
📖 شرح صحیفه سجادیّه
🕌 مسجد علی بن ابیطالب (علیه السلام)
◽️ جلسه دوم
🗓۱۶ دی۱۴۰۳

📖 شرح صحیفه سجادیّه
🕌 مسجد علی بن ابیطالب (علیه السلام)
◽️ جلسه دوم
🗓۱۶ دی۱۴۰۳
📖 شرح صحیفه سجادیّه
🕌 مسجد علی بن ابیطالب (علیه السلام)
◽️ جلسه دوم
🗓۱۶ دی۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد. [صلوات حضار] و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
صحبت در شرح عبارات صحیفه مبارکه سجادیه بود. این کتاب شریف تاریخی دارد قابل توجه؛ و آن اینکه امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) در شرایط خاصی که بعد از عاشورا پیش آمد، زمینه ارتباط با شیعیان درباره ایشان و در زمان ایشان کم شد. چون واقعه کربلا و عاشورا که اتفاق افتاد، حکومت بنیامیه اینطور فهمید و برداشت کرد که امامان شیعه اگر ظرفیت و زمینهای برایشان فراهم بشود، حتماً علیه حکومت قیام میکنند. این تجربهای بود که از داستان کربلا برای حکومت بنیامیه حاصل شد.
لذا در این شرایط طبیعتاً سختگیری به شیعیان خیلی زیاد شد و طبیعتاً امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) برای اینکه خط شیعه حفظ بشود و کیان شیعه و شیعیان آسیب نبینند، و این راه که الآن به مویی بند است از بین نرود، آمدند وظایف امامتشان را و هدایت امت را در قالب دعا و با بیان دعا و زبان دعا پیش گرفتند و انجام دادند. یعنی آنچه که لازم بود از اعتقادات صحیح و از اعمال صحیح و اخلاق درست به مردم ارائه بشود، در همین قالب دعا در این صحیفه مبارکه القا شد و به مردم رسید. این برنامه ایشان بود.
لذا این سی چهل سالی که ایشان بعد از کربلا زنده بودند، فرصت به آن معنا بود ولی چون زمینه نبود، استفاده زیادی مردم نتوانستند از ایشان ببرند. فقط آن چیزی که مقصود بود، همین بود که خط شیعه حفظ بشود و نابود نشود و از بین نرود. این مسئله اصلی بود. لذا این قالب دعا آمد پیش و با بیان و لسان دعا مطالب مهمی را ایشان انشا فرمودند و بیان فرمودند. به یک نحوی، این جامعیتی که این صحیفه مبارکه سجادیه دارد در تربیت یک انسان کامل، ما کتابی به این حالت کمتر داریم؛ اگر بگوییم نداریم غیر از قرآن کریم، کتابی به این شکل و وضعیت کمتر هست.
ولی چون در این کتاب گاهی مطالبی مطرح شده که ممکن بود زمینه مشکلاتی ایجاد بشود، این کتاب مخفی بود. سالیان سال مخفی بود بین مردم؛ در بیت ایشان و در نوادگان ایشان این کتاب مخفی بود تا رسید به حدود چهارصد سال پیش. حدود چهارصد سال پیش در زمان مرحوم علامه مجلسی؛ علامه مجلسی [پدر]، پدر بزرگوارشان، یعنی علامه محمدتقی مجلسی. ما دو تا مجلسی داریم؛ یک مجلسی که به اسم علامه مجلسی هست و معروف است، یکی پدر ایشان است که پدر ایشان هم از بزرگان بود، از اهل علم بود، از علمای بزرگ بود، با تقوا بود و با طهارت بود. خدای متعال به ایشان این توفیق را داد که این صحیفه را احیا بکنند؛ یعنی صحیفه سجادیه در دست مردم نبود و مردم هیچ آشنایی به آن معنا با این کتاب نداشتند و متروک و مهجور بود.
ایشان خودشان در یکی از کتابهایشان نقل میفرمایند که: «من در ایام بلوغ، در اوایل بلوغ خیلی تلاش میکردم در عبادت، در کارهایی که رضایت الهی در آن هست. یک جوان پاک با طهارتی بودم.» اینطور که خودشان نقل میکنند، در این زمینه خیلی تلاش میکردند؛ یعنی اهل عبادت بود، اهل بندگی بود، با طهارت بود و پاک بود.
میگوید: «در یک زمانی، در یک حالت مکاشفهای من خدمت امام عصر (علیه الصلاة و السلام) رسیدم در همین مسجد جامع اصفهان، که الآن مرقد مطهر ایشان همانجا کنار این مسجد هست، گوشه این مسجد هست. خدمت امام عصر (علیه الصلاة و السلام) رسیدم بعد عرض کردم، سؤالاتی پرسیدم، منجمله اینکه عرض کردم من دسترسی به شما ندارم که بتوانم از شما استفاده کنم، حالا شما یک کتابی به من معرفی کنید که من بتوانم از این کتاب استفاده کنم و به این کتاب عمل کنم. بعد امام عصر (علیه الصلاة و السلام) به من فرمودند... اسمی را بردند، گفتند برو از این نام، فردی به این نام هست، کتابی پیش اوست، این کتاب را بگیر و همان را بخوان و عمل کن.»
میگوید: «در همین حالت من از آن حالتی که بودم بیرون آمدم، دیدم کتابی دست من نیست و چیزی ندارم. حرکت کردم آمدم سمت همین مسجد. از استادم شیخ بهایی پرسیدم و این خواب را مطرح کردم، اما آن جوابی که میخواستم نگرفتم. یعنی به استادم هم که گفتم، ایشان هم گفتند که خب انشاءالله خدا به شما معارف الهی میدهد و از این چیزها؛ ولی قانع نشدم.»
«یک وقت به ذهنم افتاد که همان اسم و نشانیای که در آن حالت امام عصر (علیه الصلاة و السلام) به من دادند، بروم دنبال همان. از همان راهی که در آن حالت رفتم و رسیدم به آن بنده خدا، الآن بروم ببینم کسی به این نام پیدا میکنم یا نه. رفتم از در مسجد بیرون، رسیدم به یک آقایی به همان نام. این آقا تا من را دید به من گفت بیا برویم کتابخانه من، یک مقداری کتاب وقفی هست، من بدهم به شما استفاده کنید. من رفتم و همان اولین کتابی که به من داد و من درش را باز کردم، دیدم همین کتاب، کتابی بود که امام عصر (علیه الصلاة و السلام) به من معرفی کرده بودند در آن حالت مکاشفهای که بود؛ الآن در بیداری رسیدم به همان کتاب. آن کتاب را گرفتم و آمدم نشستم و شروع کردیم این کتاب را بنویسیم، نسخهبرداری کردند، تکثیر کردند و در دست مردم قرار دادند.»
خود ایشان میگوید: «الآن به برکت این کتاب که بعد از سالیانی رواج پیدا کرده، خیلی از مردم اهل عبادت شدند، اهل بندگی شدند.» میگوید: «خیلیها مستجابالدعوه شدند با عمل به این کتاب.» اینطور ایشان در کتابشان میفرمایند. میگوید خیلیها مستجابالدعوه شدند. بعد خودشان هم میگوید: «خدا میداند من چقدر از این علومی را که از این کتاب استفاده کردم، علوم الهی، از این کتاب بهرهمند شدم که نمیتوانم بشمارم و برای شما بگویم.»
بعد این کتاب به برکت ایشان و طهارت ایشان و عنایت امام عصر (علیه الصلاة و السلام) از آن زمان یک مقدار رایج شد و آمد و الآن کتابی است که افراد اسمش را میشناسند. ولی واقعیاتش و مطالبش متأسفانه مطرح نیست؛ چون یک تصور غلطی حاکم هست در جامعه و آن تصور غلط این است که هر وقت به دعا و کتاب دعا میرسند انسانها و خیلی از مردم، تصورشون این است که بشینیم یک جایی دعایی بخوانیم برای حوائجمان، گریه کنیم و یک حال معنوی هم پیدا کنیم و یک مقدار چیزهایی هم دعا کنیم و پاشیم برویم.
مثل آن حالتی که نسبت به قرآن کریم هست در جامعه؛ مثلاً قرآن کریم یک کتاب خیلی خوبی است که خیلی ثواب دارد خواندنش، برای امواتمان بهرهمند میشوند از ثوابش، مسافرت میخواهیم برویم انشاءالله بالای سرمان بگیریم، از خطر محفوظ باشد، در ماشین آویزان کنیم به ماشین، خانه نو میخرند یا عروس میخواهند ببرند قرآن را ببرند اول جلویش قرار بدهند، سفرهای میچینند قرآن سرش قرار بدهند در مناسبتهایی. بعد دیگر حالا قرآن یک چنین حالت و وضعیت اسفناکی پیدا کرده است.
دعا هم، صحیفه سجادیه هم چون کتاب دعاست، به یک شکل دیگری همین حال را پیدا کرده است. یعنی یک کتابی است که حالا دعاهایی دارد، آدمها بخوانند و استفاده کنند در این حد که بالاخره حوائجشان را انشاءالله خدا برآورده کند. یک نگاه خیلی پایینی به دعا هست؛ یک نگاه جامع و مهمی نیست که دعا مثل قرآن کریم، دعا یک قالبی است که امامان ما (علیهم السلام) این قالب را انتخاب کردند، قرار دادند، که ضمن توجه به دعا به خدا در ضمن دعا، انسانها مطالبی را یاد بگیرند و پیاده کنند و فکرشان و عملشان را با آن تنظیم کنند.
مطالبی را که امام سجاد (علیه السلام) میفرمود یک چیزهای کاملاً عملی است. یعنی چیزهایی هست بعضاً که فقط آدم دعا کند اصلاً خدا به او نمیدهد. فقط دعا کند بگوید خدایا تو بده، اصلاً خدا نمیدهد. به روایاتی که داریم که مثلاً این چیزها را اگر از خدا بخواهید، خدا بهتان نمیدهد. کی میدهد؟ وقتی خود انسان شروع کند تلاشی کند در اینکه آن معنا و مضمون را پیاده کند، عملاً. مثلاً همین دعای مکارم الاخلاق همین مسئله هست در آن، همین ویژگی را دارد. ایشان شروع میکنند مسائل عملی و اخلاقی را مطرح میکنند در قالب دعا که بعضیهایش همین چیزهایی است که در روایات داریم شما اگر این را دعا کردی ولی زمینهاش را ایجاد نکردی، خدا مستجاب نمیکند، خدا عنایتی نمیکند و خدا توجهی به انسان نمیکند. این نیست که ما بگوییم خدایا تو بده، ما میرویم دنبال کارمان.
اصلاً دعا خیلی وقتها همین مسئله پشتش هست، حالا هر دعایی میخواهد باشد. وقتی دعای کمیل مثلاً انسان میخواند میگوید: «اللهم اغفر لی الذنوب التی...» فلان، ذنوب فلان، ذنوب فلان، این قوامش به این نیست که انسان بگوید و یک حال خوشی پیدا کند و گریه کند، پاشود برود دنبال کارش. برود دنبال کارش چی؟ همان گناهی را که الآن داشت یک ساعت پیش پناه میبرد به خدا و میگفت خدایا بیامرز، برود همان کار را انجام بدهد. اینجا در روایات هست که خدا را دارید مسخره میکنید.
دعا میکند انسان و اصلاً نمیداند چه گناهانی است که این ویژگیها را دارد که برود درستش کند. دعا دارد یاد میدهد، میگوید این گناهانی که مثلاً «تحبس الدعاء» است، بروید ببینید چیست، ترکش کنید. این گناهانی که «تنزل البلاء» است، چیست؟ ترکش کنید. «تنزل النقم»، «تغیر النعم». ما یک بار مثلاً پرسیدیم که چیا هست مصداق آن گناهانی که مثلاً «تحبس الدعاء» است؟ «تنزل البلاء» است؟
دعا از یک مسئله مهمی که در اسلام به آن توجه شده و قرار داده شده، جدا شده است؛ مثل قرآن کریم که یک کتاب قانون است برای انسانها، از آن حالت قانون بودنش درآمده، شده یک کتابی که ثواب دارد خواندنش. خب ثواب هم دارد؛ اما خدا قرآن را برای ثوابش فرستاد؟ خدا قرآن را برای اینکه ما بخوانیم و امواتمان بهرهمند بشوند فرستاد؟ یا دارد حرف جدی میزند با انسان؟ فردا مؤاخذه میکند ما را، میگوید شما که خواندی چرا این پیاده نشد؟ چرا تلاشی نشد؟ شما که خواندی چرا پیاده نشد؟ این مسئله هست. دعا هم همینطور است، همین ویژگی را دارد.
امام سجاد (علیه السلام) در طول دوره امامتشان آنچنان چیزی ازشان نرسید جز همین صحیفه که ممتاز است از خیلی کتابهای دیگری که هست. یک جامعیتی دارد از جهت مختلف. اما یک پایه اصلیاش همین مسئله است. یعنی وقتی شروع میکند تکتک آن اخلاق حسنه را یاد میدهند، این دارد بار انسان را به یک عبارتی سنگین میکند. یعنی این را که یاد گرفت، اگر پیادهاش نکند، فردا مؤاخذه میشود به اینکه چرا یاد گرفتی و پیاده نکردی؟ اگر یاد نگیرد، به دو چیز مؤاخذه میشود: چرا یاد نگرفتی و پیاده نکردی؟ راه فراری نیست.
بعضیها میگویند خب آدم نداند بهتر است، بداند بارش سنگین میشود. میگوید ندانی، دو تا چوب میخورد انسان؛ یکی اینکه چرا نمیدانی؟ چرا یاد نگرفت انسان؟ دومی هم اینکه چرا عمل نکرد؟ بداند و عمل نکند، چوب عمل نکردنش را میخورد. لذا قطعاً دانستنش مفید است. که یک وقت بعضی یک جوری القا میکنند یا یک جوری در ذهنمان القا میشود که خب خیلی چیزها هست ما ندانیم بهتر است، میدانیم بعد بارمان سنگین میشود. نه، باید بدانیم؛ عقاید درست را باید یاد بگیریم، اخلاق درست را باید یاد بگیریم، اعمال درست را یاد بگیریم. باید یاد بگیریم چون چارهای نداریم. نمیشود بگوییم خب یاد نگیریم ندانم بهتر است. نه، باید بدانی، چون فردا به ما میگویند چرا ندانستی؟ بعدش هم مسئله عملش هست.
این مقدمهای بود برای ورود به این بحث که انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند. اگر این توفیق بود، شروع کنیم فرازهایی از این دعا را به مقدار وسعمان و شرایطمان انشاءالله بخوانیم و از این کتاب پرفیض و نور بهرهمند بشویم. عرض شد ویژگی ممتازی دارد و آن اینکه یک جامعیتی دارد در سه بعد برای انسانها؛ هم بعد عقاید درست که در این کتاب هست که یک انسان باید داشته باشد، هم بعد اخلاق درست و هم بعد اعمال درست، یعنی آن کارهایی که از نظر خدای متعال پسندیده است و درست است. هر سه جهت را در این کتاب دارد به صورت همین مختصری که میبینید. انشاءالله خدا به ما توفیق مرحمت کند که از این کتاب هم مثل سایر کتابهای مهم بهرهمند بشویم انشاءالله.
نثار ارواح طیبه خاتم انبیا و حضرات معصومین (علیهم السلام) و همه کسانی که در این راه زحمت کشیدند و اینها را به ما رساندند، مخصوصاً ارواح طیبه علما، مخصوصاً روح مطهر حضرت امام، سه صلوات عنایت بفرمایید. [صلوات حضار]
بعد از واقعه کربلا و عاشورا، حکومت بنیامیه اینطور برداشت کرد که امامان شیعه اگر ظرفیت و زمینهای برایشان فراهم بشود، حتماً علیه حکومت قیام میکنند. این تجربهای بود که از داستان کربلا برای حکومت بنیامیه حاصل شد. لذا در این شرایط طبیعتاً سختگیری به شیعیان خیلی زیاد شد و ارتباط با امام سجاد (علیهالسلام) کاهش یافت. در این دوران، امام (ع) برای اینکه خط شیعه حفظ بشود و کیان شیعیان آسیب نبیند و این راه که به مویی بند بود از بین نرود، وظایف امامت و هدایت امت را در قالب دعا و با زبان دعا پیش گرفتند و انجام دادند. یعنی آنچه از اعتقادات صحیح، اعمال درست و اخلاق لازم بود به مردم ارائه بشود، در همین قالب دعا در صحیفه مبارکه سجادیه القا شد و به مردم رسید.
امام سجاد (علیهالسلام) در طول سی و چهار سالی که بعد از کربلا زنده بودند، وظایف امامت خود را در قالب دعا پیش گرفتند. قالب دعا پیش آمد و با بیان و لسان دعا، مطالب مهمی را ایشان انشا و بیان فرمودند. به یک نحوی، این جامعیتی که این صحیفه مبارکه سجادیه در تربیت یک انسان کامل دارد، کمنظیر است؛ ما کتابی به این حالت کمتر داریم، اگر بگوییم نداریم غیر از قرآن کریم، کتابی به این شکل و وضعیت کمتر هست. این کتاب مخفی بود و سالیان سال بین مردم، در بیت ایشان و در نوادگان ایشان پنهان بود تا اینکه در زمان مجلسی اول احیا شد و در دست مردم قرار گرفت.
حدود چهارصد سال پیش در زمان مرحوم علامه محمدتقی مجلسی، صحیفه سجادیه در دست مردم نبود و متروک و مهجور بود. ایشان در اوایل بلوغ جوان پاک و اهل بندگی بودند. خودشان نقل میکنند که در حالت مکاشفهای خدمت امام عصر (علیهالسلام) در مسجد جامع اصفهان رسیدند و عرض کردند: «من دسترسی به شما ندارم که بتوانم استفاده کنم، کتابی به من معرفی کنید که به آن عمل کنم.» امام عصر (عج) فردی را نشانی دادند که کتاب پیش اوست. ایشان در بیداری سراغ آن شخص رفتند و همان اولین کتابی که به ایشان داده شد، همان صحیفهای بود که امام معرفی کرده بودند. ایشان شروع به نسخهبرداری و تکثیر کتاب میان مردم کردند.
علامه محمدتقی مجلسی پس از دست یافتن به نسخه صحیفه سجادیه، شروع به نسخهبرداری، تکثیر و قرار دادن آن در دست مردم کردند. خود ایشان میفرماید که الآن به برکت این کتاب که بعد از سالیانی رواج پیدا کرده است، خیلی از مردم اهل عبادت و اهل بندگی شدهاند. ایشان در کتابشان میفرمایند که خیلی از افراد با عمل به این کتاب، مستجابالدعوه شدهاند. بعد خودشان هم میگویند که خدا میداند من چقدر از علوم الهی که در این کتاب استفاده کردم، بهرهمند شدهام؛ به طوری که نمیتوانم آن علوم را بشمارم و برای شما بازگو کنم. این کتاب به برکت طهارت ایشان و عنایت امام عصر (عج) رایج شد.
امروزه صحیفه سجادیه کتابی است که افراد اسمش را میشناسند، ولی واقعیات و مطالبش متأسفانه مطرح نیست. یک تصور غلط در جامعه حاکم هست و آن اینکه هر وقت به دعا و کتاب دعا میرسند، تصورشان این است که در جایی بنشینند، دعایی برای حوائج خود بخوانند، گریه کنند، یک حال معنوی پیدا کنند، چیزهایی را دعا کنند و پاشوند بروند. یک نگاه خیلی پایینی به دعا وجود دارد و یک نگاه جامع و مهمی نیست. در حالی که دعا مثل قرآن کریم، یک قالبی است که امامان ما (علیهمالسلام) انتخاب کردند تا انسانها ضمن توجه به خدا، مطالبی را یاد بگیرند، پیاده کنند و فکر و عملشان را با آن تنظیم نمایند.
یک تصور غلط در جامعه وجود دارد و آن نگاه پایینی به دعا و قرآن است. مثل آن حالتی که نسبت به قرآن کریم در جامعه هست؛ مثلاً میگویند قرآن کریم کتاب خیلی خوبی است که خواندنش ثواب دارد، امواتمان از ثوابش بهرهمند میشوند، یا وقتی میخواهیم به مسافرت برویم بالای سرمان بگیریم تا از خطر محفوظ باشیم. یا اینکه آن را در ماشین آویزان کنند، خانه نو میخرند یا عروس میخواهند ببرند اول جلویش قرار بدهند، یا در مناسبتها سفرهای میچینند و قرآن سرش قرار میدهند. بعد دیگر حالا قرآن یک چنین حالت و وضعیت اسفناکی در جامعه پیدا کرده است که از اهداف اصلی خود دور بماند.
مطالبی را که امام سجاد (علیهالسلام) میفرمود یک چیزهای کاملاً عملی است. چیزهایی هست بعضاً که اگر آدم فقط دعا کند، اصلاً خدا به او نمیدهد. فقط دعا کند بگوید خدایا تو بده، اصلاً خدا نمیدهد. در روایات داریم که اگر این چیزها را فقط از خدا بخواهید و خودتان تلاشی نکنید، خدا بهتان نمیدهد. چه زمانی میدهد؟ وقتی خود انسان شروع کند و تلاشی کند در اینکه آن معنا و مضمون را عملاً پیاده کند. مثلاً در دعای مکارمالاخلاق، ایشان مسائل عملی و اخلاقی را در قالب دعا مطرح میکنند؛ اگر شما این را دعا کنید ولی زمینهاش را ایجاد نکنید، خدا مستجاب نمیکند و عنایتی به انسان نخواهد داشت.
قوام دعا به این نیست که انسان عبارتی را بگوید، حال خوشی پیدا کند، گریه کند و پاشود برود دنبال کارش. برود دنبال کارش چی؟ همان گناهی را که یک ساعت پیش از آن به خدا پناه میبرد و میگفت خدایا بیامرز، برود همان کار را انجام بدهد. در روایات هست که با این کار، خدا را دارید مسخره میکنید. دعا میکند انسان و اصلاً نمیداند چه گناهانی است که این ویژگیها را دارد تا برود درستش کند. دعا دارد یاد میدهد و میگوید این گناهانی که مثلاً «تحبسالدعاء» است (مانع اجابت دعاست)، بروید ببینید چیست و ترکش کنید. این گناهانی که نازلکننده بلا و دگرگونکننده نعمتهاست را باید شناخت و ترک کرد.
دعا از یک مسئله مهمی که در اسلام به آن توجه شده، جدا شده است؛ مثل قرآن کریم که یک کتاب قانون برای انسانهاست، اما از آن حالت قانون بودنش درآمده و شده یک کتابی که فقط خواندنش ثواب دارد. خب ثواب هم دارد؛ اما آیا خدا قرآن را فقط برای ثوابش فرستاد؟ خدا قرآن را برای اینکه ما بخوانیم و امواتمان بهرهمند بشوند فرستاد، یا دارد حرف جدی با انسان میزند؟ فردا خدا ما را مؤاخذه میکند و میگوید شما که خواندید چرا این پیاده نشد؟ چرا تلاشی نشد؟ شما که خواندید چرا پیاده نشد؟ این مسئله اصلی هست و دعا هم همینطور است و همین ویژگی را دارد.
وقتی اخلاق حسنه را یاد میگیریم، بار انسان سنگین میشود؛ یعنی اگر یاد گرفت و پیاده نکرد، فردا مؤاخذه میشود. اگر یاد نگیرد هم به دو چیز مؤاخذه میشود: چرا یاد نگرفتی و چرا پیاده نکردی؟ راه فراری نیست. بعضیها میگویند اگر آدم نداند بهتر است، چون بار انسان سنگین میشود. خیر، اگر ندانی دو تا چوب میخوری؛ یکی اینکه چرا نمیدانی و یاد نگرفتی؟ دوم اینکه چرا عمل نکردی؟ اگر بداند و عمل نکند، چوب عمل نکردنش را میخورد. لذا قطعاً دانستنش مفید است. نباید در ذهنمان القا بشود که ندانیم بهتر است؛ نه، باید عقاید، اخلاق و اعمال درست را یاد بگیریم چون چارهای نداریم.
1️⃣ شرایط سیاسی دوران امام سجاد (ع) و تاریخچه صحیفه
◽️ محدودیتهای شیعیان و تدبیر امام (ع) در استفاده از قالب دعا
◽️ حفظ خط شیعه و کیان شیعیان در خفقان بنیامیه
2️⃣ جامعیت و جایگاه تربیتی صحیفه سجادیه
◽️ صحیفه سجادیه؛ کتاب تربیت انسان کامل و تالی قرآن کریم
◽️ تاریخچه پنهان ماندن کتاب در بیت و میان نوادگان امام (ع)
3️⃣ ماجرای احیای صحیفه توسط علامه مجلسی اول
◽️ تشرف و مکاشفه علامه محمدتقی مجلسی در مسجد جامع اصفهان
◽️ دریافت صحیفه از دست عنایت امام عصر (عج) و تکثیر آن
4️⃣ برکات و آثار مادی و معنوی صحیفه سجادیه
◽️ رواج بندگی، روحیه عبادت و مستجابالدعوه شدن با عمل به کتاب
◽️ بهرهمندی علامه مجلسی از علومی الهی و غیرقابلشمارش صحیفه
5️⃣ آسیبشناسی نگاه سطحی جامعه به قرآن و ادعیه
◽️ نقد رویکرد اسفناک، تشریفاتی و پایین به قرآن کریم در جامعه
◽️ تقلیل ادعیه به درخواستهای مادی و گریههای بیاثر
6️⃣ پیوند ناگسستنی دعا، اخلاق و تلاش عملی
◽️ حقیقت دعا؛ کتاب قانون زندگی، تغییر فکر و تنظیم عمل انسان
◽️ نقد استغفار صوری و گناهان دگرگونکننده نعمتها
7️⃣ مسئولیت انسان در قبال آگاهی و عمل به معارف
◽️ سنگینی بار معارف و نقد تفکر غلط «ندانستن بهتر است»
◽️ لزوم فراگیری عقاید، اخلاق و اعمال درست در سهبعد صحیفه
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی