
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هشتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۵ دی۱۴۰۳

📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هشتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۵ دی۱۴۰۳
📖 شرح صحیفه سجادیّه(جلسه هشتم)
💠 برنامه هفتگی - چهارشنبه شب ها - مسجد میزان الاعمال امام علی(علیه السلام)
🗓 ۵ دی۱۴۰۳
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین. ولعنت الله علی اعدائهم اجمعین.
صحبت در عبارات دعای شریف مکارمالاخلاق بود؛ رسیدیم به این قسمت که میفرماید:
«وَانْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَبِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»
دو مسئله را امام سجاد (علیهالسلام) میفرمایند؛ یکی مسئله نیت و قصد انسان هست، که فرمودند من برسم به آن نقطهای که نه فقط قصد و نیت بد از انجام کارها نداشته باشم، بلکه در بین قصدها و نیتهای خوب، آن قصد و نیت بهتر را بتوانم در انجام کارهایم پیاده کنم؛ که این مقداری توضیحش داده شد.
عبارت بعدی این هست: «وَبِعَمَلِی إِلَی أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ».
خدایا به من توفیق بده که عمل من مثل نیتم، و به دنبال نیت و قصدم باشد؛ عملم نه فقط عمل بد و غلط نباشد، بلکه در بین اعمال خوب، بهترین عمل باشد؛ بهترین عمل. یعنی کارهایی که من انجام میدهم، بهترین باشد. این یه مقدار توضیح میخواهد.
یک مسئله مهمی که در اسلام مطرح هست، مسئله اعمال صالح و خوب هست؛ اینکه انسان تلاش کند هر چه میتواند، هم برای رشد ایمانش و هم به عنوان ذخیرهای برای آخرتش، اعمال صالح بیشتر انجام بدهد. دیگر انواع و اقسام اعمال صالح و عبادات مطرح هست و انشاءالله آشنا هستیم.
ولی باید این توجه را داشت که در اسلام و از نظر اسلام، کیفیت عمل اهمیتش خیلی مهمتر است از کمیت عمل؛ کیفیت عمل. یعنی ابتداعاً آن چیزی که برای خدای متعال مسئله اصلی هست، کثرت و زیادی اعمال خوب نیست؛ که یکی مثلاً خیلی نماز میخواند، خیلی عبادت میکند، خیلی زیارت میرود، خیلی خدمت به مردم میکند، خیلی این کارها را دارد؛ اینها خیلی خوب است، اما به شرط اینکه کیفیت این کارها هم درست بشود؛ کیفیت عمل.
خدای متعال در قرآن کریم میفرماید:
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»
این بساط مرگ و زندگی و این عالم، کلاً برای این به پا شده که خدا در حوادث روزگار و در مسائل مختلف زندگی که با آن مواجه هستید، [امتحان کند تا] بر خودتان ثابت بشود، بفهمید و ببینید که چه کارهاید؛ و معلوم بشود چه کسانی «أَحْسَنُ عَمَلًا» هستند، یعنی عملشان بهتر است؛ نه «أَکثَرُ عَمَلًا»، که یعنی خیلی بیشتر، اعمال زیادی انجام میدهند یا کارهای خیر زیادی انجام میدهند.
در عرفِ بین انسانها، یکی که خیلی کارهای خوب زیاد میکند، یک وجهه و اعتباری از این جهت دارد. خوب است، کثرت عمل خیلی خوب است؛ اما از نظر خدای متعال و در روایات میفرمایند نگاه نکنید به کثرت عمل و به زیادی کارهایش. این خیلی کارهای خوب زیاد میکند، خیلی مثلاً روزه میگیرد، خیلی نماز میخواند، خیلی هر کاری، هر کار خوبی؛ این «خیلی» و «زیادش»، ملاک اول برای خدای متعال نیست. بلکه فرمودند نگاه کنید به آن — حالا به اصطلاح ما — کیفیت کارش؛ ببینید کیفیت کارهایش چطور است. از چه لحاظ؟ از چند تا لحاظ.
