شرح صحیفه سجادیه (جلسه هفتم)‌ مسجد سیدالشهداء علیه السلام
صوت کامل سخنرانی
1403/10/28
پست

🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمّدی 

شرح عبارت: «وَ انْتَهِ بِنِیتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه السلام)
🗓 ۲۸ دیماه۱۴۰۳

شرح صحیفه سجادیه (جلسه هفتم)‌ مسجد سیدالشهداء علیه السلام

🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمّدی 

شرح عبارت: «وَ انْتَهِ بِنِیتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»

🕌 مسجد سیدالشهداء (علیه السلام)
🗓 ۲۸ دیماه۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

قسمت دیگری از دعای مکارم الاخلاق این هست: «و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الاعمال».

امام سجاد (علیه‌السلام) آن مسئله‌ای که اینجا ما را به آن توجه می‌دهند، این هست که انسان در نیت و قصد خود در کارها (یک) و در خودِ کارهایی که انجام می‌دهد (دو)، یک نقطه خیلی بلندی را مد نظر بگیرد؛ و آن این است که نیتش و قصدش، بهترین نیت‌ها باشد و کارش هم بهترین کارها باشد. ایشان یک نقطه بلندی را ترسیم می‌کنند که انسان به این چیزی که هست، قانع نباشد و در همین حدی که هست، نماند.

مفهوم نیت و اهمیت قصد خیر

نیت و قصد توضیح داده شد؛ هر انسانی هر کاری می‌کند، یک قصدی دارد. این قصدها گاهی قصد خوب است و گاهی هم قصد بد و غلط هست. اینجا نمی‌فرماید: «خدایا من قصد بد نداشته باشم»، اصلاً از این حرف‌ها گذشته است؛ می‌گوید بلکه در قصدهای خوب و نیت‌های خوبی که دارم، آن بهترین قصد را داشته باشم و بهترین نیت را داشته باشم.

مثال زدیم؛ یک وقت شما کاری برای کسی انجام می‌دهید — برای همه پیش می‌آید، یک عبادتی یا یک کار خیری انجام می‌شود — انسان یک قصدی دارد. گاهی قصد، قصد بدی است و نیت انسان خراب است در آن کاری که انجام می‌دهد؛ مثلاً کار را که برای کسی انجام می‌دهد، می‌خواهد چیز بدی را اثبات کند، می‌خواهد به رخش بکشد، می‌خواهد بعداً منتش را بگذارد. یک چنین قصدهایی گاهی در کار انسان هست؛ می‌خواهد یک خودنمایی داشته باشد. کار، کار خیری است اما قصدش بد است. این پیش خدا هیچ ارزشی ندارد و هیچ اعتباری ندارد. این [موضوع] هیچ.

قصد بد ممنوع است؛ قصد بد از ایمان ضعیف انسان نشئت می‌گیرد. اگر ما نگاه کردیم و دیدیم در کارمان گاهی دچار این قصدهای بد می‌شویم، باید بدانیم که در آن جهت و مقدار، ایمان‌مان ضعیف است و مشکل داریم؛ و این مشکل باید اصلاح بشود. چون اگر ایمان انسان و باورهای انسان درست باشد، یکی از آثارش این است که این قصدهای بد و نیت‌های بد در کار آدم نمی‌آید؛ این یک.

رسیدن به بهترین نیت‌ها در امور زندگی

پس قصد بد نباشد. دو، در بین قصدهای خوب، آن بهترین قصد باشد. این کاری که ما برای یک کسی انجام می‌دهیم، یک وقت در همین حد انجام می‌دهیم که مشکلش حل بشود و تمام شد و رفت؛ هیچ منتی، قصد بدی یا فکر بدی هم نداریم و همین را فقط می‌خواهیم. این خوب است و خیلی هم قصد خوبی است، انسان هم عقب‌گرد نمی‌کند و به حالش مفید است؛ اما امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید از این بهتر [را بخواه]. و آن اینکه وقتی من قصدی می‌کنم کاری برای کسی مثلاً انجام بدهم، عبادتی انجام بدهم، کار کسی را راه بیندازم، مشکلش را حل کنم، در خانه کاری انجام بدهم برای زن و بچه، یا بیرون از خانه برای کسی می‌خواهم کاری را انجام بدهم، این حالت، قصد و نیتم را بگذارم به این حساب و به این نیت و به این حالت که این، آن چیزی است که خداپسند هست؛ و من از این جهت که خداپسند هست، انجامش می‌دهم.

