
🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمدی
💠 شرح دعای امام سجاد علیهالسلام
🖋 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ.
▫️دعای مکارم الاخلاق، فراز درباره میانهروی و اعتدال
——
🕌 مسجد قدس
🗓 ۲۲ دیماه ۱۴۰۳

🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمدی
💠 شرح دعای امام سجاد علیهالسلام
🖋 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ.
▫️دعای مکارم الاخلاق، فراز درباره میانهروی و اعتدال
——
🕌 مسجد قدس
🗓 ۲۲ دیماه ۱۴۰۳
🎧 صوت کامل سخنرانی استاد محمدی
💠 شرح دعای امام سجاد علیهالسلام
🖋 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ.
▫️دعای مکارم الاخلاق، فراز درباره میانهروی و اعتدال
——
🕌 مسجد قدس
🗓 ۲۲ دیماه ۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما و بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
در ادامه فرازهای دعای شریف مکارمالاخلاق، به این فراز رسیدیم؛ فرمودند:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَتِّعْنِی بِالِاقْتِصَادِ».
«مَتِّعْنِی» از متاع میآید؛ یعنی یک کالای معمولاً باارزش. «اقتصاد» در کلام عرب، یعنی همان میانهروی؛ حد وسط بین افراط و تفریط را تعبیر میکنند به اقتصاد. امام سجاد (علیهالسلام) میفرمایند: «خدایا، من را از متاع ارزشمند میانهروی بهرهمند ساز.»
قبلاً عرض شد، در دو سه جمله قبل که فرمودند: «اللَّهُمَّ اسْلُکْ بیالطَّرِیقَةَ الْمُثْلَى»، در اسلام یک صراط مستقیم داریم که در همین نمازها، در سوره مبارکه حمد خوانده میشود؛ و هر شبانهروز، هر انسانی موظف است حداقل ده بار این آیه و این دعای مهم را داشته باشد: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ».
این یک راهی است که خدای متعال با واجب کردن نماز و منجمله در ضمنش قرار دادن سوره مبارکه حمد و محتوای این سوره و از جمله این بحث صراط مستقیم، ما را به آن توجه میدهد؛ راهی که انسان همان اول صبح که از خواب بلند میشود و نماز میخواند، باید توجه کند که در این راه باشد.
مشغول کارش میشود، ظهر میشود، دوباره باید بیاید و دست از کار بکشد، نماز بخواند و باز بگوید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ». عصر، مغرب، عشاء؛ یک راهی را ترسیم کردهاند و مرتب ما داریم آن را تلقین میکنیم و از خدا میخواهیم که ما را در این راه قرار دهد.
«مستقیم» هم همانطور که عرض شد، در لغت عرب منظور همان «معتدل» هست؛ یعنی حد وسطی که نه افراط در آن هست و نه تفریط. اینکه به «راه راست» معنی میشود، یک مقداری معانیاش ممکنه ابهام داشته باشد یا ضعیف باشد؛ آن، راه معتدلی است بین افراط و تفریط، که راه همه انبیاء، همه اوصیاء، همه بندگان صالح خدا، همه شهدا و همه علمای با تقوا، همین بوده است؛ راه معتدل.
بعد هم این مستقیم را، یعنی معتدل بودن را، خدای متعال تعیین فرمود به «بندگی». یعنی باز تفسیر این را نسپرد به انسانها که حالا هر کسی اعتدال و میانهروی را به فکر خودش تفسیر کند؛ فرمود: «أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». این صراط مستقیم که شما الان در نماز میخوانید و از خدا میخواهید، بدانید که بندگی خدا میشود عین صراط مستقیم. آن کسی که در خط بندگی است، در صراط مستقیم است؛ در یک راهی است که ویژگی برجسته و برترش اعتدال است، میانهروی است، مستقیم است.
از بین همه صفاتی که این صراط مستقیم دارد—که صفات متعددی است—خدای متعال این صفت را ترجیح داده و آورده اینجا، تا ما توجه کنیم؛ راه سعادت ما، دنیا و آخرت ما، در طی کردن این صراط مستقیم است که راهی است معتدل، میانهرو و بهدور از افراط و تفریط.
اما چون انسانها نظرشان نسبت به افراط و تفریط و میانهروی مختلف است، خدای متعال بندگی کردن خودش را، و در پیشگاه خودش مطیع و فرمانبردار بودن را، و واجبات را انجام دادن و گناهان را ترک کردن را، مصداق اعتدال [قرار داده است]. از نظر خدای متعال، این مصداق اعتدال است؛ یعنی آنچه که از واجبات هست، انسان انجام دهد و آنچه که از گناهان هست، ترک کند، میشود یک انسان معتدل.
حالا واجب الهی هر چه میخواهد باشد؛ حتی دستورات خدا باشد، امر به معروف باشد، نهی از منکر باشد، که باید باشد و واجب است، با حد و شئون و شرایطش، این عین اعتدال است. کسی نباید در خط دین و بر اساس دین، احساس کند که پیاده کردن بعضی از دستورات خدای متعال، افراط است. هر دستور الهی، امر به معروف و نهی از منکر، که زیربنای اقامه همه واجبات هست، آنجایی که واجب است و با آن شرایطی که واجب است، عین اعتدال و در مقابل افراط و تفریط است. این مسیر زندگی ماست. مصداق اعتدال به چیست؟ به بندگی خدا. هر آنچه خدا واجب کرده و گناه اعلام نموده، تعبد به اینها انسان را معتدل بار میآورد.
اینجا امام سجاد (علیهالسلام) یک مسئلهای را مطرح میکنند که مربوط به همان است؛ و آن اینکه: «خدایا، من را از همین اقتصاد، یعنی اعتدال—که این متاع ارزشمند است—بهرهمند فرما و اعتدال را به من عنایت کن، که من در زندگیام دچار افراط و تفریط نشوم.» این خیلی مهم است. این چیزی است که ما داریم شبانهروز به خودمان تلقین میکنیم، که دچار افراط و تفریط نشویم؛ اما بر اساس آن چیزی که خدا تعیین کرده به عنوان مصداق بندگی، یعنی آن چیزی که خدا واجب نموده است.
از آثار بندگی خدا، امیرالمؤمنین (علیهالصلاة والسلام) در آن خطبه همام، از آثار تقوا و نشانههای اهل تقوا همین را میفرمایند؛ فرمود: «مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ». «مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ» یعنی میانهروی مثل یک لباسی، سر تا پای اینها را پوشانده است. همه شئون زندگیشان را که آدم نگاه میکند، اهل تقوا، یکی از ویژگیهای برجستهشان این است که در همه شئون زندگیشان، همه آنچه که از زندگیشان میبیند انسان، از رفتارشان، از لباسشان، از خوراکشان، از امکاناتشان، از سبک زندگیشان، همهاش، یک میانهروی بر آن حاکم است؛ نه تفریط است و نه افراط، اینها در آن نیست.
اینکه میگوید «مَلْبَسُهُمُ»، صرفاً فقط لباس نیست؛ لباس هم یکی از مصادیقش است. این کنایه است، این تشبیه است، یک تمثیل است؛ وقتی میخواهند بیان کنند یک کسی خیلی این ویژگی در او بارز است و همه شئون و جهات زندگیاش را یک ویژگی گرفته، میگویند لباس. چون لباس این ویژگی را دارد که سر تا پای انسان را میپوشاند، اینها را هم تشبیه میکنند به لباس؛ یعنی اقتصاد و میانهروی، سر تا پایش را پوشانده است، یعنی همه جهات زندگیاش این است؛ در خوردن و نوع خوراک، در پوشیدن و نوع لباس، در زندگی و همه آنچه که از مسائل مادی زندگی هست، و بعد در تصمیماتشان، در رفتارشان، آن چیزی که برجسته است میبینیم میانهروی است؛ نه دچار تفریط میشود و نه دچار افراط میشود. این از آثار تقواست.
یعنی آن صراط مستقیم که بندگی خداست، اگر انسان در بندگی خدا موفق شود و جلو برود، کمکم یک آثاری در وجود انسان نمودار میشود و خودش را نشان میدهد. راهش بندگی خداست، وسیلهاش بندگی خداست، ریشهاش بندگی خداست. این بندگی وقتی ادامه پیدا میکند، بنده خدا معتدل میشود؛ حتی در عبادت، به معنای خاص و معروفش که در بین انسانها هست، معتدل بار میآید؛ نه افراط و نه تفریط.
انسان یک ویژگی که دارد، مثلاً تا علاقهمند میشود و مشتاق میشود به انجام یک کاری، یکدفعه میافتد در افراط. گاهی میشود یک تصمیم حتی خوبی میگیرد؛ تصمیم خوبی میگیرد، مثلاً فرض بگیرید میخواهد قرآن حفظ بکند—کارهای زیادی هست—یا حتی در کارهای زندگیاش میخواهد یک چیزهایی را بتواند به یک قاعده درستی درآورد، اما آن ابتدا چون خیلی انسان شوق دارد، انگیزه دارد، گاهی دچار افراط میشود؛ یعنی یک شدتی در کار میدهد. چون شوق و انگیزه بالاست، متناسب با آن مقدار شوق و توانش—و گاهی بالاتر از آن حد حتی—بر خودش هموار میکند و یک کاری را انجام میدهد، یک چند روزی هم ادامه میدهد و بعد ترک میکند. خیلیها از این کارهای خیر شروع کردند، اما چون با افراط شروع کردند، از دل افراط تفریط درمیآید؛ محصول افراط، تفریط است و محصول تفریط هم گاهی افراط است. اینطوری است انسان.
از ویژگیهای صراط مستقیم که خدا همین را انتخاب کرده، این است که این ویژگی برجسته انسان را—که یا در افراط است یا در تفریط، یا از این ور بوم میافتد یا از آن ور بوم میافتد—میخواهد اصلاح کند. یک انسان میانهرویی که حتی زندگیاش به آزمون و خطا هم طی نشود؛ نمیارزد. ما این چهار صباح زندگی دنیایمان نمیارزد بخواهیم در خیلی چیزها با آزمون و خطا طی بکنیم. حالا اگر بخواهد آدم جلوی این آزمون و خطا شدن زندگی را بگیرد، یکی از ارکان و روشهای مهمش بندگی خداست؛ یک مسائل دیگری هم البته ضمنش مطرح هست، اما یکی از اساسیترینش همین است که انسان به واجبات الهی خیلی مقید باشد؛ نگذارد هیچ واجبی در هیچ شرایطی از دستش خارج شود، و هیچ گناهی هم در هیچ شرایطی [مرتکب نشود]؛ گناه تا گناه است، گناه است بالاخره. این انسان را معتدل بار میآورد.
بعد امیرالمؤمنین میفرماید آثارش، نشانههایش، ویژگیهایش، ویژگی یک آدم با تقوا؛ خب آدم با تقوا، تقوا چیست؟ واجب و حرام است دیگر. اما این واجب و حرام، آدم را معتدل میکند. چون در خط بندگی که انسان پیش میرود، خیلی از آزمون و خطاها دیگر جلویش بسته میشود. خدا بندگی را ملاک قرار داده است؛ با بندگی، انسان تشویق میشود حتی آنجایی که باید برود مشورت کند، میرود مشورت میکند، این هم جزو تقواست. سرخود نیست، مغرور نیست که بگوید من خودم همه چیز را میفهمم.
خیلی از این آزمون و خطا شدن زندگی ما، به خاطر سرخود بودنمان است؛ به خاطر اینکه یک غروری گاهی در بعضی هست و این غرور اجازه نمیدهد آنجایی که باید، از یک کسی که حتی ممکنه از جهاتی از خودش پایینتر است، مشورت بگیرد. مشورت بگیرد؛ وگرنه زندگی با آزمون و خطا طی میشود. یعنی بندگی خدا فقط نماز و اینها نیستها، بندگی خدا در همه شئون، آدم را تنظیم میکند. مشورت هم جزواش است، تعقل هم جزواش است، ارتباط با انسانهای عاقل و با تقوا جزواش است؛ اینها خودبهخود انسان را رشد میدهد و بزرگ میکند.
اینها خودش آن نقصان عقل را جبران میکند؛ آن جاهایی که ذهن ما نمیتواند خوب تصمیم بگیرد، جبران میکند؛ این مشورتها، این ارتباطات با آدمهای عاقل که در اسلام اینقدر سفارش شده است؛ و اینکه در ارتباط مواظب باشید با آدمهای کمعقل—آدمهایی که از عقلشان خوب استفاده نمیکنند—ارتباط نداشته باشید. خب خود این باعث میشود انسان از عقل بقیه بهرهمند شود، از ایمان آدمهای خوب بهرهمند شود؛ این خودش زمینه ایجاد میکند که آزمون و خطا در زندگی بیاید پایین و کم شود، و الا یا در افراط است یا در تفریط. «مَتِّعْنِی بِالِاقْتِصَادِ».
خدای متعال در قرآن کریم هم آیاتی دارد با همین مضمون؛ از صفات عباد الرحمن، خود خدای متعال همین را اشاره میفرمایند:
«وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا».
حد وسط این است؛ اینها کسانی هستند که یک وقتی هم که میخواهند انفاق کنند، از آن ور بوم نمیافتند، از این ور هم نمیافتند؛ نه دستش بسته است و نه دستش را آنچنان باز میکند:
«وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا».
یک جوری از آن ور بوم نیفت. وقتی یک شوقی، انگیزهای در آدم ایجاد شده و میخواهد انفاق کند—خب یک مشکلی که انسان دارد، شیطان دست آدم را خیلی میگیرد و نمیگذارد بدهد، دل از این مالش بکند و بدهد؛ این هست—حالا یک وقت زمینههایی ایجاد میشود، شوق و انگیزهای ایجاد میشود، بعضی از آن ور بوم میافتند.
«وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ»؛ دستِ بسته نباش، این دست به گردن بسته نباشد که کنایه از این است که هیچی نمیدهد؛ سختش میآید، برایش سنگین است بدهد برای خدا، آن هم از خوبهایش بدهد. «وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ»؛ نه دستبسته، و «وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ»؛ نه بازِ باز که هیچی در آن قرار ندارد، هیچی در آن نمیماند و همه چیز از دستش خارج شود. این نه، آن هم نه؛ این «بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا»، اعتدال، حد وسط اینهاست.
این از ویژگیها و آثار تقواست که انسان این مطلب در او حاکم میشود؛ لباسشان، خوراکشان و مهمتر از آنها تصمیماتشان، اقداماتشان، کارشان، یک حد اعتدال و متوسط و حد وسطی را انسان میبیند؛ از این ور بوم نمیافتد، از آن ور بوم هم نمیافتد. انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند و این متاع ارزشمند میانهروی و اقتصاد را—که زیربنایش بندگی خدای متعال هست و اساسش این است—انشاءالله خدا به ما مرحمت بفرماید.
پروردگارا! به محمد و آل محمد، ما را در صراط مستقیم قرار بده.
ما را در صراط مستقیم ثابتقدم بدار.
ما را به آن هدفی که برای صراط مستقیم قرار دادی، برسان.
اموات ما، گذشتگان ما، حقداران ما، ارواح طیبه علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرما.
کسانی که به این دین، به این مملکت، به این مردم خدمت میکنند، مخصوصاً رهبر معظم را یاری کن.
ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده.
ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن.
مشکلات مسلمین و جوانها را برطرف بفرما.
نسل ما، ذریه ما را در راه خودت و در مسیر خودت ثابتقدم بدار.
مشکلات همه را برطرف بفرما.
امر فرج ولیات را تسریع بفرما.
سلام و تحیت ما را به محضرشان برسان.
ما را از اعوان و انصارشان قرار بده.
عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما، بالنبی و آله.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد»
1️⃣ 📏 معنای واقعی "اقتصاد" در دعای امام سجاد (ع)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و متعنی بالاقتصاد.
