بهترین عمل: تقوا و اخلاص در بندگی - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه نهم) مسجد میزان الاعمال
صوت کامل سخنرانی
1403/10/06
پست

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه نهم)

💠 برنامه هفتگی - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)

🗓 ۱۱ دی۱۴۰۳

بهترین عمل: تقوا و اخلاص در بندگی - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه نهم) مسجد میزان الاعمال

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه نهم)

💠 برنامه هفتگی - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)

🗓 ۱۱ دی۱۴۰۳

متن

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

[صدای صلوات حاضرین]

رسیدیم به این قسمت از دعای شریف مکارم الاخلاق: «وَ بَعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الأَعْمالِ». آن افق بلند و هدف عالی که امام سجاد (علیه‌السلام) در همین قسمت اول دعا برای انسان ترسیم می‌کنند، بهترین‌ها، بالاترین‌ها و برترین‌هاست. انسان نباید به آن چیزی که هست اکتفا کند؛ بلکه باید عملش، قصدش، نیتش، فکرش، ایمانش، یقینش و این‌ها را از اینی که هست بالاتر ببرد و به آن نقطه‌ کامل‌تر، اساسی‌تر و برتر برساند.

چهارمین قسمت [دعا] این بود؛ قسمت اول ایمان بود: بالاترین ایمان. قسمت دوم یقین بود: بالاترین یقین. قسمت سوم نیت و قصد بود: بهترین قصد و نیت‌ها. و قسمت چهارم عمل بود: بهترین اعمال.

اهمیت کیفیت عمل بر کمیت آن

عرض شد در اسلام مسئله‌ اول و اساسی، کیفیت عمل است، نه کمیت و مقدار آن. اینجا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «أحسن عمل». در قرآن کریم هم آمده است: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛ ببینیم کدامتان عملش بهتر است، نه بیشتر؛ بهتر است، نه بیشتر.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند آن عمل بهتر و آن درستی عمل، این است که انسان در کنار اعمالش و کارهایی که انجام می‌دهد، یک چیز در وجودش خیلی واضح و بارز باشد و آن هم «خشیت الله» است؛ یعنی از خدای متعال بترسد. به عبارت صحیح‌تر، از مخالفت با فرمان خدا بیم داشته باشد. این ویژگی باید در انسان واضح باشد و به چشم بیاید؛ به طوری که انسان‌ها این فرد را به این صفت بشناسند.

هر کسی را اطرافیان و دوستانش به یک صفاتی می‌شناسند. ما هم وقتی می‌خواهیم رفیقمان را به کسی معرفی کنیم و ویژگی‌هایش را بگوییم، چند تا از ویژگی‌های برجسته‌اش را نام می‌بریم و می‌گوییم این رفیق من، فلانی، این‌طوری است. همه این‌طور هستند و هر کسی یک برداشت‌هایی از بقیه افرادی که با آن‌ها ارتباط دارد، در ذهن دارد؛ مثلاً می‌گوید این خوش‌اخلاق است، آن یکی یک مقدار عجول است، یا فلان صفت خوب و بد را دارد.

تقوا؛ گوهر گرانبهای عمل

آن چیزی که مطلوب است، این است که انسان چنان در بندگی خدا در این زمینه قوت داشته باشد که از صفات برجسته‌اش، این [خداترسی] به چشم بیاید. البته نه به خاطر مردم، بلکه کار و فکرش در بندگی خداست، ولی این روحیه خود به خود نمود پیدا می‌کند و در چشم همه دیده می‌شود.

آن‌جایی که خیلی‌ها دروغ می‌گویند، او نمی‌گوید؛ آن‌جایی که خیلی‌ها حرف بد و غلط می‌زنند، او نمی‌زند؛ آن‌جایی که خیلی‌ها با آبروی مردم بازی می‌کنند و راحت اسرار آدم‌ها را فاش می‌کنند، او این کار را نمی‌کند. حد و حریم دارد، مقید است، قید و بند دارد و آزاد [و رها] نیست. هر چیزی را نمی‌گوید و هر کاری را انجام نمی‌دهد؛ کار درست و کار صحیح را انجام می‌دهد. در یک کلمه، عصاره‌اش این است که وقتی آدم دقت می‌کند، گناه در تمام کارهایش دیده نمی‌شود. حاضر نیست زیر بار حتی یک گناه برود و حاضر نیست یک واجب الهی از دستش خارج شود.

آن‌وقت چنین عملی، بهترین عمل است. نماز می‌خواند، روزه‌ ماه مبارک را می‌گیرد و همین کارهای معمولی را که همه انجام می‌دهند، او هم انجام می‌دهد. نمازش این‌طور نیست که مثلاً یک نمازش بیست دقیقه طول بکشد، یا شب تا صبح عبادت کند، یا هر روز روزه باشد؛ نه، او هم نماز می‌خواند، همان‌طور که ما هم نماز می‌خوانیم؛ اما این آدم در کنار نمازش یک گوهر گران‌بها دارد و آن هم تقواست. چون تقوا دارد، عملش «احسن الاعمال» می‌شود. نمازش همان نماز است و همین کارهای معمولی را انجام می‌دهد، می‌رود، می‌آید و زندگی‌اش را می‌کند؛ اما چون این عمل ضمیمه شده به تقوا، خدا خیلی کارهایش را دوست دارد و خیلی برای آن ارزش قائل است، وگرنه از لحاظ کمیت فرقی نمی‌کند.

سلمان فارسی کسی بود که در ایمان، بالاترین درجه را میان انسان‌های عادی داشت. این رتبه و مقامی هم که داشت، منحصر به خودش نبود و راهش برای همه باز است؛ اما کارهایی که از او نقل می‌کنند، کارهای خیلی پیچیده، سنگین و عبادات آن‌چنانی نبوده است. برجستگی او در این بود که در این مسئله، یعنی تقوا، ثابت‌قدم بود؛ وگرنه عبادات سنگینی به آن معنایی که ما تصور می‌کنیم، نداشت. ما [شاید] تصور کنیم لابد کسی که خیلی با تقواست، عباداتش از لحاظ کمیت خیلی بالا و زیاد است؛ اما این‌طور نیست. او این هنر را دارد که حاضر نیست یک وقت دستوری از خدای متعال روی زمین بماند. آن‌وقت نمازش، همین نماز ماست، ولی «احسن العمل» و بهترین عمل می‌شود؛ چون وقتی تقوا کنارش آمد، خدا این عمل را قبول می‌کند و می‌شود احسن العمل. روزه می‌گیرد، زیارت می‌رود، نذری می‌دهد، در مجالس عزا شرکت می‌کند و همه‌ این‌ها را به عنوان احسن العمل همین‌طور ذخیره می‌کند.

پس احسن العمل بودن به خود فرد برمی‌گردد، نه به کمیت کارهایش که چقدر زیاد نماز می‌خواند. فرد اگر با تقوا باشد، کارهایش می‌شود احسن العمل. وقتی امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خدایا عمل من را به احسن اعمال برسان»، یعنی خودم را به آن نقطه‌ای برسان که نمازم را می‌خوانم، روزه‌ام را می‌گیرم و کارهایم را انجام می‌دهم، ولی این‌ها خود به خود به عنوان بهترین عمل پیش تو محسوب شود، که قید اول آن تقواست.

اخلاص؛ فوت کوزه‌گری عبادات

یک قید دیگر هم دارد و آن هم اخلاص است؛ به خصوص مسئله‌ اخلاص که عمل به آن برسد. در همین روایت، امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید این بهترین عمل بودن، یکی‌اش این است که تقوا کنار کارهایش باشد و یکی دیگر نیت صادقه و الحسنه است؛ یعنی قصد و نیتش از انجام کار، فقط اطاعت خدا باشد و هیچ مسئله‌ دیگری مطرح نباشد.

گاهی وقت‌ها ما در عباداتمان، عبادت می‌کنیم اما یک قصدهای دیگری هم مطرح است. این‌ها آن عبادتی که خدا می‌خواهد، نمی‌شود. مثلاً می‌خواهد روزه بگیرد، می‌گوید خب من روزه بگیرم تا لاغر شوم؛ روزه می‌گیرم تا یک مقداری از این اضافه وزنم کم شود. این [عبادت] دیگر به باد رفت و آن چیزی که خدا می‌خواست، نشد. اونی که خدا می‌خواست این بود که روزه می‌کیرم چون خدا گفته است: «وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ». همه‌ ما دستور داریم که خدا را بندگی کنیم و تقوا داشته باشیم، اما مخلصانه؛ یعنی به خاطر من و چون من گفتم انجام بدهید، نه برای این‌که لاغر شوید. این‌که «چون لاغر شوم»، یعنی من دنبال یک منفعت و سودی برای خودم دارم می‌گردم از این عبادت.

خدای متعال هم می‌داند که همه‌ گرفتاری‌های انسان به یک نحوی زیر سر این خودخواهی و خودپرستی انسان است؛ لذا می‌گوید کارهایت را برای خودت انجام نده و دنبال این نباش که یک نفعی به خودت برسد. کار را انجام بده چون من گفتم؛ روزه می‌کیرم چون خدا دوست دارد و چون خدا دستور داده است؛ نماز می‌خوانم چون خدا دستور داده است، نه چون یک نوع نرمش است، یا روزه می‌گیرم چون کاهش وزن می‌آورد، یا فلان کار را انجام می‌دهم [چون فلان فایده را دارد].

لذا این‌که در عبادات خیلی‌ها دنبال این هستند که بگردند و یک آثاری برای آن پیدا کنند تا مردم را به خاطر آن آثار به آن کار تشویق کنند، این آن کار اصلی، اساسی و درست‌تر نیست. ما تا خدا را، خدای متعال را و گوش به فرمان خدا بودن را و این‌که «چون خدا گفته کار را انجام می‌دهم» حاکم نکنیم، انسان استفاده‌ای از این اعمالش نمی‌کند. خودِ خدا این را خواسته است، اما ما می‌آییم یک چیز دیگر می‌گوییم؛ می‌خواهیم آن‌طوری دین را برجسته بکنیم، در حالی که آن‌طوری ایمان در انسان‌ها رشد نمی‌کند. ایمان هم که رشد نکرد، همین کارهایی را هم که انجام می‌دهد، از دست می‌رود. حالا چقدر ما می‌توانیم از حکمت‌ها و از فواید مثلاً روزه بگوییم؛ اونی که ایمانش ضعیف است، صد تا فایده هم که برای روزه برایش بگوییم، آخرش [روزه را] می‌بوسد و همه را می‌گذارد کنار و کار خودش را می‌کند. جهت باید درست باشد؛ تمامی این چیزهایی که مطرح می‌شود همین حالت را دارند و انسان را از اخلاص دور می‌کنند؛ همه‌اش هم دور می‌کند. مسامحه هم نباید کرد و هیچ مسامحه‌ای هم برنمی‌دارد؛ این خیلی مسئله‌ مهمی است. علتی که خیلی وقت‌ها عبادات ما آن‌طوری که باید باشد نیست، این است که همین چیزها، یعنی همین فوت کوزه‌گری را در آن مراعات نکرده‌ایم. این‌ها فوت کوزه‌گری است؛ ما این کوزه را می‌سازیم، اما آن وقتش که باید فوت خاصش را انجام بدهیم، نمی‌دهیم.

فوت کوزه‌گری همه‌ عبادات، اخلاص است. اخلاص هم فقط این است که «چون خدا گفته»؛ تا من به جای خودخواهی و خودپرستی، خداخواه شوم و خدا را جانشین و جایگزین خودم بکنم. وقتی خدا برای انسان جایگزین شود، کار می‌شود کار خدایی و کارها می‌شود کارهای درست. آدم دیگر گناه را که با اخلاص انجام نمی‌دهد؛ کارهای سبک و بد را هم با اخلاص انجام نمی‌دهد. کارهایی را هم که انجام می‌دهد، ایمانش به خدا رشد می‌کند؛ ایمان هم که رشد بکند، می‌شود سرمایه‌ انسان برای زندگی در همه جا. اگرچه آخرش انسان مجبور است از سودی که برای انسان در آن هست بگوید، ولی این‌ها اصل نیست؛ همه‌ چیز به اخلاص بستگی دارد.

رهایی از خودخواهی در پرتو اخلاص

لذا امیرالمؤمنین (علیه الصلاة و السلام) فرمود: «بِالْإِخْلَاصِ یَکُونُ الْخَلَاصُ». آدم اسیر خودش و خودخواهی‌هایش است. همه‌ گناهان به یک نحوی برمی‌گردد به خودخواهی انسان؛ حالا بعضی ارتباطشان واضح‌تر است و بعضی مخفی‌تر. همه‌ مشکلات بشر هم در آن‌چه که مربوط به خودش است، به خاطر خودخواهی‌هایش است. خدای متعال چون می‌داند بشر این مشکل را دارد، می‌خواهد این را اصلاح و درست کند؛ می‌گوید دیگر خودت را مد نظر نگیر، بلکه به خاطر من انجام بده. وقتی آدم به خاطر خدا کار را انجام بدهد، راحت می‌شود. اما وقتی به خاطر این و اون انجام می‌دهد، توقع دارد، اذیت هم می‌شود؛ وقتی تشکر نمی‌کنند، وقتی قدرشناسی نمی‌کنند، اذیت می‌شود، ناراحت می‌شود، بهش برمی‌خورد؛ وقتی قدرش را نمی‌دانند، بهش برمی‌خورد؛ کارهای خوبش را نمی‌بینند، بهش برمی‌خورد و اذیت می‌شود. همه‌ این‌ها هست، اما وقتی برای خدا باشد، اصلاً چه کار دارد که کسی دید یا ندید؛ من که برای بقیه نکردم، من برای بقیه نکردم که.

سرِ این‌که اولیای خدا از عباداتشان هرچه مخفی‌تر بود بیشتر استفاده می‌کردند، بیشتر لذت می‌بردند و بیشتر دنبالش بودند، همین بود؛ آن‌ها می‌خواستند دیده نشوند. حالا یک قلم آن مال امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و کارهای خیرشان و کمک به فقراست. خب آدم دوست دارد بالاخره محبوب دل مردم شود؛ مثلاً برود یک چیزی را بدهد به یک کسی، تا طرف بالاخره خوشش بیاید و یک زمانی اگر آدم کاری داشت، او هم برای آدم انجام بدهد. یک چیزی می‌خواهد دیگر بالاخره، یک نفع و سودی می‌خواهد. این‌ها همه‌اش انسان را پایین نگه می‌دارد و بالا نمی‌برد؛ این‌ها همه‌اش با اخلاص منافات دارد، همه‌اش. اگر هم توجیه کردیم، عقب می‌مانیم؛ با توجیه، راه رشد و تربیتمان بسته می‌شود و پیش نمی‌رویم. اما خدا را بیاوریم وسط؛ من کار را می‌کنم، نه منت می‌گذارم، نه چشم‌داشتی دارم و نه توقعی؛ هیچِ هیچ. حالا دیدند یا ندیدند، کارم را من انجام می‌دهم.

این را خدا می‌خواهد؛ خدا می‌خواهد کارهای خیر را همه خیلی خوب انجام بدهند و مایه اذیت هم نشوند: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَیٰ». یک کار خیری برای هم می‌کنید، دیگر چرا منت می‌گذارید؟ چرا اذیت می‌کنید؟ چرا توقع داری؟ چرا به رخ می‌کشی؟ خب این‌ها نشان می‌دهد ایمان ضعیف است و کار با اخلاص نبوده است. کارِ بی‌اخلاص هم که خدا گفته پیش من حسابی ندارید؛ حالا برای همان کسی که انجام دادید، بروید مزدتان را از همان بگیرید.

در روایت، خدا می‌فرماید من خیلی شریک خوبی هستم؛ هر کسی من را با کسی شریک کند در کاری که می‌کند، من همه را می‌دهم به آن شریک و چیزی برای خودم برنمی‌دارم، نمی‌خواهم. آن چیزی مال خدا می‌ماند که همه‌اش مال خدا باشد؛ خالص. اخلاص که این‌قدر از آن حرف می‌زنند، اکسیر اعظم است. هر کسی توانست کار بزرگی انجام بدهد از لحاظ کار پرمنفعت به حال دین مردم، دین انسان‌ها و خودش، یکی از پایه‌هایش اخلاص بود. اخلاص، اکسیر اعظمی است که بندگی باشد، اما با این حالت. آن‌وقت این خودخواهی در انسان از بین می‌رود و این عمل می‌شود احسن العمل. باز دوباره عمل، نماز همین نماز است، روزه هم همین روزه است و کارهای دیگر هم همین کارهاست، اما قصد و نیتش خوب است و عملش می‌شود احسن العمل. پس در اسلام احسن العمل، یعنی ملاک اول، بهتر بودن و خوب بودن عمل است، نه عملِ زیاد. مثلاً می‌گویند فلانی خیلی اهل نماز است، خیلی اهل فلان چیز است؛ خب این یک مسئله‌ خوبی است، یک کار خوبی است، اما فرمودند صرفاً به این‌ها نگاه نکنید؛ نگاه بکنید در کارهایش چقدر در اخلاص، در بندگی خدا و در گناه نکرد تقوا دارد. پس دو چیز عمل انسان را می‌کند بهترین عمل؛ انسان همان انسان است، ظاهر کارهایش هم مثل بقیه است، اما عملش به حساب، پیش خدا خیلی برجسته است: «لا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوی»؛ کاری اگر کنارش تقوا باشد، کم حساب نمی‌شود.

توصیه رسول اکرم (ص) به ابوذر

رسول گرامی اسلام، خاتم انبیا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابوذر می‌فرماید: «یا اباذر کُنْ بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوى اَشَدَّ اِهْتِماماً مِنْکَ بِالْعَمَلِ».

[صدای صلوات حاضرین]

ابوذر، به جای این‌که بیشتر هی دنبال این باشی که مفاتیح را ورق بزنی — حالا به اصطلاح بنده — یعنی هی دنبال کارهای خوبِ زیاد بگردی و بخواهی زیاد به مستحبات بپردازی، به جای این بیشتر دنبال این باش که تقوا را در کارهایت پیاده کنی. یکی این‌که هی دنبال این چیزها باشی، [اصل را درست کن]؛ اصل را درست کن: «فَإِنَّهُ لَا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوَى». کار ولو ظاهراً کم است — مثلاً طرف خیلی آن‌چنان کار زیادی هم انجام نمی‌دهد — ولی واجباتش محکم است و در محرماتش خیلی مراقبت دارد: «لَا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوَى». این نمازی که می‌خواند خیلی ارزش دارد پیش خدا؛ چون بیرون از نماز گناه نمی‌کند، نمازش می‌شود بهترین عمل. ابوذر، این‌طوری باش، نه آن‌طوری که فقط دنبال زیاد بودن [عمل] باشی.

اول و اساساً چون خدا می‌خواهد ما را تربیت کند، می‌گوید اخلاص داشته باشید تا ما تربیت شویم، درست شویم، خودمان راحت شویم و بقیه هم از شرّمان راحت باشند. دیگر کار خیر را بکنیم و همه انجام بدهیم؛ هیچ کسی هم کمترین چشم‌داشتی به کسی نداشته باشد و کمترین توقعی هم از کسی نداشته باشد. آن مقداری که ما توقع داریم، آن مقداری که ما انتظار داریم، آن مقداری که دنبال این هستیم بقیه ببینند، آن مقداری که دنبال این حرف‌ها هستیم، در آن مقدار ایمان ضعیف است، اخلاص نیست و خودمان داریم آسیب می‌بینیم؛ خدا که آسیب نمی‌بیند. باید به این مسئله توجه کرد.

سیره علمای ربانی در ترویج تقوا

لذا اولیای خدا به این مسئله توجه می‌کردند. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله خوشوقت را؛ ایشان همین را داشتند، همین حالت را. مثلاً یکی می‌خواست برود زیارت، می‌آمد می‌گفت من می‌خواهم بروم زیارت، بروم مشهد، چه کار کنم؟ ایشان می‌فرمودند: از همین حالا تصمیم بگیر دیگر گناه نکنی؛ همین، همین. می‌روی آن‌جا حضرت خیلی هم از تو راضی است؛ اگر یک گوشه‌ای هم خوابیدی، باز هم حضرت از تو راضی است. این خوابِ آدمِ با تقوا را، از بیداریِ آدم‌هایِ بی‌تقوا، خوابش را هم دوست دارند آن‌ها: «کَمْ مِنْ صَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ وَ کَمْ مِنْ قَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ». خیلی روزه‌دارهایی هستند که بهره‌شان از روزه، فقط گرسنگی و تشنگی است و بس؛ و بهره‌شان از شب‌زنده‌داری فقط بی‌خوابی و کم‌خوابی است. «فَحَبَّذَا نَوْمُ الْأَکْیَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ». خوش به حال مؤمن‌های کیس، که کیس را تطبیق داده‌اند در روایت به همین آدم‌هایی که بنده‌ خدایند. بنده‌ خدا شدن، از کیاست انسان است، از زیرکی انسان است. انسان هرچه می‌تواند باید کارش را برای خدا کند، نه برای این و آن؛ طرف حسابش خدا باشد: «حبذا نوم الاکیاس». خوش به حال خوابِ آدمِ با تقوا و افطار و غذا خوردنِ آدمِ با تقوا؛ این‌ها این کارهایشان از آن کارهای بقیه ارزشش بیشتر است.

آن‌وقت شما این‌جا می‌خواهی بروی زیارت؛ زیارت خیلی آداب دارد، خیلی مستحبات دارد، همه‌اش هم خیلی خوب است، همه‌اش هم خیلی مفید است؛ اما اثرش کم می‌شود خدای نکرده اگر تا ما می‌رویم مشهد و برمی‌گردیم، تا ما می‌رویم کربلا و برمی‌گردیم، تا ما می‌رویم مکه و برمی‌گردیم، یک وقت یک جایی یک اتفاق بدی بیفتد. این را نمی‌پذیرفتند. این را توجه می‌دادند که انسان همتش را و فکرش را متمرکز کند، بنشیند خودش را مطالعه کند ببیند: من کجاها زمین می‌خورم؟ کجاهاست آسیب می‌بینم؟ کجاهاست آسیب می‌زنم؟ زن و بچه و قوم و خویش و دور و بری و همسایه و همه را به چه چیزی دارم آسیب می‌زنم؟ گناهانی اگر هست، ترک کنم. این‌که این کار را می‌کند، می‌رود زیارت؛ آن‌وقت زیارت، زیارت مقبولی است و می‌شود احسن الاعمال. ممکن است خیلی هم آن‌چنان کارهای خاصی نکند، اما زیارتش زیارت مقبولی است.

کیفیت عمل یعنی این؛ یعنی آدم برای خدا [قدم بردارد]: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ همه‌اش خدا. چون هیچی دیگر غیر از خدا نمی‌ارزد که انسان عمر و وقت و فکر و کار و عملش را خرج آن بکند؛ واقعاً هیچی نمی‌ارزد و انسان زیان می‌کند: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ»؛ دعای ماه رجب دارد می‌گوید؛ هر کسی به غیر تو امید بست، برای غیر تو کار کرد، غیر تو را آورد وسط و به غیر تو اعتنا کرد، ضرر کرد. خاب، یعنی زیان کرد: «وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِکَ». هر کسی به غیر از درگاه تو جای دیگری رفت و التماس کرد و خودش را خوار و خفیف کرد، ضرر کرد. خسران؛ ضرر کرد. خدا و عمل با تقوا و خالصانه برای خدا، تا انسان اصلاح شود.

دعا و مناجات پایانی

ان‌شاءالله خدای متعال به همه‌مان توفیق مرحمت کند.

پروردگارا، به محمد و آل محمد ما را در صراط مستقیم قرار بده [حاضرین: آمین]. در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار [حاضرین: آمین]. به آن هدفی که در صراط مستقیم قرار دادی، برسان [حاضرین: آمین]. توفیق عمل صالح، توبه‌ نصوح، اخلاص در عمل به ما عنایت بفرما [حاضرین: آمین]. مشکلات روحی، اخلاقی، مادی و معنوی همه را برطرف بفرما [حاضرین: آمین]. کسانی که گردن ما حق دارند، گذشتگان، حق‌داران، اموات، ارواح طیبه‌ علما، شهدا، روح مطهر حضرت امام را غریق رحمت بفرما [حاضرین: آمین]. کسانی که به این مملکت و به دینت خدمت می‌کنند، یاری کن [حاضرین: آمین]. رهبر معظم انقلاب را یاری کن [حاضرین: آمین]. ما را قدردان نعمت ایشان قرار بده [حاضرین: آمین]. ایشان را در راه رسیدن به اهدافشان یاری کن [حاضرین: آمین]. دشمنان اسلام و مسلمین و این مملکت، شرّشان را به خودشان برگردان [حاضرین: آمین]. آمریکا، اسرائیل، وهابیت، صهیونیسم، همه شرّشان را به خودشان برگردان [حاضرین: آمین]. امت‌های اسلامی را بیدار کن [حاضرین: آمین]. امر فرج امام عصر را تسریع بفرماید [حاضرین: آمین]. ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده [حاضرین: آمین]. سلام و تحیت ما را به محضرشان برسان [حاضرین: آمین]. عاقبت امر ما را ختم به خیر بفرما [حاضرین: آمین].

بالنبی و آله و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

گزیده

۱. هدف عالی بندگی؛ عبور از وضع موجود

افق بلند و هدف عالی که امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق برای انسان ترسیم می‌کنند، رسیدن به بهترین‌ها، بالاترین‌ها و برترین‌هاست. انسان نباید به آن چیزی که هست اکتفا کند؛ بلکه باید عمل، قصد، نیت، فکر، ایمان و یقین خود را از آنچه هست بالاتر ببرد و به آن نقطه‌ کامل‌تر، اساسی‌تر و برتر برساند. امام سجاد (علیه‌السلام) در فرازهای آغازین این دعای شریف، چهار هدف اساسی را برای انسان ترسیم می‌فرمایند: رسیدن به بالاترین مرتبه از ایمان، دست یافتن به بالاترین درجه از یقین، نیل به بهترین قصد و نیت‌ها، و در نهایت تحقق بهترین و والاترین اعمال در زندگی بندگی.

۲. ملاک اصلی در اسلام؛ کیفیت عمل یا کمیت آن؟

در فرهنگ اسلامی، مسئله‌ اول و اساسی در ارزشیابی عبادات و رفتارها، کیفیت عمل است، نه کمیت و مقدار آن. چنان‌که امام سجاد (علیه‌السلام) از خداوند طلبِ «أحسن عمل» می‌کنند. در قرآن کریم نیز آمده است: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛ یعنی خداوند می‌آزماید تا ببیند کدام‌یک از شما عملش بهتر است، نه بیشتر. امام صادق (علیه‌السلام) در تبیین عملِ بهتر فرموده‌اند: درستی و برتری عمل به این است که انسان در کنار اعمال و کارهایی که انجام می‌دهد، یک ویژگی بارز در وجودش متجلی باشد و آن هم «خشیت الله» و بیم از مخالفت با فرمان پروردگار است.

۳. خداترسی؛ شاخص‌ترین صفت مؤمن در جامعه

مطلوب آن است که انسان چنان در بندگی حق‌تعالی قوت داشته باشد که روحیه خداترسی و تقوا، به عنوان صفت برجسته او در چشم دیگران دیده شود. البته این نمود نباید به خاطر مردم یا روی ریا باشد؛ فرد کار و فکرش در بندگی خداست، اما این روحیه خود به خود در رفتار او متجلی می‌شود. آن‌جایی که خیلی‌ها دروغ می‌گویند، او نمی‌گوید؛ آن‌جایی که خیلی‌ها حرف بد می‌زنند، او بر زبان نمی‌آورد؛ و آن‌جایی که خیلی‌ها با آبروی مردم بازی کرده و اسرار آدم‌ها را فاش می‌کنند، او حریم نگه می‌دارد، مقید است و حاضر نیست زیر بار گناه برود.

۴. تقوا؛ گوهر گران‌بهای سنجش عبادات

ارزش کارها به ظاهر و میزان طولانی بودن آن‌ها نیست. ممکن است فردی نماز بخواند، روزه بگیرد و کارهای معمولی روزمره را مانند همه انجام دهد؛ نمازش بیست دقیقه طول نکشد یا شب تا صبح بیدار نماند، اما در کنار این اعمال معمولی، یک گوهر گران‌بها به نام تقوا داشته باشد. چون عمل با تقوا ضمیمه می‌شود، خداوند آن را خیلی دوست دارد و برایش ارزش فوق‌العاده‌ای قائل است. سلمان فارسی نیز که در ایمان بالاترین درجه را داشت، عبادات سنگین و پیچیده‌ای به آن معنا نداشت، اما برجستگی او در ثابت‌قدم بودن بر مدار تقوا و زمین نگذاشتن دستور الهی بود.

۵. اخلاص؛ فوت کوزه‌گری در تمام عبادات

برتری و حسن عمل، علاوه بر تقوا، به یک قید اساسی دیگر یعنی «اخلاص» بستگی دارد. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند یکی از شروط بهترین عمل، نیت صادقه و حسنه است؛ یعنی قصد انسان از انجام کار، فقط و فقط اطاعت خدا باشد و هیچ منفعت دیگری مطرح نباشد. گاهی ما عبادتی انجام می‌دهیم اما قصدهای دیگری مانند فواید مادی یا سلامتی را ضمیمه آن می‌کنیم؛ این دیگر آن عبادتی که خدا می‌خواهد نمی‌شود. فوت کوزه‌گری همه‌ عبادات، اخلاص است. ما کوزه اعمال را می‌سازیم، اما اگر وقتِ فوت خاص آن یعنی اخلاص فرا برسد و آن را انجام ندهیم، عمل بی‌اثر می‌شود.

۶. خودخواهی؛ ریشه اصلی گرفتاری‌های بشر

خدای متعال می‌داند که همه‌ گرفتاری‌ها، گناهان و مشکلات بشر به نحوی زیر سر خودخواهی و خودپرستی اوست. از این رو در نظام بندگی تأکید فرموده که کارهایتان را برای خودتان انجام ندهید و در عبادات به دنبال نفع شخصی نباشید؛ بلکه کار را فقط به این دلیل که خدا دستور داده و دوست دارد انجام دهید. ایمان حاکم نمی‌شود مگر اینکه بندگی مخلصانه باشد. اگر راه اخلاص باز نشود، انسان حتی همان اعمالی را هم که انجام می‌دهد از دست خواهد رفت. تا زمانی که جهت اعمال درست نشود، حتی دانستن صدها فائده و حکمت مادی نیز نمی‌تواند ایمان ضعیف را رشد دهد.

۷. خداخواهی و رهایی از بند توقعات

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «بِالْإِخْلَاصِ یَکُونُ الْخَلَاصُ»؛ یعنی رهایی انسان از اسارتِ خودخواهی، تنها با اخلاص ممکن است. وقتی انسان کارهایش را برای چشم‌داشت، تعریف یا نفع شخصی انجام می‌دهد، مدام توقع دارد و اگر دیگران تشکر نکنند، قدر کارش را ندانند یا آن را نبینند، اذیت و ناراحت می‌شود و به او برمی‌خورد. اما وقتی عمل خالصانه و فقط برای خدا باشد، دیگر برای فرد فرقی نمی‌کند که کسی آن را دیده است یا نه؛ چرا که طرف حساب خود را تنها خدای متعال می‌داند و از بند قضاوت و توقع از مردم آزاد می‌شود.

۸. ارزش عبادات پنهانی و سیره اولیای الهی

سرّ اینکه اولیای الهی همواره تلاش می‌کردند عبادات و کارهای خیرشان هرچه مخفی‌تر باشد تا بیشتر از آن لذت ببرند، مراقبت از اصل اخلاص بود. آن‌ها نمی‌خواستند کارهایشان دیده شود. در سیره امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و کمک‌های پنهانی ایشان به فقرا این حقیقت آشکار است. تمایل به محبوبِ دل مردم شدن یا جلب منفعت آینده، انسان را پایین نگاه می‌دارد و با اخلاص منافات دارد. طبق آیات قرآن، منت گذاشتن، توقع داشتن و به رخ کشیدن کار خیر، اعمال را باطل می‌کند: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَیٰ». کار بی‌اخلاص در پیشگاه خداوند هیچ حسابی ندارد.

۹. تقوا؛ کیمیای تبدیل اعمال کم به دستاوردهای بزرگ

بر اساس روایات الهی، خداوند شریک بسیار کریمی است؛ اگر کسی در کارش غیر خدا را شریک کند، خدا سهم خود را به آن شریک می‌بخشد و تنها عملی را قبول می‌کند که خالص برای او باشد. تقوا و اخلاص، عمل انسان را به «احسن العمل» تبدیل می‌سازند؛ به طوری که ظاهر کار ممکن است معمولی باشد اما ارزش آن پیش خدا بسیار برجسته است. طبق فرموده پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ابوذر غفاری: «یا اباذر کُنْ بِالْعَمَلِ بِالتَّقْوى اَشَدَّ اِهْتِماماً مِنْکَ بِالْعَمَلِ»؛ یعنی بیش از خودِ عمل، باید به تقوای در عمل همت گماشت، چرا که هیچ عمل همراه با تقوایی کم شمرده نمی‌شود.

۱۰. حقیقت زیارت مقبول در کلام بزرگان

در توصیه علمای ربانی مانند آیت‌الله خوشوقت آمده است که حقیقت آداب و مستحبات زیارت، در ترک گناه تجلی می‌یابد. ایشان به زائران می‌فرمودند از همین حالا تصمیم بگیرید گناه نکنید، آن‌وقت امام از شما راضی خواهد بود؛ چرا که خوابِ آدم با تقوا از بیداری و شب‌زنده‌داری آدم بی‌تقوا ارزشمندتر است. به تعبیر روایات، چه بسیار روزه‌دارانی که بهره‌شان فقط تشنگی است و چه بسیار شب‌زنده‌دارانی که بهره‌ای جز بی‌خوابی ندارند. ارزش اثرگذاری سفرهای زیارتی مکه، کربلا و مشهد به این است که انسان کانون‌های آسیب و گناه را در وجود خود شناسایی و اصلاح کند.

فهرست

1️⃣ افق بلند مکارم‌الاخلاق و اهداف انسان

◽️ حرکت از وضع موجود به سوی برترین نقطه‌ ایمان و یقین

◽️ ترسیم چهار هدف اساسی بندگی در کلام امام سجاد (ع)

2️⃣ اصالت کیفیت عمل در فرهنگ اسلامی

◽️ تقدم کیفیت و حسنِ عمل بر کمیت و مقدار آن

◽️ حقیقتِ درستی عمل در پرتو «خشیت‌الله» و بیم از گناه

3️⃣ تقوا؛ معیار برجستگی مؤمن در جامعه

◽️ تجلی روحیه خداترسی در رفتار اجتماعی و حریم‌داری

◽️ تقوا به عنوان گوهر گران‌بهای سنجش و قبولی عبادات

4️⃣ اخلاص؛ روح و فوت کوزه‌گری عبادات

◽️ بندگی مخلصانه و رهایی از بند منافع شخصی و مادی

◽️ رشد ایمان در پرتو نیت صادقه و حسنه‌ بندگی

5️⃣ رهایی از خودخواهی و اسارت توقعات

◽️ تبیین کلام امیرالمؤمنین (ع): «بالاخلاص یکون الخلاص»

◽️ آزادی از قضاوت مردم و دوری از منت و آزار در کار خیر

6️⃣ ارزش عبادات پنهانی در سیره اولیای الهی

◽️ مراقبت از اصل اخلاص با پنهان‌سازی اعمال صالح

◽️ بی‌اخلاقی و بطلان عمل در پیشگاه پروردگار کریم

7️⃣ حقیقت زیارت مقبول و کیفیت بندگی

◽️ تجلی حقیقت مستحبات زیارت در ترک گناه و تقوا

◽️ تقدم خواب آدم با تقوا بر بیداری و شب‌زنده‌داری بی‌تقوا

💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وب‌سایت: ostadmohammadi.ir

💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاه‌های اسلام در موضوعات:

  • 🔸اخلاق فردی
  • 🔸اخلاق اجتماعی
  • 🔸خانواده

📲 شناسه در شبکه‌های اجتماعی:
🔗 @ostadmohammadi_ir

بهترین عمل: تقوا و اخلاص در بندگی - شرح صحیفه سجادیّه(جلسه نهم) مسجد میزان الاعمال

موضوع: صوت کامل سخنرانی