خدا دوست می‌دارد مثلاً در خانه، انسان به همسرش و به بچه‌هایش محبت کند، به همسرش و به بچه‌هایش کمک کند؛ کاری، مشکلی، بار سنگینی در مسائل خانه‌داری یا از این چیزها که در خانه هست، خب خداپسند است که آدم کمک کند تا بار آن‌ها سبک بشود.

در بیرون و در جامعه هم همین‌طور است. کسانی که مشکلی دارند، یکی از عبادات بزرگ، خدمت به مردم است. حالا از این باب که خداپسند است، خدا دوست می‌دارد، مطلوب خداست و محبوب خداست، از این جهت انجام بدهد؛ این می‌شود بهترین نیت. این یک تیر و دو نشان هست؛ یک نشان، آن کاری است که انجام می‌شود و مشکل طرف است که حل می‌شود. نشان دوم، آن گذاشتن به حساب خدای متعال هست و پای خدای متعال را وسط کشیدن و به حساب اینکه خدا این کار را دوست می‌دارد، انجام دادنش.

نتیجه‌اش این می‌شود که انسان ارزش کارش پیش خدا محفوظ می‌شود، خیلی زیاد می‌شود و بعد آثار خودش را دارد. چون خدا خیلی خوب تلافی می‌کند کار خوب انسان را. اما اگر ما به حساب خدا نگذاریم، از این جهت خیلی بهره‌ای نمی‌بریم؛ نه ایمان‌مان رشد می‌کند و نه از آثار خوبِ برای خدا کار کردن بهره‌ای می‌بریم. این، بحث قصد و نیت بود که عرض شد.

معیار اسلام در سنجش اعمال: کیفیت در برابر کمیت

قسمت بعدی می‌فرماید: خدایا به من توفیق بده که عملم هم بهترین عمل بشود؛ یعنی نه فقط عمل بد نباشد و کار بد و غلط و گناه نباشد، بلکه در اعمال معمول و اعمالی که انسان انجام می‌دهد، این بهترین را انجام بدهد، بهترین [آن‌ها را]. حالا بهترین عمل چی هست؟ یعنی چه حالتی هست، چه چیزی هست که انسان داشته باشد یا چه کاری هست که انسان انجام بدهد تا عملش بشود بهترین عمل؟

انسان‌ها تصورشون این است که کسی بهترین عمل را دارد که خیلی مثلاً نماز می‌خواند، خیلی مفاتیح ورق می‌زند، خیلی روزه می‌گیرد؛ مثلاً عابد است خلاصه‌اش. یک عابد است به این معنایی که زیاد اهل عبادته؛ عبادت هم به همین معنای همین کارهای ظاهر دین و مسائل ظاهری [تلقّی می‌شود]؛ نماز مستحبی زیاد بخواند، روزه بگیرد و کارهای دیگر. این کمّیت اعمال، بیشتر در ذهن انسان‌ها مطرح هست؛ یعنی یک کسی که بیشتر این کارها را انجام می‌دهد، می‌گویند این آدم خوبی است و این بهترین آدم است.

اما از نظر اسلام، کمّیت مسئله اصلی نیست. از نظر اسلام آن چیزی که مسئله اصلی هست، کیفیت کار هست، نه کمّیت. یعنی نگاه نمی‌کنند ببینند این چقدر حجم نمازهایش زیاد است مثلاً، چقدر روزه زیاد می‌گیرد، چقدر دعاها را مثلاً زیاد می‌خواند، یا مستحبات را زیاد انجام می‌دهد؛ این مسئله در کار نیست و اصل اول نیست.

اصل اول یک چیزهای دیگری است که برمی‌گردد به فرد؛ که این فرد کیست که آن کار را دارد انجام می‌دهد. احسنِ عمل و بهترین عمل، برگشتش به این است که فرد چه آدمی است. دو نفر نماز می‌خوانند اینجا، دو نفر ماه رمضان روزه می‌گیرند، دو نفر خمس می‌دهند، دو نفر کار خیر می‌کنند، دو نفر مهمانی می‌دهند، افطاری می‌دهند، اطعام می‌کنند، قربانی می‌کنند، مجلس روضه می‌روند، زیارت می‌رند، یا مجلس روضه می‌گیرند؛ اما این دو نفر تفاوت عبادت‌شان زمین تا آسمان است. این نماز می‌خواند، آن هم نماز می‌خواند؛ اما تفاوت دارد. تفاوت این دو تا نماز به چیست؟ به خودِ فردش است. نماز همان است‌ها، فرد چون متفاوته، نماز یک کسی بهترین عمل است و نماز یک کسی عمل معمولی است؛ خوب است، اما بهترین حساب نمی‌شود. به این نگاه می‌کنند و این ملاک هست که فرد چه جور آدمی است؛ همین. نه اینکه حجم عبادت‌هایش چقدر است، مثلاً خیلی عبادت می‌کند، نه. فرمودند نگاه نکنید ببینید فرد چقدر اهل عبادته، مثلاً چقدر زیاد نماز می‌خواند این‌ها؛ این‌ها پیش ما ملاک نیست.

دو ویژگی اصلی برای تحقق «احسن الاعمال»

ملاک برمی‌گردد به فرد، به دو ویژگی؛ دو تا ویژگی باید داشته باشد. اگر فردی این دو تا ویژگی را داشته باشد، ولو اعمال خیرش کم باشد — یعنی در حد همین واجباتش است و محرماتش، و بیش از آن هم چیزی ندارد و کار خاصی به آن معنا ندارد — اما همین فرد که این دو تا ویژگی را دارد، همین نمازش، همین نمازی که می‌آید می‌خواند، این پیش خدا بهترین نماز حساب می‌شود.

از آن طرف، فردی ممکنه خیلی اهل کارهای خوب هست، خیلی زیاد اهل این عبادات هست، اما عباداتش و نمازش و روزه‌اش پیش خدا ارزش ندارد؛ یعنی ارزشش کم است، خیلی کم است. در این حد است که یک ثوابی به خاطر این کار خوبش به او بدهند، اما بیش از این ارزش ندارد. تفاوت به این دو مسئله برمی‌گردد. چیست آن دو مسئله؟

ویژگی اول: تقوا و حساسیت نسبت به واجبات و محرمات

یک؛ آیا این فرد در بیرونِ نمازش، در طول زندگی‌اش، در ارتباطش در خانه با زن و بچه، با همسر و فرزندان، بعد با اقوام، دوستان، همسایگان و بعد با بقیه مردم و با خدا و با همه، این ارتباطش چقدر مقید است به واجبات الهی و گناهان و محرمات الهی؟ یعنی چقدر حساس است و برایش مهم است که واجبی از او روی زمین نماند. از آن طرف چقدر حساس است و برایش مهم است که خدای نکرده مرتکب گناهی نشود. اگر یک فردی این ویژگی را داشته باشد، یک قدم بزرگ برداشته برای اینکه همین یک نمازی که می‌آید مغرب می‌خواند، عشا می‌خواند، ظهر می‌خواند، عصر می‌خواند، از همه نمازهای بقیه‌ای که این ویژگی را ندارند، پیش خدا ارزشمندتر باشد.

دیگر خدای متعال برایش مسئله نیست که این حالا همین‌طور روزه مستحبی می‌گیرد یا نه، این همین‌طور خیلی نماز مستحبی می‌خواند یا نه، یا کارهای دیگرِ خیر را زیاد انجام می‌دهد یا نه. این یک دُرّ گران‌بهایی دارد که با وجود آن دُرّ گران‌بها خیلی ارزشمند شده پیش خدا؛ و آن هم تقواست؛ انجام واجباتش و ترک گناهانش. اگر کسی این قدم را بردارد، یک قدم [برداشته] به اینکه کارش ولو کم باشد، بهترین عمل باشد؛ این قدم اول.

ویژگی دوم: اخلاص و رهایی از توقعات نفسانی

قدم دوم، دوباره برمی‌گردد به فرد و همان نیت که عرض کردیم. این فرد نیتش و قصدش از انجام کار چیست؟ اینکه دارد برای یکی دوندگی می‌کند و مشکل این را حل بکند، قصدش چیست؟ قصد بد که هیچ، قصدش آن بهترینه باشد؛ یعنی پای خدای متعال وسط باشد و برای خدا کار کند. وقتی کار برای خدا بشود، انسان از خیلی از این فکرهای بد نجات پیدا می‌کند.

ما اگر توجه کنیم، خدای نکرده در خودمان و در اطرافیان‌مان می‌بینیم؛ افراد زیادند، یک کار خیری می‌کند، اما به رخ می‌کشد؛ یک کار خیری می‌کند، منتش را می‌گذارد؛ یک کار خیری را می‌کند، طلب‌کار است. این‌ها همه را داریم و یعنی از داخل خانه شروع می‌شود که خانم کار انجام می‌دهد، بعد طلب‌کاری می‌کند از همسرش؛ آقا می‌رود کاری انجام می‌دهد — حالا یک زحمتی می‌کشد در خانه یا بیرون خانه — بعد می‌آید طلب‌کاری می‌کند از همسرش؛ و در ارتباطات با بقیه.

این که هست که گاهی آدم‌ها کاری انجام می‌دهند، بعدش به یک نحوی مشکلی هست در انجام کارش؛ توقع دارد، توقع دارد بالاخره از او تشکر کنند، به رو بیاورند، سپاس‌گزاری کنند؛ توقع دارد خب حالا که این کار را کرده، بقیه هم برایش یک کاری انجام بدهند؛ توقع دارد. این توقع داشتن در کار خیر، یعنی اینکه آدم اخلاص ندارد.

خدا برای چه اخلاص را مطرح کرده است؟ برای همین که آدم از شر این چیزها راحت بشود. یعنی وقتی آدم اخلاص داشته باشد، اخلاص یعنی چه؟ یعنی طرف حساب من خداست، کس دیگری نیست. من اگر در خانه هم پا می‌شوم خانه را جارو می‌کنم، می‌روم ظرف می‌شویم، یا یک کاری در خانه انجام می‌دهم، من که به خاطر اینکه زن و بچه‌ام فقط ببینند و خوشحال بشوند و یا به رخشون بکشم که انجام نداده‌ام؛ من چون کار، کار خداپسندی است انجام داده‌ام. اصلاً طرف حساب آدم خداست. چون طرف حساب خداست، هیچ توقعی، چشم‌داشتی، منتی و اذیتی در کار نیست.

اخلاص این‌قدر گران‌بهاست و این‌قدر مهم [است]؛ که خدا می‌فرماید: کار را بدهید به من، اخلاص داشته باشید. برای این است که ما از شر این کثافت‌های نفسانی‌مان نجات پیدا کنیم. کثیف شده نفس‌مان؛ از طهارت و پاکی و زلالی درآمده، کثیف شده، چرک شده است. به چه چیز چرک شده؟ به همین منت‌ها، به همین توقعات، به همین اذیت‌ها. «لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی». یک کار خیری می‌کنید، دیگر چرا منت می‌گذارید؟ منت نگذارید؛ منت که می‌گذارید، باطلش می‌کنید پیش خدا. پیش خدا دیگر حساب ندارید.

آن‌وقت حیفه واقعاً؛ یعنی آدم رفته یک کاری برای یکی کرده، جان کنده، زحمت کشیده، عرق ریخته، بعد می‌آید منت می‌گذارد سرش؛ هیچی دیگر، تمام شد و رفت. پیش خدا هیچی ندارد دیگر؛ این فقط زحمتیش را برد، هیچ هم دیگر پیش خدا حساب کتاب... وقتی پیش خدا نداری، یعنی تمام شد دیگر. شما برای این انجام دادی، ببین حالا این اگر تشکری کرد، ته خطش همین تشکرش است؛ ته خطش همین این است که مثلاً حالا او هم بیاید عوضش یک کاری برای شما بکند، دیگر تمام شد و هیچی دیگری هم نیست. در قیامت هم آدم توقع هیچی را نباید از خود داشته باشد، چون خدا می‌گوید: «برای من که نکردی؛ برای من نکردی، من بهت مزدش را بدهم؟ نمی‌دم؛ مزدش با خودت، با همانی که برایش کردی، با همانی که به رخش کشیدی، خب از او بخواه».

اخلاص برای این است؛ اخلاص برای این است که آدم از این من‌من و نفسانیات و خودخواهی‌ها و توقعات و اذیت‌ها و منت‌ها و چشم‌داشت‌ها، این‌ها نجات پیدا کند و راحت بشود. این‌هایی که اخلاص دارند اصلاً برایشان مهم نیست که حالا من یک کاری کردم، در عوضش فلانی هم تلافی کرد مثلاً یا نه. می‌گوید: «خب شما زنگ بزن به برادرت یک احوالی بپرس از او، زنگ بزن به قوم و خویش‌ات، ارحام‌ات، یک احوالی بپرس، یک برو خانه‌شان یک سری بهشان بزن»؛ می‌گوید: «من رفتم، او نمی‌آید». خب او نمی‌آید یعنی چه؟ یعنی شما می‌روی که او بیاید؟ قاعده کار است؟ یعنی حتماً عوضش باید او بیاید؟ چون او آن کار خیر شما را تلافی نکرده، شما ناراحتی؟ مگر شما کار را برای او کردید؟ شما صله رحم انجام باید بدهید چون خداپسند است؛ همین. نه چون به خاطر او؛ به خاطر او فرد انجام نباید بدهی، وقتی به خاطر او فرد انجام می‌دهیم، پشتش توقع داریم.

اخلاص می‌آید آدم را از این چیزها نجات می‌دهد؛ می‌گوید تو برو، سر بزن، تلفن بزن، احوال بپرس، برای خدا هم بکن؛ چون خداپسند است انجام بده، پیش خدا محفوظ است، نگه می‌دارد، سر وقتش تلافی می‌کند. اما شما می‌روی، انجام می‌دهی، منتظری، توقع داری که چون رفتی او هم باید بیاید؛ چون شما تلفن زدی او نزده، پس من هم نمی‌زنم دیگر! آدم اسیر نفسش است، آن‌وقت پیش خدا ارزش ندارد، ایمان آدم رشد نمی‌کند و آدم جلو نمی‌رود.

کلام امام صادق (ع) در تبیین عمل احسن

لذا خدای متعال در قرآن می‌فرماید ما شما را آفریدیم که ببینیم کدام‌تان عملش احسنه، بهتره، نه کدام بیشتره؛ نه اینکه کی بیشتر نماز می‌خواند، کی بیشتر مفاتیح ورق می‌زند؛ نه، این نیست، احسنِ عمل [ملاک است].

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: احسنِ عمل که خدا می‌گوید من آن را می‌خواهم از شما، به دو چیز است؛ یک، خداترسی، یعنی اینکه آدم گناه الهی را انجام ندهد. گناه نمی‌کند، نمازش می‌شود بهترین نماز، همین؛ نه چون خیلی نماز می‌خواند، نمازهایش بهترین نماز است. یکی خداترسی، یکی هم نیت درست، اخلاص. بعد فرمودند: «الابقاء علی العمل حتی یخلص، اشد من العمل». اینکه این‌قدر مواظب کارت باشی که خالص برای خدا باشد، نه برای این و آن؛ این از اصلِ عمل سخت‌تر است. بعد می‌فرماید: عمل خالص چیست؟ عملی است که نمی‌خواهی غیر از خدا — از غیر از خدا، از هیچ‌کسی — هیچ توقعی نداری؛ از هیچ‌کسی توقع نداری که حالا یکی ببیند و بعد هم سپاس‌گزاری کند، تشکر کند؛ این‌ها در کار نباشد. این دو تا ویژگی اگر در انسانی بود، همین نمازش می‌شود بهترین عمل.

امام سجاد (علیه‌السلام) همین اولِ این دعای مکارم الاخلاق، ما را دارد می‌برد در این وادی؛ که شما بیا برو به سمت کمال‌گرایی و کمال‌گرا بشو، چون نقطه کمال است که تو را نجات می‌دهد و درست می‌کند تو را. آن کمال عمل، کمال نیت، کمال ایمان، کمال یقین؛ کمالش کجاست؟ این است. آن‌وقت یک مسلمان درست‌حسابی در اسلام این‌جوری تربیت می‌شود؛ دنبال کارش، یک؛ گناه در آن نباشد، زندگی‌اش در آن گناه نباشد. دو؛ کارش هم با اخلاص باشد.

با گناه که نباشد، آن ناخالصی‌ها و چیزهای بد در اعمال آدم از بین می‌رود؛ خدا از آدم‌های با تقوا فقط عمل را قبول می‌کند، از آدم‌هایی هم که گاهی گناه می‌کنند اصلاً عمل قبول نمی‌کند. دوم هم اخلاص؛ می‌گوید حالا همین کارهای خوب هم که انجام می‌دهی، به خاطر من انجام بده، نه به خاطر آدم‌ها؛ از آدم‌ها توقعی نداشته باشید.

سنجش خویشتن و الگوی اخلاص در سیره امام (ره)

لذا یک رجوعی باید به خودمان داشته باشیم؛ آن رجوع هم این است که اگر احیاناً یک گاهی کاری انجام می‌دهیم برای کسی یا جایی، بعد توقعی داریم — هر گونه توقعی — این نشان می‌دهد اخلاص نیست، نیست؛ هیچ تعارفی هم ندارد، هیچ توجیهی هم ندارد؛ توقعی، چشم‌داشتی. یا نیت‌های معمول که آدم‌ها می‌کنند؛ مثلاً حالا می‌رود آنجا که کار خوبی انجام بدهد تا فلانی ببیند؛ مجلس ترحیم می‌روم که صاحب‌مجلس من را ببیند، مثلاً حالا همین، در همین حد. نه، این نیت می‌تواند درست بشود، یعنی برگردد به اینکه رفتن به مثلاً مجلس ترحیم چیزی‌ست که خداپسند است، خدا خواسته که آدم برود به صاحب‌مجلس مثلاً تعزیت بگوید، تسلیت بگوید؛ از این باب. حالا صاحب‌مجلس دید که دید، به او تسلیت می‌گویم، ندید هم که ندید؛ نه اینکه بخواهم بروم فقط خودم را نشان بدهم و بیایم.

خدا رحمت کند مرحوم امام را (رضوان خدا بر او)، یکی از آقایان می‌گفت که وقتی ایشان نجف بود، یک زمانی من رفتم به ایشان گفتم: «فلانی از دنیا رفته، بیا برویم مجلس ترحیمش»، بنا شد دوباره من مثلاً عصری، وقتی سراغ بگیرم. عصر رفتم دمِ درِ ایشان گفتم: «بیا برویم»، ایشان گفت: «من هر چی... من نمی‌آیم»، گفتم: «چرا؟»، گفت: «من هر چی نگاه کردم دیدم من می‌خواهم این کار را بکنم به خاطر او و به خاطر اعتبار خودم»؛ چون گاهی وقت‌ها بعضی‌ها یک جاهایی می‌روند برای اینکه اعتبار دارد، در چشم و عکس و فیلم بقیه باید بیفتد؛ آن‌جاها نشان داده می‌شود مثلاً. این نشان‌دادن‌ها در کاره که مثلاً من را ببینند من این کار را کردم؛ این نیت خلقِ انسان [بود] و مرحوم امام هم نرفت.

اخلاص وقتی باشد، آدم یک جاهایی می‌فهمد کارش چیست؛ آن‌وقت این را خدا آن‌جوری می‌برد بالا. خدا آن‌طوری می‌بَردش بالا. به این چیزها نمی‌خواهد کسب اعتبار کند؛ با عمل صالح و با اخلاص پیش می‌رود، خدا خودش می‌داند چطور آدم را ببرد بالا، به چه شکلی ببره بالا؛ این‌ها درست نیست. ان‌شاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که اعمال‌مان برسد به آن نقطه‌ای که این دو ویژگی را که از نظر اسلام مهم است در عمل، داشته باشد.

دعا و مناجات پایانی

پروردگارا به محمد و آل محمد، به ما توفیق ورود به صراط مستقیم عنایت بفرما. ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. به آن هدفی که بر صراط مستقیم قرار دادی، برسان. اعمال ما، رفتار ما، اخلاق ما را مطابق آنچه رضایت خودت هست، قرار بده. ما را لحظه‌ای به حال خودمان وامگذار. اموات‌مان، گذشتگان‌مان، حق‌داران‌مان، ارواح طیبه علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرما.

کسانی که به دین خدمت می‌کنند، کسانی که به این مملکت، به این مردم خدمت می‌کنند، یاری کن. رهبر معظم انقلاب را یاری کن. ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده. ایشان را در راه رسیدن به اهداف‌شان یاری کن. دشمنان اسلام، شرّشان را به خودشان برگردان. آمریکا، اسرائیل، وهابیت، صهیونیسم، هر کسی که ضربه‌ای می‌زند، خیانتی می‌کند، خدایا شرّشان را به خودشان برگردان. ملت‌های اسلامی را بیدار کن. حکومت‌های اسلامی را بیدار کن. آن‌ها را به صراط مستقیم هدایت کن.

امر فرج امام عصر (علیه الصلوة و السلام) را تسریع بفرما. ما را از اعوان و انصارشان قرار بده. سلام ما را به محضرشان برسان. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما. بالنبی و آله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

گزیده

۱. رسم کمال‌گرایی در دعای مکارم‌الاخلاق

در دعای مکارم‌الاخلاق آمده است: «و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الاعمال». امام سجاد (علیه‌السلام) ما را به این مسئله توجه می‌دهند که انسان باید در نیت و قصد خود در کارها و همچنین در خودِ کارهایی که انجام می‌دهد، یک نقطه بسیار بلند را مد نظر بگیرد؛ و آن این است که نیت و قصدش، بهترین نیت‌ها و کارش نیز بهترین کارها باشد. ایشان یک نقطه بلند را ترسیم می‌کنند تا انسان به این چیزی که هست قانع نباشد و در همین حدی که هست، نماند. اگر باورها و ایمان انسان درست باشد، یکی از آثارش این است که قصدهای بد و نیت‌های ناشایست در کار آدم نمی‌آید و انسان متمایل به کمال می‌شود.

۲. تفاوت قصد خوب با بهترین نیت در کارها

هر انسانی برای هر کاری که انجام می‌دهد، قصدی دارد. این قصدها گاهی خوب و گاهی بد و غلط هستند. در دعای مکارم‌الاخلاق، سخن از این نیست که خدایا من قصد بد نداشته باشم؛ بلکه می‌فرماید در بین قصدهای خوب و نیت‌های خیری که دارم، آن بهترین قصد و عالی‌ترین نیت را داشته باشم. یک وقت شما کاری برای کسی انجام می‌دهید تا فقط مشکلش حل شود و تمام شود و برود؛ بدون منت و فکر بد. این کار خیلی هم قصد خوبی است و به حال انسان مفید است، اما امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید از این بهتر را بخواه؛ یعنی کار را به این نیت انجام بده که چون خداپسند و مطلوب اوست، صورت پذیرد.

۳. خدمت به خلق با نیت محبوبیت نزد خدا

در جامعه، کسانی که مشکلی دارند، نیازمند یاری هستند و یکی از عبادات بزرگ، خدمت به مردم است. اگر انسان خدمت به خلق را از این باب انجام دهد که خداپسند، مطلوب و محبوب خداست، این کار تبدیل به بهترین نیت می‌شود. این یک تیر و دو نشان است؛ نشان اول، آن کاری است که انجام می‌شود و مشکل طرف حل می‌گردد. نشان دوم، گذاشتن کار به حساب خدای متعال، پای او را وسط کشیدن و انجام دادن آن به این حساب است که خدا این کار را دوست می‌دارد. نتیجه این می‌شود که ارزش کار انسان پیش خدا محفوظ و بسیار زیاد می‌شود، چون خدا کار خوب انسان را خیلی خوب تلافی می‌کند.

۴. معیار اسلام در سنجش اعمال: کیفیت در برابر کمیت

انسان‌ها گاهی تصور می‌کنند کسی بهترین عمل را دارد که خیلی نماز می‌خواند، خیلی مفاتیح ورق می‌زند یا روزه می‌گیرد؛ یعنی عابد است به این معنا که زیاد اهل کارای ظاهر دین و مسائل ظاهری است. این کمّیت اعمال، بیشتر در ذهن انسان‌ها مطرح است و می‌گویند کسی که بیشتر این کارها را انجام می‌دهد، بهترین آدم است. اما از نظر اسلام، کمّیت مسئله اصلی نیست؛ بلکه کیفیت کار مسئله اصلی است. نگاه نمی‌کنند ببینند چقدر حجم نمازهایش زیاد است، چقدر روزه زیاد می‌گیرد یا چقدر مستحبات انجام می‌دهد؛ احسنِ عمل و بهترین عمل، تماماً برگشتش به این است که فرد چه آدمی است و چه ویژگی‌هایی دارد.

۵. تقوا؛ دُرّ گران‌بهای ارزش‌گذاری عبادات پیش خدا

دو نفر در یک جا نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند یا کار خیر می‌کنند؛ اما تفاوت عبادت‌شان زمین تا آسمان است. تفاوت این دو به خود فرد برمی‌گردد؛ چون فرد متفاوته، نماز یک کسی بهترین عمل است و نماز دیگری عملی معمولی. ملاک این است که این فرد در طول زندگی و در ارتباطش با خانواده، همسر، فرزندان، اقوام و همسایگان، چقدر مقید به واجبات الهی و گناهان و محرمات است؟ یعنی چقدر حساس است که واجبی زمین نماند و مرتکب گناهی نشود. اگر فردی این ویژگی را داشته باشد، این یک دُرّ گران‌بها به نام تقواست که با وجود آن، عملش پیش خدا بسیار ارزشمند و بهترین می‌شود.

۶. اخلاص؛ راه نجات از چرک و کثافت‌های نفسانی

افراد زیادی کار خیری انجام می‌دهند، اما آن را به رخ می‌کشند، منت می‌گذارند یا طلب‌کار هستند؛ این توقع داشتن در کار خیر، یعنی اینکه آدم اخلاص ندارد. خدا برای همین اخلاص را مطرح کرده است تا آدم از شر این چیزها راحت بشود. وقتی آدم اخلاص داشته باشد، یعنی طرف حسابش فقط خداست و کس دیگری نیست. اگر در خانه کاری انجام می‌دهد، به خاطر این نیست که فقط بقیه ببینند و خوشحال شوند یا به رخشون بکشد؛ بلکه چون کار خداپسندی است انجام می‌دهد. وقتی طرف حساب خدا باشد، هیچ توقع، چشم‌داشت، منت و اذیتی در کار نیست و نفس از چرکِ توقعات پاک می‌شود.

۷. آفت منت‌گذاری و باطل شدن اعمال خیر

قرآن کریم می‌فرماید: «لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی»؛ یک کار خیری که می‌کنید، دیگر چرا منت می‌گذارید؟ منت که می‌گذارید، آن کار را پیش خدا باطل می‌کنید و دیگر پیش خدا حسابی ندارید. خیلی حیف است که آدم برود کاری برای کسی بکند، جان بکند، زحمت بکشد و عرق بریزد، اما بعد بیاید منت بگذارد سرش؛ این‌گونه دیگر تمام شد و رفت. پیش خدا هیچی ندارد و فقط زحمتش را برده است. وقتی کار برای خدا نباشد، ته خطش همین تشکر دنیایی یا تلافی طرف مقابل است و در قیامت هم آدم نباید توقع هیچ مزدی داشته باشد، چون خدا می‌گوید برای من نکردی که از من مزد بخواهی.

۸. رهایی از اسارت نفس در روابط اجتماعی و صله‌رحم

کسانی که اخلاص دارند، اصلاً برایشان مهم نیست که اگر کاری کردند، در عوض فلانی هم تلافی می‌کند یا نه. مثلاً می‌گویند به برادرت، قوم و خویش و ارحامت زنگ بزن و سری به آن‌ها بزن؛ می‌گوید من رفتم اما او نمی‌آید! اینکه می‌گویی او نمی‌آید، یعنی شما می‌روی که او بیاید؟ چون او کار خیر شما را تلافی نکرده، ناراحتی؟ مگر شما کار را برای او کردی؟ شما صله رحم انجام می‌دهی چون خداپسند است؛ همین. وقتی به خاطر خود فرد انجام می‌دهیم، پشت آن توقع داریم؛ اما اخلاص می‌گوید برای خدا انجام بده، پیش خدا محفوظ است و سر وقتش تلافی می‌کند، وگرنه انسان اسیر نفسش می‌شود.

۹. حقیقت عمل خالص از دیدگاه امام صادق (ع)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند احسنِ عمل که خدا آن را از شما می‌خواهد، به دو چیز است؛ یک، خداترسی یعنی اینکه آدم گناه الهی را انجام ندهد که در این صورت نمازش می‌شود بهترین نماز. یکی خداترسی و دیگری هم نیت درست و اخلاص. بعد فرمودند: «الابقاء علی العمل حتی یخلص، اشد من العمل»؛ اینکه این‌قدر مواظب کارت باشی که خالص برای خدا باشد و نه برای این و آن، این از اصلِ عمل سخت‌تر است. عمل خالص عملی است که در آن، از غیر از خدا و از هیچ‌کسی، هیچ توقعی نداری؛ نه می‌خواهی کسی ببیند و نه سپاس‌گزاری و تشکر کند.

۱۰. کمال‌گرایی اسلامی و الگوی اعتبار کاذب

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم الاخلاق ما را به سمت کمال‌گرایی می‌برد؛ یعنی زندگی مسلمان باید به گونه‌ای تربیت شود که اولاً گناه در آن نباشد تا ناخالصی‌ها از بین برود، و ثانیاً کارش با اخلاص باشد و از آدم‌ها توقعی نداشته باشد. نباید با کار خیر به دنبال کسب اعتبار بود. مرحوم امام (ره) در نجف دعوت شدند به مجلس ترحیمی بروند اما نرفتند و فرمودند: هر چه نگاه کردم، دیدم می‌خواهم این کار را به خاطر او و به خاطر اعتبار خودم بکنم؛ چون گاهی بعضی‌ها جایی می‌روند تا در چشم بقیه باشند و عکس و فیلم بگیرند. اخلاص که باشد، خدا خودش می‌داند چطور آدم را بالا ببرد.

فهرست

1️⃣توضیح نیت و قصد در کارها  
◽️ تفاوت نیت خوب و بد  
◽️ بهترین نیت‌ها چیست؟  
◽️ تأثیر نیت بر ارزش کارها نزد خدا

2️⃣ مثال‌هایی از نیت و قصد در عمل  
◽️ نیت‌های اشتباه در کارهای خوب  
◽️آثار نیت بد  
◽️ ارتباط نیت و ایمان

3️⃣ ویژگی بهترین عمل‌ها  
◽️ کیفیت عمل در مقابل کمیت  
◽️ نقش فرد در ارزشمند شدن عمل  
◽️دو ویژگی اصلی برای بهترین عمل‌ها  
◽️ تقوا: انجام واجبات و ترک گناهان  
◽️ اخلاص: خالص کردن نیت برای خدا  

4️⃣ اخلاص در عمل  
◽️ تعریف اخلاص و آثار آن   
◽️خطرات توقع و منت در کار خیر

5️⃣ ضرورت تلاش برای کمال نیت و عمل  
◽️ نقش اخلاص و تقوا در پذیرفته شدن اعمال نزد خدا

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

شرح صحیفه سجادیه (جلسه هفتم)‌ مسجد سیدالشهداء علیه السلام

موضوع: صوت کامل سخنرانی