«متعنی» از متاع میآید؛ یعنی بهرهمند کردن از کالای باارزش. «اقتصاد» در کلام عرب، میانهروی است؛ حد وسط بین افراط و تفریط. امام سجاد علیهالسلام میفرمایند: خدایا من را از متاع ارزشمند میانهروی بهرهمند ساز. این تعبیر، ناظر به یک سبک زندگی بر پایه اعتدال در تمام ابعاد است. خواستهای از خداوند که دلالت دارد بر جایگاه والای میانهروی در نگاه دین، آنهم در قالب دعای مکارمالاخلاق.
2️⃣ 🛤 صراط مستقیم یعنی بندگی، نه تفسیر شخصی
در سوره حمد، هر روز بارها از خداوند میخواهیم که ما را به صراط مستقیم هدایت کند. مستقیم در لغت عرب یعنی معتدل؛ یعنی راهی میانه، نه افراط دارد نه تفریط. اما خداوند این "راه معتدل" را بهجای اینکه به تفسیر انسانها واگذارد، خودش معنا کرده است: ان اعبدونی هذا صراط مستقیم. یعنی بندگی خدا، خودِ صراط مستقیم است. پس کسی که در مسیر بندگی است، در راهی میرود که ویژگی برجستهاش، اعتدال است؛ نه بهدلخواه خود، بلکه بر اساس فرمان خداوند.
3️⃣ 🧭 راهی مطمئن برای زندگی بدون آزمون و خطا
اگر انسان به بندگی خدا پایبند باشد و در خط عبودیت حرکت کند، زندگیاش از آزمون و خطاهای زیاد نجات پیدا میکند. بندگی، راهی است که انسان را به رشد میرساند و بسیاری از خطاهای تصمیمگیری را از بین میبرد. برای مثال، مشورت گرفتن، یکی از جلوههای بندگی است؛ چون انسان سرخود تصمیم نمیگیرد. همین بندگی باعث میشود انسان با افراد عاقل و باتقوا ارتباط برقرار کند و از عقل و تجربه دیگران بهرهمند شود. اینها عقل انسان را تکمیل میکند و او را از سقوط در افراط یا تفریط حفظ میکند.
4️⃣ 🧵 لباس تقوا، دوخته از میانهروی
امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه همام فرمودند: «ملبسهم الاقتصاد»؛ یعنی میانهروی، چون لباسی تمام وجود اهل تقوا را پوشانده است. این تعبیر، کنایه از آن است که اعتدال در تمام شئون زندگیشان جاری است: در رفتار، خوراک، پوشاک، تصمیمات، و سبک زندگی. ویژگی برجستهشان این است که دچار افراط نمیشوند و در هیچ کاری هم سستی نمیکنند. مثل لباسی که سراسر بدن را میپوشاند، اقتصاد و میانهروی سراسر زندگی آنها را دربر گرفته است.
5️⃣ 📚 عبادت هم باید معتدل باشد، نه افراطی
حتی در عبادت، اعتدال لازم است. انسان گاهی وقتی شوق زیادی برای انجام کار نیکی دارد، افراط میکند؛ اما چون این شدت با توان واقعی او متناسب نیست، چند روز بعد از آن دست میکشد. بسیاری از کارهای خوب، بهخاطر افراطِ در آغاز، به تفریط و رهاشدگی ختم میشوند. افراط محصول شوق بدون تدبیر است، و تفریط محصول افراط. راه درست، همان صراط مستقیم و بندگی خداست که انسان را به میانهروی در عبادت و زندگی میرساند.
6️⃣ 💎 اقتصاد؛ متاعی ارزشمند برای زندگی مؤمنانه
در دعای مکارمالاخلاق، امام سجاد علیهالسلام اقتصاد را "متاع" نامیدهاند؛ یعنی چیزی گرانبها که باید از خداوند درخواست شود. اقتصاد، تنها به معنای تنظیم خرجوبرج نیست، بلکه سبکی از زندگی است که در آن انسان در هر زمینهای – از پوشش و خوراک گرفته تا تصمیمات شخصی – مسیر میانه را برمیگزیند. این میانهروی از آثار بندگی خداست و تنها با عمل به واجبات و ترک محرمات حاصل میشود. این است آن متاع ارزشمند: اقتصاد در همه شئون.
7️⃣ 📉 افراط در نیکی، راه را به تفریط میکشاند
انسانها گاهی کارهای خوبی را با شوق زیاد آغاز میکنند؛ مثلاً تصمیم میگیرند قرآن حفظ کنند یا کار خیری انجام دهند، اما بهجای برنامهریزی و میانهروی، شدت به خرج میدهند و بعد از چند روز آن را رها میکنند. چون بار بیش از توان برداشتهاند. این تجربه نشان میدهد که افراط، دشمن پایداری است. آنچه پایدار میماند، همان کاریست که در چارچوب بندگی و با اعتدال آغاز شود. صراط مستقیم، یعنی همین: پایداری در راه خدا با گامهای متعادل.
8️⃣ 🤝 مشورت و ارتباط عاقلانه، بخشی از بندگی
بندگی فقط به نماز و روزه نیست. کسی که اهل بندگی خداست، برای زندگیاش برنامه دارد، با عاقلان مشورت میکند، خودسرانه تصمیم نمیگیرد و به عقل جمعی بها میدهد. از عیبهای بزرگ انسان این است که گاهی دچار غرور میشود و حاضر نیست از کسی مشورت بگیرد. در حالی که اسلام بر این تأکید دارد که با آدمهای عاقل و باتقوا ارتباط داشته باشیم. این ارتباطها، عقل ما را کامل میکنند و جلوی بسیاری از خطاها را میگیرند.
9️⃣ 💰 انفاقِ معتدل، از صفات بندگان رحمان
در قرآن، یکی از صفات "عبادالرحمن" این است که هنگام انفاق، نه دچار اسراف میشوند و نه بخل میورزند: «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً». یعنی اعتدال حتی در بخشندگی هم اصل است. گاهی انسان دچار احساسات میشود و میخواهد همهچیز را ببخشد، اما این کار، هم خودش را گرفتار میکند، هم نتیجهای ندارد. راه درست، انفاق همراه با عقل و میانهروی است؛ نه دستبسته، نه ولخرج.
🔟 ⚖️ تقوا یعنی رعایت حد؛ واجب را ترک نکن، گناه را انجام نده
اساس تقوا، بندگی خداست؛ و بندگی یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات. کسی که مقید به واجب و حرام است، در صراط مستقیم قرار دارد و زندگیاش از افراط و تفریط به دور میماند. هیچ واجبی را در هیچ شرایطی ترک نمیکند و هیچ گناهی را در هیچ وضعیتی انجام نمیدهد. این حالت، انسان را معتدل میسازد. نه دچار آزمونوخطاهای بیمورد میشود، نه در تصمیماتش افراط و تفریط دارد. این است محصول بندگی: انسانی متعادل، اهل رشد، و دور از لغزش.
-------------
«مَتِّعْنِی بِالِاقْتِصَادِ»؛ کلمه «مَتِّعْنِی» از متاع میآید، یعنی یک کالا یا سرمایه معمولاً باارزش. کلمه «اقتصاد» نیز در کلام عرب به معنای همان میانهروی است؛ یعنی حد وسط بین افراط و تفریط را تعبیر میکنند به اقتصاد. امام سجاد (علیهالسلام) در این فراز از دعای شریف مکارمالاخلاق به خداوند متعال عرضه میدارند: «خدایا، من را از متاع ارزشمند میانهروی بهرهمند ساز.» فیالواقع بر اساس این آموزه نورانی، اقتصاد به معنای تنظیم تمام رفتارهای فردی و اجتماعی بر پایه اعتدال است. جامعهای که به این سرمایه گرانبها دست یابد، از سقوط در ورطه تندروی یا کندروی مصون میماند و طعم حقیقی ثبات و آرامش را در تمام ابعاد زندگی میچشد.
در اسلام یک صراط مستقیم داریم که در تمام نمازها، در سوره مبارکه حمد خوانده میشود؛ و هر شبانهروز، هر انسانی موظف است حداقل ده بار این آیه و این دعای مهم را تکرار کند: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ». این یک راهی است که خدای متعال با واجب کردن نماز و قرار دادن سوره حمد در ضمن آن، ما را به آن توجه میدهد؛ راهی که انسان همان اول صبح که از خواب بلند میشود و نماز میخواند، باید توجه کند که در این راه قرار بگیرد. انسان مشغول کارش میشود، ظهر میشود، دوباره باید بیاید و دست از کار بکشد، نماز بخواند و باز بگوید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ». این تکرار مداوم، یادآور مسیر صحیح است.
مستقیم در لغت عرب به معنای معتدل است؛ یعنی حد وسطی که نه افراط در آن هست و نه تفریط. خدای متعال این صراط مستقیم و معتدل بودن را به «بندگی» تفسیر فرموده است. یعنی تفسیر این مفهوم را به انسانها نسپرد تا هر کسی اعتدال و میانهروی را به فکر و سلیقه خودش معنا کند؛ بلکه فرمود: «أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ». این صراط مستقیم که در نماز از خدا میخواهید، بدانید که بندگی خدا میشود عین صراط مستقیم. آن کسی که در خط بندگی است، در صراط مستقیم است؛ در یک راهی است که ویژگی برجسته و برتر آن اعتدال، میانهروی و مستقیم بودن است و مسیر سعادت دنیا و آخرت ما خواهد بود.
چون انسانها نظرشان نسبت به افراط، تفریط و میانهروی مختلف است، خدای متعال بندگی کردن خودش را، و در پیشگاه خودش مطیع بودن را، و واجبات را انجام دادن و گناهان را ترک کردن را، مصداق اعتدال قرار داده است. از نظر خدای متعال، این حقایق مصداق اعتدال است؛ یعنی آنچه از واجبات هست، انسان انجام دهد و آنچه از گناهان هست، ترک کند، میشود یک انسان معتدل. حالا واجب الهی هر چه میخواهد باشد؛ امر به معروف باشد، نهی از منکر باشد، که باید باشد و واجب است، با حد و شئون و شرایطش، این عین اعتدال است. کسی نباید در خط دین احساس کند که پیاده کردن دستورات الهی، افراط است.
از آثار بندگی خدا، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبه همام، در بیان نشانههای اهل تقوا میفرمایند: «مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ». یعنی میانهروی مثل یک لباسی، سر تا پای اینها را پوشانده است. همه شئون زندگی اهل تقوا را که نگاه کنید، یکی از ویژگیهای برجستهشان این است که در رفتارشان، در لباسشان، در خوراکشان، در امکاناتشان و در سبک زندگیشان، همهاش، یک میانهروی حاکم است؛ نه تفریط است و نه افراط. اینکه میگوید «مَلْبَسُهُمُ»، صرفاً فقط لباس ظاهری نیست؛ این کنایه، تشبیه و یک تمثیل است؛ یعنی اقتصاد و میانهروی، سر تا پای وجود و ابعاد مختلف زندگی مادی و معنوی فرد با تقوا را پوشانده و متمایز کرده است.
انسان یک ویژگی خاص دارد؛ مثلاً تا علاقهمند و مشتاق به انجام یک کاری میشود، یکدفعه میافتد در ورطه افراط. گاهی اوقات یک تصمیم بسیار خوب میگیرد، مثلاً میخواهد قرآن حفظ بکند یا در کارهای زندگیاش میخواهد یک چیزهایی را به یک قاعده درستی درآورد، اما در آن ابتدا چون خیلی شوق و انگیزه دارد، گاهی دچار افراط میشود؛ یعنی یک شدتی در کار ایجاد میکند. چون شوق بالاست، بر خودش هموار میکند و کاری را انجام میدهد، یک چند روزی هم ادامه میدهد و بعد آن را ترک میکند. خیلیها کارهای خیر را شروع کردند، اما چون با افراط شروع کردند، از دل افراط تفریط درمیآید؛ محصول افراط، تفریط است.
از ویژگیهای صراط مستقیم این است که این ویژگی برجسته انسان را—که یا در افراط است یا در تفریط، یا از این ور بوم میافتد یا از آن ور بوم—میخواهد اصلاح کند. زندگی ما نمیارزد که بخواهیم در خیلی چیزها آن را با آزمون و خطا طی بکنیم. اگر کسی بخواهد جلوی این آزمون و خطا شدن زندگی را بگیرد، یکی از ارکان و روشهای مهم آن بندگی خداست؛ اینکه انسان به واجبات الهی خیلی مقید باشد؛ نگذارد هیچ واجبی در هیچ شرایطی از دستش خارج شود، و هیچ گناهی هم در هیچ شرایطی مرتکب نشود. این پایبندی دقیق، انسان را معتدل بار میآورد و آزمون و خطاها را پایان میدهد.
در خط بندگی که انسان پیش میرود، خیلی از آزمون و خطاها جلویش بسته میشود. با بندگی، انسان تشویق میشود حتی آنجایی که باید برود مشورت کند، میرود مشورت میکند و این هم جزو تقواست. انسان با تقوا سرخود و مغرور نیست که بگوید من خودم همه چیز را میفهمم. خیلی از این آزمون و خطا شدنهای زندگی ما، به خاطر سرخود بودنمان و غروری است که اجازه نمیدهد آنجایی که باید، مشورت بگیریم. این مشورتها با آدمهای عاقل، نقصان عقل را جبران میکند؛ آن جاهایی که ذهن ما نمیتواند خوب تصمیم بگیرد، آن را جبران میکند و باعث میشود انسان از عقل و ایمان بقیه بهرهمند شود.
خدای متعال در قرآن کریم از صفات عباد الرحمن، به زیبایی اشاره میفرمایند: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا». حد وسط این است؛ اینها کسانی هستند که یک وقتی هم که میخواهند انفاق کنند، از آن ور بوم نمیافتند، از این ور هم نمیافتند؛ نه دستشان بسته است و نه دستشان را آنچنان باز میکنند. قرآن میفرماید: «وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ». نه دستبسته باش که کنایه از بخل است و سختش میآید برای خدا بدهد، و نه بازِ باز که هیچی در آن قرار نگیرد و همه چیز از دستش خارج شود. این «بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا»، عین اعتدال است.
این موازنه الهی، یعنی «بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا»، همان حد وسط و اعتدال حقیقی است که مایه قوام زندگی میشود. این اعتدال و میانهروی از ویژگیها و آثار بارز تقواست که وقتی در انسان تجلی پیدا کند، این مطلب در تمام امور او حاکم میشود؛ در لباسشان، در خوراکشان و مهمتر از همه، در تصمیماتشان، اقداماتشان و کارشان، یک حد اعتدال و متوسط و حد وسطی را انسان به وضوح میبیند. چنین فردی هرگز از این ور بوم نمیافتد و از آن ور بوم هم نمیافتد. انشاءالله خداوند متعال به ما توفیق مرحمت کند و این متاع ارزشمند میانهروی و اقتصاد را که زیربنایش بندگی است، به ما عنایت بفرماید.
💠 شرح دعای امام سجاد علیهالسلام
🖋 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ.
▫️دعای مکارم الاخلاق، فراز درباره میانهروی و اعتدال
1️⃣ تعریف اقتصاد
- ریشهشناسی واژه "اقتصاد"
- مفهوم میانهروی بهعنوان حد وسط بین افراط و تفریط
2️⃣ صراط مستقیم در اسلام
- صراط مستقیم در نماز و سوره حمد
- ویژگی صراط مستقیم بهعنوان راه اعتدال
- بندگی خدا، مصداق صراط مستقیم
3️⃣ اعتدال و بندگی
- واجبات و ترک گناهان بهعنوان مصداق اعتدال
- تأثیر اعتدال در تمام جنبههای زندگی
- ارتباط اعتدال با امر به معروف و نهی از منکر
- میانهروی بهعنوان نشانه بندگی
4️⃣ خطرات افراط و تفریط
- اثر افراط در ترک اعمال خیر
- اهمیت اعتدال در تصمیمات و اقدامات
5️⃣ مشورت و تعقل
- نقش مشورت در کاهش آزمون و خطا
- اهمیت ارتباط با افراد عاقل و با تقوا
6️⃣ صفات عبادالرحمن در قرآن
- میانه روی در انفاق
- آیات مرتبط با میانهروی در امور مالی
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی