نیت خالصانه و اعمال نیکو - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دهم) مسجد میزان الاعمال
صوت کامل سخنرانی
1403/10/18
پست

📖 شرح صحیفه سجادیّه

🎧  سخنران: استاد محمّدی

🕌  مسجد میزان الاعمال امام علی (علیه السلام) 
◽️ جلسه دهم

🗓۱۸ دی۱۴۰۳

نیت خالصانه و اعمال نیکو - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دهم) مسجد میزان الاعمال

📖 شرح صحیفه سجادیّه

🎧  سخنران: استاد محمّدی

🕌  مسجد میزان الاعمال امام علی (علیه السلام) 
◽️ جلسه دهم

🗓۱۸ دی۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد. و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

در دعای مکارم الاخلاق رسیدیم به این جمله: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ وَ بِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». دو مسئله‌ی دیگر را امام سجاد (علیه‌السلام) مطرح فرموده‌اند؛ یکی مسئله‌ی قصد و نیت انسان در کارها، یکی هم خودِ کارهایی که انسان انجام می‌دهد.

ملاک ارزش‌گذاری کارها و نیت‌ها

انسان چون عاقل است، هر کاری را معمولاً با قصدی انجام می‌دهد. این کارها خودش متفاوت است؛ بعضی کارها کارهای درستی است، بعضی کارها کارهای غلطی است. قصد آن کارها هم متناسب با آن کارها و به تبع آن کارها ارزش پیدا می‌کند. یعنی گاهی کار خوب است، قصد هم خوب است؛ کار بد است، قصد و نیت انسان هم بد است. طبیعتاً کسی از کار بد، قصد خوب ندارد و قاعدتاً باید این‌طور باشد که از کار خوب، قصد بد نداشته باشد؛ ولی گاهی هم این‌طور می‌شود انسان که کار خوب، کاری که ظاهرش خوب است را انجام می‌دهد، ولی قصد و نیتش بد است. کارهای بد هم که طبیعتاً با قصد و نیت بد معمولاً انجام می‌شود.

آفات قصدهای فرعی و غیرالهی

اینجا امام سجاد (علیه‌السلام) یاد می‌دهند، توجه می‌دهند ما را به اینکه باید حواسمان را جمع بکنیم، مراقبت کنیم نسبت به قصدمان در کارها که قصد بدی در کار نداشته باشیم. هر آدم عاقلی قصدی دارد از هر کاری که انجام می‌دهد. حالا این کارها همه‌اش فقط بحث کارهای عبادی هم نیست؛ هر کاری که انسان انجام می‌دهد، حتی کارهایی که می‌آید برای بقیه انجام می‌دهد، این‌ها هم همین حالت را دارد. هر کدام نیتی دارد، قصدی دارد.

گاهی قصد آدم بد است؛ یعنی می‌آید کارِ حتی خوبی را انجام می‌دهد ولی به قصد بدی، نیتش بد است، می‌خواهد چیز بدی را بفهمونه. مثلاً یک کاری برای کسی انجام می‌دهد برای اینکه بفهماند من هم اهل انجام این کارهای خوب یا درست هستم، یا یک کاری را برای کسی انجام می‌دهد برای اینکه بعداً بتواند از او استفاده کند؛ بعداً مثلاً اگر نیاز پیدا کرد به این فرد، چون الان برایش این کار را انجام داده، بعد هم آن فرد برایش یک کاری انجام بدهد. کاری را برای کسی انجام می‌دهد که بعد طبیعتاً منتش را سرش بگذارد، کاری را برای کسی انجام می‌دهد بعدش یک نوع اذیتی می‌کند به آن فرد. این‌ها همه قصدهای بدی است که گاهی در کارهای ما هست؛ یعنی از تو خانه گرفته تا بیرون از خانه.

در خانه هم در ارتباط بین اعضای خانواده این مسئله هست؛ یعنی گاهی بعضی اعضای خانواده، مرد خانه، زن خانه، یک کاری را انجام می‌دهد ولی نیت و قصدش چیز بدی است؛ می‌خواهد یک چیزی را به مثلاً طرف مقابلش، به همسرش بفهماند که آن چیز خوبی نیست، می‌خواهد یک چیزی را به رخش بکشد، به او بفهماند. این‌ها حالات بدی است، تصمیم‌ها و قصدهای بدی است که آدم‌ها در زندگی‌هایشان دارند. در جامعه هم هست. این را باید آدم توجه کند روی کارهای خودش، ببیند در طول زندگی و شبانه‌روز که بر ما می‌گذرد، ما کارهایمان را به چه قصدی داریم انجام می‌دهیم، یکی‌یکی. قصدمون از خیلی کارها چیه؟ بعضی‌هایش دقت کنیم به آن می‌رسیم که قصد خوب و نیت مناسبی نداریم؛ این بد چیزی است، این نیتمان.

حقیقت دعای امام سجاد (ع) برای نیت الهی

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: خدایا! به من کمک کن که نیتم، نیت بد نباشد، قصدم قصد بدی نباشد از این کاری که انجام می‌دهم. این چیزهای بد را پشت نیتم و عملم مخفی نکرده باشم. نخواهم با انجام این عمل، چیزی را به آدم‌ها بفهمانم که خوب نیست. نخواهم چیزی را اثبات کنم، نخواهم پشتش اذیت بکنم، نخواهم از انجام این کار، توقعی داشته باشم از فرد. این‌ها همه قصدهای ماست از کارهایی که می‌کنیم. همه‌اش ممنوعه، همه‌اش چیز بدی است. این‌ها همه‌اش به خاطر اینه که آدم برای خدای متعال ارزش قائل نیست، کارهایش را انجام می‌دهد برای آدم‌ها، برای اهدافی که در ذهنش و فکرش دارد. دنبال این چیزهای پایین است؛ یعنی سطح این آدم خیلی پایین است.

ارزش آدم به قصدهای آدم است. قصدش چطوری است؟ در کارهای ما، باید دقت کنیم ببینیم قصدی که از انجام کارهایی داریم، در چه حدی است؟ در چه وادی ما سیر می‌کنیم؟ در چه حالتی هستیم؟ همه‌اش حواسمان این است که این و آن ببینند، این و آن کاری برای ما انجام بدهند، به این و آن چیزی را اثبات بکنیم، چیزی را نشان بدهیم، این حالت‌هاست. خب ارزش ما هم در حد همین است؛ چون ارزش انسان، یکی از ملاک‌های ارزش انسان، آن قصد انسان است در کارهایی که دارد.

قصد بعضی‌ها، خیلی‌ها، در انجام کارها خیلی سطحش پایین است؛ همه‌اش درگیر فکرهای بد است، همه‌اش درگیر این‌هاست. فلانی به من این حرف را زد، منظور بدی هم داشت؛ من هم حالا بهش می‌روم یک حرف را می‌زنم که بهش این را بفهمانم، فلان چیز را بفهمانم، حالش را بگیرم مثلاً. ارزش این آدم در همین حدی است که فقط فکرش مشغوله که فلان کس چرا این حرف را به من زد؟ همسرم چرا این حرف را زد؟ [سرفه سخنران] خانواده‌ی همسرم، پدر همسرم، مادر همسرم، خواهر همسرم، چرا این حرف را به من زدند؟ چرا این رفتار را با من کردند؟ من هم بروم تلافیش را دربیارم، یک چیزی بگم، یک رفتاری بکنم، داشته باشم که بهش بفهمانم این چیزی را که انجام داد نسبت به من، یا این حرفی را که زد. خب این‌ها همه‌اش قصدهای بد است. آن وقت ارزش انسان همین قدر است.

این فرد را بخواهیم بسنجیم ببینیم چقدر ارزشمند است پیش خدا و چقدر ارزشمند است واقعاً، ارزشش در حد همین افکار و عقاید و قصدهایی است که دارد؛ همین قدر. در باتلاق و لجن گیر کرده، همه‌اش تکانی می‌دهد خودش را از این ور بکشاند آن ور؛ افکار لجنی، عقاید این‌طور، فکر، فهم، این‌ها همه‌اش در این وادی‌هاست. خب این‌ها خیلی آدم پایین می‌ماند؛ خیلی پایین است.

مراتب نیت خوب و معامله با خدا

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: خدا، این قصدهای من یک مسئله است، مسئله‌ی مهمی است؛ این را به من کمک کن که از این باتلاق و لجن‌زار درش بیارم ببرمش توی یک وادی خوبی. قصدهایم خوب باشد، نیتم خوب باشد؛ بلکه ایشون نمی‌فرماید خوب باشد، می‌گوید به بهترین نیت‌ها و تصمیم‌ها را داشته باشم. یعنی در نیت‌ها و قصدهای خوب، باز ببینم کدام قصد بهتر است؛ آن ارزشش بیشتر است.

حالا مثل همین مثال‌هایی که زدیم؛ یکی کسی می‌آید برای کسی کاری انجام می‌دهد، قصد بدی دارد که مثال‌هایش را زدیم؛ توقعی دارد، چشم‌داشتی دارد، چیزی را می‌خواهد اثبات بکند، این‌ها چیزهای بدی است؛ آن هیچی. یک وقت انسان کاری را برای کسی انجام می‌دهد، خب در همین حد که حالا برایش کارش را انجام داده باشد، مشکلش هم حل کرده باشد، یک خیری بهش رسانده باشد؛ این خوب است، این قصد بدی نیست، قصد خوبی است. این بهتر از آن بده است؛ این دیگر آن چیزهای بد توش وجود ندارد، راحته. چشم‌داشتی مثلاً پشتش نیست، توقعی پشتش نیست، انتظاری پشتش نیست؛ چیزی نمی‌خواهد به طرف بفهماند، از این حال و هوای بد بیرونه. نه، کار را انجام داده برای فرد، یک خدمتی بهش کرده، یک مشکلی را برایش حل کرده، یک کاری را برایش رفته انجام داده؛ هیچی، برای همین، تهش همین که مشکلش حل شده باشد؛ بیش از این هم چیزی نیست. خب این خوب است. این خوب است، قصد خوبی است.

اما امام سجاد می‌فرماید از این یک کم بهتر، بالاتر؛ نیت بهتر بیاد وسط. نیت بهتر اونی است که حالا شما که این کار را انجام می‌دهی، داری انجام می‌دهی، داری زحمتش را می‌کشی، داری تلاشش را می‌کنی، تجارت کن، معامله کن. این کار را همین‌طوری انجام نده و برو؛ یک چیز خوبی بخواه، چشم‌داشت داشته باش، توقع داشته باش. این‌ها را داشته باش، اما نه از این و اون. طرف حسابت را بذار خدا؛ طرف حسابت را بذار خدای متعال. یعنی این کار را انجام بده، زحمتش هم بکش، مشکل این فرد را هم حل کن، اما بذار به حساب خدا. نه فقط در این فکر و حال و هوا و وادی باشی که خب مشکل این را حل کنم.

گاهی کفار هم، گاهی که بیشتر از گاهی، یک کارهای خوبی هم آن‌ها انجام می‌دهند، برای هم انجام می‌دهند؛ اما چون با خدا میونه ندارند، به حساب خدا نمی‌توانند بگذارند، خدا را قبول ندارند، پایین می‌مانند. لذا خدا در قرآن کریم فرموده اگر کار خوب انجام می‌دهید، «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»، باید ایمان به خدا هم باشد؛ چون آن کار را که انجام می‌دهی حیفه فقط انجام بدهی که طرف مشکلش حل بشود. انجام بده مشکلش حل بشود، اما بذار به حساب خدا. این، یک تیر دو نشونه؛ هم انسان کار خوب را انجام داده، کار خیر را انجام داده، هم هم گذاشته به حساب خدا. نیت بد نداشته، از این فکرهای بد نجات پیدا کرده، حالش جا اومده.

یک آدم که فکر و نیت‌هایش خوب باشد چقدر خودش راحته؟ آدم‌های صاف و زلال این‌طوری‌اند؛ خیلی حالشان جاست. مثلاً خوش‌قلبند، خوش‌دلند، خوش‌فکرند؛ از حرف‌ها و رفتارهای بقیه بد نمی‌گیرند، بدبین و بدفکر و بدفهم نیستند. این می‌خواهد از اینجا دربیایم ما، بیایم فکر و نیت و قصدمان خوب بشود، چیزهای خوب بیاد توش؛ خدمت به مردم، مشکل کسی را حل کردن، این عبادت را انجام دادن، این‌ها. اما می‌گویند این‌قدر، اینجا هم نمون، برو جلوتر؛ این‌ها را بذار به حساب خدا. چون خدا دوست دارد این کار را، انجام بده. آن وقت یک تیر دو نشون می‌شه؛ هم کار خیر را انجام دادی، هم هم این کار خیر را برای خدا انجام دادی؛ نه برای این و اون. از این فکرهای بد نجات پیدا کردی. هم مشکل این بنده خدا را حل کردی، هم هم پیش خدا حساب داری، پیش خدای متعال محفوظه. آن وقت خدا طرف حساب آدم باشد خیلی خوب می‌داند چطور تلافی کند، چطور اجر و مزد آدم را بدهد.

نیل به «احسن النیات» و رهایی از بند خلق

اینه که امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید این را ببر بالا، برو جلو. از این بدا خودت را نجات بده، یک مطالعه‌ای رو خودت انجام بده؛ ببین کارهایی که تو خونه می‌کنی، بیرون از خونه می‌کنی، نسبت به بقیه، برای خودت، عبادت، کارهای معمولی، زندگیت، این‌هایی که انجام می‌دی قصدهات چیه؟ قصدها را ترمیمش کن، درستش کن، بدا را بذار کنار. دیگه این حال بد را از خودت دور کن. این حالت‌های بدی که انسان دارد تو خیلی کارهاش، خیلی خطرناکه؛ همه‌اش آدم را به زمین می‌زند، گرفتار می‌کند آدم را. می‌گوید از این‌ها دور کن، بعد بیا افت تو وادی فکر و نیت خوب؛ اما آن فکر و نیت خوبت را هم ببر بالا: «أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»، «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». این قصد من را در کارها از قصدهای بد که درمیاری هیچی، در قصدهای خوب هم ببر آن بهترین قصدها.

بهترین قصدها را آن‌هایی دارند که با خدا میونه‌شون خیلی خوبه، خدایی‌‌اند؛ اعمال را انجام می‌دهند، اما به حساب خدا. چون به حساب خدا می‌گذارد، دیگر برایش فرق نمی‌کند بقیه دیدند یا ندیدند، تشکر کردند یا نکردند، قدرشناس بودند یا نبودند، در ازای این کاری که من کردم برایش آن‌ها برای من کاری کردند یا نکردند؛ کار او گره خورد من الان برایش باز کردم، فردا کار من گره خورده او می‌تواند باز کند، او باز کرد یا نکرد؟ آدم از این چیزها و توقع‌ها نجات پیدا می‌کند.

توقع به خاطر آن ضعفِ ایمانِ آدم است؛ توقع نشان می‌دهد آدم خیلی طرف حسابش خدا نیست، با خدا میونه ندارد، با این و اونه. همه‌اش در وادی آدم‌هاست که من این کار را کردم دیدند یا ندیدند؟ یک کاری می‌کند ببینند، یک کاری می‌کند حتماً به گوششان برسد که من کردم. این، یک حالت‌هاش؛ یا این کار را بفهمد من کردم که بهش آن چیز بد ثابت بشود؛ مثلاً بفهمد حالا... بعداً هم برای من کاری انجام بدهد. آن وقت ارزش هر کسی به این نیتشه‌. در روایات هست، یکی از ملاک‌های ارزش انسان را این قصدهای آدم تعریف کرده‌اند؛ که آدم در کارهاش، در کارهایی که انجام می‌دهد، چقدر قصدش چیه اصلاً؟ تو این وادی‌هاست، ارزشش هم در همین حده.

ارزشش اینه که یک آدم پر توقعیه؛ چشم‌داشتش زیاده، انتظارش از این و اون زیاده. انتظار دارد، توقع دارد که برایش فلان کار را بکنند. من خونه‌اش رفتم، بهش سَری زدم، مریض بوده سراغش گرفتم، او هنوز به من سر نزده؛ من تلفن می‌زنم احوالش بپرسم، او به من تلفن نمی‌زند؛ من برایش این کارها را کردم، او یک کار برای من نکرده. چقدر آدم پایین می‌آد؟ پایین می‌آد واقعاً. آن وقت زحمت‌هاش هم به باد می‌ره؛ یعنی کار را کرده، با این توقع از بین برد؛ با این حرف‌های غلط و بد از بین برد؛ با این رفتارهای بد از بین برد، می‌بره. که خدا در قرآن کریم می‌فرماید: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى»، کار خیری برای بقیه می‌کنید، منت دیگر نگذارید، به رخش نکشید، اذیتش نکنید، چشم‌داشتی نداشته باش؛ این‌ها همه اذیت دارید می‌کنید. یک کار خیر کردید، خب کردید؛ چرا این‌قدر اذیت می‌کنید؟ آن وقت باطل می‌شه، از بین می‌ره، می‌ره هوا. فردا پیش خدا حسابی نداریم؛ چون می‌گوید برای او کردی، برای من که نکردی که من مزدتو بدم.

اخلاص، شرط قبولی اعمال در پیشگاه خدا

در روایات می‌فرماید خدا می‌فرماید من خیلی شریک خوبی‌ام؛ کسی که کارها را کاری که انجام می‌دهد من را با بقیه شریک می‌کند، یعنی یا به آن‌ها می‌دهد که اگر به آن‌ها داد مزدش را از آن‌ها بخواه؛ اگر حتی در نیتش هم من بودم هم آن‌ها، من همه‌اش را می‌دم به آن‌ها، می‌گم برو مزد را کلاً از آن‌ها بخواه؛ از من چیزی نخواه. او چیزی را خدا می‌پذیرد که خالص برای خودش باشد. خب حالا خدا احتیاج دارد؟ نه، می‌خواهد آدم حالش جا بیاد، می‌خواهد یک آدم درست بشود.

یک آدم، توقعات پدرش را درآورده، چشم‌داشت‌ها بیچاره‌اش کرده، این منت گذاشتن‌ها آسیب بهش می‌زند، این اذیت کردن‌ها گرفتارش می‌کنند؛ خدا می‌گوید بده به من که از این‌ها راحت شی. راحت می‌شی. لذا آدم‌های خوب، اولیای خدا کارهاشون را به قیمت گرون انجام می‌دهند؛ آن قیمت گرون هم در پیشگاه خداست. خدا چند برابر حساب می‌کند، میده بهشون. می‌گوید ارزش ندارد من بخواهم بدم به افراد و کسایی مثل خودم. من برای این کار می‌کنم، برای این کار می‌کنم، این‌ها مگه چی از دستشون برمی‌آد؟ فوقش بگند به به چقدر آدم خوبی! مثلاً. بعد هم انتظار داریم یک کار برامون بکنند، یا نمی‌کنند، یا با سختی می‌کنند، یا منت می‌گذارند.

خدا می‌خواهد ما از همه‌ی این‌ها راحت شیم. به شدت دنبال کار خوب باشیم، اما هیچ چشمی به دست و زبان بقیه نداشته باشیم؛ هیچ. انجام بدیم بریم؛ قوم و خویش، صله رحم انجام بدیم بریم. دیگر اینکه او می‌آد، او سر می‌زند به من یا نمی‌زند و او حالا من برایش این کار کردم انجام نمی‌دهد و من هرچی می‌رم سراغش نمی‌آد و این چیزها، این‌ها نباشد این وسط. شما کار را انجام می‌دهید چون خدا دوست دارد، والسلام. نه چون او ببیند خوشش بیاد فردا هم او بیاد تلافی کنه. نه اصلاً کار مال خداست؛ دیگر ناسپاسی و ناشکری و این چیزها که بقیه نسبت به آدم داشته باشند در اراده‌ی انسان هیچ تاثیری دیگر ندارد، کار را انجام می‌د‌ه آن کاری که خداپسند هست؛ دنبال اینه.

روح بلند و انتهای مکارم اخلاق

از همین جا امام سجاد (علیه‌السلام) دارد ما را می‌بـ... می‌کشد بالا؛ می‌گوید شما اگر می‌خواهید مکارم اخلاق را پیدا کنید، یکی از چیزهای مهمش نیت‌تونه، قصدتونه؛ این‌ها را درستش کنید. پایین نمونید، بیایید بالا. روح بلند داشته باشید، سینه‌ی گشاده، سعه‌ی صدر داشته باشد انسان. این‌ها با چی حاصل می‌شه؟ با همین حالت‌ها؛ که آدم کار را انجام می‌دهد به حساب خدا. دیگر توقع تعطیل. لذا آدم با تقوا، آدمی که ایمانش به خدا قویه، آدمی که این نیت‌ها را دارد توقع درش نیست. توقع از همسرش ندارد، توقع از بچه‌هاش ندارد، توقع از این و اون ندارد. این توقعات ما بی‌جاست، از ضعف ایمانمونه. حالا ولو حق ماست؛ یک چیزی، یک کاری برای ما انجام بدهند. حق ماست، خب او باید تشخیص بدهد انجام بدهد؛ اما من بخواهم توقع داشته باشم کار خراب می‌شه. ما که توقع داشته باشم دلم چرکین می‌شه، کینه‌ای می‌شم؛ یک وقت به خاطر این توقع هم حرف بدی می‌زنم، رفتار بدی می‌کنم، کار خراب می‌شه. ارزش کارم هم از بین می‌ره. اما انسان‌ها ببینند که یک کسی کار خیر را می‌کند، برایشان خدمت هم می‌کند، هیچ چشم‌داشتی هم ندارند، هیچ توقعی هم ندارند؛ این خودبه‌خود در ذهنشون انسان بالا می‌ره. می‌فهمند، همه می‌فهمند که این آدم انجام این کارهاش برای چیه؟ از حرف‌هاش، از برخوردهاش، از لحن کلامش، از انجام دادن خود کارها، ادامه دادن کارهای خوب؛ این‌ها همه می‌فهمند.

پس «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»، خدایا من را بکش بالا، کمکم بده قصد و نیتم در کارها بهترین قصدها باشد، یک چیزی باشد ارزشمند. بی‌ارزشه که من خودمو خرجش کنم، پایین نمونم، بیام بالا؛ ان‌شاءالله خدا به همه‌مون همین توفیق و مرحمت کنه که قصدمون، نیتمون از انجام کارها برسه به آن بهترین قصد و نیت و حالت، که خودمون اول راحت شیم، بعدش هم بقیه از شر ما و اذیت ما آسوده و راحت بشند.

نثار ارواح طیبه همه‌ی کسانی که روح پاک و مطهر داشتند و ما را با این راه و این مسائل آشنا کردند، مخصوصاً حضرات معصومین (علیهم‌الصلاة والسلام)، ارواح طیبه علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام، صلواتی عنایت بفرمایید.

گزیده

۱. قصد و نیت؛ ملاک اصلی ارزش‌گذاری کارها

انسان چون عاقل است، هر کاری را معمولاً با قصدی انجام می‌دهد. این کارها متفاوت است؛ بعضی کارها درست و بعضی کارهای غلط است. قصد کارها هم متناسب با آن کارها و به تبع آن‌ها ارزش پیدا می‌کند. یعنی گاهی کار خوب است و قصد هم خوب است؛ کار بد است و قصد و نیت انسان هم بد است. طبیعتاً کسی از کار بد، قصد خوب ندارد و قاعدتاً باید این‌طور باشد که از کار خوب هم قصد بد نداشته باشد. ولی گاهی انسان کار خوب و کاری که ظاهرش خوب است را انجام می‌دهد، ولی قصد و نیتش بد است. ارزش انسان، به قصدهای اوست. باید دقت کنیم ببینیم قصدی که از انجام کارهایمان داریم، در چه حدی است و در چه وادی و حالتی سیر می‌کنیم؟

۲. آفتِ پنهان‌کاری و معامله با خلق در کارهای خیر

امام سجاد (علیه‌السلام) ما را مراقبت می‌دهند نسبت به قصدمان در کارها که قصد بدی در کار نداشته باشیم. گاهی قصد آدم بد است؛ یعنی کارِ حتی خوبی را انجام می‌دهد ولی به قصد بدی؛ نیتش بد است و می‌خواهد چیز بدی را بفهماند. مثلاً کاری برای کسی انجام می‌دهد برای اینکه بفهماند من هم اهل انجام این کارهای خوب هستم، یا کاری را انجام می‌دهد برای اینکه بعداً بتواند از او استفاده کند و اگر نیاز پیدا کرد، آن فرد برایش کاری انجام بدهد. یا کاری را انجام می‌دهد که بعداً منتش را سر او بگذارد و او را اذیت کند. این‌ها همه‌اش به خاطر این است که آدم برای خدای متعال ارزش قائل نیست و کارها را برای آدم‌ها و اهدافی که در ذهن دارد انجام می‌دهد.

۳. آسیب‌های توقع و تلافی در روابط خانوادگی و اجتماعی

در خانه هم در ارتباط بین اعضای خانواده این مسئله هست؛ یعنی گاهی بعضی اعضای خانواده، یک کاری را انجام می‌دهند ولی نیت و قصدشان چیز بدی است؛ می‌خواهند یک چیزی را به طرف مقابل و به همسرشان بفهمانند که آن چیز خوبی نیست، یا می‌خواهند چیزی را به رخش بکشند. این‌ها حالات بدی است، تصمیم‌ها و قصدهای بدی است که آدم‌ها در زندگی‌هایشان دارند. در جامعه هم هست. انسان باید روی کارهای خودش توجه کند و ببیند در طول زندگی و شبانه‌روز که بر ما می‌گذرد، کارهایش را به چه قصدی انجام می‌دهد؟ فلانی به من این حرف را زد، من هم حالا می‌روم یک حرفی می‌زنم که حالش را بگیرم و تلافیش را دربیارم؛ این‌ها همه‌اش قصدهای بد است و ارزش انسان را پایین می‌آورد.

۴. مراتب نیت خوب و حقیقتِ معامله با خداوند

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خداوندا، قصد و نیت من را در کارها به بهترین نیت‌ها برسان». در نیت‌ها و قصدهای خوب، باز باید دید کدام قصد بهترین است؛ چون آن ارزشش بیشتر است. یک وقت انسان کاری را برای کسی انجام می‌دهد، در همین حد که کارش را انجام داده باشد، مشکلش را حل کرده و خیری به او رسانده باشد؛ این خوب است و قصد بدی نیست. اما نیت بهتر این است که حالا شما که این کار را انجام می‌دهید و زحمتش را می‌کشید، تجارت و معامله کنید؛ این کار را همین‌طوری انجام ندهید و بروید. یک چیز خوبی بخواهید و چشم‌داشت داشته باشید، اما نه از این و آن! طرف حسابتان را بگذارید خدا؛ طرف حسابتان را بگذارید خدای متعال و کار را به حساب خدا بنویسید.

۵. رهایی از بند خلق و رسیدن به آرامش حقیقی

کسی که کارش را به حساب خدا می‌گذارد، دیگر برایش فرق نمی‌کند بقیه دیدند یا ندیدند، تشکر کردند یا نکردند، قدرشناس بودند یا نبودند. در ازای این کاری که من برایشان کردم، آن‌ها برای من کاری کردند یا نکردند؟ کار او گره خورد و من باز کردم، فردا کار من گره خورده، او می‌تواند باز کند؟ او باز کرد یا نکرد؟ آدم با این نگرش از این چیزها و توقع‌ها نجات پیدا می‌کند. توقع به خاطر ضعفِ ایمانِ آدم است و نشان می‌دهد آدم خیلی طرف حسابش خدا نیست و با خدا میونه ندارد. یک آدم که فکر و نیت‌هایش خوب باشد خودش خیلی راحت است؛ خوش‌قلب و خوش‌فکر است، از حرف‌ها و رفتارهای بقیه بد نمی‌گیرد و بدبین و بدفهم نیست.

۶. اخلاص؛ شرط قبولی و ماندگاری اعمال در پیشگاه الهی

خداوند چیزی را می‌پذیرد که خالص برای خودش باشد. او می‌خواهد آدم حالش جا بیاید و درست بشود؛ چون توقعات، چشم‌داشت‌ها، منت گذاشتن‌ها و اذیت کردن‌ها انسان را بیچاره می‌کند و آسیب می‌زند. خدا می‌گوید کار را به من بده که از این‌ها راحت شوی. لذا آدم‌های خوب و اولیای خدا کارهایشان را به قیمت گرون انجام می‌دهند و آن قیمت گرون هم در پیشگاه خداست؛ خدا چند برابر حساب می‌کند و می‌دهد به آن‌ها. می‌گویند ارزش ندارد من بخواهم کارم را به افرادی مثل خودم بفروشم؛ فوقش بگویند به به چقدر آدم خوبی! کار را انجام بدهید چون خدا دوست دارد، والسلام. دیگر ناسپاسی و ناشکری بقیه، در اراده‌ی انسان هیچ تاثیری ندارد.

۷. روح بلند و انتهای مکارم اخلاق در رهایی از توقعات

امام سجاد (علیه‌السلام) با دعای مکارم اخلاق ما را بالا می‌کشد و می‌فرماید نیت‌ها و قصدهایتان را درست کنید، پایین نمانید و بیایید بالا. روح بلند، سینه‌ی گشاده و سعه‌ی صدر داشته باشید. آدم با تقوا و کسی که ایمانش به خدا قویه، توقع در او نیست؛ توقع از همسرش ندارد، توقع از بچه‌هاش ندارد، توقع از این و آن ندارد. این توقعاتِ ما بی‌جاست و از ضعف ایمانمان است. ما که توقع داشته باشیم، دلمون چرکین و کینه‌ای می‌شود؛ یک وقت به خاطر این توقع حرف بدی می‌زنیم و رفتار بدی می‌کنیم و کار خراب می‌شود. اما اگر کار خیر را بدون هیچ چشم‌داشتی انجام دهیم، انسان خودبه‌خود در ذهن‌ها بالا می‌رود و همه حقیقتِ او را می‌فهمند.

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

نیت خالصانه و اعمال نیکو - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه دهم) مسجد میزان الاعمال

موضوع: صوت کامل سخنرانی