و اعمال درست.
◽️ارتباط سداد و تقوا.
◽️توضیح امیرالمومنین علیه السلام

5️⃣ نقش تقوا در بصیرت:
◽️ بصیرت و تشخیص حق از باطل.
◽️ اثر تقوا در مسائل شخصی و اجتماعی.

6️⃣ نمونه تاریخی از تقوا و بصیرت:
◽️ داستان مرحوم ملا عباس تربتی و قضایای مشروطه.

7️⃣ تقوا به عنوان راه نجات انسان:
◽️اهمیت اطاعت و بندگی خدا.
◽️تأثیر تقوا در تصمیم‌گیری و پیشگیری از خطا.

8️⃣ مشورت در اسلام:
◽️جایگاه مشورت به عنوان بخشی از تقوا.
◽️ ضرورت مشورت با افراد عاقل و باتجربه.

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه مسجد قدس(جلسه چهارم) ۲۹ دی ۱۴۰۳

موضوع: صوت کامل سخنرانی