نیت و قصد در اعمال انسان - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه پنجم) مسجد بنی الزهراء س
صوت کامل سخنرانی
1403/10/17
پست

📖 شرح صحیفه سجادیّه

🎧  سخنران: استاد محمّدی

🕌  مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
◽️ جلسه پنجم

🗓۱۷ دی۱۴۰۳

نیت و قصد در اعمال انسان - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه پنجم) مسجد بنی الزهراء س

📖 شرح صحیفه سجادیّه

🎧  سخنران: استاد محمّدی

🕌  مسجد بنی الزهراء (سلام الله علیها)
◽️ جلسه پنجم

🗓۱۷ دی۱۴۰۳

متن

بررسی فرازی از دعای مکارم‌الاخلاق: اهمیت نیت و عمل

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد.

و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

در دعای مکارم‌الاخلاق رسیدیم به این جمله: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ». دو مسئله دیگر را امام سجاد (علیه‌السلام) مطرح فرموده‌اند؛ یکی مسئله قصد و نیت انسان در کارها، و یکی هم خودِ کارهایی که انسان انجام می‌دهد. انسان چون عاقل است، هر کاری را معمولاً با قصدی انجام می‌دهد. این کارها خودش متفاوت است؛ بعضی کارها کارهای درستی است، بعضی کارها کارهای غلطی است. قصدِ آن کارها هم متناسب با آن کارها و به تبع آن کارها، ارزش پیدا می‌کند. یعنی گاهی کار خوب است و قصد هم خوب است؛ گاهی کار بد است و قصد و نیت انسان هم بد است. طبیعتاً کسی از کارِ بد، قصدِ خوب ندارد و قاعدتاً باید این‌طور باشد که از کارِ خوب هم قصدِ بد نداشته باشد. ولی گاهی هم این‌طور می‌شود انسان که کارِ خوب، یعنی کاری که ظاهرش خوب است را انجام می‌دهد، ولی قصد و نیتش بد است.

کارهای بد هم که طبیعتاً با قصد و نیت بد، معمولاً انجام می‌شود. این‌جا امام سجاد (علیه‌السلام) یاد می‌دهند و توجه می‌دهند ما را به این‌که باید حواسمان را جمع بکنیم و مراقبت کنیم نسبت به قصدمان در کارها، که قصد بدی در کار نداشته باشیم. هر آدم عاقلی قصدی دارد از هر کاری که انجام می‌دهد. حالا این کارها همه‌اش فقط بحث کارهای عبادی هم نیست؛ هر کاری که انسان انجام می‌دهد، حتی کارهایی که می‌آید برای بقیه انجام می‌دهد، این‌ها هم همین حالت را دارد. هر کدام نیتی دارد، قصدی دارد. گاهی قصدِ آدم بد است؛ یعنی می‌آد کارِ حتی خوبی را انجام می‌دهد، ولی به قصد بدی؛ نیتش بد است و می‌خواهد چیزِ بدی را بفهماند.

مصادیق قصدهای ناپسند در زندگی فردی و اجتماعی

مثلاً یک کاری برای کسی انجام می‌دهد، برای این‌که بفهماند من هم اهلِ انجامِ این کارهای خوب یا درست هستم. یا یک کاری را برای کسی انجام می‌دهد، برای این‌که بعداً بتواند از او استفاده کند. بعداً، مثلاً اگر نیاز پیدا کرد به این فرد، چون الان برایش این کار را انجام داده، بعد هم آن فرد برایش یک کاری انجام بدهد. کاری را برای کسی انجام می‌دهد که بعد طبیعتاً منّتش را سرش بگذارد. کاری را برای کسی انجام می‌دهد، بعدش یک نوع اذیتی می‌کند به آن فرد. این‌ها همه قصدهای بدی است که گاهی در کارهای ما هست؛ یعنی از تو خانه گرفته، تا بیرون از خانه.

در خانه هم در ارتباط بین اعضای خانواده این مسئله هست؛ یعنی گاهی بعضی اعضای خانواده، مردِ خانه، زنِ خانه، یک کاری را انجام می‌دهد ولی نیت و قصدش چیزِ بدی است. می‌خواهد یک چیزی را به مثلاً طرف مقابلش، به همسرش بفهماند که آن چیزِ خوبی نیست. می‌خواهد یک چیزی را به رُخِش بکشد، بهش بفهماند. این‌ها حالات بدی است؛ تصمیم‌ها و قصدهای بدی است که آدم‌ها در زندگی‌هایشان دارند.

در جامعه هم هست. این را باید آدم توجه کند روی کارهای خودش؛ ببیند در طول زندگی و شبانه‌روز که بر ما می‌گذرد، ما کارهایمان را به چه قصدی داریم انجام می‌دهیم؟ یکی‌یکی. قصدمون از خیلی کارها چیست؟ بعضی‌هاش را اگر دقت کنیم، بهش می‌رسیم که قصدِ خوب و نیت مناسبی نداریم؛ این بد چیزی است، این نیتمان.

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خدایا، به من کمک کن که نیتم نیتِ بد نباشد، قصدم قصدِ بدی نباشد از این کاری که انجام می‌دهم». این چیزهای بد را پشتِ نیتم و عملم مخفی نکرده باشم. نخواهم با انجامِ این عمل چیزی را به آدم‌ها بفهمانم که خوب نیست. نخواهم چیزی را اثبات کنم، نخواهم پشتش اذیت بکنم، نخواهم از انجامِ این کار توقعی داشته باشم از فرد. این‌ها همه قصدهای ماست از کارهایی که می‌کنیم. همه‌اش ممنوع است، همه‌اش چیزِ بدی است. این‌ها همه‌اش به‌خاطر این است که آدم برای خدای متعال ارزش قائل نیست؛ کارهایش را انجام می‌دهد برای آدم‌ها، برای اهدافی که در ذهنش و فکرش دارد. دنبال این چیزهای پایین است؛ یعنی سطحِ این آدم خیلی پایین است.

رابطه ارزش انسان با نیات و افکار او

ارزشِ آدم به قصدهای آدم است. قصدش چطوری است؟ در کارهای ما باید دقت کنیم ببینیم قصدی که از انجامِ کارهایی داریم، در چه حد است؟ در چه وادی ما سیر می‌کنیم؟ در چه حالتی هستیم؟ همه‌اش حواسمان این است که این و آن ببینند، این و آن کاری برایمان انجام بدهند، به این و آن چیزی را اثبات بکنیم، چیزی را نشون بدهیم؛ این حالت‌هاست. خب ارزشِ ما هم در حدِ همین است؛ چون ارزشِ انسان، یکی از ملاک‌های ارزشِ انسان، آن قصدِ انسان است در کارهایی که دارد.

قصدِ بعضی‌ها، خیلی‌ها، در انجامِ کارها خیلی سطحش پایین است؛ همه‌اش درگیرِ فکرهای بد است. همه‌اش درگیر این‌هاست: فلانی به من این حرف را زد، منظورِ بدی هم داشت، من هم حالا می‌روم بهش یک حرفی می‌زنم که بهش این را بفهمانم، فلان چیز را بفهمانم، حالِش را بگیرم مثلاً. ارزشِ این آدم در همین حد است، که فقط فکرش مشغول است که فلان کس چرا این حرف را به من زد؟ همسرم چرا این حرف را زد؟ [سرفه سخنران] خانواده همسرم، پدرِ همسرم، مادرِ همسرم، خواهرِ همسرم، چرا این حرف را به من زدند؟ چرا این رفتار را با من کردند؟ من هم بروم تلافیش را دربیارم. یک چیزی بگویم، یک رفتاری بکنم، داشته باشم که بهش بفهمانم این چیزی را که انجام داد نسبت به من، یا این حرفی را که زد.

خب این‌ها همه‌اش قصدهای بد است. آن‌وقت ارزشِ انسان همین‌قدر است. این فرد را بخواهیم بسنجیم ببینیم چقدر ارزشمند است پیشِ خدا و چقدر ارزشمند است واقعاً، ارزشش در حدِ همین افکار و عقاید و قصدهایی است که دارد؛ همین‌قدر. در باتلاق و لجن گیر کرده؛ همه‌اش تکانی می‌دهد خودش را که از این‌ور بکشاند آن‌ور؛ افکار لجنی، عقاید این‌طور، فکر، فهم، این‌ها همه‌اش در این وادی‌هاست. خب این خیلی آدم پایین می‌ماند، خیلی پایین است.

تبیین معنای «أَحْسَنِ النِّیَّاتِ» (بهترین نیت‌ها)

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خدا، این قصدهای من یک مسئله است، مسئله مهمی است. این را به من کمک کن که از این باتلاق و لجن‌زار درش بیارم، ببرمش توی یک وادی خوبی». قصدهایم خوب باشد، نیتم خوب باشد؛ بلکه ایشون نمی‌فرمایند خوب باشد، می‌گویند بهترین نیت‌ها و تصمیم‌ها را داشته باشم: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». یعنی در نیت‌ها و قصدهای خوب، باز ببینم کدام قصد بهتر است، آن ارزشش بیشتر است.

حالا مثل همین مثال‌هایی که زدیم؛ یک کسی می‌آید برای یک کسی کاری انجام می‌دهد، قصدِ بدی دارد که مثال‌هایش را زدیم؛ توقعی دارد، چشم‌داشتی دارد، چیزی را می‌خواهد اثبات بکند، خب این‌ها چیزهای بدی است، آن هیچی. یک وقت انسان کاری را برای کسی انجام می‌دهد، خب در همین حد که حالا براش کارش را انجام داده باشد، مشکلش را هم حل کرده باشد، یک خیری بهش رسانده باشد. این خوب است، این قصدِ بدی نیست، قصدِ خوبیه‌. این بهتر از آن بده است. این دیگر آن چیزهای بد تویش وجود ندارد، راحته. چشم‌داشتی مثلاً پشتش نیست، توقعی پشتش نیست، انتظاری پشتش نیست؛ چیزی نمی‌خواهد به طرف بفهماند. از این حال‌وهوای بد، بیرون است. نه، کار را انجام داده برای فرد، یک خدمتی بهش کرده، یک مشکلی را براش حل کرده، یک کاری را براش رفته انجام داده، هیچی، برای همین، تهش همین‌که مشکلش حل شده باشد؛ بیش از این هم چیزی نیست. خب این خوب است، این خوب است، قصدِ خوبی است.

اما امام سجاد می‌فرمایند: «از این یک‌کم بهتر، بالاتر؛ نیتِ بهتر بیاید وسط». نیتِ بهتر اونی است که حالا شما که این کار را انجام می‌دهی، داری انجام می‌دهی، داری زحمتش را می‌کشی، داری تلاشش را می‌کنی، تجارت کن، معامله کن. این کار را همین‌طوری انجام نده و برو. یک چیزِ خوبی بخواه، چشم‌داشت داشته باش، توقع داشته باش. این‌ها را داشته باش، اما نه از این و آن؛ طرف‌ حسابت را بگذار خدا، طرف حسابت را بگذار خدای متعال. یعنی این کار را انجام بده، زحمتش را هم بکش، مشکل این فرد را هم حل کن، اما بگذار به حسابِ خدا. نه فقط در این فکر و حال‌وهوا و وادی باشی که خب مشکل این را حل کنم.

ضرورت همراهی ایمان با عمل صالح و معامله با خدا

گاهی کفار هم، گاهی که بیشتر از گاهی، یک کارهای خوبی هم آن‌ها هم انجام می‌دهند، برای هم انجام می‌دهند. اما چون با خدا میانه ندارند، به حسابِ خدا نمی‌توانند بگذارند، خدا را قبول ندارند، پایین می‌مانند. لذا خدا در قرآن کریم فرموده اگر کار خوب انجام می‌دهید، «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»، باید ایمانِ به خدا هم باشد؛ چون آن کار را که انجام می‌دهی حیف است فقط انجام بدهی که طرف مشکلش حل بشه. انجام بده مشکلش حل بشود، اما بگذار به حسابِ خدا. این، یک تیر و دو نشان است؛ هم انسان کارِ خوب را انجام داده، کارِ خیر را انجام داده، هم گذاشته به حسابِ خدا. نیتِ بد نداشته، از این فکرهای بد نجات پیدا کرده، حالش جا آمده است. یک آدمی که فکرها و نیت‌هایش خوب باشد چقدر خودش راحت است؛ آدم‌های صاف و زلال این‌طوری هستند. خیلی حالشان جاست، مثلاً خوش‌قلب هستند، خوش‌دل هستند، خوش‌فکر هستند. از حرف‌ها و رفتارهای بقیه، بد نمی‌گیرند؛ بدبین و بدفکر و بدفهم نیستند.

این می‌خواهد از این‌جا دربیاییم ما، بیاییم فکر و نیت و قصدمان خوب بشود، چیزهای خوب بیاید تویش؛ خدمت به مردم، مشکلِ کسی را حل کردن، این عبادت را انجام دادن، این‌ها. اما می‌گویند این‌قدر این‌جا هم نمان، برو جلوتر؛ این‌ها را بگذار به حساب خدا. چون خدا دوست دارد، این کار را انجام بده. آن‌وقت یک تیر و دو نشان می‌شود؛ هم کارِ خیر را انجام دادی، هم این کارِ خیر را برای خدا انجام دادی، نه برای این و آن؛ از این فکرهای بد نجات پیدا کردی. هم مشکل این بنده خدا را حل کردی، هم پیشِ خدا حساب داری؛ پیشِ خدای متعال، محفوظه. آن‌وقت خدا طرفِ حسابِ آدم باشد خیلی خوب می‌داند چطور تلافی کند، چطور اجر و مزدِ آدم را بدهد.

اینه که امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند این را ببر بالا، برو جلو، از این بدها خودت را نجات بده. یک مطالعه‌ای روی خودت انجام بده، ببین کارهایی که در خانه می‌کنی، بیرونِ خانه می‌کنی نسبت به بقیه، برای خودت، عبادت، کارهای معمولی، زندگیت، این‌هایی که انجام می‌دهی قصد‌هایت چیست؟ قصدها را ترمیمش کن، درستش کن؛ بدها را بگذار کنار، دیگر این حالِ بد را از خودت دور کن. این حالت‌های بدی که انسان دارد در خیلی کارهایش، خیلی خطرناک است؛ همه‌اش آدم را به زمین می‌زند، گرفتار می‌کند آدم را. می‌گوید از این‌ها دور کن، بعد بیفت در وادیِ فکر و نیتِ خوب؛ اما آن فکر و نیتِ خوبت را هم ببر بالا، «أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»، «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». این قصد من را در کارها، از قصدهای بد که درمیاری هیچی، در قصدهای خوب هم ببر آن بهترین قصدها.

بهترین قصدها را آن‌هایی دارند که با خدا میانه‌شان خیلی خوب است، خدایی هستند. اعمال را انجام می‌دهند، اما به حسابِ خدا. چون به حسابِ خدا می‌گذارد، دیگر براش فرق نمی‌کند بقیه دیدند، یا ندیدند؛ تشکر کردند، یا نکردند؛ قدرشناس بودند، یا نبودند. در ازای این کاری که من کردم براشون، آن‌ها برای من کاری کردند، یا نکردند. کارِ آن گره خورد، من الان براش باز کردم؛ فردا کارِ من گره خورده، آن می‌تواند باز کند، آن باز کرد، یا نکرد. آدم از این چیزها و توقع‌ها، نجات پیدا می‌کند.

رهایی از بند توقعات و چشم‌داشت‌ها

توقع، به‌خاطر آن ضعفِ ایمانِ آدم است؛ توقع، نشان می‌دهد آدم خیلی طرفِ حسابش خدا نیست، با خدا میونه ندارد، با این و آن است. همه‌اش در وادیِ آدم‌هاست، که من این کار را کردم، دیدند یا ندیدند. یک کاری می‌کند ببینند، یک کاری می‌کند حتماً به گوششان برسد که من کردم. این یک حالت‌هایش است؛ یا این کار را بفهمد من کردم، که بهش آن چیزِ بد ثابت بشود، مثلاً بفهمد حالا... بعداً هم برای من کاری انجام بدهد.

آن‌وقت ارزشِ هر کسی به این نیتش است؛ در روایات هست، یکی از ملاک‌های ارزشِ انسان را این قصدهای آدم تعریف کرده‌اند، که آدم در کارهایش، در کارهایی که انجام می‌دهد چقدر قصدش چیست اصلاً. در این وادی‌هاست، ارزشش هم در همین حد است. ارزشش این است که یک آدم پر توقعی است، چشم‌داشتش زیاد است، انتظارش از این و آن زیاد است؛ انتظار دارد، توقع دارد که براش فلان کار را بکنند. من خانه‌اش رفتم، بهش سری زدم، مریض بوده سراغش را گرفتم، آن هنوز به من سر نزده است؛ من تلفن می‌زنم احوالش بپرسم، او به من تلفن نمی‌زند. [عطسه سخنران] من براش این کارها را کردم، او یک کار برای من نکرده است. چقدر آدم پایین می‌آید، پایین می‌آید واقعاً. آن‌وقت زحمت‌هایش هم به باد می‌رود؛ یعنی کار را کرده، با این توقع از بین برد، با این حرف‌های غلط و بد از بین برد، می‌برد. که خدا در قرآن کریم می‌فرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذَى». کار خیری برای بقیه می‌کنید، منت دیگر نگذارید؛ به رُخش نکشید، اذیتش نکنید، چشم‌داشتی نداشته باش؛ این‌ها همه اذیت دارید می‌کنید. یک کار خیر کردید، خب کردید؛ چرا این‌قدر اذیت می‌کنید؟ آن‌وقت باطل می‌شود، از بین می‌رود، می‌رود هوا. فردا پیشِ خدا حسابی نداریم؛ چون می‌گوید برای او کردی، برای من که نکردی که من مزدتو بدم.

اخلاص در عمل و بی‌توجهی به ناسپاسی خلق

در روایات می‌فرماید خدا می‌فرماید: «من خیلی شریکِ خوبی هستم». کسی که کارها را، کاری که انجام می‌دهد من را با بقیه شریک می‌کند، یعنی یا به آن‌ها می‌دهد، که اگر به آن‌ها داد مزدش را از آن‌ها بخواهد؛ اگر حتی در نیتش هم من بودم هم آن‌ها، من همه‌اش را می‌دم به آن‌ها، می‌گویم برو مزد را کلاً از آن‌ها بخواه، از من چیزی نخواه. او چیزی را خدا می‌پذیرد که خالص برای خودش باشد. خب حالا خدا احتیاج دارد؟ نه، می‌خواهد آدم حالش جا بیاید، می‌خواهد یک آدم درست بشود؛ یک آدم، توقعات پدرش را درآورده، چشم‌داشت‌ها بیچاره‌اش کرده، به رو... این منت گذاشتن‌ها آسیب بهش می‌زند، این اذیت کردن‌ها گرفتارش می‌کنند. خدا می‌گوید بده به من که از این‌ها راحت شوی، راحت می‌شوی.

لذا آدم‌های خوب، اولیای خدا کارهایشان را به قیمتِ گران انجام می‌دهند، آن قیمتِ گران هم در پیشگاهِ خداست؛ خدا چند برابر حساب می‌کند، می‌دهد بهشان. می‌گوید ارزش ندارد من بخواهم بدهم به افراد و کسایی مثل خودم. من برای این کار می‌کنم، برای این کار می‌کنم، این مگه چه از دستشان برمی‌آید؟ فوقش بگویند بهبه چه آدم خوبی، مثلاً. بعد هم انتظار داریم یک کار برایمان بکنند، یا نمی‌کنند، یا با سختی می‌کنند، یا منت می‌گذارند. خدا می‌خواهد ما از همه این‌ها راحت شویم؛ به شدت دنبالِ کارِ خوب باشیم، اما هیچ چشمی به دست و زبانِ بقیه نداشته باشیم، هیچّی. انجام بدهیم، برویم. قوم و خویش، صله رحم انجام بدهیم، برویم؛ دیگر این‌که آن می‌آید، آن سر می‌زند به من یا نمی‌زند و آن حالا من براش این کار را کردم انجام نمی‌دهد و من هرچه می‌روم سراغش نمی‌آید و این چیزها، این‌ها نباشد این وسط. شما کار را انجام می‌دهید چون خدا دوست دارد، والسلام. نه چون او ببیند خوشش بیاید فردا هم او بیاید تلافی کند. نه، اصلاً کار مالِ خداست؛ دیگر ناسپاسی و ناشکری و این چیزها تو... که بقیه نسبت به آدم داشته باشند، در اراده انسان هیچ تأثیری دیگر ندارد؛ کار را انجام می‌دهد، آن کاری که خداپسند هست، دنبال این است.

مکارم اخلاق و سعه صدر در پرتو نیت الهی

از همین‌جا امام سجاد (علیه‌السلام) دارد ما را می‌بـ... می‌کشد بالا. می‌گوید شما اگر می‌خواهید مکارم اخلاق را پیدا کنید، یکی از چیزهای مهمش نیت‌تان است، قصد‌هایتان است؛ این‌ها را درستش کنید، پایین نمانید، بیایید بالا. روحِ بلند داشته باشید، سینه گشاده، سعه صدر داشته باشد انسان. این‌ها با چه حاصل می‌شود؟ با همین حالت‌ها. که آدم کار را انجام می‌دهد به حسابِ خدا؛ دیگر توقع تعطیل. لذا آدم با تقوا، آدمی که ایمانش به خدا قوی است، آدمی که این نیت‌ها را دارد توقع درش نیست؛ توقع از همسرش ندارد، توقع از بچه‌هایش ندارد، توقع از این و آن ندارد. این توقعاتِ ما، بی‌جاست، از ضعفِ ایمانمان است. حالا ولو حقِ ماست، یک چیزی، یک کاری برای ما انجام بدهند؛ حقِ ماست، خب او باید تشخیص بدهد انجام بدهد، اما من بخواهم توقع داشته باشم کار خراب می‌شود. من که توقع داشته باشم دلم چرکین می‌شود، کینه‌ای می‌شوم؛ یک وقت به‌خاطر این توقع هم حرفِ بدی می‌زنم، رفتارِ بدی می‌کنم، کار خراب می‌شود. ارزشِ کارم هم از بین می‌رود. اما انسان‌ها ببینند که یک کسی کارِ خیر را می‌کند، براشون خدمت هم می‌کند، هیچ چشم‌داشتی هم ندارند، هیچ توقعی هم ندارند؛ این خودبه‌خود در ذهنشان انسان بالا می‌رود، می‌فهمند، همه می‌فهمند که این آدم انجامِ این کارهایایش برای چیست؛ از حرف‌هایش، از برخوردهایش، از لحنِ کلامش، از انجام دادنِ خودِ کارها، ادامه دادنِ کارهای خوب، این‌ها همه می‌فهمند.

پس «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»، خدایا من را بکش بالا، کمکم بده قصد و نیتم در کارها بهترین قصدها باشد؛ یک چیزی باشد ارزشمند، بیرزد که من خودمو خرجش کنم، پایین نمانم، بیایم بالا. ان‌شاءالله خدا به همه‌مان همین توفیق و مرحمت کند که قصدمان، نیتمان از انجام کارها برسد به آن بهترین قصد و نیت و حالت، که خودمان اول راحت شویم، بعدش هم بقیه از شرِ ما و اذیتِ ما، آسوده و راحت بشوند.

نثارِ ارواحِ طیبه همه کسانی که روحِ پاک و مطهر داشتند و ما را با این راه و این مسائل آشنا کردند، مخصوصاً حضراتِ معصومین (علیهم‌السلام) [علیهم الصلاة و السلام]، ارواحِ طیبه علما، شهدا، روحِ مطهر حضرتِ امام، صلواتی عنایت بفرمایید.

گزیده

۱. معیار سنجش ارزش انسان

ارزش انسان به قصدهای اوست. ما باید در کارهای خود دقت کنیم و ببینیم قصدی که از انجام کارها داریم در چه حدی است؟ در چه وادی سیر می‌کنیم و در چه حالتی هستیم؟ اگر همواره حواسمان به این باشد که این و آن ببینند، یا کاری برایمان انجام دهند، یا به دیگران چیزی را اثبات کنیم و نشان دهیم، ارزش ما نیز در حد همین افکار خواهد بود؛ چرا که یکی از اصلی‌ترین ملاک‌های ارزش انسان، قصد او در کارهایی است که انجام می‌دهد. اگر قصد کسی در انجام کارها خیلی سطح پایین و همواره درگیر فکرهای منفی و تلافی‌جویانه باشد، ارزش او نیز در همین حد باقی می‌ماند و در باتلاق افکار ناپسند گرفتار خواهد شد.

۲. حقیقت «أَحْسَنِ النِّیَّاتِ» در کلام امام سجاد (ع)

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق می‌فرمایند: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ». ایشان نمی‌فرمایند فقط نیتم خوب باشد، بلکه می‌خواهند بهترین نیت‌ها و تصمیم‌ها را داشته باشند؛ یعنی در میان نیت‌ها و قصدهای خوب، بررسی کنیم که کدام قصد بهتر است و ارزش بیشتری دارد. گاهی انسان کاری را برای کسی انجام می‌دهد تا فقط مشکل او را حل کند و خیری به او برساند؛ این قصد خوبی است و چشم‌داشتی هم پشت آن نیست. اما مرتبه بالاتر و بهتر این است که انسان در نیت خود با خداوند معامله کند. یعنی کار خیر را انجام دهد و مشکل مردم را حل کند، اما آن را به حساب خداوند بگذارد و طرف حساب خود را خدای متعال قرار دهد.

۳. آفت چشم‌داشت و توقع در کارهای خیر

گاهی انسان کارِ به ظاهر خوبی را برای کسی انجام می‌دهد، اما قصد و نیت او ناپسند است؛ مثلاً کاری انجام می‌دهد تا بفهماند خودش اهل کارهای خوب است، یا برای اینکه بعداً بتواند از آن فرد استفاده کند. گاهی نیز کار خیری انجام می‌دهد تا بعداً منت آن را سر طرف مقابل بگذارد یا او را اذیت کند. این‌ها قصدهای بدی است که گاهی در کارهای ما، از محیط خانه گرفته تا سطح جامعه وجود دارد. امام سجاد (علیه‌السلام) به ما هشدار می‌دهند که باید مراقب قصدهای خود باشیم. اگر پشت کارهایمان توقع و چشم‌داشت از مردم باشد، ارزش کار از بین می‌رود و طبق آیه قرآن، کارهای خیر با منت و اذیت باطل می‌شوند.

۴. معامله بی‌واسطه با پروردگار

اگر انسان کارهای خیر خود را برای خداوند انجام دهد، دیگر برایش فرقی نمی‌کند که بقیه مردم آن کار را دیده‌اند یا ندیده‌اند، تشکر کرده‌اند یا نکرده‌اند، و در ازای آن کار، تلافی می‌کنند یا خیر. انسان با این نگرش از بند توقعات و انتظاراتِ بی‌جا نجات پیدا می‌کند. توقع داشتن از مردم نشانه ضعف ایمان است و دلالت بر این دارد که طرف حساب انسان خدا نیست. کسی که کارهایش را به حساب خدا می‌گذارد، از فکرهای منفی و بدبینی راحت می‌شود. خداوند نیز بهترین شریک است؛ وقتی کاری خالصانه برای او انجام شود، آن را به بهترین وجه می‌پذیرد و محفوظ می‌دارد و اجر و مزدش را عنایت می‌کند.

۵. نشانه ضعف ایمان و دلمردگی

توقع داشتن از دیگران، ناشی از ضعف ایمان انسان است. این روحیه نشان می‌دهد که انسان در زندگی خود با خدا میونه‌ای ندارد و تمام فکرش در وادی خلق و تایید آدم‌هاست. همواره به این فکر می‌کند که من فلان کار را انجام دادم، آیا دیگران دیدند یا ندیدند؟ یا تلاش می‌کند کاری کند که حتماً به گوش بقیه برسد. ارزش چنین فردی در حد همین انتظاراتِ پایین است؛ او به یک آدم پرتوقع تبدیل می‌شود که چشم‌داشت زیادی از این و آن دارد. این توقعاتِ بی‌جا، دل را چرکین و انسان را کینه‌ای می‌کند و در نهایت باعث می‌شود با حرف یا رفتاری ناپسند، ارزش تمام زحماتش را از بین ببرد.

۶. راز آرامش آدم‌های صاف و زلال

انسانی که فکر و نیتش را اصلاح کند و از افکار ناپسند و چشم‌داشت به دست مردم نجات یابد، به آرامش حقیقی می‌رسد. آدم‌های صاف و زلال این‌گونه هستند؛ آن‌ها بسیار خوش‌قلب، خوش‌دل و خوش‌فکر هستند و از حرف‌ها و رفتارهای دیگران برداشت بد نمی‌کنند، چرا که بدبین و بدفهم نیستند. خدمت به مردم، حل کردن مشکل دیگران و انجام عبادات را مایه تقرب به خدا می‌دانند و کارها را جلوتر برده و به حساب خدا می‌گذارند. در این حالت، با یک تیر دو نشان می‌زنند؛ هم کار خیر را انجام داده‌اند و هم به خاطر نیت الهی، خود را از بند حسادت‌ها و افکار منفی نجات داده‌اند.

۷. شرط قبولی عمل صالح در قرآن

انجام کار خوب به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید جهت‌گیری آن الهی باشد. گاهی غیرمسلمانان نیز کارهای خوبی برای یکدیگر انجام می‌دهند، اما چون با خداوند ارتباطی ندارند و کار را به حساب او نمی‌گذارند، در مرتبه‌ای پایین می‌مانند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»؛ یعنی عمل صالح باید همراه با ایمان به خدا باشد. حیف است که انسان زحمت بکشد و کار خوبی انجام دهد، اما هدفش فقط حل شدن ظاهرِ مشکلِ یک فرد باشد. کار را باید انجام داد، اما باید آن را با ایمان به خدا پیوند زد تا ارزشی ماندگار پیدا کند.

۸. سعه صدر و روح بلند در سایه تقوا

انسان اگر می‌خواهد مکارم اخلاق را در خود ایجاد کند، یکی از کلیدی‌ترین راه‌ها اصلاح نیت و قصدهاست. با بالا بردن نیت‌ها، انسان به روح بلند، سینه گشاده و سعه صدر دست پیدا می‌کند. آدم با تقوا که ایمان قوی دارد و نیات خود را الهی کرده است، دیگر پرتوقع نیست؛ او از همسرش، فرزندانش و مردم انتظاری ندارد. حتی اگر انجام کاری حقِ او باشد، خودش توقعی ایجاد نمی‌کند، زیرا می‌داند توقع داشتن دل را چرکین می‌کند. وقتی مردم ببینند کسی بدون چشم‌داشت و منت به آن‌ها خدمت می‌کند، آن فرد خودبه‌خود در نظرشان ارزشمند می‌شود و همه به اخلاص او پی می‌برند.

۹. رهایی از اسارت تلافی و رفتارهای منفی

بسیاری از مردم در طول شبانه‌روز درگیر فکرهای منفی هستند؛ مثلاً با خود می‌گویند فلانی فلان حرف را به من زد و منظور بدی داشت، من هم باید رفتاری کنم یا حرفی بزنم که حالش را بگیرم یا تلافی کنم. این فرد چه در محیط خانواده با همسر و خویشاوندان و چه در جامعه، همواره مشغول تلافی کردن رفتارهاست. امام سجاد (علیه‌السلام) از ما می‌خواهند که از این لجن‌زار افکار منفی بیرون بیاییم و نیات خود را ترمیم کنیم. اگر صله رحم می‌کنیم یا به دیگران سر می‌زنیم، فقط برای خدا باشد، نه برای اینکه آن‌ها تلافی کنند؛ با این کار، ناسپاسیِ مردم دیگر هیچ تأثیری در اراده ما نخواهد داشت.

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

نیت و قصد در اعمال انسان - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه پنجم) مسجد بنی الزهراء س

موضوع: صوت کامل سخنرانی