اینجا امام صادق (علیهالسلام) این آیه را که «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» هست توضیح میفرمایند؛ میفرمایند خدا نگفته «أَکثَرُ عَمَلًا»، «لَیْسَ یَعْنِی أَکْثَرَ عَمَلًا»؛ نمیگوید زیاد، بلکه «أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا»؛ اصوب با صاد، صواب با صاد؛ یعنی کار شایسته، کار درست. کاری که یک شایستگیهایی هست که باید داشته باشد، یک ویژگیهایی باید داشته باشد.
یعنی من که فقط الآن نهایتاش میتوانم این نمازم را بخوانم، این روزهام را بگیرم، حالا یک سری کارهایی را میتوانم انجام بدهم و یک سری کارهایی را هم نمیتوانم انجام بدهم، این کارهایی که میتوانم انجام بدهم یک ویژگیهایی باید داشته باشد، و این خیلی مهم است. دیگر نگاه نمیکنند به اینکه کمه؛ مثلاً آن فلانی خیلی بیشتر نماز میخواند یا کار خیر میکند، این کمتر. این در چشم ما ملاک است، در نظر خدای متعال این ملاک نیست؛ در نظر خداییها این ملاک نیست.
فرمودند: «لَیْسَ یَعْنِی أَکْثَرَ عَمَلًا وَ لَکِنْ أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا»؛ هر کس عملش از صواب — با صاد — و شایستگی و اتقان بیشتری برخوردار [باشد]، نزدیکتر است.
بعد فرمودند: «وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ»؛ حالا این صواب که میگوییم، این شایستگی عمل به چیست؟
یک: «خَشْیَةُ اللَّهِ»؛ این است که این آدم را وقتی نگاه میکنی، تویش و درش خداترسی را ببینی؛ خداترسی، خشية الله، خداترسی را ببینی. خب مهمترین و اصلیترین جایی که میشود یک انسان را به خداترسی شناخت کجاست؟ آنجایی که با دستورات خدا مواجه میشود؛ با واجبات الهی و محرمات الهی. ما از هر دری و از هر طرفی برویم، مواجه میشویم با این مسئله؛ از هر راهی برویم با این مسئله مواجه میشیم. با چه چیز؟ واجبات و محرمات.
اینجا قبلاً عرض کردیم، هیچی در اسلام از این جهت مهمتر از انجام واجبات و ترک گناهان نیست؛ هیچی. همین عبارات اول این دعای مکارمالعلاق منتهی میشود به همین؛ به توضیحی که خودشان فرمودند، نه به توضیحی که بنده و امثال بنده به ذوق خودمان بخواهیم بدهیم، نه، خودشان فرمودند. که ببینی در واجبات الهی محکم است؛ از اینکه یک واجبی از او ترک بشود میترسه، واقعاً واهمه دارد. این را در او میبینی.
از صفات متقین، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «أَنَّکَ تَرَی لَهُمْ قُوَّةً فِی دِینٍ»؛ یکی از چیزهایی که میبینی برجسته است در آنها، این است که در دینداریشان خیلی محکمند. آدمهای شلی نیستند؛ آدمهای مسامحهکار، سهلانگار، همینطور مصلحتاندیشِ بیجهت، اینطوری نیستند. «قُوَّةً فِی دِینٍ»؛ در دین، یعنی در اطاعت فرمان خدا میبینی خیلی محکم است، قوی است. اینجا شل نمیآید، شل نمیشود. پاهایش سست نمیشود، همتش کم نمیشود. واجبه؟ محکم است، پایش هست. خجالت نمیکشد؛ حالا این واجبه، حالا بقیه میبینند، بقیه چی میگن، آبروم میره، حالا سبکه، یک حالیه، یک جوریه که من بخواهم واجب الهی را به آن مقید باشم؛ اینجوریاند اینها. واجبات و محرمات.
به گناه که میرسد، در دوری از گناه هیچی دیگر سرش نمیشود، محکم است. دنبال ماستمالی کردن نیست که حالا یک کاریاش بکنیم دیگر، حالا یک شب هزار شب نمیشود، یک ذره چیزی نیست که حالا؛ خیلی برایشان این مهم است، این خیلی مهم است. «أَنَّکَ تَرَی لَهُمْ قُوَّةً فِی دِینٍ»؛ میبینی، ببین تعبیر اینطوری اینجوریه، میبینی. یک چیزی نیست که همهاش مخفی باشد در زندگیِ پشت پرده و شخصیاش، نه، اصلاً برجسته است، بارز است، که در واجبات الهی و محرمات الهی مسامحهای ندارد، خجالتی ندارد، کوتاهی ندارد، بیجهت مصلحتسنجی ندارد؛ اینها محکم است.
که نمونه بارزش در زمان ما، امام راحل ما بود؛ این ویژگی در ایشان، هم در خصلتهای فردی ایشان — کسانی که با ایشان معاشر بودند میگویند و نقل میکنند — و هم در مسائل عمومیشان [بارز بود]. آنجایی که تشخیص میداد حکم الهی این است، هیچ تعارفی نداشت. آنجا که مسئولین پاهایشان میلرزید، تنشان میلرزید، همتهایشان سست میشد در اجرای یک قانونی — مثل قانون حجاب، مثل قانون قصاص که در دهه شصت اینها مطرح شد آن اوایلش و هزینهدار بود — ولی ایشان ایستادند محکم، از آبروشان مایه گذاشتند.
خیلی چیزها همون چیزی است که الآن نمیبینیم، کم میبینیم؛ که خیلی از مسئولین برای اینکه چهار تا رای بیشتر جمع کنند، اول میآیند از همین دستورات الهی کوتاه میآیند، تنزل میکنند، اینها را مسخره میکنند، اینها را زیر سؤال میبرند که رای بیشتر بیاورند؛ برای اینکه رای میخواهند. اما آن که عبد صالح خداست، خدا برایش مهم است؛ اجرای حکم خدا مهم است، دستور خدا مهم است. لذا هیچ تعارفی نداشت که بیاید اعلام کند و بگوید و محکم هم پایش بایستد؛ آنهایی که مسنترند از بنده، خب آنها بهتر میدانند، دیدند این چیزها را، که ایشان در آن دهه شصت در این مسائل چقدر محکم بود، جدیت به خرج داد در اصل این برنامهای که به پا کرد، در اصل این کارهایی که کرد مسامحهای نداشت. سر حقوق مردم مسامحهای نداشت؛ حق مردم، اجرای دستور خدا، رعایت حق مردم.
این چیزی که کسانی که با خدا میانهشان خوب نیست، وقتی مسئول میشوند هر دو را، هر دو تا را آسیب میزنند؛ هم دستورات خدا را زیر پا میگذارند، هم حقوق مردم را از مردم میگیرند و دریغ میدارند و کوتاهی میکنند و مردم را در رنج و اذیت و آزار قرار میدهند. این دو تا در او برجسته بود.
به هر حال این ویژگی هست؛ فرمودند این که خدا فرموده «أَحْسَنُ عَمَلًا»، عمل حسن، عمل احسن، این نقطهست که وقتی این فرد را نگاه میکنی، خیلی در او این مسئله را برجسته میبینی که اطاعت خدا، گوش به حرف خدا دادن، انجام واجبات الهی و دوری از گناهان الهی برایش خیلی مهم است؛ فرار میکند، کوتاه نمیآید، محکم است، این خیلی مهم است. «إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ»؛ این خداترسی را در او میبینی. از خدا میترسد، از مخالفت خدا میترسد، از اینکه مبادا حرف خدا روی زمین بماند میترسد. خدا خودش که ترس ندارد، این مسئله ترس دارد. «أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی».
خدا ارزشش خیلی بالاست، بیش از بقیه هست، بیشتر است؛ خداست. حرفش نباید زمین بماند. همه نفعش هم تو جیب خودمون میرود، یعنی سر سوزنی نفعی هم برایش ندارد. تنها مسئلهایست که هر چه خیر هست، در گوش دادن به حرف خداست و سر سوزنی در این گوش به حرف دادن، نفع و سودی عاید خود خدا نمیشود. حالا همهام کافر بشوند، همهام بینماز بشوند، همهام بیحجاب بشوند، خدای متعال که آسیبی به دامن کبریاییاش وارد نمیشود، احتیاج ندارد؛ میگوید من این چیزها را برای خودتان گفتم، خواستم خودتان زندگیتان درست پیش برود، هم دنیاتان آباد بشود و هم آخرت؛ حالا نمیخواهید، نخوانید، چه کنم. «أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا».
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید خدایا من را به این نقطه برسان که اگر کارهای خوبی انجام میدهم، برسم به آن نقطهای که بهترین کار را انجام بدهم. بهترین کار چیست؟ بهترین کار چیست؟ این، همین مسئلهست. انجام واجبات الهی مستمراً هیچ از من ترک نشود، ترک گناهان الهی مستمراً هیچ از من ترک نشود؛ نه یک روز و دو روز و یک هفته و یک ماه و یک سال، در این ثابتقدم باشم. آسمان زمین بیاید، هر اتفاقی میخواهد بیفتد، من اینها را محکم نگه دارم؛ اجازه ندهم حق خدا، دستور خدا ضایع بشه، روی زمین بمونه. یکی از جهات احسن عمل این است؛ کیفیت منظور اینه که آدم اگه نماز میخواند، اگه روزه میگیرد، اگه کار خوب میکند، حواسش باشد گناه نکند.
لذا اینجا وقتی تقوا میآید وسط، دیگر این مسئله اصلی میشود. این باشد کنار کار آدم، دیگر حلِ مشکل [است]. لذا امام باقر (علیهالسلام) میفرماید امیرالمؤمنین زیاد این رو میفرمودند، امیرالمؤمنین زیاد این رو میفرمودند که: «لَا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَی وَ کَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ»؛ اگر شما کارتان، کارهای خیرتان کم باشد، ولی کنارش تقوا را داشته باشد آدم؛ یعنی میگوید حالا من که نمیتوانم کارهای خیر زیادی انجام بدهم، دستم بستهست، دستم کوتاهه، تقوا را که میتوانم داشته باشم، این را داشته باشم. وقت اینجا امیرالمؤمنین میفرماید این خیلی مهمه، این را دیگر کم نگیرید؛ این پیش خدا کم نیست، خیلی ارزش دارد. چرا؟ «کَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ»؛ چون خدا خودش در قرآن فرموده من فقط و فقط و فقط از یک دسته از آدمها اعمالشان را قبول میکنم، از مابقی هم قبول نمیکنم. «إِنَّمَا»، این «إِنَّمَا» در عربی تا میآید، یعنی فقط و فقط؛ جز این نیست، فقط اینه، استثناء هم ندارد. «یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا از کسانی که گناه نمیکنند، با تقوایند [قبول میکند]. تقوا هم یعنی همین گناه نکردن. تقوا چیز سنگینِ پیچیده اونچنانی نیست، یعنی همین گناه نکنند؛ زندگیاش را بکند، کارهایش را بکند، اما فقط جایی که به گناه میرسد انجام ندهد. وقت امیرالمؤمنین زیاد این را میفرمود کم نگیرید، کم حساب نکنید، پیش خدا کم نیست عملی که مقبول خدا واقع بشود، خدا میپذیرد.
این قاعده را خدای متعال در قرآن کریم داده. ما میگوییم قبول باشد انشاءالله، زیارت قبول باشد، نماز میخوانیم قبول باشد انشاءالله، انشاءالله خدا ازمان قبول کند؛ این را در قرآن خدا صریح فرموده. گفته اگر تقوا باشد، حتماً قبوله، شک نکنید. اگر تقوا هم نیست، حتماً قبول نیست، شک نکنید. البته قبول غیر از صحیح بودن عمله؛ نماز یک وقت صحیح هست، از گردن انسان ساقطه، قضا دیگر ندارد، این تکلیف را هم انجام داده رفته؛ صحیح بودن یعنی مطابق رساله درست باشد، باطل نباشد. اما هر صحیحی قبول نمیشود؛ صحیحی که کنارش تقوا باشد، یعنی گناه نباشد، قبول میشود صددرصد؛ قبول میشود.
لذا فرمودند این نقطه برسد. راوی میگوید پیش امام صادق (علیهالسلام) بودیم، من گفتم خب ما که عملی نداریم، کاری نداریم، حضرت فرمودند این حرفها را نزنید. اینکه آدم همینطور بنشیند بگوید خب ما مثلاً فلانیم و اینها، این حرفهایی که خیلیهایش واقعیت هم ندارد، سر تعارفه مثلاً. اینطوری حرف نزنید، مؤمن اینطوری حرف نمیزند. فرمودند به این مضمون، که تو اگر راست میگویی تقوایت را داشته باش، درست میشود. اینطوری حرف نزنید، به جای اینکه این حرفها را بزنید، مراقبت کنید نسبت به تقوایتان.
بعد فرمودند: «قَلِیلُ الْعَمَلِ مَعَ التَّقْوَی خَیْرٌ مِنْ کَثِیرِ الْعَمَلِ بِلَا تَقْوَی»؛ عملت کم باشد، یک کسی همین نمازش را، روزهاش را، خمسش را، حجش را، واجباتش را، اینها را انجام میدهد، دیگر شرایطش مهیا نیست کارهای بیشتری [بکند]؛ «قَلِیلٌ مَعَ التَّقْوَی خَیْرٌ»، خیلی بهتر است از «کَثِیرِ الْعَمَلِ»؛ آن کسی که خیلی کارهای خوب زیاد میکند و، اما یک تقوا هم کنارش نیست.
بعد راوی میگوید مگه میشه؟ مثلاً یک کسی خیلی کارهای خوب میکند، ولی تقوا ندارد؟ حضرت فرمودند بله، مثلاً اطعام میکند، خدمت به مردم میکند، به داد مردم میرسد، کارهای خیر میکند؛ خب این خدمت به مردم از آن عبادات خیلی بزرگه و خیلی مهمه. حالا مثال در روایت روی این میزنند، یعنی یک عبادت به این بزرگی. چون از عبادات بزرگه خدمت به مردم، بعد از تقوا. بعد میفرماید این کارها را میکند، خیلی به این کارها دارد مثلاً، ولی گاهی هم یک باب حرامی، درِ حرامی به رویش باز بشود، خب میکند، یک گناهی هم گاهی میکند بینش. همون بین کارها یک وقت یک حرف تندی میزند دل یکی را به درد میآورد؛ دل یکی را میسوزاند، قلبش را میشکند؛ این را مثال بنده دارم میزنم، اینها در روایت نیست؛ حرف تندی میزند، بدی میکند، تندیِ بدی میکند، این کارها را میکند؛ آن کارهای خوب را میکند، یک وقتهایی هم اینها لابهلای کارهایش، بین کارهایش هست. فرمودند این همون کثیر عمل، عملِ زیادِ بلا تقواست؛ تقوا تویش نیست، وقت این ارزشش خیلی کمه.
کیفیت مهمه نه کمیت، اولاً. ولی میفرمایند در ادامه، ولی یکی هست نه دستش کوتاهه، نمیتونه، پول نداره اطعام بکند، پول ندارد قربانی کند، پول ندارد کمک کند، خیلی شرایطش نیست کارهای خیر انجام بدهد، اما یک هنر را دارد؛ و آن اینه که «إِذَا ارْتَفَعَ لَهُ بَابٌ مِنَ الْحَرَامِ لَمْ یَدْخُلْ فِیهِ»؛ اگه یک گناهی پیش بیاید این گناه را نمیکند. مرده، پای کاره، محکمه، گناه را نمیکند. خب شما نمیتوانی کارهای خوب زیاد انجام بدهی، این را که میتوانی انجام بدهی.
لذا برگشت این حرف، اینطوری حرف زد پیش امام صادق، امام صادق (علیهالسلام) فرمودند اینجوری حرف نزنید، ما که عملی نداریم و این حرفهای تعارفی که گاهی واقعیت پشتش نیست، که گاهی اینطوریه. حالا یا اگه کسی از سر واقعیت دارد میگوید، خب آن اشکال ندارد، یه وقت یکی تعارفی یک حرفی میزند، میگوید خب به جای اینکه این تعارفها را بکنید، این حرفها را بزنید، مراقبت کنید روی عملتان، روی تقوایتان؛ تقوایتان آسیب نبیند. این کسی که ولو عملش کمه ولی تقوا دارد، این پیش خدا خیلی عزیزه، این برای خدا مهمه؛ نه آن که زیاده.
لذا فرمودند نگاه نکنید به کثرت عمل یک کسی. نگاه کنید ببینید در مواجهه با گناه چجوریه؛ در دست اطاعت خدا، در واجبات و محرمات چه حالی دارد، چجوریه، آنجاها چقدر این مسئله برایش مهمه. خدا در نظرش چقدر ارزش دارد؛ خدای متعال چقدر در نظرش ارزش دارد. وقت این کسانی که این ویژگیها را دارند، همین «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ» [هستند]؛ اینها را وقتی نگاهشان میکنی میبینی خب یک چیز در نظرشان خیلی بزرگه، با عظمت تره، خیلی برایش حریم قائلند، آن هم خداست؛ «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»؛ بعد دیگر غیر خدا نه، اینقدر بزرگ نیست. ما گاهی از بقیه بیشتر میترسیم، خجالت میکشیم تا از خدا؛ این ایمان ضعیفه، خطر دارد. خدا بیشتر از بقیه انشاءالله ارزش دارد، خدا بیشتر از بقیه اعتبار دارد، حریم دارد؛ اینها «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ».
حالا امام سجاد (علیهالسلام) در این چهار قسمت اول این دعا، ما را توجه میدهند به این مسئله، که شما اگه میخواهید مکارم اخلاق حاصل کنید، زمینههایش همین چیزهاست؛ زمینههایش اینه که آدم شروع کند به چی؟ یک چیزهای پیچیده و مبهم و سخت و سنگین اونچنانی نیست؛ واجبات الهی و محرمات الهی. اول باید بشناسد در رساله، بعد هم عمل کند. وقتی که شناخت و عمل کرد، ایمان یواشیواش رشد میکند، یقین بالا میرود، نیت انسان و قصد انسان اصلاح میشود، بالا میرود، و عمل انسان میرسد به بهترین عمل. پس در اسلام، اولاً و اساساً اولویت با کیفیت عمله، بعد از تأمین کیفیت عمل از این جهت، وقت دیگر کمیت عمل ارزش دارد؛ ارزش دارد. اما اولاً و اصالةً ارزش با کیفیت عمله. نگاه کنیم ببینیم خب این آقا که اینقدر کارهای خیری میکند و تو چشمه، یک گاهی هم اگه یک گناهی، یک چیزی، یک واجبی چیزی پیش آمد، چقدر آنجا محکم است، برایش مهمه، خدا در نظرش چقدر ارزش دارد، خدای متعال چقدر در نظرش ارزش دارد؛ وقت این کسی که ولو عملش کمه ولی تقوا دارد، این پیش خدا خیلی عزیزه، این برای خدا مهمه، نه آن که زیاده.
سلمان فارسی وقتی گفت من چه کارهایی میکنم، خب سلمان ده پله ایمان را طی کرده بود، ایمانش در آن حدِ اکمل الایمان بود. اما کارهایی که در روایات از او نقل میکنند، خیلی کارهای خارقالعاده، سنگین، پیچیده اونچنانی هم نبوده. برخلاف تصور عموم نه، منتها برجستهترین ویژگیاش که قاعدهاش را حضرات بیان کردند که کی میشود از ما اهلبیت، فرمودند «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ»؛ شما همهتان میتوانید ما اهلبیتی باشید، محرم باشید، خودونی باشید، ما شما را از خودمان حساب کنیم. کی؟ شرطش این است که در اطاعت خدا، در این واجبات و محرمات، انسان ثابتقدم و محکم باشد. این میشود «أَحْسَنُ الْعَمَلِ». از هر کاری، رعایت تقوا از همه چیز بالاتر، برتر، با فضیلتتر، مفیدتر و سودمندتره، هم به حال دنیامون، هم به حال آخرتمون. هم دنیامون مهمه، هم آخرت مهمه، هر دو تا باید تأمین باشد، هر دو تا باید آباد باشد، هر دو تا را هم این درست میکند.
انشاءالله خدای متعال به همهمان توفیق مرحمت کند که بتوانیم این مسئله را به آن توجه کنیم، یاد بگیریم، عمل بکنیم و بر سر این بندگی خدا ثابتقدم باشیم و انشاءالله با عاقبتبهخیری از این دنیا برویم. نثار ارواح طیبه همه کسانی که در مسیر بندگی خدا بودند و این مسیر را به ما رساندند و به ما یاد دادند، مخصوصاً حضرات معصومین (علیهمالسلام)، ارواح طیبه علما، شهدا و روح حضرت امام، سه صلوات عنایت بفرمایید.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
یک مسئله مهم که در اسلام مطرح است، مسئله اعمال صالح و خوب است که انسان تلاش کند هر چه میتواند هم برای رشد ایمانش و هم به عنوان ذخیرهای برای آخرتش، اعمال صالح بیشتر انجام بدهد. انواع و اقسام اعمال صالح و عبادات مطرح است و انشاءالله آشنا هستیم. ولی باید توجه داشت که در اسلام و از نظر اسلام، کیفیت عمل اهمیتش خیلی مهمتر از کمیت عمل است؛ کیفیت عمل. یعنی ابتداعاً آن چیزی که برای خدای متعال مسئله اصلی است، کثرت و زیادی اعمال خوب نیست؛ که یکی مثلاً خیلی نماز میخواند، خیلی عبادت میکند، خیلی زیارت میرود، خیلی خدمت به مردم میکند؛ اینها خیلی خوب است، اما به شرط اینکه کیفیت این کارها هم درست بشود؛ کیفیت عمل.
بساط مرگ و زندگی و این عالم کلاً برای این به پا شده است که خدا در حوادث روزگار و در مسائل مختلف زندگی که با آن مواجه هستید، [امتحان کند تا] بر خودتان ثابت بشود، بفهمید و ببینید که چه کارهاید؛ و معلوم بشود چه کسانی «أَحْسَنُ عَمَلًا» هستند، یعنی عملشان بهتر است؛ نه «أَکثَرُ عَمَلًا»، که یعنی خیلی بیشتر، اعمال زیادی انجام میدهند یا کارهای خیر زیادی انجام میدهند. در عرفِ بین انسانها، یکی که خیلی کارهای خوب زیاد میکند، یک وجهه و اعتباری دارد. خوب است، کثرت عمل خیلی خوب است؛ اما از نظر خدای متعال و در روایات میفرمایند نگاه نکنید به کثرت عمل و به زیادی کارهایش؛ این «خیلی» و «زیادش»، ملاک اول برای خدای متعال نیست.
امام صادق (علیهالسلام) آیه «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» را توضیح میفرمایند؛ میفرمایند خدا نگفته «أَکثَرُ عَمَلًا»؛ نمیگوید زیاد، بلکه «أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا»؛ صواب با صاد یعنی کار شایسته، کار درست. کاری که یک شایستگیهایی دارد، یک ویژگیهایی باید داشته باشد. یعنی من که فقط الآن نهایتاش میتوانم این نمازم را بخوانم، این روزهام را بگیرم، حالا یک سری کارهایی را میتوانم انجام بدهم و یک سری کارهایی را هم نمیتوانم، این کارهایی که میتوانم انجام بدهم یک ویژگیهایی باید داشته باشد و این خیلی مهم است. دیگر نگاه نمیکنند به اینکه کم است؛ مثلاً آن فلانی خیلی بیشتر نماز میخواند یا کار خیر میکند، این کمتر. در نظر خدای متعال این ملاک نیست.
مهمترین و اصلیترین جایی که میشود یک انسان را به خداترسی شناخت کجاست؟ آنجایی که با دستورات خدا مواجه میشود؛ با واجبات الهی و محرمات الهی. هیچی در اسلام از این جهت مهمتر از انجام واجبات و ترک گناهان نیست؛ هیچی. از صفات متقین، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «أَنَّکَ تَرَی لَهُمْ قُوَّةً فِی دِینٍ»؛ یکی از چیزهایی که میبینی برجسته است در آنها، این است که در دینداریشان خیلی محکمند. آدمهای شلی نیستند؛ آدمهای مسامحهکار، سهلانگار، همینطور مصلحتاندیشِ بیجهت، اینطوری نیستند. در دین، یعنی در اطاعت فرمان خدا میبینی خیلی محکم است، قوی است. پاهایش سست نمیشود، همتش کم نمیشود. واجبه؟ محکم است، پایش هست و از گناه دوری میکند.
آن که عبد صالح خداست، خدا برایش مهم است؛ اجرای حکم خدا مهم است، دستور خدا مهم است. لذا هیچ تعارفی ندارد که بیاید اعلام کند و بگوید و محکم هم پایش بایستد؛ مسئولینی برای اینکه چهار تا رای بیشتر جمع کنند، اول میآیند از همین دستورات الهی کوتاه میآیند، تنزل میکنند، اینها را زیر سؤال میبرند که رای بیشتر بیاورند؛ برای اینکه رای میخواهند. اما عبد صالح در اجرای دستور خدا و رعایت حق مردم مسامحهای ندارد. کسانی که با خدا میانهشان خوب نیست، وقتی مسئول میشوند هر دو را آسیب میزنند؛ هم دستورات خدا را زیر پا میگذارند و هم حقوق مردم را از مردم میگیرند و مردم را در رنج قرار میدهند.
امام باقر (علیهالسلام) میفرماید امیرالمؤمنین زیاد این را میفرمودند که: «لَا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَی وَ کَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ»؛ اگر کارهای خیرتان کم باشد، ولی کنارش تقوا را داشته باشید، پیش خدا کم نیست، خیلی ارزش دارد. چون خدا خودش در قرآن فرموده من فقط و فقط از یک دسته از آدمها اعمالشان را قبول میکنم: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا از کسانی که گناه نمیکنند و با تقوایند قبول میکند. تقوا هم چیز سنگینِ پیچیده اونچنانی نیست، یعنی همین گناه نکنند؛ زندگیاش را بکند، کارهایش را بکند، اما فقط جایی که به گناه میرسد انجام ندهد. عملی که مقبول خدا واقع بشود، پیش خدا کم نیست.
برجستهترین ویژگی سلمان فارسی که قاعدهاش را حضرات بیان کردند که کی میشود از ما اهلبیت، فرمودند: «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ»؛ شما همهتان میتوانید ما اهلبیتی باشید، محرم باشید، خودمانی باشید و ما شما را از خودمان حساب کنیم. کی؟ شرطش این است که در اطاعت خدا، در این واجبات و محرمات، انسان ثابتقدم و محکم باشد. این میشود «أَحْسَنُ الْعَمَلِ». از هر کاری، رعایت تقوا از همه چیز بالاتر، برتر، با فضیلتتر، مفیدتر و سودمندتر است، هم به حال دنیامون و هم به حال آخرتمون. هم دنیامون مهمه و هم آخرت مهمه؛ هر دو تا باید تأمین و آباد باشد و تقوا هر دو را درست میکند.
1️⃣ فرازی از دعای مکارمالاخلاق
◽️ تبیین نیت برتر در طاعات («أَحْسَنِ النِّیَّاتِ»)
◽️ رسیدن به نقطه عمل برتر («أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ»)
2️⃣ اهمیت کیفیت عمل در اسلام
◽️ تقدم کیفیت و استواری کار بر کمیت و کثرت آن
◽️ بساط مرگ و زندگی؛ آزمونی برای سنجش «احسن عملاً»
3️⃣ تبیین مفهوم «أصوبکم عملاً»
◽️ معنای کار شایسته و درست در نگاه امام صادق (علیهالسلام)
◽️ تقدم ملاکهای الهی بر نگاه و ملاکهای عرفی انسانها
4️⃣ حقیقت خداترسی و پایداری در دین
◽️ مواجهه مستمر با واجبات الهی و محرمات الهی
◽️ تجلی ویژگی «قُوَّةً فِی دِینٍ» در صفات متقین
5️⃣ سیره عبد صالح در اجرای احکام الهی
◽️ قاطعیت، سازشناپذیری و نفی مصلحتسنجیِ بیجهت
◽️ ملاک بندگی؛ ملازمهِ اجرای دستور خدا و رعایت حقوق مردم
6️⃣ ارزش عمل مقبول و حقیقت تقوا
◽️ تبیین قاعده قرآنیِ «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»
◽️ تفاوت عملِ کمِ همراه با تقوا با کثرتِ عملِ بیتقوا
7️⃣ ملاک محرمیّت در محضر اهلبیت (علیهمالسلام)
◽️ تبیین قاعده «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ» در سیره سلمان
◽️ نقش تقوا در آبادانی و تأمین همزمانِ دنیا و آخرت
💻 رسم بندگی
🌐 نشر بیانات استاد محمدی
🔗 وبسایت: ostadmohammadi.ir
💠 پرسش و پاسخ دینی
🔹 بیان دیدگاههای اسلام در موضوعات:
موضوع: صوت کامل سخنرانی